Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ترجمه اختصاصی فیلم و سریال ژاپنی @Jdrama_Team
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در سايت ها فروشگاه ها و... غيرقانوني و غيراخلاقي است
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
Yellow،Lotus :مترجم @Jdrama_Team
براتون یکم چای آماده کردم
ممنون- ممنونم-
ما طبق برنامه اصلی پیش میریم و تا غروب تمومش میکنیم- هومم-
..آمم
خانم میشیما توی صنعت سرگرمی بزرگسالان کار میکرد درسته؟
چی؟
احمقی؟
متاسفم
خب...پیرزنهای این اطراف زیادی وقت اضافه دارن
عاشق اینن که درباره بقیه حرف بزنن
میگن شما بازیگر صنعت بزرگسال هستی که از توکیو فرار کرده
اونها میگن برای این اومدین اینجا چون گنگسترا دنبالتون بودن
نه، من بهشون گفتم این نمیتونه درست باشه
بعدشم، این چند روزی که ما اینجا کار میکردیم خانم میشیما یه همچین حسی به ما القا نکرد
ولی
این خونه- خونه؟-
قبلنا، یه خانم میانسال زیبا رو که یه گیشا بود اینجا زندگی میکرد
درست شبیه خانم میشیما اونم یه روز ناگهانی از توکیو اومد
اون یک کلاس موسیقی باز کرد
بعد، همه مردهای این اطراف دچار جنون شدن
بخاطر اینه که یچیزی مثل این قبلا اتفاق افتاده
اونو با خانم میشیما اشتباه گرفتن و حتی گفتن شما دوتا شبیه همین
آه بله
اونها تقریبا درست گفتن
ها؟
اون گیشا مادربزرگ من بود
ها؟
آن
توی این شهر شایعاتی در مورد من هست
بعدشم، کیناکو، تو یه چهره خیلی ناخوشایند داری
درمورد چی حرف میزنی؟
فقط شوخی کردم
بخاطر اینه که یه همچین موجود کیوت و نازنینی یدفعه اینجا ظاهر شده اونم تنها
هیچکس نمیدونست چیکار باید بکنه
من اصلاً هم کیوت نیستم
کیناکو همیشه کیوته
پس چرا ترکم کردی و تنها رفتی؟
TlG :@Jdrama_Team IG:Jdrama_Team jdramaworld.blogsky.com
آن
ممنون
تو هم بیا
صدمه دیدی؟
میبرمت خونه، کجا زندگی میکنی؟
پس،
چطوره بیای خونه من؟
همین نزدیکیاست
باشه
خب پس
اول یه دوش بگیر
آه، بخاطر اینه که
بعضی موقعها انقد دردم زیاده که نمیتونم حرکت کنم
سرما میخوری
خب پس
ها؟
....اینا
یه دقیقه صبر کن
خانم میشیما
اینجا چیکار میکنی؟
دنبال یه نفر میگردم
دنبال کسی میگردی؟- آره-
یه بچه که اینجا زندگی میکنه
احتمالا پایه اول یا دوم، با موهای نسبتا بلند
یه پسر باید باشه، درسته؟
پس اون باید بچه کوتومی باشه
خانم میشیما، نهار خوردین؟
چطوره بریم باهم مرغ تمپورا بخوریم؟ توریتن یک غذای محلی از استان اویتا است
مرغ...مرغ تمپورا؟
یه غذای مخصوص محلیه
یجای خیلی خوب این دور و بره
کوتومی اونجا کار میکنه
جاییه که مامان کوتومی کار میکنه، بیا بریم
کوتومی؟- بله-
بفرما
خوش اومدین
تو دوباره اینجایی- هومم-
ایشون خانم میشیماس
اخیرا از توکیو اومده اینجا
میخواستم بیارمش اینجا تا مرغ تمپورای خوشمزه رو امتحان کنه
کوتومی
دارم میام
ما دوتا مرغ تمپورا میخوریم- دوتا مرغ تمپورا-
فهمیدم
دفعه بعد بیشتر صحبت میکنیم
چای- چای، باشه-
اون واقعا زیباست
هومم- هومم-
توی مدرسه راهنمایی، اون خیلی محبوب بود
حتی یه آیدل توی هاکاتا شد
ولی به دلایلی
به عنوان یه مادر تنها به اینجا برگشت
بچهاش چیشد؟
من شنیدم که اون نمیذاره به مدرسه بره
تمام وقت توی خونه نگهش میداره
و اون بچه
ظاهرا نمیتونه حرف بزنه
آه، درسته
این
اوه، این من و مادربزرگم هستیم
قطعا همینطوره
من وقتی پیداش کردم فهمیدم که این تویی، خانم میشیما
اون فرد توی گوشه عکس،
مادربزرگ منه
میتونی داشته باشیش- واقعا؟-
اوه، خیلی خوشحالم
ممنون
عالیه
پس، بیا دفعه دیگه باهم بنوشیم
چرا؟- منظورت چیه که چرا؟-
سلام، من موراناکا از شرکت ساخت و ساز موراناکا هستم
خوش اومدین، آقای هوشی
بسیار خب
از همه چیز بگذریم، مرغ تمپورای اینجا
بهترینه
رئیس، اون گفت خیلی خوبه
ممنون
تاحالا املت برنج خوردین؟
نه
ممنون بابت غذا
اوه، ممنون. آقای موراناکا زودتر برگشت؟
بله
خب
این؟
به هر حال که فعلا سر کار نیستم
میخواستم چیزی ازتون بپرسم
با موراناکا قرار میذاری؟
ها؟
پس لازم نیست خیلی نگران باشی
اون یه مدت زمان طولانی منو تحسین میکرد
ولی من اون تیپ رو دوست ندارم
این خوب نیست موناکاکا دوست دخترشو معذب میکنه
من میخواستم درباره ی
پسرتون بپرسم
من هیچ بچه ای ندارم
من شنیدم شما با یه بچه برگشتین اینجا
یه بچه با موهای بلند درسته؟
اخیرا اون زیر بارون مونده بود
من نگفتم که چیزی نمیدونم؟
من هیچ بچه ای ندارم
من ازش خواستم که لباساشو توی خونم عوض کنه
بعد دیدم بدنش پر جای کبودیه
داری میگی من این کارو کردم؟
اون پسر چی بهت گفت؟
اون نمیتونه هیچی بهت گفته باشه به هر حال اون نمیتونه صحبت کنه
از اینجا برو
مثل یه موش فاضلاب
من میخوام که زیبا بشم
زیبایی که توی عکس دیده نمیشه
لیندا لیندا لیندا لیندا لیندا
لیندا لیندا لیندا
کیکو، بیا اینجا
دستاتو ببر بالا
مامان واقعا کیکو رو دوست داره
کیکو، تو مامانو دوست داری؟
پس
میتونی به بابای جدیدت لبخند بزنی؟
اگه کیکو دیگه انقدر چهرش افسرده نباشه
اگه بتونی شیرین لبخند بزنی
دیگه کتک نمیخوری
من متاسفم
مامانم دلش نمیخواد اینجوری باهات رفتار کنه
من واقعا دوست دارم
برای مامان، کیکو یه گنج خیلی خیلی ارزشمنده
تو باید همیشه طرف مامان باشی
همیشه
زیبایی که توی عکس دیده نمیشه
کیکو من واقعا دوستت دارم زیبایی که توی عکس دیده نمیشه
زیبایی که توی عکس دیده نمیشه
لیندا لیندا لیندا لیندا لیندا
لیندا لیندا
ها؟ داری خونریزی میکنی؟
هی، بذار ببینم
اوه، سس کچاپه؟
مامانت اینکارو کرده؟
متاسفم، فکر کنم فراتر از حدم رفتم
ممنون
ممنون که اومدی اینجا
اوه، درسته
بگیر
اینجوری
وقتی احساس تنهایی میکنم تا حد مرگ به این گوش میدم
این صدای یه واله
اسمش والِ ۵۲ هرتزه
این صدا خیلی خاصه
دوستاش نمیتونن بشنون
فرقی نمیکنه چقدر سخت تلاش کنه
صداش به بقیه وال ها نمیرسه
پس وال ۵۲ هرتز
توی اقیانوس وسیع تنهاست
درواقع
وقتی من بچه بودم
مادرم منم کتک میزد
همیشه یک عالمه کبودی روی بدنم داشتم
و هر روز
"از اعماق قلبم گریه میکردم و میگفتم "نجاتم بده
تو هم همین احساسو داری، مگه نه؟
دردناکه، نه؟
ولی،
من صداتو شنیدم
منم
یه روز یه نفر رو دیدم که صدامو شنید
دستکش یکبار مصرف
صبح بخیر، بابا
بخور
بابا؟
مامان؟ مامان؟
مامان
اون پنومونی آسپیریشن داره
مشکلات بلع شدید داره
براش بهتره که بستری بشه
همش تقصیر توئه
مراقبت ازش خیلی سخته
پس خواستی پدرتو بکشی، درسته؟
درسته؟
اینطوری نبود
تو باید بخاطر بیماری بمیری
!خانم
دارم بهت میگم،
تو فقط باید بمیری
برو بمیر
برو بمیر- آروم باشین-
میتونی صدامو بشنوی؟ میتونی صدامو بشنوی؟
....اون دختر
کیکو
کیکو
هی، منم، میهارو
تو هیچوقت باهام تماس نگرفتی من خیلی نگرانت بودم
این چیه؟
اوه،میهارو من باید برم- نه، نه، نه کجا میخوای بری؟-
تو نمیتونی اینجوری بری
بیا بریم یه نوشیدنی باهم بخوریم
باشه؟
اوه درسته، ایشون معلم من از مدرسه خصوصیه که من توش کار میکنم
ایشون خانم کیکو میشیما از مدرسه راهنمایی و دبیرستانی هستن که منم اونجا بودم
از دیدارتون خوشحالم
من اوکادا آنگو هستم
پیشخدمت
مرسی که منتظر موندین
چیشده؟
بخور
خوبی؟
خیلی تلخه
چی میگی؟
انگار دفعه اولته که داری مینوشی
چون من توی خونه میموندم
امکان نداره
چرا توی خونه میموندی؟
تا از پدرم مراقبت کنم
پدرت؟ منظورت ناپدریته؟
اون مریضه؟
اون سه سال پیش مریض شد و ازون موقع توی بستر افتاده
از وقتی فارغ التحصیل شدی داری توی خونه ازش مراقبت میکنی؟
تنهایی که ازش مراقبت نمیکنی، مگه نه؟
یه نفر حتما داره بهت کمک میکنه
من باید برم
نه، نه، نه یه دقیقه صبر کن
تو تازه اومدی
هی، مامانت کجاست؟
مامان کار میکنه تا خانواده رو ساپورت کنه
پس من مسئول مراقبت از پدر هستم
بعدشم، ما یه خانواده ایم
منظورت از 'خانواده' چیه؟
هی، چت شده؟
داری عجیب رفتار میکنی
خانم میشیما
سه سال زمان زیادیه
برای کسی مثل تو که هیچ تجربه مراقبتی نداری
حتما به طور غیرقابل باوری سخت بوده
و شما، خانم میشیما
اینکارو تنهایی انجام میدادین
باید سخت بوده باشه
دارین به آخر صبر و تحملتون میرسین درسته؟
ولی اون جزئی از خانوادمه
پس چرا سعی کردین خودتونو بکشین؟
همین الان
شما داشتین سعی میکردین خودتونو بکشین؟ اینطور نیست؟
چرا؟
چون
فکر کردم اینجوری بهتره
نه برای اینکه پدر بمیره بلکه برای اینکه من بجاش بمیرم
پدر
مامان گفت آرزو میکنه من بجای بابا بمیرم
اون بهم گفت، تو باید بمیری، پس من
!کافیه! بسه
قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی
خانم میشیما
گاهی اوقات خانواده میتونه یه نفرین باشه
یه نفرین؟
اگه یه نفرین بشه،
اشکالی نداره اگه ازش آزاد بشی
اشکالی نداره اگه بری و دور بشی
خانم میشیما
شما امروز یک بار مردی
اینطور نیست؟
پس، درمورد تغییر دادن زندگیتون چی فکر میکنین؟
اگر میخواین
میتونین از نفرین آزاد بشین
میتونی یکم بهم زمان بدی؟
زمان؟
برای چی؟
زمان برای زندگی دوباره
راه های زیادی برای حل مشکل هس ت بدون اینکه بخوای خودت تنهایی بارشونو به دوش بکشی
بیا اون راهو باهم پیدا کنیم
و اول،
اون خونه رو ترک کن
ولی چیزی مثل این
تو میتونی انجامش بدی
من کمکت میکنم
خانم میشیما
بیا سعی کنیم که یه زندگی جدید داشته باشی
من میخوام یه زندگی جدید داشته باشم
پس بیاین به سلامتی بنوشیم
آره- به سلامتی-
پس
به سلامتی زندگی جدید کیکو
به سلامتی
درد میکنه؟- آره-
درد میکنه؟
بهش دست میزنم
آه، درد گرفت درسته؟ درد گرفت؟
لمسش کردم، اوه درد گرفت
چطور شد؟- خوبه-
خوبه
صبح بخیر، آن
شماره ۵۳، لطفا بفرمایید- بله-
من قبلا از خدمات پرستاری استفاده کردم
پس، پرستارایی بودن که از شما مراقبت کرده باشن
هرچند، اونها با پدرش ارتباط خوبی نگرفتن
و سرویس خدمات تمومش کرد
صبح بخیر
این سرویسا با هم فرق میکنن؟
سرویس ها و تجهیزاتشون براساس قیمت متفاوتن
میفهمم
خب، من خودم یه تحقیق اولیه انجام دادم
اینا باید شرایطی که دفعه پیش بحث کردیم داشته باشن
ممنون- لطفا یه نگاه بندازین-
خانه سالمندان پولی 'بهترین زندگی' جنوب کوهیرا
برای ساکنینی که برای مستقل غذا خوردن مشکل دارن
ما بهشون کمک میکنیم
ایستگاه کورائومی، ۱۲ دقیقه پیاده روی
این جا خوب بنظر میرسه آپارتمان برای اجاره پیشنهاد میشود ایستگاه کورائومی، ۱۲ دقیقه پیاده روی
پنجاه و سه هزار یِن. یک دوچرخه بخرید آپارتمان برای اجاره پیشنهاد میشود ایستگاه کورائومی، ۱۲ دقیقه پیاده روی
پنجاه و سه هزار یِن. یک دوچرخه بخر
یه دوچرخه؟- آره-
با یه دوچرخه تو میتونی ۱۲ دقیقه زمان پیاده روی رو سریعتر بیای- واقعا؟-
میخوام برم اونجا
حتما، میتونی اینکارو بکنی بنظر میاد یه مغازه خیلی خوب اونجاست
اینطوره؟- آره-
هی، خرابش نکن
مهمه که اینجوری بذاریش
آره، آره، دقیقا همینجا
درست فهمیدی؟
الان داری میخندی
اون اولش نمیخندیدی، درسته؟- آره، نمیخندیدم-
ولی بعدش شروع به خندیدن کردی
اون دوان دوان اومد
گفت" هه هه، من اینجام" و بعدش خندید
خیلی هم بدجنس نیستی، یا هستی؟
نمیتونم؟- نه تو نمیتونی-
پیشخدمت
!پیشخدمت- بله-
یک کاسه رامن لطفا- منم یکی میخوام-
آه، دو کاسه لطفا- باشه-
هی، تو دیگه الان میتونی بنوشی، درسته؟
آره مثل اینکه تحملم بهتر شده
تو خیلی زیاد نوشیدی، مگه نه؟
میهارو؟- بله؟-
من میترسم- چی؟-
تلخی آبجو
داره خوشمزه تر و خوشمزه تر میشه
هِی- بله؟-
آن
دوست پسر میهارو نیست؟
نه، متاسفانه
پس
چرا آن انقد با من مهربونه؟
خب، واقعا چرا؟
چون (اسم مون) آنکو و کیناکوئه
هاها، منظورت چیه؟- آره-
من فهمیدم
چون به تو میگن آنگو مثل رب لوبیای قرمز( آنکو)
و به من میگن کیکو مثل کیناکو ( آرد سویا)
دقیقا- اینطوره؟-
Speaking of which, it's surprising that kiko understands this. You must be quite a character.
من دوست دارم بهم بگن کیناکو
اگرچه که کیکو هستم
ولی من باید کاملا عوض شم و بشم کیناکو
تو موچی هستی؟
هی،هی، مراقب باش- آه خیلی خطرناکه-
کیکو، کجا رفتی؟
اگه کیکو اینجا نباشه
من باید چیکار کنم؟
کیکو
از دیدارتون خوشحالم
من دوست کیکو ام
اسمم اوکاداست
دوست؟
تو واقعا رفتی این مرد و ببینی؟
کیکو
اون دیگه از پدرش مراقبت نمیکنه
برای مراقبت از پدرش
من و کیکو به مرکز دولتی و مراقبتی رفتیم تا درمورد مقدمات صحبت کنیم
درمورد چی حرف میزنی؟
اینا اسناد مراکز مراقبت در دسترس و سرویس های مراقبت در منزل هستن
با این بچه توی خونه
ما به این چیزا احتیاج نداریم
کیکو این خونه رو ترک میکنه
ها؟
چطور میتونه خونه رو ترک کنه؟
چطور میتونی بدون مامانت زندگی کنی؟
به چی فکر میکنی، کیکو؟
لطفا، بذارین کیکو بره
بذارین آزاد باشه
تو، یه غریبه، دخالت نکن
Auntie, you actually feel about Kiko
واقعا میخواین کتکش بزنین؟
واقعا میخواین خفه اش کنین؟
اینکارو نمیکنی، درسته؟
پس الان
لطفا برای یه مدت تنهاش بذارین
این برای هردوتون ضروریه
هِی
کیکو
تو نمیتونی
هی، کیکو، نرو
باشه، کیکو
من واقعا دوست دارم
باشه
من واقعا دوست دارم
کیکو، نرو. کیکو
کیکو
متاسفم
نیاز نیست تحمل کنی
میتونی همشو بریزی بیرون
مامان
بله؟
من واقعا مامانو دوست دارم
پس
من همیشه احساس تنهایی میکردم
آره
من میخواستم دوست داشته بشم
میخواستم اون طرف من باشه
که به صدام گوش بده
ولی این اتفاق نیفتاد
صدای من
صدای کیناکو
من شنیدمش
الان،
کیناکو بالاخره به زندگی اولت پایان دادی
ولی
توی زندگی دومش
کیناکو با همزادت ملاقات میکنی
همزاد؟
رابطه ای که در اون هر دو نفر به هم عشق میدن
حتماً با چنین شخصی آشنا میشی
میتونم دوستت داشته باشم؟
تو عاشق میشی
کیناکو خوشبختی رو پیدا میکنی
آهنگی هست که میخوام بهش گوش بدی
این آهنگ نهنگ 52 هرتزیه
آهنگ نهنگ؟
آره
ولی
صدای نهنگ 52 هرتزی اونقدر بلنده که بقیه نهنگ ها نمیتونن اون رو بشنون
حتی اگر ناامیدانه بخونه
هیچ کس گوش نمیده
برای همین
به عنوان تنهاترین نهنگ جهان شناخته میشه
تنها بودن در اقیانوس پهناور و خوندن آهنگی که هیچ کس نمیتونه اون رو بشنوه چه حسی داره؟
وقتی احساس تنهایی می کنم، غمگینم
غمگین، انگار قراره بمیرم، به این گوش میدم
با گوش دادن به این
من میتونم بخوابم
بگیر
این برای توئه، کیناکو
نهنگ 52 هرتزی
یکی داره نگاه میکنه - چی؟ -
چیه؟
بچه تو با منه
خب که چی؟
چرا این کار رو کردی؟
اون چه نگاهیه!؟
انگار منو عامل جنایت میبینی
اما من خودم قربانی اون مردم
زنگی من به خاطر اون به هم ریخت
من هرگز نباید اون چیز رو به دنیا می آوردم
چه بیرحمانه - بیرحمانه؟ -
من خیلی زجر کشیدم
و اون مرد مثل یک حشره گیج شده بود
من همه چیز رو از اون مرد دور انداختم
اما فقط اون موند
اگر اون واقعاً یک حشره بود
میتونستم بهش بزنمش و بکشمش
کوتومی
بله
!از اینجا برو وگرنه میکشمت
خیلیخب من از بچه مراقبت میکنم
نمیذارم بیاد پیش تو
هرکاری دوست داری کن به هر حال من اون رو نمیخوام
میشه اسمشو بگی؟
اون فقط یک حشره است
چی؟
حشره ای مثل سوسک یا خرخاکی
اسمی رو که اون مرد بهش داده بود رو یادم نیست
خب بیا از این برای حرف زدن استفاده کنیم
اول بیا اسم همدیگه رو بهم بگیم
اسم من کیناکو ئه
در واقع اسم واقعیم کیکو ئه اما منو کیناکو صدا کن
این اسمیه که یک فرد خیلی مهم بهم داده
پس لطفا من رو کیناکو صدا کن
الان نوبت توئه، اسمت چیه؟
کیناکو
حشره
نه
این نیست
اسم واقعیت چیه؟
پس
مثل "کیناکو" من
بیا یک اسم جدید برای تو پیدا کنیم
دوست داری اسمت چی باشه؟
52؟
عجیب نیست؟
آهان
خب، بیا فعلا 52 صدات کنیم
...پس بعدی
به غیر از مادرت فامیل دیگهای داری؟
چیهو
چیهو
کیه؟
کیکو!؟
تو کیکو یی، درسته؟
میهارو؟
……چرا
!واقعا که
!واقعا که
چه غلطی میکنی!؟ میدونی چقدر نگرانت بودم احمق!؟
چرا یهویی ناپدید شدی؟
تلفنت هم که در دسترسی نبود
میدونی چقدر دلم گرفته بود؟
فکر کردم مردی
متاسفم میهارو
متاسفم
من معذرت خواهیت رو نمیخوام احمق
خوب شد
آخ خیلی تشنه ام
بیا اول آبجو بزنیم
اشکالی نداره
ایشون دوستمه
این که خوب نیست
نمیتونی برای همیشه از اون مراقبت کنی
اما نمیتونم بیرون بندازمش
بگذار پلیس نگهش داره
نه نه نه
اگر اون رو پیش مادرش برگردونن
حتماً کشته میشه
نمیتونم به پلیس بسپارمش و ولش کنم
من آماده ام
میخوام اون رو به یک مکان کاملاً امن ببرم
فهمیدم
منم باهات میام
چی؟
پس کارت چی؟
استعفا کردم
به هر حال باید از الان با تو باشم
منم تصمیمم رو گرفتم
قبلا این رو دیدی؟
قبلاً که با چیهو این رو سوار شدی هم شب یود؟
این اولین باره که منظره شبی مثل این رو میبینی، درسته؟
امیدوارم فردا بتونیم ببینیمش
میبینیم، میبینیم حتماً میبینیم
خیلی خوب
بیاین عکس یادگاری بگیریم- عکس یادگاری؟-
خیلی خوب
چی شد؟
وای نه! یادم رفت که الان سوار چرخ و فلک هستیم
!وای، اوه نه
یک لحظه لطفا
الان دارم میگیرمش
!آه- چیه؟ ترسوندیم-
!!!این 52 خندید
من بلند شم؟
یک لحظه لطفا - نکن -
انقدر تکون نخور
خیلی ترسناکه
خیلی وقت بود که اینطوری باهات حرف نزده بودم کیکو
رابطه تو با تاکومی چطور پیش میره؟
اخیراً زندگی مشترکمون رو شروع کردیم
اوه، این عالیه
اون موقع همیشه با هم مشروب میخوردیم
و همیشه در مورد اینکه نودل رامن یا مخلوط بخوریم، بحث میکردیم
امیدوارم بتونم دوباره با آن بنوشم
به هر حال، کیکو
چه اتفاقی بین تو و آن افتاد؟
میشه بهم بگی؟
نماینگی خدمات جایگزین تحویل منظم
41018 بعدی
منطقه 0502204
2-2 رنگ موی بعدی
2-2 بعدی
منطقه 2501403
بعد
-202 -58
عمومی 1-1 بعدی
منطقه 2049
باشه دهنتو باز کن
دهنت رو باز کن
مزه اش چطوره؟
خوبه؟ - من فقط پاها رو خوردم -
فقط پاها رو خوردی؟ خوبه؟
واقعا داغه
خیلی خوش مزه است - خوبه؟ -
کیکو میگه خوبه
واقعا؟
ولی الان نیازی بهش ندارم ممنون
پس منم یکی میخوام
!خیلی داغه !وای سوختم
ترسوندیم
متاسفم متاسفم
مراقب باش
خداحافظ، تو راه مواظب باشید
حالت خوبه؟
حالت خوبه؟ - من خوبم این رو برام نگهدار -
میهارو واقعا خوبه
خیلی خوشحال به نظر میرسه - آره -
اما این شگفت انگیزه
موقع قرارشون فکر میکرد تاکومی اون فرد سرنوشت ساز تو زندگیشه
آره، شگفت انگیزه
این همون چیزیه که تو بهش میگی شریک عاطفی، درسته؟
خیلی نرمی
چی؟
دستات
اوه ببخشید
آن
هوم؟
نظرت در مورد خودمون چیه؟
تو برای من شخص خاصی هستی
من بهت احترام میگارم و تو رو خیلی دوست دارم
به خاطر تو
الان میتونم خوب زندگی کنم
و تو، آن؟
تو منو دوست داری؟
……برای من
کیناکو، تو شخص خیلی مهمی هستی
برای همین
من صمیمانه به شادی تو امیدوارم
ممنونم
میگم
بالاخره من و تو، میهارو برای همیشه دوستان خوبی خواهیم بود
ببخشید زیاد مشروب خوردم
Yebisu TESTINON کلینیک ترنسجنر DEPOT 125mg تزریق عضلانی
چهار روز و سه شب رو اینجا بمونیم - اوه، عالی به نظر میرسه -
اون که خیلی طولانیه
اگه طوفان بیاد - !! شوخی نکن -
میخوای خودتو بکشی؟
!هی - شوخی میکنی؟ -
!بس کنین
!آهــــــای
اینجا چه خبره؟ - بسه دیگه -
خوبی تو؟ - خانم میشیما! خانم میشیما -
!آمبولانس! آمبولانس
!خانم میشیما
تحمل کن، تحمل کن- خوبی میشیما؟ -
به هوش اومدی؟
من واقعا متاسفم
توی شرکت به شدت مجروح شدی
تقصیر منه که نتونستم جلوشون رو بگیرم
آه
شیمیزو و بقیه بودن که این کار رو با صندلی انجام دادن
!خداروشکر
هنوز یادته؟
با اینکه چهار بخیه روی پیشانی داشتی
دکتر گفت هیچ ناهنجاری در جمجمه وجود نداره
از طرف شرکت هستی؟
آه ببخشید
من اخیراً کارخانه نرفتم
بنابراین ممکنه منو نشناسی، خانم میشیما
من رئیس جدید ستاد مالی هستم نینا چیکارا
نینا؟
…آه؟ ممکنه رئیس
بله، من فرزند رئیس و حالا مدیر اجرایی شرکت هستم
واقعا متاسفم
دیگه اجازه نمیدم این اتفاق بیفته
در صورت لزوم میتونم همه اونها رو اخراج کنم
آه، لازم نیست لطفا اونها رو اخراج نکنید
شیمیزو و بقیه فقط زود جوش میارن
معمولاً، من خوب با اونها کنار میام
واقعا؟
آره
ممنونم
تو خیلی مهربانی
ببخشید
Laurent-Perrier Rosé من این بطری شامپاین رو برای شما دو نفر میریزم
وای خیلی قشنگه
با اجازه
خب...
بابت ترخیصت تبریک میگم
ممنونم
به سلامتی - به سلامتی -
بفرمایید
غوطه ور شدن توی کدوم سس توصیه میکنید؟
چی؟
این اولین باره که گوشت کبابی میخورم
چی؟ واقعا؟
آره
اونوقت خیلی خوش شانسی
اولین تجربه گوشت کبابی تو در زندگی اینجاست که کاملا کمیابه
خیلی خوب
این یکی رو باید به سس آناناس لیمو آغشته کنی
دهنت رو باز کن
چی؟
بیا دهنتو باز کن
چطوره؟
خوشمزه است
خوب درک کردیش
باشه، دفعه بعد بریم با هم غذای خوشمزه تر بخوریم
باشه؟
خوش آمدید
آقای نینا
بفرمایید
چه شگفت انگیزه
بله، همینطوره
چی؟
ما امروز یک پروژه بزرگ رو تعطیل کردیم
درست زمانی که داشتیم آسوده استراحت میکردیم
واقعاً میخواستم چهرهات رو در اون لحظه ببینم
با من قرار میذاری؟
کسی رو داری که دوست داشته باشی؟
من نمیتونم این کار رو کنم
من مناسب کسی مثل تو نیستم، تو مدیری
چرا نه؟
ممنونم
اشکالی نداره
شب بخیر- شب بخیر-
نمیشه؟
نکنه اولین بارته؟
طوری نیست
فقط باید در آغوش من دراز بکشی
Yellow،Lotus :مترجم @Jdrama_Team
چطوره؟ دوستش داری؟
از امروز میتونی بیای اینجا
این
خانه جدید من و تو
چی؟
اون آپارتمون کوچک تو برای هر دوی ما تنگ کوچیکه، درسته؟
دیوارها هم نازک هستن
چون صدات داره بلندتر میشه
اوه، بس کن، این خجالت آوره
بهتره تخت بزرگتری داشته باشی
البته که من کرایه خانه رو پرداخت میکنم
اما اینجا خیلی مجلله
دانتِس مووی قاسم سمنگانی
من دوستت دارم
میخوام تا ابد با تو باشم
وای
محشره
آه، کیکو
کم پیدایید - مشتاق دیدار-
عصر بخیر
کم پیدایید
متاسفم که نتونستیم همو ببینیم
نه اصلا
آقای آن، جالتون چطوره؟
خوبه
تو چطور، کیناکو؟
منم عالیم
اینها میهارو و تاکومی
و ایشون آقای آن هستن که من اغلب برات تعریف میکنم
ایشون هم آقا نینا هستن
من نینا هستم
آقای نینا گفت که میخواد از دو نفری که منو نجات دادن تشکر کنه
از اینکه توی برنامه های شلوغتون برای ما وقت گذاشتید ممنونم
ممنون که مراقب کیکو هستی
من ماکیوکا میهارو هستم از دیدار تون خوشحالم
من سوزوکی تاکومی هستم
من اوکادا آنکو هستم از ملاقاتتون خوشبختم
!اوه، پس شما یک مردی
«کیکو مدام میگفت: «آن، آن
منم فکر میکردم شما یک زن هستی
آه نه
بفرمایید
ممنونم
تاکومی، مشروب میخوری؟
حتماً - ممنونم -
دفعه بعد ازت میخوام موهامو کوتاه کنی
البته
چه مدل مویی بهم میاد؟
آقا نینا شما خیلی خوش تیپی هرمدلی بهتون میاد
چتری چطور؟
اگر من بودم، احتمالاً اونها رو سبک میکردم
بهشون استایل بدی؟
درسته اینجوری سردتر به نظر میرسه
خیلی باحاله
ممنونم
این خیلی خوبه
این واقعا خوبه
آره واقعا خوبه
به هر حال، آقای آن
از کیکو در موردش شنیدم
همون شریک عاطفی
این یک اصطلاح فوق العاده است "شریک عاطفی"
چرا اونموقع تصمیم گرفتید کیکو رو نجات بدید؟
نه، من ازتون خیلی سپاسگزارم
به لطف شما آقای آن
من تونستم با کیکو آشنا شم
ولی
توقع نداشتم مرد باشی
آقا نینا متاسفم
من هیچوقت نگفتم که اون مرده
کافیه
اگر مرد باشم
مشکلی داره؟
مردم رو نگران میکنی
رابطه من و کیناکو
چیزی نیست که بشه بر اساس جنسیت تعریف کرد
منظورتون از این حرف چیه؟
از این به بعد
من از کیکو محافظت خواهم کرد
نیاز نیست نگران باشید
بالاخره من
شریک عاطفی کیکو هستم
ممکنه اینطور باشه
ولی
شاید اینطور نباشه
سعی میکنی چی بگی؟
فقط همین که
بدون اینکه چیزی بگی خوشحالش میکنم- نیازی به این کار نیست-
و همچنین، اون کیناکو نیست، اون کیکو ئه
من نمیخوام شخص مهم زندگیم با اسمی عجیب صدا زده بشه
خانواده شینودا
اونها رو نمیشناسن
خانواده اویاما
52 یک دقیقه صبر کن
52!
سوئناگا
ببخشید
خانم سوئناگا
خانم سوئناگا چیهو
!ای جان؟ آه
ای جان درسته؟ چه بزرگ شدی
هی شما کی هستید؟
ما اهل اویتا هستیم خواستیم این بچه رو بیاریم پیش خانم چیهو
آخه این خونه الان خالیه
من اون طرف خیابان زندگی میکنم
ای جان
بیا بریم خونه من، باشه؟
بفرمایید
چه بزرگ شدی
بفرمایید
اون شخص به اسم چیهو عمه ای هستش
پس از تولد ای، با اون زندگی میکرد
اون ای رو خیلی دوست داره
بفرمایید
ای همیشه توی صحبت کردن کند بود
وقتی اولین کلمه اش رو گفت، همه خوشحال شدن
اما اولین کلمه ای «ماما» نبود
چی جان" بود"
برای هین کوتومی خیلی عصبانی شد "و پرسید: "چرا مامان نگفت
اون حتی زبان ای رو کشید و با سیگار سوزوند
از اون به بعد دیگه نتونست حرف بزنه
کوتومیای رو کاملا به چیهو سپرد تا ازش مراقبت کنه
اما برای دریافت پول حمایتی دولت، به زور ای رو برد
اون حتی تمام پولی رو که چیهو برای ای چان پس انداز کرده بود، گرفت
.....هی
چیهو گفت که حتماً برای برگردوندن ای به اویتا میره
خانم سوئناگا چطور؟
بعد از اینکه کوتومی، ای رو برد
از دنیا رفت
ای جان
موهایت دوباره بلند شده
اون داره موهاشو بلند میکنه تا برای چیهو که تحت درمان سرطانه، کلاه گیس بسازه
حتما از تلویزیون دیده بود
درسته ای جان؟
اگه زودتر اومده بودی
چیهو خیلی خوشحال میشد
بگیر ای جان
اینو با خودت ببر
بگیر
پشتش رو نگاه کن
چیهو چیزی نوشته
این "ای" به معنای در چرخ و فلک در شهر چاچا
"این "ای
اسمشه
به عنوان "ایتوشی" خونده میشه
بریم خونه
چی شد؟
بگیر
آنکو؟
مشتاق دیدار
چرا؟
کیناکو
باید از آقا نینا جدا بشی
چی؟
اون ممکنه تو رو خیلی گریه بندازه
چی داری میگی؟
من خوشحالم
نمیخوای منم خوشحال باشم؟
آره، همینو میخوام
برای خوشبختیت دعا میکنم
چه در گذشته و چه الان
چیزی تغییر نکرده
پس در مورد جدایی چیزی نگو
من میتونم به تنهایی زندگی کنم، حتی بدون حمایت تو
میتونم برای خوشبختیم تصمیم بگیرم
کیناکو
من کیناکو نیستم
من کیکو هستم
متاسفم
متاسفم
من تو رو خیلی دوست دارم
خیلی دوست دارم
پس دفعه بعد بیا همه با هم ب همراه میهارو بنوشیم
باشه؟
ممنونم
باید بری
باشه
خسته نباشید
خسته نباشید - خسته نباشید -
شنیدی؟
مدیر داره ازدواج میکنه
چی؟ مدیر ازدواج میکنه؟
با کی؟
دختر رئیس از یک شرکت شریک
اوه، این یک امر عادیه
اونها قبلاً هدایای نامزدی رو رد و بدل کردن و حتی تاریخ عروسی رو تعیین کردن
شنیدم از دوران دانشگاه دوست دخترش بوده
پدراشون هم رابطه خوبی دارن
این همه رو از کجا شنیدی؟
من منابع زیادی دارم
تو واقعاً از همه چی خبر داری
کیکو
اینطور نیست
میخواستمم همه چیز رو درست برات توضیح بدم
اما شایعات زودتر منتشر شد
پس درسته
واقعا متاسفم که اوضاع اینطور پیش رفت
متاسفم که تو رو اذیت کردم
میترسیدم تو رو از دست بدم نمیتونستم چیزی بگم
این روزها، احتمالاً برات سخته که باور کنی
ولی خانواده من اینجوری هستن
پدر منم اینجوریه
مجبور شدم اطاعت کنم
تو تنها کسی هستی که دوستش دارم کیکو
لطفا من رو ترک نکن
حتی اگه ازدواج کنم چیزی عوض نمیشه
از من میخوای معشوقه ات باشم؟
من تو رو خوشحال میکنم
من زندگیم رو صرف خوشحالی تو میکنم
بهم اعتماد داشته باش
خوش اومدی
چی شده؟
پدر و نامزدم از وضع ما مطلع شدن
چی؟
اونها نامه ای دریافت کردن که توش همه چیز درباره ما توضیح داده شده بود
چی؟ چرا؟
نامزدم نامه رو خوند و به خانه پدر و مادرش برگشت
خانواده اون هم عصبانی هستن
نامزدی لغو شد
شرکت ما بزرگترین مشتریش رو از دست داده
پدرم عصبانیه
منم سمت اجراییم رو از دست دادم
چی؟ کی نامه رو نوشته؟
اوکادا آنکو
چرا اوضاع اینطور شد؟
نمیفهمم
چرا آنکو؟
از حسادت بود
نامه
میگفت ازت جدا بشم
یک دقیقه صبر کن
تو در مورد رابطه مون با اون صحبت نکردی، نه؟
نه، من هرگز چیزی نگفتم
پس چرا کسی رو که فقط یک بار ملاقات کرده رو به چنین وضعیت ناامیدانه ای انداخته؟
من چه اشتباهی کردم!؟
!لعنتی
چرا؟
چرا؟
!برو بیرون
چرا؟
!لعنتی
!لعنتی! لعنتی
خیلی متاسفم. این بچه من بود که این کار رو کرد. آخه چرا همچین کاری کرد!؟
اون بچه معمولاً کسی نیست که برای دیگهران دردسر درسته کنه
حتما سوء تفاهمی پیش اومده
آن جان؟
تو واقعا
مامان؟
چرا
متاسفم که باهات تماس گرفتم
ما فقط در مورد تو صحبت میکردیم
مادر لطفا زانو نزنید
لطفا بشینید
همونطور که قبلاً گفتم
دخترت که مرد شده زندگی من رو تباه کرده
اون استاکر دوست دختر منه
شاید من مداخله میکنم، اما فکر کردم بهتره خودتون ببینید
مادر
واقعاً از اختلال هویت جنسی دخترتون اطلاعی ندارید؟
با این حالت که حتی نمیتونی با مادرت در مورد چنین چیزی صحبت کنی
چطور میتونی اطمینان بدی که کیکو رو خوشبخت میکنی؟
دوست دخترم
از شرایط وحشتناکی جان سالم به در برده
به خاطر همین
میخوام اون بتونه به طور عادی بچه دار بشه
و خوشبختی رو پیدا کنه
خب، من شما دو نفر رو تنها میذارم تا با هم صحبت کنید
آن جان، آن جان، آن جان
آن جان
الان خوبه
اون جان
اون جان، اون جان
در حین بررسی گذشته اش در شهر ایساهایا، به عکس دوران دبیرستانش از زمانی که به عنوان یک زن زندگی میکرد، برخوردم
اون برای برداشتن سینههاش تزریق هورمون انجام داده
اما ثبت اسمش همچنان اون رو به عنوان زن معرفی میکنه
در واقع این چیزی که نمیتونی به فردی که دوستش داری بگی
اون حتی نمیتونه به تو عشق بورزه
مادرش که از ناکازاکی اومده بود
گریه میکرد و عمیقا عذرخواهی میکرد
گفت که نمیدونست این اتفاق میافته
یک تجدید دیدار دراماتیک بود
کاش تو هم میدیدی
چطور تونستی همچین کار بی رحمانه انجام بدی؟
بس کن
تو نمیدونی اون پسر من رو به چه وضعی انداخته
هان!؟
اینطور نیست
از کی شروع شد؟
من همیشه
از وقتی کوچک بودم احساس میکردم یه چیزی اشتباهه
همیشه احساس میکردم یک چیزی درست نیست
پس این از خیلی وقت پیش بوده
بعد از اینکه وارد دبیرستان شدم،
به وضوح متوجه شدم
که من زن نبودم
اما تو هرگز در موردش بهم نگفتی، نه؟
نتونستم بگم
فکر میکردم اگر این کار رو بکنم ناراحتت میکنم
پس ترسیدم
پس
میخواستم به توکیو فرار کنم
فکر کردم اگر به توکیو فرار کنم
میتونم مرد بشم
انگار وقتی تو رو به دنیا آوردم اشتباه کردم
تقصیر تو نیست مامان
اما تو این اختلال رو داری
این اصلا یک اختلال نیست
پس،
قصد برگشت به زن بودن رو نداری؟
به نظر اینطور نمیاد
میفهمم
دیگه نیازی نیست تنهایی رنج بکشی
با مامان برگرد ناکازاکی
اگر از ناکازاکی متنفری
برو جایی که کسی تو رو نشناسه
باشه؟
جای نگرانی نیست
اصلا لازم نیست نگران باشی، باشه؟
دستات
دستاتن هنوز خیلی ناز هستن
متاسفم
ممنون مامان
اشکالی نداره
آن
چطور میتونم بهت کمک کنم؟
آه، من دوست آنکو هستم
اسم من میشیما ست
آنکو؟ آه، من مادر اوکادا هستم
من توی یک هتل اقامت دارم
امروز با دخترم به ناکازاکی برمیگردم
چی!؟
کسی از داخل جواب نمیده؟
آن جان؟ آن جان؟
چی؟ چقدر بی خیال ~
آن جان، دوستت اینجاست
بیا تو
آن جان؟
چی؟
شاید داره حمام میکنه
آن جان؟ آن جان؟
به آقای نینا چیکارا به مامان
آن جان؟
دارم درو باز میکنم
آن جان؟
!آن جان! آن آن جان
!آن جان
آن جان، آن جان
چی شده؟
بیدار شو، آن جان
آن جان
نه
وقتی این بچه به دنیا اومد
شکوفه های زردآلو شکوفا شده بود
صورتی بودن و خیلی دوست داشتنی
به نظرم خیلی به این بچه میخورد
برای همین من اسم اون رو "آنکو" گذاشتم که به عنوان "آن" خونده میشد
اون واقعا دوست داشتنی بود
نه فقط شایان ستایش
اون هم توی درس و هم توی ورزش خوب بود
پدرش زود از دنیا رفت
برای همین اغلب توی کارهای خانه بهم کمک میکرد
این بچه توی توکیو چطور بود؟
اون مهربان و باملاحظه بود
یک فرد خیلی گرم
قابل اعتماد
همیشه بهم کمک میکرد
آنکو زندگی من رو تغییر داد
اون خیرخواه من بود
که اینطور
این
این بچه اغلب با خوشحالی لبخند میزد؟
آنکو فقط باید خودش باشه
چرا اون شب
نتونستم این رو بهت بگم؟
متاسفم
فرقی نمیکنه دختر باشی یا پسر
ازت میخوام که زندگی کنی
به آقای نینا چیکارا
آقای نینا چیکارا
چرا این نامه رو برای خودت نوشتم؟
حتما الان خیلی شوکه شدی
من خیلی متاسفم
اما لطفا به آخرین خواسته من گوش کن
لطفا از کیناکو جدا شو
اگر نمیتونی
پس لطفا فقط کیناکو رو دوست داشته باش
فقط از کیناکو محافظت کن
همونطور که گفتی
احتمالا من نمیتونم انجامش بدم
من کیناکو رو خوشحال خواهم کرد
اگر بتونم این رو بگم
چقدر خوشحال کننده میشه
اما برای من
من نه جرات دارم
نه اعتماد به نفس برای ارضای جسم و روحش
از اینکه تنها چیزی که میتونم بگم اینه که "لطفا اجازه بده کیناکو خوشحال باشه" عمیقاً متاسفم
اما من
مهم نیست چی بشه امیدوارم اون بتونه خوشبختی رو پیدا کنه
قلبم که مدتها بود تصمیم گرفته بود کسی رو دوست نداشته باشه، ناامیدانه برای کیناکو میتپید
این حس زندگی من رو کمی رنگارنگ تر کرد لطفا خوشحالش کن
من همیشه برای خوشبختی اون دعا خواهم کرد اوکادا آنکو
کجا بودی؟
چند روزه باهام تماس نگرفتی
چرا به تماس های من جواب نمیدی؟
برای دیدنش نرفتی، نه؟
اون مرده
چی؟
خودکشی کرد
محاله
این چیه؟
یک یادداشت خودکشیه
چی؟
!بس کن! بس کن
نه
بیا همه چیز رو فراموش کنیم
دیگه تموم شده
هی
چی کار میکنی؟
!بس کن
بالاخره از شر اون مرد !خلاص شدیم، بس کن
!من به تو نياز دارم
نه
!کیکو
نمیر
!کیکو
من هم لحظات خوشی داشتم
قلب من که مدتهاست تصمیم گرفته بود کسی رو دوست ندشته باشه
ناامیدانه برای کیناکو میتپید
اون حس
زندگی من رو کمی رنگارنگ تر کرد
لطفا خوشحالش کن
من همیشه برای خوشبختی اون دعا خواهم کرد
اوکادا آنکو
آن
هم نهنگی بود که با صدای 52 هرتز فریاد میزد
...من
عمیقاً بهت صدمه زدم
صدات رو نمیشنیدم
مهم نیست که بدنت چطوره
حتی بعد از دونستن همه چیز در موردت
احساسات من تغییر نکرد
"من شریک عاطفیت هستم"
کاش میشد اینو بگی
ولی،
فکر میکنم
ما همیشه از همون لحظه ای که همدیگه رو دیدیم با هم صمیمی بودیم
آن،
احمق
چرا باید بمیری؟
آن
...میگم
از اینکه من رو نجات دادی ازت ممنونم
ممنون که عاشقم هستی
کوتومی با یک مردی این شهر رو ترک کرد
در آخر بهم گفت: "بچه رو به "زنی که از توکیو اومده بود تحویل دادم
بعد هم رفت
ممکنه منظورش شما باشه؟
ایناهاش
این بچه است، درسته؟
متاسفم
من دوست کیکو هستم اسم من ماکی است
من موراناکا هستم
این هم مادربزرگ منه
...میگم
ما به دنبال بستگان این بچه هستیم
اما کسی نیست که به اون تکیه کنه
و حالا نمیدونیم چیکار کنیم
چه باید کرد
کوتومی برنمیگرده
میتونم یه مدت ازش مراقبت کنم
نه، نه، خانم میشیما
قبلاً در اینجا پخش شده است
یا اون رو به پلیس بسپارید
یا اون رو به یک موسسه بهزیستی بفرستید در غیر این صورت دردسر بزرگی ایجاد میکنه
اگه اینجوری پیش بره
تو آدم ربا میشی
بیا تو
چه کار باید بکنیم؟
تو که حتی شغل نداری چطور میتونی
از بچه مراقبت کنی؟
بچه ها مثل حیوانات خانگی نیستن
میشم یکم وقت بیشتری به بدی؟
ممنون، خداحافظ
صبر کن
!صبر کن! همونجا بمون
!نه! نمیر
با من زندگی کن
من بهت
نیاز دارم
تو یک حشره نیستی
عدد 52 هم نیستی
برای من
خیلی مهمی
بذار منم کسی شم که تو بهش نیاز داری
اگرچه من فرد بزرگسال مناسبی نیستم
اگرچه من یک بازنده کامل هستم
ولی سخت کار میکنم تا با تو رشد کنم
بیا یه خانواده بشیم
من از تو محافظت خواهم کرد
میخوام اون رو بشنوم
لطفا اجازه بده اون رو بشنوم
صدای تو
ایتوشی
ایتوشی
ایتوشی
الان کوتاه میکنم
چه موهای زیبایی - آره -
حدود 1 سانتی متر از جایی که نوار لاستیکی اون رو میبندید، برش بدید
در چند قسمت برش بدید، موها رو در یک بسته نرم افزاری ترکیب کنید
امیدوارم کسی به جای چیهو بتونه از اون استفاده کنه
خیلی خوب
زندگی مشترک بدون هیچ رابطه خونی با ای کار آسونی نیست
مثل اینکه آنکو اونموقع بهم کمک کرد
ما برای ای به ادارات دولتی و مؤسسات رفاهی رفتیم
میخوام اون رو آزاد کنم، ای
خیلی خوب - اوه، اینجا اومد -
تو واقعا کارت خوبه- بد نیست -
بد نیست دوباره انجامش بدیم
چی؟ ممنون
پس دولت چه گفت؟
آه، واقعاً برخورد با مسئولین سخته
اما به لطف حضور خانم ساچی آخرین بار
اونها ما رو بهتر درک میکنن
تو به تنهایی نمیتونستی از عهده اون بر بیای
عزیزم، درست مثل مادربزرگت،
مثل همیشه سرسختی
گفتی نهنگ گمشده ای دیدی
آره
کیوکو هم برای تماشای نهنگ ها به اینجا نقل مکان کرد
واقعا؟ - آره -
اون حتی یک تراس برای تماشای دریا توی خانه ساخت
همیشه منتظر ظاهر شدن نهنگ ها هستم
مردی که دوستش داشت مرد - آره -
این مکان جایی که تمام خاطراتش با اون در اونجا باقی میمونه
نهنگ غول پیکر
آب فوران کرد
میگن هر دو دیدن
چقدر رمانتیک
پس، مادربزرگ من نهنگ رو دید؟
این چیزها زیاد گفته نمیشن
گفت نهنگ ناز بوده
مردها همگی هجوم آوردن
آره آره، همه اونها هجوم آوردن
الان یادم اومد - چقدر دلتنگ شدم -
چیزی شده؟
فکر میکردم مادربزرگم همیشه اینجا تنها بوده
معلوم شد با شماها خیلی خوشحال بوده
اگرچه اون برای بار دوم نهنگ رو ندید
اما نوه اش بجاش اونو دید
از این بابت خوشحال میشه
چون نهنگ رو هم دیدی
اینجا بمون تا دوباره ببینیش
باشه - آره -
Yellow،Lotus :مترجم @Jdrama_Team
ممنونم
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
کیکو
اگر تا فردا صبر کنم تا این رو بگیم، احتمالاً گریه میکنم
پس الان میگم
چرا یهو احساساتی میشی؟
کیکو، برای من، تو دوست باارزشتری از هرکسی هستی
برای همین اگر اتفاقی بیفته من در هر زمان اونجا کنارتم
مهم نیست چه اتفاقی بیفته من تو رو نجات میدم
پس لطفا اینجا بمون
و مثل الان بخند
خودت داری گریه میکنی
تو هم گریه میکنی
همه مستها گریه میکنن
وای چرا گریه میکنی آقای موراناکا؟
چی؟ چی؟
چون خانم میشیما اونجا داره گریه میکنه و میخنه
TlG :@Jdrama_Team IG:Jdrama_Team jdramaworld.blogsky.com
نهنگ های 52 هرتزی
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.