Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سی و چهارم =
[همزاد]
[قسمت سی و چهارم]
بانوی من
نامه لی از طرف وزیر جیانگ اومده
نامه رو همین جوری که هست بهش برگردون
بهش بگو حالا که به خواهرم دست زده انتظار نداشته باشه که ببخشمش
گفتن که این نامه درباره بانو جیانگه
بیارش اینجا
[بانوی من خواهش میکنم به عمارت اربابی جیانگ برای سر زدن به بانو جی بیاین]
خواهر
خواهر
خواهر؟- خواهر-
خواهر خیلی خوشگلی
منم خواهر
منو نمیشناسی؟
بذار برات گل بزارم
خیلی خوشگله
خواهر
اون کیه؟
پدر؟
اومدی دیدنم پدر؟
اومدی دیدنم
بذار برات گل بذارم
میذارمش روی سرت
وزیر جیانگ
منظورت از اینا چیه؟
فقط چون چیزی به کسی میدی باید کاری که کردی فراموش کنن؟
این عمارت اربابی خیلی بهتر از مقبره اجدادیه
اینجاهم پر از گل هایی که دوست داره
خدمتکارهای خوبی هم کنارش هستن
در اینده اینجا جایی که میتونه بدون نگرانی زندگیش رو سپری کنه
خواهر خیلی خشنی
لی ار هم امروز اینجاست
امیدوارم که رودر رو باهم حرف بزنین
لی ار
صیغه لی بفرمایین چای
امروز منو با خواهرم تهدید کنی؟
اشتباه میکنین بانوی من
نشونه حسن نیته
بالاخره کارهای گذشته مادرم
رو ازهمشون خبر دارین
الان که مادرم میتونه راحت زندگی کنه همش به لطف شماست
پس برای چی خواستی منو ببینی؟
شنیدم که ازدواج بین من و شن یورونگ رو شما پیشنهاد دادین
خودت گفتی که عاشق هم هستین
منم فقط کار خیری کردم
اینکه میبینم نگران ازدواجم هستیم واقعا ازتون ممنونم
فقط نگرانم که شماهم مثل مادرم فقط برای شاهدخت یه مهره باشین
چی میگی؟
وقتی جیانگ رویائو، جو یان بانگ رو بیهوش کرد
برای رویائو شهادت دادم
از اون به بعد
رویائو دیگه به دستورات مادر گوش نکرد
مادر فکر کرد که من رویائو رو مجبور کردم
برای همین خواست منو بکشه
ولی راستش
توسط شاهدخت ازش خبردارشد
از زمانی که به پایتخت برای ارائه شکایت برگشتم
شاهدخت بزرگ میخواد بکشتم
اینکه مادرم میخواست بکشتم این فرصت رو به شاهدخت داد بتونه کارشو بدست کسی دیگه ای بده
برای زنده موندن
فقط تونستم با تمام توانم کار کنم
اینجوری شد که اوضاع به این حالت رسید
این همه اتفاق افتاده خوب خودتو تبرئه میکنی
اینکه بی گناه باشم مهم نیست
مهم اینکه شاخدهت شمارو هدف گرفته
تا جایی که میدونم
ازدواج من و شن یورونگ
فکر شما نبوده
شماهم مجبور شدین
...تو
چی میدونی؟
میدونم که مثل گذشته من توسط شاهدخت تهدید شدین
با توجه به شخصیتش
اگه نتونه از راه اصلی موضوع رو حل کنه
بارها و بارها از زور استفاده میکنه
بانوی من بهش فکر کنین
اگه مایل باشین با من همکاری کنین
میتونم مشکلتون رو حل کنم
و مادر هم میتونه اینجا به زندگیش ادامه بده
بدهی هامون تسویه میشه
چه طوره؟
گل
بانوی من
دخترم که بهتون بی احترامی نکرده؟
بالاخره فهمیدم چرا کسایی که میخوان جیانگ لی بکشن اخرش زمین میخورن
وزیر جیانگ
دخترت ادم ساده ای نیست
لطف دارین بانوی من
خواهر
وزیر جیانگ
برای من خواهرم مهم ترین فرد این دنیاست
تا امروز همیشه تو هرچیزی از هم حمایت کردیم
با توجه با رفتارت با خواهرم
کینه های بین من و خاندان جیانگ همین جا پاک میشه
با این حال خواهرم دیوونه شده
چیزیه که نمی تونم ببخشم
هرچند خواهرم اشتباه کرده
جیانگ لی باید بهاش رو بپردازه
موضوع ازدواج تصمیم گیری شده
به خاطر لطفت به خواهرم
خاندان جیانگ رو درگیرش نمیکنم
امیدوارم وزیر جیانگ اصل ماجرا رو متوجه بشه
به عنوان یه پدر و مادر، باید از فرزند محافظت بشه
و هرگز برای محافظت از خودشون فرزندشون رو رها نکنن
نمیدونی چی برات خوبه
[عمارت شاهدخت وان نینگ]
علیاحضرت
جیانگ یوان بای جی شوران رو رو به عمارت جدیدی برده
با این حال صیغه لی تردید نکردن
شاهدخت خیلی باهوش هستین
اگه الان به صیغه لی التماس کنن
فقط خودشونو تحقیر کردن
به هرحال صیغه لی فقط یه مهره بی ثباته
هرچی بیشتر کار به تاخیر بیفته بدتر میشه
نباید بیشتر از این صبر کنیم
میخواین درخواستی از اعلیحضرت بکنم؟
چرا حس میکنم انگار برای ازدواج عجله داری؟
طبیعیه که میخوام هرچی زودتر به خواستتون برسین
جناب شن
شوئه فانگ فی بهت یاد داده که چه طور چین بزنی؟
نمیتونه بهم یاد داده باشه
خیلی خوب چین میزنه
اخرین بار هم باهم اجرا کردین
چه طور یه بارم جلوی اعلیحضرت و صیغه و لی و من بنوازین؟
برای چی؟
اینجوری فرصتی پیش نمیاد که صیغه لی ازدواج رو به اعلیحضرت یاداوری کنه؟
راه های زیادی برای انجام این کار وجود داره
میخوام ببینم
چطور دو نفری که از هم متنفرن
باهم موسیقی مینوازن
ناراحت نمیشین؟
از احساس گناه میپرسی؟
اگه میخواین ببینین
اجراش میکنم
بانو جیویوئه خودشون اینو بهم دادن
اصلا بازش نکردم
اعلیحضرت
چه طور شد یهویی تو اتاق مطالعه اومدی دیدنم؟
مشکلی هست؟
شنیدم که روزهاست در حال خوندن گزارش ها هستین
برای همین براتون چیزی اوردم بخورین
همیشه بهم توجه میکنی
دو روز دیگه تولدته
هدیه ای هست که بخوای؟
ممنونم اعلیحضرت که همیشه یادتون میمونه
هیچ هدیه ای برای تبریک نمیخوام
فقط به موقعی فکر کردم که کاروان دا جائو اینجا بودن
اون روز سرما خوردمو نتونستم تو ضیافت باشم
شنیدم که اون روز جناب شن و بانو جیانگ
خیلی مناسب هم بودن
حیف فرصتی برای دیدنش ندارم
مشکلی نداره
خواجه سو
اینجا هستم
فرمانم رو ببر
روز تولد صیغه لی
بانوی دوم جیانگ و جناب شن رو برای ضیافت دعوت کن
بله
میخوام شخص دیگه ای هم دعوت کنم
وان نینگ اون موقع تو حبس بود اجرارو ندید
چه طوره بهمون ملحق بشه؟
باشه
منم میخواستم همین کارو بکنم
ا لی- ا لی-
ا لی- ا لی-
خوبی؟- خوبی؟-
خوبم
جلوی ماها تظاهر نکن
همه میدونیم که صیغه لی داره ازدواج تورو با شن یورونگ ترتیب میده
چرا یهویی شهادتت رو عوض کردی؟
احمق جون اگه به خاطر چیزی نبود که نمیتونه بگه الی این کارو میکرد؟
الان وضعیت یکمی سخته
دنبال راهی هستم
یه شی جیه هم اینجاست
داره با عموحرف میزنه
درباره چی حرف میزنن؟
البته که درباره ازدواجته
ا لی
ارباب عالیم نه؟
کسی که خیلی خوب مخفی شده بود رو پیدا کردم
ارباب
خبری از خاندان جیانگ هست
صیغه لی، شن یورونگ و بانو جیانگ رو به ضیافت تولدشون دعوت کردن
میترسم که بخوان درباره ازدواج حرف بزنن
چه روزیه؟
دو روز دیگه
یکم پیش خبرچین گفت که
وزیر جیانگ یه شی جیه رو دعوت کرده
این موقع چیکار میکنه؟
چی؟ اونو دعوت کرده؟
درسته
عمو جیانگ نگران نباشین
حتما دربارش تحقیق میکنم
باشه
دیگه مرخص میشم
خوب شد لی ار هم اینجاست
لی ار
در مورد تو حرف میزدیم
درباره چی؟
شی جیه بهش بگو
درخواست شن یورونگ برای ازدواج
در موردش میدونیم
میدونم برای ازدواج باهاش مایل نیستی
پس میرم و به اعلیحضرت میگم که
خاندان هامون از بچگی ماهارو نامزد کردن
اعلیحضرت به سنت های قدیمی خیلی پایبندن
قطعا جلوی این ازدواج رو میگیرن
یعنی فریب دادن اعلیحضرت
خاندان یه هم موافقت کردن یه چیز بگیم
ترسی نداریم
عمو جیانگ هم قبول کرده
به شی جیه اعتماد دارم
بهترین راه همینه
نه
لازم نیست نگران این موضوع باشی
فقط برای اینکه این موضوع فورا حل بشه
اگه حاضر نبودی در اینده باهام ازدواج کنی
نامزدی رو بهم میزنیم
ازدواج موضوع مهمیه
مهم تر از اون ابروم از بین رفته
نمی خوام درگیرت کنم
چی میشه اگه خودم بخوام درگیرش بشم؟
ولی من نمیخوام
الان زمان کمه وقت برای نقشه کشی نداریم
از قصر خبر اومده
روز تولد صیغه لی
تو و شن رویونگ رو برای ضیافت دعوت کردن
ولی هیچ کسی دیگه ای از خاندان جیانگ نشده
فکر کنم میخواد درست جلو همه ازدواج رو ترتیب بده
برای همین از یه شی جیه خواستم بیاد
میتونی بهش فکر کنی
...هر زمانی که باشه
بانوی دوم جیانگ
ارباب جلوی دروازه منتظرتونه
مرزبان سو اینجان چرا نیومدن داخل؟
درباره بانوی دوم جیانگه
بانوی دوم جیانگ بیاین جلوی دروازه
چه معنی داره؟
پدر چند لحظه باید برم
کجا میریم؟
قصر
چرا میریم قصر؟
از اعلیحضرت میخوام که منو برای ازدواج با تو در نظر بگیره
مرزبان سو
به وضعیت الان نگاه کن
بیا دست از شوخی برداریم
این چیه؟
اعتراف خدمتکار قصر که درگیر پرونده صیغه شیان بوده
به این زودی مقصر رو پیدا کردی؟
افرادم
مثل افراد بی مصرف وان نینگ نیستن
الان خدمتکار کجاست؟
مخفیش کردم
از افرادم خواستن خودشون شبیه خدمتکارهای قصر در بیارن
هنوز کسی از حرکاتم خبر نداره
پس
الان میریم داخل قصر تا صیغه لی رو ببینیم
تو میری دیدن صیغه لی
من میرم دیدن اعلیحضرت
چرا میری دیدن اعلیحضرت؟
میخوام ازدواجی بهم اعطا کنه
قصر جایی نیست راحت بتونی بری و بیای
کی اوردتت داخل؟
این اهمیتی نداره
باید الان نگران این باشین
[اعتراف خدمتکار جانگ مانیانگ]
[تو وعده غذایی صیغه شیان سم جادوگر ریختم باعث میشد بانو دیوونه بشن]
از کجا اوردیش؟
قبلا هم گفتم
میتونم مشکلتون رو حل کنم
الان بهم اعتماد دارین؟
واقعا بارها و بارها نادیدت میگیرم
کی پشتته؟
این چیزی نیست که الان باید نگرانش باشین
میخوای چیکار کنی؟
با وان نینگ فرق دارم
با این تهدیدتون نمیکنم
فقط میخوام که مهره وان نینگ نباشین و تو مسئله ازدواج دخالت نکنین
و در عوض اون خدمتکار رو بهتون میدم
حتی اگه بهش اشاره نکنم
فکر میکنی وان نینگ تسلیم میشه؟
موضوع بین تو و جناب شن
موضوع حساسیه
حتی بدون تاثیر من
وان نینگ بازم میتونه کاری کنه انجام بشه
خیلی وقته براش نقشه دارم
الانم فقط یه قدم مونده
نیاز دارم که یه کمکی توروزتولدتون بهم بکنین
چه کمکی؟
شیائو هنگ زیاده روی نکن
من زیاده روی میکنم؟
وقتی شن یورونگ درخواست ازدواج کرد
چرا ردش نکردین؟
مگه فقط یه ازدواج نیست؟
چرا مضطربی؟
اعلیحضرت به وضوح میدونین که عاشق بانوی دوم جیانگ هستم
منو در نظر گرفتین؟
رابطه اونا تو دربارپیچیده
نمیخوام این دوتا خانواده تحقیر بشن
این بهترین راه حله
اعلیحضرت تصمیمتون رو گرفتین؟
شیائو هنگ
بهت هشدار میدم از این موضوع دور بمونی
از حضورتون مرخص میشم
یکم پیش چیکار میکردی؟
چرا اینقدر خسته به نظر میای؟
هیچی
فقط دعوا کردیم
دعوا با اعلیحضرت؟
اولین کسی هستی که این کارو میکنه
اروم به نظر میای
به توافق رسیدین؟
صیغه لی موافقت کرد که بهم کمک کنه
کمک به چی؟
فعلا بهت نمیگم
حتی اگه صیغه لی چیزی نگه
چی میشه اگه تو روز تولد صیغه لی
شاهدخت قضیه ازدواج رو پیش بکشه
چه طور ردش میکنی؟
حتی اگه ازدواج تایید هم بشه
حداقل یک ماه برای اماده شدن برای ضیافت عروسی طول میکشه
تو یک ماه
میتونم کاری کنم که
خودشون نامزدی رو بهم بزنن
نمیشه
فقط اسمیه
اسمی هم نمیشه
میگی واقعا نمیشه تو اینده دیگه بهم خدمت کنی؟
بازم کنارتون هستم
امروز به خصوص احساس ناراحتی می کنم
با دیدنت هم احساس راحتی ندارم
پس فعلا میرم
بانوی من مرزبان سو اینجان
چه مهمانی
مگه نگفتی خودش شخصا اومد تا شویه فانگ فی رو از زندان ببره؟
بله
خودتو مخفی کن
مرزبان سو بی دلیل اینجا نمیای
چرا امروز اومدی اینجا؟
اگه شن یورونگ نتونه همسر شاهدخت بشه
به نظرتون حیف نیست؟
اگه چیزی بخوام
میتونم هر زمانی برگردونمش
سخاوتمندیتون با بقیه بی نظیره
همیشه حسود بودم
هیچوقت کسی که دوستش دارم رو تقدیم کسی نمیکنم
...منظورت اینکه
برای بهم خوردن ازدواج جیانگ لی چی لازمه؟
مرزبان سو واقعا احساساتی هستی
ولی برای جیانگ لی فداکاری زیادی کردم
چه طور جبرانش میکنی؟
جبرانش چقدره؟ بهتون میدم
چیزهای زیادی میخوام
نمیتونی جبرانش کنی
این کافیه؟
چه اتفاقی
بانوی دوم جیانگ هم به ضیافت دعوت شده
به لطف صیغه لی ئه
بانوی دوم جیانگ واقعا خوش اقبالی
حسودیم شد
اعلیحضرت اومدن
صیغه لی اومدن
عرض ادب اعلیحضرت، صیغه لی
راحت باشین
ممنونم اعلیحضرت
امروز تولد صیغه لی ئه
ضیافت بزرگی نمیخواست
برای همین شما چند نفر رو دعوت کردم
صیغه لی مدام میگفت که اجرای جناب شن و بانوی جیانگ رو نشنیده
نمیدونم ممکنه امروز دوباره اجراش کنین؟
باعث افتخاره
مایلم برای بانو اجرا کنم
خوبه
امروز از وان نینگ هم خواستم بیاد
تو دربار اشتباهی کرد
باعث شد حبس بشه به اشتباهش فکر کنه
امروز دعوتش کردم به امید اینکه همه باهم کنار بیاین
البته اعلیحضرت
قطعا کارهاشون رو بدل نمیگیرم
خوبه
بیاین اول غذا بخوریم
بعدش به موسیقی گوش میدیم
جناب شن، بانوی دوم جیانگ
لطفا اینجا منتظر باشین
زمانی که بهم نگاه میکنی
غیر از انزجار
نشونه ای از عشق و نفرت تو چشمات هست
نمیدونستم که
که اینقدر از خودت بی خبر بودی
از خودم؟
از خودم چی باید بدونم؟
میدونی اگه با درگیری با شاهدخت ادامه بدی پایان خوبی نداری؟
چرا هنوز می خوای باهام ازدواج کنی؟
میخوای دوباره ازم استفاده کنی تا شاهدخت رو راضی کنی؟
هنوزم باورم نداری
قبلا بهت باور داشتم
بعدش چی شد؟
اعتماد تو قلبت فقط برای شیائو هنگه؟
اگه منم پیشینه اونو داشتم
مجبور نبودم این کاروبکنم
باورت بشه یا نه
اگه میتونستم منم با ارتش لونگ وو معاوضت میکردم
این کافیه؟
این نشان ماهی ارتش لونگ وو ئه؟
از اونجایی که میدونی نیازی به توضیح نیست
اگه اینو بهم بدی
دنیا تغییر میکنه
برام مهم نیست کی به دنیا حکومت میکنه
فقط اونو میخوام
معلوم شد نمیدونستی
پس بهت میگم خیالت راحت باشه
از فردا
هیچ کسی دیگه حرف ازدواج رو نمیزنه
حتی اگه اعلیحضرت دوباره مطرح کنن
ردش میکنم
گذشته از همه اینا
اون نشان ماهی ارتش لونگ وو ئه
کنجکاوم بدونم
اگه اعلیحضرت بفهمن که شیائو هنگ به خاطر یه زن نشان ماهی ارتش لونگ وو رو تحویل داده
اموالش رو مصادره یا خاندانش رو نابود میکنه؟
اعلیحضرت
جناب شن و بانوی دوم جیانگ امادن
شروع کنین
اگه اعلیحضرت بفهمن که شیائو هنگ به خاطر یه زن نشان ماهی ارتش لونگ وو رو تحویل داده
اموالش رو مصادره یا خاندانش رو نابود میکنه؟
واقعا بلدی چه طور بنوازی
هرچند تو موسیقی ماهر نیستم
ولی چیزهای خوبی شنیدم
بانوی دوم جیانگ
من و صیغه لی
لیاقت شنیدن موسیقیت رو نداریم؟
فراموشش کن
قبلا جناب شن و بانو جیانگ هر روز تمرین میکردن
اجراش عالی بوده
امروز خیلی یهویی خواستم چه باهم اجرا کنن
مهم نیست چیه
امروز پشیمونیم برای از دست دادن ضیافت حل شد
بیاین
بیا بنوشیم
شاهدخت بزرگ به ندرت به قصر میاد
این شراب نیوارهونگ مخصوص شما اماده شده
امتحانش کنین ببینین چه طوره
جناب شن
اجرای بانوی دوم جیانگ تو ازمون ورودی رو دیدی
به نظرت اجرای امروزش مثل قبله؟
با توجه به شناختم از بانوی جیانگ
میتونه بهتر از این باشه
شاید ذهن بانوی دوم جیانگ اینجا نیست
واقعا؟
پس بانوی دوم جیانگ به کی فکر میکنه؟
از اعلیحضرت و بانو مهم ترن؟
اعلیحضرت، صیغه لی
شاهدخت
خواهش میکنم منو ببخشین
واقعا امروز حواسم پرت شده بود
درسته که به کسی فکر میکردم
پس بگو میشنویم
داشتم به پسر کسی که از هوای شیانگ نجاتش دادم قاضی شوئه، شوئه جائو فکر میکردم
شنیدم پیدا شده
حالا که فکرشو میکنم این فکر توسط شاهدخت بوده
شاهدخت بزرگ همیشه همیگن من شوئه فانگ فی هستم
گفتن شوئه فانگ فی نمرده
یاد چیزی افتادم
به این فکر کردم که ممکنه پسر قاضی شوئه نمرده باشه
برای همین از مرزبان سو خواستم تا کمک کنه پیداش کنیم
قبل از اومدن به اینجا مرزبان سو بهم گفت
شخص رو پیدا کرده
فکر میکنم
وقتی شوئه جائو بهوش بیاد میتونیم ازش بپرسیم
میتونه به جناب شن کمک کنه
تا کسی که میخواسته پدر زن و برادر زنش رو بکشه پیدا کنه
خوبه
اگه اینطوره به مرزبان سو محول میشه
اگه این برای پرونده بعدا مفید باشه
اعتبارش برای تو میشه
ممنونم اعلیحضرت
ولی درسته که امروزحواس جمعی نداشتم
حاضرم اهنگ دیگه ای
با جناب شن به اسم تصنیف هوای شیانگ بنوازم
قطعه ای که تمرین نشده
نباید به اعلیحضرت تقدیم بشه
جناب شن با تصنیف هوای شیانگ اشناست
اگه به دلیل اینکه زمان زیادی گذشته فراموشش کردین
چرا گوش نمیدین؟
به نظر خوب میاد
یه تصنیف محلی
باید جالب تر نوای بزرگ و مشهور باشه
پس شروع کن
بله
تصنیف هوای شیانگ
همسرم دلت برای زادگاهت تنگ شده
یاد زمانی افتادم که باهات اشنا شدم
هنوز یادته؟
چه طور میتونم فراموشش کنم؟
به خاطر من ارتش لونگ وو رو به شاهدخت دادی؟
فهمیدی
این راهت بود؟
درسته
مگه کار نکرده؟
امروز کسی به ازدواج اشاره نکرد
نمیدونی اون نشان ماهی چقدر مهمه چه طور انقدر راحت دادیش رفت؟
نگفتم راه حلی دارم؟
در مورد چیزی که از جیویوئه خواستی؟
میدونستی
خب چرا نشان ماهی رو بهش دادی؟
فقط حدس زدم
ولی مطمین نبودم که چی میخوای
باید راهی پیدا کنیم نشان ماهی رو برگردونیم
هرگز انقدر وحشت زده ندیده بودمت
مربوط به من که نیست مربوط به توئه
منظورت اینکه
برات خیلی مهمم
شیائو هنگ
خیلی خب
راستش
تحویل نشان ماهی فقط بخشی از نقشمونه
ماها؟
کی؟
من و اعلیحضرت
چه خبره؟
مغز متفکر پشت وان نینگ حاکم چنگه
حاکم چنگ چشم به تاج و تخت داره
تا زمانی که اماده باشه
اعلیحضرت هرگز نمیتونن اروم بخوابن
تو هشت سال گذشته حاکم چنگ از موفقیت نظامی تو شمال برخوردار شده
دل مردم رو بدست اورده
تو مرز شمالی خیلی از بچه ها اعلیحضرت رو نمیشناسن
ولی حاکم چنگ کامل میشناسن
حاکم چنگ اینجوری موقعیتش رو تثبیت کرده
به تدریج شهرت یه رهبر شجاع و دلسوز ایجاد کرده
بعدش میتونه قانونی نیرو جمع کنه
حاکم چنگ؟ نمیترسه که امپراتور رو تحریک کن؟
شاید قصدش این باشه
اگه اعلیحضرت حاکم چنگ رو به این دلیل سرکوب کنه
اعلیحضرت به یه رهبر حسود
که افراد خوب رو محاکمه میکنه شناخته میشه
اگه این اتفاق بیفته
حاکم چنگ از شمال اعلام جنگ و شورش میکنه
تو هشت سال گذشته حاکم چنگ تو شمال مشغول جذب نیرو بوده
و وان نینگ هم از پایتخت و دربار دنبال ثروت برای حمایت کردنشه
تو دربار هم لی جونگ نان
به این دونفر خدمت میکنه
فساد، جنایت و بی قانونی
این افراد مثل خاری تو گلوی اعلیحضرت هستن
نه میشه بیرونش اورد نه میشه قورتش داد
اگه به حال خودشون رها بشن
دیر یا زود نیروهای شمالی حرکت میکنن
همه مقامات ازشون میترسن
اگه حاکم چنگ دست به کودتا بزنه
ارتش محلی
نیزه های خودشو علیه دربار به خاطر خاندان و جون هاشون میگیرن
من و اعلیحضرت
تمام مدت نتونستیم دریچه ای باز کنیم
تا اینکه تو ظاهر شدی
من؟
انقدر مهمم؟
تمام این مدت
بیشتر کارهایی که میخواستی انجام بدی همسو با اهدافم بوده
از جمله محافظت خاندان یه از ضمیمه شدن توسط خاندان لی
و نابود کردن معدن طلای هوای شیانگ
حتی پرونده شوئه هوای یوان
دلیل تضعیف لی جونگ نان شد
در اصل، به دلیل شن یورونگ
وان نینگ رو دیوونه کردی
فقط انتظار نداشتم که وان نینگ از شوئه جائو برای تحریک و ازدواج استفاده کنه
برای همین من و اعلیحضرت نمایشی بازی کردیم
دیوونه ای؟
چه طور جرات میکنی که نشان ارتش لونگ وو رو به شاهدخت بدی؟
معدن طلای خصوصی هوای شیانگ از بین رفته
تجارت نمک و اهن لی جونگ نان تو جنوب
توسط ما از دور خارج شده
لی جونگ نان به تدریج قدرت خود رو از دست میده
براش سخته که راه جدیدی پیدا کنه
تا برای حاکم چنگ پول بدست بیاره
اعلیحضرت فکر میکنین حاکم چنگ چقدر صبر میکنه؟
اگه شورش کنه
فقط میخواد که ذخیره انبار غذا و خزانه رو خالی کنه
اگه ردش کنین
دلیلی برای شورش بزرگ داره
وقتی زمانش برسه مرز شمالی ویران میشه
مردم اواره میشن
و خزانه دا ین
برای این نبرد بزرگ راهی نداره
پس؟
ماه اینده موقعی که حاکم چنگ برای ادای احترام به اجداد به پایتخت برمیگرده
لحظه اون و فرصت ماست
واضح بگو
ارتش لونگ وو رو بهش میدیم تا وادار به شورش بشه
به جای اینکه بهش اجازه بدیم تا ارتشش رو تو شمال افزایش بده
بهتره به قصر حمله کنه
اگه ارتش لونگ وو تو دست ما باشه
مراقبه
وقتی ارتش لونگ وو رو تحویل بدیم
مثل دادن زندگیمون به دست اونه
مطمئنا از این فرصت استفاده میکنه
دادن طعمه
برای انتقامت ،برای یه زن
حاضری با من مثل یه مهره رفتار کنی؟
اعلیحضرت، اگه فقط می خواستم انتقام بگیرم
و به فکر مردم و حکومت نبودم
چرا باید تا الان تحمل میکردم؟
گرفتار شدی چی؟
وقتی ارتش لونگ وو رو دادی دیگه چی تو دستات میمونه؟
امنیت من چی؟
دا جائو
دا جائو برگ برنده منه
اگه به این فکر کردی
یعنی به فکر شاهدخت نرسیده؟
متوجه نمیشه که تحویل دادن ارتش لونگ وو فقط فریب دادنه؟
برای همین باید تظاهر کنم که برده عشق شدم
اینجوری وان نینگ بدون شکی ارتش لونگ وو رو نمیگیره
واقعا
برده شدی یا نه؟
کاملا هوشیارم
موقعیت حاکم چنگ تثبیت شده ست
مهم نیست چه نقشه ای داریم
یه ضربه مهلک این توانایی رو داره که به هر دو طرف اسیب بزنه
اعلیحضرت هشت سال بهم اعتماد کردین
خواهش میکنم برای اخرین بار بهم اعتماد کنین
از پایین ترین تلفات
در ازای بزرگترین پیروزی استفاده میکنم
باید چیکار کنم؟
نقش بازی کنین
چه نقشی؟
شیائو هنگ زیاده روی نکن
من زیاده روی کردم؟
وقتی شن یورونگ درخواست ازدواج کرد
اعلیحضرت چرا ردش نکردین؟
مگه فقط یه ازدواج نیست؟
چرا اینقدر مضطربی؟
اعلیحضرت به وضوح میدونین که من عاشق بانوی دوم جیانگم
منم در نظر گرفتین؟
درباره رابطشون کل دربار میدونن
نمیخوام دوتا خاندان تحقیر بشن
بهترین راه حله
اعلیحضرت تصمیمتون رو گرفتین؟
شیائو هنگ بهت هشدارمیدم تو این موضوع دخالت نکنی
در حضورتون مرخص میشم
بازی خوبی بود
هرچیزی که شکوندی از حقوقت کم میکنم
که اینطور
میتونستی یه نشان ماهی تقلبی بهش بدی
چرا باید واقعی رو میدادی؟
وان نینگ رو دست کم نگیر
با چشم تیزبینش
میتونه متوجه بشه که نشان واقعی یا نه
ما نه تنها نمی تونیم حاکم چنگ رو بیرون از لونش فریب بدیم
ممکنه نقشه خودمون هم لو بده
دا جائو واقعا نیرو میفرسته؟
این مورد دومی که میخوام بهت بگم
چند روزی باید برم دا جائو
کی میری؟
چند روز دیگه
قبل از اینکه بری
برات نمایشی دارم
چند نفرو بفرست که مراقب عمارت شاهدخت باشن
خب رازمو بهت گفتم
تو چی؟
از قبل
دیگه چیزی ازت مخفی نمیکنم
اینکه دوستم داری رو
میدونستم
اینکه من دوستت دارم رو
میدونستی؟
جناب شن
مدام میگی که از شوئه فانگ فی متنفری
چرا تو ضیافت امروز کاملا فرق داشتی؟
شاهدخت اشتباه متوجه شدین
کنجکاو بودم بدونم نشان ماهی فریبه یا نه
به هر حال، شیائو هنگ پر از حقه ست
الانم که نشان ماهی رو تحویل داده عجیبه
این تفاوت بین تو و شیائو هنگه
فقط برای زنده موندن میتونی شوئه فانگ فی رو بکشی
ولی شیائو هنگ میتونه برای شوئه فانگ فی بمیره
عشقت خیلی سطحی تر از اونه
الان باهام درباره نشان ماهی حرف میزنی؟
هنوزم میخوای باهاش ازدواج کنی؟
یا از دست من عصبانی هستی
چون نشان ماهی حال خوبتو خراب کرده؟
به تصمیم شما پایبند هستم شاهدخت
جرات ندارم
جرات نداری
یا نمیتونی؟
بگو
صادق هستم
شاهدخت متوجهش نمیشین؟
شن یورونگ
چرا حاضر نیستی ازش دست بکشی؟
نمیفهمم دقیقا چیش خوبه
وقتی تو ضیافت نزدیک بود بکشتت
الانم که میخواد زندگیت رو خراب کنه
خیلی بی شرمی
قادر به فراموش کردنش نیستی
از روزی که کشتمش
به یه ادم بی شرم تبدیل نشدم؟
خودتون منو به همچین ادمی تبدیل کردین
الان پشیمون شدین؟
چرا جرات نداری سوالمو جواب بدی؟
بهم دروغ میگفتی؟
هرگز بهتون دروغ نگفتم
فقط خودمم نمیدونم
کلماتی که از دهنم در نیاد کدوم واقعی و کدوم دروغه
خستم
شماهم باید خسته باشین
روز دیگه بر میگردم
شن یورونگ اگه جرات داری امتحانش کن
باور کنی یا نه کل خاندان شن رو میکشم
اگه این کار خوش حالتون میکنه
انجامش بدین
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سی و چهارم =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.