All language subtitles for A.Million.Little.Things.S02E04-Far

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

خانواده...چه کلمه پر باری

هرچی که کردیم و اتفاق افتاد در عوض یه زندگی رو بوجود آوردیم

اساس همه چی همینه

...چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم

دلم میخواد بیام خونه بچه (جان) نیس

حق انتخاب نداریم...

برای آخر هفته، چمدونای زیادیه

مامان، فقط یه آخر هفته اس، درسته؟

پدرتو ترک کردم

اینا همه اون چیزیه که ما داریم

بعد از اینکه (چَد) مرد : توضیح مترجم نام پسرش که در اثر تصادف فوت کرد

خیلی دلم می خواست باور کنم که هنوز اینجاس

همون چیزی که (مَگی) میخواد

...پس حمایتشون می کنیم

میخوام وام بگیرم

میخوام پول (اَندرو) رو پس بدم

عزیزم، بذار کمکت کنم – ...اونا رو ببخش... -

می تونم برات یه تمدید 60 روزه برای سلب مالکیت بگیرم

خونه رو از دست نمیدی – ...و فقط تلاش کن... –

(مَگی)

اومدی "بوستون" که منو ببینی یا اونو؟

همدیگه رو آزار ندیم...

اینجا چیکار داره؟

چی باعث میشه مادرم فکر کنه که

آوردن پسر بازیچه اش برای صبحانه، اشکالی نداره؟

یعنی در هر صورت، با وقت گذرونی با مادرم، چیکار داره می کنه؟

یه جوون 35 ساله از او چی میخواد؟

واژه اختصاری که دنبالشی، "م.ی.ل..."ه : توضیح مترجم میلف" اشاره به زن جذاب و میان سال دارد" که معمولا مادر است و از نظر جنسی مطلوب مردان جوان تر محسوب می شود

بهتره "میلک" تلفظش کنی : توضیح مترجم مَگی) اینطوری میخواد جلوی تلفظ "میلف" را) بگیره و از کلمه مشابه به معنی شیرده استفاده می کنه

اوه، خدای من. این بدتره

چرا به (مَگی) نگفتی دارم میام؟

چون نخواستم نه بگه

...به محضی که باهات آشنا بشه

پاتریشیا)، تنها دلیلی که) قبول کردم بیام اینجا

این بود که کمکت کنم چیزی رو پنهان نکنی

و قول میدم

فقط...در وقت مناسب

که ظاهراً الان وقت مناسبی نیس

و برای میگو

نُه کیلو میگوی درشت میخوام با سر و دم

و چقدر برای ماهی کَپور؟

ببخشید، منظورم قیمت ماهیه

نه قایق طلاکاری شده ای که اونا رو صید کرد

اینجا و اینجا رو امضاء کن

یه لحظه گوشی رو داشته باشین

چیو دقیقاً باید امضاء کنم؟

قانوناً موافقت می کنی که هرگز آهنگ "چهره نقاب زده" رو دوباره

بازخونی نکنی

مردم عاشقش شدن

مردم به این دلیل دست می زدن که کار تمام شده بود

وام درخواستیته

که باهاش می تونی (اَندرو) رو بخری

هی، گفتین که ماهی قزل آلای آلاسکایی در حال فروشه، درسته؟

باشه، اجازه بدین بجای ماهی کپور 9کیلو از این رو جایگزین کنیم

باشه، عالیه. مرسی

میدونی که بدستش آوردی، درسته؟

فقط باید با تدبیر باشیم

(خصوصاً موقع بازپرداخت پول به (اَندرو

کاری که باید بدون فوت وقت انجام بشه

اینه که الان این برنامه تبلیغاتیِ لِکسوس" رو کارگردانی کنم"

بابت انجام اینکار خیلی ازت ممنونم

میدونم که اینکار، فداکاریه

(خب، فداکاری نیس (لِیدی گاگا : توضیح مترجم اِستِفانی جوآن آنجِلینا جِرمَنوتا) معروف به) لِیدی گاگا)، خواننده، ترانه‌نویس) و بازیگر آمریکایی است

روی تو شرط می بندم

خواهش می کنم اون کارو نکن

اون کارو نکن. اون کارو نکن

بی خیال

بابا، حلیم؟

واقعاً؟ در موردش حرف زدیم

هی، (اِدی)؟ آم، احتمالاً امروز

سر کار گیر بیفتم

اشکالی نداره که عوض کنیم؟ می تونم تحویلش بدم

...آ...آره. می تونیم ولی

مامان، کادو رو نباید فراموش کنیم

الان بر می گردم – کادو؟ -

(امروز روزیه که من و (تِئو قرار بود هدیه ای رو

که برای بچه خریده بود تحویل بدیم

اوه، صحیح

من...میذارمش تو ماشین

نه. همه مون باید بریم

کادو از طرف خانواده اس

مامان، نمی خوای بچه رو ببینی؟

حتماً میخوام. زود باش

بیا بریم این بچه رو ببینیم

باشه

: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت چهارم

دندانه های کوچیک اینجا رو می بینی؟

این دقیقاً به تو میگه ...چقدر شیر بچه باید

شرمنده. بدیهیه همونطور که می بینی، اعداد هستن

یعنی مثلا دو و سه؟ - آره -

آره. ولی ممنون از اینکه بچه داری رو توضیح دادی

...شرمنده. اون فقط

فکر کنم اگه به این زودی سر کار برگردم کمی احساس گناه می کنم

یعنی، دلم میخواد به خاطر (جینا) اینجا باشم

...فقط اینکه

دی)، (جان) رستوران رو) فقط برای (رِحینا) باقی نذاشته

برای هر دوتون گذاشته

او می خواست که اونو داشته باشی

آره، میدونم

میدونم و منم اونو میخوام

فقط الان (چارلی) رو دارم

کسی که قراره روزی ازت بخاطر اینکه نشونش دادی

چطوری یه مامان شاغل سخت جون باشه

با کمی تف ماسیده روی پلیورش

هیس، هیس – سلام -

سلام – شرمنده، نخواستیم -

...زنگ بزنیم مبادا بچه بیدار بشه

(چارلی)

هی! سلام

اوه، خدایا. چقدر خیسی

سلام

من...خیلی خوشحالم که شماها همه تون تونستید بیاین

مامان، ببین

پاهاش چقدر کوچولوئه

نازه

اوه، سلام، مرد

من...نمیدونستم قرار بوده بیای اینجا

آره

دی) ازم خواست بچه داری کنم)

آره، میدونید چیه؟

آه، رفیق، باید به من ملحق بشی

می تونم از این کمک، استفاده کنم

...درسته؟ یعنی اگه

یعنی...اگه مشغول نیستید

ولی شماها احتمالاً گرفتارید

هیچی نگفتم هیچی نگفتم

اون...فراموش کنید چی گفتم چی گفتم؟

هیچی نگفتم – تِئو)، صبر کن، صبر کن) -

این واسه (چارلی)ه؟ - بله -

باید همین الان توی اتاق بچه بازش کنیم؟

درسته. بیا بریم انجامش بدیم. باشه – عاشق اتاق نوزاد خوب هستم -

شهرک بچه

این اتاق بچه کجاس؟

خفه خون می گیرم همین الان می خوام خفه شم

یه کلمه دیگه هم حرف نمی زنم

باید بمونی

مدتی رو باهاش بگذرون

مطمئنی؟

مطمئنم

اوه، ممنونم

مردم، از اشتباهات من درس بگیرید

روی اون توستر از درجه 6 عبور نکنید

و با این حال، وقتی که شما دو قطعه توش دارین

کلاً خوب میشه

عجیب ترین چیزه

خیلی عجیبه – خیلی عجیب، آره –

میدونید؟ دوتا تکه

(اِریک) توی (بِیکن هیل) فروشگاه لوازم موسیقی داره

"به اسم " گیتاری متولد می شود

یه جور بازی با کلمات

با نمکه، درسته؟ - خیلی بامزه اس –

...خب، اینقدرا هم بامزه نیس

...مَگی) پیانو می زنه، پس)

سالهاس پیانو نمیزنم، مامان

خیلی خوب، باشه، این گفتگوی موسیقی فوق العاده سرگرم کننده اس

ولی، آ...اگه مشکل زیادی نیس

می تونی داستان قرار گذاشتنت

با مادرم رو برامون تعریف کنی؟

...عزیزم، عزیزم، عزیزم، ما

آره – ...این...این -

...قطعاً قرار نیس. آه...این – چرا –

پس...قضیه چیه؟

...عزیزم، آم

...(اِریک)

عزیزم، موضوعیه که باید بدونی

در مورد شبی که (چَد) مرد

آ...این چه ربطی به او داره؟

همه چی ربط داره

قلب برادرت توی بدن (اِریک)ه

...نه. چی داری میگی

چَد) لحظه ای که ماشین) به درخت برخورد کرد، مرد

...این

این چیزیه که به من گفتی

مامان؟

ازت می خوام که دقیقاً بهم بگی

اون شب چه اتفاقی افتاد

...من، آم

تنها توی خونه بودم

بابات تا دیروقت کار می کرد

به من گفتن (چَد) دچار سانحه شده

ولی نمی تونن همه چی رو پشت تلفن به من بگن

یوجین)، باید بری (مَگی) رو پیدا کنی)

از ماشین با پدرت تماس گرفتم

تو توی سینما بودی

موافقت کردیم...که من برم بیمارستان

او بره و تو رو بیاره

با دکتری دیدار کردم

آه، دارم دنبال پسرم می گردم

آسیب ناشی از ضربه مغزی

این چیزی بود که بهم گفت

ظاهراً (چَد)، کمربند ایمنی رو نبسته بود

از ماشین پرت شده بیرون

گفت که هرکاری از دستشون بر اومده انجام دادن

ولی (چَد) داره می میره

ازم پرسید چیکار میخوام بکنم

باید خیلی سریع تصمیم می گرفتم

نمی خواستم پسرم بیهوده بمیره

عزیزم، خیلی براش دیر شده بود

ولی برای یکی دیگه خیلی دیر نبود

بعد از اینکه تصمیممو گرفتم

تقاضا کردم (چَد) رو ببینم

دیدیش؟

زنده بود

به سختی

...اونوقت چقدر طول کشید

طولی نکشید

جداً فکر کنم تا زمانی که یکی از ما

بتونه به اونجا برسه دست نگه داشته بود

چرا به من نگفتی؟

چون وقتی تو و بابا به اونجا رسیدید

چَد) مرده بود)

نمی خواستم از اینکه فرصت خداحافظی رو

از دست دادی، حسرت بخوری ...نخواستم بدونی که

که زجر کشیده بود

آه، پس به من دروغ گفتی

به همه ما دروغ گفتی

برای محافظت از تو

نه، این انتخاب تو نبود

باید میدونستم در طول شش سال گذشته

...من – چطوری برادرم مرد -

با داستانی قدم زدم که حتی حقیقت نداره

خدایا چرا الان به من میگی؟

او

...(مَگی)

چون حال آدمو بهتر می کنه

خب مامان

خیلی خوشحالم که حال بهتری داری

(مَگی)

منو ببخشید

(مَگی)

مَگی)! صبر کن)

نه، از لحظه ای که مرد

داره در مورد هر چیزی بهم دروغ میگه

و حالا احساس می کنم

باید دوباره دفنش کنم

مَگی)، بی خیال) – میدونم -

متاسفم. متاسفم

...من فقط

الان لازمه تنها باشم

حالش چطوره؟

حالش خوبه؟

آم...خیلی متاسفم

...من

تقصیر تو نیس، مرد

تنها کاری که انجام دادی نیاز به یه قلب بود، درسته؟

اوه، نمیدونم چرا توقع داشتم این وضعیت کمی بهتر بشه

بهتر از چی؟

اوه، خدای من

چیه؟

...(پاتریشیا)

به ما گفتی که (یوجین) رو ترک کردی

خب، (یوجین) درک نمی کنه

اوه، خدای من

ایمیلی که به تو فرستادم رو دید

...آه

سعی کردم بهش بگم که این کار خوبیه

بخشی از (چَد) هنوز زنده اس

ولی او چنین چیزی رو نمی بینه

"فقط همش میگه " پسرم مرده

" اون پسرم نیس "

...بنابراین به من اخطار شدیدالحن داد

...یا او

یا من

...من، من هیچوقت نباید

آره، اومدن به اینجا اشتباه بود

...من، آ

فقط به (مَگی) بگو متاسفم

...(اِریک)

بابا، (چارلی) رو نگهدار تا بتونه کنسرت رو ببینه

هی، (تِئو)؟ پنج دقیقه دیگه؟

باید برسونمت مدرسه، باشه؟

باشه

درک می کنم

کاترین). صبر کن)

میدونم چقدر باید سخت باشه

...فقط خواهش می کنم – نکن –

وانمود نکن هیچ نظری نداری

که چیو دارم پشت سر میذارم

وای، وای، وای ماهی کَپور کجاس؟

تصمیم گرفتم چیزا رو تغییر بدم

فکر کردم می تونیم با ماهی قزل آلای مخصوص بجای کَپور

انجامش بدیم

ضمناً قیمتش نصف بود

دریافت شد. قزل آلای مخصوص

خوشم اومد

ممنون

باشه. می تونیم انجامش بدیم مثلاً با لعاب دادن

یا می تونیم با پودرِ...گردو انجامش بدیم

(آلبِرت)

خفه خون می گیرم، سرآشپز

این میزای رزرو شده؟

اعداد و ارقام امشب چطور به نظر می رسن؟

اوه. عالی نیس

ولی شاید، چندتا مشتری بدون رزرو بگیریم

آره، شاید

دی)؟) – بله -

مهمونی بزرگمون به خاطر بارون، لغو شد

بی خیال. اینجا "بوستون"ه

سالی 125 سانتی متر برف داریم

یه ذره بارون رو می تونیم اداره کنیم

ولی تازه داره بدتر میشه

درست میشه

فقط یه روزه

واقعاً؟

چی میشه اگه حق با (اَندرو) باشه؟

اگه این مکان محکوم به شکست باشه چی؟

اینطور نیس

آره، باشه، خب، برای تو آسونه (که بگی، (دی

چون اونی که پشت فرمون نشسته، منم

ببخشید؟

اگه شکست بخوریم، تمومش گردن منه

جینا)، قرار نیس شکست بخوریم)

اوه، خدای من. می تونی تصورش کنی؟

خیلی به هم می ریزیم

بدجور

هی، بچه ها؟

فکر کنم برق رفت

همین الان با (دی) تلفن قطع شد

ظاهراً برق رستوران هم قطع شده

...امروز صبح، مرد، آ پیچیده بود

به هذیان گویی سپری کردم

ولی پیچیده هم بهش می خوره

اوضاع چطور پیش میره؟

اوه، میدونی، فوق العاده خوب

در نظر بگیر وقتی دارم سعی می کنم مشکلات رو

با همسرم حل کنم، تازه از یه زن دیگه بچه دار شدم

بله انجام داد

بله، انجام داد. بابایی این کارو کرد

باشه، ممنون

خیلی خب، ظاهراً یه درخت توی میدون "پورتِر" افتاده

بعضی خطوط قطع شده مدتی طول میکشه تا درستش کنن

ظاهراً در سراسر شهر خطوطی هستن که قطع شدن

عالیه

بدون برق

هزاران دلار گوشت و محصولات از بین میرن

نه، باحاله. من کارکنان رو مجبور کردم

که همه چی رو به حالت سلف سرویس در بیارن

همه دستگاه های یخساز رو خالی می کنیم

سعی می کنیم تا جایی که می تونیم اینجا رو خنک نگه داریم

(مرسی (آلبِرت

خیلی خب، کارکنان آشپزخونه بیاین گوش کنید لطفاً

لازمه همه چیو پلاستیک پیچ کنید و از ردیف خارج کنید

فقط یه بار میخوام فریزر رو باز کنم

یه گوشه کار رو بگیرید

به هرچی یخ توی کولر بار هست احتیاج دارم

هرجا تونستید یخ گیر بیارید لازمش دارم

باید همه چی رو خنک نگهداریم

یه خاموشی سراسری؟

نمی تونم اینو باور کنم

...میدونی، من

پول (نیل) رو دادم رفت

اَندرو) رو ولش کردم)

خونه مو دادم رهن بانک

و حالا این؟

تو تنها نیستی

سعی داری چی به من بگی؟

...اگه نشونه ای از طرف خدا نیس

این نشونه اس. این خداس که داره سعی میکنه چیزی به من بگه

اوه (جینا)، این فقط برای تو اتفاق نیفتاده

بسیار خب، داره برای هردومون اتفاق میفته. من شریکتم

(آره، اینو میدونم (دی – واقعاً؟ -

آخه حرکاتت اینو نشون نمیده

به خاطر تو اینجام و به این نیاز دارم

منم به اندازه تو به این نیاز دارم

آم، شرمنده

تعطیل کردیم

اوه، اونجا واقعاً داره بارون میاد

به نظرتون می تونم چند دقیقه ای خودمو خشک کنم؟

حتماً

ممنونم

هی، گرسنه اید؟

یعنی می تونم بخورم

باحال بود

بشینید

(لعنت بهش، (مَگی

(مَگی)

سوار شو

آب چکون شدی

خواهش می کنم

هی، چند تا از اون صدف ها رو کنار بذار

بله سرآشپز

و وقتی کارت تموم شد یه مقدار کره بادوم زمینی از بار برام بیار

بلافاصله

به من در مورد هرچی که هست اجازه دخالت میدی؟

من اینجام که به شریکم گوش بدم

تا حالا در مورد اولین شغلم بهت گفتم؟

در واقع جایی بود که من و (آلبِرت) آشنا شدیم

از اون رستورانای کوچیک ایتالیایی توی (سامِر ویل) بود

شونزده سالم بود

به عنوان یه ظرفشو شروع به کار کردم

هرچی که آشپزا لازم داشتن کمکشون می کردم

اوه، پوست کندن سیب زمینی، پیاز خرد کردن

زود میومدم سرکار ...تا دیروقت می موندم و

میدونی چیه؟

فکر کنم بعد از تمام اتفاقاتی که افتاد

فقط می خواستم از خونه بزنم بیرون

بنابراین، هر روز قبل از نوبت کارمون

یه وعده غذای خانوادگی می خوریم

اونا این ضیافت عظیم رو

از هر چیزی که روز قبل باقی مونده بود درست می کردن

و ما...این میزا رو کنار هم می کشیدیم

...اونا

اونا صدای جیغ مانند وحشتناکی ایجاد می کردن

ولی برای من بخاطر 25 دقیقه هر روز

این صدا همه چی بود

این گروه تصادفی از خونه به دوشها و پاپتی ها

دور هم می نشستن و غذا می خوردن

توی اون 25 دقیقه اونا خونوادم بودن

از طرف رفیقت

اگه می خوای توی تاریکی آشپزی کنی بهتره این کارو درست انجام بدی

بسیار خب

این چیه؟

هی، اون برگشته

چیه؟

آه، اگه می تونستم تموم آسیب هایی رو

که سال گذشته به وجود آوردم، پس می گرفتم

(ولی تو رو نه، (شارلوت

تو تنها چیز خوبی هستی که ازش بیرون اومده

اَجّی مَجّی لاتَرَجّی

وای

می دونی، من فقط به یه ساندویچ بسنده می کردم

اوهوم. من نه

می دونی، با افرادت تماس بگیر

چیزای بیشتری هم هس که آدم نمیدونه از کجا اومده

خب، در این صورت همچنان به این نیاز داری

ممنون

(گَری) - مَگی) رو ندیدی؟) –

فکر کردم ممکنه بیاد اینجا که با تو حرف بزنه

نه. چرا؟ همه چی خوبه؟

نه

اوه، خوش اومدی غریبه

...یه به روز رسانی سریع

یه تمدید در مورد پرونده مَدیگان) ارسال کردیم)

سه کیلو و نیم وزن کم کردم تِم جدید، فوق العاده قشنگه

...ولی مستقیم...فعلاً

راستی گفتم سه کیلو و نیم کم کردم؟

آره، سه کیلو و نیم کم کردی عالیه

ولی من پنج تا از اونا رو از استرس و کلی نگرانی نجات دادم

نگرانت بودم

تا حالا کجا بودی؟

خانم، خواهش می کنم از کی تا حالا به من اعتماد نداشتی؟

بیا – این باید خوب باشه –

کاشف به عمل اومد...

که حتی تلفنشو هم برنداشته

بنابراین هیچ نظری ندارم که کجاس

به هیچ وجه نمی شد جلوشو گرفت

حتی اگه میخواست ...باهام حرف بزنه و

پاتریشیا) مدام به او پیام میده)

(این قرار نیس اتفاق بیفته، (تریش

فقط نمی فهمم

چطور تونست این کارا رو سر دختر خودش دربیاره

من می تونم

(دقیقاً همون کاریه که با (سوفی و (دَنی) انجام میدم

مگه اینکه مخفیانه، اعضای داخلیِ بدن (دَنی) رو برداشته باشی

که فکر نکنم اینطور باشه

خیلی خب، ببین، اینو به تو ...بعنوان یه مادر میگم

به محض اینکه فرزندانت به دنیا میان

به سختی می تونی از اونا محافظت کنی

نه مادر من

هیچوقت از چیزی بجز کارت اعتباریش محافظت نکرد

نمیگم کاری که او کرد، درسته

...فقط می فهمم که در اون لحظه چطور

نمی خواست (مَگی) بدونه

که برادرش زجر کشیده بود

...میدونی، آ

تو...باید بدونی که آخرین چیزی که میخواستم

این بود که بین تو و خونوادت قرا بگیرم

خب، اگه باعث میشه احساس بهتری داشته باشی

ما مدتیه که ناکارآمد شدیم

اوه، خوبه

...بعد از اینکه (چَد) مرد

ما هیچوقت واقعاً مث قبل نشدیم

...مامانم، او، آم

گیر کرده بود

او...اتاق برادرمو دقیقاً مث وقتی که بود نگهداشت

...مث یه معبد

و یه جورایی بین خودش ...و دیگران دیوار کشید

از جمله من

مخصوصاً من

آه، (گَری)، اینجا...چیکار می کنی؟

خب، پیامتو گرفتم

آ...از شواهد و قرائن بر میاد که پیام برای (مَگی)ه

پس هیچکدوم از پیامک هام رو ندیده؟

نه – آه –

بیا تو، بیا تو

احتمالاً بهترین گزینه اس

فکر نکنم دلش بخواد باهات حرف بزنه

...یا با من، یا

بخاطر اون موضوع با هیشکی

نه به هیچ وجه

او به نوعی بمبی رو که روی کیفش افتاده بود

...روی خودش انداخت، بنابراین

موضوع اینه که... – آه –

چیکار کردم؟

...منظورم اینه

...همه ازم متنفرن شوهرم، دخترم

(حالا هم...(اِریک

...(پاتریشیا)

(چیزی که تو و (یوجین ...پشت سر گذاشتین

...از دست دادن فرزند

نمی تونم تصورش کنم

قطعاً می فهمم که دونستن اینکه

بخشی از (چَد) هنوز زنده اس برات آرامش میاره

...ولی شوهرت

اشتباه نمیگه...

اِریک) پسرت نیس)

...و تمام این مسائل

...مربوط به اون

واقعاً ارزششو داره که خانواده تو از دست بدی؟

اگه خیلی دیر شده باشه چی؟

خب، فقط یه راه برای فهمیدنش هست

(گوشی رو بردار (پاتریشیا

الان گفتی (مَگی) نمی خواد باهام حرف بزنه

اون کسی نیس که باید بهش زنگ بزنی

نمی فهمم. خشکه، سیر شده، آروغ هم زده

می تونه از عفونت گوش باشه چی؟ اینم عاملشه، درسته؟

عفونت گوش؟ بله، اونم میشه ولی به گوشش که دست نزده

بدترین پرستارای بچه در تاریخ هستیم

من که پرستارش نیستم

...نه، نه، نه. (اِد)، منظورم این نبود

نه، باید بدونم چطوری آرومش کنم ناسلامتی دخترمه

باید تمام خصوصیات کوچولوشو بدونم

باید بدونم که چه گریه ای یعنی گشنشه

و چه گریه ای یعنی خسته اس ولی نمیدونم

دلم نمی خواد پرستارش باشم

دلم میخواد پدرش باشم

مسئله ای نیس. هیسس

بینیش گرفته

میدونم باید چیکار کنم

باشه، باشه عزیزم درست میشه. هیس

پس همه میدونن؟

تِئو) یا بچه های دیگه نمی دونن)

چرا به من زنگ نزدی و بگی چه اتفاقی داره میفته؟

می تونستم به خاطر تو اونجا باشم

صادقانه بگم نمی خواستم با کسی روبرو بشم

خب، چیکار داری می کنی؟

دارم سعی میکنم راست و ریسش کنم

چیه؟

هیچی – یالّا. بهم بگو –

میخوام بدونم نظرت چیه

ولی واقعاً؟

چرا همیشه مجبورم می کنی کاریو که ازش متنفرم بکنم؟

...بسیار خب. بزن بریم. آ

می فهمم اگه نخوای هیچوقت دوباره (اِدی) رو ببینی

و درک می کنم اگه برش گردونی

شوهرته

و ازش بچه داری

چیزی که نمی فهمم

اینه که داری سعی می کنی راست و ریسش کنی

یا این کارو می کنی یا نمی کنی

کاترین سِویل) سعی نمی کنه) پرونده های قضایی رو ببره

بر اونا غلبه می کنه

مرگ یه بار، شیون یه بار

(ممنون (کارتِر

بنابراین، آیا زمان بدیه که بهت بگم

(که برای انحلال حساب املاک (دیکسون

به امضای مامان بچه نیاز داریم؟

خب، می تونم جعلش کنم

میخوای امضاشو جعل کنم؟

جنایتکاری هستی تو

بسیار خب، بیا بریم – هی -

خدافظ پسرا! ممنون

سلام – خدا رو شکر که باز هستین -

فقط یکی تو محله بازه – دو، سه...میدونی چیه؟ -

اینطوری می تونیم فشرده بشونیمتون

اوه، آ...ما با اونا نیستیم

خب، الان هستید. دنبالم بیاین

امشب، فی البداهه کار می کنیم

برق نیس ولی سرآشپزمون داره کولاک می کنه

خواهید دید. بشینید

از نظر شماها اشکالی نداره یه کم جمع و جور بشینید؟

می تونیم میزا رو کنار هم بذاریم ممنونم ازتون

جینا)، میشه برای این میز، کمکم کنی؟)

اوه، بله، بله

اوه، آره. ممنونم

یه نشونه میخواستی؟

فکر کنم تازه یکی رو گرفتی – منم همین فکرو می کنم -

خدمت شما. این سرآشپزمونه – سلام -

لطفاً همه بشینید – همه مشغول خوردن شید –

تا کی باید اینجا باشیم؟ - تا هروقت که طول بکشه –

البته مگه اینکه بخوای از مکنده استفاده کنی

مکنده؟ - این دقیقاً همون چیزیه که به نظر می رسه –

مگه اینکه بخوای از دهنت استفاده کنی

دوش بخار، بهتره

(خدمت شما (چارلی

خدمت شما، بچه جون

هی، آم...بابت قبل متاسفم – اوه، نه، نه –

...رفیق، رفیق، رفیق – ...من نباید –

...حتی نمی تونم تصور کنم که

چه حسی باید برات داشته باشه، مرد

اینو میشنوی؟

چیو؟

دقیقاً

سکوت

دقیقاً دونستی چیکار کنی تا از دخترت مراقبت کنی

ممنون

اما تنها چیزی که می تونم در موردش فکر کنم اینه که چطوری دو ساعت دیگه

باید از اون در جلویی بذارم و برم

میدونی، سه ماه اولِ عمر (تِئو) رو از دست دادم

چون توی بازپروری بودم : توضیح مترجم اِدی) قبلاً معتاد به الکل بود) و در کمپ ترک اعتیاد بستری بود

و حالا اینجام

و دقیقاً میدونم واسه چی دلم تنگ میشه

و این منو میکشه

مسئله ای نیس

بفرما

مسئله ای نیس

همیشه به (چَد) نزدیکتر بود

...رابطه شون طوری بود

که هیچوقت با من واقعاً اینطوری نبود

شاید به برادرت نزدیکتر بود

...ولی به این معنی نیس که

به تو اهمیت نمیداده

می فهمم که داری سعی می کنی که حالمو بهتر کنی

ولی به من اعتماد کن

می دونم در مورد چی دارم حرف می زنم

خب، باید بدونی

...که اولین باری که برام نامه نوشت

درست بعد از مریض شدنت بود

در حقیقت، تنها دلیلی که خودشو به من رسوند

به این خاطر بود که وحشت کرده بود که از دستت بده

این چیزی بود که توی نامه اش نوشت

...غم و اندوه

راهی برای انجام کارهای دیوونه وار داره

به من اعتماد کن

تو هم کسی رو از دست دادی؟

نامزدِ...خودم

درست بعد از اینکه نامزد کردیم

...من، بردمش به

(سفری به (مارتاز وین یارد... ...برای آخر هفته، و آم

یه موتور سیکلت اجاره کردیم...

...داشتم رانندگی می کردم

...و، آم، (کِلوئی) روی

خیلی متاسفم

بعضی وقتا فکر می کنم اگه به اون سفر نرفته بودیم

...اگه ما

...اگه انتخاب متفاوتی می کردم

این چیه؟

مامانته

...او، آ

به سمت فرودگاه حرکت کرده

داره بر می گرده خونه

اینو نیگا

ببین چیکار کردی

ما انجام دادیم

شاید باید اینو به یه چیز عادی تبدیل کنیم

سبک خانوادگی

دوسِش دارم

سلام بچه ها

...(سوفی) – هی، نه، نه، نه –

بسش نکنید. ادامه بدید. می خوام بدونم بعد از "دو" چه اتفاقی می افته

نه، نه. اینطوری که به نظر میرسه نیس. جدی میگم

آره، ولی می دونید ما فقط میذاریم که

اینترنت تصمیم بگیره

...نه، نه، اینکارو نکن. نکن – باااشه -

...(سوفی)

ما شلوار پامونه

موفق باشی

همینجا منتظر میشم – مرسی -

مرسی (گَری). وقتی هواپیما نشست بهت پیام میدم

باشه. پرواز امنی داشته باشی

مامان؟

مامان

چطوری فهمیدی که اینجا هستم؟

با (اِریک) بودم

...اوه، میدونستم

می دونستم که وقتی شما دو نفر همدیگه رو بشناسید

میدونستم که متوجه میشید که این، چیز خوبیه

...مامان – نمی تونم بهت بگم چقدر –

کمکم کرد (اِریک) رو توی زندگیم داشته باشم

...(ولی (مَگی

...وقتی سرطانت برگشت

میدونم. میدونم

اِریک) همه چیو به من گفت)

باشه

فقط خیلی ترسیده بودم، میدونی؟

فکر کردم قراره تو رو هم از دست بدم

به همین خاطر بود که آخرین باری که در شهر بودم

قبل از اینکه بیام تو رو ببینم خواستم با (اِریک) ملاقات کنم

...صبر کن، آخرین باری که شهر بودی

...منظورت اینه وقتی

وقتی به خاطر جراحی من اینجا بودی؟

...مامان

اوه، حتماً داری با من شوخی می کنی

در واقع شروع کرده بودم به اینکه

فکر کنم به خاطر من اومدی اینجا

ولی حقیقت نداره، مگه نه؟

هیچ وقت راجع به من نبود

درباره ملاقات با غریبه ای بود

که اتفاقاً قلب (چَد) رو داره

...نه – اونو توی زندگیت میخواستی -

تو درک نمی کنی، عزیزم

...هربار که توی بیمارستان میرم

به روزی که (چَد) رو از دست دادم فکر می کنم

حتی در روزی که می بایست درباره من باشه؟

بله

اِریک) رو قبلاً دیدم)

ولی وقتی بیهوش بودی بخاطر تو اونجا بودم

چی میشد اگه به هوش نمیومدم، مامان؟

مَگی)، این حرفت منصفانه نیس)

هیچ چیزی درباره این قضیه منصفانه نیس

هیچی

خدا، همیشه میدونستم چَد)، فرزند مورد علاقه ته)

حتی وقتی بچه بودم

میدونستم که بیشتر از من دوسش داری

و یه جورایی، اینو پذیرفته بودم

ولی میدونی چیه؟

چَد) مرده، و من اینجام)

ولی هنوز اونو به من ترجیح میدی

...مَگی)، من)

(مَگی)

قبول دارم که با مادرت خوب پیش نرفت

...برای یه لحظه، باور کردم

مسئله ای نیس

...فقط بدون که هروقت آماده بودی

به خاطر تو اینجام...

میدونم

ممنون

خدمت شما

اوه، نه، این واسه من نیس

امروز چطور بود؟

واقعاً بی نظیر بود

گوش کن، من، میدونم که اینکار چقدر سخته

و فقط میخوام بدونی که ...چقدر من

من فقط...خیلی خوشحالم

که امروز باهاش وقت گذروندی

منم همینطور

باشه

اینو نیگا، هان؟

سلام به همگی

پس دفعه بعد که خواستم غذای مجانی بخورم فقط...چی؟ برقو قطع کنم

از کی تا حالا این جا پول دادی؟

شما بچه ها گشنه تونه؟ - روده کوچیکه داره روده بزرگه رو میخوره -

خوش به حالتون، همه چی درست کردم

اوه – همه شون مورد علاقم هستن -

بیاین بشینید

خودشه

کاترین). سلام)

سلام

سلام

خوشحالم که اومدی

مطمئن نبودم که بیای

منم همینطور

اول شما

بله

سلام (کاترین). گشنته؟

سلام. بله. میدونی چیه؟

بفرما، بفرما. بشین

یا...می تونی بایستی ...اگه...تو

میخوای چیزی بنوشی؟ میدونی؟

یا نه. مجبور نیستی بنوشی

...تو...گرسنه ای دختر؟ چون

او اینو گفت

میدونید چیه؟

بیاین اینکارو نکنیم

میدونم که همه تون میدونید

و بله، فوق العاده ناخوشاینده

بنابراین، در حالی که از همه کسانی که ...به من نگاه می کنن قدردانی می کنم

صادقانه بگم، این حالمو بدتر می کنه

پس به خاطر من، لطفاً فقط تمومش کنید

خب...من، برای یکی

خوشحالم که بالاخره یه چیزی گفت (کاترین)

من از رفتار این گروه که باعث میشه بعضی از ما، احساس بیگانه بودن بکنیم

حالم به هم می خوره و خسته شدم

اوه، (جینا)، فکر می کنی متوجهش نشدم؟

خب، بذارین روشنتون کنم و مطلبی رو بگم

...بله، ملّت

یه از پستونام نوک داره

یه دونه

و تو دوست داری با چشمات لباسمو در بیاوری. و من می فهمم

می فهمم. اگه دوستی داشتم که این شکلی بود

با چشام لباسشو در می آوردم

اما چشام این بالاس، باشه؟

از همه تون ممنونم

شهره خاص و عامه

درسته؟ - بخاطرش قدردانی می کنم -

آ...یه لحظه

خیلی خب

مایلم از تو و نوک پستونات تشکر کنم

نوک یه پستون – آه -

هیچی یاد نگرفتی؟

شرمنده

اوضاع و احوالت چطوره؟

یه مدت اونجا حالم خیلی خوب نبود

آره قطعاً منو ترسونده بودی

فکر می کردم باید کل کارای قیّم بودن رو انجام بدم

اوه، نه

...من فقط

(نمی تونستم بذارم (تِئو منو اینجوری ببینه

...فقط خجالت می کشم که من

...که من

وقتی همسن (تِئو) بودم مادرم گذاشت و رفت

می دونی چه کاری کردی که مادرم هیچ وقت نکرد؟

تو برگشتی

باشه؟

(مرسی (گَری

ممنونم

یه دقیقه منو می بخشی؟

...بله، اما یادآوری سریع

قتل، غیرقانونیه و برای کسب و کار، مضرّه

(کاترین)

ببین، می دونم که تو رو

در این موقعیت غیرممکن قرار دادم

ولی من...لازمه بدونی

هیچی بیشتر از اینکه

تو و (اِدی) موفق بشین درستش کنید، نمی خوام

منم همینطور

که یعنی خوشت بیاد یا نه

من و تو برای همیشه در زندگی همدیگه هستیم

بنابراین، باید راهی برای انجام این کار پیدا کنیم

میدونم. هرچی لازم داشته باشی

هرچی ازم بخوای انجام بدم

فقط به من بگو

یه کاریه که می تونی انجام بدی

می تونی این فرما رو امضاء کنی

پس می تونم مطمئن بشم که خونه ات رو حفظ می کنی

درست اونجا

(اوه، خدای من، (کاترین

ممنون

...ممنون، به خاطر

واقعاً،...برای همه اینا

هی، مرد، می تونم یه ویسکی تمیز بگیرم؟ - البته –

...اوه، یادم رفت، گوشیت

اینو تو خونه جا گذاشتی

اوه، آره

مرسی

آ...احتمالاً باید برم سری به (دی) بزنم

آ...مطمئن شو کسی به کیسه جسد نیاز نداشته باشه : توضیح مترجم منظورش اینه که از عصبانیت نمیزنی یکی رو بکشی

سلام – سلام –

با (کاترین) چطور پیش رفت؟

اون قدّیسه اس

تو چی؟ (مَگی) رو پیدا کردی؟

با مامانش چطور پیش رفت؟

نمی دونم

هنوز حاضر نیس در موردش حرف بزنه

حداقل با من، نه

سلام، میشه یه لیوان شراب قرمز بگیرم؟

...هروقت لازم بود باهام حرف بزنی (من اینجام. (اِریک

:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.