All language subtitles for The.Double.EP33

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سی و سوم =

[همزاد]

[قسمت سی و سوم]

[ تالار یونگ ان]

میترسی؟

نگران نباش نمیکشمت

وزیر جیانگ هنوز بیرونه

نمیخوام به جرم اسیب زدن به دختر وزیر بگیرنم

برای چی اوردیم اینجا؟

عجله نکن کم کم میفهمی

برو نزدیک تر و نگاهی بنداز

ا جائو؟

چه طوره؟

شوئه جائو نمرده تعجب کردی؟

همیشه دوست دارم چیزی تو استینم داشته باشم

برای اینکه خاندان شوئه نتونه انتقامی ازم بگیره مدتیه که اینجا نگهش داشتم

حالا که به اینجا رسیدیم بیاین همه چیز رو روشن کنیم

شوئه فانگ فی میخوای برادر کوچیکترت رو نجات بدی؟

نمیشناسم

اینکه میشناسیش یا نه میشه امتحان کرد

وان نینگ

وان نینگ

وان نینگ

وان نینگ

کافیه

کافیه

بگو میخوای چیکار کنم؟

شن یورونگ در ازای شوئه جائو

اگه شهادت رو پس بگیری منم ولش میکنم

اگه ولش نکنی چی؟

چرا باید نگهش دارم؟

برای اینکه شیائو هنگ بیاد تحقیق کنه؟

چه حقی داری که بخوای با من مذاکره کنی؟

از اونجایی که شرطی داری منم مال خودمو میگم

از این به بعد دیگه حق نداری اسیبی بهش بزنی

وگرنه معاملمون بهم میخوره

اگه تو شرط رو انجام بدی منم طبیعتا انجام میدم

ا جائو

ا جائو

لی ار

وزیر جیانگ متاسفم که باعث شدم منتظر بمونی

یکم حرف های زنونه زدیم زمان از دستمون در رفت درسته؟

درسته

بانوی دوم جیانگ دفعه بعد بیا باهم چای بخوریم

لی ار

شاهدخت بزرگ باهات چیکار کرد؟

چیزی نیست پدر

قبلا یه درگیری کوچیکی با شاهدخت داشتم ولی متوجه شدم که سوتفاهم بوده

وقت نکردم توضیح بدم

وقتی متوجه شد که چه اتفاقی برام افتاده

بهم دلداری داد و حتی عذرخواهی کرد

کافیه

نجاتم بده

کافیه

خواهر نجاتم بده

نجاتم بده

ولش کنین

بانو- ا جائو-

بانو چیشده؟

برام جوهر اماده کن

بله

[به سیتو جیویوئه] این نامه رو سریع به جیویوئه برسون

صبر کن تا بخونه بعدش برگرد

بانو

تو عمارت شاهدخت اتفاقی افتاد؟

باید به مرزبان سو خبر بدم؟

لازم نیست در این مورد بهش چیزی بگی

بله

ارباب،جائو که خبری فرستاده

بانوی دوم جیانگ بهش گفت برای جیویوئه نامه ای بفرسته

چرا به جیویوئه نیاز داره؟

چرا نامه رو بیاریم؟

نیازی نیست

باعث میشه شبیه ادم پستی بشم که دوست داره درباره بقیه جاسوسی کنه

جائو که گفت از وقتی بانو دوم جیانگ از عمارت شاهدخت اومده پریشونه

یعنی شاهدخت بهش چی گفته

افراد بیشتری رو بفرست تا مراقب وان نینگ باشن

از خاندان جیانگ خبری شد بهم اطلاع بده

بله

[دیوان عدالت]

من، جیانگ یوان‌بای سال ها به دربار خدمت کردم

هرگز تصور نمی کردم همچین سختی های سر دخترم بیاد

تو ضیافت عمارت شن تو دید کامل مهمان ها

شن یورونگ مخالف هنجارهای اخلاقی عمل کرده

تلاش کرده به جیانگ لی اسیب بزنه

لیاقت لباس رسمی که امپراتور بهش دادن رو نداره

شن یورونگ شرم نداره

وزیر جیانگ میدونیم که ناراحت هستین

وقتی که مقامات دربار درگیر همچین مسائلی هستن

ماها هم عصبانی میشیم

نگران نباشین وزیر جیانگ

این چند روز از شاهدانی پرس و جو کردم همشون اتفاق رو بازگو کردن

با شواهد موجود و شهادت شاهدان

تا زمانی که بانوی دوم جیانگ تاییدش کنن

شن یورونگ میتونه محکوم بشه

خوبه

لی ار برو

[اعتراف: شن یورونگ ]

[شن یورونگ]

میخوام به همه بگی که شن یورونگ رو اغوا کردی

بگو که جناب شن رو تحسین میکنی

از این فرصت تو ضیافت خاندان شن استفاده کردی که احساساتتو بهش بگی

بعد از اینکه رد شدی خجالت کشیدی و عصبانی شدی

برای همین زخمیش کردی

لی ار

نمیتونم این شواهد رو تایید کنم

...تو

چرا؟

چون

همیشه

جناب شن رو تحسین میکردم

...در طول ضیافت

جیانگ لی

حواست باشه که جلوی افراد دیوان عدالت چی میگی

در طول ضیافت میخواستم احساساتم رو به جناب شن بیان کنم

رد شدم باعث سوتفاهم شد

چرا اون موقع توضیح ندادی؟

خیلی یهویی شد

وحشت کردم و وقت توضیح دادن نداشتم

این چند روزاحساس گناه میکردم

نمیخوام جناب شن به خاطرم رنج بکشه

برای همین امروز اومدم تا اسمش رو پاک کنم

لطفا اشتباه ناخواسته منو ببخشین

کاری بوده که خودم انجام دادم

بانوی دوم جیانگ

بدون توجه به نیتی که پشت گفتن این کلماته

یه فرصت دیگه بهت میدم

قبل از اینکه دوباره صحبت کنی خوب فکر کن

وگرنه چون فقط میگی سوتفاهم بوده حل نمیشه

قبلا ادعا کردی که شن یورونگ میخواسته اذیتت کنه

تو دفاع از خودت بهش اسیب زدی

حتی شواهد در این باره وجود داره

اگه الان شهادتت رو پس بگیری شن یورونگ بی گناه میشه

با این حال، اتهام کاذب به مقامات دربار یه تخلف جدیه

پس باید با دقت فکر کنی

بهش فکر کردم حقیقت همینه

متاسفم وزیر جیانگ

اگه واقعا همین طور باشه که میگی

پس باید از راه دیگه ای حل بشه

امروز، بانوی دوم جیانگ شهادتش رو پس گرفته

تایید گناهش دیگه نیازی به تحقیق نداره

دیوان عدالت باید نتیجه گیری کنه و به مقامات بالا گزارش کنه

برای همین خاندان جیانگ دیگه نمیتونه دخالت کنه مثل دفعه قبل

لی ار شاهدخت تهدیدت کرده؟

بگو

یا

نگرانی داری؟

فقط صادقانه درباره اشتباهم حرف زدم و اسم جناب شن رو پاک کردم

افراد

بله

ببرینش

بله

ارباب

جیانگ یوان بای و بانوی دوم جیانگ وارد دیوان عدالت شدن

نمیدونم چرا بانو دوم جیانگ شهادتش رو عوض کرده الانم گرفتنش

چی؟

افسر

می تونم با بانوی دوم جیانگ صحبت کنم؟

حامی خوبی برای خودت پیدا کردی

اصرار داشت که تورو به هر قیمتی نجات بده

هرگز نخواستم نجاتم بده

برادرمو تو یه سیاه چال مخفی کرده هر روز شکنجش میکنه

ازش خبر نداری؟

شوئه جائو؟

هنوز زنده ست؟

دست از تظاهر بردار شن یون یورونگ

اینقدر بهم نزدیکین چه طور ممکنه ازت مخفی نگه داره؟

واقعا نمیدونستم

برادرمو باتو معاوضه کرد

شن یورونگ

بعد از رفتنت فقط غرق لذت نباش

یادت باشه هر لحظه که زندگی میکنی

از رنج خاندان شوئه بدست اومده

تو قلبت من همچین ادمی هستی؟

یه بار باور کردم که وجدانت سالمه

بهت فرصتی دادم

با این حال بازم وان نینگ رو انتخاب کردی

براتون ارزوی خوشبختی میکنم

من انتخابش نکردم

فقط نمیخواستم مادر و خواهرم رو از دست بدم

اینو خوب میدونم

درست مثل اینکه چه طور من

پدرم و برادرمو ول کردی

درسته؟

دیگه انتظار بیشتری ازت ندارم

اخرش تمام کارهای شیطانیتون رو به مردم نشون میدم

ا لی

دیگه اینطوری صدام نکن

این بار واقعا برام منزجر کننده ست

این همون چیزیه که بهش میگی تحت اجبار شرایط؟

در مورد چیزی به کمکت نیاز دارم

الان یادت افتاده ازم کمک بگیری؟

تنها کسی هستی که دربارش بهش اعتماد دارم

چیشده؟

برو عمارت شاهدخت بزرگ و برادرمو بیار

شوئه جائو هنوز زنده ست؟

به سختی زنده مونده

بعد از اینکه گرفتمش چی؟

تو چیکار میکنی؟

منتظر جواب جیویوئه ام

اگه امکانش بود مراقبشون باش

نمی ترسی؟

بار اول که نیست

لطفا مرزبان سو اول امنیت برادرمو تضمین کن

گربه کوچولو وحشی وقتی گریه می کنه اصلا دوست داشتنی نیست

مرزبان سو

شخصا اومدی که ببریش؟

کجاست؟

فرستادمش عمارتت

[عمارت مرزبان سو]

مرزبان سو

چه طور میتونم اجازه بدم کسی ببینه که تو و شوئه جائو از اینجا خارج میشین؟

فکر میکردم میخوای این مهره رو تو دستت نگه داری

مرزبان سو

منو خوب نمیشناسی

قطعا به حرف هایی که زدم عمل میکنم

به علاوه نمایش خوب تازه شروع شده

کشتنش اونم به این راحتی

چه طور میتونم بذارم انقدر راحت بهش برسه؟

میخوام ببینه که برادرش تبدیل به کسی میشه که ناتوان و بی مصرفه

ویران کننده تر از کشتنشه

میترسم نا امید بشی

منظورت چیه؟

اون مثل تو حریص نیست

تا زمانی که زنده ست براش کافیه

دیگه اینطوری صدام نکن

این باز واقعا منزجر کننده ست

برادر

مادر ازم خواست برات غذا بیارم

به خدمتکار بگو

اتاقی که قبلا توش بودم رو تمیز کنه

برمیگردی اتاقت؟

اره برمیگردم اتاقم

پس خوبه

نیازی داری چیزی برات بگیرم؟

عجله ای نیست

لاغر شدی و حتی بهتر به نظر میای

علیا حضرت شماهم لاغر شدین

بهش فکر کردی؟

فکر کردم

تو زندان باهاتون بد حرف زدم لایق مجازاتم

بگو چه طور میخوای بهش رسیدگی کنی؟

شوئه فانگ فی محکوم به مرگ نمیشه

خاندان جیانگ و شیائو هنگ راه هایی برای نجاتش پیدا میکنن

مدت زیادی تو زندان نمیمونه

خب؟

شوئه فانگ فی که از خاندان جیانگه کسی نمیتونه کاری باهاش داشته باشه

چه طور اول وارد خاندان شن بشه

منظورت چیه؟

میخوام از امپراتور بخوام که با شوئه فانگ فی ازدواج کنم

چی گفتی؟

گفتم

میخوام از امپراتور بخوام که با شوئه فانگ فی ازدواج کنم

از قبل به این نقشه فکر کردی؟

دوباره با زنت باشی

به ابروم لطمه زدن و بدون هیچی ولم کردن

شما نجاتم دادین

شرف و ابروم رو بهم برگردوندین

احمق نیستم

چه طور واقعا بخوام باهاش باشم؟

اگه بانو شن رو بخوای

چه طور شوهر من میشی؟

علیاحضرت شما شاهدخت هستین

اگه قرار بود در اینده با من ازدواج کنین

میتونین از همسرم به خدمتکار تبدیلش کنین

اینجوری برای همیشه میتونه بهتون خدمت کنه

علیاحضرت نمیخواین ببینین که به پاهاتون افتاده؟

اینقدر ازش متنفری؟

الان جز شما کسی رو ندارم

منظورت چیه؟

بلند شو و حرف بزن

مرتب کردن مو اراستن سنجاق مو برای محبوب

محبوب

اولین باریه که بهم هدیه میدی

برای اینکه بانو اشراف زاده هستین

همه چیز رو از جمله من دارین

باید از این شادی لذت ببریم

حتی با گل های داوودی روی موهامون

برای اینکه با ازدواج موافقت کنم خیلی سختی کشیدی

ازدواج با حکم فقط یه نمایشه

هدف راضی کردن امپراتوره

اگه خاندان جیانگ مخالفت کنه

امپراتور مجبورشون نمیکنه

برای همین کسیو پیدا میکنیم

تا امپراتور رو متقاعد کنه

کی؟

صیغه لی

مهره ای که تو دستامونه

[عمارت مرزبان سو]

چه طوره؟

هرچند جراحات جدی هستن

ولی زندگیش تهدید نمیشه

فقط بعد از مصرف دارو خوابه

طبیب گفت پاش چه طوره؟

میتونه درمان بشه؟

طبیب گفت امکانش هست کل عمرش رو با عصا راه بره

درباره جو ده جائو تحقیق کردی؟

چیزی دربارش هست؟

نه هنوز همیشه بی طرف بوده

اتهامات نادرست بانو جیانگ علیه یه مقام رسمی همین الانشم تایید شده

دیوان عدالت درباره حکم بحث میکنن

در مورد واکنش خاندان جیانگ چطور؟

یه خبرچین گزارش داده که وزیر پیش امپراتور رفته ولی به جو ده جائو ارجاعش دادن

برای همین وزیر جیانگ هر روز به دیوان عدالت میره

به نظر میاد امپراتور فقط میخواد تماشاگر باشه

ارابه رو اماده کن

بانوی من، شاهدخت بزرگ اومدن

صیغه لی

واقعا کم پیش میاد که به دیدنم بیاین

یکمی دیر اومدم

وقتی بانو جیانگ تو دردسر افتاده بود باید میومدم و سری میزدم

شاهدخت حتما به خاطر دلیلی اومدین

حرف ازش شد

اگه از خواهرم به عنوان مهره استفاده نمیکردین

به این شرایط نمیفتاد

حتی اگه ازش استفاده نمیکردم

بازم با جیانگ لی درگیری شدیدی داشت

همتای جیانگ لی نیست

جیانگ لی بوده که به بانو جیانگ اسیب زده

الان حرف زدن دربارش چه فایده ای داره؟

فکری دارم که بتونین انتقام خواهرتون رو بگیرین

بستگی به این داره که مایل هستین یا نه

بگین

به اعلیحضرت پیشنهاد ازدواج جیانگ لی و شن یورونگ رو بدین

ازدواج؟

منظورت چیه؟

وزیر جیانگ دخترش رو مثل جنگ میدونه

خاندان جیانگ ازش محافظت میکنن

نمیتونیم باهاش کاری بکنیم

ولی شن یورونگ از افراد منه

اگه وارد خاندان شن بشه

تحت کنترل ماست

فکر خوبی به نظر میاد

با این حال به خودم اجازه نمیدم که مثل خواهرم مهره شما بشم

چه طور میتونم باهاتون مثل مهره رفتار کنم؟

حداکثرش اینکه بتونم تهدیدتون کنم

چی؟

شنیدم

ارواح شیطانی که تو حرمسرای سلطنتی مشکل درست کردن

و پیشگوی سلطنتی برای روح گیری اومد

نمیدونم چه طور صیغه شیان

مرد

به جز پیشگوی سلطنتی

هر کسی که تو ماجرا درگیر بوده

استعفا داده به زادگاهش برگشته

خیلی عجیبه

کجا رفتن؟

شما میدونین

منم میدونم

باید دربارش تشکر هم بکنم

اگه به خاطر شما نبود

هرگز به روح گیری فکر نمیکردم

که باعث بشه اخرش خواهر خودتون رنج بکشه

فکر میکنی ازت میترسم؟

نتونستی مشکل روحل کنی

الان برای بی رحم بودن دیگه دیره

خدمتکار قصری که همه چیز رو میدونه فرستادیش بره

بعدا پیدا کردم

با یکمی فشار

مطمئنا تمام حقایق رو

به اعلیحضرت میگه

اینکه اعلیحضرت رو برای ازدواج متقاعد کنی بهتر از اینکه که دلیل مرگ صیغه شیان فاش بشه

وقتی موضوع حل شد

خدمتکار رو بهت برمیگردونم

هر طوری میخوای باهاش رفتار کن

بانو چرا اونجا وایستادی؟

بیا یکم چایی بخور

اعلیحضرت از پرونده جیانگ لی دور میمونین؟

واقعا فکر میکنی

کاری بهتر از دخالت تو همچین پرونده های کوچیکی ندارم؟

حتی اگه وان نینگ توش دخالت کنه؟

قبلا بهت گفتم

خودت باید مراقب مهرت باشی

چرا به یه مهره مرده نیاز دارین؟

عجله برای چیه؟

هنوز اقدامی نکردن درسته؟

شیائو هنگ نگرانی باعث اضطراب میشه

اعلیحضرت

والاحضرت صیغه لی برای قدم زدن تو باغ سلطنتی دعوتتون کردن

میرم استراحت کنم

میتونی بری

فکر کنم مهرت اروم تر از توئه

شن یورونگ وارد قصر شده

مراقبش باش

به محض اینکه خبری شد بهم اطلاع بده

بله

اعلیحضرت

مدتی بود که باهم قدم نزده بودیم

درسته

این اواخر خیلی سرم شلوغ بود

تازه موضوع اتحاد با داجائو حل شده

الانم مشکلات جدیدی وجود داره

درباره بانوی دوم جیانگ و جناب شن حرف میزنین؟

هیاهوی زیادی به پا کردن

به نظر میاد که تنش ها بین خاندان شن و جیانگ زیاد شده

جناب شن و وزیر جیانگ

هر دو از مقامات قابل اعتماد دربار هستن

هردوشون برام مهمن

سر دوراهی موندم

فکری دارم

که میتونه هم خاندان جیانگ و هم شن رو راضی کنه

حرف ازش شد لی ار دختر خواهرمه

با وجود گذشتشون سوتفاهمی وجود داشته ولی همیشه لی ار رو خواهر زاده خودم میدونستم

یه دختر تو زندانه

ابرو و حیثیتش از بین رفته

با دیدنش هم قلبم به درد میاد

افرادی رو فرستادم تا از جناب شن بپرسن و متوجه شدن که سوتفاهم بده

چیشده اعلیحضرت؟

داشتم فکر می کردم چه سوتفاهمی میتونه باشه

کسی فرستادم تا از جناب شن دعوت کنه

چرا نذاریم که خودش توضیحی بده؟

باشه

عرض ادب اعلیحضرت

عرض ادب صیغه لی

صیغه لی موضوع رو بهم گفت که بین تو و جیانگ لی سوء تفاهم بوده

تقصیر من بوده

بالاخره این موضوع به ابرو زنی مربوطه

باور دارم که بانو جیانگ لحظه ای گیج شدن

قصد بدی نداشتن

ازتون خواهش میکنم که

از پیگیری پرونده جلوگیری کنین

واقعا برات مهم نیست؟

طبیعتا بانو جیانگ رو مقصر نمیدونم

جناب شن خیلی ادم خوب و برگواری هستی

فرد مناسبی هستی

با این اتفاق

شهرت لی ار احتمالا لکه دار شده

بعد از اینکه همچین اشتباهی کرده

ممکنه ازدواج خوب براش سخت باشه

قبلا گفته که به جناب شن احساساتی داره

از اونجایی که جناب شن مشکلی نداره

اعلیحضرت چرا ازدواجی براشون ترتیب نمیدین؟

میتونه موضوع رو حل و ابروی لی ار رو خفظ کنه

اینجوری به جناب شن بی انصافی میشه

اگه بتونه ابرو و شهرت بانو جیانگ رو حفظ کنه به حرف صیغه لی گوش میدم

ازدواج موضوع مهمیه

باید نظر وزیر جیانگ هم جویا بشیم

با این حال جناب شن موافقت کرده پرونده پیگیری نشه

دیوان عدالت به رد پرونده حکم میده

جیانگ لی رو ازاد کنین و به خاندانش تحویل بدین

بله

اجازه بدین از وزیر جیانگ بپرسم

اگه هردوخاندان مایل باشن

خیلی دلم میخواد که ترتیب این ازدواج رو بدم

باشه هر طوری که خودت میخوای

حاضرم که حکم ازادی بانو جیانگ رو به زندان ببرم

برو

اونا خواستن که اعلیحضرت ترتیب ازدواج رو بدن

پس این نقشه رو داشتن

ارباب

باید بریم قصر یا میریم زندان؟

مستقیم بریم زندان

بله

بانوی دوم جیانگ میتونی بری

بذارین همراهیش کنم

بله جناب شن

تو این چند روز سختی زیادی کشیدی

با من ازدواج می کنی؟

دیوونه شدی؟

کنجکاو نیستی

چرا ازاد شدی؟

اعلیحضرت قصد دارن ازدواجی برامون ترتیب بدن

بهم علاقه داریم

پس کاری که کردی اشتباه نبوده

این نقشه ای بود که از اول داشتی؟

درسته

پس یه بار باهام ازدواج کردی

یه بار کشتیم

الانم برای بار دوم میخوای باهم ازدواج کنی

دوباره منو بکشی؟

اگه بگم

این بار ازت محافظت میکنم چی؟

خودت باورش میکنی؟

باورمیکنم

ولی حرفات منزجر کننده ست

ا لی

میتپنی انتخاب کنی که بهم اعتماد نکنی

ولی اخرش فرمان امپراتور قابل سرپیچی نیست

میبرمت عمارت

به چیزی که گفتم فکر کن

ارابت راهش به جهنمه

جرات ندارم دوباره سوارش بشم

میخوای به عمارت جیانگ برگردی؟

یه نفر برای همراهیم اومده

دستم درد گرفته

یکم اروم تر بگیر

حرکت نمیکنم

یکم پیش شن یورونگ گفت

اعلیحضرت میخواد ازدواجی برامون ترتیب بده

در موردش شنیدم

صیغه لی شروعش کرده

اون چه طور درگیرش شده؟

الان از ادم های وان نینگ شده؟

قبلا نه ولی الان معلوم نیست

کسی فرستادم تا بررسی کنه

صیغه لی باید بدونه وان نینگ چقدر خطرناکه

قبلا جی شوران سکوت کرده تا حدودی باعث شکست وان نینگ شده

الان که صیغه لی مایله به وان نینگ کمک کنه

حتما انگیزه مخفی پشتش داره

فعلا زیاد بهش فکر نکن

منتظر خبری از خبرچین میمونیم

اول میبرمت عمارتم تا برادرت رو ببینی

وقتی اونجاییم بهونه ای پیدا کن تا برگردی عمارت جیانگ

[عمارت مرزبان سو]

خواهر

ا جائو

خواهر

همه گفتن مردی

منم فکر کردم مردی

و پدر

پدر رو دیدی؟

ازمون خبر داره؟

پدر میدونه

پدر حالش خوبه

معدن طلا تو کوه دونگ چه طور؟

هنوز کار میکنن؟

نه

نه اجائو

کارت خوب بود

نقشه ای که کشیدی‌ جون خیلی هارو نجات داد

پس خوبه

...خواهر میخوام درباره

کافیه

اول باید بهبود پیدا کنی

همه چیز اروم اروم بهت میگم

باشه؟

ا جائو

الان دیگه شوئه فانگ فی نیستم

هویت جدید دارم

دختر جیانگ یوان بای

جیانگ لی هستم

جیانگ لی؟

خواهر

نمیدونستم انقدر سختی کشیدی

دیگه گذشته

تو و پدر هنوز زنده این

باعث خوش حالیمه

شنیدم که تو توسط راهزن ها کشته شدی

وقتی اون نامه رو گرفتم

نمی خواستم پدر نگران بشه

برای همین تنهایی به سمت پایتخت اومدم تا حقیقت رو پیدا کنم

احساس کردم چیزی اشتباهه

برای همین به کسی گفتم نامه ای برای قاضی پایتخت بنویسه

به طور غیرمنتظره تو راه

با گروهی از راهزن ها روبرو شدم

کی کمین کرده؟

خودتو نشون بده

وقتی بهوش اومدم

تو سیاهچال مخفی شاهدخت بزرگ‌بودم

بعدش متوجه شدم شاهدخت بزرگ پشت این ماجراست

هرگز خودشو نشون داد فقط بدون حرفی حبسم کرد

فکر کردم

بدون اینکه کسی بفهمه همون جا میمیرم

هیچوقت فکر نمیکردم کسی باشه که کمکم کنه

حالا دوباره میتونم ببینمت

پدر هم تو پایتخته

انگار بهشت راهی برای فرار خاندان شوئه گذاشته

خواهر میگن بعد از سختی ارامش میاد

سختی های زیادی کشیدیم

پس مطمئنا روزهای بهتر

پیش رومونه

روی خوب شدنت تمرکر کن

اگه چیزی نیاز داشتی کسی بفرست عمارت جیانگ دنبالم

باید برم و به چیزی رسیدگی کنم

باشه

پدر من برگشتم

میدونستم برمیگردی

میخواستم بیام دنبالت

ولی اونجا نبودی

مرزبان سو اومد دنبالم

درباره پرونده ازم پرسید

برای همین کمی زمان برد

چرا مرزبان سو درگیرش شده؟

شاید چون به شاهدخت ربط داره برای همین اومد ازم سوالی بپرسه

میدونم تو و مرزبان سو اغلب همدیگه رو میبینین

از اونجایی که بهش اعتماد داری

بیشتر نمیپرسم

ولی در مورد پاک کردنت اسمت وان نینگ چی ازت داره؟

میدونم با توجه به اتفاقات گذشته بهم اعتماد نداری

ولی هنوزم پدر و دختریم

اگه چیزی نیاز داشتی میتونی بیای پیشم

حتی اگه اسمون به زمین بیاد

ازت محافظت میکنم

این تغییر ناگهانی شهادتم حتما خجالت زدت کرده

فکر کردم سرزنشم می کنی

یکی دو روز نیست که از اخلاقت خبر دارم

رفتارت ممکنه بی پروایانه باشه

ولی همیشه دلایلی داری

از وقتی که تصمیم گرفتم تا برگردم و بهت کمک کنم

تصمیم گرفتم بهت اعتماد کنم

اگه بخوای توضیح بدی میدی

اگه نه فقط بهم بگو

چه کمکی میتونم بهت بکنم

پدر

الان که مشکلم با شاهدخت بزرگ حل شده

نیازی نیست درباره موضوعی نگران باشی

با این حال موضوع مهمی وجود داره

چیشده؟

امپراتور قصد دارن برای من با شن یورونگ ازدواج ترتیب بدن

کی این اتفاق افتاده؟

وقتی از زندان ازاد میشدم شن یورونگ بهم گفت

نظر تو چیه؟

مایل نیستم

ولی امپراتور با ازدواج موافقت کرده

هنوز حکم رسمی صادر نشده

صیغه لی به تدارکات رسیدگی میکنه

و صیغه لی برای ازدواج پاپیش گذاشته

اینکه یهویی درگیر شده حتما انگیزه پنهانی هست

ازدواج ترتیب دادن امپراتور

موضوعی برای شکوه اجدادشونه

از سلسله های گذشته تا الان

هرگز سابقه ای برای امتناع از همچین چیزی وجود نداشته

داماد

شن یورونگ ئه که ادعا کردم بهش احساسی دارم

اگه پیشنهاد رو رد کنی

صیغه لی هیاهوی بزرگی ایجاد میکنه

مقاومت در برابر فرمان سلطنتی

میتونه تو سختی قرارت بده

مادر حالش خوبه؟

به علاوه دیوونه بودنش

همه چیز خوبه

مادر و صیغه لی باید همدیگه رو ببینن

با توجه به شرایط فعلی جی شوران

میترسم نتونه صیغه لی رو متقاعد کنه

بیا امتحانش کنیم

پدر ترتیبش رو بدین

مشکلی نیست

ارباب اطلاعاتی که خواسته بودین بدست اوردم

خبرچین گفت

شنیدن که وان نینگ و صیغه لی

در مورد اتفاقات تو قصر حرف زدن

مرگ صیغه شیان؟

بله خبرچین بازم تحقیق کرده

و متوجه شده که چیزهای بیشتری دربارش وجود داره

مدرکی هست؟

هنوز در حال بررسی هستیم که خدمتکارایی که از قصر رفتن دربارش اطلاعتی دارن یا نه

از اونجایی که وان نینگ به صیغه لی نزدیک شده

احتمالا چیزی تو دستش داره

از اطرافش تحقیق کنین

باید این موضوع رو به اعلیحضرت اطلاع بدیم؟

نیازی نیست

اعلیحضرت ممکنه در جریان باشن

پس باید مخفیانه تحقیق کنیم

میترسم خیلی طول بکشه

زمانی که حقیقت رو بفهمیم

صیغه لی ترتیب ازدواج رو داده باشه

سریع به تحقیقات ادامه میدم

درموردش به ا لی بگو

بله

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت سی و سوم =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.