Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
نباید صبر کنیم تا پی.جِی) اینو باز کنه؟)
تو اول باید بدونی و آماده باشی تا کمکش کنی
حالا حقیقت هرچی میخواد باشه
...نگهداشتن یه راز
اینا چیه؟ - من افسردگی بالینی دارم –
مث در دست گرفتن نارنجکه...
جان) براتون پول جا گذاشته) – ما نمی خوایمش -
دلم نمی خواد پسرم بفهمه
که کل عمرش داشتم بهش دروغ می گفتم
...در هر لحظه
"به مدرسه طراحی "رُود آیلَند - درخواست پذیرش دادم واقعاً عزیزم؟ -
راهی هست که شماها بتونید کمکم کنید؟
میدونی که یه همچین پولی نداریم
...دستت ممکنه لیز بخوره...
تصمیم گرفتم
بهترین پدری که ممکنه برای (چارلی) باشم
که یعنی با هر دو بچم صادق باشم
...آدما ممکنه اذیت بشن
اوه، خدای من
متاسفم. خیلی احمقم
مشکلی با هم نداریم؟
هنوز دارم تلاش می کنم بفهمم که بدون سرطان، کی هستم
...خب شاید جواب
باعث افتخار منه اگه با من به این سفر با کِشتی تفریحی بری
افشای حقیقته...
جان)، پدر (پی.جِی) هستش)
میدونی چیه؟ ممکنه پی.جِی) هیجان زده بشه)
برای اینکه بفهمه پدر و مادرش از روزی که به دنیا اومده
بهش دروغ گفتن؟
کاملاً – فقط دارم میگم اگه بفهمم –
که پدرم، پدر واقعیم نیس هیجانزده میشم
نه، ولی جداً چی میشه اگه هیجانزده نشه؟
نمیدونم
خیلی زیاده
اون پدرته که داره پیام میده
چیزای بیشتری برای سفر دریایی با کشتی تفریحی برداری؟
کشتی تفریحی همه جانبه؟
بله
جوراب شلواری می خواد
بهتره در مورد دمپایی روفرشی حرف بزنه
میدونی، به همون اندازه که نگران (پی.جِی) هستم
در مورد (دِلایلا) نگرانترم
...وقتی بفهمه که پسرِ (جان)ه
انگار خدا به اندازه کافی بچه تو کاسه اش نذاشته
چطوری این قضیه رو بهش بگم؟
خب، اگه با شنیدنش از طرف کسی مشکلی نداشته باشه
قطعاً اون یکی، تو هستی
میدونی چیه؟
چطوره تو به او بگی (و من به (پی.جِی
بعدش امشب بر می گردیم اینجا برای مشروب خوری؟
پدرم ازم خواسته نسخهای بگیرم
واسه چی؟
اوه، خدا
این یه سفر تفریحی دریایی جهنمی میشه
اوه – اوه، بی خیال –
...اوه، این – خدای من –
اونا توی باغ دیوونه میشن
چه بازگشتی، ملت
شرط رو 10 دلار پایین بیار تا پولتو دور نریزی
امتیاز بعدی برنده اس – باشه -
وقت استراحت، وقت استراحت این یه جوراب مجلسیه
وقتی مجلسیه، همه می فهمن
اونا آیرودینامیک خیلی کمتری دارن
اوه، ملّت، فعلاً با بهانه شروع کرده
نشونه واقعی یه بازنده زخم خورده
باشه، خوبه – اوه، فشار شروع شد -
داره حسش می کنه. آره
داره زور میزنه موفق بشه
(یه سگ گردون با (کالین وجود داره، مردونگیش
و همه چی توی جوراب مجلسی پیچیده شده
(جِیسون تاتوم)
اوه، نه – اوه –
اوه، همش توی سبده – خواهش می کنم –
این یه برد برای برنده اس که تو رو بازنده می کنه
تو بازنده استرسی هستی. باختی
کالین)، باید یه شماره دو)
با شماره دو انجام بدی
ها ها. این اصلاً منصفانه نیس
چون تو اون حلقه مینی بسکتبال رو توی دفترت داری
...خب، اون – واضحه که کل روز رو بازی می کنی -
گوش دادن به این موضوع ناراحت کننده اس
اگه اونو از اینجا بیرون نیاری ناراحت کننده تر هم میشه
چرخش قبل از پی پی کردنه
اوه، آره. اوه، پسر
الو؟ - اوه، احتمالاً -
گلوب" خواستار نقل قولی از بازنده اس"
فقط به اونا بگو که اعدام نکردی
آه، نه
این شگفت انگیزه...بله
آره. هنوز علاقه مندم
خیلی علاقه دارم
آه، میشه یه لحظه گوشی رو نگهدارین؟
باشه
اون...تماسی از "آکسفورد" بود
آکسفورد"؟"
آکسفورد"، توی ایالت "ماساچوسِت"؟"
نه، کمتر شناخته شده، توی انگلستانه
من برای این دوره تکمیلیِ تدریس درخواست دادم
اوه، و فکر می کردم که هیچ شانسی برای رسیدن بهش ندارم
اما به نظر می رسه که شاید به دور بعد صعود کنم
میدونم که قهرمان جهان در رشته پرتاب جوراب در سبد بسکتبالی
و لطفاً میشه (کالین) رو ببری قدم بزنه؟
آره. البته
تماس بگیر خانم (بلوم). موفق باشی
سلام. خیلی متاسفم
نه، نه، وقت خوبیه – زود باش رفیق –
آره - (زود باش، (کالین –
زمانی که در "شیکاگو" بودم پایان نامه ام را در موردِ
داغدیدگی پیچیده انجام دادم
خیلی خب (تِئو)، مامان منتظره
...عجله کن و دندوناتو مسواک بزن نه فقط دندونای جلویی
هی، وقت داری امروز
یه کیسه خواب جدید براش بگیری؟
قدیمیه مشکلش چیه؟
ظاهراً تلاش نافرجامش
با (آگی) رو، به تجهیزات معیوب
نسبت میده
جالبه
قراره امروز مواظب (چارلی) باشم
ولی بذار ببینم دِلایلا) چه مدت نیازم داره)
اوه. اینو نیگا تازه پیامک داد
ظاهراً برنامه اش لغو شده
پس تماماً وقت دارم کیسه خواب بگیرم
چیه؟
هیچی
...فقط
به نظرت برنامه اش واقعاً لغو شده؟
آره. چرا؟
خب، فقط
از زمانی که بهش گفتیم می خوایم ...حقیقت رو به بچه ها بگیم
...نمی دونم. من فقط
امیدوارم این کارش حرکتی برایِ دور نگه داشتن تو از (چارلی) نباشه
(نه...فکر نکنم (دی همچین کاری بکنه
آره، احتمالاً حق با توئه
هی، (تی)، دست از درس دادن به خودت بردار و بیا طبقه پایین
مامان، اینجاس
جدی؟
وای، پاکت بزرگیه
معمولاً علامت خوبیه، درسته؟
زودباش، زودباش، زودباش زودباش، زودباش
"مدرسه طراحی "رُود آیلَند
...مفتخر است تا به اطلاع شما برساند
من پذیرفته شدم
اوه، خدای من! اوه خدای من خیلی به تو افتخار می کنم
پس از کمک مالی سهم مورد انتظار از خانواده شما
برای ترم اول
14580دلار است
اوه عزیزم
می دونم. از عهده اش بر نمیاییم
اینهمه هیجان واسه چیه؟
هیچی – (پاتریک) -
سلام پاپا. قرصاتو گرفتم
بخاطر اینکار ممنونم
برام دمپایی رو فرشی گرفتی؟
بله. دو جفت
چرا دو جفت از اینا لازم داری؟
اینا عالین. مرسی پاپا – اوهوم -
عُمَر)، اینجا چیکار می کنی؟)
خونه نشینی – منظورت بیگاریه؟ -
بیگاری نیس. داره حقوق می گیره
او داره...خیلی خب، عالیه
خب، شاید بتونه کمکت کنه از گوشی جدیدت سر در بیاری
قبلاً امتحان کردم. نمی تونم سر در بیارم
لطفاً بذار گوشی رو ببینم
اون چیز لعنتی با هِدفون رایگان اومد
اگه تونستی با پیام صوتیم کار کنی، مال خودت
در واقع، خیلی هم خوبه چون مال من خرابه
هی، این عالی
هی پاپا، میشه اینا مال من باشه؟
فقط بذار اونا مال برادرت باشه
نمی تونه با پولی که از خونه نشینی
توی خونه ای که بزرگ شده برای خودش بخره؟
♪ کار، کار، کار ♪
پسرای من اینجا چیکار می کنن؟
سلام مامان
سلام مامان
مرسی که همه خرت و پرتا رو برای سفر با کشتی تفریحی، جمع و جور کردی
همیشه می تونم روت حساب کنم
ممنون مامان
می بینم که هنوز اون کلاه کاپیتانی رو تکون میدی
خب، فقط تا وقتی که بعداً موهامو درست کنم
رِجینا) خیلی مهربون بود) که نوبت سالن آرایش برام گرفت
یکی می خواد برای کاپیتانی خوب به نظر بیاد
شخصاً ما رو به شام دعوت کرده
حتماً. ولی من کراوات نمیزنم – تو کراوات میزنی -
اون کراوات قرمز ناز رو روی تختخواب گذاشتم
این کار باعث میشه که شیک به نظر برسی
اینا چیه؟
من که دمپایی لا انگشتی نخواستم
با اینا نمی تونم جوراب بپوشم
والتِر)، می تونی) روی عرشه کشتی اونا رو بخری
حتماً
به دوست کاپیتانت پول بیشتری بده
میدونی مامان، اگه یهویی توی دریا بیفته
مطمئنم که میتونیم هیئت منصفه رو متقاعد کنیم که این یه تصادف بوده
میدونم که با دیگران سازگاری نداره
ولی کاشکی تو و پدرت راهی پیدا میکردید که با هم کنار بیاین
به من قول بده سعی خودتو می کنی
سعی می کنم – ازت ممنونم -
بنابراین اون تغییراتی که می خواستی در منوی غذا اِعمال کردم
می خوای فقط نگاهی بندازی و ببینی همون چینشی هس که می خواستی؟
...آره. ولی قبل از اینکار
واقعاً لازمه در مورد چیزی باهات حرف بزنم
ببخش که در حقت یه کوچولو کوتاهی کردم
(فقط در مورد همه مسائل (چارلی
احساس می کنم جبهه گرفتم
...در موردش شنیدم ولی
نمی فهمم چرا تو یهو
طرف (اِدی) و (کاترین) رو میگیری
آخه...تو بهترین دوست منی
(میدونم (دی
...نمیخوام این حس رو داشته باشی ولی
بهترین دوست بودن همیشه به این معنی نیس که
چیزی بگم که دلت میخواد بشنوی
بعضی وقتا یعنی به تو چیزی بگم که لازمه بشنوی
به همین دلیله که این کار واقعاً دشواره
اوه، خدایا، از سالن آرایشه
امیدوارم موهای مادرشوهرم رو سرخ نکرده باشن
رِجینا) هستم)
فقط یه هِدفون دیگه بگیر، مرد اینا خیلی هم عالی نیستن
ربطی به هِدفون نداره، باشه؟
مربوط به باباست که همش طرف تو رو می گیره
انگار همیشه مث تخت دوطبقه اس
ولی...اوه...اوه، خدای من
۳۰سال پیش بود ازش رد شو
اونی میگه که تخت بالایی رو گرفته
اگه تخت پایینی رو نداشتی
(هیچوقت نمی تونستی با (تانیا پِتِرسون رابطه برقرار کنی
...اون که خرخون بود
ولی خرخونی که ممه نداشت
اگه با (تانیا) به جایی رسیدم به خاطر این بود که
مامان اون ستاره های درخشان رو روی تختم گذاشت
پس...پس مامان داشت تو رو نوازش می کرد اما من مورد علاقه ام
رُم)، کفیِ پای منو فراموش کردی)
می بینی؟ بابا رو عصبانی کردی
باور نکردنیه
هی، اینجا چیکار می کنی؟
اوه، نه
دی) خبر خوب رو نگرفت؟)
فرصت نکردم بهش بگم
آره، منم فرصت نکردم به (پی.جِی) بگم
چون بیش از حد مشغول ناامید کردن پدرم بودم
...(رُم) – حتی نمیدونم چرا -
...سعی می کنم باهاش کنار بیام
...پیرمرد من همینیه که هست
چون هیچی نمی تونه عوضش کنه
...عزیزم، آ
چی شده؟
مادرت فوت کرد
=== یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت هشتم
پاره شدن رگ؟
چطور ممکنه؟
یه ماه پیش دکتر دیدش و گفت که حالش عالیه
اگه این حرف ارزشی داره ...گفتند که او
به سرعت و بدون هیچ دردی مرد
نمی تونم اینو باور کنم
تازه همین چند ساعت پیش اینجا بود
جینا)، باید متوجه میشدم که چقدر) برای رفتن به اون سفر دریایی هیجان زده بود
خیلی غیر منصفانه اس
خیلی سریش بود
آ...همه مون رو با هم نگه داشت
خصوصاً بابا
کی قراره بهش بگه؟
من اصلاً نمیدونم چی بگم
من انجامش میدم
مطمئنی؟
آخرین چیزی که مامان قبل از اینکه ...پاشو از اون در بذاره بیرون
ازم خواست این بود که... من و پاپا با هم کنار بیاییم
درست همین الان شروع میشه
ممنون
بابا؟
به برادرت نحوه کار با ریموت کنترل رو نشون میدی؟
دلم نمی خواد وقتی رفتم ویدئوهام رو پاک کنه
میشه یه لحظه دست از کار بکشی؟
چیزی هست که باید بهت بگم، پاپا
چیزی نیست که به من بگی
باید چمدون ببندم
و اگه بخوام صادق باشم، این چمدونی که برامون خریدی، عالی نیس
میشه خواهش کنم گوش بدی؟
...مامان
مامان مرد، پاپا
میدونم
هرچی طبقه پایین گفتید شنیدم
نمی فهمم. اگه تو...اگه صدامونو شنیدی
پس...پس داری چیکار می کنی؟
بستن چمدون
ممکنه دیوونگی به نظر بیاد
ولی به مادرت قول دادم به اون سفر دریایی میرم
و قولمو بهش نگه میدارم
اوه، خیلی ممنون که سی دیِ بانی رِی) رو به من قرض دادی)
فوق العاده اس – نمیدونم این (بانی رِی) کیه -
ولی (بانی رِیت) فوق العاده اس : توضیح مترجم خانم (بانی لین رِیت) خواننده سبک "بلوز" و گیتاریست آمریکایی است
من 16 سالمه
از کجا بدونم اون همه آدمای پیر، کیا هستن؟
خیلی خب. وای
درس هفته بعد، قراره با مقداری تاریخ موسیقی شروع کنیم
مطمئن نیستم که هفته دیگه اینجا باشم
در واقع، این ممکنه تا مدتی آخرین درس من باشه
چون مامان تو فکر اینه که من و (دَنی) و (چارلی) رو
برای تابستون ببره فرانسه
فرانسه؟ - آره –
...عجب. این
کی این حرفو زد؟
آ...امروز صبح
آره، یه جورایی به ما رسوند
اما دیشب تمام شب بیدار بود و به قیمت بلیط هواپیما نگاه می کرد
سلام پسر. سلام رفیق
انگلستان شاد کهن حالش چطوره؟
فکر کنم ملکه بود که تماس گرفت
اوه، آره. در واقع ملکه بود که تماس گرفت
اوه، عُلیاحضرت ازم خواست که "حتماً بهت بگم "چه خبر مبرا
هزار و نهصد و نود هفتش چطوره؟ : توضیح مترجم متاسفانه منظورش را متوجه نشدم شاید اشاره به فاجعه دیپلماتیک بازدید ملکه انگستان از کشور هند در سال 1997 است
ببین، آم...قبل از اینکه مریض بشم برای این دوره تکمیلی درخواست دادم
عجب. ارسال نامه به انگلستان خیلی کنده
...دفعه قبل قبول شدم
اما بعد که بیماریم تشخیص داده شد به تعویق انداختم
و چند هفته پیش با اونا تماس گرفتم
تا ببینم آیا احتمالی وجود داره
که همچنان در نظرشون مونده باشم
چند هفته پیش؟
چرا هیچی نگفتی؟
چون فکر نمی کردم هیچ شانسی باشه
که اونا به من بله بگن
و هنوز این کارو نکردن
اما ظاهراً شخصی ترک تحصیل کرده
و جایی باز شده
و اونا میخوان این هفته گفتگوی ویدیویی داشته باشن
باشه. خب، این خیلی مهیّجه
پس، این دوره تکمیلی چقدر طول میکشه؟
یه سال
از مدتی که همدیگه رو میشناسیم طولانی تره
منظورم اینه خیلی طولانی نیس
چقدر، 12 ماه؟
و با در نظر گرفتن تعطیلات
واقعاً، دسامبر که اصلاً به حساب نمیاد
و بعدش تعطیلات بهاری و عید شکرگزاری
و هر چی که باشه، روز "باکسینگ" هم هست توضیح مترجم: روز تعطیلی است که پس از روز کریسمس جشن گرفته می شود و در روز دوم جشن کریسمس برگزار می شود اگرچه به عنوان یک تعطیلات برای هدیه دادن به فقرا آغاز شد، امروزه در درجه اول به عنوان روز خرید شناخته می شود
منو ببخش که کاملاً آمادگیش رو ندارم
که درباره این موضوع جوک بسازم
سلام (دی)، چه خبر؟
مامانش؟
سوفی)، اگه هفته آینده اینجا باشی)
(قراره کمی با (اِستیوی نیکس آشنا بشیم (توضیح مترجم: (اِستِفانی لین نیکس خواننده، ترانه سرا و تهیه کننده آمریکایی است که به خاطرِ همکاری با گروه "فلیتوود مَک" و به عنوانِ یک هنرمند انفرادی شناخته شده است
که علی رغم اسمش، زنه
مرسی
خیلی خب، پس فرانسه و اینا به نظر میرسه عالی نیس
یعنی (چارلی) تازه شروع کرده صدای منو تشخیص بده
و قسم می خورم تازگیا که منو می بینه، لبخند میزنه
کسی چی میدونه که تا آخر تابستون، چیکار می کنه
برای دور بودن، زمان طولانیه
متاسفم
تو آخرین کسی هستی که باید ازش شکایت کنم
اون دخترته
کاملاً حق داری که ناراحت بشی
(مث اینه که اصلاً در زندگی (چارلی حرفی برای گفتن ندارم
میتونه همچین کاری بکنه؟
...خب، آره، می تونه، مگه اینکه
مگه اینکه...چی؟
حتی نمی دونم باید...این سوال رو بپرسم یا نه
اما برای گرفتن پاسپورت برای نوزاد
باید شناسنامه داشته باشی
(میدونی در لیست والدین (چارلی قرار داری یا نه؟
منظورت چیه هنوز میخواد بره؟
به مامان قول داد که به اون سفر دریایی با کشتی تفریحی بره
خب، مراسم خاکسپاری چی میشه؟
میگه ازمون میخواد قبل از رفتنش اونو انجام بدیم
گفت مامان هیچ وقت نمی خواس
پول زیادی برای این کارا خرج کنیم
آم، سفر دریایی چند روز طول می کشه
ازمون می خواد که قبل از اون مراسم خاکسپاری برگزار کنیم؟
این چیزیه که میدونم
...من و بابا به مامان قول دادیم
قول هایی که قصد دارم بهشون عمل کنم
پس این چیزیه که قراره انجام بدیم
دو روز پیش وقتی مادرمو برای خداحافظی بوسیدم
هیچوقت فکرشو نمی کردم که آخرین باریه که می بینمش
دهنش بوی تُن ماهی میداد
حقیقته
عاشق تُن ماهی بود
اما به همون اندازه که برای خداحافظی با تو غمگینم
هیچ چیز دیگه ای لازم نبود بگم
و هیچ چیز دیگه ای لازم نبود بشنوم که تو به من بگی
با کسی بودن جای بسی سعادته
ممنون که همیشه مراقب من بودی
عاشقتم، مامان
و من از قبل، دلتنگ تو هستم
توی ماشین منتظرتم
متاسفم
چه خوب شد که اومد
به خاطر تو خواست اینجا باشه
باید بهش بگم – امروز نه -
امروز درباره...خداحافظی با مادرته
او درک می کنه
این واقعاً زیبا بود، مرد
به جز قسمتی که کشیش
دعای آخر رو می خوند و تلفن پدرم خاموش میشه
تنها چیزی که صداش بلند تر از صدای زنگ تلفنه
پیرمردیه که سعی می کنه صدای زنگ تلفن رو قطع کنه
دوسِت دارم، مرد
دوسِت دارم، دادا
اون زن واقعاً شخصیت شگفت انگیزی داشت
همیشه مهربون بود
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
باید موهاتو صورتی رنگ کنی – فکر کنم مهمه -
سلام
هی بچه ها. سلام
کاری که شماها اون بالا کردین خیلی زیبا بود
(آره، نمی تونستیم به (رُم اجازه بدیم تنهایی اینکارو بکنه
ما تمام روز اینجا بودیم
هی، میشه یه لحطه باهات حرف بزنم؟
حتماً
خب، (سوفی) یه چیزی درباره اینکه شماها دارین میرید فرانسه گفت
آره، فقط...داشتم بهش فکر می کردم
ممکنه برای بچه ها جالب باشه جایی که توش بزرگ شدم، رو ببینن
با بعضی از اقوامم آشنا بشن
شاید هم به زبون فرانسویِ نداشته شون فکر کنن
و این قضیه هیچ ربطی به من و (کاترین) نداره که
میخوایم به بچه ها، حقیقت رو بگیم؟
...اِدی)، چی) – دی)، اگه قصد داری) -
چارلی) رو به فرانسه ببری)
فکر نمی کنی لازم باشه اول در این مورد با من حرف بزنی؟
منظورم اینه میگی که میخوای بخشی از زندگیش باشم
ولی دقیقاً مث این رفتار نمی کنی
چطور همچین حرفی می زنی؟ البته که رفتار می کنم
به همین دلیله که اول اسمشو با تو طرح کردم
به همین خاطره که من اون عکسو گرفتم
تا تو رو در اعلامیه تولدش بذارم
اِدی)، هر کاری بتونم انجام میدم)
و منم بابتش قدردانی می کنم
ولی بذار اینو ازت بپرسم
(توی شناسنامه (چارلی اسم کی به عنوان پدر اومده؟
میدونی که اسم (جان)ه
اِدی)، اگه اشتباه می کنم) اشتباهمو تصحیح کن
ولی این برنامه ای بود که باهاش موافقت کردیم
آره
اما حدس میزنم چیزی که براش برنامهریزی نکرده بودم
اینجور احساسی بود
توقف واسه چیه؟
منتظر (جینا) هستیم
و مطمئن شو که گل ها و عکس ها رو می گیریم
...در مورد کاری که اونجا انجام دادی
خب؟
ای کاش به من گفته بودی
قرار بود همه بیل زدن رو خودت انجام بدی
حاضر نبودم به کسی پول بدم تا اونو پر کنه
قرار بود همه جای ماشین لوکس و برقیت، گرد و خاکی بشه
جینا)، توقف واسه چیه؟)
پس اگه (دِلایلا)، (چارلی) رو به خارج از کشور ببره
و تصمیم بگیره که برنگرده
هیچ کاری نمی تونم در موردش انجام بدم؟
خب، اگه اسمت توی شناسنامه نباشه، نه
ولی من فقط...نمی تونم تصور کنم همچین کاری بکنه
(نمی دونم (اِدی
و واقعاً امیدوارم که به این نتیجه نرسه
من با دفاع از مردم امرار معاش می کنم
و در حال حاضر
اینبار برای تو و (چارلی)ه
تو فوق العاده ای
در این مورد با همیم
ممنونم که اینا رو برداشتی
البته
(بین (والتِر) و (عُمَر
ظاهراً سرت شلوغه
خیلی هم شلوغه
مَگی) کجاس؟)
(رفت پیش (دِلایلا
حرف تو دل اون زن بند نمیشه
این چیز در صندوق رو باز می کنه یا...؟
...چرا چیز میزای کارِت
اوه، خدای من
اخراج شدی؟
(جینا)
میریم یا باید کفشامو دوباره دربیارم؟
آه، رمز و راز آشپزی که همون شیرینی پفیه
این چیه؟
یه شیرینی پُفی؟ یه کلوچه؟
تو هم مث من...نوک سینه داری
گَری)؟) – بله؟ -
میشه اونا رو داشته باشم لطفاً؟ خواهش می کنم – حتماً –
ممنون
به خاطر تموم کمکات ممنونم
البته
اوه، آم، میشه منو به آپارتمان برگردونی؟
بنابراین می تونم مصاحبه رو انجام بدم
یا باید به دفتر مراجعه کنی؟
تماماً متعلق به تو هستم
ممنون
آ...چرا به (مَگی) نمیگی؟
چون روسای من از مدت زمانی که امسال
از زمین مسابقه بیرون بودم، هیجان زده نبودن
یعنی بهشون گفتی که
مشغول نجات جون کسی بودی؟
ظاهراً اونا فقط به فکرِ زندگی هایی هستن که بیمه می کنن
خب، هنوز...باید بهش بگی
قول میدم
موضوع اینه که برای یه دوره تکمیلی توی "آکسفورد" درخواست داده
"آره، اون یکی "آکسفورد
به هر حال، میدونی فرصت بزرگی برای اونه
دلم نمی خواد این قضیه روی تصمیمش اثر بذاره
پس لطفاً...لطفاً چیزی نگو
نمیدونم بدون او قراره چیکار کنم
الان بر می گردم – باشه –
برو اونجا – مشکلی...نیس -
هی، (رُم) واقعاً لازمه سوالی ازت بپرسم
اما باید اون طرف ازت بپرسم
بله، حتماً – اوه –
میشه...میشه منو ببخشی، (جویس)؟
حالت خوبه؟ - حالا بهترم. ممنون –
...بسیار خب. پس، (دی)، اینا
اون سینی واسه پشت بومه
اوه، اما با فکر دوم
پدرت ممکنه نتونه از پس پله ها بربیاد
جیکاما"؟ فکر نکنم" :توضیح مترجم نوعی شلغم مکزیکی
خب، اگه لازمم داشتی
بقیه شب، بالای پشت بوم هستم
ببخشید (دی)، چی داشتی می گفتی؟
نه، من متاسفم
نباید با هیچ کدوم از این حرفا مزاحمت بشم
فقط (اِدی) توی قبرستون، ناراحتم کرد
انگار داشتم چیزی رو ازش دور نگه میداشتم
منو متهم کرد که دارم فرار می کنم
خب، داری فرار می کنی؟
یعنی، منظورم اینه، تو گفتی
این اواخر یه جورایی احساس می کردی که گرفتار شدی
منطقیه که بخوای فرار کنی
همین...تموم حرفم همینه
از شنیدن خبر تو و (اِستِیشیا) متاسف شدم : توضیح مترجم اشاره به جدا شدن (عُمَر) از زنش
شما دوتا به نظر میرسید خیلی با هم خوبین
آره، آره. میدونی، منم همینطور، مرد
ولی میدونی، تازه رفت جنوب
و به هیچ وجه خوب نبود
مث اینه که یه دفعه توی صفحات مختلف بودیم
مث یکی از اون زوج هایی که در اون شوهای تلویزیونی شده حضور دارن
اوه، چه نوعی؟ - از نوع خوب -
اونی که دوقلو داره
همیشه زوجی هستن که انگار
نمی تونن تصمیم بگیرن چه خونه ای می خوان با هم داشته باشن
...میدونی، و بعدش
یه نفر همیشه می خواد ...آماده نقل مکان باشه
اون یکی یه تلویزیون واقعیت مجازی با کارایی زیاد می خواد
دقیقاً – آره. آره -
نمی دونم شما دو نفر در مورد چی صحبت می کنید
چیزی نیس – آره، یه شو هستش، مرد -
- حتماً باید ببینیش – آره –
...انگار اولش همینو می خواستیم ولی
بعدش فقط انگار
در جهت های مختلف رشد کردیم، می دونید؟
به علاوه، او به چیزایِ عجیب و غریب واقعی علاقه داشت
دارم در مورد سکس حرف می زنم
آره – اوهوم –
ما تو این قضیه جهش داشتیم – آره -
...هی، می دونی اون ساندویچ ها
بوقلمون هستن یا ژامبون؟
آه، هویچ اصلاً خوب هست؟
اونا فقط هویجن
خیلی خب، حس می کنم انگار از من عصبانی هستی
از دستم عصبانی هستی؟
چرا باید عصبانی باشم؟
من، من، نمیدونم
من فقط...فقط حس می کنم انگار کل روز ازم دوری می کنی
کجا؟ مراسم خاکسپاری؟
آره، در حال حاضر اتفاقات زیادی در حال رخ دادنه
سوفی)، گوش کن)
من، به نظرم تو فوق العاده ای
خواهش می کنم، فقط نکن
ببین. متوجه شدم. بهم گفتی که فقط میخوای دوست باشیم
مجبور نیستی به حرف زدن با من ادامه بدی
...(سوفی) ببین، اینطوریا که فکر می کنی نیس
...من، من – خیلی خب، ببین – مشکلی ندارم، باشه
بیا این موضوع رو بزرگ تر از چیزی که هست، نکنیم
سلام (سوفی). همه چی روبراهه؟
آره، من خوبم
چیزی در ارتباط با (پی.جِی) اتفاق افتاده؟
چیزی نیس
باشه، میدونی چیه؟ مجبور نیستی به من بگی
فقط قراره اینجا بشینم تا به من بگی
باشه، باشه، خیلی خب
داری منو له می کنی
سعی کردم ببوسمش
آره، به همین خاطر اون تصادف پیش اومد
(اوه. (سوفی
فقط...اینکه او به سرعت عقب رفت
انگار من چندش ترین چیز دنیا بودم
بیا اینجا
میدونم مادرتم
و می دونم که فکر می کنی تعصب دارم
...ولی وقتی بهت میگم که
چندش ترین چیز در دنیا نیستی به حرفم اعتماد کن
حتی جزء پنج تای بالایی نیستی
می تونیم همین حالا به فرانسه بریم؟
فکر می کنم این کت باربی مال توئه
بعد از اینکه این یکیو به خونه بردم
باید سر بزنم ببینم حال مردمون چطوره؟
نه، من دارمش
فقط ای کاش می تونستم یه سوئیچ رو بچرخونم و اوضاع رو بهتر کنم
می دونم. اما تنها کاری که می تونیم بکنیم
اینه که بهش کمک کنیم سرش رو بالای آب نگه داره
شما بچه ها در این چند روز فوق العاده بودین
ظاهراً قبل از این داستان دوستای افتضاحی بودیم
اوهوم. آره
دوسِت دارم. خدافظ
باشه
منظورم اینه اون دوقلوها
اونا فقط کشش زیادی بعنوان برادر دارن : توضیح مترجم داره در مورد بچه هاش حرف میزنه
نمی تونی اونو بنویسی
شنیدم اصلاً دعوا نمی کنن
مشکلی نیس. من جمعش می کنم
نمی تونم استراحت کنم
...عزیزم – فقط یه دقیقه لازم دارم –
(هی، آم...دوست مادرت، (جویس ازم خواست که پالتوش رو ببرم
زود بر می گردم
به هر حال احتمالاً باید برگردم اون بیرون
تو حالت خوبه؟
آره
نه. نمیدونم
...نمی دونم این کار مفیده یا نه، ولی
...وقتی همه مون اون بیرون بودیم و
کشیش داشت این دعا رو می خوند
آم..." از خاکستر به خاکستر "از خاک به خاک
به یاد چیزی افتادم که یه بار خونده بودم
این که هیچی برای همیشه دووم نمیاره
اینکه آدمایی که دوستشون داریم بعضی وقتا از زندگی ما میرن
ولی چیزی که می مونه اینه که اونا برای همیشه ما رو تغییر میدن
داری فیلمنامه خودمو نقل قول می کنی؟
شاید
به نظرم وقتشه من و برادرت بریم خونه
بابا، همه هنوز اینجان
خب، اگه میخوای، می تونم الان برای تاکسی سرویس، اشتراک بگیرم
میرسونمت خونه
میخوای باهات بیام؟
دلم میخواد بجای من بری
ولی بهتره خودم برم
هی، مرد
ممنون که اینجایی
یه دنیا برام معنا داره
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
احتمال پدر بودن: 99درصد
پسر، فقط این آب رو بخور فردا حالت بهتر میشه
زنگ بیدار باشت رو تنظیم کن
باید صبح منو برسونی
برادرت باید بخوابه
هی، پاپا، با این همه خرت و پرت چیکار داشتی می کردی؟
داشتم سعی می کردم فیلمای قدیمی از مادرت رو تماشا کنم
ولی (عُمَر) نتونست با پروژکتور کار کنه
اگه اونو به برق وصل کنید کمک می کنه
تخت دو طبقه
این چیه؟
مطمئنم با (اِدی) صحبت کردی
شوهرم؟ بله باهاش صحبت کردم
پس شاید بتونی بهم بگی چه خبره
جدّاً فکر می کنی که (چارلی) رو ازش دور می کنم
که کشورو ترک کنم و دیگه هیچوقت برنگردم؟
کارای خیلی زیادی انجام دادی که درکش نمی کنم
ولی چیزی که حتماً درک می کنم احساسیه که (اِدی) داره
...(کاترین) – اِدی) پدر (چارلی)ه؟) -
میدونی که هست
پس گذاشتمش جزء سوابق پرونده
(فرمی هست که تو و (اِدی می تونید امضاء کنید
تا اشتباهی که توی صدور شناسنامه کردی رو تصحیح کنه
شرمنده ولی نمی تونم اینکارو بکنم
موضوع اینه
دلیلی که الان توی خونه ات هستی اینه که من وکیل خوبی هستم
پس وقتی بهت میگم نباید
با من مخالفت کنی، به من اعتماد کن
کاترین)، میدونم وکیل خوبی هستی)
ازت درخواست می کنم آدم خوبی باشی
حال (رُم) خوبه؟
نوچ. ولی تقریباً مطمئنم این غافلگیری که براش دارم
کمک می کنه حالش خوب بشه
چرا (عُمَر) همه چیو بر میداره؟
منصفانه نیس
او انتخاب خودشو داشت و انتخاب کرد
رُم)، میدونم چقدر) تخت بالایی رو میخواستی
واقعاً ازت ممنونم
بذار برادر کوچولوت اونو داشته باشه
مامان، بابا
سیفون توالت تخلیه نمی کنه
دارم میام
هیچوقت دیگه اون اسباب بازیای بچه گونه رو نمی خرم
هی، (رُم)، اینو نیگا
وای
قشنگه، نه؟
چقدر ستاره
نه فقط ستاره ، عزیز دلم اونا صُوَر فلکی هستن
صُوَر فلکی؟
عُمَر) به هیچ وجه) پروژکتور رو خراب نکرد
و وقتی بین اونا خطی کشیدی
...مث اینکه داری نقطه ها رو به هم وصل کنی
پس تو بودی
چی؟
ستاره هایی که هر شب به اونا نگاه می کردم
فکر کردم این مامان بود که اونا رو اونجا گذاشت
ما والدین تو هستیم چه فرقی می کنه؟
یه عالم فرق می کنه
همه چی فرق می کنه، پاپا
وقتی امروز مامان رو دفن کردیم
وقتی گفتم دیگه چیزی نیس که
من و او باید به هم بگیم منظورم همین بود
ولی نمی تونم اینو به تو و خودم بگم، پاپا
اونقدر مزخرفات داریم که هنوز باید روی اونا کار کنیم
اما با دیدن این، دیدن اینکه چه جوری برای من ظاهر شدی
فقط باعث میشه فکر کنم، میدونی
شاید بتونیم به نحوی اونو درک کنیم
اما وقتی نمی دونم که برای من کاری انجام میدی
...چاره ای ندارم جز این که فکر کنم
پشت من نیستی
...این مزخرفات پرورشی
همیشه وظیفه مادرت بود
...و من حدس می زنم با رفتن او
چیزهای زیادی وجود داره که...
باید بفهمیم که چطوری انجام دهیم
من به تو نیاز دارم، پسر
خوبه
چون منم بهت نیاز دارم، پاپا
کی می دونست که تخت پایینی اینقدر جذابه؟
باید بستن چمدون رو تموم کنم
...راز کوچولوی ما. تو بدستش آوردی
(شب به خیر (رُمی
همیشه پسر شیرینم هستی
شب به خیر، مامان
هی، (گِر)؟ - اون اسم منه -
این چیه؟
کلاً حرفه ایه، مگه نه؟
دوسِش داری؟ یا فکر می کنی خیلی زیاده؟
می تونیم عکس شاهزاده (هَری) رو بی خیال بشیم : توضیح مترجم شاهزاده (هَری)، پسر کوچک (چارلز) سوم پادشاه بریتانیا (و (دایانا) است. گفتنی است که شاهزاده (هَری پس از برادر بزرگترش (ویلیام) و برادرزادههایش پنجمین نفر در لیست سلطنت بریتانیا بشمار میرود
باورم نمیشه اینکارو کردی
اوه ، اما صبر کنید دوستان چیزای بیشتری هم هست
می خواستم یه کلاه گیس پودری برات بخرم
ولی بعدش باور کنی یا نه فکر بهتری به ذهنم رسید
اوه، خدا
یه موی کوتاه چتریه
هیچی مث "آکسفورد" نمیگه موی کوتاه چتری
این چیزیه که خانم فروشنده کلاه گیس میگه
امیدوارم خوشت بیاد چون همه فروشا نهائی شده
و میدونی که (کالین) قرار نیس اون چیز لعنتی رو بپوشه
وای. دوسِش دارم
خب، اولین باری که در مورد ...دوره تکمیلی بهم گفتی
عین یه آدم کاملاً حقیر رفتار کردم
"که معنیش به انگلیسی میشه " احمق ناکس
درسته – توی اینترنت جستجوش کردم -
و بعدش چیزی که (عُمَر) گفت ...در واقع باعث شد که به
اِستِیشیا) و کارای سکسی عجیب و غریبش فکر کنی؟)
در ابتدا، بله این تنها چیزیه که می تونستم بهش فکر کنم
نه، اون شوی تلویزیونی که شما دوتا دربارش حرف می زدید
منظورم اینه، منطقیه
می خواستم نوی مسیر یکسانی رشد کنیم
...پس اگه می خوای ...می خوای به "آکسفورد" بری، پس
ازت میخوام به "آکسفورد" بری
ممنون
این واقعاً برای من یه عالم معنی داره
فقط به من قول بده که اونجا پشت فرمون نمی شینی
به سختی می تونی سمت راست جاده رو کنترل کنی
همه رفتن؟
تقریبا اکثرشون
دِلایلا) رفته یه چیزایی رو) از بالای پشت بوم بیاره پایین
امیدوار بودم با (پی.جِی) حرف بزنم
حتی ندیدمش که بره
مطمئنم فردا می تونی باهاش حرف بزنی
در حال حاضر، نگران تو هستم
میدونم نگرانی
میدونم همه نگرانن
نمی خوام دروغ بگم
مدتیه که این کمبود رو حس نکردم
(ولی مث قبل نیس، (جینا
میدونی، مادرم تازه فوت شده قراره احساسِ...غم و اندوه کنم
اما...می دونم که فردا کمی حالم بهتر میشه
و روز بعدش کمی حالم بهتر میشه
ولی این، همون نیس این بار فرق می کنه
میدونم که قراره از این قضیه عبور کنم
ما از این موضوع عبور می کنیم
شکایت برای تعیین هویت پدر - خیلی خب (تی)، لباس خوابت رو بپوش -
بابا قراره واست داستان بخونه
در واقع (تی)، قراره امشب من برات داستان بخونم
اینا آخرین دیس های بالای پشت بوم بود
میرم خونه یه سری به (سوفی) بزنم
باشه، حالش خوبه؟ به نظر ناراحت میومد
...آره، او و (پی.جِی) فقط
عشق جوونی
اونا حلّش می کنن
روز طولانیی داشتی
نگران ما نباش
آم...فردا باهات تماس می گیرم
رُم) رو از طرف من ببوس)
جینا)؟)
باید چیزی میگفتم؟
چون من، یه کم احساس گناه می کنم
چی شده؟ - آزمایش تعیین هویت -
زیر تختخواب بود
نیستش
(میچ)
اینجا چیکار داری؟
...آم، آه، مادر دوستم مرده و من
تو چرا اینجایی؟
اومدم دنبال پسرم پاتریک) رو ندیدی؟)
پی.جِی)، پسر (باربارا مورگِن) هستش؟)
چرا به من نگفتید؟
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.