Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دلم میخواد بیام خونه ولی اون بچه (جان) نیس
دیوونه کننده اس که یه تصمیم چطوری می تونه زندگیتو برای همیشه تغییر بده
دخترم امروز میاد خونه
"حتی نمی تونم صداش بزنم "دخترم
...اشکالی نداره مامان بابامون اینجا نیس
تمام نقشه هایی که کشیدی از بین رفت
این ماشینیه که آدما وقتی بچه دار میشن می گیرن
به نظرم باید بگیریمش
پس واقعیت جدیدی رو می پذیری
این تبلیغات رو کارگردانی می کنم
نه، تو از کارگردانی تبلیغات متنفری – نه، بذار کمکت کنم عزیزم –
بعضی وقتا این چیز خوبیه
مَگی)، داری بهبود پیدا می کنی)
اوه، خدا رو شکر ...وقتای دیگه
درباره شبی که (چَد) مرد
قلب برادرت توی بدن (اِریک)ه
...این بیشتر از یه شوکه
سوار شو! آب چکون شدی
و وقتی نمی تونی گذشته خودتو فراموش کنی
چطور آینده خودتو رقم می زنی؟
شاید بجای اینکه به چیزی که بودیم برگردیم
بفهمیم که قراره چی باشیم
اوه، چه باحال. اینو ببین
میگه که اینجا یه سیاه چاله اس
که می تونه میلیاردها بار بزرگتر از خورشید باشه
هی. حدس بزن چی شده
بالاخره خونه اون طرف خیابون رو تموم کردن
آره، از ساعت 2 تا 4 فردا افتتاحیه خونه اس
اون خانم بنگاه املاک از نیمکت ایستگاه اتوبوس بعنوان بازدید کننده اومد
قرار نیس باور کنی
دندوناش واقعاً سفیدن
اوه، بخش دایناسورا رو بخون
باشه
اوه، بزن بریم
این چه کوفتیه؟
(تی) – (تِئو) -
ببخشید ولی این دوتا فکر می کنن دارن چیکار می کنن؟
این ماموت پشمالو به دوست خودش دایناسور پرنده، سواری میده
بامزه اس
بامزه؟
همه میدونن ماموت پشمالو و دایناسورها
در دوره زمانی یکسانی نبودن
به من نگاه نکن
تنها مرجع من، کارتون "عصر حجر"ه
برو جستجوش کن
آیپَدم درست اونجاس : توضیح مترجم حتماً میدونید که تبلتِ مارکِ "اَپِل"ه
این یه واقعیت شناخته شده اس
مثلاً خرس های "کوآلا" و انسان ها همون اثر انگشت رو دارن
صحیح
مامان میدونه از چی حرف می زنم
ظاهراً اثر انگشت کوآلا
اونقدر از انسان غیرقابل تشخیصن
که بعضی وقتا در صحنه های جنایت گیج میشن
حتی زیر میکروسکوپ نمی تونن از هم تفکیکشون کنن
هان؟
بابا، چی پیدا کردی؟
درسته، ظاهراً حق با تو بود رفیق
دایناسورها 60 میلیون سال قبل از ماموت های پشمالو از بین رفتن
می بینی؟ این کتاب پر از دروغه
دیگه نمی دونم چی رو باور کنم
آره، منم همینطور : توضیح مترجم این حرفو به کنایه میگه چون توی تبلت زنش متوجه شد که در مورد خرید خونه در شهر (آستِن) ایالت (تِگزاس) جستجو کرده
: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت پنجم
هی، نخ دندون توی دندونم گیر کرده
چطوری درش بیارم؟
همه چیو لغو کن
ازت می خوام که تمام روز رو تعطیل کنی
!کمک
اوه، این ناخوشاینده
حلّه! همه چی امنه
پسر، داشت با دندونه حال می کرد، نه؟
به همین خاطره که نخ دندون نمی کشم
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
تازه یه پیام از (گِیل) دریافت کردم
امروز همه توی گروه بهبودیمون هیجان زده ان که ما رو ببینن
می دونی، می خوام خودمو به اونجا برسونم
و میگم که بعد از چند هفته گذشته
فکر کنم ایده خیلی خوبی برامون باشه
که کمی زمان با کیفیت رو با هم سپری کنیم
اوه، خدای من – اوه...خدای...من –
خیلی خوبه که فقط به خودم شاشیدم
زهره ترکم کردی
چیکار داری می کنی؟
دارم دنبال اون یکی کفش ورزشیم می گردم
(قبل از اینکه با (دی توی آپارتمان قدیمیم دیدار کنم
دارم سعی می کنم یه سری برم بدوم
آ...فکر کنم قرار بود به دیدن گروه پشتیبانمون بریم
از زمانی که این نظریه رو مطرح کردم که
پیراشکی ها باعث سرطان میشن هیچ رد پایی پشت میز شیرینی ها وجود نداره
آه. پس امروزه
نمی تونم
به (دی) قول دادم که باهاش دیدار کنم
بنابراین می تونیم آپارتمان رو برای ارسال عکس آماده کنیم
واقعاً باید یه مستاجر پیدا کنیم
ببخشید. عصبانی هستی؟
از تو؟ - اوهوم –
واسه نقل مکان کامل به خونه من؟
و پرداخت نیمی از کرایه و آب و برق من؟
در ضمن، تو هنوز بابت ماه آوریل به من بدهکار هستی
می تونیم هفته آینده بریم
کالین)! اوه، خدای من)
اوه، رفیق، بی خیال
...دو تا آدم خیلی خوب داری
اوه، اونا رو هم لیس زده
شما، قربان، صبح پرمشغله ای داشتین
(خیلی خب (چارلی
این یکی و این دوتا
اولین توپ رو من اعلام می کنم - ...و دوباره یک -
آره. نه. من بزرگترم
و دو...
هی، مامان – اوهوم؟ -
واقعاً متوجهی که یه عکسو دوبار بارگذاری کردی؟ درسته؟
حالا فهمیدم
هی، بچه ها، قبل از رفتن، نظرتون
در مورد استفاده از این برای اعلامیه تولد (چارلی) چیه؟
صبر کن...نباید یه عکس از کل خونواده بگیریم؟
...خب، داشتم فکر می کردم شاید
شاید فقط می تونه عکس (چارلی) باشه
ولی توی اعلامیه تولدم تو و بابا هم بودین
(و توی اعلامیه (دَنی هر سه نفرمون بودیم
چرا این یکی باید فرق داشته باشه؟
آه، شاید چون بابا اینجا نیس؟
آه، آره، میدونم بابا اینجا نیس
ولی (چارلی) هنوز خونواده داره
او ما رو داره
...رسمه، پس
آره. نه، حق با توئه
درست میگی. به عکاس زنگ می زنم
عالیه
ازش خوشت میاد
و تو میری پایین
آره خب، البته که میرم پایین
ظاهراً قدت 180 سانتی متره
صبر کن. داری با من حرف می زنی نه با ماشین. درسته؟
و تمام
دوسِش داشتم. عالی
ولی بیاین دوباره انجامش بدیم
سلام عزیزم. برات کمی قهوه آوردم
اوه، چه شیرین
ولی میدونی که ما اینجا قهوه رو دستی درست می کنیم، درسته؟
از همونجا گرفتم
ولی اونا همچین چیزی ندارن
یه ثانیه دیگه بر می گردم
باشه، باشه
و این واسه توئه – ممنون –
نِیت)، توضیح سریع) برای برداشت بعدی
(سلام (دان). سلام (جین – سلام -
خوش میگذره؟
خب، آه، در واقع...
عالیه
فوق العاده همینه که هست
مردت باور نکردنیه
او وارد شد و چرخش کاملاً جدیدی در جلب نظرات ایجاد کرد
همش بخاطر اونه. صادقانه بگم همش بخاطر اون بود
و همچنین...ما
تلاش گروهی
شنیدم که امروز میزبانِ یه ناهار بزرگ سالگرد هستید
(اوهوم. پدر و مادر (رُم سالگرد 50 سالگی ازدواجشونه
خودشه
من در واقع ۳۰ ساله که ازدواج کردم
نه پشت سر هم
اوه، شرمنده
بابام اگه اون سفر با کِشتی تفریحی رو
برای مامانم نگیره باید دنبال همسر جدیدی بگرده
اوه، سفر با کِشتی تفریحی رو واسش گرفت
درسته؟ - البته که گرفت -
...او که احمق نیس
شاید بهش زنگ بزنم
همه مون آماده ایم – مرسی -
(هی، (نِیت
یادت باشه اون زنته، باشه؟
بنابراین گفتن این حرف به او باید سخت باشه
به خصوص وقتی داخل ماشینه
این کار بسیار لذت بخش تر میشه
گرفتم – بسیار خب –
و...حرکت
عزیزم، ماشین "لِکسوس آر.ایکس" عالیه
ولی ما، فقط دو نفریم
...خب
چی میشد اگه ما، فقط دو نفر نبودیم؟
همون چیزی رو میگی که فکر می کنم داری میگی؟
دقیقاً همون چیزیه که دارم میگم
عاشقتم
صبر کن. داری با من حرف می زنی نه با ماشین، درسته؟
و... تمام
فوق العاده اس
بهت گفتم. بهت گفتم
یه لحظه به من وقت بده
باشه، همه پنج دقیقه وقت دارن – رُم) بهترینه) –
...نه، (نِیت)، ما بهترینیم، چون
(هی، (جینا
همه چی ردیفه؟
نه
چطور تونستی اون نقش رو ندی به من که اجرا کنم؟
فقط یه تبلیغه
یه تبلیغ ملّی
درباره زندگیمون که همه می تونن ببیننش
...من
هی، آ...چطور بود؟ باورپذیر بود
ظاهراً
(خوابای شیرین ببینی، (شارلوت
خیلی خب. خوابیده
ببین، شماره (سیمور) رو بیرون کشیدم
بهش زنگ بزن
شاید بتونه این هفته کاری بکنه
هی، شماها کیف پولمو ندیدین؟
اوه. می تونم کمکت کنم دنبالش بگردی
آه، نُچ. اون روی خطه
الو؟
الو؟
(سلام (سیمور دِلایلا دیکسون) هستم)
دِلایلا دیکسون)؟)
چی، داری شوخی می کنی؟
تنها (دِلایلا)، توی زندگیم هستی
تِرِنس)، برگه تماس اشتباه) به من دادی
عزیزم، حالت چطوره؟ خونواده چطورن؟
آه...خب، در واقع به همین خاطر تماس گرفتم
من، آم، به تازگی بچه دار شدم
اوه، عزیزم، شگفت انگیزه
جای تعجبی نداره که از کریسمس خبری ازت نداشتم
احساس می کنم هیشکی به من کمک نمی کنه اینجا رو نیگا کنم
حتماً می دونی که مامان پول عکاسو میده
خب، چیکار می تونم برات انجام بدم، عزیزم؟
آم، آره
بچه ها از خودشون می پرسیدن که آیا می تونی بیای
یه عکس خانوادگی برای اعلامیه تولد بگیری؟
اوه، متاسفم. فردا به مدت دو هفته (دارم میرم جزیره (کازومِل
ولی به محضی که برگشتم وقتم در اختیار توئه. باشه؟
فقط به (جان) بگو موهاشو خیلی کوتاه نکنه
چون زمان زیادی برای آرایش طول می کشه
و صادقانه بگم، نقطه قوت (تِرِنس) نیس
آه، (سیمور)، در واقع
علت اینکه از تعطیلات کریسمس از ما خبری نشنیدی
...اینه که، آم
جان) در ماه اکتبر فوت کرد)
اوه، عزیزم
متاسفم – ممنون –
شاید بتونیم برای زمانی که برمی گردی برنامه ریزی کنیم
(تِرِنس)
برنامه امروزو لغو کن
همین امروز بعد از ظهر میام
دِلایلا)، امروز از بچه خوشگلت) عکس می گیریم
یه لحظه، بوسم می کنه
و لحظه بعد با عصبانیت میزنه بیرون
نمی فهمم
فیلم تبلیغاتی، فقط یه برداشت آزاد بر اساس زندگی خودمونه، میدونید؟
آم، اگه کسی به من احتیاج داشت فقط میرم بیرون تا سریع زنگ بزنم
(مرسی (آندرِآ
آیا این بازیگر، نقش شخصیتی رو بازی میکنه
که "برداشت آزاد" بر اساس (رجینا)س؟
چون اگه (جینا) مرتکب جرمی بشه
اون زن برای بازجویی سوال پیچ میشه
میشه موضوعو عوض کنیم؟ - قطعاً –
من از هر صحبتی که او
در بهترین رابطه باشه، ناراحت میشم
خب، پس خوشحال میشی که بدونی
کاترین) دوباره میخواد بذاره بره)
چی؟
دیشب، تاریخچه جستجوهاش توی اینترنت رو دیدم
...نه، اون آدما اونا فقط آدم بزرگا هستن
نه. بهترین 10 مکان برای زندگی رو جستجو کرده بود
...یعنی چی که او
شماره یک، شهر (آستِن) بود
تمام این جستجوها رو باز گذاشته بود
مشاغل حقوقی در (تِگزاس)، فهرست املاک و مستغلات
خب، وقتی ازش در این باره پرسیدی چی گفت؟
نپرسیدم
از پاسخش، ترسیده بودم
باید باهاش در این مورد حرف بزنی
یا یه فیلم تبلیغاتی تولید کنی
در مورد وضعیت بخصوصی که در موردش صحبت نمی کنید
و ازش می خوای که سری به مجموعه بزنه
و ظرف دو ساعت
قراره اونجا باشه تا عکس خانوادگی بگیره
(که انجامش بدون (جان حس عجیبی داره
خب، می دونی، میشه اونو به عنوان عکس خانوادگی در نظر نگرفت
بلکه بعنوان اعلامیه تولد (چارلی) در نظر گرفتش
که انجامش بدون (اِدی) حس عجیبی داره
زندگیت خیلی پیچیده اس
واقعاً همینطوره
ولی تنها دلیلی که تصمیم گرفتیم چارلی)، بچه (جان) باشه)
اینه که کارایی نظیر این برای بچه ها، خیلی آسونتر میشه
آره. مطلبو گرفتم
ادامه دادن کار سختیه
وقتی برادرم هنوز زنده بود هر سال کریسمس
خونوادم این خونه رو کنارِ دریاچه (پانتی ساک) اجاره می کردن
و راس ساعت 11:59 سال جدید
چَد) همه مون رو) برای شنای نیمه شب، پایین می برد
اوه، پسر – آره. آدم یخ میزد –
ولی همه مون تا اون پایین میدویدیم
چهار نفرمون با هم، و می پریدیم
...بعد از اینکه
بعد از اینکه مرد، رفتن رو متوقف کردیم
فقط...حس خوبی نداشت
ولی، میدونی، بخشی از وجودم همیشه آرزو می کرد
که این کارو ادامه میدادیم
...چون
اگه ادامه میدادیم، خونوادم در موقعیت بهتری می بودن
پس وقتی کادو رو بهش تقدیم می کنه
لیوان های "شامپاین" رو بیرون بیارین – اوهوم -
مگه اینکه هدیه، سفر با کِشتی تفریحی نباشه
که در این صورت
هرچیز ساخته شده از جنس شیشه رو از اون زن دور کنید
باشه. دریافت شد
وای
اینجا شگفت انگیز به نظر میاد اونا عاشقش میشن، عزیزم
خب، الان قرار نیس در مورد چیزی که قبل تر اتفاق افتاد
چیزی بیان کنی؟
متاسفم اگه فیلم تبلیغاتی ناراحتت کرد
نگو "اگه". انگار دیوونه ام که ناراحت بشم
ولی داستان ما نیس
کلاً پایانش متفاوته
آره، همینطوره
که باعث میشه احساس کنم ...یه روش واقعاً منفعلانه اس تحویل ویژه
این روششه که بهت میگه
ماشینشو در فضای " فقط تحویل" پارک کرده : توضیح مترجم فضای "فقط تحویل" به معنای فضایی است که برای پارک موقت خودروهای تحویلی یا کالا، مواد یا افراد فراهم شده است
اونم به خاطر 9 دلار پول پارکینگ
هزینه شام باید همین مقدار باشه
سالگردتون مبارک
کی آماده اس که جشن بگیره؟
هنوزم در موردش رویا پردازی می کنم
تخیّلاتم خیلی روشن و زنده اس
من به اونا تنها رویا میگم تا مردم فکر نکنن دیوونه ام
هیچوقت خواب (جان) رو می بینی؟
قبلنا می دیدم
اما بعدش دیگه متوقف شد
فکر میکنی چرا مجبور شدم برم پیش اون روانکاوه؟
چی شده؟
یادت میاد اون روانکاو گفت که
قسمتی از (چَد) زنده اس؟
آره، البته
...به نظرت اون، آم
منظورش قلب برادرم بود...؟
به نظرت منظورش (اِریک) بود؟
لحظه ای که برای اولین بار به این مرد، چشم دوختم
می دونستم که باهاش ازدواج می کنم
توی لباس آبی خیلی خوش قیافه بودی
داشتم بطرف (دانانگ) اعزام میشدم
و اگه تو آخرین چیزی بودی که می دیدم
حالم خوب می شد
(اوه! اوه، (والتِر خیلی شیرین زبونی
خب، تو حرف زدن که عالیه
بذار ببینیم کادوهای عالیی هم گرفته
اوه! کسی گفت کادو؟
امیدوارم به چیزی که امیدوارم میرسم، برسم
(این تقدیم به تو (رینِه به خاطر 50 سال شگفت انگیز
لباسه؟
اوه، خدا
اوه، خدا رو شکر
انجامش ندادی - انجامش دادم -
انجامش داد – انجامش داد –
اوه، الان باید کاملاً واضح باشم
این همون سفر با کشتی تفریحی آلاسکائیه که همیشه دلم می خواست به اونجا برم؟
رینِه)...این همون سفر) با کِشتی تفریحیه که همیشه می خواستی
اونی که تقریباً هر ساله تقاضا می کردی
تا آخرش خدا میدونه تا کی طول بکشه
می خواستی این کارو بکنی بنابراین این کارو می کنیم
هفت روز و هفت شب
و بعدش لنگر میندازیم
در اون لحظه، دیگه نمی خوام در این مورد چیزی بشنوم
واقعاً؟ - چیه؟ -
اینطوری هدیه ای که درخواست کرده بودم به من میدی
برای آخرین" خدا میدونه تا کی طول بکشه"؟
نکته اینه که داری میری به سفر با کشتی تفریحی احمقانت
باور نکردنیه
بیاین به سلامتی بنوشیم – به سلامتی 50 سالگی –
خب، اگه نمی خواستی اونو به من بدی
نباید اونو به من می دادی
خب، شاید تنها دلیلی که اونو به تو دادم این بود که
باعث شدی بابت ندادنش به تو احساس گناه کنم
بابا - (رینِه) –
فقط نمیشه این زن رو راضی کرد
(والتِر هاوارد) ناهار سالگرد من رو خراب می کنی
اگه قراره به این رفتارت ادامه بدی
می تونی اینجا رو ترک کنی
باشه
...نه
(رِجینا)، (رُم) بابت غذای عالیتون ممنونم
فکر کنم این مراسم به خونه برسه
کجا داری میری؟
نه روی یه کشتی تفریحی
...بابا
مامان
ملّت
نُه ماه پیش
بعنوان یه...یه بازمانده سرطان پستان، اینجا نشستم
امروز، در حالی اینجا می شینم ...بعنوان کسی که
عاشق یه بازمانده دیگه سرطان پستانه
...پس باید بپرسم
وقتی یکی سرطانش دفع میشه چطوری ازش حمایت می کنید؟
میشه چیزی بگم؟
(تِسا)
(من میشناسمت (گَری حالا، مثلاً دو سال؟
البته. دو سال شگفت انگیز
و توی این دو سال
تو این جا نشسته بودی و درباره سرطانت حرف می زدی
انگار مطمئن بودی که سرطان داره برمی گرده
:همیشه می گفتی " این طور نیس که من دیگه سرطان ندارم"
"... بلکه"
"در حال حاضر سرطان ندارم"
باشه، پس ظاهراً اینو قبلاً گفتم
پس نکته ام اینه که به حرف خودت گوش بده
کدوم حرف؟
تِسا)، من یه عالمه حرف می زنم)
تو گفتی که برای بازمانده ها
هیچ زندگی بدون سرطانی وجود نداره
و حق با توئه
و بعضیا می خوان اینجا بشینن و در این باره صحبت کنن
و بقیه نمی خوان
مَگی) چون مشغول بود) (امروزو از دست نداد، (گَری
...امروز رو از دست داد
چون می خواد ادامه بده
(مَگی)
چی...چی شده؟
...من فقط
...من
خدایا...متاسفم
...من فقط...نه، نه، آ
دنبال عکسای این مکانی می گشتم
که خونوادم قبلنا کنار دریاچه (پانتی ساک) اجاره می کردن
و نتونستم به یادش بیارم
و باورم نشد که نتونستم بیاد بیارم
چون تنها کاری که می خوام بکنم اینه که به یاد بیارم
فقط دلم براش تنگ شده
...آره، من
بیا اینجا
...من فقط
خیلی دلم براش تنگ شده
چی شده؟
تاریخچه جستجوهاتو دیدم
(دیشب توی اتاق (تِئو
وقتی داشتم ماموت های پشمالو رو جستجو می کردم
اون موقع ترسیدم ازت سوال کنم ولی حالا لازمه بدونم
میخوای به (آستِن) نقل مکان کنی؟
آره. میخوام
ولی میخوام تو و (تِئو) هم باهام بیاین
...اینکار، خیلی
(انجامش سخته، (اِدی
و حتی برای هر کی که حال و حکایتمون رو میدونه سخت تره
بعضی وقتا فقط فکر می کنم چی می شد
اگه شروع تازه ای داشتیم
ما هنوز باید با همه چیزامون سر و کار داشته باشیم
ولی حداقل فقط خودمون هستیم که باهاش سر و کار داریم
نه یه تعداد آدمایی که در فکرن که چطوری این کارو می کنیم
یا چرا انجامش میدیم
بنابراین شبی دیگه
من...جاهایی که می تونستیم از نو شروع کنیم رو نیگا کردم
...هیچوقت توی (آستِن) نبودم ولی
ای کاش اونجا زندگی می کردیم
ولی میدونم که نمی تونیم
(چون تو باید بخاطر (چارلی اینجا باشی
نمی تونیم به (آستِن) بریم
ولی یه جایی هست که می تونیم بریم
زود باش
آره
مامان، این چیزیه که در جریانه
همین الان (رِجینا) توی آشپزخونه داره با بابا حرف می زنه
بهش بفهمونه که می خواد عذرخواهی کنه
تنها چیزی که ازت میخوام ...انجام بدی اینه که
فقط خودتو در موقعیتی قرار بدی که اونو بشنوی
اگه آمادگی عذرخواهی کردن رو نداره
خب، دلم نمی خواد عذرخواهی کنه
باشه
می بینم که اونجا کار داری
چرا من باید اونی باشم که عذرخواهی کنه؟
هرچی دلش خواست بهش دادم
باشه، میخوام اینجا عقیدمو بیان کنم
و بگم که این چیزی نیس که او می خواست
بله، (رینِه) سالهاس که می خواد به این سفر دریایی بره
ولی دلیلی که ناراحته به این خاطره که
میخواد با تو ادامه بده
تا با هم به اون سفر برید
فکر نمی کنی استحقاق اینو داشته باشه؟
بذار چیزی ازت بپرسم
رُم) هیچوقت ازت خواسته کاری رو) انجام بدی که دلت نخواد بکنی؟
چرا خواسته
اونوقت تو انجامش دادی؟
نه انجامش ندادم
می بینی؟ داره مسخره می کنه
و منم نمیخوام سالگردم رو این طوری جشن بگیرم
هرچند اگه این موضوع در مورد (رُم) بود
تو حق داشتی در مقابل او بایستی
و منم باید همین کارو با (رینِه) انجام بدم
بابا
...(والتِر) – بی خیال -
خیلی خب
در موردش فکر کردم
و آماده شنیدن عذرخواهی هستم
کجا داریم میریم؟
فقط به من اعتماد کن
اینجا چیکار داریم؟
آهای؟ - سلام -
برای افتتاحیه خونه اینجا اومدیم
سلام. من...(تِمی بِلِیک لی) هستم
سلام (تِمی). من (اِدوارد) هستم
ایشون همسرم (کَت) هستش
تو فکر نقل مکان به اینجائیم
اوه، چه جالب
خب، بذارین اطراف رو به شما نشون بدم
از کجا، آ...از کجا نقل مکان کردین؟
(آستِن)
اوه. خوبه
مَکس) کمکت می کنه تا اونو) به ماشین خودت ببری
آره، متوجه شدم
اِریک) قدرت بدنی بالایی نداره)
حقیقت داره
(مرسی (مَکس
اوه، درسته. تو نوازندگی می کنی
اوه، آره
تو؟
حتی یک ذره هم نه
گیتار نمی زنی؟
خدا، نه
هیچ آلت موسیقی نمی زنی؟
اوه، منظورت اینه چون فروشگاه موسیقی دارم؟
آره، اینو خیلی درک می کنم
نوچ
...آم، نه، این...این فروشگاه مال (کِلوئی) بود، بنابراین
شماها چطوری با هم آشنا شدین؟
در واقع من درست همینجا باهاش آشنا شدم
...آم، من، می دیدمش، همیشه، آ
توی این کافی شاپی که سر نبشه
ولی جراتشو نداشتم که پیشش برم
بنابراین من، آ...کاریو انجام دادم که کمتر غیرعادی بود
و فهمیدم کجا کار می کنه
و یه کرایه ماهانه برای "کِلارینِت" گرفتم : توضیح مترجم ساز بادی چوبی که از چوب سیاه آفریقایی ساخته می شود. معادل فارسی آن "قَره نی" می باشد
همراه با آموزش بود
(از طرف (کِلوئی
نه، از طرف (مَکس). خیلی ناجور بود
...ولی، آم، در نهایت، من
این جراتو پیدا کردم که ازش تقاضا کنم بریم بیرون
قبلنا به خاطر برادرم نوازندگی می کردم
ترجیح میداد صف جلوی کنسرتی که
برای هزاران نفر اجرا می کردم، بشینه
و (چَد) به من می گفت
که روی او تمرکز کنم
تا من دچار ترس صحنه نشم
تا حالا یه کنسرت واقعی اجرا کردی؟
...نه. و، آم
من خیلی عبوس و ترشرو هستم...
از وقتی مریض شدم دیگه نوازندگی نکردم
چرا نکردی؟
خب، اولین بار
تمام انرژیم رو روی بهتر شدن متمرکز کردم
دست از انجام خیلی کارا برداشتم
و بعدش دوباره مریض شدم
خب، دیگه مریض نیستی
شاید وقتش رسیده به جایی که رهاش کردی، برگردی
...میدونی، آم
چندتا بلوک پایین تر از اینجا یه سالن پیانو وجود داره
که برنامه "شبی با میکروفونِ باز" داره
می تونم در ردیف جلو بشینم تا از صحنه وحشت نکنی
...دروغ نگم، این کمد بزرگتر از اولین آپارتمان منه
اولین آپارتمانمون درست بیرون "هیوستون" بود
اوه، درسته
درست بعد از ورودت به آکادمی بود
اوه. (نِیوال)؟ : توضیح مترجم آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا
آکادمی هوا فضا
تا زمانی که اونو از جایی که من دیده ام نبینی
هیچوقت واقعاً درک نمی کنی که زمین چقدر زیباس
آهای؟ (تِمی)؟
اوه. میشه یه لحظه منو ببخشید؟
زن و شوهری هستن که برگشتن تا به خونه نگاه کنن
فکر کنم قراره پیشنهاد خرید بدن
پس اگه علاقمند شدین باید سریعتر بجنبید
مرسی
سلام! خوش اومدین
برای من خیلی دیر شده که ادای لهجه "تِگزاس"ی دربیارم؟
گمون کنم همین طور باشه
ولی میگم برو دنبالش، شریک زندگیم
(مرسی (اِدوارد
این چیزیه که فقط بهش نیاز دارم
میشه داخل کمد نشونت بدم؟
خدائیش؟
خب، موکداً گفت باید سریعتر بجنبیم
بیاین اینو در نظر بگیریم که تقریباً زمان چرت زدن (چارلی) فرا رسیده
عالیه! فقط یه ژست معمولی بگیرید
دَنیِل)، خیلی شیک و خوشپوشی) اون کت رو خیلی دوس دارم
...من، من، من دلم نمیخواد تا وقتی که
کیف پولمو پیدا کنم، عکس بندازم
عزیزم، بعداً کمکت می کنم پیداش کنی. باشه؟
ولی در حال حاضر، یه فرصت کوچولو داریم
تا (چارلی) دنیا رو نذاشته رو سرش
پس خواهش می کنم، باشه؟
زود باش (سوفی)، بزن بریم
باشه
اوه! ای کاش به اون گل زیبا نگاه می کردی
میدونی دوس دارم چیکار کنم؟
یه سربند روش بذارید که بدونیم دختره
میرم یه دونه میارم
نه، داریم فرصتمونو از دست میدیم
خدایا
باشه، دو ثانیه
دَنی)، همینجا بمون)
سلام – سلام -
دارم دنبال (جاناتان دیکسون) می گردم
من توی (اِلِکتِرازون) کار می کنم همون بنای طاق ضربی که بیرون (وِست نیوتاون) هستش
خب؟
اوه، این آدرس روی گواهینامه اش بود
مال منه
اوه. عالیه
خب، بابت باز گردوندنش خیلی ازتون ممنونم
اوه، نه، نه، نه. خواهش می کنم
باعث افتخاره
ممنون
گواهینامه بابا دست تو بود؟
عزیزم؟
فکر کردم اگه گواهینامه اش توی کیف پولم باشه
بدون اینکه شماها بفهمید بابا هم می تونه توی عکس باشه
ولی حقیقت اینه که
نباید اینکارو بدون او انجام بدیم
و من قصد ندارم
(دَنی)
نه! قصد ندارم
...دَنی)، میشه لطفاً ما فقط)
: توضیح مترجم در فصل اول دیدیم که (مَگی) نمی خواست برای درمان مجدد سرطان پستانش، دوباره شیمی درمانی بشه و دلش میخواست بمیره تا اینکه با (گَری) آشنا میشه. حالا که امید به زندگی پیدا کرده، برنامه ای که برای مراسمِ تشییع جنازه اش چیده بود رو دور میندازه
آه، (سیمور)، شرمنده ام که وقتتو هدر دادم
اوه مسخره نباش
ببین، اگه نظرت عوض شد بخاطر تو همیشه اینجام
به استثنای دو هفته بعد که در (کازومِل) هستم
که الان واقعاً بهش نیاز دارم
دوستون دارم بچه ها وقتی برگشتم باهات تماس می گیرم
بیخیال! باشه! فقط داشتم کمک می کردم
اما فقط برای اینکه بدونی فعلاً یه بچه توی خونه داریم
باشه، نمی تونم باور کنم که از اتاقش بیرون نمیاد
تا یه عکس احمقانه بندازه
...خب، صادقانه بگم عزیزم
منم مطمئن نیستم که برای اینکار آمادگی دارم
اوه...اوه، پس، چی؟
حالا دیگه هیچوقت عکس نمی گیریم؟
سوفی)...بی خیال)
سوفی)، خواهش می کنم) این چیزی نیس که میگم
مَگی)، سلام. همه چی ردیفه؟)
آره. آ...چیزه...خوبه، در واقع
آم، اوضاع با عکس چطور پیش رفت؟
نه به خوبی
دَنی) چون داریم انجامش میدیم ناراحته)
سوفی) چون انجامش نمیدیم ناراحته)
بنابراین...وضعیت خوبی نیس
میدونی، یادته چندوقت قبل داشتم در موردِ
سفرهای خونوادم به دریاچه میگفتم؟
فهمیدم چرا دست از رفتن به اونجا بعد از مردن (چَد) برداشتیم
منظورم اینه، فقط برای خونوادم بیش از حد سخت بود که
کاری رو بدون پسرشون انجام بدن
که قبلاً باهاش انجام می دادن
درسته
کاری که باید می کردیم این بود که یه رسم جدید رو شروع کنیم
یکی که به ما می فهموند که هنوز یه خونواده هستیم
و میدونم این سخته
و تازه خیلی کارا هستش
که قبلنا با بابا انجام میدادیم که دیگه اینجا نیس
فقط این حسّو داشت که داریم بدون او ادامه میدیم
خب، آره. چیه؟
آیا قراره تا آخر عمر دور هم بنشینیم
و از اتفاقی که افتاده غمگین باشیم؟
غمگین نیستم. فقط نمی خوام بابا رو فراموش کنم
تو دلت براش تنگ نمیشه؟
البته که دلم براش تنگ میشه همیشه خدا دلم براش تنگ میشه
خیلی خب، بسّه
هیشکی قرار نیس فراموشش کنه
و همه مون دلمون براش تنگ میشه همه مون دلمون همیشه براش تنگ میشه
دَنی)، اگه لازمه عکسی ازش) توی کیف پولت داشته باشی
باید داشته باشی
ولی (سوفی) هم حق داره
و تصور گرفتن عکس خونوادگی
بدون او خیلی سخته
ولی بابا دلش میخواد که برایِ
اعلامیه تولد (چارلی) عکس بگیریم
درسته؟
دلش میخواد هنوز یه خونواده بمونیم
می بینی؟ حتی (چارلی) هم موافقه
میشه با من بیاین طبقه پایین؟
میخوام چیزی نشونتون بدم
چیکار داریم می کنیم؟
داریم رسم جدیدی رو شروع می کنیم
خب، ببینید بالاخره کی آفتابی شد
زود باشین
گرفتن عکس خونوادگی بدون شما حس عجیب غریبی داره
خیلی ممنون که همه چیو ول کردید
و سریع اومدید
بعد از سال گذشته، وقتی من و بچه ها به خونواده فکر می کنیم
ما...جداً به فکر شما بودیم
همه تون
فقط نمی تونستم گرفتن عکس برای اعلامیه تولد (چارلی) رو
بدون شما تصور کنم
و، آ...ازتون ممنونم
بیاین بریم تو کارش بسیار خب. زود باشین
چه خبرا، (چارلی)؟ - بچه ها جلو لطفاً –
خیلی خب
دور هم جمع شین – عالیه –
12ثانیه وقت دارین تا لبخندتونو انتخاب کنید
آه – ...صبر کنید -
بابا باید توی عکس باشه
(همه بگین (کازومِل
چی؟ - چی؟ -
فقط بگینش – فقط بگینش –
(کازومِل)
...پس
ناهار سالگرد ازدواج اونقدرها هم عالی نبود
نبود
متاسفم، رفیق
بفرما مامان – ممنون -
ممنون – خدمت شما -
هی رفیق؟ - میدونم -
بالش های کیسه ای دستمال سفره نیستند
(سلام (چارلی
سلام
یه اتاق بگیرین، هان؟
تقریباً داریم یه خونه می گیریم
مطلبو نگرفتم
این چیزیه که دوس داریم
کفشا رو دوس نداریم
این تابلوی غذاخوریته
اینجا چه خبره؟
فقط بهش یه میان وعده میدم تا از پاپوشم محافظت کنه
روز شانسته، رفیق
هی، میشه...میشه چیزی ازت بپرسم؟
آره
چرا امروز به گروه بهبودی نرفتی؟
بهت گفتم که مشغول طراحی آپارتمان بودم
مطمئنی دلیلش همینه؟
...چون
همه توی گروه به نظر میومد ...فکر می کردن علتش اینه
که ازش دوری میکنی
عجب
عالیه. معما رو حل کردی
منظورم اینه، ازم میخوای چی بگم؟
ازت میخوام بهم بگی چی شده
ما با هم مشکلی نداریم؟
منظورت چیه؟
...منظورم اینه
تو...توی عالم خیلی دوری سیر می کنی
...فقط
من...دارم سعی می کنم ...بفهمم کی هستیم
بدون سرطان
...آره، همینه (گَری). آم
من هنوز در تلاشم تا بفهمم بدون سرطان کی هستم
یعنی قبل از اینکه مریض بشم خیلی کارا بود که
دلم میخواست انجام بدم
قبلنا نوازندگی موسیقی می کردم دلم میخواست مسافرت برم
میدونی امروز چیکار کردم؟
...من، آم
تموم برنامه هایی رو که برای تشییع جنازه ام کشیده بودم دور انداختم
چه آهنگی می خواستم نواخته بشه چه کسی باید صحبت کنه
در چه لباسی می خواستم دفن بشم
منظورم اینه اکثر دخترای همسنم دارن برای ازدواجشون برنامه می چینن
دیگه به هیچ کدوم از اون چیزا ...احتیاجی نداری
نه، میدونم. میدونم
...من فقط
از وقتی با تو آشنا شدم دارم میمیرم
واقعاً دلم میخواد به زندگی کردن برگردم
ولی نمی دونم چطوری انجامش بدم
بذار کمکت کنم تا بفهمیش علتی که اینجا هستم همینه
...(گَری)
عاشقتم...
این چیزیه که لازمه خودم بفهمم
شاید باید بهش زنگ بزنی
میدونه چطوری خودشو به من برسونه
تا وقتی عذرخواهی نکنه به خونه نمیرم
خیلی خب. فکر کنم مبل رو ردیف کنم
برای خودمون
گرچه نمی دونم چی می تونه بگه
تا این مشکلو حل کنه
(رینِه)
۵۰ساله که با من کنار اومدی
نمی دونم چطوری یا چرا این کارو کردی ولی خوشحالم که انجامش دادی
و تو لایق هرچیزی هستی که دلت میخواد
بنابراین باعث افتخارمه که همراه من به سفر دریایی با کشتی تفریحی بری
(والتِر)
خوب شد که قبل از خوردن دسر اونجا رو ترک کرد
چون اون چیز اندازش نبود
(خیلی خب (تی می تونی 10 دقیقه مطالعه کنی
(شماها در مورد اسم (اِمِرسون چی فکر می کنید؟
خب، (اِمِرسون)، اسمِ یه دانشکده بزرگ توی شهره
ضمناً اسم دختر جدید توی کلاس (تِئو) هستش
اوه...برای همینه که می پرسی؟
نه
داشتم فکر می کردم
اگه تو و بابا بچه دیگه ای داشته باشین
باید اسمشو (اِمِرسون) بذارین
اسم قشنگیه
ولی فکر نکنم من و بابا بچه دیگه ای بخوایم
چرا نه؟
...چون
میخوایم تمام عشقمون رو برای تو نگهداریم
شب به خیر – شب به خیر -
جینا)، بابت هم چیز امروز) ازت ممنونم
و نه فقط با قوم و خویشم با خودم همچنین
...و متاسفم اگه
متاسفم که فیلم تبلیغاتی ماشین باعث ناراحتیت شد
رُم)، دلم میخواد مث پدر و مادرت)
ازدواج طولانی داشته باشم
ولی نمی خوام مث اونا باشم
که درباره مسائل حرف نمی زنن
ببین، نمیخوام ازت دلخور بشم
و نمی خوام دلخورت کنم
حق با توئه
پس بیا حرف بزنیم
میدونی چی امروز صبح باعث آزارم شد؟
چون آدم نمیخواد زندگی شخصیش در یه آگهی تبلیغاتیِ
خودروهای گرونقیمت به نمایش در بیاد
خب، بله
...و ضمناً
میخوام راهی پیدا کنم تا پایان خوشی رو برامون رقم بزنم
جایی که هر دو خوشحال باشیم
منم همینطور
پس، از اینجا کجا میریم؟
نمیدونم
سلام رفیق
مَگی)؟)
چیه؟
قبلاً غذا خوردی
خب. منم همینطور
آره
...این یکی
چطوره...؟
" خانواده بزرگ ما بزرگ تر شد "
حرف نداره
عاشقشم
(ممنون برای یه روز شگفت انگیز، (اِدوارد
(قابلتو نداشت...(کَت
می دونم که این چیزی نیس که آدم
توی اولین قرار عاشقانه بگه
ولی عاشقتم
شب به خیر
شب به خیر
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.