Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
هیچوقت نمی دونی کی توی زندگیت میاد
و تا ابد، زندگیتو تغییر میده
این واقعاً با من حرف می زد، مرد
روزای این چنینی داشتم که نمی تونستم نفس بکشم
کاری کن که احساس کنی به اونا تعلق داری
جینا)، دلم بچه میخواد)
پایان خوشی رو میخوام
خب از اینجا، کجا میریم؟
...پس وقتی انجامش میدن
چرا به (مَگی) نگفتی که از کار اخراج شدی؟
رئیسای من با این قضیه که امسال
چقدر مرخصی گرفتم، هیجان زده نبودن
محکم می ایستی...
برای یه دوره تکمیلی توی "آکسفورد" پذیرش گرفته
دارم تصمیم می گیرم
که بهترین پدری باشم که می تونم برای (چارلی) باشم
این یعنی صادق بودن با بچه هام
بهت اجازه نمیدم بچه هامو اذیت کنی
من وکیل خوبیم
تو که دلت نمی خواد جلوی من بایستی
...سوال اینه – جان) براتون پول گذاشته) –
ما نمیخوایمش – (میچ) -
نمی خوام پسرم بفهمه که
کل عمرش بهش دروغ می گفتم
...چه اتفاقی میفته... – جان)، پدر (پی.جِی) هستش) -
وقتی کنترل خودتو از دست می دهی؟...
آزمایش تعیین هویت که زیر تختواب بود، نیستش
پی.جِی)، پسر (باربارا مورگِن) هستش؟)
چرا به من نگفتید؟
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
دِلایلا)، (پی.جِی) پسر (جان)ه)
چی؟ پسر (جان)؟ نه
اون پسرش نیس – چرا هست. آزمایش تعیین هویت داده –
انطباق داره
چرا فکر می کنی اون همه پول رو برای مادرش گذاشت؟
چون احساس گناه می کرد که توی اون هواپیما نبود
برای این، احساس گناه می کرد؟
چرا (جان)، اون ویدئو رو برای اون زن درست کرد؟
باربارا)، متاسفم)
وقتی بیشترین نیاز رو به من داشتی، ترکت کردم
تماس شما به یک سیستمِ
پیام صوتی خودکار هدایت شده است
(سلام (پی.جِی
اوه، منظورم این نبود که اینطوری قضیه رو بفهمی
برنامه داشتم که بهت بگم ...قبل از اینکه مادرم
خواهش می کنم فقط به من زنگ بزن
نه (مایکی)، نمی دونم من و (باربارا) نگرانیم
از دیروز تا حالا (پاتریک) رو ندیدیم
آره، قرار بود ببرمش ولی خودشو آفتابی نکرده
من، نمیدونم. 12 ساعت، شاید؟
آره، نمیدونم با عصبانیت از اینجا خارج شد
در دنیای خودش زندگی می کرد
...ارتباط داشت با گروه جدیدی از
هی، رفیق، چیکار داری می کنی؟
همون دوست دختریه که در موردش باهام حرف زده بودی؟
آ...آره
آره، خودشه
هی (مایکی)، وقتی جلوی (پاتریک) رو
تو راه رفتن به خونه دوست دخترش گرفتی
خونه اش کجا بود؟
اومدم. دارم میام
(پاتریک)
نمیدونستم دیگه کجا برم
: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت نهم
اوه. وای
"می دونم که هنوز از "آکسفورد ...چیزی نشنیدی، ولی
این چیه؟
این چیز قدیمی چیه؟
وقتی برات کلاه گیس خریدم
شش پنی پول داشتم
آ...لهجه بریتانیائیت تازه ایرلندی شده
واقعاً؟
کاملاً در مورد این قضیه مطمئنی؟
آره (بونو)، مطمئنم
لطفاً بشینید، خانم
بهترین صبحانه برای شما
این خیلی خیلی شیرینه
من مطمئنم که خبرهای خوبی
از "آکسفورد" خوب
در بیسکوئیت ملکه ای دریافت می کنید
خدایا، انگار دارم با لوله بخاری بازکنِ مِری پاپینز) قرار میذارم) : توضیح مترجم مِری پاپینز)، یک فیلم موزیکال فانتزی آمریکایی) محصول ۱۹۶۴ است. در این فیلم که ترکیبی از لایو اکشن و انیمیشن است، (جولی اَندروز) در اولین فیلم بلند خود در نقش (مِری پاپینز) بازی میکند که از خانوادهای ناکارآمد در لندن دیدن میکند و از سبک زندگی منحصربهفرد خود برای بهبود پویایی خانواده استفاده میکند
مربا رو فراموش کردین
تموم رویاهای کودکی منو خیلی گیج کننده می کنه
یا اونا یهو معنا پیدا میکنن، (مِری)؟
حالت خوشه؟
واقعاً حالم خوب نیس
دردناک به نظر میرسه
اونجا با شهرداره
اون...اون (کَم نیلی) نیستش؟ : توضیح مترجم کامِرون مایکِل نیلی)، بازیکن سابق هاکی روی یخ) "کانادایی است که در تیم "بوستون برُوینز تیم مورد علاقه مردان این سریال} بازی کرد} او با نام مستعار "بام-بام کم" یکی از مسلط ترین بازیکنان قدرتی خط حمله نسل خود بود
آره. آره
جان) همه رو میشناخت)
میدونی، چیزی هستش که میخوام داشته باشی
و افشای کامل...به شدت آسیب دیده
جان) برای همه چیز دیر می کرد)
و عادت داشت بهانه ای براش جور کنه
"منظورت چیه دیر می کنم؟"
طبق ساعت من" "ساعت 9:15 صبحه
یه ساعت 20 دلاریه
هیچ وقت ساعتش درست کار نمی کرد
مهم نیس چند بار سعی کرد تعمیرش کنه
اما اونو دوست داشت
مال باباش بود
مطمئنی؟
آره
تو...تو حالا جزء خانواده ای
باید مال تو باشه
به نظرت چرا هیچوقت سعی نکرد با من تماس بگیره؟
(فکر نکنم میدونست، (پی.جِی
(چیزای زیادی در مورد (جان وجود داره که من نمی دونستم
ولی بابای خوبی بود
و دلش می خواست پسرش رو بشناسه
رُم) از کجا میدونست من اینجام؟)
من بهش پیام دادم
اون...نگران تو بود
پی.جِی)، به نظرم باید با) پدر و مادرت حرف بزنی
...نه، چیزی برای – ...میدونم بهت دروغ گفتن، ولی -
شاید دلیل خوبی براش داشتن...
یا شاید اونا دلیلی بودن که او هیچوقت باهام تماس نگرفت
شاید سعیشو کرده
اما اونا جلوشو گرفتن
ممنون که در چنین مدت کوتاهی با من ملاقات کردید
نماینده قانونی شما گفت که انگار در باتلاقی فرو رفته بودین
آه، مشکلی نیس
و هی، بابت گرفتن خونه تبریک میگم
موفقیت تو اینکار، سخته
آه، معمولاً همسر، خونه رو می گیره
به خصوص وقتی بچه ها درگیر هستن
من داستانایی در موردش در دادگاه شنیدم اما لازم نیس به شما بگم
...از نزدیک دیدین که اون زن چقدر وحشتناکه
(سلام! (کاترین
(سلام (بِرایان – سلام -
حالت چطوره؟
من...خوبم
ممنون
آم...ببخشید
اینجا از من درباره مسائل مربوط به حضانت با فرزندت نپرسیدی؟
چرا
یه بچه دیگه
از یه زن دیگه
...منظورت اینه زنی که تو
باید همه چیزایی رو که دِلایلا) داشت میدی)
...تموم اون خاطره ها
که می تونستم بخشی از اونا باشم
چطور قراره برم اونجا
و با کسایی که تموم عمرم
به من دروغ می گفتن گفتگوی منطقی داشته باشم؟
ظاهراً باید همراهت بیام داخل
نه، نه
باید خودم اینکارو انجام بدم
بسیار خب
همینجا می مونم
هنوز نتونستی گذرنامت رو پیدا کنی؟
اوه، نه، تقریباً نیم ساعت پیش پیداش کردم
اما دوباره قایمش کردم
چون احساس پیدا کردنش خیلی خوشحال کننده اس
میدونی، اگه فقط چیزا رو ...به جایی برگردونی که بهش تعلق داره
"می دونی، می تونیم از "تِد تاک : توضیح مترجم تِد تاک"، یک سخنرانی ضبط شده به صورت عمومی است" که در اصل در رویداد اصلی سالانه "تِد"(فناوری سرگرمی و طراحی) در سراسر جهان ارائه شد تِد" یک سازمان غیرانتفاعی است که به گسترش ایدهها" اختصاص دارد. معمولاً در قالب سخنرانیهای کوتاه و قدرتمند که اغلب به آن "تِد تاک" میگویند
در مورد "مکانی برای همه چیز "و هر چیزی در جای خود
بگذریم و فقط به قسمتی بریم ...که به من نشون بدی کجا
!بوم
اون گذرنامه منه؟ - نه -
گذرنامه منه و دقیقاً میدونم کجاس
چرا اینقدر نو و تازه اس؟
و چرا وقتی جایی نرفتی
اصلاً گذرنامه داری؟
لازم نیس هیچ جا برم
هرچی لازممه همینجا توی "بوستون" گرفتم
در موردِ...ایتالیا چی؟
از پیتزا خوشت میاد – توی نونشون، پنیر دارن؟ -
بعدی
بسیار خب
تو از "کروکودیل داندی" خوشت میاد : توضیح مترجم یک فیلم کمدی-اکشن محصول ۱۹۸۶ است که در مناطق دورافتاده استرالیا و در شهر نیویورک اتفاق میافتد. در این فیلم (پُل هوگان) در نقشِ (میک داندی) و بازیگر آمریکایی، (لیندا کوزلوفسکی) در نقش خبرنگار، (سو چارلتون) بازی میکند
تا حالا در مورد رفتن به استرالیا فکر کردی؟
(لازم نیس. (پُل هوگان استرلیا رو برام آورد اینجا
این منگنه نیس
این منگنه اس
باشه، اما می تونی با همه اون حیوونا معاشرت کنی
کانگورو چقدر بامزه اس؟
فوق بامزه
ولی نه من می تونم به اونا اعتماد کنم نه تو
اونا با سرهاشون به عقب خم میشن
چطوری بلدن اینکارو بکنن؟
نباید بری سر کار؟
البته که باید برم من یه قسمت ضروری از ماشینم
در واقع، در صورتی که
نیاز به ترک کشور داشته باشم اینو می گیرم
امشب بر می گردم
و گمون کنم که هنوز اینجا باشی
و داری دنبال گذرنامت می گردی
مُضحکه
خیلی خب
"خدافظ "کانگورو
"خدافظ "داندی
پی.جِی)، تا حالا کجا بودی؟) در موردت خیلی نگران شدیم
چطور تونستی این کارو بکنی؟ چطور تونستی این کارو با من بکنی؟
در مورد چی حرف می زنی؟
فقط تمومش کن! فقط برای یکبار حقیقتو به من بگو
تو...بابام...نیستی
سلام. (پی.جِی) هنوز با والدینش حرف نزده؟
هنوز داخله
و خیلی خیلی ناراحت بود
و نمی تونم سرزنشش کنم
منظورم اینه...والدینش این راز عظیم رو ازش دور نگهداشتن
...کل عمرش
متاسفم
(پس اشکالی نداره تو و (جینا راز عظیمی رو نگهدارین
ولی اگه دیگران این کار رو بکنن، نه؟
(دی)
دی)، منظورم این نبود)
آره. حق با توئه
و برای اینکه حقیقت شناخته بشه (اتفاقی که برای (پی.جِی افتاده، فرق داره
باید برم
خواهش می کنم، فقط بشین
نه، نه، نمی خوام بشینم
فقط حقیقت رو به من بگو
بسیار خب
حق با توئه
وقتی با مادرت آشنا شدم حامله بود
اما من و او توافق کردیم که تو رو به عنوان پسرم
...بزرگ کنم – خدای من. فقط بگو -
فقط بگو که (جان) پدرمه
چی؟
نه
پاتریک)، اشتباه متوجه شدی)
پدرت (جان) نیس
مادرت توی دانشکده، دوست پسر داشت
اونا سال دوم با هم آشنا شدن
...اسمش (دِیوید) بود – اوه، خدای من -
به تو هم دروغ گفته
اصلاً نمی دونستی، مگه نه؟
در مورد چی حرف می زنی؟
من آزمایش تعیین هویت دادم
جان)، پدر منه)
...تو هیچوقت – چی؟ -
فکر نکردی چرا... اون ویدیو رو براش گذاشت؟
چرا اون پولو براش گذاشت؟
آره، در مورد پول میدونم
پولی که براش گذاشت بخاطر من بود
...نه، مادرت به من گفت که
اون پولو واسه این گذاشته که
...احساس گناه می کرد در موردِ – نه، الان متوجه شدم –
دلیلی که نخواست من بدونم
بخاطر این بود که نخواست تو بدونی
زود باش. بیا بریم
چی شد؟ حالت خوبه؟
نه
...شاید باید برگردیم داخل
لطفاً فقط برون
خواهش می کنم
(گَری)
سه روز شده
باید به (مَگی) بگی که اخراج شدی
(مراقب باش برای چی فشار میاری، (اینِد
هیچوقت خونه ات از این بهتر به نظر نمیرسه
زود باش، اینجا...چیکار داریم می کنیم؟
نه
...بِنِت) هم همینطور بود) خیلی خاص
نمی تونم بهت بگم چند بار
مجبور شدیم به خونه برگردیم
تا مطمئن بشیم در گاراژ بسته اس
خوبه بررسی کنیم
او این کارو جایی انجام می داد که ولوم صدای رادیوی ماشین
همیشه باید روی یک عدد زوج تنظیم میشد...هیچوقت فرد نبود
تو هم اینکارو می کنی؟
حالا انجام میدم
شرمنده
...اوه – ...آره، فکر کنم، آ –
یه جورایی عادت کردم
به من گفته شده، آ... با تغییر خوب نیستم
که جای تاسف داره چون اخیراً
به نظر می رسه همه چی در حال تغییره
تو چته؟ - هیچی –
...من فقط
خیلی خوشحالم که سگتو پس گرفتی
وِسلی) رو پیدا کردی)
آه – واقعاً قدردانت هستم -
من فقط یه انسانم
...و دلم نمی خواد اینو بهت بگم ولی
اون سگ من نیس...
جان؟
سگم نیس – نه -
نه (اینِد)، بی خیال
بی خیال. فکر کنم هست
به این چهره بزرگ پیر نگاه کن
قطعاً، قطعاً (وِسلی)ه
چت شده، هان؟
چطور تونستی از (اینِد) فرار کنی؟
(گَری)
این (وِسلی) نیس
ولی میدونی چیه؟ من اونو به همون اندازه دوس دارم
بعضی وقتا، تغییر ممکنه خوب باشه
در حال حاضر باید بهتون بگم که
از نظر قانونی، مالی، شما گرفتار هستید
بخاطر هیچی
هیچ و پوچ
بنابراین، قبل از اینکه برید و
یه کلبه کوچیک در (نانتاکِت) رو مفت و مسلم تقدیم کنید
باید به شما بگم که برای بچهای که دو ماه
در تابستان میبینمش پول هنگفتی میپردازم
...(بِرایان)
صحیح
خب، گوش کنید، من به عنوان وکیل شما
که ساعتی حقوق می گیرم
خیلی خوشحالم که گزینه هایِ قانونی شما رو بررسی می کنم
اما آیا مطمئنید که هیچ راهی
برای حل این مشکل بدون مراجعه به دادگاه وجود نداره؟
سعی کردم با (دِلایلا) صحبت کنم
کاترین) سعی کرد باهاش حرف بزنه)
او به روش ما، به مسئله نگاه نمی کنه
صحیح
اما خانم مشاور، با تمام احترامی که قائلم
این، مربوط به دو تا شرکت نیس
اینجا آدمها هستن
و باید بدونید، وقتی تو این جاده بیفتین
ممکنه خیلی زشتکاری بالا بیاد
(مَگی)
فکر نکنم از پس اینکار بربیام – مشکلی نیس -
مشکلی نیس
منم شامل این داستانم – تو هم شاملی -
(عاشقتم (گَری مِندِز
سه، دو، یک
برای خودمون یه کم نوشیدنی درست کردم
دستورالعمل خانوادگی داره
لیموناده؟ - عمده اش -
آه، ببخشید
(اِد)
بد موقع گیرت انداختم؟
فقط روز نوشیدنی نطلبیده اس چه خبر؟
فقط این چیزای پدری
من و (دِلایلا) چشم تو چشم همو نمی بینیم
و من و (کاترین) امیدوار بودیم قبل از اینکه وکلا رو درگیر کنیم
تو بتونی باهاش حرف برنی
وکلا؟
نمیدونم چه کار دیگه ای می تونم انجام بدم
اگه (دِلایلا) مایل به امضاءِ داوطلبانه فرم ها نباشه
...بعدش قانوناً
(مجبوریم از (چارلی نمونه خون بگیریم
تا ثابت کنیم که من پدرشم
فکر نمی کنی این کار یه کم افراطی به نظر بیاد؟
میدونم
ولی به همین خاطره که ازت میخوایم باهاش حرف بزنی
او به تو گوش میده تو مث برادر واسه اون هستی
اوه، جدی؟ چون باهاش سکس نداشتم؟
چطوری این نگرش مثبت و سرشار از انرژی رو پیدا کردیم؟
...رفیق، به همین دلیله که میگن
کسی که خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه
میدونی چقدر برای همه مون سخت بوده کاری که
شما دو نفر انجام دادید رو جمع و جور کنیم؟
و حالا داری ازم تقاضا می کنی
که بین بهترین دوستام انتخاب کنم؟
سلام. به تو پیام دادم پاتریک) حالش خوبه؟)
پاتریک)؟)
کجاس؟ - رفته –
منظورت چیه رفته؟
گذاشت رفت
تموم این سالها داشتی به من دروغ می گفتی
از...از چی حرف می زنی؟
(کارم با این فریبکاری تمومه، (باربارا
من میدونم
پاتریک)، پسر (جان)ه)
همه چیو به من گفت
چی؟
حق با او بود. عجب احمقی بودم
در حال حاضر هم داری به من دروغ میگی
او آزمایش تعیین هویت داده
همش اینجاش
(این میگه که ژنِ (پی.جِی ...انطباق داره با
...چی...مو...موهای پیداشده پیدا شده روی چی...چه پلیوری؟
این یکی
اوه، خدای من
اینجا خیلی خوبه
تو هیچوقت، آ...هیچوقت کباب درست نکردی؟
بعضی وقتا
باید بگم، اینو خیلی بهتر از اون چیزی که فکر میکردم قبول کردی
...آره، در واقع، این
این بهترین احساسیه که در این مدت داشتم
حقیقت بالاخره فاش شد
میدونم کی هستم
خیلی خب، پس
فکر کنم برات خوشحالم
آره، منم همینطور
و به همون اندازه که ...نشناختن (جان) سخته
یعنی، من...من حالا خونواده دارم
سلام (دی)، آ...باهام تماس بگیر
فقط میخوام مطمئن شم که حالت خوبه
...آم، میدونم که بیش از حد تحمل بود - جینا)؟) -
آم، فقط باهام تماس بگیر
مَگی)، اینجا چیکار می کنی؟) اوضاع روبراهه؟
لازمه باهات حرف بزنم – باشه -
شاید...نباید صحبت کنم – باشه -
نه، لازمه – باشه -
آ...(گَری) اشاره به چیزی به تو نکرد؟
من...نیاز به یه کم اطلاعات بیشتر دارم
...آیا او
خبر بزرگی بهت گفته
که من هنوز ازش مطلع نشدم؟
چرا، گفته
ولی قول دادم چیزی نگم
پس شاید تو باید یه چیزی بگی؟
حلقه نامزدی رو پیدا کردم
درسته. حلقه
...آره، اشتباه نکن زیباس
منظورم اینه که نمی دونم در انتخابش کمک کردی یا نه
ولی اون زیباس
ولی زمان خیلی عجیبی برای انجام این کاره
یعنی ممکنه یک سال به "آکسفورد" برم
و او گفت که می تونه با من بیاد
ولی شغلش، زندگیش
چطور می تونه به خاطر من همه چیو پشت سرش رها کنه؟
...من
دِلایلا)، تو اینجایی)
پیاممو گرفتی؟
(سلام (مَگی
سلام
اوضاع خوبه؟
نمی دونم
گَری) به من پیام داد که میخواد) (با (کاترین) و (اِدی
اینجا باهام ملاقات کنه
صبر کن، (گَری) میاد اینجا؟
آره
ظاهراً آدمای زیادی دارن در مورد من، پشت سرم حرف می زنن
...من باید
من به شماها یه...ثانیه وقت میدم
برگرد. به من اعتماد کن، برگرد
می دونی، وقتی ازم خواستی کمک کنم تا همه این چیزا رو جابجا کنیم
به نوعی تصور می کردم که با هم این کارو انجام میدیم
اونا اینجا چیکار دارن؟ - نمی دونم -
وقتی پایین اومدم، کنار در منتظر بودن
پاتریک)، خواهش می کنم)
ما اینجاییم چون لازمه به تو حقیقت رو بگیم
در مورد (پی.جِی) به تو نگفتم
چون به خاطر تو، نگران بودم
منتظر بودم تا مطمئن بشم که حقیقت داره
خب، دونستن این موضوع که درسته یا نه
ظاهراً مانع از این نشده که اطلاعاتی درباره زندگیم
از من دور نگه ندارین
(نه، دارم بهت میگم (پی.جِی دِیو)، پدرته)
او و (جان)، بهترین دوستای هم بودن
نه، آزمایش تعیین هویت
جان) پدر منه) پلیور رو آزمایش کردم
نه عزیزم
وقتی (دِیو) فوت کرد اون پلیور، تنها چیزی
از پدرت بود که (جان) خواست
...نه، نه، من
عزیزم، بشین
بذار این قضیه رو برات توضیح بدم – نه، نه. نمی خوام بشنومش –
خواهش می کنم - (هی (پاتریک –
گفتم نمی خوام بشنومش
بذارین من باهاش حرف بزنم
ممنون
میشه یه مشروب برات بخرم؟
سلام
این نگاه چیه؟
...آم، آ – تو اینجا چیکار می کنی؟ -
(آه، من و (رِجینا ...فقط داشتیم بحث می کردیم
گَری)، سلام)
با (دی) چطور پیش رفت؟
تمایل داره شناسنامه رو تصحیح کنه؟
چی؟
هنوز باهاش حرف نزدم
خب، پس، اینجا چیکار داریم؟
اِد)، ازم خواستی) این قضیه رو حل و فصل کنم
این من هستم که درستش می کنم – دیگه به من نگو چیکار کنم –
سعی ندارم بهت بگم (چیکار کنی، (دی
دارم کمک می کنم – خب، کمکی نمی کنی –
این خونواده منه این...شامل تو نمیشه
شاید باید شاملش بشه
البته که همچین فکر می کنی اون طرف توئه
اوه، (دی)، من طرف کسی رو نمی گیرم
حقیقت اینه
تو رابطه داشتی اینو مخفی نگه داشتی
و حالا از دست هر کسی که نظر تو رو نداره عصبانی هستی
خیلی خب، همه دست از – حرف زدن بردارید میدونی چیه (جینا)؟ -
متوجه شدم که فکر میکنی میدونی بهترین کار چیه، ولی تو بچه نداری
پس چطور می تونی بفهمی که چی برای من بهتره؟
تمومش کنید فقط تمومش کنید
شما سه نفر باید حرف بزنید
سعیمون رو کردیم
خب، بیشتر سعی کنید
باورم نمیشه که این اتفاق افتاده باشه
شماها واقعاً قراره اقدام قانونی بکنید؟ بی خیال
قانونی...چی؟
(آره، درسته (دی
اونا میخوان فرمی امضاء کنی
(که ثابت می کنه (اِدی پدر (چارلی)ه
باورم نمیشه که شما این کارو بکنید
باورم نمیشه هیچ کدام از شماها این کارو بکنید
اگه کار بهتری بلدین، انجام بدید
حداقل فکر میکردم انجام دادین
...ما فقط می خوایم - میدونم، (اِد). میدونم -
بهترین ها رو برای (چارلی) می خوای
همه میخوان بهترین کار رو برای خونواده شون انجام بدن
خب، این خونواده چی میشه؟
خونواده من
چون کاری که شماها انجام میدین ما رو از هم جدا می کنه
از وقتی (جان) مرده، دارم تلاش می کنم
دارم تلاش می کنم کنار هم نگهمون دارم
مرد، من تو رو پناه دادم
من قبول کردم که نگهبان بچت باشم
...(و (دی
من تو رو توی اون پارکینگ نگه داشتم
من بهت گفتم او فوت کرده
و قول دادم که پیشت بمونم
و اینکه ما هنوز خونواده ایم
در مقابل همه چیز کنارت ایستادم
حتی وقتی باهات موافق نبودم
چون مث خواهرم هستی
وقت زیادی صرف کردم تا به آدما کمک کنم سرطان و افسردگی و طلاق رو
پشت سر بذارن
که...اینجا یه واقعیت کوچیک جالب وجود داره
شغلمو از دست دادم
اما باز هم این کارو تکرار می کنم
اگه این به معنای نگه داشتن ما در کنار هم باشه
چون می تونم کار دیگه بدست بیارم
ولی نمی تونم...خونواده دیگه ای بدست بیارم
ببینید کجا وایسادیم
این...این هدیه ای هستش که (جان) به ما داد
به نظرتون او همچین روزی رو تصور می کرد؟
نه
و منم همچین روزی رو تصور نمی کردم
پس این خرابکاری رو تمیزش کنید
مرد، میدونم بیش از حد تحمله
نه، نمیدونی
موضوع رو نمی گیری
تا مدتهای طولانی هیچ معنایی نداشت
فقط حس نمی کردم (میچ)، پدرم باشه
...چون خیلی فرق داشتیم. من
...خیلی فرق داشتیم و من فقط...من
خودمو سرزنش می کردم که چرا مث او نیستم
ولی بعدش بالاخره جوابی داشتم
که همه چیو توضیح میداد
...و...و با اونا آشنا شدم و
و ازشون خوشم اومد
و اونا هم از من خوششون اومد
حالا من...بیشتر از همیشه تنها هستم
میدونی چیه؟ بیا بریم طبقه پایین در موردش حرف بزنیم
...زود باش، بیا بریم
بیا بریم طبقه پایین – نه. نه! عقب وایسا -
این...منصفانه نیس
(پی.جِی)
تو تنها نیستی
من تنهام
...من، تنهام. من
بیا فقط یه لیوان مشروب بخوریم و حرف بزنیم
آره
(میچ)، (باربارا) اینجا چیکار می کنید؟
از توضیح دادنش خسته شدم
رُم)؟) – باید از بالای پشت بوم -
(بیای پایین، (پی.جِی
قراره در این باره صحبت کنیم
بچه ها
حرفم تموم شد! صحبت کردن چیزیه که منو به اینجا رسونده
اوه، خدای من - (پی.جِی) -
فکر نکنم دیگه بتونم – این کارو انجام بدم اونا روی پشت بوم هستن -
...نه (پی.جِی)، می تونیم می تونیم با (مَگی) حرف بزنیم
...چی میگی که ما از اینجا بریم پایین
و با (مَگی) صحبت کنیم؟
دلم نمی خواد با (مَگی) حرف بزنم
دلم نمی خواد با هیشکی حرف بزنم – صبر کن، صبر کن، صبر کن - صبر کن، صبر کن، صبر کن
صبر کنید! وایسین، وایسین – چه غلطی داری می کنی؟ -
در رو باز کن – در حال حاضر نمی تونیم بریم اونجا -
چی داری میگی؟ پسرم اون بیرونه
من روانشناسم رُم) باهاشه و پسرت بهش اعتماد داره)
اون ناراحته ولی نمی خواد خودشو بکشه
ما که نمی خوایم این قضیه رو تشدید کنیم
این چند هفته ای که (فقط با تو و (سوفی
...و (دِلایلا) وقت گذروندم
احساس کردم انگار بالاخره خونواده ای دارم...
من...دیگه از این به بعد ندارمش
(باشه، ببین، (پی.جِی خونواده بودن یعنی چی؟
هان؟
کمک کردی مادرمو دفن کنم
درست کنار من و برادرم
و (اِدی) و (گَری) ایستادی
چون خونواده منی
خونواده فقط افرادی نیستن که تو رو داشتن
...خونواده افرادی هستند که که بزرگت میکنن
آدمایی که دوسِت دارن
فکر می کنی (میچ)، دوسِت نداره؟
کل عمرم به من دروغ گفت
شنیدی مادرت چی گفت
این فرد خواسته بابات باشه
زحمتشو کشیده
و او...ممکنه به شکلی که
تو می خوای، ظاهر نشه
به جهنم، بابای منم همینطوره
ولی این دو نفر، پدرای ما هستن
و سعیشونو می کنن تا به بهترین شکل ممکن، دوستمون بدارن
...و میدونی چیه؟ بعضی وقتا
دوست داشتن ما ممکنه کمی سخت باشه...
نه، اون...اون فقط تا اونجایی که به یاد دارم
این بوده...این بار سنگین
و نمی دونستم چرا
و بعدش در مورد (جان) و افسردگیش فهمیدم
و فکر کردم که بالاخره علتش رو فهمیدم
فکر کردم بالاخره علت اینکه همچین احساسی دارم رو فهمیدم
...ولی اشتباه می کردم و نفهمیدم و من
...خدا، چه اهمیتی داره کاری که می کنم، فقط
(پی.جِی) – این حس هیچوقت از بین نمیره –
پی.جِی)، نکن)
نه، صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید صبر کنید، صبر کنید ، صبر کنید
چیکار داری می کنی؟
همون کاری که تو داری می کنی
یکسال پیش، درست همین جایی که تو هستی، بودم
روی پشت بوم نبود دهنم پر از قرص بود
درست مث فیلمنامه ای که خوندی
بله، مرد، روزای تاریکی وجود داره
ولی فردایی هم هست
و من به خاطر تو اینجام
همه مون به خاطر تو اینجاییم
از دستت نمیدم
از دستت نمیدم
درکِت می کنم
درکِت می کنم
درکِت می کنم
(باشه. مرسی (جان
فقط خوشحالیم که سالمی
(پس، با همکارم دکتر (پِرات از طریق تلفن در تماسم
در هنگام پذیرش باهاتون ملاقات می کنه
تنها کاری که میخواد انجام بده اینه که باهات صحبت کنه
و تصمیم بگیره که آیا باید شب بمونی یا نه
ما کمکی که لازم داری بهت می رسونیم
ممنون
مشکلی نیس
او حالش خوبه
فقط سعی داشتم ازت محافظت کنم
متاسفم
باید به تو می گفتم
(دی)
اینجا چیکار داری؟
بفرما، اینم فرمی که می خواستی امضاش کردم
این میگه که تو پدر (چارلی) هستی
...کاترین)، شاید)
شاید صبح بتونی ثبتش کنی
ممنون
داریم کار درستی انجام میدیم
...میدونم، فقط
نمیدونم اگه خوب نپذیرنش
چطوری از عهده اش بربیام
به روشی که (گَری) گفت از عهده اش بر میاییم
به عنوان یه خونواده
بزن بریم
برو اون بالا
بچه کجاس؟ حالش خوبه؟
اوم. آره
منظورم اینه که حالش خوب میشه خیلی چیزا رو پشت سر گذاشته
حال (رُم) چطوره؟
کارش باور نکردنی بود
خوبه
می بینم که گذرنامت رو پیدا کردی
کم کم داشتم فکر می کردم که تو شهروند نیستی
کلی چیزای مربوط به تولد به ذهنم خطور کرد
هی، آ...گوش کن
بعد از تموم اتفاقاتی که امروز افتاد
حس می کنم من و تو باید درباره چیزایی حرف بزنیم
درسته
...صد در صد. آ
متاسفم که در مورد کارم به تو چیزی نگفتم
ولی یکی دیگه گیر میارم
شاید توی انگلستان
گَری)، وقتی من...گذرنامم رو پیدا کردم)
آم، اینو هم پیدا کردم
...تویِ
(نه، نه، نه، نه (مَگی
...این، آه، برای تو گرفتم
وقتی مریض بودی...
...و مطمئن نبودم آیا تو
میدونی
...نه، نه، نه. این این از قبله
عجب
...نه، این فقط
هضمش خیلی سخته. منظورم اینه – این درست همون چیزیه – که فکر می کردی
می خواستم پیشنهاد ازدواج بدم
...و
این عکس العملت بود
گَری)، کمتر از یکساله) که همو میشناسیم
این دیوونگیه
واقعاً؟
یعنی، یه ذره، درسته؟
چیه؟ - ...آم –
وقتی مریض بودی
...ما این
این روش رو داشتیم...
...و حالا حس می کنم، آم
بذار چیزی ازت بپرسم
وقتی روی تخت اون بیمارستان دراز کشیده بودی
وقتی به من نگاه کردی و بهم گفتی
که میخوای بقیه عمرت رو ...با من سپری کنی
...این حرفو زدی چون...
فکر کردی بقیه عمرت قراره شیش ماه باشه؟
نمی دونم
اوه، خدای من - گَری)، خودت گفتیش) –
وقتی مریض بودم اینو برای من گرفتی
دیگه مریض نیستم
چیزا تغییر کرده
آره، ولی برای من نه
خب، این مشکلیه
طوری رفتار می کنی که انگار هنوز سرطان دارم
انگار برای نجات من باید همه چیز رو رها کنی
ولی من...من دیگه اونجا نیستم
این آگهی رو به من دادی که " روی من حساب کن "
و ظاهراً منظورت این نبود
منصفانه نیس
...نه، چیزی که منصفانه نیس اینه که من
اگه فکر کنم اونو میخوای همین الان این حق رو بهت میدم
ولی تو نمی خوای
گَری)، تو به من زندگیی دادی)
که حتی فکرشو هم نمیکردم داشته باشم
نمیگم که نمی خوام زندگیمو با تو سپری کنم
دارم میگم هنوز نمیدونم چیه
همینه
کل ماجرا همینه
این منم، حاضرم همه چیز رو به تو بدم
من عاشقتم – و منم عاشقتم -
ولی پیش از اینکه بتونم بگم که می تونم نیمی از ما باشم
باید بفهمم که نیمه من چیه
و من اینو نمیگم تا اذیتت کنم. نمیگم
این آخرین چیزیه که من میخوام
ولی میدونم
که بین از دست دادن (جان) و مادرت
...یه عالمه مشکل داری – تمومش کن. نه، بسّه –
تو نمی تونی این کارو بکنی. نه، نه
و نه در گفتگویی که
حاضر نیستی به من تعهد ازدواج بدی
نمی تونی حرفی از مادرم بیاری
این قضیه در مورد تو و منه
و تو مایل نیستی متعهد بشی
مدام میگی که لازمه بدونی بدون سرطان، کی هستی
درک می کنم
...تا زمانی که داری اینکارو می کنی
شاید لازم باشه بفهمم بدون تو کی هستم
واقعاً این چیزیه که میخوای؟
میخوای به این رابطه پایان بدیم؟ - نه -
چیزی که من می خوام اینه که ما رو همونطور که
قبلاً می خواستی، بخوای
ولی تو نمی خوای
پس برو
"من و پدرت در "گِرَوند زیرو با هم آشنا شدیم
...اون (دِیو) رو از دست داده بود و
من تموم گردانم رو از دست داده بودم
هر دو مون، چیزی رو از دست داده بودیم که برامون بیشترین اهمیت رو داشت
...و به نوعی، با وجود همه اینا
...یا شاید به خاطر همه اینا
عاشق شدیم...
بابا می خواست تو رو بعنوان پسرش بزرگ کنه
می خواست تو رو به فرزندی قبول کنه
می خواستم یه خونواده بشیم
چی شده؟
چیه؟
یه چیزی هست که باید بعنوان خونواده در موردش حرف بزنیم
در مورد باباس؟
در موردِ...(چارلی)ه
و من
(جینا)
هر چیزی که من امروز به تو تحمیل کردم
...حتماً دیدنش سخت بوده، ولی من
عزیزم، خیلی به تو افتخار می کنم
تقریباً هشت ماه پیش، تو رو از دست دادم
...ولی امروز
قوی بودی
با اعتماد به نفس
نترس
چیزی در مورد نترس بودن نمیدونم
...اوه، من میدونم. تو حاضر بودی
حاضر بودی جونتو به خطر بندازی تا جون (پی.جِی) رو نجات بدی
...روشی که امروز باهاش بودی، این
این کاریه که یه پدر و مادر باید انجام بدن
بخشی از دلیلی که مطمئن نبودم می تونم مادر بشم
این بود که اون رشد رو نداشتم
ولی به تو و مادرت نگاه می کنم
و می فهمم که چه کار بزرگی کرد
و می خوام همین کارو برای کسی انجام بدم
...تو...داری میگی
میگم می خوام بچه دار بشم
منم میخوام یکی رو نجات بدم
هی، رفیق
یه چیزی هست که میخوایم در موردش باهات حرف بزنیم
چی بود؟
نمیدونم
نه، می فهمم
آره. دوست دارم در آینده در نظر گرفته بشم
ممنون که منو در جریان گذاشتید
از "آکسفورد" بود
دوره تکمیلی رو بدست نیاوردم
اوه، (مَگی). خیلی متاسفم
منم همینطور
اول شما
ممنون که اینکارو انجام میدی
نمی دونستم به کی باید زنگ بزنم
میدونی، چون هر کس دیگه ای که توی شهر میشناسم
به واسطه...(گَری) میشناسم
و هنوز آمادگی گفتن به اونا رو ندارم
...فقط در صورتی که
فقط آماده نیستم
آره. درک می کنم
هی. چه خبر رفیق؟
...آره، من الان دارم بهش کمک می کنم که جابجا بشه
قراره بهش بگم
فقط...الان زمان مناسبی نیس
باشه
توی مراسم خاکسپاریش سخنرانی کردی
دوستش بودی
به تو اعتماد داشتم
خیلی متاسفم – نباش –
ازت متنفرم
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.