Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت چهلم =
[همزاد]
[قسمت چهلم]
کمانداران
مبارزه تا مرگه بدون فکر به زنده موندن
شیائو هنگ رها شدی
کی گفته رها شده؟
تیرهارو نگه دارین
نگاه نکن نیرو کمکی نیست
فقط منم
نمیخوای زندگی کنی؟
بهت که گفتم رهات نمیکنم
حتما میام پیشت
به هدف زندگیم رسیدم
دیگه پشیمونی ندارم
اگه قرار باشه امروز برای دان ین بمیرم
من شوئه فانگ فی پشیمونی ندارم
شن یورونگ بهت اجازه میدم
امروز یه بار دیگه بکشیم
ا لی
یه بار میخواستم برای داین فداکاری کنم
ولی خاندان سلطنتی در هم شکستش
من و تومثل مورچه بودیم
کسی یادش هست چیکار کردم؟
نه
پس مردن من و تو برای داین چه معنی داره؟
هیچکسی به یادش نمیاره
ا لی
شیائو هنگ رو بکش
تا ابد با خوشبختی زندگی میکنیم
همون طور که قبلا بودیم
شن یورونگ
اشتباه میکنی
کسی یادش مونده
تو مرز شمالی، شهر وانگ حاکم چنگ شهر رو ترک کرد و عقب نشینی کرد
به مردم بی توجهی کرد
تو گذرگاه دره، صد سربازان لونگ وو از شهر عقب نشینی کردن
تا از مردم محافظت کنن
تا سر حد مرگ جنگیدن به زنده موندن فکر نکردن
اسم اون سرباز هارو یادمونه
فراخوانی صد روح از جنگجویان لونگ وو خارج از شهر وانگ
شیائو مینگ هان
ژنرال شیائو
پنگ گوانگ
معاون ژنرال پنگ
جائو ده چنگ
برادرم
هوانگ جون چو
جانگ چه
لی لی چنگ
چیان زه مینگ
روح وفادار داین، شیائو هنگ
شوئه فانگ فی
دیگه کافیه
کمانداران
شن یورونگ امروز بهت نشون میدم که
ارتش داجائو چه توانایی داره
یانگ چینگ، برای نبرد اماده شو
یانگ چینگ
نشان ماهی اینجاست هر کسی سرپیچی کنه میمیره
ارتش لونگ وو به فرمان من
مرزبان سو دستور نظامیه
ارتش لونگ وو فقط از نشان پیروی میکنه
شیائو هنگ به ارتش لونگ وو نگاه کن
میخوای اونارو بکشی؟
به حرفش گوش نده
چه طوره اول شروع کنیم؟
اینا سرباز هایی هستن که پدرت رهبری میکرده
ارتش داجائو متحدتوئه
واقعا با نیروی های متحدت با ارتش لونگ وو میجنگی؟
شیائو هنگ خیلی مغرور بودی تمام زندگیت هیچوقت شکست نخوردی
ولی اخرش از هیچ کسی نمیتونی محافظت کنی
چه طور با من قابل مقایسه هستی؟
وقتی دارنده نشان بمیره رهبر ارتش لونگ وو عوض میشه
ا لی
دست هات فقط برای نواختن چینه
نه برای نگه داشتن کمان
تو بودی که مجبورم کردی تیراندازی با کمان یاد بگیرم
یانگ چینگ
هر کسی نافرمانی کنه
میمیره
چشمت به هدف باشه تا سه میشمارم
بعدش باهم
انگشتمون رو از نخ کمان بر میداریم
یادت باشه سستی نکنی
یک
دو
سه
شیائو هنگ، بگیرش
چه طور اسم این افراد رو میدونی؟
ژنرال شیائو ارشد بهم گفتن
شیائو هنگ میتونی رهاش کنی؟
شیائو هنگ، فرمانده ژنرال شیائو ارتش لونگ وو
با مبارزه برمیگردیم
مرزبان سو
ارتش لونگ وو برای پیروزی رهبری میکنه
میجنگیم
برای انتقام ژنرال شیائو
انتقام
برای انتقام سربازان ارتش لونگ وو
برای انتقام سربازان ارتش لونگ وو
برای انتقام سربازان ارتش لونگ وو
انتقام
جیویوئه با نیروهات
شورشی های خارج شهر رو سرکوب کن
بسپارش به من
منتظر میمونم برگردی
ارتش لونگ وو به فرمان من
بله
در راه بازگشت به پایتخت مبارزه کنین شورشی هارو از بین ببرین
ا لی
هنوزم طاقت کشتن منو نداری
هنوز دوستم داری
خیلی وقته که بینمون عشق یا نفرتی وجود نداره
فقط میخوام ببینم
عدالت اجرا میشه و مجازات میشی
میخوای ببینی مجازات میشم
پس باید منو میکشتی
منو بکش
هرچیزی که بهت مدیونمو پس میدم
اگه به دست تو بمیرم پشیمونی ندارم
کشتن تو دستانمو کثیف میکنه
خائن داین هستی
باید طبق قوانین داین مجازات بشی
ا لی
اگه اون موقع ازمون رو قبول نمیشدم تو هوای شیانگ زندگی خوبی داشتیم مجبور نبودیم اینارو بگذرونیم
من شن یورونگ توزندگیم فقط یه اشتباه کردم
اشتباهی که هیچ راه برگشتی نداره
شن یورونگ
امیدوارم تو زندگیت بعدیت یه نجیب زاده به دنیا بیای و طوری که میخوای ادم خوبی باشی
جائو یه، چه جور امپراتوری هستی که اینجا مخفی شدی؟
لیاقت این تاج و تخت رو نداری
تاج و تخت رو رها کن بهت رحم میکنم
عالیجناب، ارتش لچنگ وو وارد قصر شدن
ارتش لونگ وو؟
شن یورونگ بازنده
فقط تسلیم شو
شیائو هنگ بهتر از پدرتی
چطور جرات می کنی به ژنرال شیائو اشاره کنی؟
امروز میخوام انتقام ژنرال شیائو و اون صد سرباز رو بگیرم
بکشین
حالا که همه چیزو میدونین
باید بدونین که
اون بود که جلومو گرفت
برای اینکه جنایت هات برای رها کردن مردم رو بپوشونی
پدرم و فریب دادی بیرون شهر وانگ رهاش کردی
و راه برگشت به شهر رو بستی
باعث مرگ صد سرباز ارتش لونگ وو شدی
چه طور میتونی لایق این تاج و تخت باشی؟
یانگ چینگ
بله
خائن هارو بگیر
صبر کنین
بیارینش اینجا
یک قدم دیگه به جلو بیاین میکشمش
همسر مورد علاقه جائو یه ست
ببینم کی جرات داره پا پیش بذاره
شیائو هنگ، به جائو یه بگو
سال دیگه قطعا سرشو میندازم زمین
مرزبان سو لطفا
در مورد خدمتکار قصر چیزی به اعلیحضرت نگو
این راز رو با خودم میبرم
شیائو هنگ نمیتونی منو بکشی
شاگرد پدرتم
تنها شاگردشم
من پدرم نیستم
شمشیر تو دستم
نمیشناستت
حاکم چنگ، جائو شنگ با شاهدخت وان نینگ تبانی کردن
از مردم اخاذی و مقامات فداکار رو کشتن
رشوه خواری کردن و در پی بدست اوردن تاج و تخت بودن
با این جنایات خائن هستن
بعد از مرگ حاکم چنگ
کسایی که تو مرز شمالی بودن
برای برقراری عدالت برای حاکم چنگ
دست به شورش زدن
یه شی جیه گزارشی درباره
حاکم چنگ و شاهدخت نوشت
به اسم سرکوب شورشیان
دربار سلطنتی نیروهایی رو برای سرکوب ارتش تو مرز شمالی فرستاد
لی جونگ نان و خاندانش محاکمه و به اعدام محکوم شدن
اموال شن یورونگ مصادره شد
مادرش و شن رویون که به زادگاهشون برگشته بودن
دستگیر و بازجویی شدن
یه مینگ یو و همسر و بچه هاش از شجره نامه خاندان جیانگ پاک شدن
مادر- مادر-
بیرونمون نکنین
ژنرال شیائو ارشد به شیائو هنگ دستور میده براش چای بریزه
چون برای نجات دادن من زخمی شد
پایتخت بالاخره به ارامش رسیده
[تالار تای جی]
شنیدم قبل مرگش چی گفته
بهم گفتن
از خدمتکار قصر بهتون چیزی نگم
اعلیحضرت، ارتش لونگ وو اماده ست
کی قراره بری؟
پس فردا
همه نیروهای جنوب شهر رو ببر
به علاوه نگهبان های سلطنتی
از اونجایی که حاکم چنگ مرده کشور دای با تمام قوا بهمون حمله میکنه
خیالم راحت نیست که تنهایی ارتش لونگ وو رو رهبری کنی
نمیتونم تمام نیروهای داین رو ببرم
در حالی که افراد حاکم چنگ هنوز زندن
به علاوه
پدرم فقط با ارتش لونگ وو تونست از داین محافظت کنه
نمیتونم بهش ببازم
بانو
خبر خوب
قاضی شوئه همه چیز رو به یاد اوردن
...یعنی
به خودشون اومدن
هممون رو یادشونه
برین ببینین
ارباب جوان اونجان
دخترم زجر زیادی کشیده
بچه خوبی نیستم
باعث شدم تو و اجائو رنج زیادی بکشین بهتون بی عدالتی بشه
همش تقصیر منه
متاسفم پدر
متاسفم پدر
نه- متاسفم پدر-
تقصیر تو نیست
زود باش بلند شو
تقصیر تو نیست
تقصیر تو نیست
بعداز این همه اتفاق
متوجه شدم
دیگه اون بچه ای نیست که همه اذیتش میکردن
حتی اگه مانع بزرگی جلوت باشه
میتونی از عهدش بر بیای
حالا که به خودم اومدم
دیگه نمیذارم رنج بکشی
پدر
کی به هوای شیانگ بر میگردیم؟
پدر هنوز نمیتونیم به هوای شیانگ برگردیم چون هنوز بانوی دوم خاندان جیانگ هستم
هنوز این موضوع رو روشن نکردم
پدر بهت گفتم ولی باور نکردی
خواهرم برام شوهر خواهر اورده
چه طور مایل باشه باهمون بیاد؟
اجائو
خیلی خب
درباره مرزبان سو شنیدم
پدر
سلیقه خوبی داری
مرد خوبیه
هر کاری بکنی ازت حمایت میکنم
از یه بار افتادن نترس
به خاطرش ازش دست نکش
باید اون گودال رو فراموش کنی به جلو بری
مهم نیست چی میشه من پشتتم
باشه
جناب شوئه حالش خوب شده؟
حتی ازت تعریف کرده
چه تعریفی؟
...گفت
بعدا خودت ازش بپرس
خودت چی؟
قراره بعدا چیکار کنی؟
مرزبان سو
عمارتت قدیمی شده باید بازسازیش کنی
چرا یهویی حرف اینو میزنی؟
خودت بهش فکر کن
منظورت چیه؟
کسی دارم که بهش فکر میکنم
کسیه که
روبه رومه
ایندو روز زیادی خستش کردم؟
احمق شده؟
به چی فکر میکنه؟
ممکنه
...میگی
شماها احمقین
دارم بهتون میگم
عمارت باید بازسازی بشه
خوب نگاه کنین
چرا میخوای بازسازیش کنی؟
چون میخوام بازسازی بشه پس باید بازسازی بشه
[مقبره لی ار ، مقبره تونگ ار]
بعد از فکر کردن
اینجا باید جای مورد علاقت باشه
خواهر
لی ار
خواهر ممنونم
شهرت و اسمم رو
پاک کردی
لی ار
به قولی که بهت داده بودم عمل میکنم
گل های زیبایی هستن
♪کی میخواد که گل ها دوباره شکوفا بشن؟♪
♪ اشک گرمی که جاری شده به قلب برمیگرده♪
♪ کی با بازیابی احساسات خودشو فریب میده؟♪
♪ با نوک انگشت هاش امید داره زمان رو به عقب هل بده♪
♪ هرگز از انتخاب هام پشیمون نیستم♪
♪از نظرم هیچکس با برابر تو نیست♪
♪ درست و نادرست تو زندگی زودگذره♪
♪ ارزش دنبال کردن رو نداره♪
♪ قلبی که به سنگ و اهنگ مقاوم شده♪
♪ با این حال برای عشق و غم سر فرود میاره♪
♪فراموش کردن روح ارزشمند♪
♪ چقدر متواضعانه ست ♪
♪بعضی از احساسات خاکستر میشن♪
♪بهترین درمان فراموشیه ♪
♪به شراب تلخ نباید افراط کرد♪
♪میدونی مست بودن یعنی چی؟♪
♪صدای فلوت خارج از کنترله ♪
♪ رفتن ولی با قصد بازگشت♪
♪پس چرا اصرار به پرواز کردن داری؟♪
♪بعضی از احساسات خاکستر میشن♪
♪بهترین درمان فراموشیه♪
♪به شراب تلخ نباید افراط کرد♪
♪میدونی مست بودن یعنی چی؟♪
♪صدای فلوت خارج از کنترله ♪
♪ رفتن ولی به قصد بازگشت♪
♪پس چرا اصرار به پرواز کردن داری؟♪
[دروازه شرقی]
[پایتخت]
[عمارت جیانگ]
امروز با اعلیحضرت درباره کناره گیریم حرف زدم
قصد دارم فردا از پایتخت به یونگ جو برم
تو چرا چیکار کنی؟
با شیائو هنگ ازدواج کردم
تو عمارت مرزبان منتظر میمونم تا برگرده
اگه برنگرده چی؟
اگه برنگرده
موهامو میبندمو تا اخر عمرم بیوه میمونم
ولی بهم قول داده برگرده پس قطعا بر میگرده
پس هرکاری میخوای بکن
پدر
یه چیز دیگه هم هست
میخوام بهت بگم
میخوای بهم بگی که
جیانگ لی نیستی
بلکه
شوئه فانگ فی هستی؟
لی ار من
وقتی میرفت
درد کشید؟
کسی کنارش بود؟
وقتی میرفت
من و تونگ ار کنارش بودیم
با ارامش رفت
دردی نکشید
هیچرنجی نکشید
فکر کنم تونسته بانو یه رو ببینه
میخوام
بین من و تو بمونه
به کسی نگو
مادربزرگت خیلی پیر شده
نمیتونه تحملش کنه
فهمیدم
پدر
خیلی خب
ا لی
معلوم نیست مرزبان سو کی برمیگرده
چرا باهامون نمیای یونگ جو؟
درسته بهش فکر کردی؟
باهامون بیا
تنهایی موندن تو پایتخت چه فایده ای داره؟
به علاوه رویائو منتظره تو یونگ جو ببینتمون
شنیدم تازگیا خیلی خوب شده
حتما قراره جلومون خودنمایی کنه
جیانگ لی اگه نباشی
میترسم نتونم شکستش بدم
باهامون بیا
شماها برین
وقتی تو یونگ جو مستقر شدین
میام بهتون سر بزنم
خیلی خب دیگه تلاش نکنین
لی ار فکرای خودشو داره
تو پایتخت مراقب خودت باش
اگه چیزی خواستی حتما بهم بگو
عموی دوم
زن عموی دوم
مراقب باشین
تو هم باید مراقب خودت باشی
[عمارت جیانگ]
برادر یه
رفیق خوبم
ممنون که بدرقم میکنی
مراقب باش
مراقب باش
دلم برات تنگ میشه
مراقب باش
بریم
جیانگ جینگ روی
از لیو شو خوب مراقبت کن
نگران نباش بریم
ما رفتیم
مراقب باش
[عمارت جیانگ]
مادربزرگ مواظب خودت باش
دیگه میتونی هرکاری میخوای انجام بدی
فقط یادت باشه
اگه مشکلی داشتی تو یونگ جو هستیم
براتون ارزوی زندگی تو یونگ جورو دارم
خیلی خب
مراقب باش
پدر
پدر
هوا داره سرد میشه فراموش نکن که لباس های بیشتری بپوشی
سرما نخور
برمیگردی عمارت مرزبان؟ میبرمت
...من- درسته عمو جیانگ تو پایتخت نیست-
ولی من هنوز هستم
اگه به کمک نیاز داشتی بیا سراغم
...میدونی که من- دختر عمه-
برادر بزرگ تری نداری
از این به بعد منو برادر بزرگ ترت بدون
برادر بزرگ تر
بریم
باشه
[عمارت جیانگ]
باید بری؟
حاکم چنگ حذف شده و کشور دای ارتش عظیمی رو جمع کرده
و فکر می کنه بهترین زمان برای حمله به داینه
باید بهشون نشون بدیم که فقط توهم خودشونه
فقط زمانی که کشور امن باشه و حال مردم خوب
میتونیم خوش حال باشیم
کی برمیگردی؟
روزی که گل یخ شکوفا بشه
روزیه که پیروز و امن برمیگردم
[سال پونزدهم، در بهار با همسرم کاشته شد]
حمله
حمله
لو جی
لو جی
لو جی
می برمت خونه
می برمت خونه
ون جی
ون جی
ون جی
ون جی
ون جی
میبرمتون خونه
بدون کمان شیائو هنگ رو زنده میخوام
کی برمیگردی؟
روزی که گل یخ شکوفا بشه
روزیه که پیروز و امن برمیگردم
[سال پونزدهم، در بهار با همسرم کاشته شد]
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت چهلم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.