All language subtitles for A.Million.Little.Things.S02E06-Far

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

هر کاری که کردیم، یه بچه هم به این دنیا آوردیم

...غلبه بر احساس گناه سخته

کاشکی شروع تازه ای داشتیم

...در هر شرایطی...

شبیه این باشه یا نباشه من و تو قراره

توی زندگی همدیگه باشیم

...خصوصاً در مرگ...

جان)...دلم نمیخواد) خاطره اش رو پاکش کنم

این قابل درک نیس

توانائیش رو نداشتم که به چیزای (دِبرا) نگاه کنم : توضیح مترجم منظورش، همسرشه که قبلاً گفته فوت شده

اندوه و غم و غصه افکارتو به هم میزنه

در مورد شبی هستش که (چَد) مرد

قلب برادرت، توی بدن (اِریک)ه

تو هم کسی رو از دست دادی؟

نامزدم

تا زمانی که همه چیزو بدونی...

از وقتی مریض شدم نوازندگی نکردم

خب، دیگه مریض نیستی شبِ میکروفونِ باز؟

...پس چطور خودتو آزاد می کنی

مَگی)؟)

بدون اینکه اونایی که بیش از همه... دوستشون داری رو از خودت دور کنی

با بابام دعوام شده

ما فقط خیلی با هم فرق داریم

فکر کنم (جان)، پدرمه

فقط دارم میگم، شش ماهه

که به اونجا میرم

و اونا هنوز اسممو درست متوجه نشدن

مارگو) بودم. (مِگی) بودم)

در یک نقطه، فکر کنم (ماگی) بودم مث اینکه آب و هوا هستم؟

نمی فهمم چرا هنوز پول قهوه میدی

فقط کاریو که من می کنم، بکن

صبر کن تا یه نفر

...سرگرم گوشیش بشه و – اوهوم -

نوشیدنی رایگانتو می گیری...

خوشمزه اس

یه چیزی تو مایه های قهوه لاتِه هستش : توضیح مترجم لاتِه یا کافه لاته، گونه‌ای نوشیدنی قهوه است که از ترکیب اِسپِرسو با شیر بخار داده‌ شده بدست می‌آید

(ولش کن، (ماگی

...پس، آ

دیشب به اونی که می خواستی رسیدی؟

آه، نه خیلی

توی آپارتمان قدیمیم بودم

پیانو می زدم

واقعاً؟ - اوهوم –

بالاخره کیبورد قدیمی رو ترکوندی، نه؟

خوش به حالت

آره – ها -

خب، مث یه شب وحشی به نظر میرسه

آره

جدّاً؟ (کالین)؟ دوباره؟

آره، مثانه باباشو داره

صحبت از اون شد در طبقه بالا می بینمت

(سلام (اِریک

سلام

آم، خبرای عالی

من ردّ اون برگه چاپی نُتها "مربوط به آهنگ "اُیْسِس : توضیح مترجم اُیْسِس" یک گروه راک انگلیسی بود" که در سال 1991 در منچستر تشکیل شد این گروه در ابتدا با نام باران شناخته می شد

که دنبالش می گشتی رو پیدا کردم

اوه. مجبور نبودی اینکارو بکنی

اوه، چیز مهمی نبود

میشه 300 دلار

قیمت گزافی داره

قبل یا بعد از این بود

که روی دریافت قلب برادرم تخفیف بگیری؟

آه، اینو خوب اومدی

خب، آم، دیشب چه اتفاقی افتاد؟

جا زدی یا چیز دیگه؟

از چی حرف می زنی؟

موقع اجرای میکروفون باز آ...(گَری) رو اونجا دیدم

فکر کردم با هم قرار گذاشته بودید که اجرا کنی

گَری) اونجا بود؟)

آره، یه لحظه

سری تکون داد و بعدش رفت

فکر می کردم درباره اون بهش گفتی

آه، نه

او باید...آگهی رو دیده باشه

(هی، (کالین

آقا سنجابه گفت که تخماش از مال تو بزرگتره

چیکار میشه در موردش کرد؟

هی، (گِر)، درباره شبی با میکروفون باز

دلم میخواد درموردش باهات حرف بزنم

کالین) کجاس؟)

فکر کردم دنبالت...اومد طبقه بالا

نه، با تو بود توی قلّاده اش بود

(کالین)

کالین)؟)

(کالین)

بیا اینجا، پسر

(کالین)

(کالین)

(کالین) - (کالین) -

(کالین)

(کالین) - کالین)؟) -

زود باش، پسر

: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت ششم

حتماً میدونی که افرادی که توی ماشیناشون

به پادکَست گوش میدن نمی تونن تو رو ببینن، درسته؟ : توضیح مترجم پادکَست طبق تعریف، برنامه‌ای رادیویی یا مشابه است که دیجیتالی ضبط شده و جهت بارگیری برای دستگاه‌های شخصیِ پخش صدا در اینترنت گذاشته می‌شود

خیلی خنده دار بود

سلام – (سلام (اِدی -

صبح به این زودی اینجا چیکار میکنی؟

اوه، او سخاوتمندانه پیشنهاد کرد که مراقب خواهرت باشه

امروز باید برای ضبط پادکَست برم

اوه – یادت میاد؟ -

یه پادکَست درباره زندگی بعد از خودکشی؟

آره

به نظرم خیلی عالیه که اینکارو انجام میدی، مامان

مرسی عزیزم

(قراره کولاک کنی، (دی

خب، من تصمیم گرفتم که حرف احمقانه ای نزنم

آه، بعنوان دخترت با این طرح موافقم

بروک) اینجاس)

هی، ما هنوز مسئول پخش اون آهنگ

در مهمونی تولد (تِئو)، هفته بعد هستیم؟

آه، تو اونو بلدی

و بهتره تمرین کنی چون دارم بازی "اِی" خودمو میارم

(خدافظ (چارلی فارلی

مطمئنی (کاترین)، مشکلی نداره که مواظب (چارلی) باشی؟

کاملاً

او خیلی حمایت کرده

یه جورایی، به صورتی داریم باهاش کنار میاییم

باشه

...و

حال (اَندرو) و کلاه جادوئیش چطوره؟

کلاهش عالیه. سلام میرسونه

او از روز مرخصیش استفاده کرده تا حرف های منو درباره

دردناک ترین لحظه زندگیم بشنوه

بنابراین میگم کارا خیلی خوب پیش میره

هی، تو

می تونی باور کنی اینجا، جائیه که الان هستیم؟

در واقع می تونم

:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com

سلام مامان

(سلام (تی

برای مدرسه آماده ای؟

فکر کردم بابا منو می بره

نه، داره از (چارلی) کوچولو مراقبت می کنه

امروز من، تو رو می رسونم

فکر کردم بابا بچه کوچولو دوس نداره

چرا همچین فکری می کنی؟

چون شماها گفتین که بچه دیگه ای نمی خواین

(آ...نه. نه، (تِئو

بابا فقط میخواد یه عمویِ واقعاً عالی برای (چارلی) باشه

منظورت اینه چون عمو (جان) مرده و (چارلی) بابا نداره؟

چیزی شبیه به این

خیلی متاسفم

نمی دونم چطور این اتفاق افتاد

رفتی داخل

قلّاده شو در آوردم

فکر کردم دنبالت میاد داخل

و بعدش یه تماس از (اِریک) داشتم

آها

میدونی چیه، فعلاً اهمیتی به اون نمیدم

بیا فقط (کالین) رو پیدا کنیم، باشه؟

به کی زنگ می زنی؟

(سلام، (اد

سلام، مرد. چه خبر؟

در مورد (کالین)ه گذاشته رفته

چی؟ چطوری؟

چطوریش مهم نیس

خب، اون اغذیه‌فروشی سر نبش رو وارسی کردی؟

میدونی که چقدر "پاسترامی" اونا رو دوس داره : توضیح مترجم پاسترامی غذایی است که از رومانی نشات می گیرد و معمولاً از سینه گاو و گاهی از گوشت بره یا بوقلمون تهیه می شود. گوشت خام را آب نمک می زنند، تا حدی خشک می کنند، با گیاهان و ادویه ها چاشنی می کنند، سپس دودی و بخارپز می کنند

اونجا نیس، مرد. هیچ جا نیس

نمی دونم چیکار کنم. دارم دیوونه میشم

میشه لطفاً بیای تا کمکم کنی دنبالش بگردیم؟

نمی تونم

تا وقتی (دی) داره اون پادکَست رو انجام میده کل روز باید مراقب (چارلی) باشم

صحیح

شرمنده. باید برم

(صبر کن (گَری

هی، (گَری)؟

سلام

عمراً حدس بزنی که امروز صبح با کی برخورد کردم

زوجی که برای خونه اونطرف خیابون پیشنهاد خرید داده بودن

اونا خیلی سرحال بودن و تنها چیزی که می تونستم بهش فکر کنم

"این بود که " ما توی کمدتون سکس کردیم

(صبح به خیر (گِرَنت

تازه خبر بدی بدستم رسید

سگ (گَری) گذاشته رفته

اوه، نه

گَری) باید به هم ریخته باشه)

همینطوره. بخصوص به این خاطر که کالین) خیلی حرص می خوره وقتی)

افرادی که نمی شناسه، دور و برش باشن

باید برم

منو تو جریان بذار

زود حرف می زنیم

(کاترین)

همه توی سالن کنفرانس جمع شدن

(برای ملاقات با (دُلویک

باشه. الان میام اونجا

باشه

اینا معرکه ان

آره. فکر کنم خوب باشن

پی.جِی)، دیوونه بازی در نیار)

مدرسه هنر (رود آیلَند) باید دیوونه باشه که تو رو پذیرش نکنه

احتمالاً نباید تعجب کنم مادرت هنرمند بزرگیه

جان) هنرمند بود؟)

تو درست کردن غذا هنرمند بود

دیگه توی چی خوب بود؟

وقتی دست از پرسیدن سوال برداشتی میدونی

...(ببین...(پی.جِی

میدونم بدجوری میخوای در مورد (جان) بدونی

ولی تا زمانیکه نتیجه آزمایش "دی.اِن.اِی" رو نگیریم

نمی خوام...نمی خوام از خودت جلو بیفتی

یه موسیر، یک پیمانه زیره – آره، میدونم –

یک قاشق غذاخوری آویشن ...دو حبه سیر

خیلی خب. میدونی چیه؟

10دقیقه دیگه اونجام خودم انجامش میدم

اوه، مرد! نه

آم، یه لحظه صبر کن

گَری) تازه به من پیام داد)

کالین) گم شده. باید برم کمکش)

آلبِرت)، نقشه تغییر کرد) قراره دیر بیام

وقتی وارد شدم یعنی اومدم

قرار نیس کار کنی؟

تا (کالین) رو پیدا نکنیم، نه

باید به (گَری) کمک کنیم

منم میام – نه. نه، نه –

این...این...فکر خوبی نیس

فکر عالیه. به هرکی که بتونه بگرده نیاز داریم

ببین، میدونم که جداً میخوای اینکارو بکنی

ولی (مَگی) تو رو بخاطر روان درمانی میشناسه

و با (گَری)، همه شون بخاطر (کالین) ناراحتن

آخرین چیزی که در حال حاضر هر کسی بهش نیاز داره

اینه که تو یه سری سوال بپرسی

...پس اگه قراره اینکارو انجام بدیم

زود باشین پسرا

که ظاهراً قراره

پس لازمه به من قول بدی

که قراره دهنت رو بسته نگه داری

من یه نوجوون بی دست و پا هستم که با افسردگی دست و پنجه نرم می کنم

بستن دهانم به نوعی، کار منه

باشه. دارم میام

سلام. بیا تو

همه چی ردیفه؟

آ...آره

...پس اینجا

اومدم تا مراقب (چارلی) باشم

بنابراین می تونی کمک کنی تا (کالین) پیدا بشه

خودت اینو گفتی

سگه از غریبه ها می ترسه و تو رو میشناسه

فقط نمی خواستم پیشنهاد کمکی بدم

تا زمانی که بدونم مطمئناً می تونم اینجا باشم

...کَتی)، من)

گَری) کارای زیادی برامون کرده)

او خیلی بهت نیاز داره که در حال حاضر اونجا باشی

...(میدونی، با (گَری

جان) همیشه کسی بود که) اون نقش رو بازی می کرد

ولی (جان) دیگه اینجا نیس

فقط برو (کالین) رو پیدا کن

درست همین پایین خیابون؟

نه؟ - ندیدمش -

نه؟ باشه

شرمنده – ممنون. ممنون –

مرسی

آه، هیشکی اونجا ندیددش

ولی من با پناهگاه حیوانات توی (بویل اِستون) حرف زدم

و شماره هامون رو بهش دادم تا شاید سر و کله اش پیدا بشه

اوه، خدای من

سلام

شما ملت اینجا چیکار می کنید؟

ما اینجائیم که سگی رو پیدا کنیم تو اینجا چیکار می کنی؟

...من

فکر کنم داشتی از (چارلی) مراقبت می کردی

کاترین) داره از (چارلی) مواظبت می کنه)

کاترین)ِ کی؟)

میدونم

به محضی که درباره سگت شنید، داوطلب شد

هی. به من نگاه کن

پیداش می کنیم

تا کی قراره اینجا وایسیم

تا یکی به من بگه این بچه تصادفی کیه؟

اوه. درسته. شرمنده

(هی، (گَری)، (مَگی این دوست من (پی.جِی) هستش

اونم اینجاس تا کمک کنه

از آشنائی باهات خوشوقتم

آره، به همچنین

من...بابت سگتون خیلی متاسفم

وقتی 7 سالم بود، سگم (سانی) فرار کرد

خب، پیداش کردی؟

...آ – آهان –

اونو هنوز زنده پیدا کردن پایان داستان. همه خوشحالن

خب، برای اینکه جاهای بیشتری رو پوشش بدیم

(آ...(رُم)، (رِجینا)، (پی.جِی شما بچه ها پیاده برید

مَگی)، (گَری) و من) با ماشین (گَری) میریم

اونوقت وقتی ما بریم اگه (کالین) برگرده، چی میشه؟

نقشه جدید...یکی باید بمونه

من می مونم

مگه اینکه ازم بخوای باهات بیام

نه. نه، حق با توئه تو باید بمونی

باااشه

من...با پناهگاه حیوانات در تماس می مونم

و اگه چیزی شنیدم در جریان میذارمت

باشه

خیلی خب، همه یه بسته گوشت خوک بردارن

اوه، هوشمندانه اس چندتا تنقلات برای ادامه کار

نُچ. اونا کمک می کنن سگ (گَری) رو پیدا کنیم

نصفش بسّه

نُچ

این چیه؟

اوه، (سَن جود)، قدیس حامیِ انگیزه های از دست رفته

ظاهراً برای من عالیه

در مورد پادکَست عصبی هستی؟

بله

فقط نمیدونم چی قراره بگم

من، آ...از چیزایی که اتفاق افتاده

...سر در نیاوردم، بنابراین

خب، شاید لازم نباشه ازش سر در بیاری

شاید فقط باید داستانت رو با بقیه سهیم بشی

آره

میخواستم تو مراسم خاکسپاری (جان) صحبت کنم

...ولی من

نتونستم

...من فقط، آم

آماده نبودم

تو مراسم خاکسپاری (دِبرا) صحبت کردی؟

نه

نه، صحبت نکردم

آره، داریم دنبال این سگ می گردیم اسمش (کالین)ه

تصادفاً ندیدینش؟

...میدونید، اون تازه همین اطراف بوده – مثلاً اطراف اینجا؟ -

(اوضاع (مَگی) و (گَری اونجا کمی ناخوشایند بود، نه؟

اونا احتمالاً همون درد های فزاینده ای رو پشت سر میذارن

که وقتی ما برای اولین بار رفتیم با هم زندگی کنیم، تجربه کردیم

خیال کنم منظورت، نظافت آخر شب منه

یه حمام تمیز رو به اندازه مرد بعدی دوس دارم

فقط میگم برهنگی زیادی وجود داشت

که به سکس ارتباطی نداشت

هی، بچه ها! صبر کنید

او اینجا چیکار می کنه؟

من بهش پیام دادم. دوشنبه ها زود پیاده میشه

این عالی نیس؟ - شگفت انگیزه -

سلام – سلام عزیزم. خوشحالم می بینمت –

اوه، (پی.جِی)، ایشون (سوفی) هستش

سلام. از آشنایی باهات خوشوقتم

سلام. از آشنایی باهات خوشوقتم

میدونی مایلم با کی آشنا بشم؟

(کالین)

بیاین به حرکت ادامه بدیم

اوه، زود باش رفیق

از سر راه برو کنار

...خب، درباره...قبل تر

اوضاع بین تو و (مَگی)...روبراهه؟

آره. خوبه. واقعاً خوبه

خیلی خب

کاری کرد که (کالین) گذاشته رفته؟

او کاری با اون نداشت

او سگه رو از قلّاده اش در آورد

وقتی باید دقت می کرد که

سگه کجا میره، به یه تماس تلفنی جواب داد

ولی واقعاً خوبه

اوه. علامت ایست

بیخیال. همه خوبن

اونایی که حالت سفید دارن اختیاری هستن

یا نیستن

اوه، تو باید با من شوخی کنی

برای اینکار وقت نداریم – گَری)، همه چی درست میشه) -

(نه، درست نمیشه (اِد

کالین) اون بیرون) یه جایی که خدا میدونه کجاس

و ما اینجا چسبیدیم ...به این احمق

آقایون، کجا با این عجله؟

...آه، ما فقط

علامت توقف رو ندیدیم، خب؟

...من، نمیدونم چرا. ما فقط

جناب سروان. قضیه از این قراره

سگ دوستم امروز صبح گم شده

هیچ جا نتونستیم پیداش کنیم

حالا، می دونم که از یه علامت ایست در رفته

دیدم که اینکارو کرد حتی صداش زدم که از این کار منصرف بشه

جداً؟ - می تونید یه قبض جریمه بهش بدین - ازش تست الکل بگیرین

جهنم، حتی میتونید بطرفش شلیک کنید

(اِد) – ولی هرکاری که انجام بدین –

باید سریع انجامش بدین

چون باید تا پنج دقیقه دیگه از اینجا بریم بیرون

منم یه سگ از نژاد "بولداگ" توی خونه دارم

نمیدونم بدون اون چیکار کنم

امن رانندگی کنید

این چی بود؟

چیزی که (جان) همیشه انجام میداد

...آره، ولی من

من فقط...همه چیزو مرور می کنم

کل زندگی مشترکمون و

کارایی که باید جور دیگه ای انجام می دادم

اصلاً علامتی وجود داشت؟

اما حقیقت اینه که حتی پس از

اطلاع از گذشته (جان) و رازهای او

من، هنوز خودمو مقصر می دونم

فکر نمی کنم هیچ وقت از بین بره

دِلایلا)، میخوام از تو) بخاطر به اشتراک گذاری داستانت تشکر کنم

نمی تونم بهت بگم که چقدر شنیدن داستانت

به بازماندگان دیگه کمک می کنه

(خب، ممنونم دکتر (اَشتون

شما و افراد دیگه ای که اتفاقات غمگین مشابهی رو پشت سر گذاشتن

خیلی خیلی به ما کمک می کنن

درست مث همون چیزی که توی کتابتون گفتین

این باشگاهیه که هیشکی دلش نمی خواد عضوش بشه

اما خوشامدی بیشتر از این نمی تونست باشه

آره واقعاً

موقعیت شما منحصر به فرده

موقعی که تموم این اتفاقا افتاد شما حامله بودید

جان) میدونست که قراره دوباره پدر بشه؟)

دِلایلا)؟)

...من، آ

نه

نه، نه، او...نمی دونست

...(اما (چارلی

اگه بود دوسِش داشت

باورم نمیشه که این کارو کرده باشم

درباره چی حرف میزنی؟ کارِت حرف نداشت

(دی)

چی شده؟

به من بگو

هی. اشکالی نداره

سلام

میدونم. میدونم

اوه. تو منو نمیشناسی

...ولی

...من چیزتم

در واقع، نمیدونم کی تو هستم

ولی اسمم (کاترین)ه

نمی فهمم چرا این موضوع اهمیت داره؟

یا یه سگ 70 کیلویی داری یا نداری

نداری

مرسی

کالین)؟)

اوه، خدای من

سلام! ببخشید

من، فقط داشتم این برگه نُتها رو زیر در مینداختم

نمیدونستم خونه هستی

چی شده؟

خب، چطوری (رُم) و (رِجینا) رو میشناسی؟

در واقع داستان جالبی داره ...من، آ

شما دوتا. کمتر حرف بزنید بیشتر راه برید

(اوه. دوچرخه! برای پیدا کردن (کالین از اونا استفاده کنیم

خب، خیلی بد شد فقط دوتا وجود داره

این...این...عالیه

ما...ما...می تونیم از هم جدا بشیم

آره، من آماده ام – منم همینطور –

به نظرم یه بزرگسال باید با هر بچه ای بره

میدونی، برایِ...برای امنیت

(به این ترتیب، من و (پی.جِی می تونیم ادامه بدیم

(و تو و آ...(سوفی

اونا رفتن – ...میتونید ادامه بدید –

حتماً شوخیت گرفته

!چه غلطا؟

آروم باش. اونا با هم بامزه ان

بذار سرگرم باشن

بیا این موضوع رو درست در نظر بگیریم اصلاً با هم بامزه نیستن

و قطعاً نمی خوام اونا سرگرم بشن

بنابراین، حالا همه در حال جستجو هستن

و من حتی کمک هم نمی کنم چون (گَری) از دستم خیلی عصبانیه

خب، البته که از دستت عصبانیه

عمداً گذاشتی سگش بره

نه، نذاشتم

دقیقاً

(اشتباه کردی، (مَگی

آدما اشتباه می کنن حتی وقتی که بهترین نیت رو دارن

...(در مورد (کلوئی : توضیح مترجم منظورش، نامزدش بوده که در تصادف با موتورسیکلتی که با هم سوار بودن فوت کرد

ببین، در زندگیم چیزایی هست

...که مجبور شدم

بخاطرشون خودمو ببخشم

و نمیگم کار آسونیه

آسون نیس

ولی تو...بهترین کار ممکن رو انجام دادی

و این تنها کاریه که هر کسی می تونه انجام بده

مرسی

باعث شدی حدوداً 5 درصد احساس بهتری داشته باشم

خب قبولش می کنم

شرمنده که مهمونیتونو قطع می کنم

فقط اومدم اینجا که عروسک آقا سنجابه رو بردارم

چون، میدونید، سگم گم شده

آه، احتمالاً باید برم

فکر می کنی؟

خیلی خب

باشه، مرد، ممنون که سر زدی

به تک تک پناهگاه ها و کلینیک حیوانات

...زنگ زدم

اینجا چیکار داشت؟

فقط اومده بود این برگه نُتهای موسیقی رو بده

خیلی خب. شاید واضح نگفتم

توی زندگی ما چیکار می کنه؟

اون توی زندگی ما نیس

در واقع حق با توئه اون توی زندگیمون نیس

فقط توی زندگی توئه

ولی تو اونو به آپارتمانمون راه دادی

و امروز صبح با او پای تلفن بودی

و قشنگ مطمئنم وقتی اون آگهی رو بهت داد

دیروز هم رفتی دیدیش

بدترین قسمتش می دونی چیه؟

به دلایلی، تموم اینا رو از من مخفی کردی

این طور نیس که پنهانش کنم

این...این...توضیحش سخته

سعی کن

بعد از تمام اتفاقاتی که با مادرم افتاد

...فکر کردم من

...من، فقط

دلم برای (چَد) تنگ شده، خب؟

اونوقت (اِریک) در این راه کمکت می کنه؟

توقع ندارم درک کنی

در مورد روانکاوی درکی نداری

دلیلش اینه که هیچ کدوم واقعی نیس

عجب. به من بگو واقعاً چه احساسی داری

باشه، دلت میخواد بدونی واقعاً چه احساسی دارم؟

فکر می کردم تماشای مادرت

که سعی می کنه برادرت رو با یه غریبه جایگزین کنه

رقت انگیزترین چیزی بود که تا به حال دیده بودم

تا اینکه دیدم تو هم این کارو می کنی

میدونی چیه؟

متاسفم که سگت رو گم کردم

ولی وادارم نکن منم بذارم برم

میدونی که همه شون یه طعم دارن، درسته؟

آره، فقط سفیداشو نمی خورم

میخوای؟ - حتماً -

(سلام (پاتریک

اون کیه؟ - (سلام (پَت –

اون...پدرمه

الان بر میگردم

هی رفیق. چیکار داری می کنی؟

هیچی. فقط داریم به چندتا دوست کمک می کنیم که سگ گم شده شون رو پیدا کنن

همون دوست دخترته که در موردش گفته بودی؟

آره. آره، خودشه

باید واسه شام دعوتش کنی

من و مامانت دوس داریم بشناسیمش

نه. نمی تونه

ببین، جداً لازمه سگه رو پیدا کنیم

باید بریم

باشه. موفق باشی

توی خونه می بینمت

باشه

اوه...اونو دیدی؟

دیدیمش، ازش بدم اومد تظاهر کن اصلاً ندیدیش

بیا بریم

ببخشین...آدرستون چی بود؟ - چیه؟ -

خیابون (تِپلو)، شماره1031 گمش نمی کنید

یه نقاشی دیواری بزرگ از حیوانات، کنار ساختمان هستش

عالیه. همین الان میاییم اونجا

یه پناهگاه حیواناته فکر کنم (کالین) رو پیدا کردن

آم...بابت اون شرمنده

میخواستم معرفیت کنم ولی اون وحشتناک آدمو شرمنده می کنه

خوب، پس شرط می بندم که با مادرم خیلی خوب کنار میاد

چون او زندگی می کنه تا منو شرمنده کنه

رُم) در مورد پدرت به من گفته)

خیلی متاسفم

مرسی

چه جور آدمی بود؟

معرکه بود

به هر حال، در... در ظاهر

ولی حالا می دونم که در زیر اون چهره

یه عالمه رنج می کشید

ممنون که در موردش پرسیدی

هیچکدوم از دوستام تا حالا نپرسیدن

احتمالاً به این خاطره که فکر می کنن خیلی ناجوره

به ناجور اهمیتی نمیدم

اینا مورد علاقه پدرم بودن

من و او یه جورایی این چیز کوچیکو داشتیم

که من صورتی ها رو می خوردم و او سفیدها رو می خورد

حتی وقتی با هم نبودیم

بنابراین بعضی وقتا وقتی تا دیروقت کار می کرد

وقتی به خونه میومد

صورتی ها رو برای من میذاشت

طوریکه همیشه می دونستم به فکرم بوده

حتی وقتی اونجا نبود

من...میدونم احمقانه به نظر میاد

ولی این تنها چیزیه که با هم سهیم میشدیم

این...این ابداً احمقانه نیس

چیزی بیشتر از این نمی خوام که به مردم بگم

چه کاری کردم و اشتباهاتم رو بپذیرم

ولی من نمی تونم اینکارو بکنم

گوش کن، درک می کنم تو خیلی چیزا رو از سر گذروندی

من فقط...فقط سعی می کنم بهترین کار ممکن رو بکنم

تا از بچه ها محافظت کنم

(آدما...آدما...همیشه دروغ میگن، (دِلایلا

یعنی، حداقل تو دلیل خوبی داری

امیدوارم کار درستی رو داشته باشم انجام بدم

بعضی وقتا نگرانم که انجام نمیدم

حالت خوبه؟

...آره، آره، من فقط

منم واقعاً همه چیو بهت نگفتم

میدونم که بهت گفتم دِبرا) سه سال پیش فوت شده)

...حقیقت اینه که

هنوز زنده اس...

میدونی، شبی بود درست مث هر شب دیگه

یادم میاد که بابتِ کت نخودی سرمه ای

که سفارش داده بود، هیجان زده بود

قرار بود فردای اون روز بیاد

...و بعدش

میدونی، درست حدودای وقت خواب

گفت که حالش خوب نیس

...و بعدش در صبح

بیدار نشد...

بعد از سکته گفتند که کارش تمومه

که اونو از دست دادم

ولی یه متخصص مغز و اعصاب

گفت که (دِبرا) برای به هوش اومدن یک درصد شانس داره

من با اون یک درصد زندگی می کنم

مجبورم

توقع ندارم کسی درک کنه

به همین خاطر دربارش دروغ میگم

...چون، آه

...بعضی وقتا فقط...

دروغ تنها راهیه که من روز رو پشت سر میذارم

واقعاً درک می کنم

منم به بچه ها دروغ میگم تا روزشون رو پشت سر بذارن

هی، (زاکاری)، اول بیا میان وعده تو بگیر

اما وقتی در حال بالا رفتنی غذا نخور، باشه؟

خوش باش

اوه، بچه تون خیلی نازه

مرسی

در واقع، بچه من نیس به خاطر یه دوست، دارم ازش مراقبت می کنم

اوه، خیلی خب

دقیقاً دوست که نه

او دختریه از شوهرم و

...زنی که با او خوابیده بود

که اتفاقاً دوست ما هم هست

زاکاری)! وقت رفتنه)

نذار او یا هیشکی دیگه تو یا منو قضاوت کنه

ما هیچکار اشتباهی نکردیم

بفرما

(اینم از این! (کالین

کالین). هی، رفیق)

ببین کی اینجاس

ببین چی آوردم. هان؟

آره، این گندهه تقریباً یک هفته پیش اومد

آره، خودش نیس

ظاهرش شبیه اونه ولی، آ...اون نیس

متاسفم، رفیق

به هر حال، ازت ممنونم

اما او به من گفت که از مادرم رقت انگیزترم

او اینو گفت؟

قبلاً هیچوقت اینجوری عصبانی ندیده بودمش

حداقل، نه با خودم

بهت میگم چیه

بر می گردیم به آپارتمانتون دوباره جمع می شیم

و یه برنامه بازی جدید ارائه می کنیم

(مَگی)، تو و (گَری) از پس این قضیه برمیاین

اگه (کالین) رو پیدا نکنیم نمیدونم چیکار کنیم

پوستر درست می کنیم توی اینترنت پخشش می کنیم

وقتی برای اولین بار اونو پیدا کردی توی خیابان بود

و ماه اکتبر توی "بوستون" بود

درست میشه

درست نمیشه هیچی قرار نیس درست بشه

فقط باید با حقایق روبرو بشیم، مرد

شیش ساعت پیش کالین) رو از دست دادم)

و حالا ممکنه هر دوشون رو از دست بدم

در مورد چی حرف می زنی؟

(مَگی)

انگار دارم (مَگی) رو از دست میدم

هی. گوش کن، آم، من فقط خواستم عذرخواهی کنم

احساس می کنم امروز همه چیز رو برای تو به هم ریختم

نه فقط امروز

وقتی قبلاً در مورد اشتباهات حرف می زدم

یکی از بزرگترین اونا که مرتکب شدم

کاریه که با تو و خونوادت کردم

از لحظه ای که به نامه مادرت پاسخ دادم

مشکلاتی رو به وجود آوردم

باور کن که هرگز چنین قصدی نداشتم

بنابراین فقط...فکر کنم شاید بهترین کار این باشه

اگه دیگه...توی زندگیت نباشم

بعد از اینکه با هم نقل مکان کردیم چیزی گفت که

نمی تونم بهش فکر نکنم

او گفت که بخشی از نجات او توسط من

به این خاطر بود که نتونستم (جان) رو نجات بدم

حالا که (مَگی) نیازی به نجات نداره

دیگه نمی دونم قراره براش چی باشم

منظورم اینه به نظرم، بزرگترین چالش ما شکست دادن سرطان بود

حداقل...واسه کار یکسانی می جنگیدیم

...حالا ما

حالا با همدیگه داریم می جنگیم

ببین، متوجه شدم که قبلاً همه چیز متفاوت بود

ولی اون به این معنا نیس که الان نمی تونی تغییرشون بدی

هیچوقت دیر نیس که رابطه تون رو بازسازی کنید

اگه هیشکی ندونه، من میدونم

بیا اون سگو پیدا کنیم

باشه

اوه، خدایا

(کالین)

من پوستر درست می کنم

یعنی یکی باید دیده باشدش

هی، احتمالاً باید برم

بابت امروز خیلی ازت ممنونم، مرد

نه، ممنون

و اگه (کالین) رو پیدا کردی خبرم کن

من همه صورتی ها رو خوردم بنابراین هرچی مونده مال تو

از آشنایی باهات خوشحال شدم

آره، منم همینطور

:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com

گَری)، یه چیزی هست که) باید به تو بگم

اوه، عزیزم

چی شده رفیق؟

I... ...من

فکرتو نگه دار

رُم)، چه خبر؟)

سلام (گِر). میتونی بیای خونه؟

سگت می خواد ببیندت

چی؟ خدائیش؟

در واقع نمی دونم. شاید دلش نمی خواد ببیندت

اما در هر صورت، او اینجاس

پی.جِی) پیداش کرد که توی اتاقک زباله) توی ساختمونتون داشته غذای چینی میخورده

بعد از رفتنش به داخل اتاقک باید در پشت سرش بسته شده باشه

باشه، الان میاییم اونجا

دیدی؟ بهت گفتم چیزی برای نگرانی وجود نداره

پسرم کجاس؟

این پسره کیه؟

اوه! مرد من

رفیق

اینم از این

اوه، دلم برات تنگ شده بود

کالین)، به پاپا قول بده) دیگه هیچوقت اینکارو نکنی؟

هان؟ هیچوقت، هیچوقت؟ خواهش می کنم؟

اینکارو به خاطر من می کنی؟

اوه، بوی زباله میدی

اوه، پسر

خیلی خب، ملّت اینجا میخوام چیزی بگم

امروز یکی از بدترین، افتضاح ترین و تلخ ترین روزای زندگیم بود

ضمناً یکی از باورنکردنی ترین ها بوده

چون به من یادآوری میشه که

بهترین دوستای دنیا رو دارم

عاشقتونم

همه تون

ولی میدونید کیو از همه بیشتر دوس دارم؟

خودتو؟ - اکثر روزا، بله -

امروز نه

...امروز

گروه نجات رو دوس دارم

پسر جدید

احتمالاً اسمی داره. حتی ممکنه قبلاً بهش اشاره کرده باشه

اسمش (پی.جِی) هستش

(درسته. (پی.جِی

(ممنون، (پی.جِی

تو قهرمانی، مرد

خوشحالم کمک کردم – آره –

آره – همینه -

فکر نکن که فراموشت کردم

من کاری نکردم

باهام شوخی می کنی؟

به هیچ وجه نمی تونستم بدون تو امروز رو پشت سر بذارم. امکان نداشت

تمام...روز...طولانی پشت من بودی

و اون چیزایی که درباره من و (مَگی) گفتی

...بازسازی رابطه مون...

این فقط برای زوج ها صدق نمی کنه

برای رفیقا هم کاربرد داره

مرسی رفیق

خواهش می کنم

زود باش

پیداش کردیم

باید دست از بغل کردن برداریم

مصمّم هستم که یکی از اعضای این گروه دوستان باشم

که تا حالا باهاشون نخوابیدی

سلام

سلام

درباره (کالین) شنیدم

خیلی خوشحال شدم که پیداش کردن

آره، منم همینطور

خیلی خب

خدمت شما

یه عروسکه

قبل از اینکه بری بیرون یه چیزی برات دارم

اوه، اگه دستمزدم بابت بچه داریه

نگرانش نباش

نرخ ساعتی مزدم، مسخره اس

واقعاً تا الان زمان خوبی برایِ

دادن این به تو نبوده

...ولی، آ

جان) اینو برای تو جا گذاشته)

مجموعه شراب خوری توی اداره اش بود

آره، کاملاً مطمئن نیستم که چرا اینو انتخاب کرد

من مطمئنم

بعد از همه چیزایی که او امروز از سر گذرونده، چطوری بهش بگم؟

تو نمیگی

من میگم

آه، هر وقت تونستی به من پیامک بزن

پی.جِی) داره شماره شو می گیره)

اوه، نه

پی.جِی) نمی تونه شماره بگیره) حتی یه رقمش رو

باشه، همینه. تموم روز در مورد اونا عجیب رفتار کردی

موضوع چیه؟

پی.جِی) فقط اون بچه تصادفی که) توی بیمارستان باهاش آشنا شدم، نیس

اون فکر می کنه ممکنه پسر (جان) باشه

منم همین فکرو می کنم

زمانی که (اِدی) هوشیار شده بود

نمی خواستم جلوی او مشروب بخورم

بنابراین بعضی وقتا، بعد از یه روز طولانی جلوی اداره (جان) توقف می کردم

...و این، کارمون بود

فرصتی برای صحبت و اشتراک گذاری

اینو نمی دونستم

ولی تعجب نکردم

منظورم اینه که (جان) همیشه می گفت خیلی چیزا از خودش رو، در تو میدید

همیشه فکر می کردم من و او خیلی با هم صادق بودیم

ولی فکر کنم تمام حقیقتو به من نمی گفت

...آره، خب

به هیشکی، تمام حقیقت رو نمی گفت

امروز من گفتم

منظورت چیه؟

امروز به پارک رفتم و با مامانی برخورد کردم

که فکر می کرد (چارلی) دخترمه

اولش اشتباهشو تصحیح نکردم

اما بعدش تصحیح کردم

به او داستان واقعی اینکه

من و (چارلی) چه رابطه ای با هم داریم، گفتم

و با صدای بلند گفتنش، حس خوبی داشت

حسِ خوبِ دروغ نگفتن

...(دِلایلا)

...من و تو میدونیم

که (جان) اینجا نیس

چون نمی تونست کسی که بود رو شریک بشه

فکر می کرد حفظ همه رازهای تاریکش برای خودش

بهترین کاره

به وضوح، بهترین کار نبود

چی میشه اگه ما هم همین کارو انجام بدیم؟

با مخفی کردن رازهامون اشتباه وحشتناکی مرتکب بشیم

از چی حرف می زنی؟

شروع کردم به فکر کردن به اینکه باید حقیقت رو به بچه ها بگیم

گَری)، لازمه در مورد چیزی) باهات حرف بزنم

اول من، خواهش می کنم. بشین

باید اینو بگم

چیزی که قبلاً بهت گفتم نابخشودنی بود

اینو میدونم

ولی خواهش می کنم منو ببخش

هر کاری که امروز انجام دادی رفتار من با تو رو توجیه نمی کنه

...من

قوانین رو شکستم

خیلی متاسفم

...اوه، منم متاسفم برای (اِریک)، برای همه چیز

نظرت در این باره چیه؟

نظرت چیه که هرچیزی که امروز اتفاق افتاده رو فراموش کنیم؟

کالین) خونه اس. همه با همیم)

می تونیم به وضعیت عادی برگردیم

...باشه؟ مشکلی نیس همه چی قراره درست بشه

نه (گَری)، اینطور نیس

اِدی) اینو توی پناهگاه سگها پیدا کرده)

این چیه؟ هان؟

از یه سال پیشه

به همین دلیله که وقتی پیداش کردی توی خیابون بود

از پارسال دارن دنبالش می گردن

نه – خیلی متاسفم –

نه. (کالین) مال منه – متاسفم -

نه، (کالین) اینجا زندگی می کنه

این...اینجا خونه شه

منصفانه نیس

:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.