Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سی نما تقدیم میکند 30nama.com
و اینگونه داکبرگ نجات یافت،
باتشکر از اسکروج مکداک و خانوادهاش!
نباید دست بردارم. خیلی نزدیک شدم.
ای جاسوس خائن، میخوای چیکار کنی؟
- عمو دونالد! - دونالد!
مواظب باشید! گرونـه!
ننوی تجویز شده؟
«پرریزی مرتبط به استرس»
دستورات دکتره
مسخرهست، ریزش پر نداری
نگاه کنید گولهی پُر از...
چقدر پرهای زیادی
راستی این ویدیوت رو هم میخوایم
تا این کپی از «نکرونامیکاست» رو تماشا کنیم.
دستگاه ویدیویی که مُردگان رو زنده میکنه، وحشتناکتـرین...
یه فیلم ترسناک واسه دهه نود!
ما درستش میکنیم. نگران نباش.
کتابت رو بخون، ریلکس کن. همه چیز خوبه
اگه زامبی نشیم!
بخاطر زیادی نشستن جلوی تلویزیون
خیلهخب، فعلا!
همه چیز مرتبـه
مترجم: iredprincess
امیدوارم که پیشنهادمون رو قبول کنی و
در کنار ما بمونی
بهترین مکان برای کار کردن روی سفینهات محسوب میشه
نه ممنون
تنها کسی که راضی شدم باهاش توی یه اتاق بخوابم
برادرم بود که مدام با همدیگه دعوا میکردیم
خب بهتر از اینه که توی بیابون بخوابی
من نمیخوابم
انقدر دیگه مونده تا سفینهام رو درست کنم
و به پیش خونوادهام برگردم
فقط به یکم طلای... بیشتری... نیاز دارم
این پنیـه؟
پنومبرا بزرگترین جنگجوی ما بود
با همدیگه کرمها رو در دماغه نگه میداشتیم
اون قهرمان سیارهی ماهـه
که اساسا سیاره نیست، پس... ماه ماه؟
سیاره ماه!
- سلام پنی - پنومبرا!
مدلتون اینجوریه که داد بزنید؟ سلوم پنی!
پنومبرا رو ببخش
از وقتیکه کرمها دیگه حمله نکردن،
جنگجوی بدون جنگ شده
ببین وقت عشق و حالِ کیه؟
الان میخوای چیکار کنی؟
وای!
باحال بنظر میاد!
بهتره برم سرکار!
دشنهی سلین خود به خود بازسازی نمیشه
آره برگرد سر کارِ مرموزت!
قطعا بهت شک ندارم!
اون یه دروغگوئه. بیا نابودش کنیم
فکر کنم دارم حسادت رو توی چشمات میبینم
من حسودی نمیکنم
با نشون دادن اینکه باهاتون دوسته سرگرمتون کرده
تا متوجه حملهی موذیانهاش نشید
با من بیا پنومبرا
اون صخره رو میبینی؟
پدرم، ژنرال مریدیان ازش وحشت داشت
ادعا میکرد که چیزهای عجیبی ازش پرتاب میشد
انقدری ترسیده بود که همه مارو به این زیرزمین برای پنهان شدن برد
که باعث شد مسئلهی کرمها بوجود بیاد
دلا بنظر تو یه تهدیده؟
نه، خیلی راحت میتونم شکستـش بدم
اگه بهم اجازه بدی
نمیخوام دیگه زندگیم رو با ترسیدن ازشون بگذرونم پنومبرا
مردم ما به موقعـش اون رو میبینن
توهم همینطور
دارم بهت میگم، تا وقتی که سیارهی مارو
نابود نکنه دست برنمیداره
دختر بیچاره
پنومبرا، پیش تو میخوابه
این یه دستوره
خیلهخب!
معرکه بود!
ما زندهایم!
دیدی؟ بهت که گفتم. همه چیز مرتبـه
برو استراحت کن
همه چیز...مرتبـه
حدس بزن الان کی خداست؟!
ها؟! ها؟!
دوئی دلیر شجاعانه دمپایی
هرمس رو از روی سینهام قاپید
و حالا پیامبر خداست!
پدر بسیار ناراحتـه
حسودی میکنه
چون که من جوونتـرین دوئیِ محلهام!
پدر با دوئی داک جنگ رو اعلام کرده
چی؟!
نگران نباش عمو دونالد!
تو فقط استراحت کن، ما حلش میکنیم!
رعد میسوزونه!
سلام هم اتاقی!
هی مراقب باش!
تو که نمیخوای گاراژت رو بسوزونی
ببخشید، گاراژ ما!
لوناریس بهم گفت که سخاوتمندانه داوطلب شدی که من بیام پیشت
منم گفتم: «من که نمیتونم
به بهترین دوستم نه بگم، درسته؟»
مارو ببین، غریبههایی از دنیاهای متفاوت،
مجبور به هم اتاقی شدن هستن.
ما زوج عجیب و کلاسیکی هستیم
نمیدونم منظورت چیه
مرسی که گذاشتی پیشت بمونم پنی
ستوان پنومبرا
دشنهی خوشگلش و نگاه کن
این دشنه آموزشی دوران کودکیـم بود
قبلا از خونهام درمقابل مزاحمهای ناخواسته دفاع میکردم
حالا که حرف دشنه شد،
باید برم کارم رو ادامه بدم.
هی! هردومون دشنه داریم
باحالـه!
نه نیست
چرا هست!
نه نیست!
چرا هست!
نـــه!
دغلباز خائن
هیچکس گول کارهای زمینیت رو نمیخوره
تو غریبهای...
هستی که با روشهای زمینی مارو نجات دادی!
سلام زینیت!
قهرمانی راستین که در کنار ما زندگی میکنه
ببین چه ستارههای شانسی دارم
شنیدم که کرم رو با محبت شکست دادی
این یه جور روش جنگی زمینیـه؟
نه نه، ن فقط یه مادرم
کی سعی داره بره خونه تا بچههاش رو ببینه.
تو کار بزرگی برای ما کردی
باعث افتخار ماست که به هر طریقی بهت کمک کنیم
واقعا؟ ممنون!
همه دیوونه شدن؟
چرا دارید بهش کمک میکنید؟!
خب من پسرهای بیگل رو مثل
یویو از سقفِ بانک آویزون کردم
شگفتانگیزه!
یویو چیه؟
همه جای دنیا باهاش...
تردستی میکنن و سگ رو میبرن پیاده روی
شگفتانگیزه!
سگ چیه؟
با دروغاش خودنمایی میکنه
که بگه سیارهی رقت انگیزِ من از مال شما بهتره!
پووف! دونفر میتونن اینکار رو بکنن
خب، ببینید کی اومده
سلام... هم اتاقی
میخوای دستم بندازی؟
آره، شوخی میکنم. یه دلیل دیگه که سیاره ماهِ ما
خیلی باحالتـر از زمینِ رو مخ شماست
ما هردو میتونیم عالی باشیم، درسته؟
زمین، ماه،
که به دور زمین میچرخه
شوخی بود!
راستی ماه امنیت داره و زیباست
و هرچیزی که بخوای رو هم داره، درسته؟
منم همینطور فکر میکردم تا اینکه درمورد
«سگها» و «یویوها»ی شگفت انگیز شنیدم
بازم بهمون بگو که چرا دوستش دارید
خب بخاطر اینکه خونوادهام اونجاست
و چون زمین عجایب کوچیک و بزرگ زیادی داره!
اهرام ثلاثه مصر، نهنگ گوژپشت، دستبندای صاف!
دستبند صاف چیه؟
نگاه کن
تا حالا چنین چیز شیکی رو ندیده بودم
ببخشیدا؟
ما لباسهای ستِ طلاکاری شده داریم!
زمین زیباست!
وقتی برگردم، ذره به ذرهاش رو به پسرام نشون میدم
جوری میشه که انگار اصلا نرفته بودم!
کوهستان نورست رو فتح میکنیم!
اهرم پنهان تاثرا رو کشف میکنیم!
بهتون دارم میگم، خونوادهام شجاعن!
نه!
پسر احمق، انسانهارو به معبد خدایان دعوت میکنی!
اونا دوستای من هستن پدر!
لطفا به ما رحم کن!
نه! دونالد رفت!
باید با دوست خدایانـم در شان
امپیوس روبرو شوم
سلام ریشو! بو میدی!
نه! خودت بو میدی!
برو! برو! برو!
دامش رو گستردهتر کرده!
مرد طلاییِ غول پیکر ال دورادو رو تیکه تیکه کرد...
وای بر من!
با نابود کرد هرچیزی که سر راهـش سبز میشد مثل...
اما من به اون غول پیکر نگاه کردم
که سرجاش میخکوب شده بود و زل زده بود بهم
از زرهاش بالا رفتم
خودم رو چپوندم داخلش و از درون تیکه تیکهاش کردم
و حکومت ظالمانه و ماشینیش رو به پایان رسوندم!
هیچ چیزی با این هیجان اصلا توی ترنکوئیلیتی اتفاق نمیفته
بخاطر همین اسمش ترنکوئیلیتیـه
نه یه شهر روبات-هیولایی!
شهر روبات-هیولایی روی زمین هست؟
نه وقتی که کارش رو بسازم
پنومبرا
دستوراتت بر این مبنا بوده که مهمان ما حضور خوشایندی رو داشته باشه
فکر نمیکنم دشنه پرت کردن
چیز خوشایندی باشه، مگه نه؟
نه. فقط یکم؟
هیچ آسیبی نباید به دلا برسه
اما دارن دروغای زمینی رو میکنه توی مغزشون
و من... یعنی ما
در مقایسه باهاش ماه رو میاره پایین
داره عجایب فرهنگش رو به اشتراک میذاره
مثل این سفینه!
خیلی پیچیده اما با اینحال بسیار ساده
تنها کاری که باید بکنه اینه که این اهرم رو بکشه
تا سفینه به فضا پرتاب بشه
فوق العادهست!
باید چیز بزرگتری رو در نظر بگیری پنومبرا
این رو یه بُرد به حساب میارم!
دونالد ایرودینامیکی
کی میدونست که نسخهی کچلت
میتونست حریف تنها...
باید استراحت کنم
همه چیز مرتبـه
اینجا چیکار میکنی؟
- خب من... - هیچی!
قطعا جیبت رو نگاه نمیگشتیم
تا یه چند میلیون اضافی گیرمون بیاد
نه با شما دوتا نیستم
چرا به لباسات دست میزنی بز؟
من بز نیست
این فقط شکل دنیوی منـه
وای نه!
و قوانین انسانها در قلمرو
روحانی بزدونی کاربردی نداره
ناکجاآباد گنجهای فراموش شده و آدمخواران وحشی!
وارد شوید شریفان و شما پادشاه خواهید شد!
پادشاه!
گنج!
وای بیخیال!
داره کار میکنه
ممنونم از همتون
بالاخره میتونم برگردم پیش خونوادم!
زمین! زمین! زمین! زمین!
اگه همتون فکر میکنید که زمین خیلی خفنه،
چرا باهاش نمیرید؟
میشه باهات بیایم لطفا؟
میتونیم برای خودمون سگ بگیریم
و دستش دستبندای صاف بندازیم!
ای کاش میتونستم همتون رو ببرم
اما دشنه خیلی کوچیکه
امکان نداره همتون جا بشید
اما قهرمان واقعی کاری از دستش برنمیاد
قطعا اگه میخواست میتونست یه کاری بکنه
من کاری کردم؟
تو کاری کردی؟
از روشهای ابتدائی ما اهل ماه خجالت میکشی؟
نه! واقعا ای کاش میتونستم ببرمتون
اما ممکن نیست
من فکر میکردم هیچ چیز نمیتونه
جلوی دلا داک شگفتانگیز رو بگیره
خیلی بده. یه بیعرضه، دروغگو و خروپف هم میکنه
چطور تونست؟
یا شایدم ممکن باشه
چی؟ نه!
پنی راست میگه
من علم سفینه رو یاد گرفتم سفینه خودم رو بازسازی کردم
چرا نتونم همتون رو توش جا بدم؟
نمیدونم! چرا؟
نه عزیزم، منظورش اینه که میتونه
واقعا؟ ممنونم!
همه شما به من کمک کردید
این کمترین کاریه که میتونم بکنم
وسایلتون رو جمع کنید! همه میریم به زمین!
آره!
زمین! زمین! زمین! زمین!
دیدی لوئی
وفاداری راستین از درون ماست
آره دسته بله. پس پادشاه واقعی به این تاج نیازی نداره، درسته؟
وای پسر، حالت خوب بنظر نمیاد
من خوبم
همه چیز... خوبه
عمو دونالد، من یه کاروان از شترها میخوام...
پیشنهاد دادن که میزبان دوئی دونیت توی دموگراگانا باشن!
اسبهای تک شاخ رم کردن...
...در جستجوی صحرای گالیون!
همه چیز مرتب نیست
عمو دونالد؟
مهاجرت دسته جمعیه!
ستوان!
با دروغ و دستبندهای جادویی مغزشون رو شستشو داده!
همشون رو به کشتن میده!
آروم باش. چیشده؟
داره همشون رو به زمین میبره
داره ترنکوئیلیتی رو نابود میکنه!
مردم ما باید آزاد باشن تا تصمیمات آزادانهی خودشون رو بگیرن
اون یه دروغگوئه، قطعا میخواد یه کاری بکنه،
و هیچوقتم ظرف نشسته!
درمورد کی حرف میزنی؟
ببخشید نمیخواستم بترسونمت.
من... ما درمورد تو حرف نمیزدیم
داشتیم درمورد یه هیولای نوک دارِ پلید دیگهای حرف میزدیم
تو نمیشناسیش
من اینو نزدیک مجسمه پیدا کردم
شما کمکم کردید که دشنهی خودم رو درست کنم
تنها وقتی درسته که برای شما رو هم من درست کنم
ممنون دلا، تو خیلی مهربونی
اینا بچههای منان
واقعا سرشون شبیه بادمجون نیست
من نقاشیم خوب نیست
اما به لطف شما
قراره فرصت اینو داشته باشم که مادر خوبی باشم
میدونم چه حسی داره که از خونوادهات جدا باشی
که مجبور بشی به کسِ دیگهای برای کمک بهشون اعتماد کنی
هیچکس نمیتونه مثل تو از مردمت
محافظت کنه پنی
اما تا وقتیکه پیش من باشن،
از جونم مایه میذارم
قول میدم
وای نه! بچهها! چیشده باز؟!
چه خبره؟
عمو دونالد تو خیلی تلاش میکنی تا از ما محافظت کنی
و ما هم کمکی نمیکنیم
اغلب عمدا
برای همین یه سفر یه ماهه برات ترتیب دادیم
روی آبهای کارائیب برای اینکه یکمی استراحت کنی
بدون موبایل، بدون ماجراجویی و کلی هم ننو داره
ممنون اما نمیتونم پسرا رو تنها بذارم
کی میخواد شما رو از دردسر دور کنه؟
ما یه خونواده داریم که میتونه ازمون محافظت کنه
برو استراحت کن
بعلاوه هزینه این سفر دریایی قابلبازپرداخت نیست
و منم به شرکتهای مزخرف سفرهای دریایی قرار نیست پول مفت بدم
شنیدی پسرجون؟
خیلهخب، شاید دلا شیطان خالص نیست
اما همچنان برنامه داره که مردمم رو
فردا به اون سیارهی پُر از کابوسهای وحشتناک ببره
چرا نمیشه همین الان بره؟!
توالی پرتاب فعال شد
شمارش معکوس 40... 39...
چی؟ بهت که گفتم پنی فردا ظرفارو میشورم
دشنه! چه خبر شده؟!
من... نمیدونم؟
پس حتما یه مشکلی داره!
نمیتونم متوقفش کنم!
پرتاب اضطراری غیرقابلتغییرـه
برو! برگرد پیش خونوادهات!
اما بقیه چی؟!
نمیتونم ترکشون کنم! بهشون قول دادم!
یکی دیگه میسازیم
طرح سفینه رو بهم بده
ما یه سفینه میسازیم
و به زودی به سمت زمین میایم
تو به مردم من انگیزه دادی دلا!
بذار لطفت رو جبران کنم!
سیزده... 12... 11...
ده... نه...
هشت... هفت... شش...
پنج... چهار... سه...
دو... یک
دارم میام پسرا!
مامانی داره میاد خونه!
دارید چیکار میکنید قربان؟
ها؟
چه خبر شده؟
دشنه، رفته!
دلا بهتون خیانت کرد
به همه ما خیانت کرد!
با داستانهای غمانگیز و دروغهای
افسانهایش درمورد زمین فریبمون داد
تا ما کمکش کنیم که سفینه رو بازسازی کنه
و وقتیکه زمان مناسب رسید، بهم حمله کرد!
اما خونوادهاش چی؟ و اون همه داستانها؟
تزویری استادانه
- وای نه! - اما چرا؟
چون اون تنها اولین موج برای حملهی بزرگتر بود
بهمون دروغ گفت تا بتونه برگرده
و به آدمای روی زمین بگه که ما ضعیفیـم!
ساده! و آمادهی مورد حمله قرار گرفتن!
اما قراره اینجا مخفی بشیم
- تا بهمون حمله کنن؟ - نه!
یا قراره از این طرحها استفاده کنیم
که به زور از اون خائن وقتیکه داشت فرار میکرد گرفتم،
و ازشون برای ساخت یه سفینه استفاده کنیم و اول بهشون حمله کنیم!
آره!
و اثبات کنیم که ماه
بزرگترین سیارهی جهانه؟!
آره!
ما قدرتمندیم!
ما ماه هستیم!
ماه! ماه! ماه!
ماه! ماه!
تموم این مدت اینو میخواستی
تو اون و سفینهاش رو به اینجا آوردی
اونا رو طرفدارش کردی. چرا؟
چون بقیه مثل من و تو جنگجو نیستن
اونا به دلیلی برای جنگیدن نیاز داشتن
و منم یدونه بهشون دادم: خیانت
و باعث شدم که اینو بهم بده،
با یه ذره محبتِ خوب و قدیمی زمینی
اما داری جون مردممون رو به خطر میندازی!
- نمیترسی که... - نه!
من مثل پدرم قرار نیست زندگیـم رو در ترس بگذرونم!
زمین باید از من بترسه
اما چرا با من جورش کردی؟
راستشو بگم؟ بخاطر اینکه این تنها راهی بود که میتونستم به اینجا بکشونمش
واقعا ازت خوشش میومد پنومبرا
میگفت که تو اون و یاد برادرش مینداختی
ها؟ ها؟!
ممکن نیست!
دلا؟!
دلا؟ دلا!
کجایی؟!
عملیات پرتاب فعال شد
شمارش معکوس از 60
- سی... هشت... - نه!
- سه... دو... - نه! نه!
یک
من برگشتم
مترجم: iredprincess
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال 30nama.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.