Afrikaans
Akan
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مدیران سایت ها و چنل های تلگرامی دانلود فیلم و سریال و شبکه های ماهواره ای لطفاً وجدان داشته باشید و حاصل زحمات دیگران رو با حذف نام مترجم بنام خود تمام نکنید چرا که پشت سر اون دسته از کسانی که دست به حذف نام میزنن مطمئن باشین حرف های خوبی گفته نمیشه و اسم تمامی سایت های دزد و چنل های تلگرامی دزد در تمامی محافل با حرف های ناپسندی نقل میشه
تغییر نام مترجمین و اشخاصی که در ارایه این زیرنویس نقشی داشته شرعاً حرام بوده لطفاً با رعایت عدم تغییر به شعور خودتون و مخاطبین احترام بگذارید با سپاس : قاسم سمنگانی عضو کوچکی از علاقمندان به سینما 1403/05/29
وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی تقدیم میکند
آدرس کانال تلگرامی وبسایت بهارات مووی @bolymix
مدیر وبسایت : نوید مرادی
آدرس پیج اینستاگرامی بهارات مووی bharaatmovie
حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی از وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی اشتراک تهیه نمایید
لذت تجربه سینمای هند با بهارات مووی www.baharatmovie.com
مترجم : طاهر
.مرجع بهارات مووی با افتخار تقدیم میکند www.baharatmovie.com
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
صبح بخیر حیدرآباد
اخبار خسته کننده
پسری به نام رگاو از تپه ای پرید و جان سپرد
و هیچ کسی در اطراف نبود که ویدیو بگیره و وایرال کنه
نماهای انحصاری پهپاد با موسیقی درام
"او به آسمان رسیده است، مرد مرده"
ای خدا
واقعا وجود داری؟
زمانی که روی بیوگرافی من کار می کردی، چیزی زده بودی؟
یا فکر کردی زندگی من یه آزمایشه؟
میگن خوب ها همیشه رنج میبرن
پس
وایه همین این همه آشفتگی درست می کنی
درسته ها؟
آه... اشتباهه
هیچ منطقی تو فیلمنامه شما وجود نداره
همه میگن من یه ناقصم
من این قطعه معیوب رو نمیخوام.
خودت نگهش دار
من میرم
اما
در زندگی بعدی
منو به یه ستاره پرفروش تبدیل کن
بسه
پایان
چطور میتونی بخندی؟
من دارم میمیرم و تو دلت میخواد بخندی؟ ها؟
متاسفم، متاسفم
راست میگفتن
چه لذتی برای زن بهتر از عذاب مرده؟
درست میگن، اینطور نیست؟
متاسفم. متاسفم
یکم خنده داره
خنده دار؟
زندگی من به نظر شما کمدیه؟
به همین دلیله که من هرگز احساساتم رو به اشتراک نمیذارم
به هر حال کسی نمیفهمه
یادداشت خودکشی نوشتی؟
یادداشت خودکشی یعنی
تمام دردهام رو روی کاغذی بنویسم
و کسانی که اونو میخونن میفهمن. ها؟
اگه همچین کسی هست من چرا اینجام؟
من کسی رو ندارم
من تنهای تنها هستم
هی گریه نکن
الان همه منو با تو دیدن
پلیس ها میان و از من می پرسن که چه اتفاقی برای شما افتاده
چرا به من نمیگی حداقل کمکت کنم؟
ها؟
چطور میتونی خودخواهی خودتو قبل از مرگ من قرار بدی؟
من حاضرم به حرفات گوش بدم به من بگو
ها؟
میخوای بشنوی؟
اول به سوال من جواب بده
در زندگی، چه چیزی برای همیشه ماندگاره؟
ماندگاری در زندگی چیه؟
خورشیدی که هر روز طلوع و غروب می کنه
باد ملایم
قطره های باران
امواجی که به نوعی به ساحل میرسن
بچه هایی با لبخندهای معصومانه
افرادی که عاشقن
و در نهایت، این خلقت شگفت انگیز
دیگه چی میخوای؟
چی؟
اهل اینستاگرامی؟
صفحه داری؟
یا شاعری، هوم؟
عزیزم
هیچ چیز در زندگی برای همیشه ماندگار نیست
هیچ چیز در زندگی دائمی نیست
هی
امضای پدرت رو جعل می کنی؟
مادر، سخته. من چیزی نمیفهمم
کتاب ریاضی پر از مشکله مامان
مامان، درس خوندن کار من نیس از من دریغ کن لطفا
رگاو بذار یه چیزی ازت بپرسم
تو این دنیا کی رو بیشتر از همه دوست داری؟
البته که تو مامان
پدرت هم همین حس رو نسبت به من داره
اما وقتی از پدربزرگت خواستگاریم کرد
پدربزرگت موافق نبود
بعد پدرت شبانه روز کار کرد، خوب درس خوند و شغل عالی پیدا کرد
وقتی دوباره به پدربزرگت نزدیک شد، گفت باشه
یه دختر خوب مثل منم باید تو زندگیت باشه، درسته؟
پس باید سخت کار کنی، خوب مطالعه کنی و یه کار خوب پیدا کنی
اگه احساس کردی این کار از دستت خارجه و درس نخونی همسری مثل عمه ات می گیری
گمشو
دوباره بیا تا پاهات رو بشکنم
به هیچ وجه مامان من یه دختر خوب مثل تو میخوام
هرچقدر هم که سخت باشه، خوب درس میخونم و شغل خوبی پیدا میکنم، مامان
پسر عزیزم
تو خوش شانسی مرد
همسرت خیلی زیباست خوب مراقبش باش
چه عروس شیکی
مثل هنرمنداس
این مرد سیاه چطور چنین دختر زیبایی رو پیدا کرده؟
چرا که نه؟
اون از دوران مدرسه تو همه چیز اول بود
سخت کار کرد، خوب درس خوند و شغل عالی پیدا کرد
بایدم یه دختر آبرومند پیدا کنه
سلام آقا
یک، دو، سه... به رگاو نگاه کنین
چه مرد تغییر یافته ای شده
قدم گذاشته به زندگی جدید
مراقب باش عزیزم
خوب غذاتو بخور
برادر، برادر چرا جابه جا میشی برادر؟
داداش لطفا ترکم نکن
صبر کن! نفس بکش - بهت نیاز دارم داداش
ما تازه ازدواج کردیم، درسته؟ میریم ماه عسل
ماه عسل؟ یعنی چی برادر
ساده اس پسرم
همسرم با پشت سر گذاشتن پدر و مادر و خانواده اش پیش من اومده
میخوام بهش بگم که زندگی با من چقدر زیبا خواهد بود
بنابراین، میخوام اونو برای چند روز بیرون ببرم و یه نمونه بهش نشون بدم
کجا میری داداش
پاریس
اون کجاست؟
تو کشور ما نیست
باید پرواز داشته باشی
رگاو
هی
وایسا
خانم
هدف شما در زندگی چیه؟
هدف شما چیه؟
هی حرف بزن - یه چیزی بگو مرد
هدف شما در زندگی چیه؟
خانم! من میخوام خوب درس بخونم، شغل خوبی پیدا کنم و با یک دختر خوب ازدواج کنم
و اونو برای ماه عسل به پاریس ببرم، خانم
هدف من همینه
پاریس
در هر دیوار، در هر بخش و در هر سایه، عشق رو میبینین!
به همین دلیله که فقط عاشقان به اونجا میرن
وقتی با خانم روی برج ایفل می ایستید
انگار برج با شما صحبت می کنه، قربان
با افتخار به شما میگه: "اگر مترادفی برای معماری وجود داشته باشه، اون من هستم"
وقتی در ساحل رود سن می نشینی و به آب های جاری اون گوش می کنی
انگار داری موسیقی گوش میدی
میتونم در مورد شگفتی های معماری و جاذبه های فرهنگیش ادامه بدم
اما مهمترین چیز در مورد پاریس غذاشه
اگه یه بار بچشید دیگه آشپزی خانم رو تشویق نمیکنید
بنابراین، به بیان ساده، پاریس یک بهشت روی زمینه! آقا
همراه با چمدان خود، لطفاً رویاهای خودتونم ببندید و یک چوب سلفی هم ببرید
تا لحظات "اوه لا لا" خودتونو بگیرید
برای اقامت سه روز و دو شب چقدر میشه؟
فقط 99999 روپیه و شامل هزینه های سفر و سایر هزینه ها میشه
به نظر میرسه که شما با پاریس آشنا هستین
چند بار رفتین؟
آقا
من حتی پاسپورت هم ندارم آقا
تا زمانی که ازدواج کنم و نام همسرم رو در ستون همسر بنویسم
برای پاسپورت اقدام نمی کنم
باشه
ممنونم آقا. روز خوبی داشته باشید
مدیر می خواد تو رو ببینه
داشت فریاد می زد؟
عصبیه
آقا می خواستی منو ببینی؟
آره دقیقا
چه کار کردی؟
آقا من چیکار کردم
من چه کار کردم صورتتو اونجوری نکن
چه کار کردی؟
آقا من چیکار کردم من همه کارها رو درست انجام میدم، قربان
مشتریا خوشحال هستن و افزایش فروش وجود داره، آقا
دقیقا
منم میخوام بدونم چطور این کار رو انجام دادی
قبل از مهلت مقرر به اهداف خودت رسیدی
شرکت بسیار بسیار خوشحاله
بنابراین، شما به عنوان مشاور ارشد سفر ارتقا پیدا میکنی
با افزایش 36 درصدی حقوق، تایید شده توسط شرکت
یک دقیقه آقا
فوق العاده اس آقا
چه اتفاقی افتاد؟
چرا فقط در مورد یه ترفیع اینقدر احساساتی میشی؟
از الان میتونم 6750 روپیه بیشتر برای ماه عسلم پس انداز کنم قربان
میخوای برای ماه عسل پول پس انداز کنی؟
بله قربان
سال ها پیش یکی مثل تو فکر می کرد
قبل از اینکه بتونه هفت قدم رو برداره، هفت تپه رو بالا رفته بود
هی، برای رفتن به ماه عسل اول باید ازدواج کنی، مرد
برای ازدواج ابتدا باید یک دختر پیدا کنی
وقتی دختری پیدا کردی و تاریخ مشخص شد، ازدواج میکنی
بعد به ماه عسل میری
احمق
بیخودی در شادی غرق شدی
میتونی بری - باشه قربان
متاسفم
سلام پاویترا
من تازه ترفیع گرفتم
واقعا؟
با 36 درصد افزایش حقوق
اوه تبریک میگم
خب... چرا ما ازدواج نمیکنیم تا برای ماه عسل به پاریس بریم؟
من یه سال پیش ازدواج کردم مرد
اگه شوهر شما مشکلی نداره، فکر نمیکنم این پسر مشکلی داشته باشه
فقط یه شوخی بود دختر، همین
اوه، ها؟
داداش
من تو رابطم
این چیه دیگه؟
فکر نکنم متوجه بشی داداش
مهم نیست
داداش
هی، وقتی بچه بودیم والدینمون به ما چی می گفتن؟
می گفتن مکیدن انگشت منجر به اوربایت میشه
منظورم این نبود احمق
"خوب مطالعه کن دختر خوبی پیدا می کنی"
"وقتی یک دختر خوب پیدا کردی، ازدواج مناسبی خواهی داشت"
"وقتی ازدواج درستی داشته باشی، به خوبی به آرامش می رسی"
خوب درس خوندم درآمد خوبی دارم دارم پول پس انداز میکنم
چرا دختر پیدا نمی کنم؟
هی رگاو
در مورد نسبت جنسی چیزی شنیدی؟
مگه نگفتن بعد از عروسی این اتفاق میفته؟
احمق
سکس نه گفتم نسبت جنسی
آمار
به ازای هر ده پسر، فقط شش دختر وجود داره
مثلا چیتی ما
در دوران مدرسه اوشا رو تحت تاثیر قرار داد
الان، دستشم بهش نمیرسه
تو خودت که وضعت بدتره
مال تو دست خودت بود اما مال من سرنوشت بود
ما روی تخت های مجاور به دنیا آمدیم حالا روی تخت یک نفره هستیم
ها؟
مشکل از منه - متاسفم
پس
فک کنم مامانم بهم دروغ گفته
هی، من راه حل مناسبی برای مشکلت دارم
بهت بگم؟ - بله
-همه وسایل خونه قدیمی شدن
همه رو بفروش
سمساری
آفرین
آره
برای مردایی مانند تو تلوگو ماتریمونی دات کام
جیوانساتی دات کام - هی، چرا؟
تو چندتا راه داری
ازدواج برهمنی
ازدواج کاپو، ازدواج ردی، ازدواج مسلمان، ازدواج مسیحی
ازدواج کاتولیک - بس کن، بس کن
من عاشق رنگ ها هستم
من دوست دارم زندگیم رنگی باشه
رویای منه
شوهر آینده من باید آروم باشه
وقتی عصبانیه باید صورتش قرمز شه
وقتی سرخ میشه، صورتش باید صورتی شه
چیزی که دوست ندارم
من فقط یه کارمند دولتی رو ترجیح میدم
شغل دولتی داری؟ - نه
پس چطور جرات میکنی اینطوری به صورت من نگاه کنی؟
فورا نمایه منو حذف کن
گفتم حذفش کن
من خیلی پیشرو هستم
من خیلی ذهنم بازه
شوهر آینده من باید به همان اندازه باز باشه
باشه
من دوتا پسر خوب دارم
تمام روز رو با من می گذرونن
با هم پرسه میزنیم
با هم میریم مسافرت
همه کارها رو با هم انجام میدیم
داداش تو زندگیت بسته بهتری نخواهی داشت
پیشنهاد رو بپذیر
وقتی همه جا هستن، من برای چی هستم؟
برای رفتن به معبد
هی رگاو
میتونی از جستجوی دخترا برداری
عروسی جور شد
ها؟
دختر کیه؟
ناندینی
تو مدرسه با هم بازی می کردید
دکترای روانشناسیه یه دختر خیلی خوب
هیچ دختر خوبی وجود نداره
همه در معرض خطر هستن منقرض شدن
دخترا الان خیلی خطرناکن
خواسته های عجیبی دارن
عکس های اینستاگرامش رو برات میفرستم
خوب نگاه کن
ده روز دیگه ازدواج میکنی
بیا خونه
هی به این نگاه کن چطوره؟ زیبا نیست؟
نگاه کن اون یه پزشکه
عروسی من درست شد
حالت چطوره؟
سلان
هی چرا برنزه شدی؟
ببین چقدر بی تابه
کشیش ساعت 8:45 شد
من باید الان گره بزنم، درسته؟
عروس رو صدا کن، من میرم تا پرواز پاریس رو بگیرم
چرا عجله پسر؟ اسب هاتو نگه دار
همیشه عجوله
خانم عروس رو بیار لطفا
دخترم عاشق یکی بود. با اون رفته
هی دیوونه شدی؟
لعنتی چی میگی
داداش لطفا کنار
اگه عروسی متوقف شه، پسرم چطور میشه؟
آبروی ما چطور؟
ممکنه عروسی در نیمه راه متوقف شده باشه اما هزینه رو به طور کامل بده پسرم
چقدر شادی می کرد
بریم پاریس داداش؟
باشه
همه شما اینجا هستید. من خیلی خوشحالم
غذا آماده اس
لطفاً یه وعده غذایی مناسب بخورید قبل از رفتن احساس رضایت کنید
بلند شو، بلند شو
بلند شو
غذا خوشمزه است. اما چرا زندگی پسر به هم ریخت؟
خیلی غمگینه، اینطور نیست؟
طعمش عالیه
چرا اینطوری شد؟
ببخشید پسرم
این همه تقصیر منه
من تو رو با عجله به این عروسی آوردم
دیگه بسه
از زندگیت با خوشحالی لذت ببر
دیگه موضوع ازدواج رو مطرح نمی کنم
بابا
یادته قبلا چی گفتی؟
چی گفتم؟
وقتی بچه بودم دوچرخه داشتم چی گفتی؟
اوه... چی گفتم؟
وقتی دوچرخه رو گم کردم. چی گفتی؟
چرا به من نمیگی چی گفتم؟
"اشکالی نداره پسرم. ماه دیگه یکی بگیریم" اینو نگفتی؟
ها؟
پنج دقیقه پیش ازدواج کردم
حالا هم که تبدیل به یه احمق شدم
حالا دیگه در مورد عروسی من صحبت نمی کنی
چطور ممکنه؟
این نیست - پس چیه؟
پیام شما واضحه
زندگی من ... همسرم ... عروسی من من حلش میکنم
من دیگه به تو نیازی ندارم
برو برو برو
همه مهمان ها رو متوقف کردی و برای وعده های غذایی دعوت کردی
برو کارت بکش و صورتحساب ها رو کامل پرداخت کن
اوه عمو شما اینجا هستی
مردم سر بستنی دعوا میکنن
هی عروس رو همه فراموش کردن
غذا عالیه
بستنی داره تموم میشه برات بستنی بیارم؟
اونجا دارن دعوا میکنن سریع بگو؟
گم شو
برادر، برادر… برادر
یکی به من بده
کدوم؟
سریع بگو
چیزی برای نوشیدن برادر
شکست عشقی؟
شکست زندگی
هی داداش
به این پسر مهربون قوی ترینشو بده
بسه، برو
همه دردتو بریز بیرون
بیا
لعنتی
این چه جور داستانیه
تو تحصیل کرده ای
کار خوبی داری
حتی حاضر بودی ازدواج کنی
و بعد عروس فرار کرد
داداش بذار یه چیزی بهت بگم
امروزه دخترها نمیتونن پسرهای خوب رو تحمل کنن
اما با پسرهای بد دخترا مست میشن
به همین دلیل طلاق رایج شده
هی، زندگی تو عیب تولیدی داره مرد
اگه یه ماه از عمرم بهت فرصت بدم چیکار میکنی؟
چه زندگی بدی
یه روز… فقط یک روز اگه داشته باشم
یه بطری میخورم و از صخره میپرم
بنزین داری؟
با احتیاط بمیر برادر - تو با دقت زندگی میکنی
خطر
هنوز داری میخندی؟
چه کسی به چنین چیزی میخنده؟
به همین دلیل
به همین دلیله که من هرگز با کسی حرف نمیزنم
برو
من رو دنبال نکن
بذار در آرامش بمیرم
هی گوش کن
صبر کن
دخالت نکن
رگاو
من بعد از شنیدن داستان تو شک کردم
یه تصمیم واحد برای خودت گرفتی؟
به تنهایی؟
مامانت بهت گفته خوب درس بخون
مدیرت بهت توصیه کرد ازدواج کنی
پدرت بهت گفته با کی ازدواج کنی
این ایده دیوانه وار خودکشی هم از جانب یه راننده خودرو بود
درست فکر کن
تو هیچ تصمیمی در زندگیت برای خودت نگرفتی
رگلو یه چیزی بهت بگم؟
هر چیزی که در زندگی به دنبالش هستید، خودت باید تصمیم بگیری
باید دست خودتو بالا ببری و براش آماده باشی
این بهت یک هدف در زندگی میده
بعد نگاه کن که زندگیت برگ جدیدی میزنه
قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی
هی پسر! خجالت نمیکشی؟ - اوه، ببخشید، ببخشید
داداش من قبل از اینکه تو بیدار شی برمیگردم
حق با دختر بود
اینجا چیکار میکنی؟
توالت خانم ها بسته اس
همه جا دنبالت گشتم. هیچ جا پیدات نکردم
اما کمتر انتظار داشتم اینجا باشی
شاید به این میگن سرنوشت
چه اتفاقی افتاد؟
در بسته اس. فکر کنم یکی از داخل قفلش کرده
شما تازه وارد توالت های عمومی شدی، بذار چک کنم
برادر
داداش لطفا درو باز کن
برادر
باز کن
برادر
اگه اونجا با من حرف نمیزدی تا الان میپریدم و میمردم
اما
درسته
پس
پس؟
من تصمیم گرفتم
من واقعا شما رو دوست دارم
من حاضرم برای تو بجنگم
با من ازدواج میکنی؟
هی تو کی هستی
تو توالت مردانه چیکار میکنی؟
هی داداش! هیچ اتفاقی نیفتاد
هیجان زده نشو
داداش، داداش! این درست نیست
هی
نظرت در مورد پیشنهاد من چی بود؟
خانم، سفارش شما، لطفا
اول جوابتو بده
خانم سفارش
هی صبر کن داداش
جواب بده لطفا - خانم دستور بده خانم
ببین. من صاحب خونه هستم. ماشین دارم. من یه کار عالی دارم
مهمتر از همه، ویژگی های فوق العاده ای دارم
پس باید بفهمی
یک ادلی، یک ماسالا دوسا، یک پوری، یک راوا دوسا، یک پساراتو، یک قهوه
و یک لیوان شیر
چرا اینقدر زیاد؟ من گرسنه نیستم
این برای من بود
تو هر چی میخوای سفارش بده
آقا بفرماین
دوتا ایدلی
اینو پرداخت کنید
چقدره داداش؟ - 550 تا
بستنی رو پرداخت کن
چنده داداش؟ - 1100 برادر
پرداخت کن
چقدره؟ - 1530
برادر وایسا
پرداخت کن
حالت چطوره؟
پدربزرگ لطفا باهاش صحبت کن
بیا پسرم
بیا بشینیم حرف بزنیم
متوجه نشدم عمو
اون ممکنه مالک باشه. اما اینقدر مغرور؟
مالک؟ کی؟
اون دختر… سانتا ماریا
ها؟
مریم مقدس کیه؟
این خانه سالمندان سانتا ماریاس بنابراین، اون باید سانتا ماریا باشه، درسته؟
چرا منو مجبور می کنه همه چیز بخرم؟
من هدایا رو میخرم و اون با دعای خیر میره؟
سانتا ماریا نیست
اوه... منم اسمش رو نمیدونم
من اونو کاویتا صدا می کنم
اون پیرزن اونجا، اونو سوپریا صدا می کنه
این همه شخصیت در یک نفر؟
والدین سال ها فرزندان خودشونو بزرگ میکنن
اما وقتی نوبت مراقبت بچه ها میرسه، آنها اینجا رها میکنن
بازدیدکنندگانی که به اینجا میان هر چی که دوست دارن با خودشون میارن
چندتا عکس میکیرن و میرن
اما اون مثل بقیه نیست
با هر یک از ما صحبت میکنه، میفهمه ما چه میخوایم و با عشق میخره
به همین دلیله که همه با اون مانند یکی از اعضای خانواده رفتار می کنن
ما نوه های خودمچن رو در اون می بینیم
اون یک فرشته اس پسرم
احساس بدی دارم
خوردی؟
چه زندگی سختی داشتی
برای هر کسی که میبینی، میگی، درسته؟
اصلا اینطور نیست. عمو از من پرسید
برای همین به اش گفتم. وگرنه این کار رو نمی کردم
والا
باشه
چی میخوای؟
آه… گوش کن. من تصمیم گرفتم
من تو رو میخوام. بیا ازدواج کنیم
باشه پس بیا ازدواج کنیم
هی، هی... همین الان؟
چطور ممکنه؟ خیلی ناگهانی؟
چرا که نه؟
تو میخواستی بعد از یک بطری پر به 28 سال زندگی پایان بدی
چرا باید برای شروع یه زندگی جدید اینقدر فکر کنی؟
اینطوری نیست
عروسی شامل موارد زیادیه
ما باید مردم رو دعوت کنیم. غذا رو جور کنیم
دکوراسیون، لباس، خرید
عکاسی قبل از عروسی
چرا این همه برای عروسی؟
رگاو اصلا به فردا اعتقاد ندارم
آنچه برای من مهمه اینه که در این لحظه چه اتفاقی میفته
بعد از گذروندن چهار ساعت با تو فکر می کنم خوبه با تو ازدواج کنم
اما اگر میخوای فکر کنی
مطمئن نیستم فردا همین احساس رو داشته باشم
این انتخاب توئه
صبر کن، صبر کن
اوه… اجازه بده حداقل به والدین خودم اطلاع بدم، لطفا
فقط اطلاع رسانی… خوبه
مامان
زود بیا
بابا من با این دختر ازدواج میکنم
شما عاشق هستید؟ - سلام عمو، سلام خاله
خوشگله
هی اسمش چیه
اسمش
حتی اسمش رو نمیدونی و میخوای باهاش ازدواج کنی؟
نگاه کن با عجله مرتکب اشتباه نشی
من خیلی نگرانم
مامان، مامان، مامان
خواهش میکنم، چرا آروم نمیگیری؟
فقط اسمشه، درسته؟
آناندی
آناندی
اسم قشنگیه
اسمشم مثل خودشه
هر دو عاشق هستید؟
آره عشق در طلوع خورشید
هوم؟
چند وقته همدیگه رو میشناسید؟
پنج، پنج، پنج
-یک، دو، سه. چهار، پنج
پنج
پنج سال؟ - نه، نه
پنج ساعت
ساعت شش صبح آشنا شدیم
نه تصمیم گرفتم
ساعت ده بهش پیشنهاد ازدواج دادم
ساعت یازده اومدیم خونه
عالیه - ممنون بابا
همینطور که داشتی داخل می شدی آقایی داشت بیرون میرفت. اونو دیدی؟
اون عمو کی بود؟
ستاره شناس ما
میدونی چی گفت؟
اگر امسال ازدواج کنی، نه میتونی خم شی و نه حرکت کنی
حتی یک لحظه هم در آرامش نخواهی بود
آناندی
تمام شگفتی های جهان در اطراف تو اتفاق میفته
چرا اینجوریه مامان؟
شما به تازگی ملاقات کردین
عاشق باشین
یکدیگر رو درک کنین
سال بعد ازدواج کن
دختره کجاست؟
به محض شروع من رفت
باید به من میگفتی بابا
چی بهت بگم؟
اگه بهت بگم گوش میدی؟ برای همین بهت نگفتم
بعد از اینکه کارم تموم شد بهت گفتم
هی، هی
چه بلایی سرش اومد؟
نفهمیدی، درسته؟
منم همینطور
برو برام قهوه بیار
آناندی
کجا؟
داشتیم حرف میزدیم درسته؟
رگاو منو آوردی تا خبرشون کنی ولی تو داشتی اجازه میخواستی
من قبلاً بهت گفتم
من کسی رو ترجیح میدم که بتونه مستقل فکر کنه
این کار نمیکنه، رگاو
من دارم میرم
بدون مقدمه بدون اجازه
من تصمیم گرفتم
بیا ازدواج کنیم
ازدواج کردی؟
واقعا ازدواج کردی؟
نگاه کن بابا. ما مدرن هستیم
من به طالع بینی اعتقادی ندارم
همه چیز دست ماست
بنابراین، ما ازدواج کردیم. همین
اما ما اینو دوست نداریم
خب؟
از خونه من برو بیرون" میخوای این جمله کلیشه ای رو بگی؟
منظورت چیه، ها؟
ممکن نیست. من قبلاً به خاطر شما پول زیادی از دست دادم
تمام پس اندازم رو خرج عروسی کردم
جستجو برای خونه جدید، پرداخت پیش پرداخت، خرید مبلمان
من برای همه اینها وقت ندارم
تازه این خونه نه مال توئه و نه مال من مال پدربزرگه
من حق دارم اینجا بمونم
ناراحتی؟
خب با ما حرف نزن
تو اتاقت بمون ما هم اتاق خودمون میمونیم
مامان تو هم با ما حرف نزن
در مورد غذا... آنلاین سفارش میدم
مواظب خودت باش ما مراقب خودمون خواهیم بود
باشه؟
به چی خیره شدی؟ بیا
به من گوش کن
خوش اومدی
خداحافظ
عمو! تبریک میگم
پسرت ازدواج کرد ها؟ - تو اون اتاقه
برو
بچه ها میخوان مهمونی بگیرن یکم وسیله بکیر
عاشق شدن حتی قبل از یه معرفی درست
برای ازدواج قبل از اینکه پدرت قهوه اش رو تمام کنه
چطور ناگهان زندگی خسته کننده تو اینقدر جسورانه شد؟
این اشتیاقه، چیتی
بیاید جزئیات رو رها کنیم
در مورد موضوع واقعی چطور؟
مهم نیست که تا به حال اتفاقات با چه سرعتی رخ داده
اما برای اطمینان از اینکه امشب بدون مزاحمت باشه روندی رو که بهت میگم دنبال کن
اگه روند اونو دنبال کنی، نه خم میشی و نه حرکت میکنی
بابام هم همینو گفت
وقتی به حرف باباها و احمق ها گوش میدی این چیزیه که بهت میگن
این یه فرآیند سه مرحله ایه، برادر
اول، ارتباط برقرار کن
بعد درگیر کن
بعد وارد پروسه شو
ولش کن
فقط چراغ رو خاموش کن و شروع کن
آرومتر
دیوونه شدی؟ چه بلایی سرت اومده؟
چه کسی اول ازدواج کرد؟ تو
به همین دلیل بهتره به من گوش بده
تکرار کن
تعامل، وارد پروسه شو
نظم مهمه
برقراری ارتباط، تعامل
وارد فرآیند شو
یه موزم بخور
حداقل اینو میدونه
من دبیر مدرسه بودم
میدونین خانم جیوتی در مورد قدرت درک من چی گفت؟
برقراری ارتباط... تعامل... وارد فرآیند شو
ارتباط… تعامل
آناندی
برقراری ارتباط... تعامل... وارد فرآیند شو
بده من
ممنون
گلا، دوستام
اوه! چقدر شیرین
سلام، من رگاو هستم، 27 ساله
مشاور ارشد سفر
افزایش اخیر 36 درصدی حقوق لطفا در مورد خودتون بگین
چی؟
سلام من رگاو هستم
لطفا خودتون رو معرفی کنید
رگاو
منو ببوس
اول ارتباط برقرار کن، بعد درگیر شو و بعد وارد فرآیند شو
چرا اینقدر تاخیر؟
تو عروسی های مسیحی، پدر اعلام میکنه
حالا عروس رو ببوسید
منظورم اینه که این اولین بارمه
اولین بوسته؟
یعنی
گذروندن این همه وقت با دختری غیر از مادرم، اولین باره
باشه
خب
بیا زندگی خودمونو با یه بوسه شروع کنیم
چون اولین بار در شب اوله اگه اشتباهی پیش اومد ببخشید.
روزهای آینده درست میشه، ممنون
یه دقیقه
حتما داخل کانال تلگرامی بهارات مووی عضو شوید @bolymix
چشماتو ببند
" بهارات مووی " " مدیر وبسایت ؛ نوید مرادی "
" مترجم ؛ طاهر "
رگاو
حوله
خودم دارم
اینو نمیخوای؟
خداحافظ
رگاو دوسای معمولی یا پیاز؟
ایدلی خوبه
اما خمیر نداریم
دوسا؟ هر چی تو بگی
بلافاصله بعد از حموم بیا
اون یه بازیگر عالیه
دیشب بهم مشت زد
الان مهربون شده
خداحافظ
خداحافظ
صبح بخیر عمو
مشت تو شب
رقص صبح
متوجه نشدم، مرد
زنها اینطورین داداش
هی سلیمان - هوم؟
همسرت امروز صبح تو رو زده؟
معمولا من خیلی خوب مدیریتش میکنم چطور متوجه شدی؟
هی، اینجا
مشخصه
لعنت بهت
شوهرای باتجربه ای مثل من این چیزها رو میدونن
همین دیروز ازدواج کردی چطور متوجه شدی؟
دیشب چه اتفاقی افتاد؟
اوه، چه کبود شده؟
این شبیه کبودیه؟
واضح به ما بگو
هی، چیتی بهش بگیم؟
نگفتنش چه فایده ای داره؟
میدونی چرا تو رو برای مهمانی این زوج دلسرد کردیم؟
چرا؟
بهش بگو
فکر میکنی اینکه زوجها آخر هفتهها همدیگرو ملاقات میکنن صرفاً برای آرامشه؟
نه
برای محافظت از یکدیگهست
محافظت
میگن پشت هر مردی یه زنه
اما وقتی زن جلوی مردش باشه مرد باید پشت سر دیگری بایسته
متوجه نشدی، نه؟
این آخر هفته بیا مهمونی
همراه با همسرت
ممنون، مرد
من و آناندی... هر دو میایم
مشروب نمیخوری؟
نه - چرا؟
من فقط یک بار در زندگیم مشروب خوردم
و با تو آشنا شدم
بسه
من میخوام بنوشم
داداش همسرم برای اولین باره که مشروب میخوره
میشه یه چیز سبک بهش بدی؟
سبک باشه
بهش لیمو اضافه کن
مراقب باش، مراقب باش
رگاو
منو ببوس
رگاو میخوام ببوسمت
نه، نه
الان نه
تو مست هستی
بیا فردا صحبت کنیم ها؟
از من خوشت نمیاد؟
دوستت دارم، درسته؟
اینطور نیست؟
پس منو ببوس
مطمئنی؟
بیا
آناندی تسخیر شده
دیوانه شده
نیروهای بی زمان گاهی با چشم غیرمسلح نامرئی هستن
دیشب فیلمشو دیدم
اما وقتی قابل مشاهده بشن
باور نمیکنی؟
بیا
نگاه کن خونه جن زده کندانباغ
خونه جن زده مانیکوندا
خونه جن زده کوکاپت
ماشین جن زده، دوچرخه جن زده، چرخه جن زده، همسر جن زده
پسر
تو این دنیا خدا هست
شیطان هست
و همسر تو
حالا با شیطانم چی کنم؟
نیازی به نگرانی نیست
من بابایی رو می شناسم که زیر درختی در مانیکوندا میشینه
اگه بریم پیشس همه چیز درست میشه
اونه
هوم؟ مشتری
درد ناشناخته ای قلب شما رو آزار میده
بشین
سوامی
من خیلی به معبد رقتم
اومدن اینجا چه فایده ای داره؟
اوه
به همراه مامانم
من از معابد و آشرام های زیادی بازدید کردم
اما فقط زنا بودن
اما شما فقط مردا اطراف خودتون دارید
چرا اینطوره؟
دلت برای خانم های اینجا تنگ شده؟
اوه، نه
باسکرام
میدونی چرا اینقدر لاغر شده؟
همه وقتی گرسنه هستن غذا میخورن
اما همسرش اونو می خوره
اون که نمی تونست گرسنگی اونو سیر کنه، ادامه داد
سوامی چی؟
بپز و بهش بده و بهش بده
و اینطور لاغر شد
ببینید؟
پراکاسام
همسرش بیماری خطرناکی داره
میدونی چیه؟
دیگه چی؟
دیگه چی، سوامی؟
دیگه چی؟
اوه، چه چیز دیگهای، سوامی؟
دیگه چی؟
دیگه چی؟
همسرش، مهم نیست در روز چند تماس میگیره، با هر موضوعی
هر ساعت و هر دقیقه.چ میگه "دیگه چی؟"
چه چیز دیگری؟ چه چیز دیگری؟
این جمله رو انقد شنید که حتی قدرت شنوایی خودشو از دست داد
پراکاسام
برای حل چنین مشکلاتیه که من اینجا هستم
30 سال تجربه، هشت شعبه، 459 مشتری، 100 درصد سابقه
این فقط حرفه من نیست این قدرتیه که خداوند داده
دیگه چی؟ - تو به ما بگو، سوامی
همه اینها به کنار، سوامی شما متاهل هستید؟
پسر احمق
اگه ازدواج کنم کی نجاتت میده؟
درسته، سوامی
من الان گرفتم
من با همین اطمینان به خونه میرم، همسرم رو متقاعد می کنم و به اینجا میارم
ساکت شو و بشین
چی شده سوامی؟
چی شد سوامی؟
من اینجا هستم تا به هر مردی که در مضیقه اس کمک کنم
نه برای دیدن زن هر مردی
من اون بدبختی رو نمیخوام و نمیخوام روزهای گذشته ام رو به یاد بیارم
سوامی عصبانی نشو آرام باش
چطور می تونم اون خاطرات رو فراموش کنم؟
هی اول مشکلت رو بهش بگو
بذار بگم
وقتی من بچه بودم چطور شروع شد
این مشکل نیست. این خطره
زن شما توسط یک نیروی شیطانی تسخیر شده
نیروی شیطانی؟
نمیتونی کاری بکنی سوامی؟
برای دور کردن قدرت شیطانی از همسرت، من سه راه دارم
سه راه
سه راه... من برای انجام هر کاری آماده هستم، سوامی
فقط به حرف من عمل کن
دستت رو به من نشان بده
اگه میخوای خط هاشو ببینی ساییده شده
خندیدیم
من شوخی نمیکنم، به دیگران هم اجازه نمیدم. دستت رو نشون بده
تا زمانی که این نخ روی دست همسرته، میتونی با خوشحالی به سراغش بری
میتونی بری نزدیکش
هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت
اگه همسرت حتی پس از پوشیدن این نخ تسلیم نشد
من گزینه دوم دارم
وقتی همسرت از همکاری امتناع کرد، جلوی همسرتان بایست
با این لیمو و در حالی که اون تماشا میکنه فشارش بده
همونطور که هر قطره می افته
همسرت میگه بله، بله، بله و تسلیم تو میشه
از این دو راه استفاده کن
سمت چپ برو بعد مستقیم
یه پیشخوان پیدا میکنی قبض رو پرداخت کن و برو
بعدی
سوامی، یه سوال
چیه؟
راه سوم چیه؟
هیچ کس نیازی به استفاده از راه سوم پیدا نکرده
میتونی بری
لطفا، سوامی. لطفا به من بگو لطفا
30 سال تجربه، هشت شعبه، 459 مشتری، 100 درصد سابقه
هیچ کس نیازی به استفاده از راه سوم نداشته
برو
سوامی لطفا به من بگو
عجب گیریه
پسر کنجکاوه
بله
باشه
بچه ها لطفا برین
راه سوم
بذار برات فاش کنم
مانترای که میخوام بخونم یه مانترای بسیار مقدسع
یه مانترا بسیار قدرتمند
برای خوندن این مانترا، باید یک نفس عمیق بکشی
به یک جای خالی برو، با دقت به آسمان نگاه کن
به بالا نگاه کن
گوویندا، گوویندا
گوویندا، گوویندا
آیا خواندن این مانترا مشکلات منو حل میکنه، سوامی؟
حل نشدن بهشون عادت کن
گوویندا
گوویندا
میتونم ببوسمت؟
عجب
باشه، رگاو
هی کیه؟
سلام داداش! ناندینی خونه اس؟
نصف شب اینجا هستی و ازم خواستگاری میکنی
تو کی هستی داداش
اوه شمایی
ببین داداش
برو پیش ناندینی
-بهش بگو رغاو اینجاست
اون همه چیز رو رها میکنه و میدوه - واقعا؟
راوی کیه؟
بس کن چی شده عزیزم؟
راوی، رگاو... عروسی
اون داماد سابق؟
چطوری برادر
مراقب باش
سوختم داداش
عزیزم، چای بابونه میخوای؟ - نه
دوستت دارم عزیزم
متاسفم رگاو
میفهمم که واقعا بهت صدمه زدم
اما
روانپزشکی من در اون لحظه به من کمک نکرد
وقتی شنیدم که اسمم رو در تالار عروسی صدا میزنن
فهمیدم زندگی من بدون راوی معنی نداشت
خیلی خوبه
فقط یه
یه سوال کوچیک
میدونی که اذیتم کرد
هر دوی شما می خواستید فرار کنید
اما چرا او عروسی من؟
رگاو خواهش میکنم کاری نکن که احساس گناه کنم
میفهمم درد زیادی بهت وارد کردم
من میدونم. اما
باشه، اگه راهی هست که بتونم زندگی شما رو بهتر کنم
بهت کمک خواهم کرد
رگاو چی میخوای؟
بریم صندلی گوشه؟
سلام، ناندینی - سلام دوباره داماد سابق
چه سورپرایزی
هیچوقت فکر نمیکردم اینجوری همدیگه رو ببینیم
چند وقته تورو ندیدم
خوبه
میدونی چیه؟
ناندینی با همسرم، آناندی آشنا شو آناندی، ناندینی دوست منه
دوست من از دانشگاه
از دانشگاه؟
کدوم دانشگاه داداش؟ - تو کی هستی؟
من شوهر ناندینی هستم، برادر
واقعا؟
اوه اشکالی نداره
اتفاق می افته اشکالی نداره
اشکالی ندارد. بیا بشین، بشین
بگو چی مینوشید؟
من قهوه میخوام
باشه بیا سفارش بدیم
ما خیلی حرف داریم
دختره رو چطوری بر زدی؟
بیا ما خیلی حرف داریم
ناندینی وقتی بچه بودیم موقع بازی خیلی بد به من ضربه میزد
چیز کیک برادر
مورد علاقه ناندینیه
چرا چیزکیک و کیک شکلاتی؟
به تیرامیسو نگاه کن
بهش بده و غافلگیرش کن
اشتباهه
داداش
وقتی در یک لحظه مورد انتظار چیزی رو که میدونن بهشون میدی
بزرگترین سورپرایز خواهد بود
وگرنه شوکه میشن
شوکه
بله
رگاو سردرد دارم
میشه بریم خونه؟
چیز کیک بده
یه چیز کیک
چی شد ناندینی؟ چرا بهم زنگ زدی؟
میتونستی تلفنی بهم بگی قضیه چیه؟
رگاو، همسر تو در قسمت خلفی مدولا فشرده شده
چی؟
یه جوری بگو بفهمم
رگاو
همسرت دچار اختلال شخصیت دوگانه اس
شخصیت دوم وجود داره
اسمش ادیه
عادی محافظ اندیه
مثل یک خواهر بزرگتر
و همچنین
ادی به مردها اعتماد نداره
هدف ادی محافظت از آناندی در برابر مردانه
نه فقط تو ادی چند مرد رو مورد ضرب و شتم قرار داده
تموم شد
همه چیز تموم شد
همسرم رفت
رویای ماه عسل پاریس من از بین رفت
الان فهمیدم
راننده خودرو درست می گفت
من بدبختم
من خاک بر سرم
عزیزم
بستنی پرتقالی
خیلی دور رفتم تا برات بگیرم
هی، داداش بیا
خوشمزهاس
بخورش
هی رگاو چیکار میکنی؟
این چه مشکلی داره؟
بس کن رگاو بس کن
ببین داداش
زندگی شما مثل اینستا عالیه
زندگی من کاملاً بده
فقط برای ده دقیقه
نمایش بازی نکن
رگاو
شاید راه حلی داشته باشیم. آرام باش
آرام باش
منم نمیخورم
رگاو یه بار به من گوش کن
دارم گوش میدم
دارم گوش میدم بگو
رگاو، هر شخصیتی هدفی داره
اگر هدف و دلایل رو پیدا کنیم
و سناریوها رو دوباره بسازیم، مشکل حل خواهد شد
مثلا... فیلم آپاریچیتودو رو دیدی؟
وقتی عشق رامو موفق شد رمو نمیره؟
پس مشکل عادی رو دریاب
وقتی حلش کنی، آناندی هم عادی میشه
گوش کن آناندی رچ ساعت شش صبح دیدم، ده باهاش ازدواج کردم و یازده بردمش خونه
میخواستم ساعت دوازده به پاریس پرواز کنم
اگه برم و ازش درباره اونو و پدر و مادرش بپرسم
اون از صدای پایه استفاده میکنه و میگه
«رگاو واقعا میخوای بدونی؟»
اگر پافشاری کنم، مسابقه بوکس برگزار میکنه
در واقع، من نمیدونم چه کار کنم، ناندینی
با ادی صحبت کردم
اون همه چیز رو به من گفت
راه حل رو می دونم
و به یاد داشته باش رغاو
ادی به من گفت اندی نباید هیچ یک از اینها رو بدونه
آناندی
سلام رگاو
کی اومدی؟
همین الان
چیزی نیست
الان یک ماهه که ازدواج کردیم
چرا یک سفر کوتاه برنامه ریزی نمیکنیم؟
باشه
بریم
خوبه
آناندی
ناندینی رو دیدی، درسته؟ چطور بود؟
دختر خوبیه بالاخره دوست توئه
اداشت با من صحبت میکرد و میگفت که تو شخصیت دوگانه ای داری
فقط آناندی نیستی، بلکه یکی در تو وجود داره به نام ادی
خیلی بهش خندیدم
دوستت بهت نگفت
آناندی از این موضوع نفهمه؟
این خیلی ناعادلانه اس
ادی قراره فقط زمانی بیاد که آناندی رو لمس کنم
چرا ادی اینجاست وقتی من حتی بهش دست نزدم؟ - خودت صدام کردی
گفتی آدی
پس این همه در حالی که ادی بودی، شد؟
بگو
نگاه کن
موهای آپاریچیتودو روی صورت میریزه
ریمو اما به عقب شانه میکنه
رامو به یه گره می بنده
مخاطب تنها زمانی متوجه خواهد شد که چنین تمایز واضحی وجود داشته باشه
اگه آناندی رو زمانی که دوست داری بازی کنی و زمانی که دوست نداری ادی باشی
این فیلم به چخ نمیره؟
همه نیات تو اشتباه بوده
شب اول یه بوسه میخواستی
مستش کردی و یه بوس خواستی
حالا میری سفر چه برنامه ای داشتی؟
برنامه ات چیه؟
این همه تو بودی، من نبودم
همسرمه، به تو چه
یعنی میتونم هر زمان با اون به هر جایی برم
من هر کاری میتونم بکنم
ساکت شو و ماشین رو روشن کن
یا بندازمش تو دره
نه، نه. میرم
در ضمن این ماشین جدیده
فقط دو قسطش پرداخت شده
همین الان برو
کجاییم رگاو؟
من گرسنمه
آناندی
اینجا خونه دوست منه
من دو دقیقه دیگه برمی گردم
آقای گورمورتی اینجاست؟
من گورمورتی هستم
من رگاو هستم. من از حیدرآباد اومدم
من باید شخصا با شما صحبت کنم
میتونین بیرون بیاین؟
بلیط، بلیط، بلیط
عمو... اشکال نداره
بشین کنارم
عمو چیکار میکنی
عمو نه
عمو
خواهش میکنم نکن عمو
آدی این پیرمرده - ولم کن
لگد محکمی بهش بزن با آناندی بدرفتاری کرد - خواهش میکنم ولش کن
دخترم و دامادم خونه هستن
ولش کن - اگه بفهمن
مشکلی نیست سن اونو در نظر نگیر
رگاو به من گوش کن ولش کن
هی به خاطر آناندی
چه بلایی سرت اومده؟ چرا اونو نمیزنی؟
اون با مشت میمیره -من دختر دارم
یه مشت محکم بهش بزن
زندگی ما بهتر میشه - لطفا، منو ببخش
لطفا منو ببخش عزیزم
دروغ میگه، باور نکن
لطفا منو ببخش
ادی چی شد؟ چرا اینجوری رفتار میکنی
بهش مشت بزن درست میشه
ما به دور سفر کردیم
سردرد وحشتناکی دارم
میشه یه فنجان قهوه بهم بدی؟
قهوه میخوای؟ جدی قهوه میخوای؟
باریستا، کومباکونام، آراکو هر چی بخوای میگیرم
برات قهوه میارم
لطفا به کسی نگو
هی، نه، نه، نه
قرار نیست به کسی بگم
من نعیام خونت
فقط یک فنجان قهوه کوچیک بهم بده
قبل از اینکه تمومش کنم
هر کاری با آناندی کرده بودی
به همسرت خبر بده
شما یک دختر همسن و سال من داری
قبل از اینکه قهوه ام تموم بشه
به دخترت هم بگو
نوه شما یه بچه اس
بهش بگو
هر چه با آناندی کرده بودی
هی برو کنار
چی داری میگی؟
این چه نوع عدالتیه؟
فقط به خاطر دست زدنت منو زدی
میدونی با آندی چیکار کرد درسته؟
چرا میخوای اونو نجات بدی؟
وقتی کسی چیزی رو پنهان میکنه، درونش ساکت نمیمونه
مدام فشار میاره
بدون هیچ گناهی برای کاری که انجام داده بوده
اینقدر زنده مونده
پس فکر نمیکنه کاری که انجام داده اشتباه بوده
پس چرا نگران اطلاع رسانی تو خونه باشیم؟
بریم بگیم
لطفا
زندگی دخترم خراب میشه
لطفا
لطفا
بهشون نگو
منو ببخش
خواهش می کنم
بیا بریم
لطفا منو ببخش
باید یکم عقل داشته باشی
تو میتونی به مرد بی گناهی مثل من ضربه بزنی
اما از مردی که مرتکب چنین جنایت بزرگی شد، گذشتی
از کتک زدن اون چی گیرم میاد رگاو؟
چه چیزی به دست میاد؟
تو میرفتی
من و آناندی به پاریس می رفتیم
خیلی خوب بود
هدف من کتک زدن مردا نیست
-پس چی؟ - برای نجات اندی از دستشونه
اما
امروز به نوعی احساس می کنم هدفی ندارم
کاری که امروز برای آناندی انجام دادی کاریع که هیچ کس براش انجام نداده
مراقبش باش
چه مراقبتی؟
تا زمانی که تو هستی، من حتی نمیتونم اونو لمس کنم
همه برای ماه عسل بلیط دونفره رزرو می کنن
اما من سه نفره
تو میای، درسته؟
رگاو
ما کجا هستیم؟ من گرسنمه
گرسنه ای؟
آناندی
بذار حداقل آب بخورم
آناندی
بریم غذا بخوریم
میبرمت اندی
من دوسا میخوام
دوسا؟ آره
نگران نباش، یعنی عدی از تو خداحافظی کرد
مشکل آدی حل شد
هرگز برنمی گرده
شما با خوشحالی میتونین به حیدرآباد برگردین و بلیط خودتونو برای پاریس رزرو کنید. باشه؟
ممنون ناندینی
عالیه داداش
مستقیم به پاریس میری یا قراره با ما ملاقات کنی؟
اول باید ارتباط برقرار کنم، بعد درگیر شوچم و بعد وارد فرآیند شم، درسته؟
خوبه که روند رو دنبال می کنی مراقب رانندگی در شب باش
خداحافظ
برمی گردم پرداخت میکنم
یه دختر با لباس سفید ندیدی؟
آناندی
آناندی
برو کنار
بلند شو
بس کن
لطفا یه بار بلند شو
خانم حالش چطوره؟
جای نگرانی نیس
با چند روز استراحت تمومه
میتونم اونو ببینم؟
در حال حاضر، بیهوشه
یکم بعد ببینیدش
این یه تصادف بود؟
آره دکتر تصادف بود
تو جاده وایستاده بود
من مدام فریاد می زدم آناندی ماشین
اما تکون نخورد
در چشماش درد زیادی دیدم
قبل از اینکه بتونم بهش برسم
همه چیز اتفاق افتاد
آناندی سعی کرد خودکشی کنه؟
هی منظورت از خودکشی چیه؟
این چه حرفیه؟
اگر بدونن که یک اقدام به خودکشی بوده
یه پرونده پلیسی وجود خواهد داشت و مشکل بزرگی میشه
اول اندی رو ببر خونه
در مورد اتفاقی که افتاده با اون صحبت کن
آقا
خانم به هوش اومد
اوه، ممنون
همین الان با دکتر صحبت کردم گفت دو روز دیگه خوب میشی
جای نگرانی نیست. دو روز دیگه میتونیم بریم خونه
مگه نگفتم مواظبش باش؟
هنوز یک روز ازش نمیگذره
اگر به محض خروج من این اتفاق افتاده
اون با شما امن نیست
آناندی نباید با تو باشه
من تو رو دوست ندارم
من تو رو دوست ندارم
مامان؟
رگاو
چی شده؟
رگاو چی شده؟ - چی شده مرد؟
هی چه اتفاقی افتاده؟
آناندی هنوز هوشیاره، درسته؟
رگاو چی شد؟ چه اتفاقی افتاد؟
چرا اینقدر وحشت زده به نظر میرسه؟
همه چی خوبه؟
ناندینی برو ببین چی شده
چه اتفاقی افتاده؟
به من بگو چه اتفاقی افتاده؟
چه اتفاقی براش افتاده؟
ناندینی
ناندینی
چی شده؟ - آب بیار
ناندینی، چه اتفاقی افتاده، ناندینی؟
به من بگو، ناندینی به من بگو چه اتفاقی افتاد
-چه خبر شد؟ بگو
چه بلایی سر آنندی میاد؟ به من بگو، ناندینی
آناندی هوشیاره؟
او ادی نیست
دیدمش - کیو؟ چه اتفاقی افتاد؟
به ما بگو. ادامه بده
رگاو
آناندی شخصیت دوتایی نداره
خب؟
اون دارای چندین شخصیت جداگانه اس
منظورت از چندتایی چیه؟ - یعنی چی؟
چی؟ چند شخصیتی چیه؟
ادی تو اندی تنها نیست
من نمیدونم چند تا دیگه هستن
اون دارای اختلال شخصیت چندگانه اس
چه شخصیت چندگانه ای؟
ما قادر به مقابله با یکی نیستیم این چیه رگاو؟
چرا این اتفاق میفته؟
حالا چیکار کنیم ناندینی؟ - نمیدونم
اما باید راهی وجود داشته باشه
شما بیمار قلبی هستید؟
هی صبر کن کجا میبریش؟
دانتِس مووی قاسم سمنگانی
سلام، آناند
دستت چطوره؟
اینو به عنوان یه بیمارستان تلقی نکن
اینو فضای شخصی خودت در نظر بگیر. باشه؟
منو دوست خودت بدون
اجازه بده یک تمرین ساده انجام بدیم، باشه؟
روی این تمرکز کن
آناندی به عنوان یک دوست میخوام راهنماییت کنم
باید بسیار قوی و جسور باشی
از اونجایی که یک زن هستی، باید از خودت دفاع کنی
قوی
دکتر
آناندی از قوی بودن چی میدونه؟
با من صحبت کن
ادی من صدات نکردم چرا اینجایی؟
از اونجایی که آناندی نمیفهمه چی میگه
ادی اینجاست
ادی، تو برای آناندی اینجایی. می فهمم
اما تا به حال به اون و زندگی شخصیش فکر کردی؟
وقتی هر وقت دوست داری وارد میشی و مردم رو به هم میزنی
چطور می تونه آروم باشه؟ چقدر غم انگیزه
آدی
من پاک کننده گناهان هستم
من مغز متفکر پشت اجرای این دنیا هستم
من خدا هستم
تمام این جهان یک توهمه
من یک جهان غیر توهم ایجاد میکنم
من به دنبال خالق خودم خواهم بود
می بینم که تو آدم بزرگی هستی
اما
آناندی متاهله
اگه مدام بیای ازدواج اون چی میشه؟
چی گفتی؟
این چیزهای عجیب رو شنیدی؟
میگه دخترا باید ازدواج کنن و مثل سگ های وفادار در خونه بمونن
ازشون انتظار میره که زندگی خودشونو صرف آشپزی و نظافت دیگران کنن
سلام دختر
مردان به زنان نیاز دارن
زنان به مردان نیاز ندارن
اگر به تحمل اونا ادامه بدیم، به ما ظلم خواهند کرد
جانسی آدمی نیست که بشینه و تماشا کنه
ادی مدام چیزی میگه
اون چیه؟
مستقل
مستقل
دختران همیشه باید مستقل باشن
رگاو به دنبال خون آناندیه که اونو در مورد عروسی و پاریس آزار میده
جانسی اونو دوست نداره. اون اصلا دوست نداره
اما آیا آندی نمیتونه آرزوی ازدواج و خوشبختی با همسرش رو داشته باشه؟
با شوهرش بره بیرون
به تعطیلات بره، به خرید بره
آرزوی این چیزها چه اشکالی داره؟
راست میگی خاله منم میخوام برم
می خوام به یک مرکز خرید برم، به پارک، سرسره آبی، به سینما
برو با دوستانت
اما
رگاو بده
منو جایی نمیبره
فقط منو به اتاق می بره
من دوست ندارم
عزیزم تو کی هستی
اسم منو از کجا میدونی؟
من رکاو رو دوست ندارم
میدونی چی میخوام؟
بیا اینجا بهت بگم؟
چی؟
من بستنی میخوام
بستنی لطفا، لطفا
خواهش میکنم
یه بستنی مخروطی لطفا؟ - میگیرم
خواهش میکنم خاله - یکی برات میارم صبر کن
من فقط یه بستنی مخروطی میخوام - من برات بستنی مخروطی می گیرم
بودن با عنو رگاو باعث خوشحالی اون میشه
پس تو
عزیزم چی شد؟
برات بستنی میارم لطفا گریه نکن
عزیزم
من خوشحالم؟
چه چیزی برای خوشحالی وجود داره؟
من میخوام بمیرم
هیچ کس مایا رو دوست نداره
می خوام بمیرم. من فقط می خوام بمیرم
مایا! مایا
مایا… صبر کن! مایا! بس کن
مایا
مایا! صبر کن صبر کن
مایا! مایا
میخوام بمیرم
نگران نباش عزیزم. من اینجا هستم
آرام باش من اینجا هستم. لطفا شاد باش
پرستار
خیلی زود رفتی
خیلی زود ما رو ترک کردی
رگاو
آه، ناندینی
یک قلم و یک کاغذ بردار
بیا تمام شخصیت های حاضر در اندی رو یادداشت کنیم
چطور حادثه گوروموتی رو بازسازی کردیم
بیا حوادث دیگر رو هم بازسازی کنیم و حل کنیم
فکر می کنی قهرمان هستی؟
ندیدی اونجا چی شد؟
تمام تلاش ما میخواد که با یک همسر کنار بیایم
همسر تو یک گردان داخل خودش حمل میکنه
میدونم، مرد
ناندینی، لطفا ناندینی
همسرت دیوونه شده
همسرت دیونه شده - چی مزخرف میگی؟
هرگز در مورد اون اینطور صحبت نکن
اصلا تو چی میدونی؟
چی میدونی
پدر یا مادر یا محل زادگاهش رو می شناسی؟
به حالتت نگاه کن مرد
هی، بس کن، مرد! لطفا هر مشکلی فرصتی راه حلی داره
ناندینی، این یک کار رو برای من انجام بده
نه رگاو
اونقدرها هم که فکر میکنی آسان نیس
هیچ قانونی وجود نداره که هر شخصیتی از یک حادثه خاص شکل بگیره
برخی حوادث، آرزوها، توهم، افسردگی
هر چیزی میتونه باعثش بشه
اگر هر بار سعی کنم اونو هیپنوتیزم کنم میتونه عوارض زیادی ایجاد کنه
حتی ممکنه به کما بره
خیلی خطرناکه
ناندینی، من مطلقاً هیچ ایده ای ندارم
من چیزی نمیدونم
تنها چیزی که میدونم اینه
من آناندی رو میخوام. همین
من حاضرم برای اون شخصیت ها هر کاری انجام بدم
فقط بگو چیکار کنم
اگر می خوای آرزوی همه رو برآورده کنی، باید آناندی رو ترک کنی
ادی محافظ اندیه
ادی دوست نداره مردان وارد زندگی آناندی شن
سری سری یه راهبه به ازدواج اعتقادی نداره
و جانسی؟
اون یک شبه فمینیسته که نمیتونه مردان رو تحمل کنه
عزیزم اصلا تو رو دوست نداره
مایا علاقه ای به زندگی نداره
پس مستقیم یا غیرمستقیم همه با عروسی شما مشکل دارن
و تو شرورشون هستی
آناندی مطلقاً هیچ ایده ای از اتفاقی که میفته نداره
من تصمیم گرفتم
مهم نیست که چقدر مشکل بزرگی پیش میاد، یا چند شخصیت ظاهر میشن
من مبارزه میکنم
من آناندی خودمو نجات میدم
دکتر علیرغم هشدارهای ما بیمار رفته
من یه مشکلی دارم رگاو
نمیتونم درک کنم که اطراف چه اتفاقی میفته
چرا داشتم از جاده می گذشتم
چرا سر راه وایستاده بودم
گفتی تو رو زدم
من نمیتونم باور کنم
تو آدم خوبی هستی رگاو
تنها آرزوی تو این بوده که یک همسر خوب داشته باشی و تا آخر عمر با اون زندگی کنی
تو نمیتونی با دختری مثل من خوشبخت باشی، رگاو
من
لطفا منو رها کن
آناندی، یک بار از من چیزی پرسیدی، یادت هست؟
وقتی دو نفر در حال ازدواج هستن
چرا هزاران نفر رو دعوت میکنن و وعده های غذایی برای اونا سرو میکنن؟
این لازمه؟ این چیزیه که از من پرسیدی
ضروریه چون
قبل از تمام دنیا
ما قول میدیم که در زمان های خوب و بد با هم خواهیم موند
این قول رو دادم
مستقیماً در برابر خدا
ما هیچ مشکلی نداریم، اندی
حتی اگر وجود داشته باشه
میتونیم حل کنیم
مامان بریانی درست کرده. بریم خونه؟
چشماتو پاک کن
چطور میتونی گریه کنی؟
بیا
آناندی حالت خوبه؟ - آره آره من خوبم
اگر مشکلی بود میتونی با من تماس بگیری باشه؟
آناندی مواظب خودت باش
هی… یه لحظه صبر کن
حالا برنامه چیه؟
چی؟ ما میریم خونه
این پسر چه مشکلی داره؟
هی دیوونه شدی؟
همسرت رو به خونه می بری اما پنج نفر دیگه هم میان
وقتی مادرت ازت کمک میخواد، اگر جانسی با مادرت بدرفتاری کنه چی؟
اگر ادی پدرت رو کتک بزنه چی؟
اگر مایا بخواد از ساختمان بپره و خودکشی کنه چی؟
قراره چیکار کنی؟
هی، داداش اینا مشکل نیست
مامان و بابام از زمان ازدواجم با من حرف نمیزنن
من سعی می کنم تمام این مشکلات رو قبل از سرد شدن حل کنم
تموم شد، ها؟ خداحافظ
حس شوخ طبعی خوبی داری
بخورش
وقتی شانس به ما کمک کنه، حتی یک گدای بیرون از معبد هم یک آئودی میخره
اره
چرا نصفه از حموم بیرون اومدی؟ درست دوش بگیر و بیا
بخور
این چرا اینقدر شوره؟
فکر کردم بهتر باشه
نمک و ادویه کمتر میخوری؟
مگه نباید چک میکردی؟
اشکالی نداره
به من بگو چی میخوای
برات درست میکنم
من
من
فرنی
همین؟
امروز صبح همینو به خدا تقدیم کردم
میارم
فوق العاده اس
فرنی خودش یه پیشکش مقدسه
میخورم
دختر شیطون
این کارا چیه مامان؟ ما با هم صحبت نمیکنیم
چی میگی؟
عقلتو از دست دادی؟
اینطور نیست بابا
ما تصمیم نگرفتیم که با هم صحبت نکنیم؟
هی مشکلت چیه
ما باید فریاد بزنیم، جیغ بزنیم، دعوا کنیم، گریه کنیم بعد یه پسر یا دختر میاد و بعد آشتی میکنیم
درسته؟
اون همسرته
عروس این خونه
عروس این خونه با بانداژ روی دستش نشسته
ما انقدر بی رحم هستیم که به سادگی تماشا کنیم؟
اینطور نیست بابا
مامان! من به شما چی گفتم؟
چیزی برای ما درست نکن
فریاد نزن
دیگه عصبانی نیستیم
الان اینجا خونه اونه
برو به کارت برس
برو برو - منم همینو گفتم عمو
خواهش میکنم برو
مامان نمیدونی
دوش گرفتنت رو تمام کن، بعد
تا کی این درد رو تحمل میکنی؟
متاسفم
فقط بگو: "آناندی، تو برای من مناسب نیستی" و برو
حداقل زنده میمونی، ها؟
همین؟
چند نفرین؟
پنج؟
خیلی بچه گانه بود
اینا همه شوخی های دوران کودکیمه
من بیشتر میخوام عزیزم
تو یک احمقی
ما نگرانیم که اون ممکنه در آینده چه کاری انجام بده و تو گفتی من بیشتر میخوام
هی، چیتی
چهره من نشون میده که قادر به این کارم؟
به خاطر شکنجه اون عقلم رو از دست دادم
اگر سی ثانیه بهش گوش داده بودم
بهش التماس میکردم که منو ترک کنه
تمام این روزا فکر میکردم همسرم خبیثه
در مقایسه با همسر دیوانه تو، همسر من یه فرشته اس
ماریا دوستت دارم عزیزم
امروز عصر زود میام خونه
خداحافظ بابا
کارت اعتباریتو بده
چرا؟
بده مرد
یادم رفت یه نگاهی بنداز
جشن عروسی رگاو و اندی این چیه بابا؟
تو در معبد ازدواج کردی
هیچ کدام از نزدیکان ما نمیدونستن
ما قبلا با شما قهر بودیم. حالا نیستیم
به همین دلیل ما یع پذیرایی باشکوه برای هر دوی شما در نظر گرفتیم
اما باید به من می گفتی چرا نگفتی؟
شما برخلاف میل و توصیه ما ازدواج کردید
حالا ما حاضریم پذیرایی رو سازماندهی کنیم چرا مخالفت میکنی؟
...اما مامان چیزی که میگم اینه - عروسی؟
بله عزیزم
مسئولیت ماست، درسته؟
همه اقوام شما میان؟
همه میان عزیزم
حتی حمل و نقل رو هم ترتیب دادم
همه باید تو راه باشن
خیلی باحاله رگاو
یه وقت دیگه حرف میزنیم لطفا
وقتی خانواده ات جلوی همه اقوام آبروشون بره، چه حسی داره؟
بابا، این فقط یک نمونه اس، درسته؟
-منظورت از نمونه چیه؟ - پاره میکنم و تمام
ما کارت ها رو پخش کردیم
گند زدی بابا
چطور تونستی اینقدر احمق بشی
برین
بیا داداش
چطوری داداش؟ - خوبم عزیزم
رگاو کجاست؟ ها؟
خب خب خب رگاو
چرا بدون اینکه به ما بگی ازدواج کردی؟
پدرت تو معبد نذر کرد و دعا کرد که من یه دختر داشته باشم
مطمئن بود که هیچ کس دیگری دخترش رو به تو نمیده
حالت چطوره؟
به هر حال کار خوبی کردی
خیلی خوبه شبیه الهه هستی عزیزم
نگاه کن از امروز منو پدرت در نظر بگیر
هر چی میخوای فقط از من بخواه
باشه؟
احمق
اگه اذیتت کرد بهم بگو
چرا وایستادی و تماشا می کنی؟ اتاقا رو نشون بده
عمه بیا
چقدر بزرگ شدی
چطور تونستی بدون اینکه به ما بگی ازدواج کنی؟
آناندی هستی ها؟
ببین عزیزم
من خواهر مادرشوهرت هستم
من با مادرشوهرت برابرم
منظورم اینه که باید با من مثل مادرشوهرت رفتار کنی
میفهمی؟
باید به من احترام بذاری
بیا خاله
من برمیگردم و باهات صحبت میکنم
بفرما
اون روز مثل یه قهرمان با من صحبت کردی، ها؟
ها؟ الان چی شده؟
این زندگیه پسر
هر وقت خواستی منتظر آهنگ و دعوا بودی؟
هیچ کدوم از شخصیت ها منو دوست ندارن
فرض کن میخوای با دختری ازدواج کنی
اون یه برادر، یه خواهر، یه عمه، یه عمو و... داره ما باید همه رو تحت تاثیر قرار بدیم
در واقع
این همون کاریه که ما باید اینجا انجام بدیم
فقط
اون اعضای خانواده اطراف آناندی نیستن
درون اون هستن
اگر بتونم همه شخصیت ها رو متقاعد کنم
من و آناندی... میتونیم به اون پاریس کوفتی بریم
خب متقاعدشون کن
سوامی، تو هستی؟
میشه بیام پیشت؟
سوامیجی
کی؟ فردا؟
البته سوامیجی باشه
اوه خدایا
اون می تونه تمام مشکلات منو بشنوه
رگاو
این سوامیجی کیه؟
اونو نمی شناسی؟
نمی شناسی؟
به اطراف میری و به خودت می بالی که یک سوامی عالی هستی
اون در هیمالیا در حال انجام توبه های شدیده
فیلسوف بزرگیه که خودشو تربیت کرده
از 33000 فوت بالاتر
میتونست تمام مشکلات منو اینجا در چانداناگار حس کنه
و قول داد که حلش کنه
اون تو رو از هیمالیا دیده؟
البته
میخوام یه بار ببینمش
احتمالا
در تمام این سال ها به دنبال اون بودم
غیرممکنه
اون تلفن همراه نداره
و هیچ برجی وجود نداره
ما فقط زمانی می تونیم پاسخ بدیم که اون تماس بگیره، همین
شاگرد من باید منو ببری اونجا
نه، نه، نه
نه
الو
سوامیجی؟
باشه؟
همین جاست
باشه، سوامیجی. باشه خوبه که گفتی
سوامیجی صدای شما رو شنید
میخواد ببیندت
اما چرا باید تو رو ببرم؟
چی بهم میرسه؟
من بین تو و آناندی نمی ایستم
اما اگه دیگران دخالت کنن من مسئول نیستم
قول؟
قول
اومدم
من کل زندگیم منتظرت بودم
من نجاتت رو در پنج ثانیه عطا میکنم
بیا
بیا
بریم
به دنیای خودمون برگردیم
سوامی
با تمام پولی که دادی، نه سه تا، مجبورم کردی 33 راه باز کنم
حالا منو تنها بذار
سوآمیجی
متشکرم، متشکرم، متشکرم
میدونی؟
شما به من گفتی که سه راه وجود داره
اما... راه چهارم رو پیدا کردم
گفتی وقتی به چیزی که میخوایم نمیرسیم باید خودمون رو عوض کنیم
اما من میگم... باید بجنگیم تا بهش برسیم
درسته
موفق باشی
صبح بخیر
صبح بخیر جانسی
نمیدونستم چی رو ترجیح میدی
بنابراین، برات قهوه، چای سبز، و چای سیاه آوردم
پنج سطل در حمام وجود داره
نمیدونستم کدومو میخوای
به همین دلیل هر سطل رو با آب سرد و گرم کاملا مخلوط شده پر کردم
بعد از اتمام، اگه غذاهای مورد علاقه خودتو به من بگی
مکزیکی، ایتالیایی، هندی
هر چی دوست داری... من برات درست میکنم
ببین
جانسی هرگز نگفت که میخواد مردان تسلیم زنان شن
ما زنها اصلا به مرد نیاز نداریم
دخترا مستقلن همین
گرفتی؟
حق با شماست
زنان به مردان نیاز ندارن
اما مردان قطعا به زنان نیاز دارن
واقعا؟
بدو تولد به مادر نیاز دارن
زمان بزرگ شدن به یه خواهر نیاز دارن
در مدرسه و دانشگاه به دوست نیاز دارن
وقتی بزرگ شدن نیاز به همسر دارن
وقتی پیر میشن به دختر نیاز دارن
به همین دلیله که ما مردها زن ها رو محکم می گیریم
برخی یکم محکم تر نگه میدارن که اشتباهه
اما یادت باشه
چه مردم باور کنن یا نه برای همیشه
زنان قطعا مستقل هستن
و مردان به شما وابسته هستن
چرا از دیگران صحبت کنیم؟
منم وابسته به آناندی هستم
ببین
با من بازی نکن
منظورت این بود که گفتی؟
جانسی
مستقل نیستی؟
البته
در موردش فکر کن
خودت خواهی فهمید
اگه آیدی اینستاگرامتو بدی بسته رو برات ارسال میکنم
منظورم اینه که جزئیات بسته رو ارسال میکنم
سفر خودتو بساز
رگاو
میشه باهات صحبت کنم لطفا؟
رگاو دوستم داری؟
آناندی… تویی
رغاو اصلا احساس نمیکنم دوستم داری
من یه اشتباه بزرگ مرتکب شدم که چند ساعت بعد از ملاقات باهات ازدواج کردم
فکر میکنم احساس میکنی که من آدم سادهای هستم
نه، اندی. من واقعا دوستت دارم
قول بده
بهش بگو که شما دو نفر به نتیجه نمیرسین
بهش بگو دوستش نداری
بهش بگو امکان نداره
این تو هستی که من ازش خوشم نمیاد، ع ادی
من تو رو دوست ندارم
ازت متنفرم
واقعا منو دوست نداری؟
رگاو
آناندی منظورم تو نبودی - برم؟
ازش بخواه که بره - منظورم تو نبودی
بهش بگو بره
بهش بگو گم شه رگاو
متوجه نشدی؟ دیوانه ای؟
درک نمیکنی؟
فهمیدم
تو منو دوست نداری، نه؟
بهش بگو دوستش نداری و ازش بخواه که بره
پس دوست نداری بمونم درسته؟
بگو بره
تو حتی نمیخوای با من حرف بزنی
بهش بگو دوست نداری
بهش بگو که علاقه ای نداری
بگو
خیلی دوستت دارم خیلی دوستت دارم
لطفا درک کن
فقط همین یکبار صدام رو بشنو
برو کنار
داداش ماشینو روشن کن
هی، فکر کردم تو واقعا داری میمیری اما اینطور میخوای بمیری؟
برو
به هر حال عادت کردی
عمو اینجا نشستی چیکار میکنی؟
دارم بازی میکنم
میتونم ببینم
یادت هست وقتی به خانه اومدی چی گفتی؟
چی گفتم؟
مگه نگفتی اندی مثل دختر خودته؟
اره
برای دخترت کاری نمیکنی؟ - چه کار کنم؟
هر کاری میکردی، اگه اندی دختر خودت بود
انجام بده، دوست دارم ببینم
اوه میخوای ببینی
البته
شما فقط لاف می زنی اما هیچ کاری نمی کنی
من لاف میزنم؟
منو تحریک نکن - نشونم بده
آناندی سریع آماده شو
بریم خرید - باشه عمو
بذار اینو بزنم
آروم باش عمو
هی رگاو
زندگی تو با شکوه خواهد بود
کمدی احساسیش نکن عمو
میدونی
اخانواده ما در روستا شناخته شده اس
چه برای عروسی و چه برای رسیدن به سن بلوغ، حتی برای یک بازی پوکر
ما اولین دعوت رو دریافت می کنیم
با دانه فوفل و برگ میان
همراه با ساری ابریشم برای عمه و دوتی ابریشم برای من
و بعدش میرن
نمی دونم چرا
ده دقیقه دیگه با من تماس میگیرن
آقای مورتی شما سرتون شلوغه
لازم نیست بیاین
و قطع میکنم
اوایل نفهمیدم
اما به تدریج شروع به درک کردم
حتی تو یک رویداد فرخنده، ما رو ناخوش میدونن
میدونی چرا؟
ما بچه نداریم، به این دلیل
خواهرم و بچه هایش میگفتن
حتی اقوام ما
هی، مورتی
تو تنها پسر خانواده هستی
چطور ممکنه وارث نداشته باشی؟
دوباره ازدواج کن
اینو از روی کنجکاوی ازت می پرسم
همه عمه تو رو به خاطر بچه دار نشدن سرزنش میکنن
چرا؟ من نمیتونم دلیلش باشم؟
چه اهمیتی داره که عیب کیه؟ هر دوی ما یک درد رو تحمل می کنیم
درد یا لذت... اون با من می ایسته و من با اون
اما امروز اناندی رو دخترم کردی و منو بابا کردی
خوشحالم
من اگه پدر بودم بهترین بابای دنیا بودم
برای همین میگم
هیچ مشکلی وارد زندگی شما نمیشه
حتی اگه بشه، از بین میره
به نوشیدنیمون سوگند
مرسی رگاو
بگو
هی زود بیا خونه
آناندی با مامانت دعوا کرد و با گریه از خونه بیرون رفت
خودتو کنترل کن خواهر گریه نکن
ناندینی؟
بگو
اون با گریه از خونه بیرون رفت؟
هر اتفاقی افتاده، اون رفته
جزئیات مهمه، رگاو
چون ادی، جانسی، سری سری هیچ کدومشون گریه نمیکنن
اگر آناندی گریه میکرده، یعنی مایا اومده
اگه مایا مسئولیت رو بر عهده بگیره، میدونی چه اتفاقی میفته
سریع عمل کن
باشه باشه ناندینی
اصلا چی گفتم که اینطوری خونه رو ترک کنه؟
مامان، مامان
آناندی هنگام رفتن داشت گریه میکرد؟
آناندی گریه کرد رفت بیرون؟
همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد
یادت بیار و بگو بابا لطفا
هی رگاو این چیه؟
مادرت گریه میکنه اما همسرت برات مهمتره؟
تو چه جور پسری هستی؟
اینطوری نیست خاله
شوهران ما از مادران خودشون اطاعت میکنن
شما بچه ها از همسرتون اطاعت کنید
هیچکس نگران ما نیست
اینطوری نیست
یکی تلاش کنه و یادش بیاد آناندی هنگام خروج از خونه گریه میکرد؟
چی شد؟
بعد از همه ی اینا که گفتم تو هنوز تو فکر همسرت غرق شدی
به همین دلیل ما اصرار داریم که با دختری که ما انتخاب می کنیم ازدواج کنید
وقتی به محض آشنایی ازدواج می کنید، اینطوری تموم میشه
به خاطر سطح غرورش، فکر میکردم دختره روزی میره
اما انتظار نداشتم به این زودی بره
اگر به حرف پدر و مادرت گوش می دادی، الان تو این آشفتگی بودیم؟
خفه شو! فقط خفه شو
این چیه؟ ها؟
تو منو طوری بزرگ کردی که انگار ازدواج تنها هدف زندگی منه
انگار آرزوی من این بود که ازدواج کنم و برای ماه عسل به پاریس برم
هدف از ازدواج یا نحوه محافظت ازش، کسی به من نگفته
چون هیچ کس نمیدونه
آیا ازدواج یه دستاورده بابا؟ ها؟
همسر مدال طلاست؟
براش سخت تلاش کنی و به دنیا نشون بدی؟
و بعد این قضاوت لعنتی
دختر مثل سامانتا باید لاغر، زیبا، باصفا و ثروتمند باشه
شما یه چک لیست درست می کنید و با دختر مثل یک شی رفتار می کنید.
وقتی بهش گفتم میخوام باهاض ازدواج کنم همه چیز رو رها کرد و اومد
حالا حتی نمیدونم کجاست به نظر میرسه کسی اذیت نشده
ازدواج یه سفره چطور هنوز نمیتونید بفهمید؟
خیلی دختر خوبیه مامان
کجاست و چی میکنه؟
هی رگاو
وقتی داشتم می رفتم بازار
دیدم در حال پاک کردن اشک هاش به تراس رفت
مطمئنی عمو؟
هیچ کس منو دوست نداره
چرا باید زندگی کنم؟
من می خوام بمیرم
دیوانه شدی؟
بس کن چیکار میکنی؟
برای زنده موندن چه کار کنم؟
من نمیخوام زندگی کنم من کسی رو ندارم
من میخوام بمیرم
خواهر، خواهر من میترسم خواهر
من قرار نیست به شما گوش کنم
من میخوام بمیرم
مایا بس کن دخترم
این گناه کبیره اس
من میخوام بمیرم. من کسی رو ندارم
عشق منو نمی بینی؟
وقتی تصادف کردی، تو رو در آغوشم به بیمارستان بردم
کنارت نشستم تا خوب شدی
من صبر کردم. و تو عشق منو ندیدی؟
فکر میکردم گم شدی، مثل سگ تک تک کوچهها پرسه میزدم
و با این حال تو عشق منو نمی بینی، نه؟
درسته؟
باشه
منم نمیخوام زندگی کنم
من برای پریدن آماده ام
ها؟ بیا بپریم
باشه؟ بیا
هر دوی ما با یه گلوله می میریم
یک
دو
نه
سه
نه رگاو
اندی خیلی خوش شانسه
مایا، دیگه اینو امتحان نکن
خودکشی ایده بدیه
بستنی میخوای؟
همه بیاید
از شکنجه رگاو دست برداریم
خوبه
رگاو برای آناندی فرد مناسبیه
شگفت انگیزه من به طور کامل از این موضوع حمایت می کنم
جانسی با این موضوع مشکلی نداره
ها
اما چنین مناسبت خاصی نمیتونه به این سادگی باشه، درسته؟
با دقت به من گوش کنین
کاری که قراره کنیم اینه
شام خوردی؟
الو
بالاخره ازدواج کرد
سلام عمو
خاله چطوری؟
خوبم خاله
بعد، عروسی توئه
عمو من دارم میرم بیرون
هی، مشروب تو پذیرش وجود نداره فقط گوشت گوسفند
مشروب خودتو از ماشین بیار تا گوشت رو برات بفرستم. خداحافظ
رگاو
گفتی خیلی فوریه سریع بگو من خیلی کار دارم
فکر نمیکنم قبلا با شما آشنا شده باشم منو میشناسی؟
رغاو لطفا بشین
بگو
رگاو، در واقع، ممنونم
نه فقط من همه ما باید ازت تشکر کنیم
وقتی پریا اینو بشنوه واقعاً خوشحال میشه
فکر میکنم منو با یه نفر دیگه اشتباه گرفتی
خداحافظ
آناندی رو می شناسی، درسته؟
آره اون همسر منه
پس باید جانسی رو بشناسی
ادی
مایا، سری سری
چطور همه رو می شناسی؟
ها؟ تو کی هستی؟
میدونم رگاو
من همه رو می شناسم
حتی میدونم پریا رو ندیدی
پریا… میرا
نمیدونم چی میگی
رغاو، همسر شما، آناندی هم یکی از شخصیت هاست
پریا شخص واقعیه
پریا حتی نمیدونه شما کی هستی
حتی نمیدونه که با تو ازدواج کرده
پریا… دختر پراکاش رائو
ثروتمندترین هندب پاریس
رائوها به عنوان خانواده سلطنتی در نظر گرفته میشن
به پریا علاقه زیادی داشتن
دنیا را در برابر اون قرار دادن
اما همه چیز در چهار دیواری بود
معلمای معروف برای تدریس به خونه می رفتن
مانند پروانه ای بود که می خواست آزادانه پرواز کنه
اما نذاشتن
کسی نبود که با اون حرف بزنه شروع کرد به صحبت کردن با خودش
پریا می خواست پرواز کنه
آناندی از همه امیدهای اون متولد شد
پریا شخص واقعیه
چه کسی تو رو اینجا فرستاد؟
ادی؟
ادی بود؟
رگاو، تو نمیفهمی
یه لحظه باورش کردم
تو خیلی خوبی
چهره ات خیلی قانع کننده بود
صداتم عالی بود
بازیگری؟
رویای من پاریسه
و همسرم اهل پاریسه
خانواده سلطنتی در پاریس
پراکاش رائو
درست گفتم؟
باحال بود
فیلمنامه خوبی بود
همون چیزی رو که قبلاً گفتم تکرار می کنم
من بیشتر میخوام
بابا
بگو بابا
یه نفر آناندی رو به زور گرفت
ما تمام تلاشمون رو کردیم اما نتونستیم جلوشو بگیریم
پدرت بود؟
بله
گفت کسی اندی رو گرفته؟
کی؟
رگاو، هر چی تا به حال اتفاق افتاده، خوبه
اما همه چیز رو پیچیده میکنه
بنابراین، مجبور شدم به پدر و مادر پریا بگم
کار اونا بوده
امیدوارم متوجه شده باشی
پریا از پدر و مادرش میترسه
با دیدن اونا آناندی میره و پریا وارد میشه
-اینکه آناندی بره و پریا وارد شه، پدر و مادرش دلیلش هستن
حتما داخل کانال تلگرامی بهارات مووی عضو شوید @bolymix
با بهارات مووی بروز باشید بهارات مووی مرجع دانلود فیلم و سریال هندی
این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی اشتراک تهیه نمایید
این پریا رائوئه
در این لباس خیلی
متاسفم، متاسفم.
اوه.. من واقعا متاسفم
من همه عکس ها رو دیدم
اتفاقی که برای تو افتاد بسیار ناعادلانه بود
و
میدونی من مشکل دارم، درسته؟
بابام خونه
اگر چیزی برای
میدونی منظورم چیه؟
میدونی
اشکال نداره. اشکالی نداره
اشکالی نداره
مشکلی نیست
در واقع
اومدم یه چیزی بهت بگم
نمی دونم خبر داری یا نه
زمانی بود که از زندگیم ناامید بودم و سعی کردم خودمو بکشم
تا فرشته ای وارد زندگی من شد
آناندی
متاسفم شما آناندی رو نمیشناسی
پری… پریا… پریا
میخوای پرواز کنی؟
میدونی؟
آناندی چیزی به من گفت
و تمام زندگی منو تغییر داد
بذار برات تکرار کنم
هر چی در زندگی می خوای باید خودت تصمیم بگیری
دستت رو براش بلند کن و بجنگ
تا اینجا اومدی تا اینو بگی؟
رگاو
پسرا این روزها نمیتونن از هم جدا شن
همسرت تو رو ترک میکنه، و تو اینقدر راحتی؟
آسون نیست خانم
من چاره دیگری ندارم
چند وقت پیش یه چیزی گفتی
اگر چیزی باشه، پدر حلش میکنه
اون موقع برام واضح تر شد
ما به دنیاهای مختلف تعلق داریم
تو مدرسه، وقتی کلاس اول بودم
بابام به من قول داده بود که اگه بیست بگیرم، دوچرخه میخره
اون یک کالج بزرگ رو به من نشون داد
و به من قول داد که اگه یه صندلی در اونجا داشته باشم، دوچرخه رو میگیره
من همه این کارها رو کردم
اما دوچرخه رو نگرفتم
اونجا بود که متوجه شدم
پدرم حتی توان مالیشو نداشت
ما اینطوریم
ما میدونیم که چطور رویاپردازی کنیم
اگر اتفاقی نیفته
ما میدونیم که چطور از سفر لذت ببریم
بنابراین... اشکالی نداره
بریم سر اصل مطلب
آناندی، آدی، مایا، سری سری، جانسی
من شش ماه رو باهاشون گذروندم
من با اونا خاطرات زیادی دارم
بنابراین، من وقت خودمو صرف اونا میکنم
زندگی من در اینجا متوقف نمیشه
یه روزی دوباره ازدواج میکنم
من روزی صاحب یک دختر میشم
اگر من یه دختر بچه داشته باشم، میدونی بهش چی میگم؟
ببین عزیزم
هر چه در زندگی میخوای
هر کاری رو که میخوای انجام بدی، با تمام وجود انجام بده
اگر زمانی با مشکلی مواجه شدی و خواستی به عقب برگردی
پدرت همیشه هست
اون همیشه از تو حمایت میکنه
بچه ها مراقب باشید
خداحافظ
قراره بپری؟
این مکان مورد علاقه منه
خیلی خوبه
اینطور نیست؟
اما من پاریس رو دوست دارم
میدونم
پاریس مکان رویایی منه
حدس میزنم که رویا باقی بمونه
اما باید الان پاریس باشی
اینجا کنار من چیکار میکنی؟
چه بلایی سرت اومده پریا؟
من میخوام پرواز کنم
من میخوام پرواز کنم
این زندگی منه
بذار اونطور که دوست دارم زندگی کنم
میدونم مشکلات زیادی پیش میاد
اما آماده رویارویی هستم
پریا - مامان لطفا
شما به اندازه کافی برای من انجام دادی
بابا
من شهرت، پول، نام تو رو نمیخوام... به معنای واقعی کلمه هیچی
من چیزی نمیخوام
اما
هر چقدر هم که دور برم، در مقطعی از زمان، به تو نیاز خواهم داشت
به من قول بده که پیش من باشی
قول میدم - دیوانه شدی؟
به اندازه کافی ما رو رسوا کردی
چرا جلوی منو میگیری؟ - اشکال نداره
اشکالی نداره
ولش کن - یه چیزی بهش بگو
اون داره میره - آروم باش
چی؟ چی؟ - ولش کن
تو تصمیم خودتو گرفتی و اینجا هستی
آره
دیگه چی؟
حدس می زنم بعدش عاشق من میشی
رگاو… متشکرم
میدونی
اگر اون روز نمیومدی و با من صحبت نمیکردی
میتونستم پیش پدر و مادرم برگردم و در همون قفس قدیمی باشم
اما حالا
من تصمیم گرفتم پرواز کنم
میدونی چیه؟
همه اینا به خاطر توئه
بنابراین، تصمیم گرفتم در خونه تو با تو باشم
هی
ولی تو شوهر من نیستی
حتی دوست پسرم
دوست چی؟
ممکنه
اول بیا ارتباط برقرار کنیم، بعد درگیر شیم، و ببینیم تا کجا پیش میره
خواهیم دید چه اتفاقی می افته
ارتباط، تعامل - چی شده؟
اینو به اناندی گفتم
اما اون از من خواسته بود که اونو ببوسم
من رگاو هستم
من برای شرکت هواپیمایی کار می کنم
لطفا از خودت بگو
من پریا هستم
میخوام پرواز کنم
رگاو
این بار چیه؟
چی بگم؟
ما دو ساله که ازدواج کردیم. اما همه چیز همونه
در چاندانگار هم همین آشفتگیه که در پاریس هست
هی، من به پاریس اومدم تا افق رو ببینم
آرام باش حیوان
به عنوان یه دکتر روانشناسی، توصیه من اینه که
دکتر، لطفا، لطفا
هزینه ها و مشاوره رو کاهش بده بیمارات احساس بهتری خواهند داشت
ببین داداش
متخصص ازدواج اینجا کیه؟
من
تو قطعا نیستی
تو نمیتونی با همسرت کنار بیای
میخوای برای همسر شخص دیگری پیشنهاد بدی؟ برو کنار
درست گفتی داداش
چیزی که من سعی میکنم بگم اینه که
هی، چیتی بهتره ساکت بمونی داداش
کبودی های بدنتو نگاه کن
رگاو
شاید صدتا شخصیت رو حل کرده باشی
اما یه شخصیت هست
که هیچ کس نمیتونه حلش کنه
چیه آقا؟
همسر
همسر
همسر
وایفای - کیه؟
ببخشید وای فای کار نمی کرد
بنابراین، تماس اداری رو قطع کردم
تماس اداری؟
بله
خوبه
برو
آناندی؟ کیه؟
امیدوارم از دیدن فیلم لذت برده باشید با بهارات مووی بروز باشید
منم عزیزم
چرا نگرانی؟
بازی میکنی با من، ها؟
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.