All language subtitles for A.Million.Little.Things.S02E07-Far

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

سه ماهگی (تِئو) رو از دست دادم چون توی بازپروری بودم

حالا که اینجام، دقیقاً میدونم چیو از دست دادم

وقتي خراب مي كني

به خودت ميگي دفعه بعد بهتر ميشی

تصمیم گرفتیم (چارلی)، بچه (جان) باشه

بنابراین برای بچه ها کارا راحت تر میشه

ای کاش به این آسونیا بود

وقتی در مورد بچه بهش گفتم گذاشت رفت

مامانی

دادگاهت چطور بود؟

اوه، در مورد پرونده بزرگت بهش گفتم

(در (گِرَند کَنیون

همیشه نمی تونیم انتخاب کنیم

ما باید این کارو انجام بدم

هرچی تو بخوای، انجام میدم

توی یه تصادف رانندگی برادرمو از دست دادم

به همین خاطره که رانندگی نمی کنی؟

ما تحت کنترل نیستیم

کالین) خونه اس) می تونیم به وضع عادی برگردیم

اِدی) اینو توی پناهگاه سگها پیدا کرده)

از یک سال پیش دارن دنبالش می گردن

و شنیدن حقیقت، سخته

پی.جِی) داره شماره می گیره)

پی.جِی) صرفاً اون بچه تصادفی نیس)

ممکنه پسر (جان) باشه

سوال بعدی...مرکز "لوئیزیانا" چیه؟

" نیو اُرلِئانز "

ظاهراً جوابم درست نیس...

" باتِن روژ "

بابا، داری به نقشه ای که روی میز منه نگاه می کنی؟

نه دیگه

...سوال بعدی...و بدون نگاه

مرکزِ..."تِگزاس" چیه؟

(آستِن) – (آستِن) –

درسته

آستِن) رو عشقه)

عجب کمد جادار معرکه ای بود

در موردِ..."آریزونا" چی؟

قبلاً هیچوقت اونجا نبودم

این شهر "فِلَگ اِستَف"ه؟

مامان، تو توی "آریزونا" بودی

تو تازه به (گِرَند کَنیون) رفتی

برای دادگاهت، یادته؟

...آره، آم

ولی سمت ایالت "نِوادا" بودیم جاییکه دادگاه هست

خیلی خب، روز تولد پسر

بررسی کِیفی

خودشه

نمیدونم چیکار کنم

نمی تونم تصور کنم که کالین) رو پس بدم)

اون سگ منه

یه کوچولو به سمت من نزدیک شو

اوه، عزیزم، به خط دیگه منحرف نشو

اگه تو توی خطت بمونی منم توی خطم می مونم

فقط دارم سعی می کنم کمکت کنم توی این امتحان قبول بشی

وقتی (کالین) بیرون رفت تنها چیزی که می خواستم

این بود که کسی کار درست رو انجام بده و اونو پیش من بیاره

...پس چطوری نمی تونم این کارو

برای این یارو، (بِنِت) انجام بدم؟

ببین، هر تصمیمی که بگیری می‌دونم که کار درستی هستش

و من احساس وحشتناکی دارم ...چون اگه من

مَگی)، ایست، ایست، ایست)

جدی میگم. این یه علامت ایسته

داشتی می گفتی؟

اگه (کالین) بیرون نرفته بود

آگهی رو نمی دیدی

(خیلی متاسفم، (گَری

دو تا چیز

این تقصیر تو نیس

و... تو، تموم مسیر عبور رو مسدود کردی

این شوخی در حد و اندازه های معمول من نیس

ولی می تونی از بالای داشبورد بیرون رو ببینی، درسته؟

یه جورایی – اوهوم –

نمی دونم چطور اینقدر عادی رفتار می کنی

منظورم اینه (دی) قراره کمتر از 20 دقیقه دیگه اینجا باشه

و ما داریم یه راز بزرگ رو ازش پنهان می کنیم

(هی، ما که نمیدونیم آیا (پی.جِی پسر (جان) هست یا نه

و تا زمانی که ندونیم من بی نهایت عادی هستم

هی، جناب عادی با این چیکار داری؟

اینا می تونن باعث بخیه بچه بشن و منتظرن اتفاق بیفتن

رُم)، تو فقط چند ساعتی) از (چارلی) مراقبت می کنی

حتی نمی تونه به تنهایی سرشو بلند کنه

از این گذشته، از (دِلایلا) نخواستی که در یکی از ۵۷ تا پیامکت

یه حصار کودک براش بیاره؟

از وقتی درخواست دستمال مرطوب بچه دادم اون زن مفقود الاثر شده

پیداش شد

در رو باز کن. ظرف 20 ثانیه باید

دستامو بشورم

اوه، سلام. ببین کی اینجاس

♪ عمو (رُم) وقتی میاد♪ ♪ کوه رو دور میزنه♪

(سلام عمو (رُم

(اوه، (پی.جِی

مرد، می‌دونم که وقتی نتایج تعیین هویت رو دریافت ‌کنیم، می‌خوای اینجا باشی

ولی نمی‌تونی با قهوه آفتابی بشی

به همین خاطره که ساک دستی هم آوردم

خیلی بامزه بود ولی تو باید بنویسی

بنویسم؟ درسته

...بله، و...و..و تو باید برسی به چیز

...مال دوستم – باشگاه –

(او دوستی داره به اسم (جیم که صاحب یه باشگاهه

می دونی که چطوریاس تو...جایی هستی که کار می کنی

باید راه بیفتی

باشه، به محض اینکه نتایج رسید باهات تماس می گیریم

باشه. مرسی بچه ها

با این حال، دیدنت عالی بود – باشه -

خیلی خب. خدافظ

صحیح

جیم) که صاحب یه باشگاهه"؟)" تو نویسنده ای

وحشت زده شدم، خب؟

...من، نمی خواستم با هم برخورد کنن - اوه، چقدر مهربونی –

...(دِلایلا)

اوه، خدا

سلام – سلام –

دوستت به اندازه کافی مهربون بود

که به من کمک کرد تا حصار بازی رو که ازم خواسته بودی بیارم، حمل کنه

عالیه – این چقدر خوش شانسه؟ -

سلام

خب، بعضی وقتا همه چی خوب پیش میره

ولی بعدش میشه چیزی که الان هست

=== یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت هفتم

(سلام علیک، (چارلی

احساس می کنم انگار با هم آشنا شدیم

تو فقط...خیلی آشنا به نظر میای

نه، نه، نه، آشنا نشدید شماها خط و ربطتون فرق داره

پی.جِی) اونیه که) سگ (گَری) رو پیدا کرد

اوه. تو کسی هستی که کالین) رو پیدا کرده)

گَری) دوسِت داره و) از همه بدش میاد

هان؟ آه، آره تازه داشتم میرفتم

آ...مرد، واقعاً؟

(خب، از دیدنت خوشحال شدم (پیج

خیلی خب

از آشنایی باهات خوشوقت شدم

بذار تا بیرون باهات بیام

ما 10 تا بسته دایناسوری داریم ولی 11 تا بچه میان

بیا امیدوار باشیم یکیشون گلودرد چرکی بگیره

از اینکه بهش دروغ بگم متنفرم (اِدی). مخصوصاً امروز

میدونم

و متاسفم

میدونی، آخرین باری که مجبور شدم به مردم دروغ بگم

قبل از این بود که از بدمستی بیرون بیای

احساس می کنم دارم دوباره همین کارو می کنم

فقط این بار، به خاطر پسرمه

میدونم

اما این موضوع، فقط (تِئو) رو بیشتر تحت تاثیر قرار میده

آره. و دقیقاً همین حرفی بود که به (دِلایلا) گفتم

صبر کن، چی؟

کاترین) اینو گفت؟)

بله، نمی خواد این قضیه دیگه مخفی بمونه

میخواد به بچه ها بگه

واقعاً؟ متاسفم

برامون به اندازه کافی سخت بود

که سعی کنیم تمام اتفاقات سال گذشته رو درک کنیم

و حالا ما...ما بالاخره داریم

به یه حالت عادی بر می گردیم

و (سوفی) تازه امروز گواهینامه شو می گیره

...و (دَنی) در نمایشنامه مدرسه اس

فکر نکنم بتونن با نارنجک دیگه ای

که در زندگیشون منفجر میشه مقابله کنن

فعلاً نه

چیه؟

شماها فکر می کنید دارم کار درستی می کنم، مگه نه؟

...(دی)

کاملاً

(به قلبت اعتماد کن، (دی

بهترین مامانی هستی که می شناسیم

...فقط

(امروز بعد از ظهر در جشن تولد (تِئو

(باید برم به دیدن (کاترین

من...نمیدونم چی بگم

احتمالاً در مورد این قضیه حتی نباید جلویِ

چارلی) حرف بزنم؟)

خب، اگه این بچه بتونه چیزایی که گفتی رو تکرار کنه

به دردسر بزرگتری افتادی، بانو

تو که خبرچین نیستی

مسئله اینه که اگه انتظار داریم تِئو) با ما صادق باشه)

چطور نمی تونیم باهاش صادق باشیم؟

به حرفت گوش میدم

و حرفمو باور کن، منم دوس ندارم بهش دروغ بگم

ولی من و (دِلایلا) توافق کردیم

مشکل همینه

شما دو نفر توافق کردید

ولی من مجبور نشدم همچین چیزی بگم

خیلی خب، بیا شروع کنیم

معنیش اینه که پاتو روی کلاچ بذار

و دنده عوض کن

باشه

آره، روی قسمت "پا روی کلاچ" میخکوب شدم

خب، تو حتی نمی دونی که خونواده هنوز اونجاست یا نه؟

ممکنه جا به جا شده باشن حتی سگ دیگه ای گرفته باشن

حق با توئه. ممکنه مرده باشن

...خب

منظورم اینه، امیدوارم اینطور نباشه

ولی می تونست باشه

عصبی بود؟

نه به اندازه همه افراد بیرون از ماشین

با این قیافه آویزون هیچ شانسی تو دنیا هست؟

سلام

آه، اشکالی نداره

آدمای زیادی، بار اول تو امتحان رد میشن

من رد نشدم. اصلاً امتحان ندادم

خب، این مشکل توئه

پشت فرمون نشسته بودم تا تقریباً شروع کنم

...اما بعدش

با فکر کردن به برادرم ...دچار واهمه شدم و فقط

اوه، خودت میدونی که کی آماده ای

بعلاوه، گرفتن گواهینامت که مسئله خیلی مهمی نیس

خودشه! قبول شدم

بهترین روز زندگیم

وای! خودشه

اوه، عزیزم

انصافاً (سوفی)، خیلی هم تجربه ای تو اینکار نداره

بذار ببینمش

اینو نیگا

باید به (دِلایلا) درباره (پی.جِی) بگیم

وقتی گفت که آخرین چیزی که

خانواده اش در حال حاضر نیاز دارن اینه که یه نارنجک دیگه

منفجر بشه، همین جا نشسته بودی؟

و اگه (پی.جِی)، پسر (جان)ه

این یه نارنجک نیس

"این...میشه "هیروشیما : توضیح مترجم منظورش اینه که فاجعه ای در حدِ بمباران اتمیِ شهر "هیروشیما"ی ژاپنه

اوه. (جین) هستش

احتمالاً در مورد فیلم تبلیغاتیِ ماشین "لِکسوس" تماس گرفته

قراره امروز وارد مرحله تدوین بشیم

احتمالاً تماس گرفته بگه کار معرکه بوده

هی. دوستش داشتن؟

آهان. خیلی خب

باشه، خب...خب، بجز این مورد کلاً دوسِش دارن؟

آره، اگه 20 دقیقه به من وقت بدی من...آره

...هی (جینا)، میتونی می تونی بچه رو نگهداری؟

باشه – خودشه -

برای مثلاً...سه ساعت چطوره؟

چی؟ نه

قصد دارم به (کاترین) کمک کنم کیک بپزه

نمی تونم این بچه رو ببرم اونجا

در مورد "هیروشیما" حرف بزن

نمی تونم ببرمش سرکار پس قراره چیکار کنیم؟

اوه، خداجون شکرت خیلی خوشحالم که اینجایی

عالیه، بر احساساتت غلبه کن

چون مشکل کوچولویی پیش اومده

این قراره مشکل باشه؟

البته که نه...بیا تو

سلام عزیزم

خیلی خب

چرا (دَنی) اینجاس؟

اوه، به شماها احتیاج دارم که خرت و پرتا رو از گاراژ بیرون ببرم

باشه. قضیه چیه؟

اوه، خدای من! اوه! چی؟

جدی میگی؟

جدی میگی؟

در واقع، جدی میگه

بابا سالی که به دنیا اومدی این ماشین رو خرید

و همیشه میخواس روزی که گواهینامه تو گرفتی

اونو به تو بده

خیلی به تو افتخار می کنه

فقط کاشکی خودشم اینجا بود

اینجاس

تبریک میگم. با خیال راحت منو یه جاهایی برسون

بیا اینجا

دختر کوچولوم خیلی سریع رشد کرد

خیلی خب، بی خیال مامان دیگه دختر کوچولو نیستم

میدونم

بسیارخب، آزمایش رانندگی

خیلی خب

صبر کن. چی؟ - مرسی مامان -

صبر کن. چی؟ شیطون کوچولو

باشه

پس دقت کن

تو حاضری؟

خدافظ

طوریمون نشد

اوه، خدای من – آیینه ها رو چک کن -

میدونی که چیکار کنی، درسته؟

خیلی دور نرید. یا خیلی تند

دریافت شد – اوه، خدا –

بزن بریم – این خنگولو راش بنداز –

خدافظ

میدونی (برایان)، بیا یه نمای باز از "لِکسوس جی.ایکس" داشته باشیم

و بعدش طبق صحنه ای که میخوان، برش بدیم

چه خبر؟

اعتراف کوچیک

در حال حاضر در حالِ تعقیب یه زن ۸۰ ساله هستم

چه اتفاقی افتاده؟

نمیدونم باید (کالین) رو پس بدم یا نه

بنابراین میدونی فکر کردم با ماشین میرم

خونه قدیمیشو بررسی می کنم

...گَری)، نمی تونی اینکارو بکنی)

میدونی چیه؟ در واقع فکر بدی هم نیس

پیرترین زن زنده بیرون اومد و یه کاغذ برداشت

و فعلاً، آ... 20 دقیقه ای هست که

مشغول تماشاش هستم که داره به چیزی که از چمنش باقی مونده، آب میده

حالا کمی خل و چل به نظر میای

خل و چل نیستم، مرد! فقط به من گوش بده

اگه زن وحشتناکی باشه کالین) با من می مونه)

و اگه اون کیسه کهنه، قدیسه باشه

خب، سگشو پس می گیره

و من از اینکه اونو کیسه کهنه اسم گذاشتم کمی احساس بدی دارم

من گزینه دوم رو انتخاب می کنم

به نظرت باید پسش بدم؟

نه، نه، نه، داشتم با تدوینگر فیلمم حرف می زدم

هی، به جای اون از مانیتور چند تصویره استفاده کن

می دونی، توجهی که اینجا به دنبالش می گشتم رو

به دست نیاوردم

فقط قراره باهاش حرف بزنم برام آرزوی موفقیت کن

بیا امیدوار باشیم که شیطان باشه

ظاهرش که شبیه خانم خرپولاس

بسیار خب، منو تو جریان بذار

باورم نمیشه 10 سالش شده باشه

شاید به این خاطره که (تِئو) طوری رفتار می کنه که انگار 47 سال داره

روزی که متولد شد ...بهترین روز عمرم بود

و بدترینش

خیلی متاسفم که اینجا نبودم

من و (جان) نقشه ای داریم

اوضاع قراره فرق بکنه

...کِیتی)، بهت قول میدم)

دیگه هیچوقت مست نمی کنم

حرفتو باور نمی کنم

شما سه نفر راه درازی رو طی کردین

آره

پس حدس میزنم شنیدی چی شده؟

آره، (دِلایلا) به من گفت

وانیل یادت نره

مرسی

(و در واقع، (کاترین ...(دیدنت با (چارلی

همه چیز خوب به نظر میاد

پس چرا چیزی نمیگی؟

نظری نداری برای رسیدن به این نقطه چیکار باید بکنم؟

10سال پیش، قبل از اینکه اِدی) از بدمستی در بیاد)

خیلی خیلی دروغ می گفت

و دروغ ها منتهی به مشروب خوری شد

و دلم نمی خواد به اونجا برگردم

(دلم نمی خواد (تِئو با این بزرگ بشه

و در مورد (چارلی) هم همینطور

(آره، منم انتظار اینو نداشتم، (دی

به همین دلیله که خواستم باهات صحبت کنم

باشه، پس چطوری وادارش کنیم بفهمه

که بچه ها نباید بدونن؟

شاید نباید اینکارو بکنیم

شاید حق با (کاترین)ه

چی داری میگی؟

شاید باید به بچه ها بگیم

چی...اصلاً چی بگیم؟

حقیقت رو

ازم میخوای به بچه هام بگم

که با بهترین دوست پدرشون خوابیدم؟

و بعدش یه بچه ازش دارم؟

از پس اینکار بر نمیام

:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com

یه لحظه صبر کن

آهای؟

می تونم کمکت کنم؟

سلام

سلام

دارم یه تحقیق کوچیک انجام میدم

برای یه تحقیق کوچیک سریع وقت دارین؟

برای چی هست؟ - ...اون، آه، برای -

"بنیادِ...بهترین دوستان تمام دوران "بوستون

دفترچه یادداشت لازم نداری؟

معمولاً چرا

می بینم که قبلاً از این کارا انجام دادین

اما خب، از شانسی که آوردین

من الان سرپرست منطقه هستم و

می تونم این کارا رو از روی حافظه انجام بدم

خیلی تاثیرگذار بود - ممنون –

خب، شروع کن به پرسش – درسته –

خب، آه، باید این تحقیق رو با، آه، (بِنِت) انجام بدم

اوه، همسرمه

شوهر مرحومم

درست قبل از تعطیلات کریسمس، فوت کرد

خیلی از شنیدنش متاسف شدم – ممنون -

اوه، اما به نظر می رسه شما مصاحبی دارین

یه سگ گرفتین

در واقع، نه

وِسلی)، هشت ماه پیش فرار کرد)

به خیالم هنوز امیدمو حفظ کردم که (وِسلی) بر می گرده

بِنِت) اون سگو خیلی دوست داشت)

در حقیقت، آخرین کاری که کرد این بود که پوستر سگ گمشده رو منتشر کرد

خب، نه، در واقع آخرین کاری که کرد

این بود که این چراغ های کریسمس رو نصب کرد

بعد از جراحی لگنم نمی تونم از نردبون بالا برم

...خب، من، آه، متاسفم بابتِ

...تموم چیزایی که از دست دادین، خانمِ

(اینِد) - (اینِد) -

ممنون - (متاسفم، (اینِد -

تحقیق چی شد؟

جوابایی که لازم داشتم، گرفتم

خیلی خب

بنابراین، (کالین) به پیرزنی تعلق داره

که شوهرش مرده، چمنش سوخته و چراغای کریسمسش هم سوخته؟

نه، (وِسلی) مرده

غذا گذاشته بود انگار منتظر برگشتن او بود

سخته

هی، اگه بخواین می تونیم موضوع صحبت رو عوض کنیم

به این ترتیب، می تونی تصمیم بگیری

که میخوای قول خودت به (دِلایلا) رو بشکنی

(یا عَهدت رو با (کاترین

رد کن بیاد

ولی میدونی چیه؟ امروز درباره ما نیس

امروز درباره (تِئو) هستش

درسته، پسر کوچولوت داره مرد کوچیکی میشه

(به هیچ وجه نه، (اِد امروز، روز تو هم هست

آره، به تو افتخار می کنیم رفیق

ده ساله که لب به مشروب نزدی، مرد

تقریباً انجامش دادم

چی؟

کی؟

(شب خاکسپاری (جان

سلام بابایی

اوه، سلام رفیق

فقط می خواستم چوب هاکیم رو بردارم

چیکار داری می کنی؟

تِئو) نجاتم داد)

دوبار

اون شب و روزی که به دنیا اومد

پس، امروز درباره من نیس

درباره پسرمه. و قراره معرکه باشه

خب، پس بیاین معرکه اش کنیم

و بعد از اینکه مهمونا بیرون رفتن

باید بدونم که چرا صاحب این همه صندلی هستی

قراره عاشقش بشه

فوق العاده اس. ممنونم

با پنج دقیقه فرصت

اوه، نه

اوه، زمان بندی عالی

اوه، نه

آره، باشه. مسئله ای نیس، عزیزم

باید خرابکاری رو تمیز کنم. آره

میدونم

آم، آه، بذار ببینم این اندازش هست

اوه، این کجا بوده؟

توی فروشگاه لباس کودک که روبروی اداره ام هست دیدمش

فکر کردم به تنش قشنگ به نظر میاد

بابا تو دیگه کی هستی؟

کسی که لازمه این کارو بکنه

مامان، میای؟

آره، الان میام

توی جشن تولد بچه رُژ لب زدی؟

حدس می زنم فقط مامان می تونه تو رو با ماشین اینور اونور ببره

چون عاشقشم

(سوفی)، (دَنی)، (دِلایلا) روزمون رو ساختید

بابت اومدنتون خیلی ممنون

خیلی ممنون که ما رو دارید

چارلی) کجاس؟)

طبقه بالا. مونیتور بچه دست (رِجینا)س : توضیح مترجم صفحه نمایش سیاری است که به دوربین داخلِ اتاق بچه متصل است و به کمک آن می توان تصویر بچه را دید و صدای او را شنید

پس موضوع مهمونی، تنش ناجوره؟

و پرت و پلا گویی

سلام

اوه، ممنون - آم، شماها (گَری) رو ندیدین؟ -

آخرین باری که ازش شنیدم، داشت زاغ سیاه یه شهروند مسن رو چوب میزد

آره خیلی خوب پیش نرفت

میدونی، شاید باید براش توله سگی یا چیزی بخریم که

شوک رو کاهش میده

خب، وقتی (کالین) گم شده بود

یه سگ نژاد انگلیسی توی پناهگاه پایین خیابون (تِپلو) وجود داشت

اساساً همزاد (کالین) بود

تعویض یه سگ با سگ دیگه

باعث نمیشه حالش بهتر بشه

ولی ممکنه حال ما رو بهتر کنه

اگه (گَری)، (کالین) رو پس بده

باید روند سوگواری رو طی کنه

اوه، باید مهمونی سختی باشه

این قراره مهمونی معرکه ای باشه

(برای (تِئو

سام علیک

هشدار منصفانه، این یه ظرف مشترکه

پس یا الان بخور یا تا ابد ظرف رو برای خودت نگه دار

امیدوارم کادوی مهمونی صابون مایع پمپی باشه

در مورد اون خانوم مسن شنیدم

حسودی نکن

اوه، منظورت اون خانوم پیره

ظاهراً...دلش برای سگم، تنگ شده

پس همینطوره

گَری)، متاسفم)

نوچ، نه، نه، نه، نه، نه

امروز...امروز همش مال (تِئو) هستش

و اگه منو ببخشید فکر کنم روز تولد یه پسر رو می بینم

برای پفک های پنیری، جا باز کنید

اونوقت پنجه رو یادت میاد؟

اوه، نه – پنجه -

خیلی ممنون به خاطر تشریف فرمائیتون خواهش می کنم

به مناسبت جشن روز تولدِ ...پسر کوچولومون

نه، روز تولد پسر بزرگمون

من و (سوفی) با هم یه آهنگ کوچیک کنار گذاشتیم

دوستت داریم، رفیق

تو همیشه دوستی در من داری

بازو، پا، کَپَل

چقدر اونا عالین

خیلی عالین

می بینی، دلیل دیگه ای که نمی تونم حقیقتو بهشون بگم

اگه (سوفی) متوجه میشد

رابطه اش با (اِدی) تموم میشد

یا ممکنه به سطح بهتری برسه چون صادقانه اس

چی؟

داشتم با (کاترین) صحبت می کردم

و او به نکات خیلی خوبی اشاره کرد

چه اتفاقی برای "اعتماد به احساسم" افتاد؟

نه، تو باید اعتماد کنی

...فقط

چیزایی هست که در نظر نگرفته بودم

مث چی؟

نمیدونم

نمیدونم

متوجه شدم که فقط سعی می کنی از اونا محافظت کنی

حرفمو باور کن، اینو می فهمم

ولی مطمئن نیستم که دروغگویی بهتر باشه

میدونی چیه، (جینا)؟

حس می کنم مث اینه که در شرایط دشواری قرار گرفتم

و میدونم که منظور تو خوبه ولی پیچیده اس

(معرفی می کنم، (سوفی دیکسون

لباس مهمونیش رو نیگا! آره؟

خاله (جینا) واست گرفته؟

من نگرفتم. خاله (کاترین)ش گرفته

(حق با توئه (دی

پیچیده اس

(تولدت مبارک (تِئو

سلام (پی.جِی). خیلی خوشحالم که تونستی بیای

...آره، آره، منم همینطور. و و اینجا کارِت، عالی بود

...باشه، خیلی خب، بیا

سگرمه هات تو همه

تو (پی.جِی) رو بهتر از من میشناسی این مامان باید نگران بشه؟

نگران؟ نه. نه

چرا

(سلام (پی.جِی

(سلام (دِلایلا). سلام. سلام، (رُم

پی.جِی)، نمی دونستم اینجایی)

اوه، آره، (کاترین) گفت که می تونم یه همراه با خودم داشته باشم

نمیدونستم باید از کنارت فرار کنم

خوشحال کننده اس

خب، (پی.جِی)، کجا مدرسه میری؟

آه، مامان، تنهاش بذار تو خیلی خجالت آوری

چی؟ نه، نیستم

سلّام

خیلی خب

چه با نمک

چه بانمک

یه لحظه منو ببخشید

هی، (کاترین) داره با (جینا) حرف می زنه

داره از دوستامون ...نظرسنجی می کنه. من

نمی تونی اینکارو با من بکنی

در حال حاضر درباره این قضیه صحبت نمی کنیم

این، روز تولد (تِئو) هستش

(سلام (کاترین – سلام -

امیدوارم اشکالی نداشته باشه که (جولیا) رو آوردم

خواهر و برادر دعوت شدن؟ - البته -

خواهر و برادر همیشه قدمشون رو چشم

بیا اینجا، بیا اینجا

متوجه میشی که او بهت علاقه داره، درسته؟

و حتماً متوجهی که ممکنه خواهرت باشه

و حتماً متوجهی که توی 49ایالت، غیرقانونیه؟

من که دنبال قرار گذاشتن باهاش نیستم

من فقط می خوام کسیو بشناسم که پدرمو می شناسه

...اول از همه، او پدرت – میخوای درباره (جان) بدونی؟ -

من در موردش بهت میگم

اون برای ما، مث ستاره شمال بود ثابت قدم و پابرجا

دیگه هیشکی مث او نمیشه

و اگه معلوم بشه که پدرته

هزاران داستان هستش که در موردش برات تعریف کنیم

ولی فقط صبر کن تا نتایج به دستمون برسه

ببین، من میدونم از دست دادنش چقدر آزارم داد

نمی خوام تو هم همچین احساسی داشته باشی

حق با اونه

و (سوفی) هم بابت اون فقدان آزار دیده

پس در صورتی که تو، پسر (جان) باشی

چسب زخم رو بکن ولی...به آرومی

خیلی خب، همگی توجه کنن وقت کیک خوردنه

همه جمع شین

خیلی خب رفیق، آرزو کن

لازم نیس. حالاشم آرزوم برآورده شده

تولدت مبارک رفیق

کارِت خوب بود

کی کیک میخواد؟

نمی دونم چطوری از اینا استفاده کنم چطوری از اینا استفاده می کنید؟

وای! ببین کی اینجاس

چه خبر مرد؟ چه خبر رفیق؟

سلام. (کالین) چطوره؟

...آه - بفرما -

دلت میخواد بری با ماشینِ نو و قدیمی من دوری بزنی؟

آره. آره، بزن بریم

هی. حالت خوبه؟

راستش، نه خیلی

دارم زور می زنم برای مهمونی، حفظ ظاهر کنم

اما تا حالا تنها کاری که کردم اینه که وزن بدنمو با خوردن پفک پنیری زیاد کردم

کالین) رو پس میدم)

باید برم

آخرین روز رو با پسرم میگذرونم

باشه، میرم با (کاترین) و اِدی) خداحافظی کنم)

نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

تو می مونی، تو می مونی

باید اینکارو تنهایی انجام بدم

(خدافظ، خدافظ (چارلی

چی؟

خدمت شما

ممنون بچه ها

باید برم

باید برم تا کاری برای (گَری) انجام بدم

حالش خوب میشه؟

امیدوارم

ممنون از اومدنت – ممنون از شما –

دقت کن که یه بسته خوب برداری

شوخی می کنم. به اندازه کافی نیس

باشه

بسیار خب

احتمالاً سه نفرمون باید صحبت کنیم

آره، باید

آره، ولی من...خوشحالم

فرصتی دست داد که دور از مهمونی حرف بزنیم

آره، منم خوشحالم

...من

آم، واقعاً متاسفم که بدون تقاضا کردن، دستتو گرفتم

...این...این...فقط نوعی – ...اوه، نه، نه، نه، من -

اهمیتی نمی دادم

آره

...آره، آره. خب، ببین، من

اوه، خدای من! نه

...اوه، من – ...نه، من –

متاسفم. من...خیلی احمقم

نه، نه. نه، نیستی

نه، تو فقط میخوای دوست باشی

خب، نه...نه دقیقاً

باشه، فقط بیا بریم

راه حل آسونی وجود نداره

ولی باید دیدگاه منو درک کنی

آره، ولی...یه عالمه به این قضیه فکر کردم

میدونم این تصمیم روی همه مون اثر میذاره

سوفی)ی. چیه؟)

سلام

چی؟

کجایی؟ کسی...کسی که صدمه ندیده؟

الان میام اونجا

سوفی) با ماشین تصادف کرده)

خیلی خب پسر

دیگه دوران عشق و عاشقیمون تموم شد

میدونی که رابطه ام با تو طولانی ترین رابطه ای بوده که تا حالا داشتم

آره. واقعاً

رفیق، منو از لحظات سخت عبور دادی

...طعنه آمیزه چون به نظرم

فکر کنم امشب، شبی هستش که بیشتر از همیشه بهت احتیاج دارم

چیکار باید بکنم؟

خونه ابدی تو با منه

من باباتم، درسته؟

رفیق، در تلاشم که لحظه ای با تو باشم

(کالین)

آ...آ...(کالین)، برگرد اینجا

(هی (وِسلی

خیلی خب رفیق بذار ببرمت خونه

همه حالشون خوبه؟

آره. آره، خوبیم

اوه، خدا

سوفی). حالت خوبه؟)

بیا اینجا

چه اتفاقی افتاد؟ - خیلی متاسفم -

او...سعی کرد منو ببوسه

...اوه، خدا، تو که نکردی – چی؟ -

...نه، جلوشو گرفتم. ولی بعدش

اینکارو کرد

باورم نمیشه اینکارو کردم

(مسئله ای نیس (سوفی

نه، اینطور نیس. ماشین بابا بود

خب ماشینا تعمیر میشن

و تو سالمی. اینه که مهمه. هوم؟

نمیدونم بدون تو چیکار می تونم بکنم

مسئله ای نیس

من اینجام

هیچ جا نمیرم

سلام. اینجایی

حدس بزن چی شده. نمی تونم عروسک آقا سنجابه رو هیچ جا پیدا کنم

میدونی که مورد علاقه (کالین) بود

بنابراین فکر می کنم شاید نشونه ای باشه

اینو باش. پیداش کردی

شاید باید بگی خداحافظ

در واقع، (گَری)، تو باید به (کالین) بگی خداحافظ

به خاطر تو، من اونو بر می گردونم

...(خیلی خب، اول از همه، خانم (بلوم

کدوم تاکسی، تو رو با یه سگ 50 کیلویی از نژاد انگلیسی سوار می کنه؟

از نیم ساعت پیش، من یه راننده کاملاً مجاز

در سرزمین های مشترک المنافع "ماساچوسِت" هستم

آره

بعد از اینکه از مهمونی رفتی

من اداره صدور گواهینامه رو مجبور کردم که نوبتم رو نگه داره

باید به من افتخار کنی

با یه مامور دولتی با لحنی خیلی قوی صحبت کردم

همه اینکارا رو بخاطر من کردی؟

تو به خاطر من، همه کاری انجام دادی

لطفاً بذار به خاطر تو من اینکارو انجام بدم

بسیار خب، گوش کن

من توی خداحافظی، مث آدم بزرگا نیستم، باشه؟

...پس، آ

...تو دومین هم خونه ای عالی بودی

باشه، باشه، بذار حقیقتو بگم

عالی ترین هم خونه ای بودی

میدونم که (مَگی) بود که همه این بوها رو میداد

نباید تو رو به این خاطر سرزنش می کرد

نمی خوام فکر کنی این قضیه، به من و تو

ربطی داره، باشه؟

در خونه ام همیشه به روت بازه

دوسِت دارم، رفیق

خیلی خب. زود باش رفیق

زود باش

بزن بریم. از این طرف

زود بر می گردم

دَنی) اینو فراموش کرده)

بازم ممنونم به خاطر مواظبت از اونا

البته. فقط خوشحالیم که (سوفی) حالش خوبه

آره، خدا رو شکر

همه میریم خونه

آه، می تونیم در مورد این قضیه بعداً صحبت کنیم

نه، هیچی برای صحبت وجود نداره

میدونم چی برای بچه هام بهترینه

و حالا نمی تونن منو از دست بدن

پس می چسبیم به نقشه

کدوم نقشه؟

نقشه ای که (اِدی) رو از دخترش دور نگه میداره؟

نقشه ای که منو وادار می کنه به پسرم دروغ بگم؟

چند وقت پیش از من پرسیدی که چیکار می تونی بکنی

که این قضیه آسون تر بشه

خب، اینه. این کاریه که می تونی برای من انجام بدی

بچه هام پدرشون رو از دست دادن منم شوهرمو از دست دادم

(آره، میدونم (دی

تقریباً هر روز به (جان) فکر می کنم

بابت فقدان شوهرت متاسفم

...ولی منم تقریباً شوهرمو از دست دادم به خاطر تو

نه، (کاترین)، این قضیه صرفاً به خاطر (دِلایلا) نیس

به خاطر منم هست

این به خاطر اشتباهیه که ما انجام دادیم

و تنها راهی که می تونم اینو درستش کنم

تنها راهی که می تونم ...بهترین نسخه از خودم باشم

گفتن حقیقته

اِدی)، ما در این مورد حرف زدیم) تو باهاش موافقت کردی

دِلایلا)، تصمیم گرفتم از بدمستی در بیام)

تا بهترین پدری باشم که می تونم برای (تِئو) باشم

و 10 سال بعد تصمیم می گیرم که

بهترین پدری باشم که می تونم برای (چارلی) باشم

و این یعنی صادق بودن با هر دو بچم

خب، من این تصمیم رو گرفتم

چون فکر می کردم حمایت تو رو دارم

ماهها وقت داشتی تا نظرتو عوض کنی

...و درک می کنم چرا لازم بود به (کاترین) بگی

...می فهمم، درک می کنم

ولی دلیل اینکه مجبوره دروغ بگه تویی

نه من

بابت هر کاری که کردم متاسفم

متاسفم که اذیتت کردم

ولی (کاترین)، ولی بهت اجازه نمیدم بچه ها مو اذیت کنی

...در موردِ قبل

بیا حالا در موردش صحبت نکنیم

امروز، روز جشن گرفتنه

...کاترین)، من)

10سال پیش در همچین روزی، از بدمستی در اومدی

اون موقع بهت اعتقاد نداشتم

ولی الان بهت ایمان دارم

باشه رفیق

باید یه توقف سریع داشته باشیم

...(اون بچه (کِیلِب

که در حین نگاه مستقیم دماغش رو ور می چینه؟

می خوای در مورد اعتماد به نفس صحبت کنی

دوباره کلیداتو فراموش کردی عزیزم؟

آزمایش تعیین هویتِ (پی.جِی) هستش؟

آره

بزن بریم

آره، این خونه ات هس، درسته؟

بزن بریم

ممنون

گَری)، اینجا چیکار می کنی؟)

نظرت عوض شد؟

آره، حدوداً هزار بار

به این خاطر نیس که اینجا هستم. هی

زود باش رفیق

سلام مجدد

سوالای بیشتری داری؟

یکی رو پیدا کردم که خیلی دلش میخواد شما رو ببینه

(وِسلی)

تو پیداش کردی! اوه

...آره، من، آه

وقتی بیرون مشغول بومگردی بودم پیداش کردم

صحبت از شانسه - توله سگ، توله سگ، توله سگ –

...اینقدر خوش تیپه که من، آ

براش این اسباب بازیای دست دوم رو خریدم

سنجابای عروسکی، مورد علاقه شه

ازت ممنونم

ممنون

...خب رفیق

برگشتی خونه

خدمت شما

بیا تو، پسر عزیز

باشه، رفیقتم ببر

می بینمت

خیلی خب، باید بریم

عجیب به نظر نمی رسید؟ کالین) احساس عجیبی داشت)

حتی با من خداحافظی نکرد – نه، نه، مطمئنم حالش خوب بود –

فکر کنم باید بررسیش کنم به نظر میومد انگار خودش نبود

گَری)، سوار ماشین شو)

باشه

حالا تو داری عجیب غریب رفتار می کنی

نمی فهمم

چیو نمی فهمی؟ (کالین)ه – نه، نه، (کالین) اونجاس -

نه، اون (موریس)ه، سگی که تویِ پناهگاه خیابون (تِپلو) بود

مگه اینکه خانوم مسن سوال کنه که در این صورت (وِسلی)ه

(نه، نه، نه، (موریس یه نقطه سفید روی گوشش داره

نه، (موریس) قبلنا یه نقطه سفید روی گوشش داشت

و مامان بزرگ هیچوقت نمی تونه تفاوتشون رو تشخیص بده

اما تو تشخیص میدی

اوه، خدای من. می تونیم اینکارو بکنیم؟

می تونیم یه سگ ولگرد رو به پیرزن خوبی که اونو

دوست داره بدیم؟

الان انجامش دادیم

بیا پایین، رفیق

وای! خیلی به سمت من نزدیک شدی

کی اینجاس؟

اونجا

(شب به خیر (تی – شب به خیر رفیق -

مرسی بابت کیک

مرسی که قولتو نگهداشتی

شب به خیر

باید منتظر (پی.جِی) بمونیم تا اینو باز کنه؟

نه

نه، در هر صورت، تو باید اول بدونی

...و آماده باشی که بهش کمک کنی حالا حقیقت هرچی میخواد باشه

پی.جِی) پسر (جان)ه)

:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.