Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دنياي انيمه تقديم مي کند http://forums.animworld.net مترجم : Kenshiro
تُن
, در تعالیمِ کنفسیوس , بنیانگذار آیین کنفسیوس هیولایی خیالی به نام "تُن" وجود دارد
. این هیولا بزرگ بود و حریص و طمّاع
...همه چیز را میبلعید
او خاک رس , آهن , سنگ , حتّی کوه ها, و البته هر چیزی را که ساخته-ی دستِ انسان بود میبلعید
! همه چیز
...میل به بلعیدنِ هرچیزی که در این دنیا بود
. کارِ او با بلعیدن تمام مجودات زنده به پایان رسید
. سپس تن در تاریکی از بین رفت
. پوچی
پوچی
. این آخرین دست آوردِ حرص و طمع است
. این اتفاق تقریباً 2000 سال پیش رخ داد
.افسانه ایی بزرگ که به نامِ " سه پادشاهی" شناخته میشود
قسمت اول نوپا سائو سائو
[سال 165 بعد از میلاد مسیح - بویانگ - اواخر بعد از ظهر]
آمان [سائو سائو"ی آینده"]
با من چیکار داشتید , پدر بزرگ ؟
سوتو جنگسالارِ صغیر
. یه چیزایی برای پدرت دارم
! بروی چشم , پدر بزرگ
. خیلی پسر بلند همتی هستی
. وقتی به تو نگاه میکنم روحم میخواد پرواز کنه
پس اینو باید به دستِ پدرم برسونم ؟
چی هست ؟
. از آدمای معمولی هم خیلی کنجکاوتری
اینها اسناد مهمی هستن که باید به دستِ پدرت سائو سائو برسه
. چیزایی هستن که شما هم وقتی بزرگ شدید به دستتون میرسه
. خیلی ممنون , پدر بزرگ
.فقط امیدوارم که سائوسائو هم مثلِ تو بلند همت باشه
به عنوانِ یک خواجه من اونو به فرزند خواندگی گرفتم که بتونم روزی جانشین داشته باشم
...اگر اراده-ی تبدیل شدن به مردی بزرگ نداشته باشه
حداقل پسری مثلِ تو داره که میتونه بعد از خودش جانشینِ خوبی باشه
! بله , پدر بزرگ
...در هر صورت آمان
اخیراً در پایتخت فعالیتهای راهزنی زیاد شده . پس مراقب باشید
. لطفاً چیزی که گفتم یادتون بمونه
.نگران نباشید , ارباب
پدر و مادرِ من همیشه در این مورد به من هشدار میدن , خواهش میکنم این قسمت رو به من واگذار کنید
. هر دوی شما بچه های قابلِ اعتمادی هستین
شهر "چانگ آن" 400 سالِ پیش
قادر به مقابله با انقلاب مدرن نبود و به آرامی فاسد میشد
شهر پر شده بود از مردمانِ شیطانی و کسانی که نمیتوانستند از فقر رهایی یابند
. چهان پُر شده بود از نارضایتی و خشم
. ای بابا یکی دیگه
! گرفتمت
! آمان
! بس کن
...اون جعبه که توی دستتِ رد کن بیاد
.منم بجاش نمیکشمت
این چه طرزِ نگا کردنِ !؟
! اینجوری به من نگا نکن
! بچه پرو
! اینجوری به من نگا نکن
. انگار یه چیزی مهم تر از پول توشِ
این چیه !؟
این ارزش مردن داشت !؟
! هوی خطرناکِ
! شمشیر دستشِ
! زخمیش کرد
! آمان
. آمان ... نباید میکشتیش
! دیگه نمیتونم تحمل کنم
. قاتل و دزدایی مثل این باید اعدام بشن
. نه آسمان و نه من بیشتر از این تابِ تحمل نداریم
. نه آسمان و نه من بیشتر از این تابِ تحمل نداریم
. سوسو در این محیط فقر زده بزرگ شد
سائوسائو : در 16 سالگی
با هنرهای جنگی و پنج کلاسیکِ کنفسیوس به خوبی آشنا شد پنج کلاسیکِ کنفسیوس : پنج کتاب باستانیِ چینی که اساس آیین کونفسیوس است و توسط شخصِ کنفسیوس وارد شد
هرچند بعد از یاد گرفتنِ هنرهای رزمی از آن بعنوانِ رقص برای زنان استفاده میکرد
دور از چشمِ پدر به شکار در بیابانهای نزدیکِ لویانگ میرفت
و بکرات شوخی هایی برای سرگرمی خودش میکرد
به دنبالِ رهبری سائوسائو گروهی از جوانانِ یاغی و راهزن بودند
[سال 171 - یوژو]
. اون معبد خیلی هدفِ راحتی بود , دادش
, این دفعه باید پولِ خوبی گیرمون بیاد ! این ناقوسِ خیلی گندست
یه گله بچست !؟
! چه اسبای خوبی هم سوار شدن
! خیلی خب , یکم میترسونیمشون بعد هرچی دارن میبریم
! دارن میان , آماده باشید
! اونها هم میخوان مقابله به مثل کنن
اون پسره که وسطِ باید خوب قیمتی داشته باشه , نزارید فرار کنه
. فقط سه تا راهزنن , تک به تک حسابشونُ میرسیم
! پسرِ فرار کرد
! فکرشم نکن فرار کنه
! جوئو ! کوئو
! پسرِ برگشت
چرا باید فرار کنم !؟
! برادر
....
! این همون گردن کلفتست توی معبد
اومده اینجا دنبالِ ناقوس !؟
! بکشیدش
......
. اسم این مرد جوان " کیوچو"ست
کیوچو
کیوچو از کودکانِ یتیم در معبد بالای کوه مراقبت میکند
, نگرانِ بازگشت پیشِ همراهانِ خود
. سائو سائو راهزنها و ناقوس را به معبد تحویل داد
. سپس با کیوچو از رودخانه عبور کرد
. چه ماهِ پُر نوری
امّا , امروز هوا خوب بود
فردا حتماً طوفانی میشه
که اینطور , کیوچو تو هم فهمیدی !؟
من ماهُ خوب میشناسم , هیچوقت پیش بینیِ اشتباه نمیکنم
15نوع ماه وجود داره
. من میتونم بر اساسِ شکل و رنگشون پیش بینی کنم
. 15تا !؟ من که فقط یه دونه ماه میبینم
پس پایتخت فقط یه دونه ماه داره ؟ . نا امید شدم
. توی پایتخت یا هر جای دیگه فقط یه ماه وجو داره
! اشتباه میکنی
. اینجا ماهِ کامل , تیز , و ماهِ نیمه داریم
. اینها مراحلِ یک ماهِ واحد هستن
! دارم میگم بیشتر از یه دونه ماه داریم
! 15تا ماه داریم
سائوسائو و کیوچو به امید دیدارِ دوباره با هم خداحافظی کردند
! آمان برگشته
! چه مردی واسه خودش شده
. به نظر میرسه که دیگه نباید به اسم آمان بشناسیمش
کاکوتن
. کاکوتن
سوکو سوجین
. سوکو
. سوجین
کاکوئن
. کاکوئن
. و آمانِ جوان که حالا سائوسائو صداش میکنند
این پنج نفر هیچ ارتباطِ خونی با هم ندارند
اونها همدیگرو به عنوانِ برادر میشناسند
در حالِ حاضر اونهادر جنگ با گروهی از راهزنانِ خشن به رهبریِ "ری رتسو" هستند
ری رتسو
این یارو اسمِ خودشو گذاشته "امپراتورِ نخست" و میگه میخواد برای این جامعه-ی پر هرج و مرج صلح به ارمغان بیاره امپراتور نخست : شخصی که اولین بار تمامِ چین رو متحد کرد و جانشینانِ اون به اسم امپراتور دوّم , سوّم ...شناخته میشدند
. امّا هر حرفی که میزنه جز دروغ چیزی نیست
, فقط به خاطرِ اینکه یک سری اصول پیچیده آموزش میده
. "آدمای زیردستش به عنوانِ چاپلوسی بهش میگن "فرمانده
آدمای درست و حسابی هیچوقت دنباله روی این نمیشن
با این حال , واقعیت اینکه هر روز تعدادشون بیشتر میشه
. از راه های خوبی برای فریب استفاده میکنه
. از پول و امثالِ این استفاده میکنه تا مردمِ احمقُ فریب بده
. کلی هم جایزه برای سرِ ما گذاشته
! دشمنِ ما زبانِ
! ریرتسو زبان
. تنها کاری که باید بکنیم اینکه دهنشو جلوی زیردستاش ببندیم
. اینطور شهرتِ ری رتسو نابود میشه و کارش تمومِ
چی شده !؟ به من اعتماد ندارید !؟
. بسپریدش به من
گوش کن , فرمانده ری رتسو
فرمانده , دلیلی وجود داره که هدفِ شما مقامِ امپراتورِ نخستِ !؟
! بچه
. هر چند که لازم نیست جوابی بدم , اما بهت پاسخ میدم
.چون اینجانب , امپراتورِ نخست , مردی نجیب زاده و فرزندِ آسمانم
. این اوّلین باری هست که میشنوم امپراتورِ نخست یک شخصِ
. ازت میخوام اثبات کنی
"او شش پادشاهی را که همچون خانواده ایی حکومت میکردند نابود کرد و تا شکستِ آخرین سرباز جنگید"
امپراتورِ نخست هرکسی را که با او مخالفت کند با ارتشِ قدرتمندش خُرد میکند
. تمامِ کشور رو متحد میکنه و به جنگ پایان میده
! این اثباتِ مردی نجیب زادست
! الحق فرمانده-ی خفنی داریم
! راس میگی
"سلاح ابزاری در دستِ انسان با تقوا نیست , سلاح ابزاری بدشگون شناخته میشود"
در دستِ نجیب زاده های واقعی سلاح چیزی بدشگون و غیرِ ضروریست
اگر فکر میکنی امپراتور نخست به خاطرِ لشکر مخصوص بزرگ و قدرتمند بوده
.پس فقط احمقی هستی که از کلمه-ی "نجیب زاده" تفسیرِ غلطی داره
"همه-ی مشکلات از جایی شروع میشود که به کسی اعتماد کنی و مطیع او شوی"
او به هیچکسی اعتماد نمیکنه و کشور را با خرد و داناییِ خود فرمانروایی میکنه
این باعث نمیشه که اون فرزندِ آسمان باشه !؟
میتونی این حقایق رو انکار کنی ؟
.کاکوتن , ری رتسو قبر خودشو با دستای خودش کند
"او به کشور فقط با خرد خود حکمرانی کرد و همین کشورِ او را به فساد و تباهی کشید"
استفاده-ی تنها از خرد و دانایی برای حکومت بر سرزمین تنها باعثِ صدمه به کشور میشه
. که ریشه از فاجعه بدبختیست
تو جوهر واقعیِ شخصیتِ امپراتورِ نخست رو نادیده گرفتی
"امپراتور اول کار خود را با تنظیم قوانین و اصول برای همه چیز آغاز کرد"
اون از نظامِ سیاسی هیچکسی استفاده نکرد و همچنانِ نظامِ اون پا برجاست
این یعنی عظمتِ واقعیه امپراتورِ نخست
. ری رتسو , تو در خیالی واهی هستی
به همین دلیل هم هست که از همون ابتدا اسمِ امپراتورِ نخست رو انتخاب کردی
آغازِ کار
. ری رتسو , فرمانده-ی ناقص
اقداماتِ تو تنها مثلِ میمونی هست که از امپراتورِ نخست تقلید میکنه
. تو در حدی نیستی که در باره-ی امپراتورِ اول سخن بگی
. آسمان وجود گروهی از چنین انسانهایی رو تحمل نمیکنه
! اون باد احضار کرد
! طرف جاودگرِ
! ا-احمق نباشید ! این تصادفیِ
! فرمانده
! خیلی خب
هر دو طرف به اندازه-ی کافی برای حل و فصلِ این جنگِ بی معنی قربانی دادند
سائو سائو , اون آدمای گروه مقابل هنوزم دارن دنبالمون میان
. اونا رو هم زیر دستِ خودت کن , کاکو تن
سائو سائو در این زمان 16 سال داشت
...این چهار مرد , کاکو تن , کاکوئن , سوکو , و سو جین
تبدیل به چهار پادشاهِ آسمانی برای سائو سائو شدند و میتوانند صلح را برای این سرزمینِ پر هرج و مرج تضمین کنند
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.