Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یه چیزی هست که لازمه در موردش حرف بزنیم
درباره (چارلی) و منه
وقتی جوون هستی
فکر می کنی بزرگترا همه مشکلات رو حل کردن
توی مراسم خاکسپاریش، سخنرانی کردی
بهت اعتماد داشتم
کاش این حرف درست بود
در مورد شبی هستش که (چَد) مرد
قلب برادرت توی بدن (اِریک)ه
به نظرم همه ما در حال پیشرفتیم
مدام میگی لازمه بدونی بدون سرطان، کی هستی
شاید منم لازم باشه بفهمم بدون تو کی هستم
...ما اشتباه می کنیم - (گَری) -
اگه قراره از نظر جنسی این ریختی فعال باشی
باید مراقب باشی
ولی این بخش از زندگی...
هی! این علامت ایسته
از زمان (کِلوئی)، با هیشکی نبودم
...چیزی که واقعاً مهمه
قراره بهش بگم الان زمان مناسبی نیس
کاریه که در مرحله بعد انجام میدی...
مراقبش باشین – قول میدم -
میخوام یه بچه به فرزندخوندگی بگیرم
منم دلم میخواد یکی رو نجات بدم
خیلی خب
اوه، سلام
من (رُم) هستم – و من (رِجینا) هستم -
و ما (هاوارد) هستیم
چیکار داری می کنی؟ - هان؟ کاریو می کنم که گفتی -
نه. گفتم که نمی تونیم با هم بگیم " ما (هاوارد) هستیم "
وحشتناکه
جداً به افرادی که در یک زمان
چیزایی میگن، اجازه میدی کودکتو به فرزند خوندگی قبول کنن؟
نه
تذکر دیگه ای ندارین، آقای (اِسپیلبِرگ)؟ : توضیح مترجم اِستیوِن آلِن اِسپیلبِرگ) کارگردان) تهیه کننده و فیلمنامهنویس نامدار آمریکایی است
...حالا که بهش اشاره کردی
نه. هرکاری بکنی خوشم میاد
مخصوصاً وقتی که اینطوری صاف میشینی
متاسفم
فقط، شنیدی که خانمه توی موسسه چی گفت
هزاران نفر در تلاش برای فرزند خوندگی هستن
و اگه ویدئوی ما برجسته نباشه هیچوقت انتخاب نمیشیم
باشه
بیا بریم تو کارش
ممنون – باشه -
بسیار خب – باشه -
خیلی خب
...باشه، بیا این کارو انجام بدیم. و
!حرکت – آره -
اوه، سلام
من (رِجینا) هستم
"آموزش ساده خواباندن کودک" می خوایم از این موضوع عبور کنیم
و قراره از اون هم بهتر بشیم
(در موردش فکر کن، (چارلی
بعد از اینکه آموزش خوابت رو انجام دادیم
وقتی نیمه های شب از خواب بیدار میشی
دیگه لازم نیس برای مامان گریه کنی
قراره زن جوان قوی و مستقلی بشی که
آماده اس دنیا رو در دست بگیره
یا حداقل بذار مامانی پنج شش ساعت بخوابه
چون مامانی جداً به خوابش نیاز داره
داریم انجامش میدیم
داریم انجامش میدیم داریم انجامش میدیم، عزیزم
اینو درک کردی، قند عسلم
و این ویدئو رو میسازیم که به شما نشون بدیم ما کی هستیم
و چرا من و (رُم) اینقدر هیجان زده ایم
تا یه بچه رو جزئی از خونواده خودمون بکنیم
و تمام
شگفت انگیز بود
برداشتِ انگار هفدهم...نتیجه گرفتیم
کلاً موفق شدین
چند وقته اون پشتی و داری قِرِچ قوروچ می کنی؟
فقط این برداشت آخر
اون برداشت خوب آخری؟
شاید کسی متوجه نشه – آهان -
مطمئنم که هیشکی متوجه نمیشه که یه دختر نوجوون، تصادفی
توی آشپزخونه مون مشغول خوردن ذرته
...هی میخواستم بپرسم
هفته آینده امتحان حساب دارم
و واقعاً نیاز به کمک دارم
نه، راحت باش. من...منظورم شماها نبود
...مطمئنی؟ چون چون اگه واقعاً نیاز به کمک داری
اینجا حق با (رِجینا)س
در واقع میخواستم بدونم (آیا دوستم، (جِس
فردا می تونه بیاد اینجا و توی درس کمکم کنه
حتماً – آه، صبر، صبر، صبر کن –
...(پس، آه، این (جِس
پسره؟
نه، دختره
اوه. باشه. اوه
جِس) دوست داشتنی. (جِس) حامی) (تیم (جِس
مرسی
این کار منه یا این کار تربیت
به اون سختیا که همه میگن نیس؟
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
خوبه. بیدار شدی
این از شلوارت اینم از گوشیت
اونم در خروجی
آره، همینو میخواستم بگم
دیشب خوش گذشت ...ولی احتمالاً باید الان
برم...
باشه سه دقیقه فاصله داره
اوه، نه
آه، نه. نه، نه، نه
آه، معذرت میخوام آقا
شرمنده که مزاحم میشم ولی گوشیم همین حالا خاموش شد
...من واقعاً لازمه – بفرما –
چی، ظاهرم به خونه به دوش ها می خوره؟
اینو نگه میدارم
من...متاسفم – ...نه، آم –
...من فقط – نه، فکر کردم...ببخشید –
هی. منم
آه، میشه همو ببینیم؟
من...مشغول نوشتن این مقاله درباره فقدان هستم
و دوس دارم نظرت رو بگیرم
آره، یکی برای باشگاه. عالیه
سلام
(اوه، سلام (داکوتا
چند دقیقه طول میکشه، باشه؟ - مرسی –
داره دروغ میگه
جان؟
گفت چند دقیقه طول می کشه ولی بیشتر داره اظهار فضل می کنه
پس تو هم موسیقی دان هستی؟
آره. تا حالا چیزی از گروه "رِد فِرنز" شنیدی؟
نُچ
...باشه، پس این یعنی تو – با حالم؟ -
"قرار بود بگم "جوون
شرمنده. وقتی عصبی باشم بدخلق و خو میشم
با این آدما مدت طولانی کار کردی؟
در واقع مدتیه با اونا کار نکردم
دستمو به طرف (تِرِوِر) دراز کردم
چون قبلاً اینجا با گروهم قرارداد داشتم
صبر کن
توی گروه "رِد فِرنز" هستی؟
اوه، پس اسم ما به گوشِت خورده
آره. میشه یه عکس سلفی بگیرم؟
پس، تا حالا از آهنگات شنیدم؟
خب، آهنگ "کِیتیِ من باش" بود
که واسه همسرم نوشتم
"آه، آهنگ "چشما دروغ نمیگن
...دماغ سوخته شدم. آه
پارسال، آهنگی نوشتم "به اسم "غیر منتظره
غیر منتظره"؟"
عاشق اون آهنگم
♪ این غیر منتظره بود ♪ - درسته -
باورم نمیشه تو نوشته باشیش
جلست خیلی بهتر از مال من پیش میره
تقریباً مطمئنم که همه این آدما فکر می کنن که من یه دودره بازم
و اینکه قراره امروز اخراج بشم
یا فردا. نکته اینه که یک هفته هم دوام نمیاری
چی؟
شوخی می کنم
تِرِوِر) شامه فوق العاده ای داره) هیچوقت یه دودره باز رو استخدام نمی کنه
فکر کردم گفتی که استخدامت کرده
خیلی خب (داکوتا)، برای دیدنت آماده ان
مایکِل) برت می گردونه)
اینو باش. اول تو رو صدا زدن
♪ این غیر منتظره اس ♪
هی، با این حال، جدی، موفق باشی
مرسی
"تو هم همچنین "رِد فِرنز
سلام
(خب (اِدی – چیه؟ -
متاسفانه (تِرِوِر) درگیرِ چیز ناخوشایندی شده
باید دوباره برنامه ریزی کنه
اوه، واقعاً؟ - آره، شرمنده –
در تماس هستیم
هی، حالت چطوره؟ - بله، خواهش می کنم. ممنون –
ممنون. از روزتون لذت ببرین – ممنون –
سلام علیک. چی میتونم برات بیارم؟
فقط لازمه یکی از اون شارژرها رو قرض بگیرم
اوه شرمنده شارژر فقط برای مشتریاس
باشه. اینو بر می دارم
با کی شوخی می کنم؟
اینا رو بر می دارم
اوه، شرمنده. کارت خون خرابه
پول نقد داری؟ - پول نقد دارم؟ -
البته که دارم...پول نقد
آه، با یک دلار چی می تونم بگیرم؟
هیچی – واقعاً؟ -
حتی یه ذره عُصاره کدو حلوایی هم نمیشه؟
اون، آ...فصلیه - الان فصلش نیس؟ -
فصلش از فردا شروع میشه
آخرش منو می کشی، مرد فقط برای گوشیم، شارژر میخوام
من براش می گیرم
سلام، مرد
(اِریک)
ها! مرسی که بخشی از روز مورد علاقه من بودی
(گَری)
صبح سختیه، هان؟ - خب، همه مون که نمی تونیم – آقای کامل" باشیم"
خودتو نیگا، با قلب یه نفر دیگه میری ورزش می کنی
دکترت باید خیلی مغرور یا خیلی دیوونه باشه
منظورم اینه نمی دونم با عضوی از یه شخص دیگه
مجاز به انجام چه کاری هستی
این موضوع سکسی تر از اینی بود که در نظر داشتم
...هی، مرد، آه
...هیچوقت فرصت نکردم
...بهت بگم چقدر متاسفم بابتِ
هر چیزی که باعث شد رابطه تو ...و (مَگی) خراب بشه
کاشکی عامل همه اینا نبودم
آه، احمق نباش
تو (مَگی) و مادرش رو از هم جدا کردی نه (مَگی) و من رو
خب، مهم نیس. من ترکش کردم
من...خوشحالم که اینو میشنوم
کاپوچینو و قهوه با شیر سویا
اوه، مال منه
(آم...همین دور و برا می بینمت، (گَری
باشه
: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت یازدهم
شرکا 10 دقیقه ای هست که توی اتاق جلسه جمع شدن
اینو گرفتی – (مرسی (کارتِر -
و فراموش نکن به (تِئو) قول دادی
سیمای جدیدی برای گیتارش می گیری
...اوه، ای بابا. وقت ندارم
از کجا دونستی؟
اغلب اونا رو میشکونه
فقط یک دوجین اینترنتی سفارش دادم
خیلی ساده اس
تا حالا بهت گفتم حرف نداری؟
گفتی ولی، آه دوصد گفته چون نیم کردار نیست
الو؟ - کاترین)؟) -
(من، مدیر (تِیلور از دبستان "ای. مِلوین" هستم
اوضاع روبراهه؟
در واقع، نه
آه، (تِئو) دعوا کرده
چی؟ - لازمه شما –
به مدرسه بیاین
البته. الان میام اونجا
این غیر منطقیه ولی حالا یه چرت طولانی می زنه
تا بیش از حد خسته نشه
وگرنه امشب خوابش نمیبره
بچه ها کله شقن
مخصوصاً وقتی 16 سال دارن و باهات حرف نمیزنن
اوه، اوضاع چطوره؟
سخته
ولی حق با تو بود
...کمی فضا دادن مفیده و
با (جینا) و (رُم) جاش امنه
حتماً. و تو هم داری کار درستی می کنی
مرسی
ولی علتی که اینجایی، این نیس
اینجایی که در مورد مقالت حرف بزنی
و واقعاً فوق العاده اس
میشه لطفاً اینو به ویرایشگر مقالم بگی؟
ازم میخواد همه اینا رو تغییر بدم
میخواد خط آخر، بیشتر خبر بد باشه تا خواننده تحت تاثیر قرار بگیره
حالا هرچی میخواد باشه
خب، مطمئنم از پسش برمیای
به نحو احسن انجامش دادی
کار، نوشتن، مسافرت
...تازه داری توازن کامل رو پیدا می کنی
اِریک) رو بوسیدم)
متاسفم که (تِرِوِر) لغو کرد این نامطبوعه
مرسی
مطمئنی اشکالی نداره که
ملاقات با شرکا رو از دست بدی؟
باید باشه. ولی (تِئو) حرف اول رو میزنه
ممنون بخاطر اومدنتون
فقط باید بگم، میدونم هر داستانی دو طرف درگیر داره
ولی (تِئو)، کوچیکترین بچه توی کلاسه
برای دانش آموزی که در محوطه مدرسه تحت نظارت شما
مورد آزار و اذیت قرار بگیره کاملًا غیر قابل قبوله
کاملاً موافقم
...قضیه اینه که
تِئو) اونی بوده که شروعش کرده)
چی؟
یه پسر دیگه رو هل داده کف زمین
خیلی خجالت کشیدم
فقط از اونجا فرار کردم
منظورم اینه، فقط یه بوسه اس این که مسئله مهمی نیس، درسته؟
خب، یعنی آخرین باری که یه نفر رو بوسیدم، حامله شدم
از زمانی که نامزدش فوت کرده با هیشکی نبوده
و صادقانه بگم، گیج شدم
منظورم اینه توی یه لحظه
دارم راهمو در صحنه دوست یابی "بوستون" باز می کنم
لحظه دیگه دارم کسی رو می بوسم
که قلب برادرم، توی بدنشه
...بعدش (گَری) هست و
در مورد (گَری) چی؟
نمی دونم
...حدس میزنم فقط همیشه
فکر میکردم که در نهایت ما با هم میشیم
اونوقت حالا اصلاً کی میدونه؟
خب، من، یه بار توی یه مقاله معتبر خوندم
...که، آم
"زندگی پیچیده اس ولی بعضی وقتا"
"بهتره که این درهم برهمی رو بپذیری"
"تا اینکه سعی کنی همه چیو پاک کنی"
رَندی) درست میگه) این لازمه روش کار بشه
بین این فیلم دوستامون با بچه هاشون
چیزایی که قراره فردا در بازیِ سافت بال (سوفی) بهش برسیم
این ویدیو قراره باورنکردنی بشه
میدونی چی دیگه باور نکردنیه؟
که این ممکنه یه روز، ما باشیم
این که ما می توانیم بچه ای داشته باشیم
که برای یافتن پاسخ به ما مراجعه کنه
و ما ممکنه همه اون پاسخا رو نداشته باشیم
ولی ما دنیای اونا رو شکل میدیم
به همون اندازه که اونا دنیای ما رو شکل میدن
...باورم نمیشه
که اونو جلوی دوربین نبردم
میشه تموم این چیزا رودوباره بگی منتها این بار
کنار پنجره با روشنایی خوب؟
و لطفاً چشماتو تنگ نکن - من چشمامو تنگ نمی کنم -
چرا می کنی – اوه، سلام بچه ها -
این (جِس)ه
همونطور که قول دادم، دختره
سلام. من (رُم) هستم
منم (رِجینا) هستم
و ما خانواده (هاوارد) هستیم
از آشنایی با شما خوشوقتم
منم همینطور
اوه، بله، و اگه شما بچه ها در حال ویرایش هستین
ما کاملاً می تونیم در طبقه پایین توی اتاق مشترک کار کنیم
این خیلی با ملاحظه اس
و (جِس)، اگه برای شام بمونی بهت خوشامد میگیم
آره، ماهی داریم
فقط ماهی پهن
اولین شوخی بابام بود
خوش باشین
آره
شرمنده – راضی کردنش سخته -
فقط مرتب بده بیاد، مرد
باشه، حتماً
اوه، چندش. نه
نه، نه، نه، نه
...هی، اگه، آه، آه
اگه عکسی رو لایک کنی اما بعدش سریع لایک رو برداری
اون شخص می فهمه؟
نه، مگه اینکه زمانی که داری اینکارو می کنی، آنلاین باشن
داری یه دوست دختر سابق رو تعقیب می کنی؟
نه
فقط این یارویی که باهاش قرار میذاره رو دارم بررسی می کنم
یه چیزی در مورد این رفیق، جور در نمیاد
مهربونه. بیش از حد، میدونی؟
مثِ...این شکلک های خنده که شکل انسانی به خودش گرفته
به شبکه های اجتماعی این یارو سر زدی؟
آره. تموم حسابای کاربریش، خصوصیه
یه جستجو توی اینترنت کردم چیز غیر عادی بالا نیومد
خب، آره، ولی نتایج جستجو در صفحه1 رو بررسی کردی یا در صفحه 9؟
چی؟
برچسب خورده
باشه
به نظر میاد به طور غیرعادی در این زمینه سرمایه گذاری کردی
خب، تو هم باید باشی
اینو بررسی کن
چه غلطا؟
خیلی خوش اومدین
خوشحالیم که کودکی رو ...بخشی از خونواده خودمون می کنیم
هی. درس خوندن چطور پیش میره؟
خوبه
کجا داری میری؟
رختخواب
ولی ساعت شش و نیمه – و تو بیرون از اینجا می خوابی، دختر –
فکر نکنم اون پایین مشغول درس خوندن بودن
فکر می کنی؟
خوب میشی عزیزم
اوه، خدا
در مورد خودم مطمئن نیستم
باشه، عزیزم، بیا
یه لحظه اینو نگهدار. باشه؟ همین الان بر می گردم
زود باش
...خیلی خب، نقشه اینه
یکیمون باید چشم ازش برنداره
تا وقتی که اون یکی به (دِلایلا) زنگ بزنه
و بهش بگه که دخترش تحت نظارت ما چیکار کرده
اونجا موفق باشی
باشه. ممنون بابت این
کی بیدار بودن رو دوس داره؟
...ما دوس داریم! ما
نه، نه، نه، نه! خواب نرو
نه، نه، نه، نه
نه، کافی نیس. حالا نه
(اَلِکسا)، آهنگ میکس رقص (چارلی) رو پخش کن
قراره مهمونی بگیریم - (پخش آهنگ میکس رقص (چارلی -
آره، آره، آره
بزن بریم. بزن بریم. بزن بریم
الو – (سلام (دی –
آهنگ "کی سگا رو رها می کنه" هستش؟
چی؟ نه
اَلِکسا)، آهنگ رو قطع کن)
خیلی خب
چه خبر (رُم)؟
سلامتی. کلاً خبری نیس
خب، حالا که صداتو دارم بهتره یه کم اطلاعات
در مورد (سوفی) بهت بدم – دیشب مقررات منع آمد و شد رو شکسته؟ -
...نه دقیقاً. آ
سوفی) تمام وقت اینجا بوده) و داشته درس می خونده
خب، حداقل ما اینطور فکر می کردیم
دوستش (جِس)، اومد اینجا
آخ. اون دختره هیچی بجز دردسر نداره
همینطوره
واقعاً اینطوره
...از طرفی دیگه
خانم دردسر، یه مقدار شراب قاچاقی به خونه ما آورد
و او و (سوفی)، توی اتاق مشترک مست کردن
جان؟
حالا نگران نباش. (سوفی) سالمه
گرچه او و حمام ما بهاش رو می پردازن
شاید باید بیام اونجا
نه، نه. نه
فقط خواستم تو رو در جریان اتفاقات بذارم
به روز رسانی بود تو الان به روز رسانی شدی
حالا برگرد با مهمونی رقصت
بذار سگا رها باشن، دختر
حال (سوفی) خوب میشه
و امیدوارم حال منم همینطور
فقط نمی فهمم چرا (آگی) رو هل دادی؟
او یکی از دوستاته
(هی (تِئو
بیا این ساختمون سازیا رو بذاریم کنار
با من حرف بزن
چی شده؟
هیچی
سلام
سلام
اینجا چیکار می کنی؟
دقیقاً 47 دقیقه وقت دارم تا بره تو جاش بخوابه
و لازمه مطمئن بشم حال (سوفی) خوبه
اتفاقی نیفتاده
چی؟ منظورت چیه اتفاقی نیفتاده؟
...یعنی، هیکلِ...تو
قرار نیس از اون در رد بشه...
خدا. از کی اینقدر قوی شدی؟
هفته ای دوبار، "پیلاتِس" قدرتی در این مرحله، من معتادش شدم : توضیح مترجم پیلاتِس به مجموعهای از تمرینات ورزشی تخصصی اطلاق میشود که بر بدن و ذهن فرد تأثیر گذاشته و ضمن بالا بردن قدرت و استقامت تمام اعضای بدن عمقیترین عضلات بدن را مورد هدف قرار میدهد
دی)، تموم هدف از این تنظیم مجدد) تنظیم مجدد کردنه
نباید تو رو ببینه که نگرانش هستی
درسته – آره –
حق با توئه
میشه بس کنی؟
تو فقط باعث میشی که بهت صدمه بزنم
و بعلاوه اگه الان بری اونجا
این کارِت چه پیغامی داره؟
درست مث آموزش خوابیدن (چارلی)ه
(این روش (سوفی
برای لگد زدن و فریاد زدن و امتحان کردن منه
و اگه از اون در عبور کنم اون برنده میشه
دقیقاً
ولی اگه نتونم برم داخل تو باید کاری که نتونستم رو انجام بدی
اوه، حرفمو باور کن، او متوجه میشه
که اعمالش، عواقبی داره
عالی
ولی ضمناً باید برای او محدودیتهایی تنظیم کنی
طوریکه بدونه می تونی ازش محافظت کنی
و مهمتر از اون، اینکه او ارزش محافظت رو داره
عجب مامان خوبی هستی
خیلی خوبه که دخترم توی آپارتمان شما زندگی می کنه
مشکلی نیس (مَکس). از پسش برمیام
گَری). چه خبر؟)
اگه اومدی اینجا که پول اون کلوچه ها رو به من بدی
فراموشش کن...رفتارم رو
میدونم چیو داری مخفی می کنی
از چی...از چی داری حرف می زنی؟
یه پرونده مرگ سهوی علیه تو وجود داره، مرد
(از طرف خونواده (کِلوئی مایِرز
حالا این همون (کِلوئی)ه
که باهاش نامزد کرده بودی؟
آره، خودشه. آره
مَگی) میدونه چیکار کردی؟)
واقعاً این چیزی نیس که شما دو نفر در قرارای کوچیک خودتون در موردش صحبت می کنید؟
حق با توئه. حق با توئه
توصیف اینکه چطوری نامزدت رو به قتل رسوندی
احتمالاً بهترین پیش نمایش نیس
تو هیچی نمیدونی
براساس اینکه چقدر عصبانی میشی فکر کنم شاید بدونم
من و (مَگی) با هم نیستیم
ولی میدونی در مورد چی حرف می زنیم؟
در مورد اینکه تو چه آدم افتضاحی هستی صحبت می کنیم
و جای تعجب نیس که دلش می خواست بیرون بیاد
هی! چه خبره؟
(مشکلی ندارم، (مَکس
آماده ای؟ - وقت رفتنه –
خدا
تمومش کنید
طلوع کن و بدرخش! زود باش
زود باش، دختر مهمونی وقت حاضر شدن برای بازی بزرگته
نه. نمیرم – اوه، چرا، میری –
در غیر این صورت، قراره
تا چهار ساعت آینده این آهنگ قدیمی رو بشنوی
باشه، باشه! بسیار خب، باشه
فقط تمومش کنید
ظرف 20 دقیقه راه میفتیم
قراره والدین محشری بشیم
میدونی، مطمئناً میشیم
میدونی چیه؟
...شاید باید دوربینم رو بیارم – نُچ -
توی ویدئو نمیره
باید اونو دوباره فعال کنیم و آره - بریم سراغ حرکت بعدی -
راه بیفت
راه بیفت
پرخاشگری در بچه ها
الو؟
اِدی)، مرد خودم، خوب گیرت آوردم)
(آه، (تِرِوِر
دیروز داستان مفصلی داره
تموم روز با مسائل ریز و درشتی سر و کله میزدم
ولی بالاخره فرصتی بدست آوردم
تا به اون آهنگای جدیدی که فرستاده بودی، گوش بدم
اوه، جدی؟
عالین، مرد. خیلی عالی
...ولی اونا ...فقط
چیزی نیس که در حال حاضر دنبالشیم
(ممنون که تماس گرفتی، (تِرِوِر
ولی می تونستی همینو واسم ایمیل کنی
درواقع...درباره دختری که توی سالن انتظار باهاش آشنا شدی، زنگ زدم
داکوتا)؟)
آه، چه خبر ازش؟
منو روی موقعیت ساعت 2 بذار
هی، (سوفی)، میخوای 10 درصد کمتر بدبخت به نظر برسی؟
سعی داریم نشون بدیم که با بچه ها خوبیم
نه اینکه رویاهاشونو خرد و خاکشیر کنیم
موفق شد
سلام
حال (سوفی) چطوره؟
شاید این براش خوب باشه
شاید هیچوقت دوباره مست نکنه
اوه، نه، اینکارو می کنه
ولی امیدوارم شیش ماه دیگه باشه
باشه واسه بعد
این چیه؟
این روش من برای حضور در کنارشه
بدون حضور واقعی در اونجا
چیزای مورد علاقشه – اوه -
هفته اول کار، گذاشتی (سوفی) مست کنه
احسنت
کار بعدیت چیه؟ واسه (دَنی) حشیش بخری؟
خیلی خب (گَری)، بازم به هم میرسیم
ولی اینبار نمیخوای چیزی بگی
که به من کمک کنه بچهدار بشم؟
اوه، درسته...ویدئوی فرزندخوندگی شما
تعجبی نداره که همه تون لباس پوشیدین
(فکر می کردم که شاید بازی سافت بال (سوفی یه کسب و کار معمولی باشه
گَری)، فقط به دوربین نگاه کن)
...و بگو – برو بمیر –
(بزن بریم (سوفی
تازه با (مَگی) حرف زدم
فکر کردم که او در مورد چیزی که تِئو) درگیرشه، بینش داره)
...پیشنهاد داد که بعداً بیاد تا
چی داری گوش میدی؟
...اوه، آ
ظاهراً، این آینده داره
تازه با (تِرِوِر) حرف زدم
اوه، (تِرِوِر)؟ این...چیز خوبیه، درسته؟
نه
زنگ نزد که باهام قرارداد امضاء کنه
زنگ زد چون از من می خواد که این هنرمند هزاره رو
سرپرستی کنم
اسمش (داکوتا)س
کمی براشون مشکل ساز شده
و می خواد منو استخدام کنه...تا بهشون کمک کنم
و بعد از همه اینا، بهش گفتم که در موردش فکر می کنم
ولی هیچ راهی وجود نداره
نمی تونم باور کنم که حرفه من کارش به اینجا رسیده
...(این (داکوتا
ظاهراً با استعداده
چه تفاوتی ایجاد می کنه؟
همیشه میگی که ساخت موسیقی عالی، رویاته
شاید...این راهی باشه که به رویات برسی
متاسفم. می فهمم که این ناامید کننده اس
ولی باید بدونی که
وقتی آهنگ " غیر منتظره " رو پارسال از رادیو شنیدم
برام مهم نبود که صدای تو نیس
اونا کلمات تو بودن
تو اونو ساختی
و خیلی بهت افتخار کردم
همینه
میدونم که اگه (سوفی) شروع به استفراغ کنه، (رُم) دکمه "مکث" رو میزنه ولی میخوام از این فیلم بگیرم
...بنابراین
به هر حال شما دو نفر که اینو ندیدید؟
نُچ
...من
من فقط به این ایده مضحک رسیدم
که چیزی بین او و (اِریک) در جریانه
و در موقعیت غیرمنطقی قرار گرفتم
خوبه
اون چی بود؟
چی...چی؟ چی چی بود؟
اون قیافه. اون چی بود؟
اگه چیزی در جریانه، بهم میگی، درسته؟
...گَری)، شما دوتا واقعاً لازمه)
فقط باید با (مَگی) در موردش حرف بزنی
اوه، نیازی ندارم چون الان سوالمو جواب دادی
...نه! ندادم
باید برم قدم بزنم - ...(نه. (گَری -
میرم فقط یه کم چوبشور بگیرم، باشه؟
یه نفر دیگه نمی تونه چوب شور بگیره؟
اوه – اینم از این -
خماره
خیلی خب
!خطا
دیکسون)! حواست به بازی باشه)
(زود باش (سوفی
اون یارو کیه؟
قبلاً هیچوقت تو عمرم ندیده بودمش
قشنگ نبود – دو خطا –
زود باش (سوفی)! از پسش برمیای
(زود باش (سوفی
(تو موفق میشی (سوفی
خودشه
خدا! عجب ضربه ای زد
اون پدر نیس – لازمش دارم –
همینه
...هی! چیکار چه غلطی داری می کنی؟
منم می خواستم همینو از تو بپرسم
فکر کردی که متوجه نمیشیم که میای اینجا
و از دخترامون عکس می گیری؟
ببین مرد، اونجوری که فکرمی کنی نیس ...باشه؟ فقط
چیزی که من فکر می کنم اینه که جایی داری ول می چرخی
که بهش تعلق نداری – هی –
(گَری)
پا شو – ...تو –
دست نگهدار – (بِرَد) -
صبر، صبر، صبر، صبر کن – اوه، خدای من –
نه، نه، نه، نه، نه، نه
(وای، (گَری). دست بردار (گَری
دهنتو سرویس می کنم – بس کن –
خوش شانسی، مرد! روز شانسته
این مسخره اس تو باید اون یارو نژادپرسته رو
که سعی کرد دوربین دوستمو بشکنه، دستگیر کنی
بچه ها، فقط کاری که میگن انجام بدین
خب، (جینا)، ما مورد حمله یه موجود نفرت انگیز قرار گرفتیم
و حالا پلیس ها دارن ما رو میذارن عقب ماشین پلیس
باورم نمیشه
منم همینطور
چه فکری با خودت کردی؟
جان؟
چرا مدام این رشته ها رو محکم می کنی؟
فقط باعث میشه حالم بهتر بشه
میدونی، مامانت به من گفت که امروز توی مدرسه چی پیش اومده
اون یکی بچه بود که چیزهای بدی می گفت یا چیز دیگه ای بود؟
نه. (آگی)، دوستمه
چه اتفاقی افتاد؟
امروز، روز عوض کردن میزهامون بود
چرا اصلاً باید میزا رو عوض کنیم؟
این میز منه
به همین خاطر هُلش دادی؟
همه چیز مدام در حال تغییره
حق با توئه
مرتب با یه عالمه چیزای جدید سر و کله میزنی
خواهر جدید، میز جدید
میشه یه راز کوچولو بهت بگم؟
منم از تغییرات زیاد، خوشم نمیاد
ولی واسه تو خوبه
منظورت چیه؟
قرار بود بمیری
ولی حالا نمی میری
از اونا شنیدم که در موردش حرف می زدن
اونا همیشه فکر می کنن من گوش نمیدم
ولی چیزای خیلی زیادی شنیدم
عجب
...این بایستی
خیلی سخت باشه که تنهایی ...از عهده اش بربیای
وقتی حرفایی مث این میشنوی چیکار می کنی؟
فکر کنم، هیچی
پس فقط توی دل نگهش میداری؟
...خب
متوجه شدم که آدم وقتی چیز ناراحت کننده ای میشنوه
بهترین کار اینه که در موردش صحبت کنه
چون اگه تموم اون حرفای ناگفته رو توی دل بذاره
می ترکه
رفیق، تنها کاری که کردم این بود که هواتو داشتم
اگه اینکار، هوامو داشتنه لازمش ندارم
میخوای بدونی چرا توی بازیِ سافتبال یه بچه
کاپشن یقه بسته پوشیدم؟
چون جلوی دوربین میری و فوق العاده خودبینی؟
چون میدونستم امروز ممکنه تنها مرد سیاهپوست اینجا باشم
و میدونستم که پوشیدن یه گرمکن مث تو
ممکنه من و همسرمو در معرض خطر قرار بده
دوسِت دارم دادا ولی ما توی دو تا "بوستون"ِ متفاوت زندگی می کنیم
اوه، بی خیال رفیق منم نیمه مکزیکی هستم
عذر بدتر از گناه
تا حالا توجه کردی وقتی به یه مغازه خواربار فروشی میرم
هر چیزی که از قفسه ها بر می دارم، تلگراف می زنم؟
هیچوقت دستامو توی جیبم نمی کنم
وقتی از خونه بیرون میرم عملاً رسیدم رو روی پیشونیم می چسبونم
تا همه بدونن که چیزی سرقت نکردم
نصف مواقع، حتی نمیدونم دارم اینکارو می کنم
اما این واقعیت منه
اینطوری پدرم منو بزرگ کرده
بهم یاد داد چطوری از موقعیت های اینچنینی، دوری کنم
و این جوری باید فرزندم رو بزرگ کنم
اونوقت تو با یک حرکت
همه چیو خراب کردی – ...من -
...یه چیزی زندگیت رو به هم ریخته
ولی الان داری زندگی منو به هم میریزی...
(بسیار خب، آقای (هاوارد شما آزادین که برید
پس من چی؟
پس همه اینا به خاطر تعویض میزه
یعنی، چرا فقط با خودمون حرف نزد؟
فکر نکنم کلاً مربوط به میز باشه
منظورت چیه؟
...آه، من...من...مطمئن نیستم باید
خواهش می کنم
فکر کنم دچار کشمکش درونیه
با شماها که تقریباً طلاق گرفتین
و بعد دوباره به هم رجوع کردین
...و یه خواهر ناتنی جدید
پردازش اینا براش خیلی زیاده
البته
ولی چرا اینا رو فقط به خودمون نمیگه؟
چون چیزی که بیش از همه ازش می ترسه، تغییره
و من فکر می کنم که بخشی از او نگران اینه
که اگه او نحوه کار رو زیر سوال ببره
دوباره تغییر کنن
می خوام شما رو به همکارم سوزان) ارجاع بدم)
او می تونه کمک کنه
کارت ویزیتش رو اینجا دارم
منو ببخشید
الو؟
بله، قبول می کنم
کیه؟
گَری)ه)
...سلام. آ
تو چی؟
باشه. الان میام اونجا
حالا چی شده؟
گَری)...دستگیر شده)
اوه، (کاترین)، شرمنده که تا اینجا کشوندمت بیرون
تو تنها وکیلی که میشناسم
و من 10 نفر و یه توالت روباز دیدم
و اوه، وحشت کردم
اوه...عالیه
امیدوار بودم اینجا باشی
هیچ کدوم از دوست دخترای سابقِ دیگه ام رو نیاوردی که اینو ببینه؟
بعنوان دوست دختر سابقت اینجا نیستم
بعنوان دوستت اینجام
من...نگرانتم
اوه، خب، مرسی بابت اون
ولی، آه، ما هیچوقت دوست نبودیم
(یعنی نه مث تو و (اِریک
...راستی
یه چیزی در مورد اون مرد وجود داره
که نمی تونم بهش اعتماد کنم و تو هم نباید اعتماد کنی
گَری)، این خوب نیس)
باید با یکی حرف بزنی
...خب
اون یه نفر قرار نیس تو باشی
ولی خبر خوب اینه که...تو موفق شدی
من جونتو نجات دادم ...تو هم منو از تو زندون جمع کردی، پس
بی حساب شدیم
یه لحظه صبر کن
چطور جرات می کنی؟
چی؟
چون به تو اهمیت میده اومده اینجا
یعنی همه مون اهمیت میدیم
کاترین)، آخرین چیزی که) در حال حاضر بهش نیاز دارم
یه سخنرانی دیگه اس، باشه؟
خب، خیلی بد شد چون داری به یکیش میرسی
(وقتی من و (اِدی تو رو قیّم (تِئو) کردیم
تصمیمی نبود که به راحتی بگیریم
از میون همه آدمای دنیا
فکر می کردیم تو بهترین کسی هستی که اگه اتفاقی برای ما بیفته
می تونی پسرمون رو بزرگ کنی
خب، اشتباه می کردیم
وقتی نمی تونی از خودت مراقبت کنی
چطور می تونستی از او مراقبت کنی؟
با یه ماشین دیگه برو خونه
می بینمت
هی (دی)، خیلی خب نظرت در مورد این چیه؟
آه، " بعد از یک فقدان
بعضی مواقع، سخت ترین قسمت حرکت تغییر دادن خودتان نیست
پذیرش این حقیقت است که "نمی توانید دیگران را تغییر دهید
...نه، این، آ
در مورد خونوادمه
...ولی
آره، فکر کنم می تونه در مورد او هم باشه
متاسفم که دیروز (آگی) رو هل دادم
می دونیم که متاسفی، رفیق
میدونیم که چیزای خیلی زیادی در حال حاضر در جریانه
...ولی
می تونی در مورد هرچیزی باهامون حرف بزنی
مث شغل جدید بابا؟
اوه. در موردش میدونی؟
من قبلاً صحبت شما رو شنیدم
معنیش اینه که قرار نیس اونقدرا خونه بمونی؟
...اوه، رفیق. آ
...آه، خب
بابا، شاید احتمالاً باید بشینی
و همه چیو در مورد این شغل جدید بهمون بگی
طوریکه بتونیم دقیقاً بفهمیم برنامه ات چیه
عجب فکر بِکری
خب، من قراره با این هنرمند جدیدِ فوق العاده باحال کار کنم
اسمش (داکوتا)س
و تو قراره دوسِش داشته باشی
داغه
مراقب باش – مرسی -
...گوش کن
میخوام کاملاً واضح بگم
اگه قراره تو این خونه زندگی کنی
قوانینی وجود داره و باید از اونا تبعیت کنی
...آره، میدونم، من
خیلی متاسفم
فقط محض اطلاعت
چون برامون مهم نبود، نسبت به تو سختگیری نمی کردیم
چون به تو اهمیت میدیم داریم بهت سخت می گیریم
...(سوفی)
تو مهمی...
راستی، این مورد علاقمه
از کجا میدونستی؟
نمی دونستم
میگن پدر و مادر بودن
یه سری چالش غیرممکنه
(عکس فرستاده شده از طرف (رِجینا
چگونه مستقل بودن رو ...به کودکان خودتون می آموزید
کارش خیلی خوبه
و به اونا می فهمونید که تنها نیستن؟...
چگونه به اونا یاد میدین ...که گذشته رو رها کنن
و در عین حال اونا رو... به پذیرش آینده نامعلوم تشویق می کنید؟
مَگی): میشه حرف بزنیم؟)
چگونه به اونا یاد میدین ...که شکست رو بپذیرن
رو من حساب کن
در حالی که به اونا کمک می کنید... یاد بگیرن که هرگز امید خودشونو از دست ندن؟
میدونیم که پدر و مادر بودن
درباره اوقات خوش نیس
درباره کشمکش ها و درگیری هاست
روزهای بد
بحران ها و کج خلقی ها و دعواها
در مورد اینه که تموم اینا رو چطوری پشت سر میذارین
و قول ما به شما اینه
که برای تموم اون لحظه های خوب قراره اونجا باشیم
...اما مهم تر از اون
برای تموم لحظه های سخت پیشتون هستیم
و ما بی صبرانه منتظر دیدار شما هستیم
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.