Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
واقعاً فردایی با تو میخوام
...وقتی اعتماد از بین بره
نرو. بهت احتیاج دارم تا این قضیه رو پشت سر بذارم
...سخته که ببخشی...
چی شده؟ او گفت؟
اِلیوت) با خونوادش) چندان راحت نیس
باید 12 سالت باشه
ولی پول برای رستوران از طرف (نیل) رسید
نیل) کیه؟) – عموش -
...ادامه دادن سخته
وقتی جوون تر بودم بهش اجازه دادم دستمالیم کنه
کاری که او کرد تجاوز جنسی بود
ولی یه جورایی، انجامش دادیم
من این پولو به پناهگاه زنان میدم
...از فرصت استفاده می کنیم
مامانت تنهایی توی رستوران نشسته باهاش حرف بزن
(مَگی)
...قلبامونو باز کنیم...
جان)...کاشکی فقط می تونستم) باهاش حرف بزنم
باید خودتو ببخشی
و از چیزی که جا گذاشتیم ...مراقبت کنی
جان) براتون پول گذاشته)
نمی خوایمش – (میچ) -
نمی خوام پسرم بفهمه که
کل عمرش بهش دروغ می گفتم
فکر کنم (جان) پدرم باشه
صبر کن – نباید چیزی می گفتم – باید برم
درباره چه کوفتی حرف می زنی؟
به نظرت (جان)، باید پدرت باشه؟
اون دکمه رو فشار نده
پی.جِی)، باهام حرف بزن)
به من بگو چی شده
...بعد از اینکه
...بعد از اینکه (جان) مرد
دوستت (گَری) اومد خونه مون
دنبال مادرم می گشت
باربارا مورگِن) مامان توئه؟)
حالا اسمش (نِلسون)ه
اونوقت تازه داری به من میگی؟
...شرمنده. فقط
داستانش مفصله
ببین، وقتی (گَری) به خونه مون اومد و دنبال مادرم می گشت
من...نمی تونستم بشنوم چی دارن میگن
ولی بعد از اینکه رفت بابام عصبانی شد
اشکالی نداره (میچ). رفتش
چی میشه اگه (پاتریک) بفهمه؟ هان؟
نباید بفهمه که بهش دروغ گفتیم
(باشه، پس شاید (میچ پدر واقعیت نباشه
...(ولی اون پسره (دِیو
اون موقع دوست پسر مادرت بود
من...میدونم ولی یه ویدئو پیدا کردم
درباره ویدئو میدونم دِیو) بهترین دوست (جان) بود)
اون ویدئو رو دیده بودیش؟
...(باربارا)
به همون اندازه که (بابت سوار شدن (دِیو
به اون هواپیما بدون خودم احساس گناه می کردم
حس بدتری دارم
...بابت اتفاقاتی که بعداً بین ما افتاد
و من پیش تو و بچه نبودم
درست وقتی که به من ...بیشترین نیاز رو داشتی
ترکت کردم...
او مدام ازش عذرخواهی می کرد که ترکش کرده
مث کاری که با من کرد
(به نظرم بعد از فوت (دِیو (اتفاقی بین (جان
و مادرم افتاده
به همین دلیل روزی که با هم آشنا شدیم، در بیمارستان بودم
گَری) رو که سعی می کرد) جواب سوالا رو پیدا کنه، تعقیب کردم
ولی در عوض...فیلمنامه تو رو پیدا کردم
پس کل فیلم بازیت ...در مورد افسرده بودن، فقط همین بود
نه، نه، نه، اون واقعی بود
فیلمنامت...اونقدر برام حقیقی بود که منو به فکر کردن واداشت
واضحه که (جان) درست مث خودم
از افسردگی رنج می برد
شاید افسردگی رو از او گرفته باشم
فقط یه ارتباط دیگه اس ، درسته؟
منظورم اینه چرا آخرین کاری که جان) انجام داد)
باقی گذاشتن یه نوار برای مادرم بود؟
آخرین کاری که (جان) کرد این نبود
آخرین کاری که برای مادرت کرد این بود که
نیم میلیون دلار براش جا گذاشت
: نام سریال === یک میلیون چیزای کوچیک === فصل دوم - قسمت سوم
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
اوه! چقدر شیرینه
سلام
اولین باره به پارک میای؟
من؟ نه، نه
از مدتها پیش عادت داشتم با بچه های دیگم بیام اینجا
اوه. منم همینطور
پس بار اولت نیس. هان؟
نه
بچت چن وقتشه؟
...نُه ماهشه ولی – مامان، می تونم مدتی نگهش دارم –
حتماً
کوچیکترین بچم هستش
پس مامان بزرگ شدی؟
آه، (لَمی) رو ترجیح میدم
(لَمی)
صبح به خیر
صبح به خیر
تِئو) کجاس؟)
می خواستم پَنکیک موزی درست کنم
اما بعدش فهمیدم که فقط 9 سالمه
همیشه غلات برای صبحونه هس
اینجا مادری هستش که رویاش
داشتن سه تا بچه، قبل از ۳۰ سالگیه
مستقیماً به درخشش جوونیشون نگاه نکن
کورت می کنه
هی، (اَندرو) پشت خطه باید جواب بدم؟
آره...اشکالی نداره
در واقع بعداً باهاش دیدار می کنم
بهش بگو تو راهم
باشه. خدافظ
سلام
چارلی) چطوره؟)
خب، آ...اگه چشمش نزنم
خوبه
خب، آم، یه قرار ملاقات با (رِجینا) دارم
متوجه شدم خیلی وقته این پایینا نبودی
میخوای بیای با هم اختلاط کنیم؟
مثلاً بگو امشب؟
امشب؟ - آره –
منظورم اینه...آره ...اتفاقاً وقتم آزاده و
آم...میدونم که تا گردنت توی پوشک بچه اس
بنابراین فکر کردم ممکنه از زمان بزرگ شدن لذت ببری
منظورم "زمان بزرگ شدن" نیس ...ولی، می دونی
"میدونی، زمان "دوری از بچه
منظورم نه اینکه...نه اینکه بچه تو دوس نداری
عاشقشم
شام خوب به نظر میرسه
صبر کن، این آخر هفته برنامه پیک نیک (سوفی)ه
پس بهم اجازه بده ببینم می تونم پرستار بچه پیدا کنم
باشه، خدافظ – باشه –
از شما سپاسگزاریم "جمع آوری اِعانه برای پناهگاه زنانِ "بوستون از شما و یک میهمان، صمیمانه دعوت می شود تا در مراسم بزرگداشت حامیان ما و قدردانی از زنان کشورمان شرکت کنید
جینا)، فیلمنامه مو ندیدی؟)
...همه جا رو گشتم. من...فکر کردم
اوه، مرسی
چرا عصبی هستی؟ سالهاس که (تاد) رو میشناسی
آره، تقریباً مطمئنم حتی فیلمنامه مو نخونده
"تهیه کننده بزرگ دوران "هالیوود چرا واقعاً نباید خونده باشدش؟
"بخاطر بازی تیم "لِیکِرز با تیم "سِلتیک" توی شهره
عزیزم
اوه، پس پناهگاه، جمع آوری اِعانه داره
بهت افتخار می کنم، عزیزم
مرسی
با این حال، احتمالاً وقت رفتن ندارم
چرا نداری؟
اوه. دیرم شد
برو به دیدار (اَندرو) برسی
شاید دلت بخواد محافظ دهانت رو بذاری : توضیح مترجم کنایه از اینکه ممکنه بحثشون به مشت و دعوا بکشه پس لازمه مث بوکسورها، محافظ دهان با خودش ببره
داری دندوناتو به هم می سابی
ببین، من کار بزرگی انجام دادم
همه اون پولو دادم به پناهگاه زنان
و اگه، میدونی، معنیش اینه که اگه مجبورم
با (اَندرو) کار کنم، پس باشه
...تقریباً دلم میخواست عموت
...(نیل)
اینقدر عمر می کرد تا به چشم خودش ببینه
که تو واقعاً با پولش چیکار کردی
...تفوق فضیلت بر رذیلت میدونی چی دارم میگم؟
متاسفم
باید...نباید اونو می گفتم
چیو؟ حقیقتو؟
دوسِت دارم
منم دوسِت دارم
میشه یه سوال بپرسم؟
می تونم مشاهداتم رو بیان کنم؟
میدونی، مامانت ساعتِ پنج و نیم صبح گذاشت رفت
دلیلی که میدونم اینه که
...(دوست عزیزم، (کالین
...می خواست ساعت5:31 پیاده روی کنه
اونوقت آژانس کارآگاهی جنابعالی کی افتتاح میشه؟
خب، بر اساس این یادداشت توی آپارتمان قدیمیته، درسته؟
پس می تونه دو تا معنی داشته باشه
یا دیشب شما دو نفر با هم اومدین
و او توی شهر می مونه
...تا اون بنیاد باورنکردنی رو بسازه یا
اون یکی حالت...
از دست من عصبانی هستی؟
دارم زور میزنم بفهمم
چطور احتمالاً گند زدم
(همه چی به تو مربوط نیس، (گَری
...شاید
یه کم از دستم عصبانی هستی؟...
توصیه ات رو قبول کردم و رفتم به دیدارش
اونجا تنها نبود
با یه مرد بود
خیلی خب
آ...چه جور مردی؟
از اون تو بغلیا
از اونایی که از دیدنشون قند تو دلت آب میشه
مشاور املاکش بود؟
آیا آدم، موهایِ
پیشونی مشاور املاکشو شونه می کنه؟
یعنی به نظرت سر قرار بود؟
تو اینو گفتی. من نگفتم
خب، چطوری اون بابا رو معرفی کرد؟
من...اونجا نموندم. گذاشتم رفتم
خب، هرچی که باشه او و پدرت از هم جدا شدن. درسته؟
پس شاید فقط در حال آزمایشِ ارزش بازاری خودشه
به 35 ساله ها میخورد
ارزش بازاریش خیلی خوبه
بامزه نبود
حالا از دستت عصبانیم
خدایا! عجب احمقیم
چرا؟
چون واقعاً مجبورم کردی باور کنم
که او برای دیدن من اومده
خب، اینا فقط نظرن بنابراین همیشه می تونی بگی نه
اینا تامین کنندگان محصولاتی هستن که می خوام باهاشون حرف بزنی
نه
یعنی شاید
من...از زمانی که اولین رستورانمو داشتم
با همون مزرعه اُرگانیک کار کردم
با هم دوستیم
درک می کنم و این یه اعتیاد محسوب نمیشه
ولی، آم، پسرای منم محصولات اُرگانیک دارن
با این تفاوت که عملیات بزرگتری انجام میدن پس ارزونترن
خیلی خب. منطقیه
باشه پس باهاشون تماس می گیرم
دیگه چی؟
میخوام یه قرار ملاقات بین تو
و مشاور رسانه های اجتماعی...(کِن) بذارم
آ...این سایت اینترنتی اونه
قبلاً در مورد تو باهاش صحبت کردم
چیزی جز تعریف و تمجید نگفتم
...آم، پس
میشه در مورد فهرست غذا حرف بزنیم؟
یه چیزی که همه دوسِش دارن همبرگر و سیب زمینی سرخ کرده اس
اشتباه نکن عاشق همبرگر خوبم
ولی کار این رستوران نیس، پس...نه
چرا
ولی...میدونی، لازانیا درست می کنی
در حالیکه رستوران ایتالیایی نیستی
لازانیا، غذای مورد علاقه (جان) بود
جان)؟)
...اوه، منظورت شوهر (دِلایلا)س
باشه، پس می تونیم همبرگر رو بی خیال بشیم
اینا فقط نظرن
باشه. خب احتمالاً باید ...اینو با (دِلایلا) اجرا کنیم. پس
درسته، بعداً وقتی دیدمش بهش میگم
داری میری ببینیش؟
...آه، خب، آ
اونجا بودم و قیافه شو دیدم
و ظاهرش به قرار می خورد
چی؟ نه! قرار نذاشتیم
(ببین (دی)، اگه تو و (اَندرو میخواین برید سر قرار
خدا برکت بده
اوه، (گَری) اینجاس. باید برم
اوه. با (اَندرو) خوش بگذره
سلام
نمیدونم فکر می کنی چه اتفاقی داره می افته، ولی اینطور نیس
ولی به نظرم قطعاً میدونی که فکر می کنم چه اتفاقی داره می افته
و همینه
تمومش کن
تموم شده در نظر بگیرش
کجا می بردت؟
هان. تمومش نکردم
این پوشک ها رو گذاشتم اینجا
تحویلشون می گیرم ولی عوضشون نمی کنم
ممنون. در واقع می تونی عوضشون کنی؟
چون واسه امشب یه پرستار بچه لازم دارم
واسه قرارت؟ - فقط میریم واسه شام –
بنابراین می تونه در مورد رستوران منو در جریان بذاره
بگو که یه قراره اونوقت منم پرستار بچه میشم
نمیدونم چی چیه
خب، من میدونم
یه قراره
دَنی) کجاس؟)
تا اینجا هستم، می خوام سلامی به دوست ۱۲ ساله ام بگم
چیکار...داری می کنی؟
دوسِش دارم ولی داری چیکار می کنی؟
هیچی
لب تر کن. زود، تند، سریع
...فقط داشتم یه آهنگ
تمرین می کردم
"آهنگ " رعد و برق خیره کننده
...شاید برای آزمون
باهام تماس گرفته باشن
واسه چی؟
کار موزیکال مدرسه ای؟
شما بچه ها دارید آهنگ "گریس" کار می کنید؟ : توضیح مترجم (گریس"، ترانه ای است که توسط (فرانکی والی" به عنوان آهنگ فیلم موزیکال "گریس" در سال1978 که بر اساس نمایشنامه ای به همین نام در سال 1971 ساخته شده بود، اجرا شد
ساکت
نمی خوام مامان بدونه
چرا؟
چون اگه کار موزیکال انجام بدم بچه ها ممکنه فکر کنن همجنس گرا هستم
تو همجنس گرایی
اینو تو میدونی و خونواده من
ولی بچه های مدرسه نمی دونن
...نمی خوام اولین نفری باشم که
برای بقیه دوران مدرسم بچه همجنس گرا" باشم"
به همین دلیله که کارای موزیکال دبیرستانی اونقدرها هم که باید و شاید خوب نیستن
خب کمدین ها هم کار موزیکال می کنن
دَنی)، هیشکی جز خودت) نمی تونه درست قضاوتت کنه
منم آهنگ "گریس" کار کردم
همه توی دبیرستان، آهنگ "گریس" کار می کنن
توی گروه کُر بودم ولی هنوز همه حرکات رو بلدم
به (رُم) نگو فکر می کنه رقّاصه
...ولی این
این آهنگ "بِرادوِی" هستش
فعلاً که امشب، پرستار بچه هستم
...ولی بعد از اینکه (چارلی) آروم گرفت
دربست در خدمتتم
ولی (گَری)، دعوتنامه برای آزمون، امشبه
خب پس، بهتره زودتر شروع کنیم
هی، بعداً بر می گردم
ترتیب اینکارو میدیم
...در واقع، نمی دونم اگه بخوام
بعداً – باشه -
بابت ناهار ممنون، مرد واقعاً عالی بود
...پیش از این بهت گفته بودم که
فیلمنامه ات چقدر عالیه
قدردانت هستم، مرد
شخصیتها واقعین، میدونی؟
و دیدن اونا که آزادانه صحبت می کنن
ممنون – و بامزه بود -
راستش، یه لحظه نزدیک بود گریه کنم
جدی؟
ببین، نمی خوام اون پسره باشم
...فقط
یه خودکشی بود
سخت فروش می کنه
چرا خودکشی؟
من...من فقط...فقط فکر کردم بجاس
...شاید، آ...نمیدونم، بتونی
بتونی به اون یارو یه نوع آسیب ورزشی بدی
تا بهش غلبه کنه یا چیزی شبیه به اون
مردم، آدمای رقابتجو و سخت جون رو دوس دارن، میدونی؟
...نه، نه، می تونم
رُم)؟) – تو؟ -
لعنت، دست تقدیر رو ببین
هی، ببین، من به معنای واقعی کلمه یه کارگردان رو برای این تبلیغات
..."تبلیغ ماشین "لِکسوز
...از دست دادم که شروع میشد با
متاسفم. ببخشید، مرد – نه، نه، همه چی خوبه. همه چی خوبه -
هی، هی، هی. (دان)، این آقا رفیق جینگم (تاد پیلزنِر)ه
باعث افتخاره
آ...گوش کن
دارم بهت میگم اون تغییرات رو اِعمال کن، باشه؟
بهش فکر می کنم. قول میدم
نه، نه، فکر نکن...انجام بده
چون خیلی از فیلمنامه ها رو دوس ندارم
...و تقریباً هیچوقت گریه نمی کنم، پس
او...آ...تهیه کننده بود؟
عجب لحظه بزرگی
رفیق، کاشکی می تونستم کمکت کنم
ولی به چیزی که همیشه می خواستم بدست بیارم، خیلی نزدیکم
...رُم)، ببین) – نه، نه، رفیق، جدی میگم -
توی تبلیغاتت موفق باشی، مرد
باشه؟ واقعاً
سلام
مامان (آگی) الان بهم پیام داد
از (تِئو) خواسته که امشب بیاد خونه شون بخوابه
ولی قبلاً هیچوقت این کارو نکرده
هنوزم با نور چراغ قوه می خوابه
میدونم. هیچوقت نمیره
یه پیشنهاد صلح آمیز آوردم
این یه شیر سویای 12 دلاریه
باید اون قلب کوچکی که
بالاشه دیده باشی
خیلی خب، مطمئنم قشنگ بود ولی یه مریض دارم که قراره بیاد
باید بری – نگران نباش –
به محضی که چراغ سبز روشن شد از اینجا میزنم بیرون
خب، این دقیقاً چطور کار می کنه؟
مردم تا کونشون رو میذارن روی کاناپه
سفره دلشون رو باز می کنن؟
خیلی خب، قضیه اینه، دُکی جون
رابطه ام رو با دوست دخترم آشفته کردم
...(گَری) – نُچ -
نمی خوای بعضی از این موارد رو یادداشت کنی
چیکار داری می کنی؟
دارم میرم خونه دوستم بخوابم
آگی) دیروز توی مدرسه) ازم درخواست کرد
مامانش قرار بود به شما پیام بده
آره، پیام داد
...هی، رفیق
مطمئنی که میخوای اینکارو بکنی؟
آره. نمی تونم صبر کنم
وقتی برم، شماها قراره چیکار کنید؟
باید برید به سینما خوش می گذره، درسته؟
...پس
دوست دخترمو به این کار واداشتم
این کار وحشتناک با مادرش
فقط سعی داشتم کمک کنم ولی باید حقیقت گفته بشه
این اولین باره که تا حالا با یه زن زندگی می کردم
با دردی فزاینده دست و پنجه نرم می کنیم
اونوقت چرا همچین فکری می کنی؟
نمی دونم
به جای اینکه بره جای دیگه به خونه من نقل مکان کرد
این یه چیزه
نه، منظورم اینه که چرا اولین باره
که با یه زن زندگی می کنی؟
سوال منصفانه ایه
نمی دونم
من آدم بزرگی هستم خیلی دوست داشتنی
با ریش دختر کش
منظورم اینه، تازه باهام آشنا شدی ولی...سریع بهش میرسی
متاسفانه برای تو در حال حاضر در دسترس نیستم
میشه یه نظر حرفه ای ارائه بدم؟
بله. به همین دلیل، 12 دلار خرجت کردم
چیزی که من می بینم کسیه که سعی می کنه
چیزی رو درست کنه که اون اصلاح متعلق به او نیس
بله، شاید
اما چیزای واقعی در مورد اون دختر و مادرش در جریانه
او باید به این موضوع رسیدگی کنه می خوام مطرحش کنم
نمی خوام انگشت تو لونه زنبور بکنم
جالبه
اونوقت در شرایطی که نمی خوایم انگشت تو لونه زنبور بکنیم
تا حالا شده فکر کنی
که مشکلاتت در رابطه با زندگی با زنها
ممکنه مربوط به مادرت باشه؟
مادرم؟
گَری)، درست بعد از) جشن تولد 9 سالگیت، ترکت کرد
و هنوزم اونو یا شعبده بازا رو دوس ندارم
ولی اینجاییم تا در مورد مادر تو حرف بزنیم
ولی بعنوان دکترت ترجیح میدم در باره خودت حرف بزنی
علاقه ای به این کار ندارم
دلیلش اینه که مسائلی در مورد مادرت
در جریانه که بهشون نپرداختی
خیلی خب، بازی تمومه
به اون نگاه کن
نشونه اینه که باید گورمو گم کنم
جلسه خوبی بود
خوشحالم که همه مون موافقیم که آدم کاملی هستم
ولی لازمه به مادرت زنگ بزنی
خداحافظ
باشه، لطفاً به ردیف بردار
سلام. (وِندی کروز) از پناهگاه زنان
بله. البته – سلام –
ببخشید مزاحمتون شدم
آم، فقط خواستم شخصاً ...ازتون تشکر کنم، بابت تمامِ
نه. من از تمام کارهای فوق العاده تون متشکرم
از اینکه شنیدیم به مراسم اِعانه نمیاین غمگین شدیم
منم همینطور
میدونید، رستورانا ...یه عالمه وقت می گیره و من
البته
...آ این
برای شماس
فکر کردیم برای شما خوب باشه که ببینید چقدر کمک می کنید
می دونم که می خواید ناشناس باشید
ولی ما تقریباً با چاپ برنامه هامون جلو میریم
...و فکر کردم
ممکنه بخواید شما هم شامل اونا بشید
فقط فکر نمی کنم این موضوع باید به من مربوط باشه
همین
ممنون
اینجا خیلی ساکته
آره
ببین چیکار کردیم
حتما از دکمه من بوده
دوسِش دارم
هربار که بهش نیگا می کنیم امشب رو به یاد میاریم
میخوای بریم بیرون چیزی بخوریم؟
میرم کتم رو بیارم
یه چیز کوچولو برات گرفتم
نباید سعی کنم همه چیو درست کنم. میدونم
اگه دلت نمی خواد نرو تست بده
این قاعده جدیده
به خودت بستگی داره
این کاپشن در واقع خیلی باحاله
آره، نزدیک آتیش نذارش
...قضیه اینه
بخشی از وجودم واقعاً میخواد این بخش رو بدست بیاره
...فقط
به (اِلیوت) هم برای ایفایِ نقش (کِنیکی) تماس گرفتن : توضیح مترجم (جِفری چارلز ویلیام مایکل کاناوِی) هنرپیشه آمریکایی بود. او برای ایفایِ نقش (کِنیکی) در فیلم "گریس" و برایِ نقشهایش در دو سریال تلویزیونی شناخته شد
اِلیوت) سابقت؟)
دقیقاً یه جفت نبودیم
چون بیش از حد می ترسید که یه جفت باشه
خب، فعلاً برای این بخش بین من و اونه
باشه
از لحاظ تاریخی اعتراف می کنم که توی رابطه داشتن، عالی نیستم
اما وقتی کارشون تموم شد واقعاً به خودم اعتماد به نفس دادم
...رازش اینه
هرگز اجازه نده فکر کنن که بهتر از تو کار می کنن
پس چرا اون کاپشن چرم رو نمی پوشی
و بیا به همه شون نشون بدیم چقدر کارت درسته
سلام مامان، میشه باهات حرف بزنم؟
البته عزیزم
برای دانشکده طراحیِ رُود آیلَند) درخواست دادم)
واقعاً عزیزم؟
نمیدونستم
آره، من...به شماها نگفتم
چون من...میدونم بابا چه حسی نسبت به دانشکده هنر داره
خب، در مورد من چی؟
ببین، پدرت فقط نگران گذران زندگیته
همش همین
ولی تو بازیگر بهتری ...نسبت به من هستی
...پس اگه مقصدت اینه
فکر کنم باید بری
آره موضوع همینه
برای چندتا بورسیه درخواست دادم
ولی خیلی رقابت تو اونا زیاده
راهی هست که شماها بتونید به من کمک کنید؟
یا، منظورم اینه که چیزی هست که شماها، مثلاً کنار گذاشته باشید
...یا...چه می دونم
پس انداز اضافه ای؟
و درباره اینکه چطوری یهو
به این نوع پول نقد رسیدیم به (پاتریک) چی میگیم؟
نه عزیزم
میدونی که همچین پولی نداریم
آره میدونم. فقط فکر کردم بپرسم
بسّه، بسّه
(داری شُل و ول انجامش میدی، (دَنی
بازوی ژله ای چی شد؟ این چیه، هان؟
باید به نقش (کِنیکی) متعهد بشی
تو عقب می مونی، مرد
از اینکه خودت باشی نترس، باشه؟
از اینکه خودم باشم وحشت دارم
مامان؟
متاسفم
...من...فقط
کاشکی همه می دونستن که چقدر متاسفم
من...از اینکه می شناسمت پشیمون نیستم
...(اِریک)
یا...هرچی داریم
...چیزی که ازش پشیمونم
اذیت کردن آدماست
باور نکردنیه
من، من، من...باید برم
این چه وضع مزخرفیه؟
مامان، (اِریک) کیه؟
...او، آم
یه دوسته
یه دوست؟
آره. تقریباً...یه ماه پیش با هم آشنا شدیم
این پسره رو می بینی؟
نه
نه. (مَگی)، نه
...نکن
همین الان مجبور نیستیم در موردش حرف بزنیم
واضحه که خیلی عصبانی هستی
باشه، فقط باهام صادق باش و حقیقتو بهم بگو
اومدی "بوستون" که منو ببینی یا اونو؟
هر دو رو
خیلی خب
میخوام این کارو برات آسون کنم
بابا رو از دست دادی
حالا حدس بزن چی شده
منم از دست دادی
(مَگی) مَگی)، صبر کن)
عصبی هستی؟
کاملاً
توی کتاب بچه داری، هرچی لازم داری هست
بطری گرمکن اونجاس
اگه دیدی خیلی نق و نوق می کنه فقط بغلش کن و راهش ببر
اوه، درسمو از حفظم
مامان، دیرت میشه ها فقط...فقط برو، باشه؟
باشه. یه بغل بده بیاد
بوی خوبی میدی
خب، جلسه که بدون عطر نمیشه، مگه نه؟
مسئله ای نیس، مامان
میدونم مدتها بود که جلسه ای نداشتی
عالی انجامش میدی
ممنون عزیزم
می بینی؟ این روش بهتری برای اداره اونه
خوش بگذره. دوسِت دارم
برو لباس عوض کن – باشه -
(آقا و خانم (پالاک میز شما درست اینجاس
اوه، نه. ما...خب. خب – نه، فقط دوستیم -
ممنون
خوبه
مرسی (اِلیوت). خسته نباشی
کارش تمومه
اِلیوت) نمی تونه بخونه)
تو داخلی
خب، پس، فکر کنم تنها کاری که ...باید بکنم اینه که
ذهنیّتمو تغییر بدم. بزن بریم
چی؟ نه. نه، نه، نه، نه
الان نمی تونی کنار بکشی
از پسش برنمیام
هی، بیا اینجا
خیلی خب
باهام حرف بزن احمق جون
خیلی ازش خوشم میومد
وقتی دیگه باهام حرف نزد خیلی اذیت شدم
متاسفم، مرد
وضع ناجوریه
اشکالی نداره گریه کنی
احتمالاً باید خودم بیشتر از این کار می کردم
و میدونم که بهت گفتم ...استاد بهم زدن رابطه هستم ولی
حقیقت اینه که منم فرصتو از دست دادم
واقعاً؟ - آره -
...دلم نمی خواد در موردش فکر کنم ولی
در مورد (آلیس) بود : توضیح مترجم منظورش، مادرشه که خونه رو ترک کرد
قلبتو شکست؟
آره
ولی نمی تونیم بهش اجازه بدیم جلومونو بگیره
لازمه بدونی آدمای دیگه ای هستن که دوسِت خواهند داشت
و روزی، یه نفرو پیدا میکنی
که هیچوقت دست از دوست داشتنت بر نمیداره
اونه که باید تاسف بخوره
و همه این چیزای خوبی که در اینجا انجام دادی
پسر، دقیقاً به همین خاطره که از پسش برمیای
پس برو اونجا
نشونش بده که آدم بهتری هستی
دَنیِل دیکسون)؟)
دَنیِل دیکسون)؟)
میدونی که اسمت دَنیِل دیکسون)ه، درسته؟)
من، آ...خوشحالم امشب وقت آزاد داشتی
و به هر حال تو...زیبا به نظر میای
اوه، تمومش کن
خیلی متاسفم. نمی تونم اینکارو انجام بدم
نمی تونم اینکارو انجام بدم خیلی متاسفم
این، یه قرار نیس
و من، من به همه اینو گفتم
ولی هیشکی حرفمو باور نکرد
و حتی...پسرم هم فکر می کنه یه قراره
اشکالی نداره. حرفتو باور می کنم
منظورم این نیس که بهش فکر نکردم
یعنی قبل از اینکه این لباسو بپوشم سه دست لباس امتحان کردم
پیش از این، من، من چهار بار پیراهنمو عوض کردم
پس توی این مورد، شکستت دادم
من فقط...برای اینکار آماده نیستم
متاسفم. حتی به فکرم هم نرسیده
منم آماده نیستم
واقعاً؟
اما من مدام فکر می کنم که بدون (دِبرا) راحت تر میشد : توضیح مترجم همسر فوت شده اون مرد
...و
هنوز اینطور نشده
خیلی در مورد او حرف نمی زنی
درسته
برام سخته
...این ماشین می تونه سیستمش
...دنده اتوماتیک باشه...
...اون، آ
میشه...دوباره شروع کنم؟ - حتماً –
...این ماشین می تونه سیستمش
...دنده اتوماتیک باشه...
...گیربکسش اتوماتیک باشه...
می تونه عین رعد و برق خیره کننده باشه
برادر بزرگت فوق العاده اس
باورم نمیشه تو کسی باشی که این کارو انجام بده
دزدیدیش
حالا میخوام این به دست (گَری) برسه
سرقت، جرمه. اینو که می دونی، درسته؟
ببین
موها
خیلی خب، اگه آزمایشِ ...دی.اِن.اِی" انجام بدم"
میخوای چیکار کنی؟
"آزمایش "دی.اِن.اِی اینا موی (جان) هستن، درسته؟
میتونه مال (گَری) باشه که میدونیم بابات نیس
...پس اگه تطابقی وجود داشته باشه
خب، بهشون دست نزن
سریال "پرونده های پزشکی قانونی" رو تماشا نمی کنی؟
باید هرچه زودتر، اونو توی یه کیسه پلاستیکی ضد هوا بذاری
و...و اونو بپیچی
و...و به آزمایشگاهی جایی بفرستی
هر چی زودتر
پس، کمکم می کنی؟
کمکت می کنم
ولی گوش کن
اگه واقعاً پسر (جان) باشی
همه چی قراره تغییر کنه
هرچیزی بفهمی، دیگه برگشتی در کار نیس
خیلی خب
باید اعتراف کنم این...غذا خوب به نظر میرسه
این چیه؟
"(کشف (اَندرو پالاک): (رِجینا هاوارد"
مدیر اجراییِ روزی روزگاری" ریاست اولین رستوران جدیِ " خودش را بر عهده دارد
من که کشف او نیستم
آه، ببخشید. فکر کردم رستوران اونه
نه نیس
رستوران من و (دِلایلا دیکسون)ه
خب؟ (اَندرو) سرمایه گذاره
و ضمناً، این اولین رستوران جدی من نیس
قبل از این یه رستوران داشتم و به همون اندازه جدیش گرفتم
البته. نه، متاسفم من، من تغییرش میدم
میدونی چیه؟ میشه فقط این ایده رو نگهداریم و بعداً بهش بپردازیم؟
لازمه دربارش فکر کنم
در باره همه چی
ممنون – باشه –
سلام
نشنیدم که اومدی خونه
همه چی ردیفه؟
نه، ردیف نیستم
از من به عنوان کشف خودش یاد کرده
هیچکدوم از اینا بهش ربطی نداره
او فقط داره...کارشو انجام میده
چی بهش ربطی نداره؟
این رستوران
هدیه ای از طرف (جان) بود و از عشق ناشی شد
مامانم پولی از طرف برادرش به من داد
مجبور شدم پول (نیل) رو بدم
خوشحالم که این کارو کردم
ولی هدیه ام نباید ناشناس می موند
این چیزیه که من هستم، لعنت بهش
من یه بازمانده ام
و تصمیم دارم به اون مراسم جمع آوری اعانه برم و اونا باید اسم منو بدونن
جینا)، این چه ربطی به (اَندرو) داره؟)
همش ربط داره
خدا، اینطور نیس که چون به احساساتم اهمیت میده
داره اینکارو می کنه
او تاجریه که در موضع قدرت نسبت به من قرار داره
فقط خواستم اون شب به یک رقص برم
تا احساس کنم دوستم دارن
و به همین دلیل خودمو بخاطر او به سختی انداختم
و می فهمم...این مشکل منه
اما الان انگار همون حسّو داره
من...دوباره نمی تونم خودمو به سختی بندازم
می فهمم
و اولین...رستورانم شکست خورد
چون به روش خودم انجامش ندادم
میخوام این یکی موفق بشه ولی میدونی
باید این کارو با شرایط خودم انجام بدم
می دونم دیوونگیه ولی
می خوام روی آپارتمانمون وام بگیرم
میخوام پول (اَندرو) رو پس بدم
و این کاریه که دقیقاً باید انجام بدیم
...ولی، منظورم اینه، لازمه حرف بزنیم
چیکار...چیکار داری می کنی؟
جینا)، تمام اونچه که پشت سر گذاشتی)
نمی تونم همه شو درک کنم
اما در تمام این مدت، در کنارتم
داشتم به (دان) پیام میدادم
قراره تبلیغات "لِکسوس" رو کارگردانی کنم
نه (رُم)، تو از کارگردانی تبلیغات متنفری
نه، از اینکه نمی دونستم چرا کارای تبلیغاتی رو کارگردانی می کنم، متنفر بودم
ولی حداقل حالا میدونم چرا دارم اونو انجام میدم
بخاطر عشق به زندگیم دارم انجامش میدم
بذار کمکت کنم، عزیزم
یه روزِ دوشنبه بود
من و بابام روزای دوشنبه ...کُشتی تماشا می کردیم
شنیدم مادر و پدرم دارن دعوا میکنن...
بالاخره قرار بود اونو ترک کنه
از اتاقشون بیرون اومد رفت به اتاقم که پایین راهرو بود
در زد
فکر کردم میخواد خداحافظی کنه
ولی در رو باز نکردم
فکر کردم اگه جواب ندم نمی تونه بذاره بره
...یکی از بزرگترین حسرتهای زندگیم
جواب ندادن به اون در زدن بود
شاید می تونستم متقاعدش کنم که بمونه
حتی واسه مدت کوتاهی
پس حق با توئه
چیزای زیادی هست که باید باهاشون کنار بیام
نباید نگران باشی
من از آدمایی که دوستشون دارم دست نمی کشم
...استثنائاً شاید
باهاش حرف زدم
اسم پسره (اِریک)ه
میدونم همو می بینن
فقط مادرم به این مطلب اعتراف نکرد
شما دوتا فقط به کمی زمان احتیاج دارین
نمی دونم
موضوع ما خیلی به عقب برمی گرده
اوف. از کجا یاد گرفتی بیلیارد بازی کنی؟
تِئو)، روزای شنبه برنامه پیشاهنگی داره)
بعضی وقتا، میام اینجا
برای حفظ سلامتی روزانه
پس منو تحت فشار گذاشتی
توپ شماره 13 توی جیب کناری میره
توپ شماره 9 توی جیب گوشه میره
مطمئنی میخوای اینکارو بکنی؟
اوه خدای من! باور نکردنیه
فقط یه چیز – چیه؟ -
محکم و جدی هستی
نه – چرا –
...من
متاسفم
...چرا تو
...این
قلمرو جدید منه
مثل جهنم پیچیده و عجیبه
و من راهی جز سردرگمی ندارم ...پس
می خوام علامتهای مختلفی برات بفرستم
یه عالمه
گیلبِرت)ها پیام دادن) (باید بریم دنبال (تِئو
بهترین کار ممکن رو انجام داد
فقط واسه اینکه بدونی
...با همه این چیزا
دنباله رو تو هستم
ببخشید. تلاشمو کردم
واقعاً سعی کردم
ولی تقریباً مطمئنم توی شومینه شون جن دارن
سر به سرم میذاری؟
خیلی دلمون برات تنگ شده بود
شماها تا حالا بهتون خوش گذشته. درسته؟
خوش گذرونی؟ ترکوندیم
یعنی تا جایی که تونستیم خوش گذروندیم در حالیکه کلاً دلمون برات تنگ شده بود
ضمناً اینقدر عصبی بودم که نتونستم چیزی بخورم
نظرت در مورد پَنکیک چیه؟
اونجا چیکار میکنی؟
فقط دارم روی فیلمنامه ام کار می کنم
اوه، خدای من. خیلی متاسفم
کلاً فراموش کردم. ناهار چطور بود؟
تاد) ازش خوشش اومد) – آره -
فقط ازم خواست که چندتایی تغییرات بدم
تا بیشتر...تبلیغاتی باشه
ولی اونم عالیه، درسته؟
بجز اینکه من انجامش نمیدم
" براساس داستان واقعی "
منم دیگه نمی خوام ناشناس بمونم
چیکار داری می کنی هنوز؟
پیامک دادن توی رختخواب ممنوعه این قانونه
شرمنده
جلسه ات چطور بود؟
...اوه، اون
اونطوری که انتظار داشتم نبود
اما معلوم شد که دقیقاً همون چیزیه که بهش نیاز داشتم
خوبه
منم امشب اونجوری نبود که انتظار داشتم
اوه، آره. (گَری) بهم گفت مجبور شدین (چارلی) رو ببرین سواری؟
اوهوم؟ - آره –
برای برنامه موزیکال مدرسه ای ..."برای نقش (کِنیکی) با آهنگ "گریس
دوباره باهام تماس گرفتن
چرا چیزی به من نگفتی؟
اِلیوت) برای همون قسمت تست داد)
...و من فقط
خجالتزده بودم
اونا لیست بازیگران رو فقط به صورت آنلاین ارسال کردن
اِلیوت) قراره نقش (کِنیکی) رو بازی کنه)
متاسفم
...دَنی)، می دونم که باید احساس کنی)
شگفت انگیز
چون نقش (دَنی زوکو) رو بازی می کنم : توضیح مترجم "یکی از نقش های اصلی فیلم "گریس که توسط (جان تِراوِلتا) بازی شد
که اتفاقاً نقش اول رو بر عهده داره
ای جوونک کوچولوی گستاخ
تبریک میگم
اوه، خیلی خوشحالم
منم همینطور
دلم برای (اِلیوت) تنگ شده
(به من اعتماد کن، (دَنی
اِلیوت)های زیادی اون بیرون هستن)
با همون اسم و مشخصات؟
اوه، امشب خیلی سرحالی
در مورد تو چی؟
قراره افراد دیگه ای هم برای تو وجود داشته باشه؟
فکر نکنم
ولی آدم هیچوقت نمیدونه
الو؟
کی هستی؟
گَری)؟)
چیپس های شکلات رو کجا گذاشتی؟
توی اون یکی کابینت هستن قفسه بالایی
درست قبل از اینکه مجبور شی (بری به (گِرَند کَنیون
داشتیم کلوچه شکلاتی درست می کردیم
یادته؟ - آره -
و خیلی خوشحالم که برگشتم
منم همینطور
...به همین خاطر بود که اون چمدون رو بردم
بنابراین دوباره نمی تونی بذاری بری
پس امیدواری از این صبحونه چی نصیبت بشه؟
نقشه چیه؟
خب، برنامه من اینه که در حالی که سعی می کنی
با مادرت مشکلو حل کنی یک دوجین نون شیرینی بخورم
از مامانت چه خبر؟ دوباره باهاش تماس گرفتی؟
فقط می خوای اینجا بشینی و کربوهیدرات بارگیری کنی؟ : توضیح مترجم بارگیری کربوهیدرات ، یک استراتژی است که توسط ورزشکاران دوهای استقامتی مانند دوی ماراتن برای به حداکثر رساندن ذخیره گلیکوژن در عضلات و کبد استفاده می شود
نه، نمی خوام
پنیر خامه ای رو رد کن بیاد
...تو باهاش تماس گرفتی
چون میخواستی باهاش حرف بزنی
فکر کنم باید اول برم، هان؟
می بینی؟
این سگه هم نمی خواد اون اینجا باشه
جواب میدی؟
نه
...باید با هم
جواب بدیم
سلاااااااام
او اینجا چیکار داره؟
خواستم شما بچه ها با هم آشنا بشین
بهش نگفتی دارم میام؟
نگفت
:ایمیل مترجم s.mirjalili918@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.