All language subtitles for The.Double.EP26

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و ششم =

[همزاد]

[قسمت بیست و ششم]

اتش ارواح توسط انسان ساخته شده

کسایی که مردن باید براش دستور گرفته باشن

وگرنه همچین چیزی نمیگفتن

تحقیق کن که کسایی که کردن از کجا هستن

شباهت هاشون رو پیدا کن

بله

اتش ارواح تازه شروعشه

نمایش اصلی تو راهه

خبری از خاندان جیانگ هست؟

فردا مراسم اجدادی خاندانی جیانگ برگذار میشه به جز این چیز دیگه ای نیست

نگرانین که بانو دوم جیانگ درگیر چیزی بشن؟

برم دنبالشون؟

برگرد

کسی گفت بری؟

روی کار اصلی تمرکز کن

چرا ارباب انقدر رفتارشون بالا پایین داره؟ یه بار میخوان پیامی برسونم بعدش میگن نرم

اخرین بار که پیامی فرستادی بانوی دوم جیانگ برای تشکر نیومد

البته که ارباب خوشحال نیستن

درست نیست

چرا یهویی عقل کل شدی؟

همیشه اینطوری بودم

توهم حتما چون انقدر مجازات شدی تبدیل به یه احمق شدی

اجداد خاندان جیانگ، به خاندامون برکت بدین

[به یاد جیانگ چنگ یه] در طول سال به طور مداوم

لی ار

جیانگ لی

ادبش کجاست؟

برادر بزرگ تر این خلاف قوانینه

[به یاد یه جن جن]

بانو یه باید دوباره جیانگ لی رو دیده باشین

نگران نباشین

مدیونش هستم برای همین بهش کمک میکنم تا به عدالت برسه

لی ار

زن ها نمیتونن ادای احترام کنن

قوانین رو زیر پا گذاشتی بیا پایین

درسته

شوهرم

تقصیر منه که به عنوان مادر بهش نگفتم

پدر خیلی وقته مادر رو ندیدم

لطفا منو به خاطر بی ادبی ببخشین

لی ار نشنیدی بزرگ تر ها چی‌ میگن؟

تو عمارت بازیگوشی میکنی ولی الان جلو اجدادمون باید خودتو کنترل کنی

فقط می خوام به مادرم تعظیم کنم

لطفا اجازه بده مادر

به نظر میاد مصممی که امروز قوانین رو بشکنی

فقط می خوام ادای احترام کنم

جیانگ لی

فراموشش کن

بذار یه بار احترام بذاره

اینا قوانینیه که اجدادمون گفتن

شکستن اونا برای خاندان مشکل درست میکنه

شوهرم کسی باید قوانین رو بهش یاد بده اگه کسی نمیخواد ادم بده بشه

من انجامش میدم

همسرم

جیانگ لی بلند شو

بلند شو

بلند شو

ادبتون کجاست؟

بلند شو

بلند شو

دست از تعظیم بردار

ولم کن

بلند شو

به یوئه ارم دست نزن

به یوئه ار دست نزن

یوئه ار رو اذیت نکن

برو بیرون

چه طور اومده بیرون؟

افراد

ببرینش

یوئه ار- زود باشین-

ببرینش

یوئه ار من

یوئه ار من

ببرینش

یوئه ار من

یوئه ار من

یوئه ار من

[ بانو هو] ...یوئه ار

بانو خوبین؟

بریم

بریم عمارت

چه افتضاحیه

جیانگ لی خیلی شجاعی

راستش منم فکر میکنم که منصفانه نیست زن ها ادای احترام نکنن

اون زن کی بود؟

بانو هو یادت نمیاد؟

وقتی کوچیک بودی خیلی به خواهر یوئه نزدیک بودی

دخترشه

بانوی بزرگ

لطفا به بچه رحم کنین

لطفا

بانو هو در اصل یه خدمتکار تو زمین کناری بود

ولی قبل از مادرت باردار شد که همسر قانونی بوده

چون تو چارچوب درستی نبود

مادربزرگ اجازه نمیداد که بچه رو نگه داره

بالاخره اگه پسری به دنیا میاورد

پسر بزرگ خاندان جیانگ از یه خدمتکار به دنیا میومد

که کاملا شرم اور بود

با این حال مادرت مهربون بود

برای همین بانو هو وبچه بدنیا نیومده رو نجات داد

به خاطر بچه بهش رحم کنین

بانو هو سپاسگذار مهربونی مادرت بود

هرگز مشکلی درست نکرد و با همه مهربون بود

حدود دو سال بعد مادرت تو رو باردار شد

هماهنگی بین همسرها و صیغه های خاندان جیانگ

داستان خوبی بین خاندان های اشرافی شد

بعدش چه اتفاقی افتاد؟

بعد از مرگ مادرت همه چیزتغییر کرد

جیانگ یوئه موقع بازی اتفاقی تو برکه افتاد

ساعت ها طول کشید تا خدمتکارها بتونن جسدش رو پیدا کنن

یه نفر مرده- کمک-

یوئه ار بلند شو

بلند شو چشماتو باز کن و بهم نگاه کن

بهم نگاه کن می برمت خونه، باشه؟

میبرمت خونه یوئه ار

یوئه ار

از اون به بعد بانو هو روز و شب دل شکسته بود

اخرش دیوونه شد

اطراف عمارت ژولیده پرسه میزد

چاره دیگه ای نبود

برای همین تو محیط جنگلی حبسش کردن

یوئه ار

ولی اگه تو محیط جنگلی حبس شده چه طور رسیده اینجا؟

برای همین عجیبه

وقتی به تالار جن لیو فرستاده شدی بانو هو تو منطقه جنگلی ناپدید شد

جی شوران برای مدت طولانی دنبالش گشت ولی نتونست پیداش کنه

بانو هو

بعدا حدس بزن کجا رفت؟

یه زن دیوونه بدون ارابه هیچ کسی نمیدونست رسیده اینجا

ولی به قول بانوی بزرگ اون همیشه برای خاندان جیانگ مشکل درست میکنه

بانوی بزرگ فکر کرد

نگه داشتنش تو عمارت خطرناکه

پس به کسی دستور داد اتاقی مرتب کنه به عنوان نگهبان مقبره نگهش ‌داره

به نظر میاد بانو هو هم ادم رنج کشیده ایه

چون خیلی به مادرم نزدیک بوده

باید اغلب بهش سر بزنم

نمیشه

دیوونه ست ادم هارو میزنه

به علاوه اگه بیای اینجا و کسی ببینتت چی؟

شایعات رو شروع میکنن

فراموشش کن در اینده فرصت زیادی هست

باشه

تونگ ار

متوجه شدی که بانو هو عجیبه؟

عجیب؟ چطور؟

انگار مخفیانه نگام میکرد مخصوصا وقتی جی شوران اومد نزدیکم

مدام نگاهم میکرد

فقط عجیبه

مشکوکی که شاید واقعا دیوونه نباشه؟

ولی چه طور یه ادم معمولی میتونه وانمود کنه که دیوونه ست از مقبره اجدادی محافظت کنه؟

[مقیره اجدادی خاندان جیانگ]

بریم

خواهر خوبی؟

خوبم

چیشده؟

بانوی دوم، واقعا متاسفم

افسار یهویی پاره شد

اسب هم فرار کرده

چرا افسار سالم باید یهویی پاره بشه؟

شاید فرسوده شده باشه

فورا میرم اسب رو پیدا کنم

زود برو

چه اتفاقی براتون افتاده؟

خواهر سوم اسب ارابه فرار کرده

چه اقبالیه

جین هوا، با خدمتکارش اینجا بمون

میتونی سوار ارابه من بشی و بریم

بله

چیه؟ میخوای بعدا که رسیدی جلوی پدر و مادر بزرگ نقش قربانی بازی کنی؟

تو داستان سرایی عالی هستی

نمیخوام وقتی برمیگردی به مادرم تهمت بزنی که باعث شده اسیب ببینی

پس برای لطفت ممنون خواهر سوم

باید درباره ازدواجم با خاندان چی بدونی

شنیدم

نامزدی منو با جو یان بانگ‌ خراب کردی

الان باید خوشحال باشی

اون مرد خوبی برات نبوده

تو چیزی نمیدونی

حالا که به اینجا رسیده

احساس پشیمونی نمیکنی؟

اگه اشتباه نکنم تو و جی شوران بودین که میخواستین اول اذیتم کنین

دلیلش اینکه از وقتی که برگشتی ماهارو هدف گرفتی

اگه بی سرو صدا تو تالار جن لیو مونده بودی این اتفاقات نمیفتاد

منم هنوز اولین دختر قانونی خاندان جیانگ میموندم

همش تقصیرتوئه همش به خاطر توئه

میگی هر چیزی که مال تو بوده گرفتم

ولی تا الان بهش فکرکردی که همه اینا رو از کی گرفتی؟

میدونی چه طور تو تالار جن لیو زندگی کردم؟

به من چه ربطی داره که اونجا چه طور زندگی میکردی؟

دستتو بیار جلو

درد داره؟

ازت پرسیدم درد داره یا نه

دردی که تو تالار جن لیو کشیدم هزاران برابر بدتر از این بوده

وقتی هشت ساله بودم واقعا به مادرت و برادرت اسیب زدم؟

بهم تهمت زدن و به ناحق به تالار جن لیو فرستادن

چیه؟

نمیتونم برگردمو و اسمم رو پاک کنم؟

ازت عصبی یا کینه ای ندارم

اون موقع هر دومون کوچیک بودیم

باور دارم فکر تو نبوده که این همه مدت تو تالار جن لیو بمونم

حالا که برگشتم

فقط میخوام تمام چیزایی که مال جیانگ لی هست رو پس بگیرم

همین

اگه اصرار داری چیزایی که گرفتم برای تو بوده

بهت فشار میارم

فقط میتونم بگم که احمقی

چی گفتی؟ دوباره بگو

چرا نتونم دوباره بگم؟

...من

جیانگ رویائو

از موندن تو عمارت دیوونه شدی؟

به عنوان دختر مشروع خاندان جیانگ به خاطر همچین ادم بی ارزشی پیوند خواهرانه رو از بین بردی

با دقت بهش فکر کن

پشیمون نیستی؟

حالا که بهت میگم احمق

کمترین چیزه

فکر میکنی با این حرف ها بهت گوش میدم؟

مهم نیست چی میشه

بهم بدهکاری

باید بهاش رو‌بدی

چه بهایی؟

تکون نخورباهام بیا

چرا بیهوشش کردی؟

مگه نگفتی دنبال پولیم؟

میتونستی ازش درباره پول بپرسی و بذاری بره

...اگه تاخیر کنیم اینجوری

اون مانع بینمونه بدون اون خیلی وقت پیش میتونستیم باهم باشیم

بهش فکر کن

قبل از برگشتن جیانگ لی

تو زیبا ترین و با استعداد ترین دختر شهر بودی

منم بهترین و با استعداد ترین مرد شهر بودم

الان اینجوری شدیم

یعنی جیانگ لی نباید بمیره؟ حقش نیست؟

میخوای بکشیش؟

تو اعماق کوه ها و جنگل

کی میفهمه که پشت ماجرا هستیم؟

حتی اگه گرفتار بشیم اسرار خاندان نباید فاش بشه

خاندان جیانگ و خاندان جو

به هر قیمتی ازمون محافظت میکنن

دیوونه ای؟

زندگی یه ادمه

همیشه دردسر ساز بوده

تا زمانی که نره ارامش نداریم

رویائو

این کارو میکنم تا بتونیم باهم باشیم

هر چیزی که دیشب گفتی رو یادت رفته؟

رویائو

بالاخره میتونم ببینمت

مگه همین الانشم با خواهر چهارم ازدواج نکردی؟

چرا الان این حرف هارو میزنی؟

رویائو میدونستی که برام پاپوش دوختن

به علاوه

تمام این مدت مدام برات نامه نوشتم

هرگز جیانگ یو رو لمس نکردم

فقط تو، تو قلب منی

الان گفتن اینا چه فایده ای داره؟

...میدونی

میدونی مادرم میخواد با خاندان چی وصلت کنم؟

چه طوره

فرار کنیم؟

چی؟

بریم جایی که

کنار تپه های سبز و اب های شفاف باشه

مقداری پول جمع می کنیم

اونجا ساده زندگی میکنیم

دور از پایتخت

دور از چیزها و کسایی که دوست نداری ببینی

فقط ماها

ولی مادرم زیر نظرم داره

میترسم گرفتن پول از عمارت سخت باشه

طاقت دیدن رنج کشیدنت رو ندارم

خودم پول رو جمع می کنم

در صورت نیاز می توانم کار کنم

در هر صورت نمیذارم زجر بکشی

از یه خاندان و معتبر ومحقق هستی

...چه طور میتونی- خب چه چی؟-

فقط می خوام با تو باشم

رویائو

یهویی یاد کسی افتادم

اون میتونه پول فراهم کنه

کی؟

جیانگ لی

اون پشتوانه خاندان یه ثروتمند رو داره

اگه بگیریمش

می تونیم پول زیادی بدست بیاریم

برای ایندمون کافیه

از همون اول میخواستی بکشیش

درسته؟

تمام مدت بهم دروغ گفتی

رویائو، بهم اعتماد کن

بهت اسیبی نمیرسونم

رویائو باورم کن

رویائو

نمیتونی بری رویائو

اگه بری همه چیز تموم میشه

ولم کن

رویائو، بهم گوش کن- ولم کن-

رویائو

چرا همه مجبورم میکنن؟

جیانگ لی باید بهاش رو بدی

تو روز ضیافت قصر خواستم ببینمت

اینکه نیومدی هیچی

چرا مجبور شدی گولم بزنی؟

هرگز نمیخواستم گولت بزنم

اون روز منم مثل تو بودم

منم قربانی تله بودم

تظاهر نکن

جیانگ یو همه چیزو بهم گفته

تو‌بودی که پشت سرم نقشه کشیدی

نمیفهمم چی میگی

این تو هستی که بهم خیانت کردی

این تو بودی که باعث شدی تا اینجا سقوط کنم

نمیتونی فرار کنی

جیانگ لی

فکر میکنی ارزشمندی اره؟

باشه

چه طور کار اون شب رو تموم کنیم؟

جو یان بانگ

تو پسر جناب نینگ یوان هستی

چرا انقد افکار پوسیده داری؟

حتی نمیتونی بفهمی که کی میخواد بهت اسیب بزنه؟

فکر میکنی کی هستی؟

کی هستی که برام سخنرانی میکنی؟

اگه امروز برام اتفاقی بیفته

فکر می کنی میتونی فرار کنی؟

حتی اگه خاندان جو و خاندان جیانگ دنبالت نکنن

هنوزم خاندان یه رو دارم

اگه به عنوان مرد اشرافی بیفتی زندان

ابروت میره

خاندان جو رسوا میشه

جیانگ لی

نزدیک بود دوباره گولتو بخورم

ولی چیزی رو یادم اوردی

بعد از اینکه کارم باهات تموم شد

دست و پات و فلج میکنم، زبونتو میبرم، چشماتو در میارم

اون وقت نه میتونی راه بری نه حرف بزنی نه بنویسی یا حتی ببینی

اونوقت چطوری منو متهم میکنی؟

صبر کن

جو یان بانگ

نمیترسی مقابل رویائو این کارو بکنی قلبش بکنه؟

از بین خواهر های جیانگ هممون خواسته های و نارضایتی های خودمون رو داریم

فقط رویائو

چیزی نمیخواد

تو قلبش فقط تویی

مهم نیست چیکار کنم

تا زمانی که باهاش خوب باشم منو میبخشه

از بچگی مادرش کنترلش میکرده

اراده ای نداره

اگه باهاش خوب باشم مطیعانه دنبالم میاد

توهم

مثل یه اسب وحشی خیلی مستقلی

باعث میشه کسی بخواد که رامت کنه

بی شرم

رویائو میبخشتت چون دوستت داره

ولی از احساساتش سواستفاده میکنی

واقعا تو قلبت جایی داره؟

اگه دختر جیانگ یوان بای نبود

چرا باید باهاش نامزد میکردم؟

سوال دیگه ای نیست درسته؟

شروع کنیم

بهم دست نزن

دور شو

جو یان بانگ

خودت اینو خواستی

یه نفرو کشتم

یه نفرو کشتم

یه نفرو کشتم

یه نفرو کشتم

وحشت نکن

نمرده

جیانگ رویائو

برای کسی مثل اون خیلی فداکاری کردی

وقت گریه نیست

زود باش باید برگردیم عمارت

رسیدگی به این موضوع ممکنه اسون نباشه

با توجه به اینکه اون موقع جو‌یانگ بانگ رو زدی اینکه تو‌ منو اوردی اینجا فراموش میکنم

باید بفهمی که چه طور برای خاندان جو توضیح بدیم

[ عمارت جیانگ]

بانو

بانو

برگشته؟

چرا هنوز رویائو برنگشته؟

مگه قرار نبود پشتمون با ارابه بیاد؟

به نظر منم عجیبه

حتی جیانگ لی هم برنگشته

چی؟

بانو سون

بانو‌سون

باشه

چی شده؟

گفت جیانگ لی و بانوی سوم با هم برگشتن

هردوشون خونی بودن

چی؟

دختر یه وزیر همچین کار احمقانه ای کرده میخواسته فرار کنه

به ابروی خودت اهمیت نمیدی؟

اصلا نفهمیدی که ازت استفاده کرده؟

چه طور همچین دختر احمقی رو تربیت کردم؟

مادر، چیکار کنم؟

باید چیکار کنم؟

چرا قبل از انجامش به نتیجه فکر نکردی؟

می ترسم مادر

حقته

مادر

صدام نکن

از امروز به بعد

تو اتاقت میمونی

بدون اجازه من حق خروج نداری

مادر

بانو

بانوی سوم ترسیدن

باید ارامشون گنین

ارومش کنم؟

حتی درباره کار احمقانه ای که کرده فکرم نمیکنه

خیلی لوسش کردم

باعث شده بس پروا بشه

بذار به کاراش فکر کنه

برو‌به جیانگ یو پیامی برسون

یادت باشه نذار کسی بفهمه

...بگو

بله

پسرم یان بانگ

پسر بیچاره من

باید چه طور زندگی کنم؟

با عجله رفتم فقط پشت خواهر دوم رو دیدم شوهرم غرق خون بیهوش روی زمین بود

پسر بیچاره من

جیانگ لی

بیا بیرون

نمیتونین برین داخل

چرا جلوموبگیری؟

جلومو نگیر

از سر راهم برو کنار

چیکار می کنی؟- وزیر جیانگ-

وزیر جیانگ

پسرم داره میمیره- بانو-

همش به خاطر جیانگ لیه

باید بیاد و توضیح بده

جیانگ لی

اروم باشین بانو- جیانگ لی بیا بیرون-

وگرنه امروز نمیرم

جیانگ لی، بیا بیرون

بیا بیرون

جیویوئه رو پیدا کردی؟

ارباب اینطور نیست که ندونین

اون کسیه که میاد جلو و پیدامون میکنه

کی تونستیم پیداش کنیم؟

خب چرا اینقدر مضطربی؟

بانوی دوم جیانگ دچار مشکل شده

بانوی دوم

ارباب میخوان تو تالار اصلی ببیننتون

خاندان جیانگ باید بهم توضیحی بده

پسرم، یه مرد سالم

انقدر کتک خورده اگه به موقع درمان نمیشد ممکن بود بمیره

جیانگ لی بگو

دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

پدر، دیروز بعد از مراسم

ارابه چی منو به منطقه دوری برد

زمانی که متوجه شدم

از قبلش ناپدید شده بود

بعدش

جو یان بانگ منو بیهوش کرد و بست

به خونه متروکه ای برد

سعی کرد کار ناشایستی باهام بکنه

ولی خوشبختانه خواهر سوم درست به موقع اومد و جلوش رو گرفت

رویائو رو فرستاده بودم تا چیزهایی بخره

برای همین دیر برگشت

هرگز نگفت که دیدتت

دیدین؟

دختر کوچولوی دروغگو

باید تو باشی

سعی کردی یان ار رو اغوا کنی ولی موفق نشدی

ترسیدی لوت بده

پس بهش حمله کردی تا ساکتش کنی

اگه چیزی که میگین درسته

پس اینا چیه؟

خودم این کارو کردم؟

بهتره خودت اعتراف کنی

پدر، رویائو دیروز اونجا بود

چرا به رویائو نمیگی تا بیاد و ازش نمیپرسی؟

باشه من میرم میارمش

یادته چی بهت گفتم؟

فقط بگو هیچی نمیدونی

بقیه چیزها با من

مادر نمیخوام برم

دیروز ازم پرسیدی که چیکار کنم

الان میترسی؟

به جیانگ لی اجازه میدی سرزنشت کنه؟

میخوای از خودت محافظت کنی یا نه؟

یکمی شجاع باش

نذار جیانگ لی ازت جلو‌بزنه

برو خودتو مرتب کن

مادر از دیروز تا الان سرزنشم میکنی

واقعا دخترتم؟

این چه حرفیه؟

این کار رو برای کی انجام میدم؟

یائو ار

خوب باش و حرف گوش کن

این کارا برای خودته

قبلا با خاندان چی حرف زدم

وقتی از جیانگ لی مراقبت می کنیم ازدواجت مرتب میشه

وقتی ازدواج کنی

به خوبی مراقبشم

رویائو بگو

وقتی یان بانگ و لی ار اونجا بودن توهم بودی؟

خواهر دوم چی گفته؟

دیروز ارابه چی منو جای دوری برده

جو یان بانگ تلاش کرد کار ناشایستی باهام بکنه

ولی تو به موقع رسیدی و نجاتم دادی

رویائو بگو

دیروز دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

لی ار حتی اگه میترسی به خاطر اتفاق جو یان بانگ مجازات بشی

نباید خواهرت رو سرزنش کنی

حتی اگه جو یان بانگ همون که گفتی بهت حمله کرده باشه

چرا رویائو اونجا بوده؟

فکر میکنی رویائو، یان بانگ رو اورده که بهت صدمه بزنه؟

مادر

پدر، مادر

رویائو دید که مدتی برنگشتم

نگران شد و اومد دنبالم

نگران بود تو خطر باشم

و نجاتم داد

اگه به خاطر رویائو نبود

بهم اسیب میرسید

بزرگ شدن رویائو رو دیدم

هرگز به یان ار اسیب نمیزنه

باید به خاطر ترس از مجازات دروغ بگی

کافیه نمیخوام بیشتر بشنوم

بانو‌نینگ یوان اروم باش

بانو جیانگ به خاطر احترامی که بین خاندان ها بود اول برای توضیح اومدم

وگرنه برای دادن گزارش پیش مقامات میرفتم

به عنوان پدر و مادرش

به این دختر اجازه میدین اینجوری حرف بزنه؟

اگه اینطوره

میریم پیش مقامات

اینجوری جلوی همه باهم تحقیر میشیم

شاید بعدش

توضیح مناسبی بدین

لی ار یه بار دیگه میپرسم

دقیقا چه اتفاقی بین تو و جو یان بانگ افتاد؟

پدر هر چیزی چه گفتم حقیقته

باشه به انکارش ادامه بده

پسرم نمیتونه حرکت کنه

ممکنه زنده نمونه

تا این حد رسیده

باید براتون احترام قائل بشم؟

افراد میریم پیش مقامات

بله

صبر کن

چیز دیگه ای برای گفتن داری؟

نمیخوام ببینم

ابروی کسی با رفتن پیش مقامات میره

چه مزخرفاتیه

هر چیزی که لازم بود گفتم

منتظرم رویائو صحبت کنه

رویائو چرا هنوز ساکتی؟

ما ها خواهریم

بدون توجه به دلیلی

دیروز ابروی منو نجات دادی

هرگز این مهربونی رو فراموش نمی کنم

همیشه شجاع بودی

حتی اگه به فرد اشتباهی اعتماد کرده باشی

چیز بزرگی نیست

اشتباه واقعی سرپوش گذاشتن برای اون شخصه

که باعث میشه تو ترس زندگی کنی

لی ار به خواهرت فشار نیار

نمی تونه به خاطرت دروغ بگه

بهش فشار نمیارم

منتظر حرف زدنش هستم

بچه نیست

نمیتونه برای همیشه به مادرش تکیه کنه

باید تنهایی اشتباه رو تشخیص بده

نمیتونه بذاره که کسی زندگیش رو کنترل کنه

چی میگی؟

داری تلاش میکنی بینمون رو خراب کنی؟

خیلی وقته بهت ظلم شده و حتی متوجهش نشدی

هر زمان که با هر مشکلی مواجه شدی

همیشه تو اتاقت مخفی شدی

منتظر شدی کسی ارومت کنه

چندتا کلمه محبت آمیز به راحتی تحت تاثیر قرارت میده

واقعا ازاد زندگی کردی؟

هیچ نظری از خودت نداشتی، همیشه توسط بقیه کنترل شدی

رویائو میفهمی چی میگم؟

همیشه تحت کنترل مادرشه و بی اداره ست

تا زمانی که باهاش خوب باشم

فقط دنبالم میکنه

رویائو بنیه ضعیفی داره

بانو سون

بله

ببرش اتاقش استراحت کنه

بله

بانوی سوم بیاین

بریم تا استراحت کنین

بریم

جیانگ رویائو

میخوای دوباره تو اتاقت مخفی بشی؟

میخوای تا اخر عمرت اینجوری زندگی کنی؟

چقدر حیله گری

افراد

ببندینش و ببرینش پیش مقامات

بله

بریم

پدر

هرچیزی که خواهر دوم گفت درسته

دیروز اونجا بودم

من بودم که اتفاقی به جو یان بانگ اسیب زدم

این چه حرف مزخرفیه؟

حرف مزخرف نیست

جیانگ رویائو، میدونی چی میگی؟

میدونم

جو یان بانگ داشت خواهر دوم رو اذیت میکرد میخواست بهش اسیب بزنه

طاقت دیدن رنجش رو نداشتم

پس تو لحظه ناامیدی

اتفاقی بهش ضربه زدم

هر چی گفتم درسته

حاضرم مسئولیتشو بپذیرم

‌...رویائو، تو

وزیر جیانگ

باید به دنبال عدالت برای یان ار باشین

عدالت؟

الان ماها نباید دنبال عدالت برای دخترمون جیانگ لی باشیم؟

میخواستی به مقامات گذارش بدی؟

بیا باهم بریم بررسی کنیم

...تو

...همتون

...خاندان جیانگ

...شماها

بانو

بانو- طبیب بیار-

بانو- بله-

بانو- بانو-

بانو

بانو

برگردین اتاقتون

بانو

بانو

صبر کن

چرا نگفتی که من تورو بردم پیش جو یان بانگ؟

اگه میگفتم

میگفتی چیزی نمیدونی

بازم گولم زدی

وادارت کردم حقیقت رو بگی

رنگ واقعی جو یان بانگ رو اشکار کنی

باعث شد حقیقت رو ببینی، و دیگه توهم نزنی

میشه گول زدنت؟

انقدر خوب حرف نزن

الان باید خیلی راضی باشی، درسته؟

صدمه ای ندیدی

این وسط بانو نینگ یوان بیشتر از من متنفر شد

جیانگ لی از مراسم بزرگ سالیم تا الان

توجهات منو دزدیدی

مردمو هرچیزی که داشتم گرفتی

بعد از این همه اینا

دیگه چرا ولم نمیکنی؟

اگه برنگشته بودی

تبدیل به یه ادم بدبخت، خودخواه، سرد و بی لیاقت نمیشدم

اگه برنگشته بودم

اینجوری نمی شدی؟

اینو تاحالا چند بار گفتی

کار سازه؟

واقعا بخاطر منه که تبدیل به کسی شدی که دوستش نداری؟

اگه همه چیز برات اروم پیش میرفت

و با جو یان بانگ حقیر ازدواج میکردی

الان نمیترسیدی؟

دوباره قائم میشی؟

دوباره اشتباهتو قبول نمیکنی و قائم میشی

ادم ها بی رحمن

فوق العاده حیله گرن

تا کی اتاقت میتونه ازت محافظت کنه؟

دیگه چیزی نگو

مجبورت کردم حقیقت رو بگی

تا اسمم پاک بشه

ولی هر کلمش غیر صادقانه نبود

گفتم شجاعی

وقتی که جو یان بانگ دچار مشکل شد

خاندان چی قدرتمند تر از خاندان جوئه

ولی تو بازم عشق قدیمیت رو فراموش نکردی

این نشون میده که بی عاطفه نیستی

ولی جو یان بانگ ادم بدیه

اون لیاقت تو رو نداره

جیانگ رویائو با دقت بهش فکر کن

واقعا چه جور ادمی هستی؟

هیچ کسی واقعا اهمیت نمیده

که جیانگ رویائو واقعی چه جوریه

هرکاری برای دخترش کرده

ولی این در نظر نگرفته که

که تقریبا اونو به لبه پرتگاه هل داده

واقعا غم انگیزه

بانوی دوم، یکی اینجاست تا شمارو ببینه

جیانگ لی کجاست؟

عرض ادب جناب یه

بانوی دوم برای کاری رفتن بیرون

کاری؟

به محض اینکه درباره افراد عمارت نینگ یوان شنیدم اومدنم

بانو نینگ یوان با خودش بردتش؟

موضوع حل شده مشکلی نیست

پس چرا جیانگ لی رفته بیرون؟

نیازی به توضیح نیست

فکر کنم میدونم

اخرین بار که برای غذا دعوتم کردی

تو لویانگ برای خوردن نون بود

این بار سخاوتمند شدی

اون روز تونگ جی یانگ رو شکست دادی

ولی خوشحال نبودی

الان چه طور؟

میتونیم نوشیدنی بخوریم؟

به نظرت این بار برنده شدم؟

برد یا باخت مهم نیست

ولی غذا باید خورده بشه

از تمام حرکاتم خبر داری درسته؟

کسی که چی بازی میکنه

قطعا میدونه که مهره هاش چیکار میکنن

فرصتی برای تغییر نقش داریم؟

میخوام چی بازی کنم

میخوام با این مردم پایتخت رقابت کنم

با استفاده از چه مهره ای؟

من؟

خودت اینو گفتی

من جراتشو ندارم

ولی کنجکاوم بدونم

زنی مثل من

میتونه دنیای بزرگ تری رو ببینه؟

دیگه نمیگم

برای ضیافت امروز ممنونم مرزبان سو

امروز خوشحالم

ولی باید بگم

نمیتونم زیاد شراب بخورم

فقط همین یکی

اگه بهت توهین کنم

لطفا به دل نگیر

لزومی نداره

حرف ازش شد

سیتو جیویوئه تو پایتخت نیست

شاید پیدا کردنش کمی طول بکشه

از طرف قاضی شوئه ازت تشکر می کنم

با همین یکی مست شدی

بعد از هیاهوی امروز صبح

یکمی خستم

میخوام یکمی بخوابم

پس بخواب

هیچ جایی خواب راحت نیست

ولی جایی که انتخاب کردی

واقعا بد نیست

همین که دوستش داری کافیه

یه چیزی هست باید بهت بدم

چیه؟

وقتی به کمک نیاز داشتی این سوت رو بزن

افرادم برای محافظت ازت میان

یعنی

همیشه کسی داری که

مراقبم باشه؟

میتونی اینجوری فکر کنی

بگیرش

فقط نمیخوام بازی زودتر از موعود تموم بشه

و مهرم

به شخص دیگه ای تعلق پیدا کنه

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : SaNo = قسمت بیست و ششم =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.