Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه شده توسط وبسایت فیلمکیو .:: FilmKio.Com ::.
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
هوم
خب، همه جلساتت رو با کشتنِ
رفیق طرف مقابل، شروع میکنی؟
...خب، من - فهمیدم -
چی؟ - آثار ماکیاولی رو میخونی، درسته؟ -
چرا همچین فکری کردی؟
چون اون حرکتی که اون بیرون زدی
خیلی ماکیاولیطور بود
بهنظر من «ماکیاولیطور» نمیشه توصیفش کرد
شیر نمیتواند از خودش در برابر تله محافظت کند
روباه هم نمیتواند از خود برابر گرگ دفاع کند
بنابراین برای شناخت تلهها باید روباه بود
و برای ترساندن گرگها، شیر
خیلی هوشمندانهست، نه؟ - آره -
میشه بگذریم؟
اختیار داری
میدونی من چقدر پول میگیرم، آقای برت؟
میزانش ناکافیه
ولی میدونم تو چقدر پول میگیری - نه، نمیدونی -
میتونم گمانهزنی کنم
میدونی که درباره گمانهزنی چی میگن دیگه؟
این هم جملهی ماکیاولیه؟
بیخیال، ادامه بده
از اسپانیا تشریف آوردی
مدیریتِ سازمانِ ناموفق رئیسِ پیشین رو به عهده گرفتی
و توی قلمروی من، متحولش کردی
حالا سهمم رو میخوام؛
پونزده درصد
آخر هر ماه، پولم رو میخوام
در ازاش، از خودت و سازمانت محافظت میکنم
یه مشکلی با این قضیه دارم
تو شیشتا از افرادم رو کشتی
تو هم سهتا از افرادِ من رو - خب، سهتا بیشتر کشتی دیگه -
مسئله اعداد نیست
ولی الان دارم حرف میزنم و تو هم توی دفترمی
یهکم احترام قائل باش
بدون کمکِ شماها
اوضاعم فوق العاده بوده
ولی بهت کمک کردیم
هوم؟ - فکر کردی چطور پیدات کردم؟ -
و آژانس داره افسرهای رشوهبگیر رو گیر میندازه
و من رو مدیرِ کارگروهِ ویژهای کردن که مسئول رسیدگی به این قضیهست
هان
خب، افسر «مکگراث» و «لانگ» که رشوهبگیرِ جنابعالی بودن رو پیدا کردم. رشوهبگیرهات بودن دیگه؟
بدونِ اینکه چیزی بگم، لوت دادن
واقعیت ماجرا اینه که هیچوقت
به فرد پر نفوذی مثل من دسترسی نداشتی
و من هم به چنین پولهای هنگفتی دسترسی نداشتم
پس ردیفه؟
.خب، بابت افرادت ممنونم اما اگه همکاری کنیم، برات کلی جبران میکنم
،راحت میتونی کاسبیت رو بکنی بدون اینکه حتی راهنمایی و رانندگی، جریمهت کنه
البته این صحبتها فرمالیتهست
چون چارهای نداری
چون اگه بگی نه، به جرم کشتنِ سهتا افسرهام
پدرت رو درمیارم
کیر توش
.نمیخوام باهات کار کنم بهنظرم تحملت سخته
محض رضای خدا
پس میسپاریمش به خدا
اگه ماشه رو بکشم و بمیری
پس قسمت نبوده و من هم با عواقبش کنار میام
ولی اگه ماشه رو بکشم و نمیری
باهمدیگه خیلی خوشحال میشیم - خیلیخب -
محض محکمکاری، حرف آخری نداری؟
نه
نه؟ عالیه
مشتاق همکاری هستم
.حالا بیا بغلم بیا ببینم
به سازمان خوش اومدی
[ سه سال بعد ]
آروم باش دنی
.نمیتونم آروم بگیرم داریم پولِ گابریل رو میدزدیم
«مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی» ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .::
توی شومینه جاسازش کن و بگیر بشین
مجبوریم این کار رو بکنیم؟ - مزدِ خیلی کمی به ما میده -
این حقِ ماست
رمز رو ازشون میگیریم و بعدش همهچیز ردیف میشه
اگه بهتون غذا ندم مادرم میکشتم
وقت نداریم. باید به کارمون برسیم
به کارمون برسیم؟
تقریباً نیمهشبه - نمیدونم، من که گرسنهم -
از کجا خریدین؟ - فستفودیِ نینو -
تا این وقتِ شب بازه؟
نه، لطف کرد برامون درست کرد
با چاقو و چنگال؟ شوخیت گرفته؟
چربه خب! کاپشن قشنگهم رو پوشیدم
.بدترین پیتزای تاریخِ نینوئه مزه عن میده
کیف رو بیارید
پولم کجاست گابریل؟
گوش کنید رفقا، الان چند وقته که دارم بابت مصونیت، پول میدم؟
چهار سال؟ - سه سال. و بهخاطره همینه که تونستی -
به ساخت امپراتوریِ کوچیکت ادامه بدی
سه سال گذشته و هنوز بهم اعتماد ندارین
تو هنوز هم یه خلافکاری، گابریل
میدونم تازهواردی
ولی شما خودتون هم دستکمی از من ندارین
بذارید یه چیزی براتون بخونم
وای خدا
تاحالا آثارِ ماکیاولی رو خوندی، گارلند؟
افسر گارلند هستم و بله
.سرلوحهی زندگیمه عاشقشم
همه عاشقشن
کسی که با رای و انتخاب مردم» به مقام شهریاری میرسد
باید تلاش کند تا دوستی خویش را «با مردم حفظ کند
ربطش رو نمیفهمم
میگه باید باید دوستیش رو باهامون حفظ کنه
چرا که با رای و انتخابِ تو شهریار شده
پولم کجاست؟
به دستت میرسه
الان یه ماهه که همین رو میگی
...میدونی
کلکی تو کارم نیست
اگه میخواستم بزنم زیر معامله
همینجا و همین الان، در همین لحظه جفتتون رو میکشتم
نه، نمیتونستی
آژانس با تمام قواش میاد سراغت
عجب حرف مسخرهای، مرد
واقعا فکر کردی که اگر الان بهتون شلیک کنم
برای کسی مهمه؟ نه
ولی اگر شلیک کنم، بعدش باید دوتا افسر فاسد دیگه پیدا کنم
و این معضلیه که وقتِ رسیدگی بهش رو ندارم
.داری کسشعر میگی گابریل میدونم باهوشتر از این حرفهایی
همه کس ظاهر ات را میبینند
امّا چند تنی میدانند که بهراستی چه ای
نگو! این هم ماکیاولی گفته؟
آره. خب، به افرادم سپردم که امشب
پول رو از یکی از خانههای امنم بردارن
پس تا فردا صبح به دستتون میرسه
لطفا تنهام بذارید
گرسنهم
کور خوندی
باشه
بهگمونم باید اینجوری پیش بریم
دستها روی میز
دارین اشتباه میکنین
،اگه پنج دقیقه پیش میگفتی میگفتم سخت در اشتباهی
پس خودت هم قبول داری؟ - آره -
چون به این فکر نکرده بودم که اثرگذاریِ سم، چقدر طول میکشه
داری بلوف میزنی
،رمزِ کیف رو بهمون بدید تا بذاریم خودتون رو برسونید بیمارستان
فاتحهی جفتتون خوندهست
،اگه گابریل بهخاطر دزدی ازش نکشتتون افسرها میکشنتون
افسرها؟
آره چاقال، فکر کردی واسه کی کار میکنیم؟
این پول، رشوهی افسرهای آ.ج.و هست
دارید از همه دزدی میکنید
خوبه. وای خدا
کیر توش
کیر توش! سوختم، سوختم
چیه؟
نه، درد ندارم
دستِ کیریم سوخت
.صبح بهخیر شیوون چی میخوای دختر؟
اوهوم؟
آره
چی؟ الان؟
.باشه، باشه، آروم بگیر الان میام
صبح بهخیر عشقم
صبح بهخیر
کیر توش
.مگ، باید بریم شیوون دم دره
یالا
بدوئید، بدوئید، بدوئید
صبح بهخیر
سلام - صبح بهخیر -
سلام چارلی - سلام -
امروز چقدر نشئهای؟
بهش گفتم اگه به این وضع ادامه بده دیگه نمیتونه توی ون زندگی کنه
بهترین حامیِ دنیایی واقعا
سعیش رو میکنه
همهش نهایتِ تلاشم رو میکنم
اسفنجِ قشنگیه چارلی
ای کیر توش بره
لعنتی، خیلی گرمه
یکی از همین روزها برمیگردن به صحنه جرم و همهمون رو میکشن
نگرانش نباش شیوون
چارلی برانسون اینجاست و ازمون محافظت میکنه
مگه نه چارلی؟
هی رفیق، همیشه برام سوال بوده
توی ارتش چی کار میکردی؟ - هیس -
چاک، باید بریم خون تمیز کنیم
خیلی ترسناک بود مرد
آره
هی، احتمالش هست که توی اتاق، شنود کار گذاشته باشن
گفتم بدونی - باشه، ممنون -
هی مگ، واسه چی بهش گفتی؟
یهکم حال کردن که ایرادی نداره
اینا رو بگیر
یارو معتاده
لازم نیست بیشتر از این حال کنه
.داره بهجای جفتمون حال میکنه بجنب ببینم
حال کردن؟
اگه ساک صبحگاهی و صبحونه گیرم میاومد، حال میداد
بچهها چطورن، شیوون؟
ایکاش هیچوقت بچهدار نمیشدم
خب، خودت خواستی به سرپرستی بگیریشون
نمیدونستم عوضی از آب درمیان
.چرا، میدونستی چرا من رو به سرپرستی قبول نمیکنی؟
هیچوقت به یه مامانیِ جدید نه نمیگم
ولی میدونم تو عوضیای
این کیری کاری هم، عاقبتِ دانشگاه قبول نشدنه
وقتی ازدواج کنیم، یک موسسه تدفین راه میندازیم
موسسه تدفینِ مگان و الکس
میدونی چیه؟ میتونیم اسمش رو بذاریم «موسسه تدفینِ مرگِ خوب»
نظرت چیه شیوون؟ نمیخوای یهکم روی ما سرمایهگذاری کنی؟
یالا مامانی
نظرت چیه شیوون؟ - نهخیر -
بهخاطر منه که الان باهمید
من دینم رو ادا کردم
کونم پارهست
الان کوکائین زدی؟
هی ال، نمیدونی اینکه نشئه بیای سرکار
با نشئه کردن توی محل کار فرق میکنه؟
صحیح. اولاً این کوکائین نیست
نمک بوداره - عه، شرمنده -
.باعث میشه خواب از کلهم بپره چون باعث شدی نتونم چایم رو بخورم مامانی
پس تقصیر منه، هان؟
راستش آره
اینقدر غر نزن دیگه
هیس
داره برف میاد
هی شیوز؟ - هان؟ -
باید بهطور جدی، به عوض کردن اسمِ
شرکت خدمات نظافتیت فکر کنی - میدونم -
هی چارلی - هان؟ -
هنوز تجهیزات جاسوسیِ دولتی پیدا نکردی؟
...هنوز نه، ولی
هیس
به گشتن ادامه بده عزیزم - باشه -
خیلی لاشیای
اوه
پشمهام
واسه ما سوت زدی چاک؟ - آره -
جدیجدی چیزی پیدا کردی؟
کس نگو
این قضیه زیرِ سرِ شما دوتاست؟ - آره، ولی شوخی بود -
چاک که جنبهی شوخی نداره
یه نگاه بهش میندازم
خیلیخب
چه کسشعرها؟
شیوون؟ - هوم؟ -
یه کیف توی دودکشه
خب درش بیار دیگه
خیلیخب
لعنتی
این دیگه چیه؟ - به ما مربوط نمیشه -
صرفا به پاسبونها تحویلش میدیم و بهشون میگیم که خیلی ناشیان
وایسا، اگه چیز خیلی هیجانانگیزی توش باشه چی؟
باز هم به من مربوط نمیشه
مگان، ما نمیدونیم چی توی این کیفه
و نمیدونیم مال کیه
اگه توش پول باشه چی؟ شاید پول هنگفتی توش باشه
،تو میتونی بازنشسته بشی من میتونم موسسه تدفین باز کنم
،الکس میتونه بهم پیشنهاد ازدواج بده چون پنج ساله منتظرم
ولی همهش درگیرِ کار بوده و نتونسته
شیوون؟
اگه میخوای، کیف رو بردار
من نمیخوام دخلی توش داشته باشم
همگی برگردید سر کارتون
باشه. واقعا آفرین
خیلیخب، کارِ این خونهی کوفتی تموم شد
کیف رو بده بهم
مال توئه؟ - پلیسی؟ -
نه، میدونستم بهت نمیخوره
.به اندازه کافی واسه این کارها پول نمیگیرم ...برو کنار، این رو میدم به
تحویلش بده - از سرِ راهم برو کنار -
ببین، کیف رو بده تا برم
الان بهت یه کیف میدم - یا خدا -
هی شیوون، نمیخوای جلوش رو بگیری؟
این دیگه کیه؟
ای کیر توش
خب شیوون، الان دیگه توش دخل داری
کسخلی چیزی هستی؟ - نه -
این رو درجا میدیم به پاسبونها
پای پلیس رو وسط نکش - چرا؟ -
هیس
عالی شد - نه، اونطور که فکر میکنی نیست -
این اتفاق، زیاد براش میافته
این هم نتیجهی کوتاهیهای سیستم رفاهیه
آره، میدونم - هنوز نمک بودار داری؟ -
آره، نمک بودار دارم - بذار دم بینیش خب -
بیا
خوب بوش کن
نگاهم کن، نگاهم کن
میدونی کجایی؟ - آره -
پس از روی زمین بلند شو، باشه؟ یالا
چاک
لعنتی
این...؟ - خونِ خودت نیست -
برو توی باغ، کل روز رو وقت نداریم
به همچین روزی افتادیم
آره
رویاهای من، خیلی وقت پیش از بین رفتن
خب، واسه قطع امید کردن از رویاهای قدیمیت
و تمرکز روی رویاهای جدید هیچوقت دیر نیست
درحال حاضر تنها رویام ازدواج با توئه
صرفا حرفِ من اینه که
،هرچی بیشتر معطل کنیم شانسِ تشکیل خانوادهمون میاد پایین
مثل شیوون میتونیم چندتا حرومزاده به سرپرستی بگیریم
هان؟
درست نمیگم شیوون؟
خفهخون بگیر
ایناهاش! مثل تارزان میمونه
ولی مثل «جین» رفتار میکنه
بیاید این لاشی رو بیدار کنیم - بریم تو کارش -
یالا، بیدار شو ببینم
بیدار شو! آفرین پسرِ خوب
شماها دیگه کی هستین؟ - نمیخواد پیگیرِ اینش باشی -
تو کدوم خری هستی و چی توی این کیفه؟
هیچ ایدهای ندارید - از چی؟ -
من میمیرم
تو میمیری
تو هم میمیری، تو هم میمیری - فهمیدیم دیگه -
بکشیدم و تمومش کنید
حالا چی کار کنیم؟
دهنت رو باز کن
با انگشتت، رمزش رو بگو
آفرین پسرِ خوب
چرا بوی ماژیکِ مقوا میده؟
این پیسیپیه؟
چاک - بچهها -
اینجا رو
.دو میلیون پوند مالِ کمیسیونه
آژانس جرائم ویژه - وای خدا -
باید خودمون رو از شرِ این پول خلاص کنیم
وایسا، وایسا، تند نرو
آه، نه - هی -
صبحِ خستهکنندهای بوده - آره -
.باید آروم بگیریم باید خونسرد باشیم
باید یهکم غذا بخوریم و یکی دو ساعت، بهش فکر کنیم
بعدش تصمیم بگیریم که با پول چی کار کنیم - نه -
چرا؟ - کیف باید دستِ من باش -
چرا باید دستِ تو باشه؟ - رمزش رو بلدم -
من هم بلدم
اگه این مایه، مال همونی باشه که این یارو میگه
.نباید دخلی توش داشته باشیم هوم؟
هی شیوون - چیه؟ -
همین الانش هم پامون وسطه
ببین، جعبه پاندورا رو باز و دو میلیون پوند پیدا کردیم
نمیتونیم دوباره ببندیمش که
،پس اگه نمیخواستی پات بیاد وسط باید زودتر میگفتی
ولی نمیخواستم
بهنظر میاد که میخواستی - نمیخواستم -
ولی الان اینجاییم و نباید بمونیم
،چون وقتی این یارو اینجاست یعنی بقیهشون هم قراره بیان
موافقم - خب چی کار کنیم؟ -
خب... میایم خونه شما
گروگان رو چی کار کنیم؟ - با خودمون میبریمش -
شیوون؟
چطور این یارو و یک کیف با دو میلیون دلار پول رو
بدونِ دیده شدن، از این خونه خارج کنیم؟
یعنی چی محموله تاخیر داشته؟
وظیفه تو اینه که مطمئن بشی همهچیز سروقت انجام میشه
...میدونی؟ این
حلش کن، باشه؟
صبح بهخیر آقای برت
چرا کلهسحر اومدی اینجا؟ - ...خب -
.دستت رو این شکلی نکن و باهام حرف نزن خیلی جلوه عجیبی داره
میشه بریم؟
آره، میشه
دیشب پول به دستمون نرسید - یعنی چی؟ -
پوله رو نیاوردن به محل تحویل
امکان نداره
دلیلی واسه دروغ گفتن ندارم
معلومه که داری
چه نقشهای داری؟
اومدی از طرف رئیست اعمال زور کنی و فریبم بدی؟
میخوای پولِ بیشتری ازم بِکَنی؟
میخوای برام پاپوش درست کنی و بزنیم زمین؟
...تضمین میدم که
...آن کس که به دنبال فریب دادن باشد
همیشه فردی را پیدا میکند که مایل به فریب خوردن باشد
آره، با این جمله آشنام
پس باید بدونی که نمیذارم کسی فریبم بده
تضمین میدم که پول به دستمون نرسیده
شاید هم پول رو واسه خودت میخوای
رشوه دوبرابر؟
امروز تنها هم اومدی
افسر جیمز مشغولِ کارهای دیگهست
البته
خب، فرضاً تو درست میگی و پول به دستتون نرسیده
بعدش چی؟
،وقتی پول به دستمون نرسید رفتیم به خانه امن
خب، از کجا جاش رو فهمیدی؟
ما مامورِ آژانس جرائم ویژه هستیم، آقای برت
.درسته، درسته واقعا متاسفم
کیو
رفتیم به خانه امن
و یک تیم پاکسازیِ مواد زیانآور بیولوژیک دیدیم
اونا آخرین کسایی هستن که توی اون خونه بودن
باتوجه به اینکه اونجا خانه امنِ جنابعالیه
قصد داریم کاملا پیگیرش بشیم
در اینصورت، باید بدونی که به وظیفهمون عمل میکنیم
و نمیتونیم امنیتِ سازمانت رو تضمین کنیم
راب - بله؟ -
تن لشت رو بیار اینجا
ببخشید
آقای برت - بله -
سه روز دیگه با حکم میایم اینجا
،اگر پول رو آماده نکرده باشید اجراش میکنیم
نه
برو کنار خوشگله
راب، خانه امنِ توی پیتون رو بلدی؟
آره، حتما
دنی و جک مسئولش بودن، درسته؟
درسته - خب -
خبری ازشون نداری؟
حالا که فکر میکنم، نه - نه -
اون ابلهها مُردن؟
بهگمونم یکیشون آره
اون یکیشون اینجاست
متوجه شدم. زندهش رو میخوای - آیا برام مهمه؟ -
معلومه که نه - یارو بی اهمیته -
به پولم نیازِ فوری دارم
قطعاً
میرم بیارمش
برو توی زیرزمین
.هنوز نفس میکشه بیا درش بیاریم
ای خدا
.دهنت سرویس چارلی چقدر محکم زدیش؟
هوم
یالا، کمکم کن
بلند شو
کیر توش. بذار یه نگاه بهت بندازم
چیزیش نست
الکس، میشه بریم داخل صحبت کنیم؟
آره
حواست بهش باشه
[ نظافتچیهای زندگیِ خوب ]
فعلا نه، فعلا نه
حالا چی کار کنیم؟
بهنظرم کیف باید دستِ من باشه
چرا دستِ من نباشه؟ - چی؟ -
یعنی موافقم، بهنظرم باید دستِ تو باشه
ولی اینکه فکر نمیکنی باید دستِ من باشه برام یهکم توهینآمیزه
چی میگی؟ ما باهم زندگی میکنیم
بیخیال - صرفا بهشون اعتماد ندارم الکس -
به جز خودم و خودت به کسی اعتماد ندارم
بدترین سناریوی ممکن چیه؟
آدم بدها بیان و بکشنمون؟
.منظورم واسه پولهاست، مگان واسه پولها
...نمیدونم، یعنی
چارلی همهش رو خرجِ مواد میکنه و شیوون، پول رو نمیخواد
پول رو تحویل میده و تموم
نمیتونه بره پیش پلیس
چون کمکمون کرد که یکی رو گروگان بگیریم
به پلیس نه، به کمیسیون تحویل میده
بهش اعتماد ندارم الکس
جریان چیه؟
بهت اعتماد نداره
به من اعتماد نداره؟
الان توهم زدم یا واقعا همچین سوالی پرسیدی؟
نه، نه، نه
...محض شفافیت میپرسم میخواد کیف رو برداره؟
آره، میخواد
کیر توش
اینقدر این عن رو نکش
به این بدبخت، کار دادم و براش دوست پسر پیدا کردم
بعد بهم اعتماد نداره
به من اعتماد نداره
چه کسشعرها؟
چطور میتونی بهم بی اعتماد باشی؟ محض رضای خدا
اون یکی کو؟
مطمئنم یکی دیگه همین جاها گذاشتم
عه، ایناهاش
میدونستم اون پول دردسرساز میشه
خیلیخب
جهنم ضرر
نمیتونم سرِ این پول ریسک کنم
میتونیم ازدواج کنیم و موسسه تدفین بزنیم
میدونی چیه؟
من هیچوقت با این قضیهی موسسه تدفین موافقت نکردم
چرا، کردی - بعید میدونم -
ولی موافقم، باید کیفه دستِ تو باشه
به بقیه میگم، باشه؟
خیلیخب - خوبه -
خیلیخب، یه تصمیمی گرفتم - خودم حلش کردم -
.هرکدوم یه کلید دارن یکی واسه الکس، یکی واسه خودم
تا وقتی به نتیجه نرسیدیم که باید با پوله چی کار کنیم
باز نمیشه
با چاک میریم که یهکم بخوابیم و میخوام بچههام هم ببینم
یادتون نره به گروگان غذا بدید
چاک
چیه؟ میرم به گروگان غذا بدم
مهمون داریم
باز چی شده؟
به اون پول نیاز دارم
.ازت میخوام درک داشته باشی اون پول، خون بهاست
اون پول، زندگیِ همهمون رو عوض میکنه
ولی به چه قیمتی، هوم؟
ببین چهجوری داریم به جونِ هم میافتیم
به جونِ همدیگه نیفتادیم
همهمون میخوایم پولدار بشیم و تو داری رو مخ میشی
باید یهکم بزرگ بشی
چیه راب؟
عذر میخوام افسر جیمز
آره، با یکی دیگه اشتباهت گرفتم
متوجهم
دارم روش کار میکنم
صحیح. خب، روزِ خوبی داشته باشی
باشه، خداحافظ
بله رئیس؟ - رابِ چاقال -
پیشرفتی حاصل نشد؟
چرا، کلی - جدی؟ -
بهنظر میاد که دوباره داری سیبزمینی میخوری
تو که نمیدونی دارم چی میخورم - همهش همین رو میخوری -
.نه، نه، بقیه غذاها رو هم میخورم تازه سیبزمینی جزء سبزیجاته، باور کن
چی... گوش کن، چه پیشرفتی حاصل شده؟
...خب
.الان توی یه خونهن زیر نظر دارمشون
و نفوذیمون توی اداره پلیس گفته که دنی هنوز زندهست
،و فکر کنم وقتی دنی اونجاست پس کیف هم اونجاست
.خیلیخب، گوش کن برنامه عوض شده
همین امشب به کیف نیاز دارم
نظافتچیها چی؟
،اگر کسی زنده بمونه کل خانوادهت رو میکشم
حق هم داری - خوبه. خداحافظ -
نمیدونم
ولی موافقی که ازم عصبانی بود
حقیقتش، همه بهنظر عصبانی میان
آره، ولی از دستِ من عصبانی بود
نمیدونم
و میدونی چیه؟ - چیه؟ -
اهمیتی نداره، چون همهمون میمیریم
تشنهم هم هست
دهنت رو باز کن
باید یه چیزی بهت بگم
چی؟
بوکسورِ تخمیای هستی
میشه صحبت کنیم؟ - آره -
چی کار میکنی؟ - جدی؟ -
چیه؟
بذار من شروع کنم
گیج شدم
...متاسفم، خب
اصلا میدونی بابتِ چی متاسفی؟
بابت اینکه بهخاطرت توی روی شیوون نایستادم
بابت اینکه هوات رو نداشتم - صحیح -
پس بابتِ چی گیج شدی؟
ولی بهخاطرت، توی روی شیوون ایستادم
و هوات رو داشتم و بیشتر از تو جنگیدم
چرا همیشه من باید یه چیزی بگم؟
کلید رو داد به تو
مگان، کلید رو داده به جفتمون
حقیقت رو میخوای؟
آره، حقیقت رو میخوام - میخواستم بدزدمش -
...چرا خب - بذار حرفم رو تموم کنم -
میخواستم باهم برش داریم و فرار کنیم
همچین پولی، زندگیمون رو زیر و رو میکنه
شیوون پول رو نمیخواد
و به نفع چارلیه که نخوادش
اون پول باید به ما میرسید
خب چرا از دستِ من عصبانیای؟
صرفاً بحث اصول مطرحه
اصول؟
اصول؟
از خر شیطون نمیای پایین، نه؟
نه - کیر توش -
خیلیخب
باشه
پایهم
چی؟ - گفتم پایهم -
بیا پول رو بدزدیم
من قیچیِ آهنبر دارم مگان
.دستبند و کلیدها اهمیتی ندارن بهخاطرت دستهاش رو قطع میکنم
جدی میگی؟ - آره، جدی میگم -
ببین، من فقط تو رو میخوام
میرم چندتا تیکه لباس واسه جفتمون جمع کنم
بعدش پول رو برمیداریم و میریم
خیلیخب
هیس
صدای چی بود؟
همینجا بمون
کیر توش
لعنتی
مگ؟
مگ؟
مگ؟
مگ؟
مگان؟
پشمهام! فکر کردم مُردی
!فکر کردم قراره بمیرم فکر کردم همهمون قراره بمیریم
مگان کجاست؟ مگان؟
مگان
کیر توش
این چطور تقصیرِ منه؟
اول از همه، صدات رو برای من بلند نکن
بعد اینکه کی ما رو قانع کرد که پول رو برداریم؟
دینگ دانگ، خودِ حرومزادهت
خیلیخب، پس تقصیرِ منه
،ولی مسئله من نیستم مسئله پول نیست
جونِ مگان در خطره
،ممکنه همین الانش هم مُرده باشه بعد شماها عینِ خیالتون هم نیست
هیچ نمیدونی که ما چه بدبختیهایی کشیدیم
کون لقت بابا - ال، به پلیس زنگ بزن و تمومش کن -
پلیسها رو خبر نکنید - میدونی چیه؟ -
واسه اولین بار، یه حرف درست زد
به پلیس خبر نمیدیم
دیگه دیره شیوون
و یادت باشه، تو هم قانونشکنی کردی
حالا نگاهم کن
به کمکت نیاز دارم
،نه به عنوان رئیسم بلکه به عنوانِ رفیقم
من رفیقت نیستم
خودتون این بلا رو سرِ خودتون آوردید - چطور من این بلا رو سرِ خودم آوردم؟ -
.امروز صبح، تو ساعت ۷:۳۰ بهم زنگ زدی یادت نیست؟
زنگ زدم که بیای سر کار - خب ببین عاقبتم رو به کجا کشوندی -
تو چی چارلی؟ هان؟
ما رفیقیم
.برات مواد میخرم سهمم رو بهت میدم
.سهم شیوون هم بهت میدم اون که نمیخوادش
کمک کردن به تو شاملِ چه کاری میشه؟ - کیر توش -
،اول میفهمیم که پول مالِ کیه میریم اونجا
.میکشیمشون، برمیگردیم اینجا همین و بس
یک و نیم؟
یک و نیم
سهمت یک میلیونه چاک، من سهمم رو میخوام - عه؟ -
چاک باشه، من هم هستم - خیلیخب -
همین رو میخواستم بشنوم
خب، نقشه چیه؟
وسایلت رو جمع کن - اون یارو و پولها -
هنوز توی زیرزمینن؟ - آره -
.الکس، یه ماشین دیگه بردار باید بدون اینکه شناسایی بشیم، خارج شیم
من میرم سراغ رفیقمون - خوبه -
درسته که چاک لیونورت یه سری مشکلها داره
ولی وفاداره
حاضره واسه کمک بهت جونش رو فدا کنه
صرفا امیدوارم که بتونی از پسِ عذاب وجدانش بربیای
میتونم - اگر اینطوری فکر میکنی، باشه -
همینطور فکر میکنم
میکشمش
لطفا، بفرماید
سلام - برو روی مبل بشین -
دیگه وقتش بود بیای، نه؟ - خب، یه مشکلی داریم -
عه، نه بابا؟ این دیگه کدوم خریه؟
یکی از نظافتچیهاست - آهان، بیا اینجا ببینم -
چرا بهجای کیفِ پر از پول یه دختر برام آوردی؟
چون اونجا نبود
لابد نظافتچیها بردنش
و حالا ایشون، اهرم فشارمونه
این آدمها کی هستن؟
نمیدونم
از من چی میدونی، راب؟
من
رئیسی - آره -
بیش از حد از ماکیاولی نقلقول میاری
آره - ...و -
.وایسا، نه، نه، وایسا جمله اولت رو تکرار کن
رئیسی
.آره. هر رئیسی هم نیستم راب از اون رئیسهاشم
خیلیخب
هر تشکیلات و سازمان دیگهای رو میشه تعقیب و سرنگون کرد
درسته - پنج خانواده مافیا که معرف حضورت هستن دیگه؟ -
همهشون رو گرفتن
کارتلها چی؟ رو به رشدن، ولی اونها رو هم میگیرن
ولی من؟ یعنی ما رو چی؟
کمیسیون؟
دستشون به ما نرسیده، درسته؟
بله - میدونی چرا؟ -
قراره علتش رو بهم بگی، درسته؟ - آره -
چون هفت سال تمامه که سبیل پلیسهای فاسد رو چرب میکنم که هوامون رو داشته باشن
رشوه، یکی از سنتهای دیرینه دنیاست
.و هیچکس بهتر از من انجامش نمیده عذر میخوام
حالا گوش بگیر اگه پوله رو برام نیاری
اونوقت باید چه کنیم؟
...خب
نه... استفهام انکاری بود. جوابش مشخصه
کلاهمون بدجوری میره تو هم
.ببین من نمیخوام بکشمت ازت خوشم میاد
من هم. من هم - درسته. ولی اگه پوله رو پیدا نکنی -
چاره دیگهای ندارم
میرم اون پول... اون پول کیری رو پیدا میکنم
آره. حالا شد
پیداش میکنم
میرم پیداش کنم - آره -
آخرسر میکشمش
فــیــلــمـ ـکیو: سرویس آنلاین تماشا و دانلود فیلم و سریال
فکر میکردم چارلی تو ون زندگی میکنه شیوون
آره. برای مواقع اضطراری ساخته شده
خوب داره رگ و ریشهی آمریکاییش رو پنهون میکنه ها
اینجا حکمِ دیزنیلندِ روانیها رو داره
خیلیخب. برین تو. برو
ببندش
بشین اینجا داداش
بیا جلو. شرمنده
دیگه چارهای نیست
آره خب
مجبورم
جات راحته؟
آره - خوبه -
...شیوون؟ چارلی؟ شیوو
چارلی
از دست کی قایم شدین؟
خدا
گندش بزنن
الان نکش. یعنی کلا نکش
میدونی چیه؟ ...ببین، چارلی
چارلیای که نشئه نباشه میتونه شبیه آدمیزاد حرف بزنه
ولی چارلیای که به جای خون پیسیپی تو رگهاش جاریه، نه
اونوقته که تو نظرت داره برف میباره
واسه همین کف زمین لخت میشی تو خیالت فرشته برفی درست میکنی
ناموسا چه مرگته آخه؟
قیافهت به این خوبی و جذابی این کارها چیه؟
باشه قبول
خوبه
میری یارو رو یهکم سوال جواب کنی؟
تـ... تف توش
حق با توئه
استعدادهام نم کشیده
آفرین رفیق
از پسش برمیاد
دالی - وای. دوباره توئی -
موقعی که داشتیم این عوضی رو غل و زنجیر میکردیم تو حال خودم نبودم
گشتینش؟
نه - از دست این آمارتور بازیهاتون -
بیا ببینم
.بابا بهم بگو چی میخوای نیازی به این همه خشونت نیست
میخوام برم سراغ بالادستیهات
کلهگندهتون کیه؟ - نمیدونم -
چرا میدونی - نه -
سلسله مراتب و ساختار قدرت کمیسیون خیلی پیچیدهست
هر کدوم از اعضا فقط چند نفر دیگه رو میشناسه
پیدا کردنش مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاهه
یه جایی تو این گوشی قطعا اسم رئیست هست
خیلی دوست دارم زیر فشار شکنجه و کتک از زیر زبونت بکشمش بیرون
آره عاشق این کاره
یا میتونم با زبون خوش خودم بهتون بگم
فقط اسمش رو بگو دیگه نبینم بهم بگی چی چی بگم
دیارمید - آفرین -
میتونین برین سراغ اون تا به اصل کاریها برسین - آفرین -
آره؟
ایول
شیوون
آره. همینی که دوستمون گفت
قابلتون رو نداشت
جاش رو پیدا کردیم
این حرومزادهها هرکدوم فقط چندنفر دیگه از اعضا رو میشناسن
واسه همین باید آروم آروم برسیم به کلهگندهها
.حدس میزدم بتونین یه چیزی از زیر زبونش بکشی ساکمون رو حاضر کردم
نه. وایسا
شمشیره رو نگاه
الکس
بله؟ - مال منه -
سرورم
دختره - حتی اسمم واسهش انتخاب کرده -
الکس - بله؟ -
.باید با ماشین تو بریم چون ون رو میشناسن
آره - ردیفه -
خیلیخب - شرمنده رفقا -
یه مسئله کوچیکی هست
وای نه
فقط دونفر تو ماشینم جا میشن
آره
...خب، میتونم - شرمنده -
...چارلی
سوئیچش رو تو خونه جا گذاشتم
خب برو بیارشون دیگه
بدو - آره. باشه -
بجنب - همینجا بمون -
برو سوئیچش رو بیار
به گام میده امروز
ما دنبال کلهگندههاتونیم. رئیست کیه؟
هنوز هم نمیخوای حرف بزنی؟ دوباره
خوبه؟ - آره -
ببین اصلا برام مهم نیست زنده بمونی یا نه
رئیست کیه؟ - اوکانر -
رجی اوکانر - دیدی سخت نبود؟ -
روال شد دیگه؟
آفرین پسر خوب
وایسا! چه گهی میخوری؟
شب بخیر
مُرد که - آره -
کشتیش
تا حالا جنازه ندیده بودی؟
چرا. ولی خودم نکشته بودمش که
خب طوری نیست. این یکی هم تو نکشتی - کیر توش -
میتونم یه سوالی ازت بپرسم چارلی؟ - ها؟ -
تو ارتش چه کاره بودی؟
کی گفته تو ارتش بودم؟
حالا اگه بودی، چه کاره میشدی؟
تا حالا «سی دقیقه پس از نیمهشب» رو دیدی؟
ها اون فیلمه رو میگی. آره
آره. یه همچین چیزی تصور کن
ما صرفا خدمه پاکسازی صحنه جرمیم
...این خدمه پاکسازی صحنه جرمی که میگی
یعنی همهتون از اول تو این کار بودین؟
یکیشون دوست داره مبارز امامای بشه
اون یکی کهنه سربازه
و سومی... خب چیز زیادی دربارهش نمیدونیم
اطلاعات زیادی دربارهش ندارین؟
چند وقته دارین باهم کار میکنین؟
یه سالی میشه
یه سال؟ اونوقت هیچی ازش نمیدونین؟
قبلا ملت از جیک و پیک زندگی هم خبر داشتن ها
خدایا
یه بار فقط سه روز سرایدار جایی بودم
و غذای شب کریسمس موردعلاقه تک تک همکارهام رو هم میدونستم
از سرایداری شدی به سردسته تبهکارها؟
چه مسیر جالبی رو تا رسیدن به موفقیت طی کردی
آره خب. من خیلی خفنم
رئیس
بله؟
یه مشکلی پیش اومده
داری چای میخوری؟ ناموسا؟
آره. دارم چای میخورم چیه مگه؟
الان مشکلت اینه؟ مشکل چای کیری منه؟
نه. نه
اوکانر یه پیام عجیب و غریب ...از دیارمید به دستش رسیده
بنال دیگه لعنتی
طاقتم رو طاق کردی د لامصب - باشه. باشه -
رفتیم یه سری بهش بزنیم که نعشش رو توی استخر خونهش پیدا کردیم
خب؟ - میخواست حرف بزنه. متوجهی؟ -
بعدش رفتیم سراغ اوکانر
با کیها در ارتباط بوده؟ - دنی و جک -
اولین روش برای تخمین هوش یک حاکم»
«نگاه کردن به افرادی است که او در اطراف خود دارد
آره
ماکیاولی - آره -
و تو باعث میشی من احمق بهنظر برسم
راب
پوله رو برات پیدا میکنم
به نفعته این کار رو بکنی چون دفعه بعدی خشابش خالی نیست
خدای من
اصلا حس خوبی ندارم
چه کار میکنی چارلی؟ الان وقتش نیست
چرا اتفاقا وقتش دقیقا الانه
بیخیال داداش. این مدت حالت خیلی خوب بود
گندش بزنن
اوضاع قراره خیلی بدتر از پیش بشه
بزن بریم
بدتر؟
یه لحظه. چرا حس بدی داری؟
برو
چی کار میکنی؟ - برو -
...چارلی، من
در بزن
چی؟
در بزن
لعنتی
نمیخوایم زنگشون رو بزنیم در بریم که
بزن
لعنتی
بعضی وقتها واقعا ازت بدم میاد
اولین نفری نیستی که این رو میگه
تف تف تف
یه بار دیگه
ظاهرا خونهن
پس واسه این مجبورم کردی در بزنم
باید میفهمیدم کسی خونهست یا نه دیگه
کارت خوب بود
آفرین - کیف رو رد کنین بیاد -
بریم سروقت کارمون - تو برو داداش -
یالا
بیا
با اجازه این رو برمیدارم
این چیه؟
کیرم دهنتون
حرومزادهها
چطور مطوری رفیق؟
دندههام همه از دم شکستن
طوریت نمیشه
این کیه؟
نمیتونم با کسی که حاضر نیست دستش به خون آلوده شه کمیسیون رو نابود کنم
باشه آدم میکشم
آره
به پول فکر کن
به مگان - آره -
مگان دست این حرومزادهست
بزن مخش رو بپاشون کف زمین
نمیتونم چارلی - چرا میتونی -
اسلحه رو بگیر سمتش و بکشش
باشه
انگشتت رو بذار رو ماشه - باشه -
نفست رو بده تو
بکِشش و تمام
تو ماشین منتظرت میمونم
فــیــلــمـ ـکـ.ــیـــو رو تو گوگل سرچ کن
چی کار کردی الکس؟
ببخشید
چیه؟
نظافتچیها اوکانر رو کشتن و از حمله مخفیانهای
که براشون ترتیب داده بودیم هم جون سالم به در بردن
کیر توش
لعنتیها
خوبم. چیزی نیست - مشخصه -
خوبم
همه چی خوب پیش رفته، نه؟
عالی - چاک؟ -
باز نشئه کردی؟
خسته شدم از دست این مسخرهبازیها
تمیز کردن خون؟
من هم
خیر. از دست تو و ریدنهای بیپایانت به فرصتهای زندگیت
کمکم میکنه
هردومون خوب میدونیم تهش به کجا ختم میشه
باید راه بهتری برای مقابله باهاش پیدا کنی
حالم خوبه
تا کِی میخوای اینطوری زندگی کنی؟
والا برنامه داشتم تا آخر عمر به همین منوال پیش برم
اگه همینطوری پیش بری خیلی زود سر میرسه
امیدوارم
جناب قاتلمون اومدش
دلم میخواد این ماجرا هرچی زودتر تموم شه
به زودی تموم میشه
اجازه دادی باز نشئه کنه؟
چی؟
برم ببینم چیز دیگهای از اون کوتوله دستگیرم میشه یا نه
گوشیش کجاست؟
حامیش که نیستم - چرا اتفاقا هستی -
نخیر. نیستم. هزار به علاوه یک بار میگم نیستم - هستی، هستی، هستی -
هستی، هستی، هستی
خوبی چارلی؟
آره
گندش بزنن
خیلیخب فرزندم
اهل کجایی؟
چرا برات مهمه؟ - نیست -
بچه داری؟ - نه -
من دارم
خیلی رو مخن ولی ترجیح میدم زنده بمونن
خب بگو ببینم
مهمترین آدمی که شمارهش تو گوشیته کیه؟
به اون دوستتون گفتم
یه اسم تحویلش دادی ولی نه اونی که باید
یه شماره توی این گوشی هست که برای مواقع اضطراری تعبیه شده، همیشه هست
به اسم «کمک» ذخیره شده - آها. آفرین -
بگو من تقصیری نداشتم - خفه شو -
خیر. دنی نیستم
به تو ربطی نداره کیام
ولی میخوام با رئیست یه معاملهای بکنم
کجا همدیگه رو ببینیم؟
.خوب میشی قتل اول همیشه سختتره
چیزی دستگیرت شد؟
نه چیز خاصی نگفت
یه سر میرم بیرون
کجا؟
برم غذا بگیرم
میشه یه مسکن برای معدهم بگیری؟
حتما
چاک، واسه تو غذای گیاهی بگیرم؟ - آره -
هنوز هم حرفهایی که زدی رو باور نمیکنم
آخه چرا باید دروغ بگم؟
در هر صورت که کونتون رو پاره میکنیم
نه
از این خبرها نیست
نه
پس چرا میخوای بدونی کیان؟
میخوای بدونی چرا هنوز نکشتیمت؟
البته
چون من خواستم
این... تنها دلیلیه که براش وجود داره
.هر وقت عشقم بکشه میتونم بکشمت آب هم از آب تکون نمیخوره
درسته
ولی اینکه میدونم
ممکنه... ممکنه بتونم
جلوی اونها بکشمت یه هیجان خاصی داره
تو براشون مهمی
و میخوام با استفاده از این قضیه تو لحظات واپسین عمرشون، زجرشون بدم
پس دیگه واسه من بلبلزبونی نکن
اصلا خیال نکن ته داستان ممکنه زنده بمونی
چون مُردنت دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نه
...حالا بذار صرفا واسه خنده
جونت رو بسپریم دست خدا
من آتئیستم
چه وقتی بهتر از الان؟
حرف آخر؟ - کیرم دهنت -
پدرسگ - برو یه اسلحه بردار. یالا -
لعنتی
گندش بزنن
تو میتونی الکس
تو خیلی قدرتمندی
سرت رو بدزد
چارلی
آره
تف. دنی
پول
گه توش
چرا؟
شیوون
درمون گذاشت
تف. چاک
چی... تف
پیدامون کردن
متوجه شدم
پول رو هم بردن؟
از کفمون رفت
احتمالا اینطوری بهتره
از همون اولش هم زیادی خودمون رو غرق کثافتش کردیم
گفتم احتمالا اینها رو بخوای
کلیدهای مال منم داشتی؟
جان؟
از اونجایی که تو فروختیمون کنجکاو شدم، خواستم بدونم
من کسی رو نفروختم
صرفا پولشون رو پس دادم. همین و بس
حالا دیگه میتونیم برگردیم خونه - نه -
دیگه از این خبرها نیست
باید هم مگان رو پس بگیریم هم پولمون رو
مگان مرده ال
این داستانها همیشه همینطوری پیش میره
هر چی زودتر این واقعیت رو بپذیری سریعتر میتونی به روال زندگی برگردی
جامون رو بهشون لو دادی؟
نه معلومه که نگفتم
حتما جیپیاس گوشی اون مردک احمق روشن بوده
با این حرکت مسخرهای که زدی ممکن بود جفتمون رو به کشتن بدی
مسخره نبود چاک
اینطوری به نفعمون شد - برو. حالا -
...اون پول کثیف - لعنت بهت -
برو - چاک؟ -
فکر کردم دارم با این کار... چاک - برو دیگه. گورت رو گم کن -
وایسا - چیه؟ -
...خواهش میکنم. باید درک کنی که
برو
چارلی؟
بله
تو هم فکر میکنی مگان مُرده؟
نه
کمکت میکنم پیداش کنی
و پول رو
واقعا؟
نمیتونم دروغ بگم
فکر میکنم جدی جدی دیگه دوست شدیم
یعنی خب قرار نیست مثل مگان ...باهات سکس کنم ولی
نه. البته که نه
فکر کنم دیگه دوست محسوب میشیم
آره
دوستیم - آره -
چارلی
به عنوان دوستت باید بگم حق با شیوون بود
...باید مواد رو بذاری کنار صرفا خواستم گفته باشم
صحیح
چارلی
یه سوال دیگه هم داشتم
درخدمتم الکس جان
تو... یه جنایتکار جنگیای؟
نه به صورت رسمی
هیس
آهان
هیس
...خب
میبینم که بعضیها کارشون رو خوب انجام دادن
شمردمشون. دست نخورده
آره
آره
چطوری پیداش کردی؟
بین نظافتچیها اختلاف افتاد - ایول -
یک مرد عاقل از ابتدا کاری را انجام میدهد» - نه -
«که نادان در پایان به آن میرسد - نه -
ماکیاولی
نزدیک بود از ذوق شق کنم داداش
واسه خوشحال کردن تو گفتمش - خیلی خوشحالم که مجبور نیستم بکشمت -
من هم - آره -
به اون افسرها زنگ بزن که قضیه رو فیصله بدیم
باشه - خیلیخب -
میشه یه کوچولو حسشون کنم؟
نه. نمیشه - چه سوال احمقانهای -
درسته. حالا اشکال نداره
دوستت دارم - من هم -
گمونم الان دیگه وقتش رسیده که من رو بکشی - خب -
نه
چون خدا میخواد زنده بمونم؟
چی؟
نه.. من به خدا اعتقادی ندارم
صرفا دوست دارم بگم - پس چرا؟ -
دوستهات هنوز زندهن و باید تاوان کارشون رو بدن
پس تا وقتی هنوز یه جایی اون بیرونن زنده میمونی
هورا - هورا -
از سر راه برو کنار
در دسترس نمیباشد...
لطفا بعد از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بگذارید
...هی، ال
میدونم کار بدی کردم و نزدیک بود کشته بشین
ما یه سری سوال ازت میپرسیم
و جنابعالی هم جواب میدی ...چون اگه تخم کنی و جلومون دربیاری
تا حالا اسم غرق کردن مصنوعی به گوشت خورده؟
ولی خب تو دوستی کمتجربهم
واقعا نمیخواستم بلایی سرتون بیاد
نمیخواستم سرانجام تو هم مثل مگان بشه
...حالا نه اینکه بگم کشته شده ولی
رئیست کیه؟
چارلی
چیه؟ - گمونم این دیگه زیادهرویه -
بیا
بگذریم. امیدوارم حال تو و چاک خوب باشه
هروقت تونستی یه زنگی بهم بزن
عمیقا متاسفم و دوست دارم بتونیم باهم درموردش صحبت و حلش کنیم
بازش کن - باشه -
.الکی به خودتون زحمت ندین. میشناسمتون بریم سراغ اصل مطلب
دنبال کیفه میگردین دیگه؟
نه - آره -
من دنبال اون دخترهم که با کیف بردنش
خب به من چی میرسه؟
چی میخوای؟ - پول. هزینهش رو بدین -
نه. پول خودمه
خب نمیشه که خالی خالی
اصلا میدونی چیه؟
باشه. یه چیزی بهت میدم - باشه -
اینکه قول بدم در ازاش یه گلوله تو مخت خالی نکنم چطوره؟
یا اینکه قبل از اینکه یه دبه بنزین
روی صورتت خالی کنم
به دوستم چارلی نگم چشمهات رو با این فندکه بسوزونه؟
باشه. باشه. قبوله
فقط قول بدین بعدش ولم میکنین برم
قبوله - اسمش گابریل برته -
نمیدونم دختره کجاست ولی اگه دست بجنبونین کیفه دستشه، میتونین ازش بگیرین
تو یه انبار خالیه نزدیک اسکله
...خب؟ حالا
ببندش - میذارین برم؟ -
.توافق کرده بودیم ها فکر کردم ولم میکنین
وقتی دوستدختر کسی رو میدزدین باید پای لرزش هم بشینین
توی یه دنیای ایدهآل،میزدیمشون کنار و صاف میرفتیم تو
ولی ما فقط دونفریم
اگه عنصر غافلگیری رو از دست بدیم دستمون به هیچجا بند نیست
آره. درست میگی
باید یه راهی از پشتش پیدا کنیم
بریم
یالا چارلی. برو تو کارش
ببند
هوی حیوون! مال من بود ها
لاشی بیشعور
بذار من اول برم تو
ببین، من از ارتفاع و نردبون میترسم میخوام اگه یه وقت افتادم
میخوام رو یه چیز خوب و احمق بیفتم، خب؟
مرسی
مراقب اون شمشیره هم باش
خیلیخب
اگه شیر اومد زنگ میزنیم به عیال
خط اومد، دوستدختر
شیر اومد
جهنمالضرر. سه بار میندازم بعد نتیجهگیری میکنم
اومدن
میدونم. خودم شنیدم
ظاهرا دارن خوشآمد میگن
حدس میزنم اون خوشتیپه که کت و شلوار پوشیده گابریل باشه
آره
این هم پولتون. همونطور که قول داده بودم
بهخاطر این تاخیری که پیش اومد هم یه مبلغی گذاشتم روش
دیگه بیحساب شدیم، درسته؟ - نخیر. کور خوندی گابریل -
خیال کردی یه چیزی دستی میذاری روش و منم چشمم رو روی این ریدمانی که بالا آوردی میبندم؟
چندین خونه پر از جسد رو دستم گذاشتی که باید جمع و جورشون کنم
تیراندازی تو محلههای حومهی شهر
یه سری مشکلات برامون پیش اومده بود دیگه
.مطمئنم درک میکنی هرکسی چنین موقعیتی رو درک میکنه
یکی باید این ماجراها رو گردن بگیره
پس یا خودت رو تحویل میدی
یا یکی از زیردستهای کلهگندهت رو
تصمیمش با خودته
روش اشتباهی رو پیش گرفتی
همیشه همین کار رو میکنی
هیچ گریزی از جنگ نیست» تنها میتوان آن را
«به نفع دیگران به تعویق انداخت
آره همین
باز هم ماکیاولی تخمی؟
...وایسا ببینم
پشمهام
افسر جیمز درک درستی از روش صحیح انجام کارها نداشت
از امروز من عهدهدار کارها میشم
و سهممون هم افزایش پیدا میکنه
فردی که به شیوهای خاص خو گرفته» هرگز تغییر نخواهد کرد
هنگامی که زمان تغییر فرا برسد و وی نتواند با شرایط وفق یابد،
«.ناگزیر سقوط خواهد کرد این هم از این
خوبی؟
یا خدا
به گا رفتم
ببین. وقتی تموم شد بیا پیشم
نباید زنگ بزنیم نیروی پشتیبانی؟
نه بابا! اینها نظافتچی صحنه جرمن
خطرناک نیستن که - ...ولی -
کجا؟
اگر از انسان بترسند بهتر است» «تا انسان را دوست داشته باشند
اگر از انسان بترسند بهتر است» «تا انسان را دوست داشته باشند
اگر از انسان بترسند بهتر است» «تا انسان را دوست داشته باشند
اونی که مسلسل دستشه رو بزنین
خدا لعنتتون کنه
یه مشت کسکش
هوی! پاشو اگه همین الان پا نشی
خودم پا میشم سرت رو له و لورده میکنم
تف
هنوز زندهم
معلومه که زندهای کسخل
گندش بزنن
ادامه بدین. به این حرومزادهها شلیک کنین
دارم خشابهام رو پر میکنم
وسط تیر و تیراندازی برداشتی با خودت شمشیر آوردی؟
بیا ببینم
لگد زدی به زانوم
!بعد سعی کردی با شمشیر بکشیم
کسکش
اینجا چه غلطی میکنی؟
چطوری پیدامون کردی؟ - چاک بهم پیام داد -
مگان زندهست. پیداش میکنیم
.میتونی یه مشت حواله صورتم کنی حق داری
نه مشت نمیزنم
یه کاری میکنم که هزار برابر بدتر باشه
میبخشمت و تا آخر عمرت
منتش رو سرت میذارم
من که راضیم. چاک کوش؟
ظاهرا بدجوری دردت گرفته
باید زیر چکمههام لهت کنم
ولی نمیکنم
اینطوری خیلی بیشتر حال میده
کاری میکنم تخمهات بیاد تو حلقت مادرجنده
چه حسی داره؟
چشمهات رو ببند عزیزم
الانه که دیگه تموم بشه. نه عزیز دلم
چشمهات رو ببند
هیس
ببند
کیر توش
وایسین
چیه؟
.فقط یه سوال ازتون دارم از جانب یه جنایتکار حرفهای از یه جنایتکار حرفهای دیگه
شماها دیگه چه جونورهایی هستین؟
نظافتچیهای زندگیِ خوب
سلام چارلی
چطوری عزیز؟
یالا - پاشو -
خدایا - چقدر سنگینی تو بشر -
باریکلا پسر خوب
خوشحالم میبینمتون
ببند گالهت رو. رئیست کجاست؟
بالاست
تو اون اتاق کوچیکه؟
عالی شد
آخه این رو همراهم آورده بودم
خیلی دلم میخواست این نارنجکه رو تست کنم
به این میگن زن
عوضی
وای. پولها
من میرم سراغش
شماها برین سراغ رئیسه
مرسی
نزن جان من
شرمنده
اون بالاست؟ - آره -
با این راحتی؟ - آره -
بریم
بپا
تف
!برگهام! زندهای
پاشو عزیزم. آفرین
کس دیگهای هم اینجا هست؟ چون واسه محکمکاری میخوایم اجساد رو منفجر کنیم
من زندهم
زندهم
خدمت شما
بلا ملایی که سرت نیاورده؟ - نه خدا رو شکر -
خیلی خوشحالم زندهای - فکر میکردی مُردم؟ -
معلومه
از پشت اون میز کیری پاشو
یالا
دستهات رو بذار پشت سرت
پس گابریل گابریل که میگن توئی؟
آره خودمم
اسم تو چیه رفیق؟
اول از همه اینکه من رفیق جنابعالی نیستم
و دوم، یه شاتگان دستمه
که میتونم باهاش یه سوراخ قد جبل الطارق وسطت باز کنم
و سوم اینکه، تو دوست دخترم رو دزدیدی
اسم من الکسه
کتابهای ماکیاولی رو خوندی؟
نه
نخوندم
یه نقلقول ازش هست که میگه
بگو - ...میگه -
همه کس ظاهر ات را میبینند»
«امّا چند تنی میدانند که بهراستی چه ای
لعنتی
الکس
به گای سگ رفتی دیگه فایده نداره
[ شهریار اثر ماکیاولی ]
آره. چرا که نه؟
تموم شد
میدونستم وجودش رو داره
سلام مگ. چطوری؟ - خوبم -
اذیتت که نکرده؟ - نه. خوبم -
خیلیخب - بریم دیگه -
آره واقعا
چرا دستت رو دورم حلقه کردی؟ خوبم
نمیخواد بهت دلداری بده که احمق
پام تیر خورده کسخل
راست میگی. ببخشید
خب حالا چه کنیم؟ - تیم خوبی هستیم واقعا -
بار اول که نبودم واسه همین میخوام امتحانش کنم
بیا چاک - میدونی چیه؟ -
دست به کشتنم خوبه
آره. کارت خوبه
ولی حالا زود جوگیر نشو
باید یه ون بزرگتر بخریم، نه؟ - آره -
شیوون - بله؟ -
بچههات رو چی کار کردی؟ - تو ون نشستن -
خیلیخب
بیاین بریم
«ادامه دارد»
« مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی » ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .:
دانلود فیلموسریال بدون سانسور، با زیرنویس چسبیده و پخش آنلاین .:: FilmKio.Com ::.
سلام
هستین؟
نمیخواین آزادم کنین؟
آخه... قرارمون این نبود
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.