Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تصمیم گرفتم بدمستی رو ترک کنم تا بهترین پدری باشم که
میتونستم برای (تِئو) باشم و دارم تصمیم می گیرم
تا بهترین پدری باشم که می تونم برای (چارلی) باشم
و تنها راه، گفتن حقیقته
همه مون راز نداریم؟
تقریباً هشت ماه قبل، از دست دادمت
ولی امروز، تو قوی و نترس بودی
دارم میگم دلم می خواد بچه ای به فرزندی بگیرم
چیزایی که مخفی کردیم ...تا از هم محافظت کنیم
درباره شبی هستش که (چَد) مرد
قلب برادرت تو بدن (اِریک)ه
...برای حفاظت از خودمون... – برنامه موزیکال مدرسه ای؟ -
شما بچه ها دارین آهنگ "گریس" رو کار می کنید؟ : توضیح مترجم گریس"، ترانه ای است که توسط" فرانکی والی) به عنوان آهنگ) فیلم موزیکال "گریس" در سال1978 که بر اساس نمایشنامه ای به همین نام در سال 1971 ساخته شده بود، اجرا شد
با (اِلیوت) هم تماس گرفته شده
اِلیوت) سابقت؟) – ...بعضی وقتا -
نُه ماه پیش، بعنوان بازمانده سرطان پستان، اینجا نشستم
امروز، رابطه عاشقانه ای با یه بازمانده سرطان پستان دارم
...حقیقت... – مدام میگی -
لازمه بدونی بدون سرطان، کی هستی
شاید لازم باشه بفهمم بدون تو کی هستم
فقط خیلی درد داره...
در حال حاضر دارم کمکش می کنم جابجا بشه
قراره بهش بگم حالا زمان درستی نیس
متعجبت می کنه...آیا صداقت
بفرما، فرمی که می خواستی
میگه تو پدر (چارلی) هستی
واقعاً بهترین سیاست؟...
چیزی هستش که باید در موردش حرف بزنیم
تو مراسم خاکسپاریش، سخنرانی کردی
به تو اعتماد داشتم
می فهمم که عصبانی هستی
حرفمو باور کن، درک می کنم
صبر کن، صبر کن
سوفی)، خواهش می کنم) ...میشه ما فقط
سوفی)، دلم میخواد باهات حرف بزنم)
تو بابا رو کشتی
: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت دهم
سه ماه بعد
...مسئله ای نیس عزیزم. تو فقط
تازه داره اولین دندونت در میاد
فقط 19 تا مونده
پیداش کردم
نمی تونم بازش کنم ولی پیداش کردم
شاید باید با (دِلایلا) بررسیش کنیم و مطمئن بشیم با دادنِ
استامینوفن به (چارلی) مشکلی نداره
البته
و (اِدی)، تو پدرشی
تو هم می تونی این تصمیما رو براش بگیری
مرسی (دی). ببخشید که بیدارت کردیم
نه، بیدار نکردی
منتظر (سوفی) هستم. دوباره دیر کرده
اوه. اومد خونه
موفق باشی – تو هم موفق باشی –
باشه، خدافظ – خدافظ –
خب، سلام
یه ساعت از زمان منع رفت و آمدت گذشته
آه، در واقع یک ساعت و نه دقیقه گذشته
(سوفی)
اوه. متاسفم
متوجه نشدم که در خونه ای با قوانین زندگی می کنیم
میدونی چیه؟ متعادل و واقع بین شدی - عالیه -
معنیش اینه مجبور نیستم توی رستوران کار کنم
چرا، مجبوری باید پول اون گیتارا رو بدی
اوه، نه
(اِلیز)
گفتم خودکارای آبی رو می خوام که کلیک کنن
اینایی که کلاهک دارن فقط سرعت نوشتنو کم می کنن
اوه، در واقع کاملاً خوبن
(گَری)
حالت چطوره؟ - نمی دونم، دُکی جون –
به همین خاطر اینجام
چیزی توی اون نموداره که بخوای با من به اشتراک بذاری؟
می تونی به من بگی باید به من بگی
فقط به من بگو
یه سری آزمایش کامل انجام دادیم
همه چی منفی شد
اوه! خدا رو شکر
بنابراین، آلت تناسلیم قدرتشو از دست نمیده؟
امروز نه
(آه، ولی (گَری
حتی برای من، وقتی که نیازی نبود، خودتو لخت کردی
اگه قراره همچین فعالیت جنسی ...داشته باشی، تو
لازمه مراقب باشی
همیشه مراقبم
معمولاً مراقبم
همیشه سعی می کنم مراقب باشم
هی، حالا که صحبت شد لطفی در حقم بکن
نمودار کاملاً تر و تمیزم رو نشون پرستارت بده، میشه؟
توی اتاق انتظار، داشتیم عشقبازی می کردیم
یه جورایی حالت انتظار و دیدن رو داشت
(خوب شو، (گَری – تو هم همینطور، مرد -
بسیار خب
بفرما، عزیزم
مزه اش مث...پارچه خنک التیام دهنده اس
نمی خوادش
کی می خواد؟
اینو امتحان کن. میگه برای خاریدن لثه عالیه
اوه
کجا اینو گرفتی؟
در بسته وسایل بچه از طرف عمه (لیندزی) بود
عمه (لیندزی)؟
آره، جلوی پله ها پیداش کردم
فکر کردم ماسک جدید خوابمه
واقعاً لطف کرد
آره، و در یادداشتش نوشته شده بود که نمی تونه برای دیدار با بچه صبر کنه
حتی به دیدن منم نیومد
می خواد ولی خیلی سرش شلوغه
ولی تو برادرشی؟ نمی خواد تو رو ببینه؟
...فقط
(او...زیاد سفر میکنه، (تی
خب، شاید باید به اینجا هم سفر کنه
سوفی)، زود باش) صبحانه روی میزه
شیرینی رولتی
میگه گرسنه نیس – چی؟ -
برام مهم نیس که گرسنه نیستی
میدونی چیه؟ اونو بده به من
این بازی، دو نفره هم انجام میشه
:(سوفی) بهش بگو گرسنه نیستم؟ تا حالا بوس کردی؟
چرا ازت درباره بوسیدن پرسیده؟
آم...او...داره در مورد آهنگ "گریس" حرف میزنه
میخواد بدونه من و (سَندی) هیچوقت در تمرین همدیگرو بوسیدیم یا نه
خب بوسیدین؟ - نه –
اما برای نمایش امشب مجبوری، درسته؟
عصبی هستی؟
نه. فقط یه بخش احمقانه نمایشه
عصبی نیستم. آدما بوس می کنن
درسته
از (اِلیوت) چه خبر؟ دیگه هیچوقت ازش حرفی نزدی
توی نقش (کِنیکی)، خوبه؟ : توضیح مترجم (جِفری چارلز ویلیام مایکل کاناوِی) هنرپیشه آمریکایی بود. او برای ایفایِ نقش (کِنیکی) در فیلم "گریس" و برایِ نقشهایش در دو سریال تلویزیونی شناخته شد
مشکلی نداره
بیشتر مواقع من رو نادیده می گیره
شاید به این خاطر باشه که واقعاً از تو خوشش میاد
و نمی خواد کسی بدونه
یا شاید فقط از من خوشش نمیاد
سوفی) امشب نمیاد)
چی؟
...چون من...دارم...میرم
اون میاد اونجا
خواهش می کنم هیچ کاری نکن
می تونه فردا ببیندش
نمی خوام کارا بدتر از قبل بشه
...این، شب افتتاحیه توئه و او
چی شد...الان گذاشت رفت؟
توی ماشین منتظرمه
هی مامان، تو هم قبل از اینکه
بتونی در مورد مسائل حرف بزنی مدتی طول کشید
شاید فقط زمان بیشتری نیاز داره
شاید
مَگی) و (گَری) دارن میان، مگه نه؟)
آره، آره، البته
ولی با هم نه؟
نه
هنوز متوجه قضیه نشدم
میدونم. منم همینطور
(هی (دَنی
تو فقط اوضاع رو بهتر می کنی
(اوه، (بِرَندون
بینیت رو کندم
بینیت رو کندم
عزیزم – مامانی –
مامانی اینجاس درست همینجا
هی، (بِرَندون). من که واقعاً بینیت رو نکندم. فقط انگشتم بود
مامانی
چی شد؟ - من همینجام –
بیا اینجا...زود باش
واقعاً متاسفم که مجبور شدم بیارمش
این بازدید از خونه، خیلی سریع رزرو میشه
و شوهر سابقم قول داد که اونو ببره
بِرَندون) چیزای زیادی وعده میده)
اوه، درسته. اسماشون مث همه
فقط شگون داره
مسئله ای نیس. ما بچه ها رو دوس داریم
بخصوص بچه هایی با بینی هایی شبیه تو
ول کن - ظاهراً دست خودم نیس –
باشه. خب، بیاین به بچه دار شدن شما برگردیم
میخواین بقیه خونه رو به من نشون بدین؟
بله – میخوای بقیه خونه رو نشونت بدیم؟ -
خیلی دلش نمی خواد – ازت می خوام خوب باشی. صدامو میشنوی؟ -
خیلی خب
باشه (تی). من ایمیلشون می کنم
اونا هزینه ارسال دو روزه ماسک خواب رو به ما بازپرداخت می کنن
حالا برو لباس بپوش – باشه! باشه –
پس خواهرت چه جوری دونست بچه داری؟
باهاش در تماس بودی؟
اعلامیه تولد رو براش فرستادم
قضیه اینه که حالا (تِئو)، خواهر داره
و منو یاد خواهر خودم انداخت
اِدی)، او نمی تونه به زندگی ما برگرده)
اوه، میدونم
ولی منظورم اینه، اون خواهرمه
آره، ضمناً اولین رفیق میخواره ات بود
و شماها نیمی از عمرتون با هم خمار بودین
فقط دارم تلاش می کنم از تو محافظت کنم
(و (تِئو
اونوقت او اینهمه سوال داره
قراره بهش چی بگیم؟
خب، اگه این سالی که گذشت ...فقط یه چیز از تو
...یاد گرفته باشم
اینه که چه اهمیتی داره اگه صادق باشیم
به نظرم لازمه درباره خواهرم به او حقیقتشو بگیم
میدونی چیه؟
...بیا قهوه رو حذف کنیم و
و فقط توی رختخواب، صبحانه بخوری
اونو توی پروفایل دوستیابیم نمیذارم
و لطفاً به من بگو که توی پروفایل تو نیس
نه، نام تجاری من "نوازش کننده تره "ولی به دست آوردنش سخته
رمز و راز پیچیده شده در ژاکت کش باف پشمی
جدی؟ چند تا قرار با اون داشتی؟
خب، بذار ببینم ...آه، یکی باهاش بود
هیچی. حتی یه دونه
برام خیلی زوده که دوباره توی حوضچه ای که
اسمش "دوستیابی توی بوستون"ه، بپرم
(فکر نمی کنی قرار با (گَری یکی از این چیزا باشه؟
از وقتی...به هم زدیم، دیگه ندیدمش
و البته که او هست
فقط...آسون نیس
که از نظر فیزیکی در برابرِ یه فرد جدید، آسیب پذیر باشی
منظورم اینه، میدونی. تو درکش می کنی
تو زخمی داری که احتمالاً بزرگتر از زخم منه
چرا تو، آه
اینجور صداقت رو توی پروفایلت گذاشتی؟
...آره، خب چیزایی مثِ، آ
"زن مجرد، عاطفی و جسماً زخم خورده"
که به دنبال مردی مشابه" "برای رابطه ناسالم میگرده؟
و ضمناً فراموش نکن که به "لاکتوز" حساسیت داری : توضیح مترجم لاکتوز" یک نوع ماده قندی است" که به وفور در شیر یافت میشود
شاید شما دوتا باید قرار بذارین
ما؟ نه – چی؟ نه –
قلب برادر منو گرفته
اوه، با برادرت قرار میذاشته؟ چه بامزه
نه – نه، قلب برادرم رو داره -
...آم – پیوند عضو -
...میدونی
من فقط...میرم صورتحساب رو بگیرم
"آه، "صورت حساب ها چون ما با هم نیستیم
اوه، آره – صحیح -
فکر کرد با هم قرار میذاریم
این دیوونگیه – خیلی هم دیوونگیه - تازه میخوام تو سایت ثبت نام کنم
آره، من...همون چیزیه که گفتم باید کاملاً ثبت نام کنی
ثبت نام
میدونی چیه؟ جهت ثبت حقایق
نگران نبودم، باشه؟
اون زن با وحشت منو صدا زد
♪ دوستی بود که ترسیده بود ♪
♪ و اسمش (گَری) بود ♪
♪ گ – ر – ر - ی ♪
میدونی که اسم من یه دونه "ر" داره
آره میدونم ولی ریتمش جور در نمیاد
صبر کن، شوخی با بیماری مقاربتی من به یه آهنگ کودکانه اشاره می کنه؟
آره، مددکار اجتماعی اینجاس
اوه، آره. چطوریاس؟
عالیه، مگه اینکه این مکالمه رو شنیده باشه
خب، من باید به مدرسه (دَنی) برم، رفیق
ساعت 12 پرده نمایش کنار میره
ما رنگ آمیزی مجموعه ها رو تموم نکردیم
انجام نشدن؟
آره، داستانش طولانیه
...صحبت از داستان طولانی شد
میشه بس کنی؟
صبر کن
این یکی در واقع مث یه تعریف به نظر می رسه
هی
"این یه علامت توقفه یعنی "بایست
آدما چه مرگشونه؟
میدونی توی چه آزمایشی نتیجه ات مثبت میشه؟
خشم
اگه اینطوری رفتارتو ادامه بدی قراره آسیب ببینی
ممنون بابت نگرانیت
جدّاً نگرانتم
خب، در مورد انتخاب هایی که می کنی اطلاعی ندارم، دادا
...(اول (مَگی - خب، اینو من انتخاب نکردم –
او انتخاب کرد
باید برم. دیرم شده، مرد
گذران زندگی پس از فقدان
پلیزد": برنامه دوستیابی" برای مجردها
خب، به نظرت دارن در مورد ما حرف می زنن؟
احتمالاً
خب (دیکسون)، امشب شبشه
میخوای وقتی می بوسیش از زبون هم استفاده کنی؟
خب...ببینم چطور پیش میره
تو چی (اِلیوت)؟ فکر کنم (هالی)، دوسِت داره
شرط می بندم نمی تونی برای بوسیدنش صبر کنی
کاملاً
نه، حالم بهتره
البته. درک می کنم
باشه. خدافظ
سلام
سلام
سلام، خرچنگ کوچولو – مث یه قهرمان خورد –
و شش ساعت متوالی خوابید
همینه
آموزش خواب، جواب میده
خواهرم الان لغو کرد
می تونم مواظب (چارلی) باشم
نه، داری میری به نمایش دَنی) میخواد همه اونجا باشن)
و ظاهراً تو هم قراره بری، درسته؟
حداقل یکی از خواهراش اونجا هستن
سوفی) نمیاد؟)
سوفی)، خیلی از کارایی) رو که باید، انجام نمیده
و هنوزم نمیره برای درمان
(متاسفم، (دِلایلا
نمی تونم کمکی بکنم ولی ...تا حدی احساس مسئولیت کنم
تو...تو که نمیدونستی قراره این اتفاق بیفته
ولی تو میدونستی
خونه تون عالی به نظر می رسه
(و مرسی که برای (بِرَندون اِسنک درست کردی
همیشه دوس داره پنیر پیتزاش اینطوری درست بشه
بگو ممنون – ممنون -
خب، آره، کارش حرف نداره
ما کارمون حرف نداره. ما یه تیم هستیم
نه اینکه به تنهایی نتونی انجامش بدی مادران مجرد، شگفت انگیزن
...منظورم اینه، مادرم
مامانم مجرد نبود
ولی...می تونست باشه
باشه. متاسفم
او فقط اینو واقعاً می خواد
و منم همینطور
باشه، خب، عالیه
امروز صبح همه فرماتون رو گرفتم
گواهی ازدواج، شناسنامه
اظهارنامه مالیاتی رو گرفتم ...سابقه پزشکیتون رو گرفتم
سابقه پزشکی؟
...آه، آره. من – سابقه پزشکی رو گرفتی؟ -
امروز صبح اونا رو پر کردم
آره، پس برای همه چیز آماده ایم
در تماس هستم – خیلی خب -
ظاهراً برای شماها خوبه
بگو "خدافظ". خداحافظ – خدافظ -
خدافظ - خدافظ -
توی فرمهای پزشکی، چی نوشتی؟
من...چیزی ننوشتم
در مورد داروهای ضد افسردگی من چطور؟
و این واقعیت که به دیدن دکتر (هِلِر) میرم؟
اونو صرفنظر کردی؟
آره
رُم)، همچین اَنگی در اطرافِ) همه این چیزا وجود داره
یادت میاد که با حق بیمه عمرمون چیکار کرد
من فقط...نمی خواستم به شانسمون لطمه بزنه
نه، ببین، میدونم و همین الان جلوشو می گیرم
بهش میگم لازمه فرمها رو تغییر بدم
نه، نه، صبر کن، صبر کن صبر کن، صبر کن، صبر کن
تو از من نمیخوای؟
صادقانه بگم؟
نمیدونم
موضوع اینه دکتر، تا به حال
شناسایی به عنوان فردی که از افسردگی رنج می بره
کادری بود که فقط من باید اونو علامت میزدم
اما با این فرزند خواندگی
علامت زدن اون کادر روی هر دوی ما تأثیر میذاره
و حق با اونه...یه اَنگ وجود داره
رُم)، هیشکی نمیگه)
که افرادی که به طور موفقیت آمیزی با مسائل بهداشت روانی سروکار دارن
نمی تونن کسی رو به فرزندخواندگی بگیرن
مجبور نیستن اونو بگن احساسشون همینو میگه
اونا به افراد مبتلا به بیماری های روانی، متفاوت نگاه می کنن
به همین دلیله که پیش از این به دنبال کمک نبودم
دکتر، وقتی من و تو بزرگ شدیم
مردان سیاه پوست اجازه گریه کردن نداشتن
به ما یاد دادن که سرسخت باشیم
چون دنیا با ما خیلی سخت تر هستش
هیچوقت به کسی نگو چه احساسی داری
تنها کسی که می تونی ازش درخواست کمک کنی، مسیحه
اگه دروغ میگم جلوی منو بگیر ولی اینطوری زنده می مونی
تا زمانی که یه مشت قرص توی دهنت باشه
رُم)، تو خیلی خوب کار کردی)
چرا امروز یهو اینجوری شدی؟
نمیدونم
...یعنی
همیشه می دونستم جامعه چه فکری می کنه
هیچوقت متوجه نشدم که (جینا) هم همچین احساسی داشته باشه
مرسی بابت داوطلب شدن برای غذا دادن به بازیگرا
چی می تونم بگم؟ من حامی هنر هستم
(سلام (رِجینا
سلام
...(سوفی)
باید برم میزا رو مرتب کنم
نه، یه لحظه صبر کن. هی
واقعاً امشب نمیری؟
فردا میرم
خیلی خب، باشه
اگه به برادرت، نجابتِ رفتن به افتتاحیه اش رو نشون ندی
ماشینت رو می گیرم
خب که چی؟ به هر حال واقع بینم
و تو به من ماشین ندادی
بابا می خواست که داشته باشمش
مدام فکر می کنم که بهتر میشه
ولی داره مدام بدتر میشه
خب، میدونی که چطوری بعضی وقتا بزرگترا برای کمک به توضیحِ
چیزایی که درکشون سخته، داستان میسازن؟
یعنی مث کاری که با (چارلی) کردین؟
بله
(الان داری بزرگتر میشی، (تی
و می تونی از پس دونستن چیزا بربیای
(دلیلی که هنوز نتونستی عمه (لیندزی رو ملاقات کنی
بخاطر اینه که او مشکل داره
چه نوع مشکلی؟
...یادته
اون باری که داشتیم پیتزا می گرفتیم
و اون پسره واقعاً سر و صدا داشت؟
آره، ترسناک بود
تو گفتی انگار مست بود
...آره، بود. خب
عمه (لیندزی)ِ تو هم مشکلی مث اون پسره داره
یه عالمه مشروب میخوره
که برای سلامتیش واقعاً بده
به این میگن الکلی بودن
به همین خاطره که به دیدنمون نمیاد
فقط تا وقتی که حالش بهتر بشه فکر خوبی نیس که
دور و برش باشیم
چطوری می تونیم کمکش کنیم که بهتر بشه؟
خب، موضوع اینه که ...تا وقتی کسی نخواد
به خودش کمک کنه، نمی تونیم بهش کمک کنیم
...امروزه، آدمای زیادی این مشکلو دارن
...و واقعیت اینه که...
منم همین مشکلو دارم...
واقعاً؟
زمانی که با گروه موزیک بودم کارای احمقانه زیادی کردم
به همین خاطره که وقتی مامان یه لیوان مشروب میخوره، تو نمی خوری؟
درسته. و اکثر مردم می تونن بخورن و مشکلی نیس
ولی من نمی تونم
بنابراین اونو رها کردم
سخت بود، ولی مشروب نخوردن منو شوهر بهتری کرد
و پدر بهتری
باعث شد آدم بهتری بشم
خیلی بهت افتخار می کنم، بابا
سلام
مطمئنی نمی خوای امشب بری؟
می تونی با من و (رُم) بیای
چی میگی؟
چیزی که از زمان فوت بابات
بیش از همه منو تحت تأثیر قرار داد
اینه که چطوری از (دَنی) حمایت کردی
ببین، می خوام بخاطرش اونجا باشم
خیلی خب
پس برو
...منظورم اینه حتی مجبور نیستی حرف بزنی
مربوط به مامان نیس
هر روز می بینمش
کسی که نمی خوام ببینمش، (اِدی)ه
مخصوصاً نمی خوام اون و مامانم رو با هم اونجا ببینم
...(سوفی)
ببین، همه میخوان این قضیه رو هضمش کنم
ولی کار ساده ای نیس
(سلام (تِرا
(تارا)
...خب
در دفاع از خودم، همه اینجا شما رو خانم (سایمون) صدا میزنن
آ...(سیمون)ه
یه آزمایش بود. تبریک میگم شما قبول شدین
برگشتی
باز هم به مجموعه کمک می کنی؟
در واقع، بله
تازه آخرین لایه رنگ رو روی پوستر نمایش کشیدم
بچه ها دارن لباساشون رو می پوشن
باید شب بزرگی باشه
خصوصاً اگه رنگ، خشک نشده باشه
من آ...فکر کردم قراره باهام تماس بگیری
تلفنم خراب شده – اوه -
همه شماره ها رو از دست دادم
(دَنی). (دَنی) – چیه؟ -
(دَنیِل دیکسون)
چه اتفاقی افتاده، مرد؟
...اگه منو ببخشی، من باید
برم
(موفق باشی (دَنی
هی، رفیق. همه چی ردیفه؟
در واقع، نه
داشتی باهاش چیکار می کردی؟
عمو (گَری) سعی می کنه نمراتش رو بالا ببره
بنابراین، آ...یه معلم خصوصی استخدام کرده
اخیراً رفتارات عجیب و غریب شده
همه همینطوری فکر می کنن...نه فقط من
انگار حتی دیگه نمیشناسمت
حالا این یعنی چی؟
یعنی چرا داری معلمِ مطالعات اجتماعی منو می بوسی؟
چون معلم اسپانیائیت ازدواج کرد
صبر کن (دَنی). متاسفم
فقط یه بوس بود
اوه، این موضوع به اون خاطره؟
هان؟
درباره امشب عصبی هستی؟ درباره بوسیدن (سَندی)ه؟
نه
و ای کاش مردم، دست از پرسیدن اون بر میداشتن
امشب، اولین بوسه ات هستش؟
قراره عالی انجامش بدی
موضوع مهمی نیس
موضوع مهمیه
و ای کاش با کسی بود که بهش اهمیت میدادم
منظورت (اِلیوت)ه
تو درک نمی کنی
هی! این منم، باشه؟ اینکارو نکن
آدما چشون شده؟
واسه چی نمی تونن با هم بمونن؟
(واسه اینکه سخته، (دَنی
...(من و (مَگی
در مورد پدر و مادرم حرف می زنم
اگه با هم می موندن هیچکدوم از این اتفاقات پیش نمیومد
سوفی) حتی امشب نمیاد)
متاسفم رفیق
یه بوسه قراره به معنای چیزی باشه
این تنها چیزیه که میگم
هی، بچه ها! اومدین
سوفی) اومده؟) - (سلام (چارلی -
نه هنوز
خب، اگه دوباره با ما صحبت کرد می تونیم بهش بگیم که
مقدار زیادی از اون گیتار رو جایگزین کردم
این براش خیلی کمتر از چیزی که فکر می کردیم هزینه برمیداره
گیتار؟ گیتار رو پیدا کردین
آره، مقدار زیادی از اون رو گرفتم – کجا؟ -
...آه
اِریک) برام پیداش کرد)
اِریک)ِ "هنوز قلبت و بعدش دخترت"...(اِریک)؟)
متوجه نشدم که به جمع برگشته
(اونا فقط دوستن، (گَری
...میخوام، آم
...یه مقدار
نوشیدنی بگیرم
بار مشروب وجود داره؟
آه، آره. سفرم به پِرو، عالی بود
مرسی که پرسیدین
سلام – سلام -
اوه، اتفاقاً گیتارت توی صندوق عقبمه
فکر کنم خیلی بیشتر از چیزی که فکر می کردیم برامون هزینه بر میداره
واقعاً بود
مچشو توی حموم گرفتم که در حال تمرین حرکات رقصش بود
نادیده گرفته شدن، باحاله، مگه نه؟
فوق با حاله
اونجا می بینمت؟ - باشه -
سلام
(همه می دونید که (گَری درست اونجاس، درسته؟
اوه. درست اونجاس؟
...گرچه – داخل می بینمتون. بیا بریم –
هی، هی – چیه؟ -
بذار چیزی ازت بپرسم
به نظرت، افسردگی من
باعث میشه صلاحیت کمتری برای پدر شدن داشته باشم؟
نه، البته که نه
(من این بچه رو میخوام (جینا ...بیشتر از هر چیزی، ولی نمی تونم
نمی تونم اولین کاری که به عنوان پدر انجام میدم، دروغ باشه
سلام
تو
فکر کنم روی صندلی من نشستی
خب...صندلیت رو با من عوض می کنی؟
اونوقت خودت تنها اینجا میشینی
آره ولی اونو به نشستن کنار مادرم، ترجیح میدم
میدونی چیه؟
شما دو نفر باید این موضوعو حل کنید
(دوری از همدیگه، راه حل نیس، (سوفی
باشه
برگرد به صندلیت برگرد به صندلیت
دلم نمی خواد
مَگی) اونجاس) – واسم مهم نیس -
واسم مهم نیس
سلام
اوه سلام - (سلام (چارلی -
سلام
سلام
سر جاهاتون همه سرجاهاشون
آه، (دی)، می تونم بگیرمش
مسئله ای نیس – داره گریه می کنه –
مسئله ای نیس – بذار ببرمش –
نباید این موقعیت رو از دست بدی – خیلی ازت ممنونم –
مشکلی نیس
بیا بریم
بیا بریم
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
خیلی احساساتمو جریحه دار کردی
چی؟
تنها کاری که کردم این بود که مث تو باشم
توی تموم تمرینات به ندرت باهام حرف زدی
فقط حالم از آدمایی که احساسشون رو مخفی می کنن، به هم میخوره
تقریباً اولین بوسه ام رو با (اِسکایلِر بِرنز) انجام میدم
و یه جورایی ای کاش ...با کس دیگه ای بود
هی، اولین پرده چطور بود؟ - عالی –
این مجموعه ها شگفت انگیز به نظر می رسن دَنی) فوق العاده انجامش میده)
اینو شنیدی، (چارلی)؟ برادر بزرگت ستاره اس
اطمینانی بهش نیس
بسیار خب، اینجا چی داریم؟
اشکالی نداره...اگه بخورمت
کیک فنجونی چطوره؟
فوق العاده خشکه
...یه کم داری - داشتم اونو برای بعد ذخیره می کردم –
موهات خوب به نظر میاد
اگه موهات کوتاهتر بود فکر می کردم (چارلی) هستی
خب، خوبه که دیدمت
احتمالاً باید از محصولات پخته شده دور بشم
هی، این دیوونگیه ما نمی تونیم از همدیگه دوری کنیم
حتماً می تونیم
حالت خوبه؟ - خوبم -
مطمئنی؟ چون به نظر خسته میای
تموم شب بیدار بودی و بازی های ویدیویی انجام می دادی؟
یا تموم شب رو با حواس پرتیای دیگه بیدار موندی؟
دوباره داری ناخناتو می جوی. بس کن
مامور "اِف.بی.آی"، چیزی هستی؟
فقط نگرانتم
چه خبر از فرو رفتگی در ماشینت؟
وقتی اومدم داخل، دیدمش
اصلاً تقصیر من نبود
ببین، مجبور نیستی نگرانم باشی باشه؟ من کارم درسته
منو از روال "کاری کن که فکر کنن تو بهتر از اونا عمل می کنی" بی خیال شو
من تو رو خیلی خوب می شناسم
مَگی)، تو دیگه نمی تونی)
در مورد اینکه من چطوری زندگی کنم نظری داشته باشی
وقتی با من به هم زدی این حقّ رو از دست دادی
متاسفم...آه، تو با من به هم زدی
و چقدر طول کشید تا به "پسر قلبیه" زنگ زدی؟ : توضیح مترجم منظورش (اِریک) هستش که قلب برادر (مَگی) به او پیوند شده
دو روز؟ - این جدّیه؟ -
...این در مورد چیه؟
اون فقط یه دوسته – اینو به خودت بگو -
باشه، واقعاً میخوای بدونی؟
پنج دقیقه طول کشید تا بهش زنگ بزنم
چون او تنها کسی بود که در شهر می شناختم
و یکی از دوستات نبود
اون زمان، نمی خواستم به هیچکدومشون بگم
چون در اون لحظه
امیدوار بودم که تجدید نظر کنی
نگران نباش. الان این احساس رو ندارم
فقط...از کیک فنجونیِ...فوق العاده خشکت لذت ببر
واقعاً می خوایم این کارو بکنیم؟
منظورت بوسیدنه؟ آره
کاملاً حمایتت می کنم
خیلی عصبیم
قبلاً انجامش دادم
کلاً خوب میشه
اوه، خدای من، شگفت انگیز بودی
خیلی ازت ممنونم که اومدی
خبرایی دارم – چیه؟ -
خبرای بزرگ
خیلی بهت افتخار می کنم
بیا اینجا
توی خونه می بینمت
جداً عالی انجامش دادی
و اگه حقیقت نداشت عمراً این حرفو نمی زدم
و بوسه...خیلی محشر بود
کدوم یکی؟
منظورت چیه کدوم یکی؟
(هی (دَنی به مهمونی بازیگرا میای؟
از دستش نمیدم
رفیق
دَنی). خدائیش؟)
آره
...میدونی
تو اولین نفری بودی که فهمیدی همجنس گرا هستم
شاید قبل از اینکه خودم بدونم
به من گفتی
وقتی آماده بودم که در مورد (اِلیوت) به تو بگم
آماده شنیدن هستی
یادته؟
آره
خب، هر وقت آماده بودی که به من بگی
که هنوز عاشق (مَگی) هستی
آماده شنیدنش هستم
(سوفی)
...بی خیال! فقط
کجا داری میری؟ - خونه –
هرچی خواستی انجام دادم نمایش (دَنی) رو دیدم
اوه، خدایا، دیگه طاقت ندارم
میشه خواهش کنم فقط حرف بزنیم؟
نه
مدام میخوای حرف بزنی
ولی چیزایی که تو میگی هیچی رو تغییر نمیده
دِلایلا)؟)
می بینی؟ این. این دقیقاً دلیلیه ...که نمی خواستم امشب بیام
که شما دو تا رو با (چارلی) ببینم که طوری رفتار می کنید که انگار هیچ کار اشتباهی انجام نشده
چطور تونستی همچین کاری با او بکنی؟
با شوهرت؟ با بهترین دوستت؟
خیلی خب، میدونی چیه؟ کافیه. بس کن
کافیه
میدونم چیکار کردم. میدونم اشتباه بود
ولی من پدرتو نکشتم
او به دلایلی که پیچیدهتر از چیزیه که ما اصلاً بفهمیم
جون خودشو از دست داد
و می تونی از من متنفر باشی هر چی دلت بخواد می تونی از من متنفر باشی
ولی نمیذارم منو مقصر اون قضیه بدونی
تو همه چیو خراب کردی
باشه، فقط بیا بریم خونه ...خواهش می کنم
نه، نه. به من دست نزن
من خونه نمیام
حتی دیگه نمیخوام باهات زندگی کنم
رُم)؟)
میخوام در مورد قبل، توضیح بدم
لازم نیس توضیح بدی
نه، لازمه
تو خیلی چیزا رو از سر گذروندی
...پارسال
وقتی یادداشت خودکشیت رو پیدا کردم منو...شدیداً گیج و سرگردون کرد
نمیدونستم که افسرده هستی
خیلی کمتر از تمایل به خودکشی
بنابراین وقتی به من میگی که الان در جایگاه بهتری هستی
حرفتو باور می کنم
ولی بعضی وقتا نمی دونم چقدر طول می کشه
منم همینطور
و اگه برگرده
این بار می تونم اونو تشخیص بدم؟
بنابراین، اگه میپرسی که آیا بعضی وقتا هنوز نگرانم
بله، نگرانم
اما تموم کارایی که ...برای کمک گرفتن انجام دادی
(با دیدن دکتر (هِلِر ...مصرف داروها
اینا همه چیزاییه که باید بهشون افتخار کنی
این چیزیه که بهش افتخار می کنم
چون همه اینا گواهی بر اینه
که چقدر برای پدر شدن آماده ای
سوابق پزشکی مون رو اصلاح کردم
متاسفم
هر مادری که بچه ای رو به فرزندی گرفته اگه درخواست ما رو بخونه
میدونه که تو چه پدر بزرگی هستی
قراره باشیم
سوفی)؟) – شرمنده -
تو یه بچه میخوای ما یه بچه گرفتیم
فقط امیدوارم گرفتار فرستادنش به دانشگاه نشیم
بفرما، ایناهاشش
سلام
آه...نه، مشکلی نیس
نه، تازه داره مستقر میشه
مطمئنی این کار درستیه که انجام میدیم؟
باید امتحان کنیم
مَگی) گفت فکر خوبیه)
...فقط
احساس می کنم شکست خوردم
نه
نه، به ما اجازه میدی کمکت کنیم
(ما خونواده هستیم، (دی
فقط مراقبش باشین
قول میدیم
و بعدش اونو به خونه می فرستیم جایی که بهش تعلق داره
ممنونم
مهمونی بازیگرا چطور بود؟
واقعاً خوش گذشت
آبجو خوردیم
آبجو شیرین
دیدی چیکار کردم؟
امشب اولین بوسه ام رو داشتم
میدونم. دیدم
نه، ندیدی
اون دومیش بود
اِلیوت) رو بوسیدم)
خب، از نظر اصولی، او منو بوسید
واقعاً؟
...پس، شماها – نه مامان. برچسب زدن ممنوع -
هیچی نگو
هرچه پیش آید، خوش آید
"چیزی که پیش آید" واقعاً فوق العاده اس
آره
خیلی عالیه
همه این چیزایی که ...در مورد (سوفی) اتفاق میفته
امشب از حضور در اون نمایش خیلی ناراحت بود
حداقل بخاطر (دَنی) اومد
آره
بخاطر برادرش اومد
به نظرم دلم میخواد با لیندزی) ارتباط برقرار کنم)
مطمئنی فکر خوبیه، (اِدی)؟
منظورم اینه که خودت اینو گفتی
نمیشه به کسی کمک کرد که نخواد بهش کمک کنن
میدونم، ولی کارتی که همراهِ ...اون هدایا برای (چارلی) بود
خواهرم داره ارتباط برقرار می کنه
نمی دونم. اینبار فقط احساس می کنم یه چیزی در موردش فرق می کنه
چطور می تونم اینو نادیده بگیرم؟
هنوز بالا داری چیکار می کنی، (تی)؟
نتونستم بخوابم
...فقط تو فکر بودم
می تونه برگرده؟
چی؟
مشکلت
اوه، هی رفیق. بیا اینجا
این مشکل، بخشی از منه
همیشه بخشی از من می مونه
...ولی
تفاوت اینه که حالا اعتراف می کنم که این، یه مشکله
...و
...من تو رو دارم
...و مامان رو
که به من باور دارین
تا زمانی که اونو دارم هیچ کاری نمی تونم انجام بدم
خب، نمی تونی پرواز کنی
بهت نگفتم؟
من در واقع سوپرمن هستم
به مامانت نگو
باشه؟
باشه
چه غلطا...؟
اون علامتو دیدی؟
میگه "ایست" دادا
اوه، داری بیرون میای؟
اوه! عجب گنده بَکی
...چیکار میخوای
چی بهت گفتم؟
دویدن نتیجه مطلوب نداد، درسته؟
جواب نداد
هنوزم ناراحتم
میدونی، من فقط...نمی تونم باور کنم که (گَری)، چه عوضی بازی درآورد
خب، رابطه رو هم زدن انجامش سخته
این جمله از فیلم "گریس" نیس؟
این جمله از (نیل سِداکا)س : توضیح مترجم خواننده، ترانه سرا و پیانیست آمریکایی است
تو فروشگاه موسیقی داری باید قطعاً اینو بلد باشی
مردم فکر می کنن تو کلاهبرداری
دارم روش کار می کنم
اون (کِلوئی) بود که عاشق موسیقی و برنامه های موزیکال بود : توضیح مترجم منظورش، نامزدشه که در تصادف با موتورسیکلت کشته شد
"هر سال برای جشن "هالووین بعنوان یه نفر لباس می پوشید : توضیح مترجم هالووین، جشنی است که در بسیاری از کشورها در 31 اکتبر برگزار می شود هالووین، روز اول مراسم سهروزه ای است که مناسبتی در تقویم کلیسا برای بزرگداشت یاد درگذشتگان، از جمله قدیسان شهیدان مسیحی و دیگر مؤمنان درگذشته است
(مث (آنی – اوهوم
منم رو مجبور می کرد لباس بپوشم
باید منو با کلاه گیس کچلا می دیدی
شرط می بندم ظاهرت حتی از منم بهتر بود
آره
اوه، نگران نباش من...زخمتو ندیدم
...درکت می کنم. من
منم در مورد خودم فوق العاده خودآگاه هستم
نیمی از علتی که از دوستیابی دوباره می ترسم، همینه
وقتی با کسی هستی چیکار می کنی؟
...من، آ
...نه، من، آم
منظورم اینه، من ...از زمان (کِلوئی) با هیشکی
قرار نذاشتم
من...متاسفم
...نه، آم...من فقط – من، میدونم...فکر کردم...متاسفم –
...نه، نه. نه، من فقط – ...نه، اون –
...مجبور نیستی مجبور نیستی توضیح بدی
برات خیلی زود بود
فقط...من درکت می کنم برای منم احتمالاً خیلی زود بود
من...باید برم
دارم از اتاق برمیگردم بیرون
فقط برگشتم داخل تا کیفمو بردارم
شب خوبی داشته باشی
سعی کن فراموش کنی که صورتم در حال حاضر چقدر قرمز شده
آ...به زودی حرف می زنیم. آره
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.