Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سی نما تقدیم میکند [30nama.com]
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk
ها؟
♪ دو دو دو دو دویی داره میره براش ♪
♪ دوباره داریم انجامش میدیم، ♪ ♪ آره ♪
♪ با وبی، بهترین دوستش ♪
♪ با دویی و وبی میریم براش ♪
لدی؟
♪ قدم بذار، دور بزن، ♪ ♪ قدم بذار دور بزن ♪
قدم بذار، دور بزن، جا خالی بده و قدم بذار
♪ قدم بذار، دور بزن، ♪ ♪ قدم بذار دور بزن ♪
قدم بذار، دور بزن، جا خالی بده و قدم بذار
اوه پسر، باشه
قدم بذار...
برش دار بره دیگه!
بت سیبولا یه چیزه کم ارزش نیست
که بینزاکتانه برداشته بشه. افسانه میگه...
میشه "عجب" رو بگیم
و بریم سر وقت "صبر کن، چی؟"
"عجب! یه شهر مخفیِ باحال یا گنج یا همچین چیزی!"
"صبر کن، چی؟ اون چیزه باحال خطرناک یا نفرین شدهست...
یا قنطورسها ازش محافظت میکنن؟"
"آه!" لویی تقریبا میمیره
میشه خواهشا تمومش کنیم بره؟ همیشه همینطوریه!
ماجراجویی معشوقهی غیر قابل پیشبینیایه
باید همهچیز رو در نظر بگیری!
دوتا سناریوی خطرناک مثل هم نیستن که!
عجب!
صبر کن، چی؟
خب، به این معنی نیست که...
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- Untranslated Line -
- چه هیجانی! - معرکه بود!
من میرم تو اتاق مطالعهام
منم همینجام، ریخت و پاش...
ماجراجویی تازهت رو تمیز میکنم
ایول. منم تا ابد اینجا دراز میکِشم
بچهها! بچهها، یه محفظه مخفی تو بُت پیدا کردم
فقط یه نقشه گنج توشه!
بریم!
من استراحت نیاز دارم!
جیرههای تاریخ مصرف گذشته، مُنور کهنه، گاز استفاده شده...
فکر میکردم زندگی کردن با یه شکارچی گنج
بیشتر گنج داره تا شکار
معرکه نیست؟ پیدا کردن سرزمینهای ناشناخته
دنبال کردن رسم ماجراجویی خانوادگی!
یادته مامان تو فضاء گم شد، درسته؟
خب، آره. ولی اون تنها بدون کمک رفت
ما یه ماشین اکشن تمام و کمالیم!
من مخ گروهم، وبی زور و بازوئه
دویی بیباک گروهه
تو...
تو هم هستی! بعلاوه، برام درجه...
سنیور جونیور وودچاک رو به همراه داشت. اونم دو خطه!
ببین، مطمئنم بعد پیدا کردن این گنج...
تعطیلی گیرت میاد
مگه اینکه گنج طلسم شده باشه
و باطل کردن طلسم ماجراجویی دیگهای رو بوجود بیاره
و همینطور تا ابد ادامه داشته باشه، بزن بریم!
باشه
هی، شاید وقتی بر گشتیم
بتونی اون نشان خیاطی رو بدست بیاری
بیخیال
خیلی وقت پیش نشان خیاطیم رو بدست آوردم. بیخیال، یعنی...
پس چطور این شل شده؟
غیر ممکنه
اوه، حتما از اون چیزی که میفهمی هم خستهتری
داری سوتی میدی
من هیچوقت کوک نامرئی نمیزدم
تازهکارها اینطوری میزنن!
همه این ماجراجوییهای پی در پی...
حتما پارهش کرده!
عمو اسکروج! این ماجراجوییهای پی در پی...
داره از پای درمون میاره!
مزخرفه. از همیشه نزدیکتر شدیم. نه، بچهها؟
♪ - همکاری تیمی، رویا رو محقق میکنه! ♪ - این باید تمومش بشه!
سعی کردم، ولی خیلی از قافیه ساختن خوششون میاد
با این خطرات متوالی، اصلا واسه همدیگه وقت نمیذاریم
اصلا ما همدیگه رو میشناسیم؟
یعنی، این هوییـه؟ یا دویی؟ نمیدونم والا!
کدوم یکی کلاه میپوشه؟
هیچ تجربه صمیمی سازیای...
بهتر از یه ماجراجویی پر خطر و مرگبار نیست
یه شب ساکت بشینیم فیلم ببینیم چی میشه؟
اوه! یا یه شب پیتزا درست کنیم!
اووه، یه شب بازی چطوره؟
بازی شبانه؟
بازی شبانه!
بازی شبانه!
بازی شبانه!
- بازی شبانه! - اوه، نه
واسه یه شب آروم تو خونه حاضریم؟
میدونی وقتی که میخواد دشمنی رو شکست بده چقدر رقابتانه عمل میکنه؟
تو شب بازی، ما دشمن اونیم
دو نفره بشین، همگی!
اگه ببازیم، از ارث محروم میشی
مگه اسمم تو وصیتنامه هست؟
- من دویی رو دارم! - من وبی رو دارم!
ما تیم بینقص اینجاییم
بازی شبانه برامون مثل خوردنه!
اوه، آم...
حس میکنم جادوی سیاهی
در هواپیمای آسمانی وجود داره. باید برم!
نه، شبحِ رو مخ!
منو تو این وضع ول نمیکنی!
چیزهای ترسناک! بدرود!
آه بیخیال، نگران نباش، خانوم بی
من یار بازیت میشم!
باشه
حداقل زود میمیریم
خب، به گمونم فقط ما موندیم، هویـ...
تو درگیر یه مسئله دیگه شدی
حق با تو بود، پسر!
باید خونه بمونیم! تمرکزمون بیاد سر جاش!
دوختن. یه مهارت سادهست
خیلیخب. ها!
خیلیخب. قراره شبنشینیِ عجیب و پر استرسی باشه
ولی حداقل خبری از...
ماجراجویی!
اوه، نه
اوه بله، خواهر زاده سبز، بنگر!
بلندگوی گیر لوس،
با قابلیت تقویت بازخورد زیر دسیبل اوه!
صداهای کوچیک رو بلند میکنه
برو پی کارت! خریدار نیستیم!
معتقدم یه تمدن میکروسکوپی
از عشایر سرگردان که با چشم دیده نمیشن
همینجا تو خونهتون زندگی میکنن!
به ندای شیرین ماجراجویی گوش کن!
- عجب! - نه! نخواستیم!
همینطورم قابلیت اشعه کوچیک کننده بهش اضافه کردم
میتونیم کوچیک بشیم، برای اولین بار...
با موجودات ریزی ارتباط برقرار کنیم که من اسمشون رو "جایروپودلینها" گذاشتم
و اونجا رو فتح کنیم یعنی، این مرز ریز رو بررسی کنیم
یه دنیای کامل درست زیر پای خانواده شماست!
عمراً استراحت گیرمون بیاد. حتی وقتی خونهایم
باز به ماجراجویی ادامه میدیم
دقیقا! حالا، داییت کجاست ما...
چیکار کردی؟
کوچیکش کردی!
که دقیقا هم همین رو میخواست
چی؟
همهچی روبراه میشه
واه! جایرو کوچیک شد و اونو به عنوان یه شاهخدا پرستیدن!
صبر کن، چی؟ با یه مشت مورچه غولپیکر دارن میجنگن؟
آه! چیزی نمونده بود یه عنکبوت بخورتش
ولی زنده میمونه و به همه درسی راجعبه اعتماد یا یه چیزی یاد میده!
این اتفاق ماه پیش دو بار پیش اومد
- ولی این... - عشایر ابتدایی،
به شما هدیه عقل برتر رو میبخشم!
آه، و این چراغ قلمی!
اوه!
گایرو! گایرو! گایرو!
دیدی؟ همهچی روبراهه!
بیخیال، بذار جایرو بره سراغ ماجراجویی خودش
ما هم واسه یه بار یکم آروم میگیریم
و میتونیم یه شبنشینیِ ساکت و نشاطآوری داشته باشیم
مهارتهات ردیف شد؟
و نباید به کسی چیزی بگیم، چون اگه به کسی بگی
اوضاع بدتر میشه، تا موقعی که هرگز نمیتونی...
نشان شایسته دیگهای روی کمربند بدوزی، افتاد؟
مَرد خرچنگیِ کراستژیا!
ها ها!
ارواح شب نامبیان!
سرنگتی!
اوه، واسه همین دانولد رو انتخاب کرد
30 سال رو صرف حدس زدن این کنی که دانولد چی میگه،
حتما خوب ارتباط غیر کلامی رو متوجه میشی
وقت تموم شد!
یه مرمانتیکور بود!
اون یه مرمانتیکور بود؟
مرمانتیکور اینه!
آقای مکداک و دانولد 34 امتیاز کسب کردن
- نه مرمانتیکور اینطوریه! - هیس
تیم بعدی،
وبی و دوییان!
اون دو نفر به زور همدیگه رو تحمل میکنن!
تصور کن تیمی به هماهنگی ما چه کاری ازش بر میاد!
و... شروع!
اوه، این آسونه!
تُرش!
انگور ترش! میوه کهنه!
کلاه! کلاه میوهای! یکی که کلاه میوهای میپوشه!
کلاه پر از اسموتی!
ترکوندم؟
پول؟ اسموتی گرون!
اسموتیای که توش پول ریخته!
با شنا از سمت اسموتیها دور میشی!
یه پیر مرد! اسموتی آلو بخارا!
- نه؟ - وقت تموم شد!
آه! اسکروج مکداک بود!
ولی دایی اسکروج اسموتی خوشش نمیاد
ها، فقط یه سکسکه کوچیک!
همکاری تیمی، رویا رو محقق میکنه!
درسته؟
- هویی؟ - چیزه عجیبی در کار نیست!
تو چیزی گفتی؟ من که حرفی نمیزنم!
چون این بازی تشخیص اداست و قوانین همینا هستن!
خیلی خوبه، هویی!
به خودت مسلط باش!
حاضری؟ و...
بکِشید، نوکرانم
دستور شاهخداتون رو انجام بدید!
اون چی بود؟
آره! حدس عالیای بود، هویی!
" دستور شاهخداتون رو انجام بدید"
همینجا نوشته! بازی بعدی چیه؟
نمیدونم! من میرم خوراکی بیارم!
فکر میکردم داری بهترین ماجراجویی عمرت رو سپری میکنی!
خودت تنها!
درسته! متاسفانه مردم من
علیه غولهای شرور اعلام جنگ کردن
- که شما باشین - صبر کن، چی؟
ظاهرا، شما اتفاقی...
تمام شهرهای کوچیکی که ساختن رو نابود کردین
شهر سبد لباس کثیفها
تاپهاتیستان
جزیره شناور توالتآپولیس
اَخ!
فکر زدم که کوچیکتون کنم
نه. این شب تعطیل ماست
میتونی خودت این گندکاری رو ردیف کنی!
معلومه که میتونم! چون من جایروی قادر هستم!
جایروی شکست ناپذیر!
آه! مورچههای غولپیکر! کوچیکشون کن! کوچیکشون کن!
اوه، بیخیال!
هی بچهها! گوآکاموله دارین؟
یا یکم حمص؟
لانچپد! حالت خوبه؟
آره! صبر کن. انگار تو یه دنیای غولپیکر...
وحشتهای کابوسناک گیر افتادم. هی! جایرو و یه عده دیگه اونجان
اووه، یه عنکبوت غولپیکر!
لویی! میدونم شب تعطیلمونه
ولی باید یه کاری بکنیم!
چرا؟ جایرو که نابغهست
و لانچپد هم بارها سقوط کرده،
قانع شدم که اون جاودانهست
ما کلی ماجراجویی رفتیم
چرا این ماجراجوییهای اخیر فرق دارن؟
ببین، من فقط...
نیاز به استراحت داریم، خب؟
خب، من به دایی اسکروج میگم
- هویی! - لویی!
پسرا! لانچپد رو ندیدین؟
به دلایل غیر مشکوکانه رفت
اوه، نه. بدون یارم
نمیتونم بازی کنم. لعنت به شانسم
فقط... لعنت بهش. شب خوش
یه شب آسوده، و قول میدم، همهچی رو راست و ریست میکنیم
مراقب باش. مراقب باش
- مراقب باش! - میشه ساکت باشی؟
من کوزه فرعون مکماوس سوم رو از اول اسمبل کردم...
حالا! فوراً انجامش بده!
- آره - تیم عمو میره واسه پیروزی!
آره!
هی بچهها، درست موقعی رسیدین
که تماشا کنین ما چطور پیرمردها رو شرمنده میکنیم
از پسش بر میای؟
یه والپورتینگر بال داره؟
- داره - آه... میدونستم!
میدونستم. کامل هماهنگیم. بریم براش
من به تیکه ضربه میزنم تو از اونور بکِشش
- داری به دوتا تیکه ضربه میزنی - نه، اینطور نیست
خب، خود به خود که حرکت نمیکنه
لانچپد، کجایی؟
خب، به افتخار...
پیروزیمون بر عنکبوت،
جایرو پیشکش خواسته
پس، داریم سعی میکنیم تو اتاق تلوزیون...
برج بینهایت رو فتح کنیم
برج بینهایت؟ چی؟
لانچپد، جلوشون رو بگیر!
اگه هردو قطعه بیوفتن بیرون، برج فرو میریزه!
تو...
شمارهای که با آن در تماس بودید
قطع شده است
نه، نه، نه، نه، نه
نه، نه، نه، نه، نه!
مراقب باش، لهشون میکنی!
له شدن دیگه! چرا؟
چرا؟
بچهها، آروم باشین. فقط یه بازیه
آره، بازیای که برامون باختیش
- چی؟- هیچی!
الو؟
ایول!
خیلی خوبه که پشت گوشی با دوستهات حرف بزنی
خیلی از پیام دادن صمیمیتره
خیلیخب؟ بازی بعدی!
لانچپد! چطور حالت خوبه؟
خبر خوب اینه که، جایروپودلینها فرزن
خبر بد اینه که، فکر کردن برج یه تله بوده
پس حالا تصمیم گرفتن از وسیله جایرو استفاده کنن
تا علیه همهمون اعلام جنگ کنن
دستهام رو باز کنین، مقام پایینهای با عقل!
حالا، جایرو با عسل بیشتر از سرکه...
میتونی حشره جذب کنی
آه! مگسهای غولپیکر! آه!
اونا رو گرفتن و بهشون تعلیم دادن!
الان چیکار کنیم، لویی؟
فقط یه شب خوش تو خونه. بدون استرس. خاطرات بینظیری رقم میزنیم
هی، چت شده؟
هیچی، فقط به طرز دوست داشتنیای تنبلم!
نه، جدی میگم. چرا اخیراً اینقدر...
واسه ماجراجویی بیعلاقه شدی؟
چون کارم توش خوب نیست، خب؟
شماها همهتون خصوصیتی دارین
مامان تو ماجراجویی کارش حرف نداشت، و بازم صدمه دید
من فقط میتونم با حرف زدن قسر در برم
چقدر طول میکشه تا این کافی نباشه؟
واقعا میخوای بخاطر اینکه خودت میترسی صدمه ببینی
بذاری خانوادهمون صدمه ببینه؟
صبر کن! بلندگو کجاست؟
بنگرید، چالش نهایی
اسکروجاپولی!
بازی هیجان انگیز امور مالی و مالکیت
چالش نهایی به نظر خیلی به نفع شماست
به معنای واقعی عکس تو روی جلدشه
مزخرفه! حالا، تیم شما به عنوان کدوم قطعه بازی میکنه؟
راستش، شاید...
آره، شاید تکی بازی کنیم بهتره
من کلاه میشم!
من اون یکی کلاه میشم
و منم کلاه میشم
قدیمیترین بازیکن اول شروع میکنه
آه! میخوان همه رو کوچیک کنن!
داوسون رو میخرم، تو هودویستان سطل میذارم
و هزینه اجاره و سود بقیه چیزها رو میگیرم!
و دونالد میوفته زندان
دوباره؟
و اون میشه مالیت و هزینههای...
هر ملکی که صاحبشی
ها! و فکر میکردم بصورت...
یه تیم راحت شکست میخورین
- ها؟ - کسی حاضره یه مقابلهای باهام بکنه؟
سلام، دویی!
اینم جزئی از بازیه؟
- یا... آه... - مراقب باش!
بنا به دلایلی به غریبهها اعتماد ندارن!
زود باش، بزرگشون کن!
اون رو نه!
ها؟ هوم
نمیشه همینطوری اشعه بزنیم! نقشه لازم داریم!
هوم، چیکار کنم؟ چیکار کنم؟ چیکار کنم؟
من چیکار کنم؟
این کاریه که میکنم!
- همگی، گوش کنین! - لویی؟
هی، لویی!
لانچپد! با تصادف از اونجا بزن بیرون
تا جداشون کنی!
باشه، ولی با چی تصادف کنم؟
چیزی که بشه باهاش تصادف کرد نمیبینم
آخ! آخ! آخی!
اسکروج و دانلود، جایروپودلینها رو...
یه جا جمع کنین!
یالا، گردن کلفتهای ریز!
هویی! بهشون نشون بده یه درجهدار سنیور جونیور وودچاک چند مرده حلاجه!
محور نخ. خط کوک. وصل کردن
کوک ضربهدری
دویی، وبی، برین سروقت اون مگسها!
بهتر نیست اسکروج و دانلود برن سراغشون؟
الان یه جورایی سرمون شلوغه، بچهها!
ولی شماها کامل باهم هماهنگین!
کَری مگه؟
من یه میلیونرم، اون یه مفت خوره...
که تو اون استخر زندگی میکنه و غذای منو میخوره!
هی!
هی!
ما هر بازی رو باختیم! باهم بحث میکنیم و هیچ وجه مشترکی نداریم
خارج از ماجراجویی، اصلا چطور باهم دوستیم؟
معلومه که باهم دوست نیستین!
بیشتر از هر کس دیگهای همدیگه رو دیوونه میکنین
و بازم بیشتر از هرکسی به همدیگه اهمیت میدین
شما باهم دوست نیستین. خانوادهاین!
حالا، برین سراغشون!
- با همدیگه! ♪ - همکاری تیمی، رویا رو محقق میکنه ♪
تقریبا... تقریبا...
حالا!
خب، فکر کنم نوبت من بود
بر اساس میزان عصبانیتت، 13 نوع مختلف عذر خواهی دارم
در رو ببند
اوه، پس اونقدر عصبانیای
زوایا رو دیدی، مگ نه؟
قطعات روی میز رو دیدی،
نقشهای ریختی، وظایف همه رو سپردی و بینقص اجراش کردی
حتی به جنگجویان وی...
یه خونه دائمی دادی
میدونی چطوری من ثروتم رو بدست آوردم؟
آره. با گردن کلفتتر بودن از گردن کلفتها
و باهوشتر بودن از باهوشها
و فرزتر بودن از فرزها
این یکی رو مردم نمیدونن
قابلیت اینکه یه موقعیت رو تحلیل کنی...
و تمام احتمالات و میانبرها رو ببینی
مادرت میتونست. تو هم میتونی
واقعا؟
باید متوجهش میشدم، اونطوری که اون موقعی...
اون ماجراجوییها رو تفسیر میکردی
"عجب"، "صبر کن، چی" "آه"
اگه این استعداد رو داری،
ممکنه یه روز از منم میلیونرتر بشی
بیا. سکه شماره یک نیست،
ولی یه شروعه
عجب!
صبر کن، چی؟ [سازمان لویی: ماجراجویی کار ماست]
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk
سی نما، مرجع دانلود فيلم و سريال [30nama.com]
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.