Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
تـرجمه از «محمدعلی sm و امیرعلی» :::. illusion & @mmli_Subs .:::
- چطوری میتونم... - چی؟
میخوام بدونم که... کجاس؟
چی... چی کجاس؟
آره، اصلاً زده به سرش
نمیدونم
نمیتونم... گندش بزنن. ولش کن...
دنبال چی میگردی؟
ایمیلِ بابی
اوه. اسکرول کن پایین.
دارم اسکرول میکنم
نه، اسکرول نمیکنی
- نگاه کن - اوه
ببین، به این میگن اسکرول کردن
خیلیخب
- نه صبر کن - چیه؟
- وایسا. وایسا - چیه؟ چیه؟
یعنی چی... چقد باهاش ور میری!
این چیه؟
تبلیغ فروشگاه نیمان مارکوسـه
پاکش کن
لازم نیست پاکش کنی. میتونی بذاری توی صندوق بمونـه.
آره اما میخوام چیکار؟
صندوق چیه؟
جاییـه که همه ایمیلهات ذخیره میشن
مثل یه پوشهی بزرگ
توی کامپیوترت میمونه که همهی ایمیلهات توشن
کامپیوتر چیـه؟
این یه کامپیوتره
میدونم این کامپیوتره اما چی هست؟
چطوری کار میکنه؟
اینطوریـه که...
فعلاً اون رو ولش کن
- آره. همینـه - همینـه؟
آره. خودشـه.
♪ چه شب محسور کنندهای ♪
♪ چه شب محسور کنندهای ♪
♪ با یه غریبه آشنا میشی ♪
همم
[ تلما ]
- چقدر سریعـه - خیلی سریعـه
طرف بدلکاره؟
نه، همش همینـه. همه کارهاش رو خودش میکنـه.
- وای - کروزه دیگه
محشره
- امشب برنامهی خاصی داری؟ - واسه خودم میپلکم
با الی حرف زدی؟
فعلاً کات کردیم
میخوام یکم بهش فضا بدم
و راستش خیلی مطمئن نیستم
که درحالحاضر نقاط قوتم چیان
اوه...
خب، تو نوهی فوقالعادهای هستی
کامپیوتر بلدی. مو داری.
فکر کنم کم کم دارن میریزن
خب، نمیشه که ذهنت رو درگیرش کنی
آره خب، راستش خیلی تفاهم نداریم
اون... فکر میکنه آدم بلا تکلیفیام
واسه بلا تکلیف بودن هنوز خیلی جَوونی
خب احساس جَوونی نمیکنم
منم احساس پیری نمیکنم
- ای داد - دقیقاً همینی که گفتی
میتونی روی پات وایسی. درست مثل کروز.
کی رو میگن رو پاهاش وایمیسه؟
فکر کنم گربهها
- آره - آره
اما اگه از این زاویه نگاه کنی هر دوشون میتونن
این رو میخوای؟
تیلهاس. کلی از اینا دارم.
حتماً
از این چوبشورها چی؟ کلی چوبشور دارم
آره اما اگه خودت نمیخوای
نه، نمیتونم بجومشون
میشه لطفاً وقتی من نیستم این رو دستت کنی؟
- چیزیم نیست بابا - میدونم چیزیت نیست
احتمالاً لازمت هم نمیشه
اما اگه دستت کنی حالم بهتر میشه، خب؟
فایدهش چیـه؟
- اگه بیفتم دیگه فاتحم خوندس - دست بردار
واسه همینـه نمیفتم
لطفاً این حرف رو نزن
فقط واسه این که خیالم راحت شه
خیلیخب
- برای فرشتهی نگهبانم - مرسی
فقط واسه...
محض احتیاطـه
برنامهی امروت چیـه؟
طبق معمول
رشد اقتصادی ژاپن
در سه ماهه اول سال بیشتر از حد انتظار بود
بازارهای اروپایی در این ساعت...
♪ بابا عاشق مامبوئـه ♪
♪ مامان عاشق مامبوئـه ♪
♪ بابا عاشق... ♪
ای خدا
چه بامزس
بدو دیگه
اوم...
اوه
[ عالی بود. ممنون که به اشتراک گذاشتی! ] [ خنده رو لبم آورد ]
سلام تل. بنـم.
انگار بازم دلم برات تنگ شده
همین حالا اسکوترم رو از مغازه گرفتم
خیلی رَوون شده
اگه خواستی واسه ناهار بیا یه سری بزن، این هفته بیکارم
راستش یه مطلب خیلی جالب...
درمورد انبهها خوندم
که گفتم شاید خوشت بیاد
انگار اونا
مواد خیلی...
پیغام حذف شد
میتونم اون خط رو
از حفظ بخونم
هیچی از چیزایی که دههی هشتاد
یاد گرفتم رو یادم نمیاد
نه شعر، نه داستانهای شکسپیر،
یا حتی ریاضی و علوم
سمعک متصل شد
مامان بزرگ
الو؟
مامانبزرگ، منم
- صدام رو میشنوی؟ - دنی؟
تصادف کردم
چی میگی؟
تصادف کردی؟ چیشده؟
الان زندانم
زندانی؟ ای وای
زدم به یه زنـه...
زنـه حامله بود و من... نمیدونم چهخبره
اما اینجا نگهم داشتن
صدات چقد عجیبـه. سرما خوردی؟
دماغم شکسته
کیسه هوا باز نشد
خب، یکی بهت زنگ میزنه
فهمیدی؟ یه وکیل مدافعـه
خیلیخب
واسم وثیقه میذاره
اما باید واسش پول بفرستی
شرمندم. باورم نمیشه همچین اتفاقی افتاده.
بهت زنگ میزنه
همین حالا زنگ زد
خودشـه. جواب بده.
سلام. خانم پُست؟
بله، تلما پست هستم
نوهم، دنی مارکوویتز
انگار درگیر یه تصادفی شده
دماغش هم شکستـه
میتونین اسم کامل حقوقیش رو تایید کنین؟
دنیل مارکوویتز
دنیل الکساندر مارکوویتز
بله درسته
الان پروندهش روبرومـه
چی لازم دارین؟ چیکار میتونم...
شما باید
۱۰ هزار دلار به این آدرسی که میگم ارسال کنین
دههزار دلار؟ خدایا...
میتونین تا اداره پست رانندگی کنین؟
نه، نه، من دیگه رانندگی نمیکنم. ماشین ندارم.
خب تاکسی بگیرین
یادتون باشه که حتماً نقد باشه
نمیخوایم بیشتر از این مجبور بشه
که اینجا بمونـه
آدرس مقصد رو بهتون میگم
خیلیخب
- آمادهاین؟ - بله
اوه
اوه
فهمیدی قرص زُلُفتش عوض شده؟
اوه، این اواخر اضطرابم خیلی کمتر شده
اما راستش یکم احساس خستگی میکنم
هنوز مطمئن نیستم
هروقت رفتم سراغ اینا پشیمون نشدم
این دفعه میگم قایق دریایی هم بیارن
چون اینجا حدوداً...
۱۰۰ کیلومتر با اقیانوس فاصله داره
اما مطمئن نیستم...
گیل، یه اتفاقی افتاده
مامان، صبر کن، صبر کن. آرومتر.
- با کی حرف زدی؟ - دنیل
گیل، خیلی ناراحت بود. خیلی ناراحت بود.
باشه، الان بهش زنگ میزنم
ای خدا. گوشیش رو جواب نمیده.
ای خدا
الان به خط خونهش زنگ میزنم
ای خدا
- مامان، الن داره زنگ میزنه - چی؟
الن داره زنگ میزنه. بعداً بهت زنگ میزنم.
چیشده؟
یکی با مامان از طرف دنیل
تماس گرفته، انگار افتاده زندان
یکی دماغش رو شکونده
کی بهش گفته؟
باهاش حرف زده. با دنیل حرف زده.
من هم بهش زنگ زدم اما جواب نمیده
جواب گوشیش رو نمیده؟
نه، یه بار دیگه زنگ میزنم
باشه. الان راه میفتم.
اگه خبری شد بهم بگو
الو؟
هی میگفت که زدی به یکی
و بدتر از این حرفا بود
- میگفت حاملهس و... - من یه زن حامله رو زدم؟
یعنی با مشت خوابوندم تو صورتش؟
نه، نه. با ماشین زدی بهش.
همه این اتفاقا تو یه ماشین بوده
اوه، خب... اینطوری منطقیتره
خب منظورت چیه؟
نه، اشتباه فهمیدم
واسه چی جواب گوشیت رو نمیدادی؟
خواب بودم
ساعت ده و نیم؟ من ده و نیم زنگ زدم
بعدش...
آره، دیشب با دوستام بیرون بودم
پشت فرمون که نبودی؟
مست کردی؟ آخه الکل افسردگی شدیدی میاره
پسر وندی هارویتز
معتاد مشروبهای دان خولیو شده
- دان خولیو - نمیتونه... به یه کاری بند بشه
همش درگیر بازپروریـه
هیچ اختیاری روی خودش نداره
- ویپ هم میکشه - ویپ میکشه
از راه به در شده و ممکنه دیگه هیچوقت درست نشه
حواست هست؟
- آره، متوجهم - واقعاً هستی؟
آره خب... این مشکل بزرگیـه
مامان، واقعاً فکر کردی دنیل بود؟
آخه چطوری باور کردی که راست میگه؟
مامان، خودت هم باورت شده بود
آخه حرفاش خیلی قانعکننده بود
خب مامانت هم ترسیده بود
- من ترسیده بودم... - همهمون ترسیده بودیم
البته محض اطلاعتون من خیلی نترسیدم
حالا میبینیم وقتی یکی بهت زنگ میزنه تو هم چطوری میشی رفیق
من گول نمیخورم. ذهن من مثل یه شمشیر تیزه.
چی؟
گفتم من گول نمیخورم
ذهن من مثل یه شمشیر تیزه
- چی میگه؟ - شوخی میکنه
- اوه - میخوای یه بار دیگه بگی؟
- کجاش خندهدار بود الن؟ - ولش کن
- ولش کن - خندهدار نبود
- ولش کن - خب دیگه...
به خیر گذشت ولی...
دیگه تموم شد
همهچی مرتبـه
واقعاً خجالت میکشم
- نه - خجالت نکش. دیگه خونهای
جات امنـه. فقط همینـه که مهمـه.
اما من پوله رو فرستادم
اوه
سرعتت غیرمجازه دنی
خب، اگه یه شماره از شرکتهای
وسترن یونیون، فد اکس یا یوپیاس باشه میتونیم ردش رو بگیرم
اما با یه نامه، تنها راه چارهمون
اینه که با خدمات پستی تماس بگیریم
و با این اوصاف شانس کمی داریم
مخصوصاً حالا که آدرسی نداریم
فکر کنم آدرسش رو داشته باشم
خیلی بیانصافیـه. خدا ازشون نگذره.
یعنی هیچ کاری نمیشه کرد؟
مثلاً یه پایگاهدادهای چیزی باشه
دیگه وجدانی برای این جامعه نمونده
تبدیل به یه معضل سیستماتیک شده
- پیداش کردی؟ - ندارمش
اگه آرومتون میکنه
باید بگم که این جور کلاهبرداریها هرروزه بیشتر میشن
خب از کجا من رو میشناختن؟
با استفاده از فهرست تلفنها و سایتهای شبکههای اجتماعی
- به مردم زنگ میزنن - مثل فیسبوک؟
بله. مثل فیسبوک.
زاکمبرگ چطوری میذاره این اتفاقا بیفته؟
جانم؟
مگه زاکمبرگ نمیتونه جلوش رو بگیره؟
شما فیسبوک دارین؟
- دارم - نه، نداری. نداره
فراموش کنین
پیشنهاد میکنم کارتهای اعتباریتون رو بسوزونین
و حسابهاتون رو ببندین تا مطمئن بشین
که هیچ اطلاعاتی رو باقی نذاشتین
تا باعث کلاهبرداریهای بیشتری نشه
بجز اون دیگه کار خاصی از دستمون ساخته نیست
همم
شرمنده
نه، نیازی نیست
پتو نمیخوای؟
آب یا هرچیز دیگهای
نه، میخوام فقط یه دقیقه چشمام رو ببندم
سر به هوا میشه
- نه بابا - نسبت به قبل خیلی بیشتر شده
خیلی فرقش رو حس نکردم
سر چیزای کوچیک شاید
قبلاً هم اینطوری بهش زنگ زده بودن
شاید داریم وارد مرحلهی جدیدی میشیم
چی؟ منظورت از مرحلهی جدید چیه؟
شاید وقتش رسیده که واقعاً
به این فکر کنیم که تنهایی زندگی کردن به نفعشـه یا نه
- فکر میکنی به این مرحله رسیدیم؟ - فقط داریم بهش فکر میکنیم
من هم هفته پیش کیف پولم رو گم کردم
فکر نمیکنم نشونهی از کار افتادن مغزم باشه
نه، اون بهخاطر حواسپرتیـه عزیزم
درخواست گواهینامه المثنی دادی؟
- آره، آره، کردم - خوبه چون نباید
بدون اون رانندگی کنی. یهو اسمت میره تو پایگاه داده.
چرا امروز...
گیر دادین به این پایگاه داده؟
نباید اسمت بره توش
باشه، بهنظر من...
اونقدرا مسئلهی بزرگی نیست
شاید خودم بتونم یهکاریش کنم
منظورت چیه؟
بیشتر بهش سر میزنم، هرروز بهش زنگ میزنم
حواسم هست که دستبند پزشکیش رو دستش کنه
اوه، این رو بهت نگفتم
مامان سوزان افتاد تو یه منقل آتیش
یه راست رفت اون دنیا
چی؟ چرا داری این حرف رو میزنی؟
چون آدمها که پیر میشن همچین اتفاقاتی میفته
همچین اتفاقات وحشتناک و عجیبی
- روشن بوده؟ - نپرسیدم
فکر کنم روشن بوده
پارسال همچین اتفاقایی نمیفتاد
قبلاً میتونست خودمختار باشه
نمیشه اینطوری ادامه داد
۹۳ سالشـه
شاید وقتش شده که بره خونه سالمندان
مطمئنی نمیخوای بمونـم؟
نه بابا، نمیخواد
- کلی کار دارم - باشه
باشه
واسه راحت شدن خیالم
وای تدی
چه اشتباهی کردم
[ ماموریت غیرممکن ]
- سلام - سلام
ما همدیگه رو میشناسبم؟
بعید میدونم
آخه... قیافهتون خیلی آشناس
جودی رو میشناسین؟ جودی میلر؟
فکر نمیکنم
شما الن رو میشناسین؟ الن مارکوس؟
نه، فکر نمیکنم
- خب، روزتون بخیر - خداحافظ
[ شوهر ربکا واتریک توی سواتل مطبِ دندونپزشکی داره، دنبال یه منشی میگردن ]
[ دنیای دندون پزشکی اصلاً برات جذاب هست؟ ]
[ سابقه کار اداری خیلی مهمـه. حالا لازم نیست تو زمینه دندونپزشکی باشه. ]
سلام
- آدرس رو پیدا کردم - چی؟ کدوم آدرس؟
آدرس کلاهبردارا
یه کاغذ کوچولو مچولو بود
باورت نمیشه کجا پیداش کردم
- شرمنده مامانبزرگ، صدات... - کاغده...
- تو سطل آشغال بود... - ...قطع و وصل میشه
درست نمیشنوم
...توی دسشتویی اداره پست
وایسا ببینم، رفتی اداره پست؟
آره
خب چطوری رفتی اونجا؟
پیاده اومدم دیگه
مامانبزرگ
اونجا دوره. نباید پیاده میرفتی.
فقط یه چندتا خیابونـه
نمیشه که... اگه خواستی جایی بری...
باید بهم بگی تا خودم ببرمت، خب؟
چی؟
نباید تنهایی جاهای دور بری
اما پیداش کردم. الان دستمـه.
میدونم
شاید بهتر باشه یکم صبر کنیم
تا با همدیگه بهش فکر کنیم. خب؟
پس پولم چی میشه؟
یعنی بذاری همینطوری بدزدنش؟
خب، احتمال پس گرفتنش
خیلی کمـه، نه؟
مهمترین نکته اینه که
اونقدرا بزرگش نکنیم... همین که حالت خوبه کافیه
قضیهی پول هم ناراحتکنندس
اما میتونست از اینی که هست خیلی بدتر باشه
حالت خوبه؟ الان خونهای؟
آره، خونهم
عالیـه
هرجا خواستی بری بهم بگو. خودم میام دنبالت.
باشه عزیزم. ممنون. بعداً حرف میزنیم.
دوستت دارم
سینتیا... شرمنده اما باید یه لطفی در حقم بکنی
وضعیت عجیبیـه...
اوه سارا. فکر کردم سینتیایی.
جداً؟ چه بد. ناراحت شدم سارا.
نه، نه، نه، ولش کن. فراموشش کن. همهچی مرتبـه.
الو؟ هاروین اونجاس؟
خب چیشده؟
اوه، سکته کرده؟ واقعاً ناراحت شدم جون
حملهی قلبی؟
سیپس؟
رفته کلیولند؟
کِی همچین اتفاقی افتاده؟
ای خدا. دوباره زنگ زدم سینتیا.
اشتباه شد سارا. میدونم مُرده. مرسی.
دنی، باید یه جایی ببریم
اول از همه بگیم که...
خونه نبودی
تموم دوستام مُردن
چی؟ این حرف رو نزن
خب راست میگم دیگه. همهشون دارن غیب میشن.
همیشه تو مهمونیهای ناهار چهار نفره بودم
کی دیگه مونده؟ جودیث؟
اون که اصلاً گوشاش نمیشنوه الان هم قوز داره
دوست ندارم تنهایی باهاش ناهار بخورم
هرمن رفته کانادا. مونا هم از خونهش بیرون نمیاد.
میتونم به لی هورنر بگم بیاد پیشمون
اما شمارش رو ندارم
روث هم تو منقل آتیش جزغاله شده
آره منم شنیدم. ناراحت شدم.
انتظار نداشتم اینقدر پیر شم
خب...
خوشحالم که پیر شدی
گفتی کی رو اینجا میشناسی؟
بن رو که یادت هست. بن هلپرن. با شریل ازدواج کرده بود.
آره
آره، قبلاً همیشه به همدیگه سر میزدین
بهنظرم اون همیشه... یکم... ناز نازی بود
- ناز نازی؟ - چمیدونم... غر غرو بود
اوه
شریل هم مُرده
از پلههای خونه افتاد
قبل این که پیداش کنن چند ساعت همونطوری مونده بود
حیوونکی
یادمـه
چقدر این ماشین کثیفـه
همیشه مراقبش بودم. تمیزش میکنم.
تمیزش نمیکنی. کی بزرگت کرده؟
دخترت
این کارات به بابات رفتـه
کف ماشینش پر از سکهس
از جیبهاش میفتن چون کمربند نمیبنده
هردفعه که سوار ماشینش میشم ۵ دلار در میارم
- میخوای منم بیام - نه، فقط میخوام یه سلامی بکنم
طول نمیکشه. فقط نیمساعت.
اگه کاری داشتی من همینجام
خیلیخب
بعدش میریم کلوب راکسی
بعدش هم یه بستنی نوشابهای از رامپلمایرز میخریم
و با هم با کالسکه دور سنترالپارک میگردیم
گلوریا، نوبت توئه
درستـه. چی باید بگم؟
«گالی»
باشه. خیلیخب. میدونی؟ گالی
فقط بگو گالی. فقط دیالوگت رو بگو.
من هم همین رو گفتم دیگه
دقیقاً که نه
اول این رو گفتم و بعدش...
برمیگردیم سر کالسکه
و بعدش گالی رو میاریم
خیلی از دیدنت خوشحال شدم تل
- خیلی خوشتیپ شدی - عین توپ شدم
جریان چیه؟ نمایش تمرین میکنی؟
آره، نمایش «آنی». نقش ددی وارباکس به من رسیده.
- نقش مهمی هم هست - آره، انتظارش رو نداشتم
فکر میکردم جزو قسمت آواز
یا نهایتاً آقای باندلز باشم
امشب افتتاحیهس اما خانم هانیگان...
خرفت شده
و یه خانم هم نقش رُوزولت رو بازی میکنه
چون تعداد پسرها همیشه کمـه
گلوریا هم نقش آنی رو بازی میکنه. خیلی مبتدیـه.
باید حسابی انرژی نمایش رو تامین کنم
بعضیوقتا به تدی فکر میکنم
واقعاً مرد خاصی بود
خب، چندوقت گذشته؟ دو سال شده؟
- حدوداً دو سال - آره، شریل من هم پنج سالی میشه
مثل خواب میمونـه
- چطوری کنار اومدی؟ - بهتره احساساتی نشیم
اتاقت رو نشونم نمیدی؟
چرا، چرا، حتماً. بیا.
تلویزیون دارم
پنجره دارم. گیاه دارم.
میشه از اینا بزنی؟
عفونت از دست شروع میشه
کارگردان میخواد مجبورم کنه توی صحنهای
که گلوری رو به سرپرستی میگیرم بهش دست بزنم
اما این کار رو نمیکنم. ارزشش رو نداره.
اگه اینطوری بدتر میشه خب بذار بشه
آخه کسی که نقدمون نمیکنه
اوه، این گَریـه. بهش میگیم گری زُلزن.
توهین نیست
چیزیـه که هست
فکر نکنم ناراحت بشه
همه بهش میگن. نه فقط من.
همه به این اسم صداش میزنن
وای. خیلی خوشگلـه، نه؟
سه تا چرخ داره، با هر بار شارژ، ۷۰ کیلومتر راه میره
و قرمز روشنـه تا بفهمن دارم میام
و یه سبد کوچولو هم واسه وسایل داره
بیشتر نون توش میذارم
نه یه نون کامل فقط تیکههای نون
همینطوری میریزشون این تو؟
نه، نه، نه. تو نایلون میذارم. کیسه فریزر.
میتونی بهم قرض بدیش؟
اسکوترم رو قرض بدم؟
خب من...
یه مشکلی برام پیش اومده
- چی؟ - یه مشکلی برام پیش اومده
قضیه اینـه...
بگم سرت درد میگیره. هرچی کمتر بدونی بهتره.
خب، اگه پای اسکوترم وسط باشه پس من هم باید در جریان باشم
نمیخوام جلوی گری بگم
گری، میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟
گوش میکنه؟
مطمئن نیستم اما نگاه رو میکنه
تلفن داری؟
آره
میکروفون فعال شد
سمعک متصل شد
ازم کلاهبرداری کردن
اما آدرس جایی که براشون پول فرستادم رو دارم
یه صندوق پستی توی ون نایزه. جادهی ۱۵۳۴ سن فرناندو.
الان میخوام برم اونجا
میخوام بفهمم کی پولم رو دزدیده و پسش بگیرم
مگه زده به سرت؟
این کار خیلی مسخرس. باید به پلیس بگی.
- اونا به درد نمیخورن. - خونوادت چی؟
- پایه نیستن - فکر خوبی نیست
تو فکر بهتری داری؟
فکرت خوب کار نمیکنه. الان ناراحتی.
حداقل تنت سالمـه. خدا رو شکر کن.
گوش کن، نظرت چیه برای ناهار بمونی؟
یه کافهی خیلی خوشگل و کلی مِلون درجه یک و تازه داریم
حتماً
میتونم امتحانی سوارش شم؟
شاید خودم برم یکیش رو بخرم
عاشق رانندگیام. دلم براش تنگ شده.
آروم و یواش. آروم و یواش.
وینستون، میتونم اسکوترت رو قرض بگیرم؟
وینستون
میبرمش
با منی؟
- تل - حرومزاده
همونجا وایسا. دارم میام پیشت.
چی؟
آخ
لعنتی
اوه
تلما
- درموردش حرف میزنیم - همه فقط میخوان حرف بزنن
ای خدا. یه اسکوتر خواستما.
یه لطفی بکن و اینقدر غر نزن
نوهم همینجا پارک کرده
زیاد وقت ندارم
نوهت رو تو ماشین ول کردی؟
۲۴ سالشـه بابا
مجبورم نکن از روت رد شم بن
نه، نمیتونی
تو رونـم تیتانیومـه
خب میخوای امتحان کنیم؟
من میرم، چه با تو، چی بی تو
نمیذارم تنهایی بری. نمیذارم.
سلام، دنبال مادربزرگم میگشتم.
تلما پست. موهاش سفیده.
یکم تلو تلو میخوره. خیلی مصممـه.
خیلیخب
اون...
اینجا زندگی نمیکنه، اومده به یه دوستاش سر بزنه
باید نیمساعت پیش برمیگشت
اسمش رو اینجا نمیبینم...
- خیلیخب - ...اما...
- مامانبزرگ؟ - سلام
نه، شرمنده. شرمنده.
دنبال مامانبزرگم میگردم. ببخشید.
- سلام - سلام
- تو اسکوترم رو بردی؟ - چی؟ نه
صدات شبیه همونیـه که اسکوترم رو برد
من نبردمش... قسم میخورم...
داری عصبیـم میکنی. داری عصبیـم میکنی.
ببخشید. میرم.
- آره، برو - موفق باشین
منظورت چیه که موفق باشم؟
اگه اسکوترم رو بردی بهم نگو موفق باشم
شما بن رو میشناسین؟
به فامیلی هلپرن فک کنم
مامان، احتمالاً یه مشکلی پیش اومده
نه، نه، چیزیم نیست. نه، زندان نیستم.
نه، قضیه مامانبزرگـه
تا قبل ساعت ۸ باید برگردم
شب افتتاحیهس و نباید جا بمونم
فهمیدم. فهمیدم.
تموم اتاقها رو گشتم
جواب گوشیش رو نمیده،
اما احتمالاًدستبند پزشکیش هم دستش بوده
تاحالا گم شده؟
هیچوقت. نه به این شکل.
یه بار فکر کردم تو رستوران «سوپلنتیشن» گمش کردم
اما رفته بود پیتزا بخوره
سوپلنتیشن
یه رستوران سلفسرویس بود. هرچی دلت میخواست میتونستی برداری.
باورم نمیشه اسمش سوپلنتیشن بود
- هیچوقت درک نکردم - ای وای
غذاهاش رو میتونست بجوه
هیچی نمیتونه بجوه
یه چیزایی رو میتونه بجوه الن
یکم گیجکنندس
یه چیزایی رو میتونه و یه چیزایی رو نه
مثلاً میتونه سالاد بخوره...
مثلاً هفته پیش بادوم هندی خورد
پس گفتین که تاحالا گم نشده؟
بجز اون بوفهی سالادخوری؟ با تصمیم خودش؟
- دقیقاً - بله
خب، نمیخوام بترسونمتون بچهها
اما یکی از ساکنین خودمون هم گم شده
- اوه - بله، بن هلپرن
- اوه، بن - آره، اون...
یعنی به هم ربط دارن؟
نه، نه... اونا اصلاً...
اصلاً خیلی ازش خوشش نمیاد
یعنی از هم کینه دارن؟
- چی داری میگی؟ - هیچی
نه، نه، نه. اینطوری نیست.
فقط میخوایم بفهمیم
آخه اون امشب نمایش داره
- ما از کجا میدونستیم؟ - نه
خب یعنی خونوادش...
به خونوادش خبر دادین که گم شده؟
اون خونوادهای نداره
پس نه
خب، چه کمکی از دست ما برمیاد؟
میتونین یه هشدار بزرگسالی بفرستین؟
- هشدار گمشدن سالمندان؟ - هشدار گمشدن سالمندان
- نه - نه
ما اجازه نداریم همچین کاری کنیم
پلیس باید اون رو
- گم شده اعلام کنه - گم شده
خب اون هم گم شده دیگه
- کسی رو ندارین که... - نمیدونیم کجاس
- فط یه ساعتـه که گم شده - آره، فقط یه ساعت
درستـه، اونقد زیاد نبوده
بله، قبل ۸ پرده رو نمیکشن
چه نمایشیـه؟
هنوز درمورد نمایش حرف میزنین؟
- آنی - آنی
نمایش خوبی هم هست
خب، تلما بیماری خاصی نداره
که باید اطلاع داشته باشیم؟
سرطان سینه داشته، جفتش برداشته شده
سپسیس، خیز
دریچهی قلبش تعویض شده، رانش تعویض شده،
آریتمی قلبی و تومور مغزی هم داره
فکر کنم همین الان هم تومور مغزی داره
آره، دکتر گرفت آهسته رشد کرده...
- درسته - تا بتونن...
- الان هم تومور مغزی داره. - دستش نزدن
همه چیزایی که گفتم هست و الان هم تومور مغزی داره
وای، ممنون
ممنون که همش رو گفتین
ف.ک.گ هم داشت، نه؟
- ف.ک.گ؟ - فراموشی کلی گذرا
آره، حدوداً یه سال پیش بود
بله... خیلی سردرگم شده بود
خودش رو نمیشناخت. ما رو نمیشناخت.
فقط حدود یه ساعت طول کشید
اما واقعاً... ناراحتکننده بود
ولی زن مقاومیـه
مشخصاً میخوایم کمک کنیم که پیدا شه
ممکنه که الان هم...
مثل همون گم شدن توی رستوران سلفسرویس باشه
خب، خبر خوب اینـه که خیلی کم میشه که جای دوری برن
اوه، تل
چرا این خیابون اینقدر واسم آشناس؟
داریم میریم خونهی مونا
اوه، از زمانی که از برلین اومدیم دیگه مونا رو ندیدم
سفر باحالی بود، نه؟
چه سالی بود؟ ۹۵؟
۹۸ فک کنم
پرواز پر دستاندازی بود اما بهجز اون بقیش عالی بود
میدونی که دل مونا پیش من گیره
هیچوقت کاری نکردیم
اما وقتی شلوارک میپوشیدم
همیشه به پاهام زل میزد
هرچی تو بگی رفیق
اگه اینطوری باشه که میگی شاید بتونیم ازش استفاده کنیم
واسه چی داریم میریم خونهی مونا؟
تا یه تفنگ برداریم
یا خدا. تفنگ میخوای چیکار؟
فقط واسه احتیاط
دوتا خرفت مثل ما یهویی پیداشون میشه...
دوست دارم آماده باشم
اصلاً بلدی ازش استفاده کنی؟
خب مگه چقدر سختـه؟ احمقا همیشه ازش استفاده میکنن
تو باید حواسش رو پرت کنی
هنوز زن زرنگیـه
قرار نیست کار راحتی باشه
شاید بتونم دیالوگم رو بگم
نگی بهتره
مونا؟
تل، عزیزم، با هم قرار داشتیم؟
نه، نه. تو محله بودیم.
- ببخشید کفشام پام نیست - بن هم اومده
از دیدنت خوشحال شدم عزیزم
- حالت خوبه؟ - خوبم، خوبم
بشین عزیزم. اینجا رو تمیز نکن.
خیلیخب، خیلیخب
سوسک بود؟
تو... حشره داری؟
بهشون اسپری میزنم. اما انگار ککشون هم نمیگزه.
خیلی جونسختن
دشمنای قدرتمندی هستن
یکیشون رو که میکشی، دهتای دیگه جایگزینشون میشن
یاد گرفتم درگیرشون نشم
خب، حالت چطوره؟
- سلامتی؟ - نفس میکشیم
همین هم خیلی مهمـه
- من برم دستشویی - برو عزیزم
اوم...
داشتیم درمورد برلین حرف میزدیم
رفتیم اون هتل باکلاسـه
کیمچ... کیمپینچکی؟ کیمسکی؟
ما رفتیم مسافرت؟
مال خیلی وقت پیش میشه
اوه
راستش الان بلوودم
مِلونهای درجه یکی دارن
گرمک
طالبی
خربزه
- توت - توت؟
آره، همهجور توتی دارن
تمشک. توتآبی.
توت مشکی
گیلاس
آقطی
«آنی، این سگ کوفتیت رو از استخر من ببر بیرون»
تل، قرار گذاشته بودیم؟
نه، نه، من...
فقط تو محله بودم
ببخشید کفشام پام نیست
خب، فکر کنم بهتره دیگه راه بیفتیم
- دارین میرین؟ - میدونم، میدونم
باید یه قرار ناهار بذاریم
چه خوب
چیزی میخوای برات بگیریم؟
هرچی که میخوام رو دارم
خدافظ عزیزم
شارژش تموم شده
[ بلوود ویلیج ] [ خانه سالمندان ]
باید از همه کارت شناسایی بگیرم
حتماً. بفرمایید
ممنون
نمیتونی کیف پولت رو پیدا کنی؟
من... دارمش. فقط کارت شناساییم رو نمیبینم
اصلاً نگاه نمیکنی. فقط داری میگردی
آره
بذار کمک کنم - ...من -
درخواست المثنی ندادی؟
نه، دادم. دادم - دروغ نگو -
اونجاست - فقط بگو درخواست ندادی -
ترجیح میدم بدونم تا بهم دروغ بگن - ...آخه -
هنوز... درخواست ندادم
چرا از ما مخفیش کردی؟ - ...چون -
چرا مخفیش کردی؟ خیلی بده
دنیل، خیلی بده - ولی... انجامش میدم -
بدون گواهینامه نمیشه رانندگی کرد
نمیتونه بدون گواهینامه رانندگی کنه
البته میتونه، ولی خب... نباید
باشه ممنون دوستان
باید مراقب ماشینت باشی، دنیل
متوجهی؟ - متوجهم -
اساس زندگی بزرگسالانه است
...بابا، خواهشاً آبروم رو نبر جلوی
کالین... و راشل
میتونیم بهتون یکم زمان بدیم
الی از اون جهت خیلی برات خوب بود
،خیلی منظم بود
نیمه چپ مغزش فعال بود، اصول پایه رو بلد بود
میشه لطفاً از الی حرف نزنیم؟
ببخشید. ببخشید
ممنون - میدونم سخته -
فقط دوست ندارم اینجوری زجر کشیدنت رو ببینم
اشکم رو در میاره - چی؟ نه -
آره. خیلی ناراحتم میکنه
عیبی نداره - باید گریه کنم -
باشه - فقط باید بریزمش بیرون -
...میخوای ما
باهات بیایم و... درخواست المثنی بدیم؟
از پسش برمیام
...بیاید فقط هر سری - ببخشید -
یه بحران خانوادگی رو حل کنیم، خب؟
خایم این عکس رو گرفته. پسرداییم
با خایم آشنا شدی؟
نه - از هیندزدیل -
،اوضاعش خیلی خوب نیست
ولی این عکس قشنگیه
نباید اونجوری زندگی کنه
داره میگذرونه
غذاهاش رو چطوری میخوره؟
آخرین باری هم که از روی اون صندلی بلند شده کِی بوده؟
داره تلف میشه
همگی دوران خوب و بد داریم
امروز چیه؟ - معلوم میشه -
گری نگرانم میشه
چت شده؟ دلت واسه اونجا تنگ شده؟
ازش خوشم میاد - از چیش؟ -
.دو بار در هفته شنا میکنی ...کلاسهای فوقالعاده دارن
کلاس آشپزی، نقاشی و وای دَدَم
وای دَدَم؟ - وای دَدَم -
...وقتی یه حرفهای میاد و یادمون میده
،چطوری بعد از اینکه زمین خوردیم بلند بشیم
،بلند شدن از وان حموم هست ،از کفِ حموم
بلند شدن دونفره برای زوجین هست
زیاد پیش میاد؟
.نه زیاد، ولی پیش میاد معمولاً تو سربالایی
باید از وزنِ همدیگه به عنوان خنثیکننده استفاده کنید
جالب به نظر میاد
،شرل قبلاً آشپزی میکرد ،جورابهامون رو بر میداشت
خونه رو منظم نگه میداشت
هرجا کمک باشه ازش استفاده میکنم
خجالت نمیکشم
مثل قبل نیست
چرا؟
من همیشه جورابها رو جمع میکردم
هوم
پست گذاشته - چی؟ چیزی پست کرده؟ -
...فکر کنم - نه -
...آره، پنج دقیقه پیش فکر کنم تصادفی بوده
پنج دقیقه پیش - خدای من -
ببینید، ببینید - بده ببینم. بده ببینم -
چیزی رو میشناسی؟
بزرگترش کن. زوم کن
میتونی بزرگش کنی؟ - بزرگش میکنم -
پمپ بنزین و یه ماشین آبی و یه کبوتر میبینم
نه، دوتا کبوتره - توهانگاست. توهانگا -
...آره - ...توی توهانگا -
یه پمپ بنزین نداره؟ - ...مورپارک -
و توهانگا -
مورپارک و توهانگا
میریم، میریم
لعنتی
زودباش. باید... تند بریم
ویز میگه از چندلر و کولفکس دوازده دقیقه راهه
نگاش کن
کی ساختش؟ کی ایدهاش رو داده؟
شارژر واسه ماشین
برق ازش رد میشه، روشنش میکنه
ولی برق چیه؟ قابل درک کردن نیست
فکر کنم اون رو میشناسم
میشه یکم سریعتر بری؟ - بله، ممنون -
خدایا. لطفاً - دارم با سرعت مجاز میرم -
ما خانواده قانونمندی هستیم
عجب
میخواد برم چپ
واسه همین ویز نمیزنم
باعث میشه کلی پیچهای عجیب رو بری
،شوهر مارسی وندر عاشق ویز بود
یه پیچ چپ عجیب میره و از وانز سر در میاره
تخمینها خیلی دقیقن، گیل
هزاران دلار پول داده
نه اینطور نیست - ثابت شده -
وای رو میشناسی؟ وای فریدلندر؟
شاید از طریق ساول - ساول؟ -
بچهی گری. گری نیومن؟ - نه، نمیشناسمشون -
به سینا رفتید؟ - نه، بث آم بودیم -
آخه خیلی برام آشنایی
...فقط باید تمام غرایزت رو نادیده بگیری
و به تکنولوژی اعتماد کنی
...همون تکنولوژی بود که باعث شد
.تو این مخمصه بیوفتیم میشه برگردی؟
نمیتونم برگردم - یکی پشت سرمونه -
میبینمش - پس برو دیگه -
نمیتونم برم - یه فاصله افتاده -
...یه - فاصله هست، آلن -
!ازش استفاده کن - برو، فقط برو -
برو. آره، آره
آره، آره، آره - آره، آره، آره -
باشه، باشه، باشه -
!اه
آره، آره، رفتم
و دوباره شد 12 دقیقه
گری نیومن
اوه نه. گریِ من اسمش روزله
جالب نیست؟
دوتا گریِ متفاوتن، ولی هردوتاشون گری هستن
چطوری همدیگه رو میشناسید؟ - گمونم نمیشناسیم -
ممکن به نظر میومد
افسوس
روز خوبی داشته باشید
همچنین
چیه؟
چیه؟ - اوه -
چیشد؟ - نوَمه -
!مامان! تلما - !مامانبزرگ -
خودشونن. زودباش برو
!تلما - !تلما -
...سلام. شما یه خانم
با موهای سفید ندیدین؟ یه خانم؟
!تلما - !تلما -
!تلما - !تلما -
نمیتونیم از اون رد بشیم
مامانبزرگ
اون چیه؟ ...اون
!مامانبزرگ - جالبه -
لعنتی - !تلما -
لعنتی - چی؟ -
دستبند پزشکیش
چیه؟ مکانش رو داری؟
چی میگه؟ - اینجاست -
اینجاست - کجاست؟ -
«دیــ.جـیمــ.وویــز»
ما دیوونهایم
ممکنه افتاده باشه؟
خود به خودی نمیشه
،فقط واسه اینکه همه گزینهها رو در نظر گرفته باشیم
ممکنه... بازم فراموشی کلی گذرا گرفته باشه؟
رفتارش غیرمنظمه - نمیدونم. آره -
آخه انگار امکانپذیره
...فقط... میخوام گوگلش کنم محض اینکه
بهش گفتم درش نیاره
علائم حادّ فراموشی پیشگستر
،یادم نیست که وقتی توی ماشین بود دور مچ دستش بود یا نه
.از اون وسیله خوشش نمیاد ...فقط
گاهی میذارتش توی کیفش
من... یادم نیست
...علائم نشوندهندهی صدمه به یک ناحیه خاص
باید باهاش میرفتم داخل
دیگه گذشته. هوم؟
چرا نبردیش؟
نمیخواست برم - چرا نمیخواست؟ -
...نمیدونم مامان. من - داد نزن -
ببخشید، ببخشید، فقط... ناراحتم
آره، همگی ناراحتیم
دقیقاً میخواستیم از همین اتفاق ،اجتناب کنیم
و حالا مادرم گمشده
نمیتونم... هیچ کاری بکنم
.واقعاً هیچ کاری ازم برنمیاد خیلی کسخلم
اسم رو خودت نذار. خدای من
واقعاً توانایی انجام هیچ کاری رو ندارم
.نمیتونم با دستهام کاری بکنم ...نمیتونم
میخوای با دستهات چیکار کنی؟
.نمیدونم. هیچی ...فقط... نمیتونم
حقایق رو بلد نیستم
واسه هیچ کاری صلاحیت ندارم
ریاضی... بلد نیستم
عملاً واسه همینه که من و الی باهم نیستیم
چون ریاضی بلد نبودی؟ فکر کردم اون بلده
فقط یه کار دیگه است که بلدش نیستم
،درخواست المثنی ندادم
،چون هر بار میرم پشت کامپیوتر
...وبسایت مسخره گیجم میکنه
...و طبقهبندیهاش
و... واژههاش
مشکل بصری... چی بودش؟
پردازش - مشکل پردازشی داری؟ -
...چرا که نه. یا شاید فقط یه کسخل احمقم
که هیچ کاری بلد نیست - نگو کسخل -
بسه - اینقدر نگو کسخل -
!مامانبزرگ رو گم کردم. ریدم توش
به نظرت داریم نزدیکتر میشیم؟
تلما؟ - صبرکن -
چیشده؟ - نمیدونم کجاییم -
این حرف رو نزن
فکر کردم داریم میریم شمال
میرم کمک پیدا کنم
.نه بن، یه لحظه بهم فرصت بده بذار ببینم کجاییم
بن
بن، شلوغش نکن
.به حرفم گوش نمیدی، تل به حرف هیچکس گوش نمیدی
،اگه به حرفت گوش میکردم الان هماتاقیت بودم
.برو خونه بن نمیخوای اینجا باشی
باید به خانوادهات زنگ بزنیم - اصلاً و ابداً -
نوهات چطور؟ - نه -
نه - چرا؟ -
چون من مثل تو نیستم، بن
،هر چقدرم که بخوای مثل تو باشم من میخوام مفید باشم
بیشتر از چیزی که فکر کردی شبیه همیم
یعنی چی اونوقت؟
ما پیریم
از کار افتادهایم
واسه عزیزانمون مایه دردسریم
،میتونی به خودت بگی متفاوتی
ولی میدونی حسابی نگرانتن
واسه چی نگران باشن؟
.من بین نقاط جابجا میشم غر نمیزنم
.مثل بقیهام ،تو هم میتونستی باشی
اگه اینقدر واسه خودت افسوس نمیخوردی
روالش اونجوری نیست
،اگه مثل نوزادها رفتار کنی مردم مثل نوزاد باهات رفتار میکنن
کسشعره
میدونی چطور میدونم؟ ...چون وقتی
وقتی افتاد صداش رو نشنیدم
ما مثل قبل نیستیم
فقط ما موندیم
حداقل میتونیم مراقب همدیگه باشیم
به خانوادهات زنگ بزن
.بهشون نیاز ندارم به تو نیاز ندارم
فقط به اسکوترت نیاز داشتم
وایساده بودیم که
ترمز پارک رو روشن کردی؟
نمیدونستم داره
.نمیدونستم متأسفم بن
متأسف نیستی
بن، کجا داری میری؟
!منتظر نمیمونم
قبلاً هم گمش کردیم
چند بار توی گلسون گمش کردم
اون زن عاشق جابجا شدنه
خصوصاً اگه اون سبد رو داشته باشه
،وقتی تصمیم بگیره
نمیشه جلوش رو گرفت
غذا نمیخوره، نمیخوابه
...فقط... حسابی متمرکز میشه
تا کار رو انجام بده
این با گلسون فرق داره
خب، میدونم فرق داره
...ولی اون یه زن بالغه
که یکم سریعتر از انتظار آدمه
...و نمیتونی هر ثانیه از روز
مسئولش باشی
نباید تو رو مسئولش میکردیم
وظیفه زیادی بود
میدونم تا ابد زندگی نمیکنه
،ولی فقط... وقتی پیش بیاد
میخوام وحشتناک نباشه، میدونید؟
مثلاً یه مرگ خوب
مرگ خوبی وجود نداره
میرم یه قدمی بزنم
میشه باهات بیایم؟
من باهاش میرم - من میخوام باهاش برم -
نه نه نه... میخوام تنها برم
...فقط یکم
فضا واسه فکر کردن نیاز دارم - کجا قدم میزنی؟ -
کجا میری؟ - ...نمیدونم، فقط -
گوشیت... همراهت هست؟
لطفاً سایلنتش نکنی
...نه. بیا. بگیر - میشه برام انجامش بدی؟ -
بگیرش - واسه سلامت روان من؟ -
نزدیکم. چیزی نمیشه
فقط... شارژش پُره - باشه -
اینجا وصل میشه
بفرما
قدم زدن خوبی داشته باشی. دوست دارم
منم دوست دارم
[ درخواست کمک، نشانه قدرته ]
اوه. اوه
اوه
اوه
آه
ممنون
خواهش میکنم
متأسفم. بابت همهچیز
ولی تلاش خوبی کردیم، نه؟
آره، همینطوره
من تا 23 سالگیم با والدینم زندگی کردم
...بعدش رفتم پیش تدی
و تا 91 سالگیم باهاش زندگی کردم
الان فقط 2 ساله که تنها زندگی میکنم
گاهی احساس تنهایی میکنم
و دلم واسه تدی تنگ میشه
ولی... سوشی رو امتحان کردم و خیلی ازش خوشم اومد
از تنهاییم لذت بردم
گمونم ازش بیشتر میخواستم
فکر کنم اون خانمه رو بشناسم
لوئیس؟ - !تلما -
تازه سوان لِیک رو دیدیم
،و در حین جنگ کُره بود
پس رقاصها مثل سربازها لباس پوشیده بودن
،فکر نکنم متوجه شدم
.ولی نمایش قشنگی بود به نظرم خیلی سیاسی بود
جالب به نظر میاد - بودش، آره -
خب کجا ببریمتون؟
.خونه دیگه بن، آدرست کجاست؟
میریم پلاک 1534، جاده سن فرناندو
.خب، تا اینجا که اومدیم بهتره تمومش کنیم
خب، برنامهات چی میشه؟
بدون بابایی وارباکس که برنامهای نیست
بیست و یک
حالا چی؟ - صبر میکنیم -
سلام - سلام -
...ممنون که جواب دادی
داری از اون تیکی تاکوهای خیلی تُرد درست میکنی؟
آره. آره، واسه همین پول کلفتی بهم میدن
اوضاع تو چطوره؟
خوبم
راستش بد
،مامانبزرگم گم شده
...و با والدینم
تو یه خانه سالمندان اقامت دارم - صبرکن، چی؟ چطوری؟ -
،رفت دیدن دوستش
و بعد باهمدیگه گم شدن
تا اینجا دو ساعتی گذشته
...کل قضیه فقط... نمیدونم
،موقع خروج اسمی چیزی ثبت نکردن
...ولی قرار بود من مراقبش باشم، پس
...باشه خب، ممکنه فقط بدون اینکه به شما بگه
جایی رفته باشه؟
نظرمون همین بود
فکر کردیم مثل ماجرای رستوران سوپلنتیشن باشه
ماجرای چی؟
نه هیچی. یعنی ممکنه گمونم
...خب، فقط پرسیدم چون اون
عاشق کاره، درسته؟
خب آره. احترام سالمی برای انجام امورات قائله
خب، میدونم حسابی دوستش داری
...مطمئنم خیلی نگرانی، ولی
شاید فقط داره یه کاری میکنه
میدونی؟ تنهایی
آره
امیدوارم
هی، راستی میخواستم بهت زنگ بزنم
،تو فکر بودم چندتا کلاس بردارم
،شاید یه کلاس ریاضی بزرگسالان
یا مثلاً... یه سری کلاسهای ضروری
چی داری میگی؟ - بهبود فردی -
،فقط میگم... میتونم کارهای بیشتری یاد بگیرم
جمع و تفریق و کسر
که از پسر بودن یه پرش بزرگ بکنم و مرد بشم
،داری دیوونهام میکنی میدونی؟
آره. خیلی میدونم
ببخشید. اینجا خیلی گرمه
باشه خب، برو یه قدمی بزن
والدینم گفتن نزدیک بمونم
،خب، اگه یه وقت اون پرش بزرگ رو انجام دادی
راستش فکر کنم از پسش بر بیای
!خدای من - چیه؟ -
یه مرده از اول اینجا بوده
قبلاً به نون میگفتیم عصای زندگی
ولی حالا هیچکس نمیخواد نون بخوره
ولی الان نونهای خوشمزهای درست میشه
معماییه واسه خودش
بعضیها هم تُست با تاپینگ دوست دارن
جالبه
طرز فکرمون درباره نون تغییر کرده
نون میخوای؟ نون داریم
بردار
!اه
مثل سنگه - اصلاً نتونستم بجومش -
میتونی ببینیش؟ - خودشه -
داره میاد بیرون
پاشو
تو مراقب باش
من میرم داخل و باهاشون حرف میزنم
اگه اوضاع بهم ریخت، برو کمک بیار
چطور بدونم؟ - خب، باهام هستی -
میکروفون وصل شد
سمعک وصل شد
آهای؟
تل، فکر میکنم یه در اون پشت میبینم
.جلوت لامپ هست پات رو بلند کن
...یه دسته هامل رو زمین ریخته، یا
...شاید نوم باشن
یا یه جور حیوانات کوچولو
مراقب باش
جلوتر یکم ریخت و پاشه
عجله نکن
!اوه
چیشد؟
داری... چیکار میکنی؟
خیلی ریخت و پاشه
!تمیزش نکن
.خب، باید شیشه رو جمع کرد کار درستی نیست
الان نه. خودت رو جمع و جور کن
آروم، آروم
آره! آفرین. آفرین تل
باشه. برو بریم
بله قربان
تردید برات هزینه داره
آره، خیلی
نه، اتفاقات ناگواری در پیشه
...فقط نمیخوایم بیشتر از حد لازم
تو حبس نگهش داریم
آره میدونم، ولی حتی پسرهای خوب هم اشتباه میکنن
سلام. میتونم کمکت کنم؟ - کیه؟ -
من تلما هستم. تلما پست
عجب
شاید بشناسیم
از پشت تلفن
نه، فکر نکنم، خانم
در حال حاضر تعطیلیم
ولی چطوره فردا برگردید؟
یه محموله برام میاد از... اسمش چی بود؟
یه زنی که توی یه زن دیگه است و توی یه زن دیگه است
ماتروشکا؟ - آره -
.حداقل فکر کنم زن هستن بررسی نکردم
شاید یه آقا کوچولو هم یه جایی اون داخل باشه
پولم کجاست؟
ببخشید؟ - شنیدی چی گفتم -
.بله، شنیدم فکر نکنم متوجه شده باشم
بهم زنگ زدی
تظاهر کردی نومی
ازم سوءاستفاده کردی
توهین بزرگیه
فکر کنم اشتباه گرفتی
گوش کن رفیق، من مسیر زیادی رو اومدم
خب، اشتباه کردی
.عیب نداره منم اشتباه میکنم
ولی بیا اشتباه دیگهای نکنیم
دارم با پلیس تماس میگیرم
خب، میخوای بهشون چی بگی؟
دزدکی وارد مغازهام شدی؟
.911 وضعیت اضطراریتون چیه؟
میخوام یه سرقت رو گزارش کنم
تل؟
تل، هستی؟
ببین، فقط میخوام بدونی قضیه شخصی نیست
آخه مثل قبل فروش نداریم
...مردم این روزها
به چیزهای قدیمی اهمیت نمیدن
فقط میخوام چراغهای مغازه رو روشن نگه دارم
کلی چراغ داریم
پس خیلی گرونه - آره. ممنون مایکل -
مطمئنم کل این قضیه عذابت داده، ها؟
ببین، انتظار ندارم دستخالی بری
چطوره یه معامله بکنیم، ها؟
،پیشپرداختت رو نگه میدارم
ولی از بعدیش بهت سهم میدم
آره، خوشحال میشم مذاکره کنیم
بهت تخفیف سالمندان میدم
خب، واسه من کافی نیست
،و باید بدونی
،اگه تا 5 دقیقه دیگه از اینجا نرم
شریکم به پلیسها زنگ میزنه
میخوای التماس کنم؟
پس التماس میکنم
ببین، میخوای چیکار کنم؟
پسش بده؟
.فروشگاه رو از دست میدم روانه خیابون میشم
هیچکس اهمیت نمیده
هیچکس بهم اهمیت نمیده
همه دارن خریدشون رو تو آمازون انجام میدن
من فقط چیزی که واسه بقا لازم دارم رو بر میدارم
پس تو چرا اینقدر لازمش داری؟
چون مال خودمه و من تصمیم میگیرم به کی برسه
رفتارت غیرمنطقیه
مایکل، کلیدهام رو بردار
...اه
...اه، اه
ها؟ - ...نه، نه. من -
چطوری... ها
...من
من... من... متأسفم
...اینجا رو نمی
...من
باید به شوهرم زنگ بزنم
البته
اسمت چیه عزیزم؟
من هاروی هستم - هاروی؟ -
آره - هاروی؟ هاروی -
دیگه بیا بشین
هاروی
بهش زنگ میزنیم. آره، آره
.باهام حرف بزن، تل قضیه چیه؟
خیلی شرمنده که مزاحم شدم
خواهش میکنم. مشکلی نیست
نه. واسه همهمون پیش میاد
مغز چیز جالبیه
حالا شماره شوهرت چیه؟
میبرمت خونه
پولم رو رد کن بیاد، هاروی
مایکل! بزدل
خیلی قانعکننده بودی، هاروی
میتونستی بازیگر بشی
،ستاره شاید نمیشدی ولی بازم حیف شدی
میدونی چطوری باهاش کار کنی؟
نه
!پشمام! یا خدا باشه، باشه، باشه
کجاست؟
اونجاست - کجا؟ -
داره به حسابم توی کامپیوتر خوابونده میشه
خب، درش بیار - نمیتونم -
منظورت چیه که نمیتونی؟ - مایکل کار کامپیوتری رو انجام میده -
مسخره است
دیگه فقط من و تو هستیم
منم هستم
اون دیگه چه خریه؟ - دوستمه -
.بیا. بیا، تو بگیرش من... به دوتا دستهام نیاز دارم
مایکل چیشد؟ - کتکش زدم -
ماوس کجاست؟ اونجاست
زودباش. حرکت کن
!چی؟ اون چیه؟ کفشه
مثل کفشه - کفشه -
بن، نگاش نکن. اون رو بپّا
چیکارش کنم؟ میخوام ببندمش
!نه نه، انجامش نده
خب، تو نمیدونی که چیه
اون یه نوزاده
.خدای من بلد نیستم
[ ناشناس ]
الو؟
دنی؟
مامانبزرگ! خدای من
حالت... خوبه؟ کجایی؟
،بهت میگم
ولی باید یه قولی بهم بدی
چی؟
تنها بیای
[ اطلاعرسانی فوری ] [ ضربان قلب ]
عجب - چیه؟ -
ضربان قلبش داره کُند میشه
داریم نزدیکتر میشیم
آره، آره - داریم نزدیکتر میشیم -
،فقط... باشه، یکم بیشتر
یکم دیگه، یکم دیگه
!بگو چی جلوته
یه خانواده و نوزاده و همهجا رو گرفتن
عالیه عالیه. چیزی نوشته؟
آره، نوشته لینکلن میوچوآل
آره! تبلیغه. باید ایکس رو پیدا کنی
خب، ایکس قرمزی نداره - نه، ولی همیشه قرمز نیست -
گاهی مخفیش میکنن، پس دقیقتر نگاه کن
بالا سمت راست
ایکسش رو زدم - !عالیه -
...یادت باشه [ مامان: کجایی؟ ]
،کامپیوتر مثل کتابخونه است
و نوار جستجو مثل مسئول کتابخونه است
،باید اطلاعات بگیری
بعد بهت میگه
بانک کجاست؟
با منی؟
نه... از ماشین میپرسم
صدات رو نمیشنوه
ساری یا سیری داره؟ یا اونجا نیست؟
.اونجا نیست توی... گوشیت هست
ولی... نیازش نداری
من باهاش حرف نمیزنم
اون با من حرف میزنه
...ولی
...فایننشال
دات کام
.اینتر بزن اینتر رو میبینی؟
!وارد شدم
[ بابا: دارم پلیس خبر میکنم ]
رمزعبورش چیه؟
نمیدونم
.اطرافت رو ببین ...دفتری
میزی، کاغذی، چیزی تو اون مایهها هست؟
خدای من - چیه؟ -
رمزعبورش رمزعبوره
!کلاسیک بود
حالا اون کادر رو کلیک کن و تایپش کن
بانمکه
این چه رمزعبور احمقانهای بود مایکل؟
!یالا
میرم تو بخش انتقال
خدای من
چیه؟ - !میخواد برم باشگاه -
نه... بهش میگم نه
خوبه. یادته چیکار میکنیم؟
ایکس رو میزنیم، مهم نیست رنگش چی باشه
!درسته
وارد شدم - !آره -
پنج دقیقهای آماده است
باشه، به زودی میرسم
خدای من
!وای نه
...گمونم تو پای تلفن
تظاهر میکردی دنی هستی
فاصلهاش زیاده
من مامانبزرگت نیستم
،ولی اگه بودم ...یه وقتی میرسه
که نمیتونی به حرف کسی جز خودت گوش کنی
بهت گفت احمق
آروم گفت ولی شنیدم
!اه
تو دیوانهای
تمومه؟ - تمومه -
دیگه نمیتونه پسش بگیره؟
!هی، صبرکن
نمیتونه پسش بگیره
پول مردم رو برندار
فروشگاهت رو تمیز کن
با مایکل مهربونتر باش
این قضیه خیلی مسخره بوده
سیگار هم نکش
چی؟ - چیزی نگفتم -
اوه
!سوار بشید
پسش گرفتی؟
پسش گرفتیم
،دنی، دنی بن رو یادته
آره. سلام بن، خیلی از دیدنت خوشحالم
.از دیدنت خوشحالم دنی حالت چطوره؟
خوبم. آره
وای. واهای. مشهور شدیم رفت [ هشدار نقرهای برای سالمندان مفقودی ]
[ تلما پست و بنجامین هلپرن ] [ پیاده یا با اسکوتر ]
!سلام
امروز روز خوبی بود
...امیدوارم بدونی که قراره برات
یه اسکوتر و گوشی جدید بخرم
خب، شاید بتونیم یه روزی بریم ناهار
خوشحال میشم
میتونیم کافهتریای مشهورِ بلوود رو امتحان کنیم
شنیدم ملونهاشون معرکه است
یا... میتونیم بریم بیرون - هر دو گزینه خوبه -
یه برنامه میریزیم، عزیزم - خوبه، خوبه، خوبه -
!آه
مراقب باش - هستم -
!موفق باشی، بن
معنیش رو میدونه؟
فکر نکنم
،تازه وارد تئاتر شده تو رانش هم تیتانیوم گذاشتن
ولی چیزی نگفت؟
...نه، ولی اون... اون
دنیل تا حالا اینجوری گذاشته بره؟
هرگز. اینجوری نه
!خدای من! مامان
چشمت. خوبی؟
.خوبم عزیزم حالم خوبه
!خیلی نگرانت بودیم
!اه
رانندگی کردی
آره
برگشتی بوفه
آره
چیشد؟
،خب، همهچیز رو بهت میگم
،ولی قبلش میخوام یه کاری بکنم
اگه بذاری
!البته
من فقط انی هستم، جناب وارباکس
متأسفم که... پسر نیستم
اولین شبیه که اومده اینجا، قربان
خب انی، دوست داری بری سینما؟
...بعدش میتونی بری راکسی
،بعدش سودا بستنی در رامپلمایر
بعدش با تاکسی سنترال پارک رو بگردی
...خب
آره، وای
،دوست دارم. دوست دارم ،بابایی آقای وارباکس
!نمایش عجیبیه
خوشحالم اومدم اینجا
این قبرهای خوبی هستن
دوستشون داری؟
آره. یعنی چی؟
میخوام توشون دفن بشم؟
من کلی قبر دارم
آره؟
قبرهای خوشگل
بعضیهاشون اینجاست
اکثراً تو نیویورکن
الی میخواد تو قبرستان یهودی دفن بشه؟
نمیدونم والا، میدونی؟
هنوز به بحث قبرستون نرسیدیم
داریم کُند پیش میریم
ممکنه به اندازه کافی داشته باشیم
آدم خیلی طمع میکنه
...میخوای ببینی چه بلایی
سر عزیزانت میاد
دوست دارم
،و اگه بمیری
خیلی خیلی خیلی دلم برات تنگ میشه
...و میدونم که میدونی، ولی فقط
خواستم تا اینجاییم بهت بگم
تا وقتی اینجاییم
...هرجا میرم
نگرانت نمیشم
چیزیت نمیشه، دنی
ببین... تنه اون درختها رو ببین
ببین چقدر گره خوردن ولی زندهان
ببین - دارم نگاه میکنم -
...باید ازشون
عکس بگیری
باورنکردنیه؟
شگفتانگیزه
آره، باورنکردنیه
نگاش کن. هنوز زنده است
چی؟ این درخت؟ - آره، نگاش کن -
باید روی زمین باشه
ولی باورنکردنیه
!عجیبه
عجب روحیهای داره
...انتظار میره که امسال
شرکتهای هواپیمایی ،ده میلیارد دلار سود کنند
...با وجود ترس از رکود اقتصادی
در سرتاسر دنیا
...این حمل و نقل هوایی بینالمللی
...ریباند قابلتوجهی رو
،در اطراف سطوح پیشپاندمی مشخص میکنه ...حتی با وجود تورم بالا
و افزایش زیاد نرخ بهره
،در نگاهی به بازارهای حال حاضر دنیا
...بازارهای آسیایی
تـرجمه از «محمدعلی sm و امیرعلی» :::. illusion & @mmli_Subs .:::
ارائهای از وبسایت دیجی موویز .:: DigiMoviez.Com ::.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
[ ادامه دارد ]
...تنهی
اون درختها رو نگاه کن
ببین چقدر گره خوردن ولی زندهان
.ببین. ببین عکسهاش رو ببین
باورنکردنیه؟ آخه هست
.نگاش کن این درخت هنوز زنده است
ببین - این درخت؟ -
...آره نگاش کن. باید پایین باشه
باورنکردنیه آخه - عجیبه -
عجب روحیهای داره. ببین
!ببین
[ برای تلما ]
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.