All language subtitles for The.Double.EP37

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سی و هفتم =

[همزاد]

[قسمت سی و هفتم]

فرمانده جانگ

شو جه دوران سختی داشتی

اصلا

فقط میخواستم باری از دوشتون بردارم

خوبه

وقتی بهش غلبه کردیم تضمین میکنم زندگی خوبی داشته باشی

ممنونم فرمانده جانگ

کی ازت خواست بری بیرون؟

مگه بهت نگفتم که تو عمارت بمونی و شاهدخت رو همراهی کنی؟

دوباره چیکار کرده؟

همه جا دنبال تو بوده

این همه خدمتکار و ادم دورشن

منو میخواد چیکار؟

شوهرشی دنبال تو‌نباشه دنبال کی باشه؟

...من خب

اگه اتفاقی برای شاهدخت و بچش بیفته هممون مردیم

پدر

لی جین

یکمی تلاش کن

فهمیدم

شنیدم پدر گفت دنبال من بودین

شکمم کل روز درد میکرد کجا بودی ندیدمت؟

تمام خدمتکارها و طبیب ها اینجان

شاهدخت بزرگ

هر زمانی که بخواین میتونین بهشون دستور بدین

چرا باید بهشون دستور بدم؟

مگه تو شوهرش دوست داشتنی من نیستی؟

مسئولیت خدمت به من بر عهده تو نیست؟

دست و پا چلفتی هستم

میترسم باهاتون بدرفتاری کنم

...چه طوره که- اروم اروم یاد میگیری-

می شیانگ برو

برای شوهرم ظرف بیار

یکم بیاره

تا پاهامو بشوره

بله

چیه؟

انجامش نمیدی؟

باید به لی جونگ نان بگم بیاد تا بهت یادت بده چه طور پاهامو بشوری؟

لازم نیست

خودم انجامش میدم

این مرد وقتی بهش احترام میذاشتم اذیتم میکرد

باید خوب بهش درس بدم

وگرنه قوانین رو یاد نگیره

[عمارت مرزبان سو]

اعلیحضرت دستور دادن مرزبان تو اتاقشون حبس میمونن

خوب مراقبشون باشین

بله

ا جائو

تو عمارت چه اتفاقی افتاده؟

خواهر نمیدونی

دیروز از نگهبان های سلطنتی عمارت رو محاصره کرده بودن علیه شوهر خواهر بودن

اگه ژنرال شیائو دخالت نمیکرد ممکن بود اتفاق وحشتناکی بیفته

عمارت الان تحت کنترله؟

خواهر، شوهر خواهر رو ندیدی؟

تو اتاقش حبس شده

ظاهرا اعلیحضرت دستور دادن بیرون نیاد

خواهر هنوز ازش نخوردم

خواهر

جناب برای مرزبان سو غذا اوردم

ممنونم

مرزبان سو

انگاری حبس شدی نه؟

وقتی معلومه چرا میپرسی؟

بگو

چیو؟

از اون ادم هایی نیستی که به عواقب چیزی اهمیت ندی

نمایش باید کامل باشه

نمایشی که مخالف امپراتور هستی؟

باهوشی

تا کی حبس میمونی؟

دو روز

همین قدر؟

تو نمایش نباید زیاده روی کرد

وگرنه مشکوک میشن

باید دقیق انجامش داد

پس بین تو و ژنرال شیائو هم نمایشه؟

لایق این نیست باهام نمایش اجرا کنه

...خب چرا تو- نمیخوام دربارش حرف بزنم-

پس میرم

مگه برای من نیستن؟

برای برادر کوچیکترمه

میبرم اینارو بهش بدم

فکر کردم چون نگرانم شدی اومدی دیدنم

انتظار نداشتم دوباره سوءتفاهم باشه

سوتفاهم نشده

چون نگرانت بودم اومدم دیدنت

شوئه فانگ فی، صبر کن، شوئه فانگ فی

شما دوتا چرا اینجایین؟

نمیتونین برین داخل؟

اتاق ارباب توسط افراد امپراتور محافظت میشه

محافظ های شخصی مثل ما نمیتونن برن داخل

از اینجا مراقبیم

دنبال شماها میگشتم

شنیدم که شیائو هنگ و ژنرال شیائو جلو همه دعوا کردن

اونا نوه و پدر بزرگ هستن

چرا شبیه دشمنای همن؟

دهنتو ببند

بانوی دوم جیانگ که غریبه نیست

به علاوه

ازش مدت زیادی میگذره

دیگه راهی برای اشتی نیست

شاید فکری داشته باشه

مرگ ژنرال شیائو مینگ هان

برای ارباب دردسر ایجاد کرد

بعد از اینکه ژنرال شیائو مینگ هان تو جنگ مردن

معاون ژنرال پنگ اومدن تا ژنرال شیائو ارشد رو ببینن

خودت دیدی؟

قسم میخورم حقیقت رو میگم

اونا ژنرال رو رها کردن

میتونستن ژنرال رو نجات بدن

ولی نه تنها این کارو نکردن نیرو هم نفرستادن حتی کاری کردن که راه ژنرال مسدود بشه و بمیره

بعدش همه چیز به سمتی رفت که ارباب شیائو نمیخواستن ببینن

ژنرال شیائو ارشد

ژنرال شیائو مینگ هان و ارتش لونگ وو نباید بیهوده بمیرن

ازتون میخوان که دوباره مقامتون رو قبول کنین

رهبر ارتش لونگ وو بشین

حاکم چنگ رقت انگیز و می خواست ژنرال شیائو ارشد بیرون بکشه

ولی ایشون قبول نکردن

و این قبول کردن که

ژنرال شیائو مینگ هان تو میدون جنگ مرده

معاون ژنرال پنگ فکر کرد که ژنرال شیائو ارشد

حاکم چنگ رو افشا می کنه

دوباره به مقامم برمیگردم ارتش لونگ وو رو رهبری میکنم

معاون ژنرال پنگ که نا امید شده بود

اصرار به تحقیق درباره مرگ ژنرال شیائو مینگ هان داشت

با این حال چیزی بدست نیومد

چون پدر خودش این واقعیت رو قبول نکرده بود

معاون ژنرال پنگ متهم به شایعه پراکنی شد

و برای اختلاس بودجه ارتش اعدام شد

تنها کسی که حقیقت اون موقع رو میدونست مرد

چرا نمیخوای کسی دربارش تحقیق کنه؟

دیدی که پدرم مرده

ادم بدی هستی که فقط به شهرت و ثروت اهمیت میده

در مورد ژنرال شیائو ارشد

ارتش لونگ وو

توسط افراد با مهارت از محافظ های سلطنتی تشکیل شده

برای همین ژنرال

از یه فردی که از سمتش کناره گیری کرده بود

تبدیل به کسی شد که از امپراتور دستور میگرفت

تو شکوه فرو رفت

از اون به بعد

اربابمون با ژنرال شیائو درگیر شد

ارباب میخواست دربارش تحقیق کنه

مثل کاری که معاون ژنرال انجام داد

برای پدرشون عدالت رو برقرار کنن

ولی ژنرال شیائو جلوشون گرفتن پنج سال تو عمارت حبسشون کردن

طی پنج سال

کاری جز باغبونی و گوش دادن به اواز

دیدن نمایش نداشتن

شخصیتشون خیلی تغییر کرد

که اینطور

می خوام ژنرال شیائو ارشد رو ببینم

اومدی درباره شیائو هنگ حرف بزنی؟

ژنرال شیائو ارشد

اون مرزبان سوئه؟

...و اون

ژنرال شیائو مینگ هان

...و ایشون

مادره ا هنگه

یو هونگ یه

نوازنده ای از مکتب بود

مینگ هان رو تا مرز جنوب همراهی کرد

خواننده خیلی خوبی بود

تمام خانواده از مرز جنوبی محافظت می کردن

نمیتونستم سالی یه بار هم ببینمشون

برای همین نقاشی گرفتم این نقاشی رو کشید تا یادگاری بمونه

...اینا

کلاه پسرمه

و این

بادبزن مادرشه که موقع اجرا استفاده میکرد

و این

این اسباب بازی مورد علاقه شیائو ا هنگه

وقتی برش میداشت ولش نمیکرد

و این شراب

شراب مورد علاقه پدر ا هنگه

براش درست میکردمو به قرارگاه میفرستادم

...ولی الان

ژنرال شیائو ارشد هر روز به این چیزها نگاه می کنین؟

بهشون نگاه میکنم تا بیادشون بیارم

میتونم ببینم که تو قلبتون چقدر دوستش دارین

در مورد اتفاقی که قبلا افتاده شنیدم

نمیدونم میتونم از خودتون هم بشنومش یا نه

با چه موقعیتی اینو میپرسی؟

کسی که شیائو عاشقشه

اونم کسیه که من عاشقشم

خیلی ساده تر از لاک پشت جیانگی

پس میتونیم درباره گذشته حرف بزنیم؟

خوبه درباره گذشته حرف نزد

با این حال، میتونی دربارش از کسی بپرسی

پیش خودمون بمونه

به شیائو هنگ نگو

بفهمه بد میشه

ژنرال شیائو

اینکه خوب باشه یا نه رو مرزبان سو باید تصمیم بگیره

نباید غذای سر بخورم

خیلی روغنیه

از دیدنش هم حالم بد میشه

نمیدونی من میگو نمیخورم؟

چرا اینو بهم میدی؟

بیا

تو بخور

دستم بی حس شده

میگویی که من میخواستم بهت بدم

میذاری همینجوری هدر بره؟

برش دارو بخور

چی؟

برش دارو بخور

شاهدخت بزرگ

دارین زیاده روی میکنین

چه طور زیاده روی میکنم؟

نکنه متوجه نمیشی که یه زن باردار دستش قدرتی نداره؟

راستش راحته

اگه نمیخوای میگو از زمین برداریو بخوری

فقط زانو بزن و عذرخواهی کن

بگو هرچی میگم گوش میدی

برام مهم نیست چیو هدر میدی

شاهدخت بزرگ

به هویتتون احترام میذارم

ولی یادتون بمونه

به این معنی نیست که میتونم همه چیز رو تحمل کنم

می تونم زانو بزنم و ازتون عذرخواهی کنم

ولی من شن یورونگ نیستم

که دم تکون بدم و التماس کنم

خیلی گستاخی

شن یورونگ سگته

ولی من نه

پدرم وزیره

و مقام رسمیه

حدتو بدون

فکر میکنی کی هستی؟

اصلا لایق این هستی که

در مورد یورونگ حرف بزنی؟

دارم بهت میگم

اصلا با اون قابل مقایسه نیستی

میدونی یا نه؟

حالا که اینطوره

من، لی جین

دیگه جلوت ظاهر نمیشم

میتونی بری پیش شن عزیزت

جنابان

برای مرزبان سو غذا اوردم

ایشون از اقوام مرزبان سو هستن

خیلی وقته که همدیگه رو ندیدن

بذارین همدیگه رو ببینن

براتون دردسر نمیشه

زود تمومش کنین

اگه خیلی طول بکشه مجبور میشیم بیرونتون کنیم

ممنونم- ممنون-

انتظار نداشتم انقدر بزرگ شده باشین

ارباب جوان

دایه وانگ

چرا اینجایی؟

انتظار نداشتم بعد از این همه سال دوری

هنوزم منو یادتون باشه

البته که یادم میمونه

بعد از فوت پدر و مادرم

تو بودی که ازم مراقبت کردی

ولی نمیدونم چرا یهویی رفتی

...من

ارباب جوان

چیکار می کنی؟ بلند شو

ارباب جوان

یادتونه وقتی کوچیک بودین مریض شدین تب داشتین و بالا میاوردین

یادمه

اون موقع پیر مرد مشغول کار بود تو عمارت حبسم کرد

تو بودی که ازم مراقبت کردی

راستش اون موقع من مسمومت کرده بودم

چی؟

خوشبختانه زود متوجه شدیم

طبیب بهشون دارو داده

ارباب جوان خوابن

بچه خیلی شیطونه برات دردسر زیاد درست میکنه

اصلا

ارباب جوان همیشه حرف گوش کنن

چرا بهش اسیب زدی؟

نصف این سم رو تو اتاقت پیدا کردم نمیخواستی بکشیش بهم بگو

میتونم کمکت کنم

ژنرال شیائو

از کاری که با ارباب جوان کردم متاسفم

ولی چاره ای نداشتم

بچم دست اوناست

...ژنرال شیائو من

ژنرال شیائو میدونستن که مجبور شدم این کارو بکنم

سرزنشم نکردن

حتی تا بیرون رفتنم از پایتخت مراقبم بودن بهم پول دادن

امیدوار بودن وقتش شد بتونم شاهد پرونده ژنرال باشم

با این حال منتظر بودم ولی هرگز سراغم نیومدن

تا دیروز وقتی این بانو برای پیدا کردنم اومد

واقعا گفت که میخواد پرونده پدرمو بررسی کنه؟

بله

ژنرال شیائو این همه سال مراقب من بودن

داستان های زیادی درباره شما و ژنرال گفتن

ژنرال شیائو ارشد دلشون برای ژنرال شیائو تنگ شده

فکر کنم حاکم چنگ

از مسمومیتت استفاده کرده

تا ژنرال شیائو ارشد رو تهدید کنه

برای همین میخواسته اون موقع ازت محافظت کنه

از کجا میدونی نمایش نبوده؟

اینکه نمایش بوده یا نه رو خودت باید ببینی

بعد از این همه سال

مطمئنم که به عمارتش نرفتی درسته

وقتی مجازاتت تموم شد

باهم میریم

مهم نیست چی میشه

به خاطر من انجامش بده

باشه؟

طبیب سلطنتی چو

بچه خوبه؟

شاهدخت اروم باشین

وقتی معاینم کامل شد بهتون میگم

هیچ اتفاقی نباید بیفته

[عمارت لی]

پدر

چه خبره؟

...بچه

بچه نتونسته تحمل کنه

جدیه

برای اینکه مطمئن بشین

میتونین طبیب های دیگه رو بیارین

تو بهترین طبیب تو‌دیوان طبابت سلطنتی هستی

دیگه دنبال کی برم؟

یه راهی پیدا کن

داروی ارامش بخش دادم

لطفا مراقب احساسات شاهدخت باشین

شماها حرف بزنین

ا هنگ اومده

ساکت بمون

...این

نقاشی، نقاشیه که اون اون استخدام کرده بودم

انتظار نداشتم هنوز نگهش داشته باشی

برای من

شماها افراد با ارزشی هستین

افراد با ارزش؟

وقتی عمو پنگ درباره حقیقت مرگ پدر بهت گفت

با افرادی که برات با ارزش بودن چه طور رفتار کردی؟

برای گرفتن ارتش سلطنتی با حاکم چنگ تبانی نکردی؟

مزخرفه

چه طور ممکنه با کسی که پسرمو کشته تبانی کنم؟

فقط میدونی که حاکم چنگ به پدرت صدمه زده

ولی میدونی چه طور باعث مرگش شده؟

[شهر وانگ، مرز دا ین]

چرا؟

چرا عقب نشینی کردیم؟

درسته شرایط خوبی نداریم

اگه ادامه بدیم

تا وقتی نیروی کمکی بیاد میتونیم شهر وانگ‌رو نگه داریم

سقوط سنگ ها مسیر رو مسدود کرده

نیروهای کمکی نمیتونن بیان

الان جیره کافی نداریم

اگه شهر نتونه غذامون رو تامین کنه

نیازی به محافظت ازش نیست

کاری که الان باید انجام بدیم بازگشت به شهر مائو و دیدن نیروهای کمکیه بعدش میایم و شهر وانگ رو پس میگیریم

از مرگ می ترسی؟

از مرگ نمی ترسم

نمیخوام فداکاری بکنم که لازم نیست

مردم شهر وانگ چطور؟

زندگی اونا مهم نیست؟

وقتی عقب نشینی کردیم

دشمن وارد شهر خالی میشه

وقتی بیان همه رو میکشن و غارت میکنن

همه مردم شهر تو حمام خون فرو میرن

به عنوان سرباز

نباید از صلح اینجا محافظت کنیم؟

می تونیم تو جنگ بمیریم

ولی نمیتونیم شهری رو ول کنیم

استاد کافیه

فرمانده منم

تصمیم رو گرفتم

بعد از امروز

کل ارتش باید از شهر وانگ عقب نشینی کنه

ارتش لونگ وو من نمیره

دستور نظامی مطلقه

استاد میخوای توسط قانون نظامی مجازات بشن؟

[شهر وانگ]

ژنرال

طبق دستوراتتون

ارتش لونگ وو و حاکم چنگ به شهر مائو عقب نشینی کردن

پس الان

فقط دویست سرباز باقی موندیم

پیشاهنگ ها گزارش دادن

دشمن سی لی ازمون فاصله داره

ژنرال

صد سرباز بردار

شهر تخلیه کن از مردم محافظت کن

وقتی نیست ژنرال

جلوتر دره ای هست

اگه مسدود بود کسی نگهبانی بده

بقیه صد سرباز با من میمونن

تا غروب فردا

از مسیر محافظت کن

بعدش

مردم با خیال راحت میرن

خودتون چی؟

نیروی کمکی برای نجاتتون نمیاد

مهم نیست

[شهر وانگ]

سرنوشتمو قبول میکنم

ژنرال

مردم شهر تخلیه شدن

باید عقب نشینی کنیم

ژنرال

دشمن دوباره داره میاد

ژنرال

اگه دره رودخونه شمالی رو در نظر بگیریم می تونیم به شهر وانگ عقب نشینی کنیم

دروازه های شهر وانگ بسته ست

دیگه نمیتونیم بریم عقب

چی؟

چرا دروازه روبستن؟

تصمیم حاکم چنگ بوده

حاکم چنگ میخواد بمیریم

اگه اینو میدونستم

ولش نمیکردم

ژنرال

برادرا

نبرد تا مرگه

حالا که به اینجا رسیده

نیازی نیست تا امیدی به زنده موندن داشته باشیم

معاون پنگ

اینجام

میخوام اسم صدسرباز باقی مونده از ارتش لونگ وو یادت بمونه

برگرد و به ژنرال شیائو ارشد بگو

مردم شهر وانگ

امپراتور

داین رونا امید نکردیم

نه ژنرال نمیرم

میخوام کنارتون بجنگم

الان تو تنها کسی هستی که میتونی برگردی

برو

نمیرم ژنرال

ژنرال

معاون ژنرال پنگ، باید بری- نمیرم-

معاون ژنرال پنگ

ژنرال

معاون ژنرال پنگ

ژنرال

ارتش لونگ وو به فرمان من

بله

توقع برای زنده موندن تو جنگ نداشته باشین

حمله

اتش

برای اینکه بقیه نفهمن مردم شهر وانگ رو رها کرده پدرمو به تله انداخت و گذاشت بمیره

پدرم تو جنگ نمرد

رها شد و کشته شد

به وضوح میدونستی چرا تحقیق نکردی؟

حاکم چند با استفاده از تو منو تهدید کرد

اگه فقط یکم هوشیاریمو از دست میدادم کسی مثل دایه وانگ تورو میکشت

نیاز داشتن من اعتراف کنم که مینگ هان تو جنگ مرده تا دروغ هاشون رو پوشش بدم

برای همین نتونستن از شر خاندان شیائو خلاص بشن

اون موقع خیلی کوچیک بودی

فقط دیدی که ارتش رو‌به خدمت گرفتم

درباره اتفاقات پشتش خبرنداشتی

حالا که بزرگ شدی

ازش مطلعی

چرا نذاشتی درباره نگهبان های سلطنتی تحقیق کنم؟

میخوای از زیر دست کسی که بهش ترفیع دادی محافظت کنی؟

میدونی که با حاکم چنگ تبانی کرده؟

چطور ممکنه ندونم؟

چرا ازت خواستم که شو جه رو ازاد کنی؟

یک سال پیش بهم گفت

جانگ وی در حال برقراری ارتباط با مرز شمالیه

بهش گفتم به کسی نگو

بی صدا حواست باشه

اون جاسوسه منه که تو نگهبانان سلطنتی گذاشتم

باید ازش محافظت کنم

چرا زودتر بهم نگفتی؟

بهم فرصت دادی؟

از زمانی که عمو پنگت رفت

تو عمارت مرزبان حبست کردم

هرچیزی که میگفتم گوش نمیدادی

فقط نمیخواستم یه بچه تو اون سن همچین بدی رو تو قلبش حس کنه

میخواستم وقتی بزرگ تر شدی بهت بگم

کسی چه میدونست

از بین بردن کینه انقدر سخت باشه

خیلی سخته

همین که میدونی خوبه

این همه برات حرف زدم

نه اینکه بخوام درکم کنی و ببخشیم

فقط میخوام بهت بگم

شوجه

برای حاکم چنگ کار نمی کنه

درک؟

نمیتونم درک کنم

میتونستی با چندتا جمله توضیحش بدی

ولی سال ها تردید کردی

هنوز اسم اون صد سرباز یادته؟

تک تکشون رو یادمه

کاملا واضح و روشن

خوبه

میخوای چیکار کنی؟

براشون عدالت رو برقرار میکنم

به این راحتی نیست

اگه‌ جیانگ لی بتونه برای شوئه هوای یوان عدالت برقرار کنه

چرا نتونم بی گناهی پدرمو ثابت کنم؟

یعنی به اندازه یه زن هم نیستم؟

نوه عزیزم

سلیقه خوبی داره

دختره بد نیست

بهت میاد

...تو

باهام بیا عمارت

حاکم چنگ به زودی وارد پایتخت میشه

این مدت بامن تو‌عمارت مرزبان بمون

سوء تفاهم نشه

فقط نمیخوام بیام جسدتو جمع کنم

نوم سلیقه خوبی داره

بریم

چی میگی؟

دوباره بگو

بریم

درسته

بریم

بریم

بریم

[عمارت شن]

جناب شن

دارویی که خواستین پیدا کردم

همونی که میخوام؟

بله

این گیاه فقط تو‌داجائو پیدا میشه

قبلا

معمولا برای درمان سرماخوردگی استفاده میشده

با این حال، مصرف بیش از حدش

باعث باد کردن شکم میشه

باد کردن؟

باعث نفخ معده و حالت تهوع میشه؟

درسته

کسی که این دارو رو مصرف می کنه نبضی مشابه با بارداری داره

اخرش حتی وجود نشونه سقط جنین هم هست

از طبیب های روستایی زیادی پرسیدم

در گذشته این دارو باعث سوتفاهم های زیادی تو روستا شده

برای همین ضررش بیشتر فوایدشه

برای همین افراد کمی ازش استفاده میکنن

تا جایی که افراد کمی دربارش میدونن

از کسی خواستم از بازار داجائو بخرتش برای همین زمان برد

بعد از چه مدت اثرش از بین میره؟

حدود یک ماه

مدام بهت میگفتم با شاهدخت بزرگ درست رفتار کن

خودتو بالا ندون

چرا بهم گوش نمیدی؟

پدر

همین الانشم تمام دستوراتت رو اجرا کردم

...اون روز ندیدی اون

تحمل کن

مگه ازت نخواستم تحمل کنی؟

چه طور بیشتر تحمل میکردم؟

جلوی چشمام غرورشو تحمل کردم

یعنی باید سگش میشدم؟

اگه بیفتم زیر پاش و زانو بزنم راضی میشی؟

خاندان لی تو‌شهر معتبره

من میتونم تحقیر بشم پدر تو ابروتو نمیخوای؟

پسر بی مصرف

باید چیکار کنیم؟

چیکار کنیم؟

بچه دیگه نیست

بعد از اینکه باهاش بحث کردی دیگه بچه نیست

هیچ کسی نمیتونه نجاتمون بده

هممون میمیریم

پدر

حالا که به اینجا رسیده

میرم و از شاهدخت عذرخواهی میکنم

اره

حداقلش اینه میگم منو بکشه پدر نگران نباش تورو درگیر نمیکنم

چی گفتی؟

لی جین

بد نیست

جرات کردی تنها بیای

پس زندگی در برابر زندگی

خاندان لی

در مقابل بچه من

میتونی باهاش ​​بمیری

شاهدخت بزرگ

صبر کنین

شاهدخت بزرگ

هیچکدوممون نمیخواستیم این اتفاق بیفته

درسته؟

سوتفاهم شده

سوء تفاهم؟

اینجوری میخوای تاوان زندگی بچمو بدی؟

اگه این احمق اذیتتون کرده من مجازاتش میکنم

بیست ضربه شلاق میخوره

چه طوره؟

لی جونگ نان

اگه بگم جونش رو میخوام چی؟

چیکار میتونی بکنی؟

شاهدخت

کوچکترین پسرم تو معبده

فقط همین پسر رو دارم

شاهدخت

رحم کنین

شاهدخت رحم کنین

پدر

برای پسرت احساس بدی داری؟

چرا به بچه بدنیا نیومده من فکر نمیکنی؟

شما دونفرو امروز میکشم

برو کنار

شاهدخت

شاهدخت

حتی اگه مجبور باشم برم پیش حاکم چنگ

یه گوشه واینمیستم که پسرمو بکشین

افراد

حرکت نکن

لی جونگ نان علیه من میشی؟

صبر کن

چرا اینجایی؟

شن یورونگ؟

جرات کردی بیای اینجا؟

خیلی گستاخی

هممون تو تله افتادیم

تله؟

چه تله ای؟

اول بگین نگهبان ها برن

برین بیرون

برین

این گیاهی از داجائو ئه

دیگه کسی تو داین ازش استفاده نمیکنه

از طبیبی خواستم پیداش کنه خیلی سخت بوده

طبیب گفت مصرف این دارو

باعث میشه کسی به نظر بیاد که بارداره

اگه باور ندارین

میتونین کسیو پیدا کنین که امتحانش کنه

امکان نداره

همیشه غذام امتحان میشه

غیر ممکنه

موقع ضیافت تولدصیغه لی چی؟

بیاین بنوشیم

شاهدخت وان نینگ به ندرت به قصر میای

این شراب مخصوص توئه

این دارو فقط تو دا جائو وجود داره

مطمئنم هنوز یادتونه

شاهدخت داجائو، سیتوجویوئه

مهارت بالایی تو طبابت داره

ولی دوست شیائو‌هنگ و شوئه فانگ فی ئه

صیغه لی

سیتو جیویوئه

جرات کردن

به شوئه فانگ فی کمک کنن که گولم بزنه؟

هممون فریب خوردیم

شاهدخت

بی ادبی منو ببخشین

گمشین

دوتاتون گمشین

بله

بریم

می شیانگ

بله

به حاکم چنگ پیامی بفرست

بگو نیروهاش رو اماده کنه

بله

مهم نیست چی میشه

صدمه دیدین

عصبانی نشین

اگه چیزی بود من انجام میدم

این بچه

هدیه بهشت به من بود

بچم رفته

رفته

بچمون رفته

مشکلی نیست

اگه دراینده بازم باهم بودیم

دوباره باردار میشی

دیگه بچه ای وجود نداره

زانو بزنین

زانو بزنین- بکشین-

زانو‌بزن

بکشین- زانو بزن-

بکشین

زانو بزن- بکشین-

بکشین

[شهر وانگ] بکشین

اون ژنرال کشور دای که زنده گرفتیمش

برای کسایی که به داین حمله کنین تلافی میکنیم

عالیه

اینا چیزایی هستن که ازتون دزدیدن

همه رو بهتون بر میگردونیم

اگه جرات حمله دوباره داشته باشن

همشون رو میکشم

حاکم چنگ

عالیجناب تمام چیزایی که از کشور دای گرفتیم به مردم دادیم

مقررات نظامی هنوز توزیع نشده

از وقتی معدن طلای وزیر لی مهر و موم شده

دیگه خبری نبوده

جیره نظامی

به زودی تموم میشه

از چی میترسی؟

شاهدخت

از شیائو هنگ خواسته نشان ماهی ارتش لونگ وو رو بده؟

ارتش لونگ وو

وان نینگ کارش خوب بود

اگه شیائو مینگ هان‌ اون موقع ارتش لچنگ وو رو رهبری نمیکرد

منم انقدر تو مرز شمالی رنج نمیکشیدم

نباید میومدی اینجا

استاد

میخوای ببینم که پدرم تاج و تخت رو به جائو یه میده؟

برای پدرم سال ها جنگیدم زخم های زیادی دیدم

فقط یه بچه ست

میتونه انقدر راحت به تخت بشینه؟

اگه الان جائو یه رو بکشی

جرمت کشتن امپراتور میشه

دربار وارد هرج و مرج میشه

اگه حادثه قابل سرکوب نباشه

حتی ممکنه به مردم اسیب برسونه

بین من و جائویه انتخابت کیه؟

ارتش لونگ وو بیرونه

نمیتونی پیروزبشی

اگه الان تسلیم بشی ولت میکنم

این روز بالاخره رسید

بدون ارتش لونگ وو

ببینم خاندان شیائو چطور جلومو میگیره

ولی عالیجناب برای ادای احترام میرین

نمیتونین ارتش رو ببرین

و اینکه ارتش نمیتونه خارج از پایتخت بمونه

یکی قبلا نقشش رو کشیده

تبریک میگم عالیجناب

دارین به خواستتون میرسین

برادرا

سال ها تو این مکان سرد و تلخ بودیم

هزاران سرباز تو نبرد کشته شدن

دربار بهمون چی داد؟

زمین؟ پول و جواهرات؟

چند بار درخواست دادم

ولی پاداش کمی گرفتم

با این حال

من، جائو شنگ، به همتون قول میدم

تا روزی پاداش زیاد، مقام، پول و زندگی خوبی بگیرین

سرنوشت امروز رسیده

وقتی برای ادای احترام به اجدادم به پایتخت میرم

بهترین زمان

برای تغییر وضعیته

با حرکت به سمت جنوب برای یه حمله غافلگیرانه به پایتخت

ژنرال ها به فرمان من

بله

نیروها رو اماده کنین

وقتی پایتخت رو تصرف کردم

فورا نیروها رو برای حمله بفرستین

اطاعت میشه حاکم چنگ

ارباب

بعد از اینکه شن یورونگ به عمارت خاندان لی رفت

خبری ازشون نشده

بعدش از عمارت شاهدخت نامه ای به مرز شمالی فرستاده شد

فکر می کنم نقشه بانوی دوم جیانگ

لو رفته

که اینطور

پس باید برای مقابله باهاشون اماده باشیم

بله اماده میشم

ببینیم بازم جرات میکنی هر دارویی رو بخوری

جیویوئه گفت عوارضی نداره

چطور تونستی حرفشو باور کنی؟

حیف شد

نتونستم واکنش اونارو ببینم

کمکی هم نکردم

پرهیز از خون ریختن فقط یه امیده

گاهی اوقات مبارزه هم لازمه

زخمی میشی؟

باید ازم بپرسی میمیرم یا نه

نگران نباش

این بار

من مهره تو میشم

یه جای بلند بشین

تماشا کن که تو نبرد پیروز میشم

مهم نیست چی میشه

نمیر

قراره طوفان بشه

بدون دلیل موجهی از عمارت جیانگ خارج نشو

اگه چیزی خواستی به جائو که بگو

من مراقب پدرت و برادرت هستم

...خودت

تا زمانی که خوب باشی

منم خوبم

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سی و هفتم =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.