Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
سی نما تقدیم میکند 30nama.com
لعنتی. چیز مزخرف، بیخیال
.اووه، اون متهی زمین رو بساز، کوروو اون بازوهای آبی رو به کار بنداز
دست از لخت دیدنم با اون چشمات بردار، دِبی
من فقط میخوام اینجا در آرامش کار بکنم
من برای لذت جنسی اینجا نیستم
.هی، کپیها به اتوبوس نرسیدن میتونی ببریشون مدرسه؟
من کار دارم - ما به اتوبوس رسیدیم -
اونا از قصد خونهمون رو رد کردن - مطمئنم که اتفاقی بود -
راننده اتوبوس از ما متنفره ...چون سعی کردم یک نمونهیِ
کوچیکِ ریز از چشماش بردارم
میتونیم لطفا بریم؟ من توی تالار حضور و غیاب تصمیم میگیرم که
تا پایان روز روی کی کراش داشته باشم
نه، سرم شلوغه - بیخیال، کوروو. اینطوری نباش -
تو باید بهم کمک کنی تا متهی زمین رو بسازم
.من باید "پیوپا" رو به پارک سگ ببرم ما نمیخوایم به "لابرادودل"ها نرسیم (نام نوعی نژاد سگ)
...پارک سگ از استخراج کردن آلیاژ نیکل برای
تعمیر سفینهمون مهمتره؟
نمیدونم، کوروو
آلیاژ نیکل میتونه توپ رو توی هوا بگیره؟
تا وقتی که یکم آلیاژ نیکل گیر نیاریم، نمیفهمیم
میدونی، بعضیوقتا فکر میکنم من تنها شلورپیَنی هستم که
میخواد از این سیارهی آشغال فرار کنه
هی هی، تو انتخاب کردی که اینجا فرود بیایم
اسکنهای من نشون ندادن که اینجا یه جای کثیف و آلوده به انسانیه که
حتی ارزش احیا شدن هم نداره، تری
.ما یک ساله که اینجا گیر افتادیم این چطور برای تو مشکلی نداره؟
بجنبید، خیلیخب. بیاید پیش بابایی
نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه
بچهها، توی پارک سگ تیراندازی رخ داد
ولی هیچوقت نمیشه فهمید چون این سگا خیلی خیلی خوشحالن، درسته؟
آره، از اون پاهای کوچیک خوشتون میاد؟ میخواید لیسشون بزنید؟
سیاره شلورپ، آرمانشهری بینقص بود
تا وقتی که سیارک بهش برخورد کرد
به یکصد بالغ و کپیهایشان یک پیوپا داده شد
و به فضا فرار کردند
تا دنبال خونههای جدیدی در جهانهای غیرمسکونی باشند
ما به زمین برخورد کردیم، و ما توی یک سیارهی بیش از حد پرجمعیت گیر افتادیم
درسته منم که دارم این حرفارو میزنم
.من پیوپا رو بغلم گرفتم اسم من کوروو هست
.این... برنامهی منه من همین الان پیوپا رو انداختم. منو میبینید؟
این مسخرست
از زمین متنفرم خونهی وحشتناکیه
و یکی از همین روزا ...به خدا قسم میخورم که
منفجرش میکنم و از شر این چیز مسخره خلاص میشم
AmirH_Na زیرنویس از
اون پاهای جذاب کوچیک رو ببین
.واقعا دارن بزرگتر میشن !به حرکت کردنشون نگاه کن
بهشون نگاه نکن - من برای کل روز برنامهریزی کردم -
ما میریم بلیطهای لاتاری میخریم ما یک میلیون دلار برنده میشیم
ولی بعدش، ما همش رو به عنوان انعام به یه پیشخدمت میدیم
و کاملا زندگیش رو عوض میکنیم
برو برای خودت یه جفت کفش جدید بخر، دوستِ دختر
،برنامهی من اینه که توی تاریکی بشینم به پاهام اسپری مواد مغذی بزنم
تا وقتی که کاملا بزرگ بشن و کتاب راهنمای تعمیر رو بخونم
...کورووتران، بیخیال. میدونم توی زمین یکم
بیشتر از چیزی که انتظار داشتی، زندگیِ ذیشعور ساکنه
ولی بازم میتونه باحال باشه
فقط باید خودتو وفق بدی خودتو با دوستات وفق بده
.من هیچوقت از اینجا خوشم نمیاد دست از تلاش برای خوشحال کردنم بردار
من فقط... بذار پاهام در آرامش رشد کنن - هرچی تو بگی، کوروو -
تا حالا حس کردی که مردم فکر میکنن ما عجیبیم؟
نه، و به عنوان یک دانشمند و جایزهبگیر
من به شدت تیز هستم
شما مزخرفید
برگردید به اورانوس
راستش ما اصلا اهل اونجا نیستیم
...فکر نمیکنم ما مجبور باشیم با بیگانههایی
به مدرسه بریم که احتمالا ما رو با تفنگ اشعهایشون خواهند کشت
.نژادپرست نباش ما مردم رو نمیکشیم
شما بیگانههای کثیف لعنتی دارید توی راهرو دعوا میکنید؟
"همین حالا بیاید دفتر مدیر "کوک
این شخصیتِ فانباکت کیه؟
چرا برات مهمه؟ - من اطلاعی نداشتم که -
روی این سیاره دو گونهی ذیشعور زندگی میکنه
ایول، من فانباکت هستم
از این تکیهکلام خوشم میاد
.آره، اون تکیهکلام زیاد داره "ایول"
تازه اول ماجراست، دوست من
به نظر میاد فانباکت انسانها رو بدون آسیب زدن تحقیر میکنه
آره. اون یه بار آقای شرومر رو مجبور کرد
لوبیاهای جادویی بخوره و به بوته تبدیلش کرد
!به بوته تبدیلش کرد
اون حتما از اینکار متنفر شده
ازش متنفر شده بود؟ - آره، عصبانی شده بود -
فانباکت از هیج قانونی پیروی نمیکنه، درسته؟
به نظر میاد که آزمایشگاهی مخفی توی زیرزمین خونهی یه پسر کوچیک داره
آره، ازش برای حل کردن معماهای کوچیک استفاده میکنن
میدونی، معادلات ریاضی ساده یا کی خودکار جدید مدیر رو دزدیده
.این یارو خیلی جالبه ای کاش نزدیک فانباکت زندگی میکردیم
میتونستیم همیشه باهاش وقت بگذرونیم و پشت سر انسانها غیبت کنیم
.یا کارای علمی کنیم میدونی، فانباکت یه جورایی یه کوروو هست
اینطور فکر نمیکنی، تری؟
شرط میبندم اونم به اندازهی من از زمین و تقویم ماهانهی احمقانهشون متنفره
شنبه، برای تخفیفِ بزرگ عظیم
به مرکز خریدِ "گرچندارف" بیاید
اگه در تمام فروشگاهها چیزی بخرید، فرصتی برای !برنده شدن استخوان انگشت پطرس دریافت میکنید
با حضور ویژهی فانباکت و رانگویِ دلقک
رانگو باحاله. اون موهای نارنجی داره و خونهاش هم قایقه
فکر کنم توی میشیگان زندگی میکنه - صبر کن -
فانباکت قراره بیاد به مرکز خریدمون؟
میتونیم باهاش دیدار کنیم
اوه رفیق، میتونید نظرش رو دربارهی کارات بپرسی
اون میتونه بهمون توی ماموریتمون کمک کنه
از اون کلمهی "ک"دار خوشت میاد، درسته؟
ما باید همهی این قسمتها رو تماشا کنیم، تری
من باید همهچیز رو در مورد فانباکت بفهمم
اون کیر داره؟ اون تکثیر میکنه؟
نمیدونم، مرد. اون هنوز اینارو نگفته
آره، فکر کنم احتمالا کیر داشته باشه
احتمالا بزرگ هم هست - خوبه. خوبه، تری -
ما باید همهی این چیزا رو قبل از اینکه توی مرکز خرید ببینیمش بفهمیم
چرا اون کار رو انجام دادید؟
چه کاری؟ - یه نفر مخفیانه وارد آزمایشگاه کامپیوتر شده -
و آیمکها رو با هوش مصنوعی برنامهریزیِ مجدد کرده
.من قبلا پلیس بودم اسم من ریچارد مایکلز است
این چیزه داشته هرکسی که ازش استفاده میکرده رو دستگیر میکرده
،شما فقط به خاطر اینکه بیگانهایم سرزنشمون میکنید
همه به اون کامپیوترها دسترسی دارن
ایست، کثافت - ما این رو وقتی لای در گیر کرده بود پیدا کردیم -
من جفت دستام رو دارم
چرا اون یکی به نظر جدید میاد؟
چون توی دستکش نگهش میدارم
از حالا به بعد، من چیزی جز رفتار بیعیب از شما دو تا نمیخوام
دیگه از تغییر شکل دادن باشگاه یا دنبالهرو کردن افراد
یا هر کارِ شبیه به سریال "حدود بیرونی" خبری نیست
شما مثل بچههای معمولی رفتار میکنید وگرنه اخراج میشید
!حالا گورتونو از اینجا گم کنید
تو باید همین الان اخراجشون میکردی
تو باید با قدرت رفتار کنی، کوک
ما به زودی اخراجشون میکنیم، خانم فرنکی
و بعدش میبینی که چقدر قدرتمندم
بیا اینجا
ای کاش مثل بچههای معمولی باهامون رفتار میکردن
آره، بچههای معمولی با اشعهی کوچککننده
.من عین سگ کتکتون میزنم !بذارید بیام بیرون
نمیتونم باور کنم که واقعا قراره با فانباکت دیدار کنیم
لباسم خوبه، تری؟
اوه مرد، من ازش میپرسم که میتونه زیر آب نفس بکشه یا نه
.شرط میبندم میتونه صادقانه بکم که من فقط... شاید نباید بپرسم
نه، من فقط برای مطمئن شدن ازش میپرسم
تری، باور دارم که اون بیش از حد خوشحال میشه
که بفهمه غیرانسانهای دیگهای هم روی این سیاره هستند
اون دیگه احساس تنهایی و ناامیدی نمیکنه
من برای بازی با نینتندو به خونهمون دعوتش میکنم فکر میکنی اون اهل نینتندوئه؟
اگه اهل سگا باشه چی؟ - فکر میکنی اونم ماموریتی داره؟ -
شرط میبندم داره
فکر میکنی خزِش زبر و سخت و نرم و ابریشمیه؟
عجیبه - چی؟ چی؟ -
فانباکت بزرگتر از چیزی که توی تلویزیون به نظر میرسه هست
آره، همینطوره. صبر کن، جنس پوستش پارچهایه؟
چه خبر شده؟
.اینجا صف وجود داره !باید برید داخل صف، قربان
.این فقط یه بچست با فانباکت چیکار کردی؟
من خواستار دیدار با فانباکت هستم - فانباکت واقعی نیست، احمقا -
نه، واقعیه. ما توی تلویزیون میبینیمش
اون برنامه کودکه - برنانه کودک؟ -
!از اینجا برید بیرون، برید
فانباکت واقعی نیست؟
فانباکت باید واقعی باشه. باید واقعی باشه
تلویزیون بهمون دروغ گفت. دروغ گفت - غیرممکنه -
تمام تاریخ بشریت توی تلویزیون ضبط شده
.من حتی دیگه نمیدونم چی واقعیه زیردریایی واقعیه؟
پنگوئن واقعیه؟ - نمیدونم، احتمالا واقعی نیستن -
صبر کن، انژکتور کوانتومی - سریال "دوستان" واقعیه؟ -
سریال "فریژر" واقعیه؟
اگه فریژر واقعی نباشه !من خودمو میکشم
اصلا الان چطور میتونی به کار فکر کنی؟ - انژکتور کوانتومی -
در درجه اول ازش برای تعمیر کردن تولیدکنندگانِ الی
در صف انتقالی ماده استفاده میشه ...ولی با چند تا اصلاح
میتونیم فانباکت رو واقعی کنیم - ما به فانباکت نیاز داریم -
.اون میتونه توی ماموریتمون بهمون کمک کنه، تری اون مرد اهل علمیه
تو آزمایشگاهی که با اون بچه توی زیرزمین خونهی بچه داشت رو دیدی
تو دیدی که توی یک قسمت داشت چه غلطایی میکرد
ما تا جای ممکن واقعی نیازش داریم
تکتکِ چیزای کوچیک ریز اهمیت داره
ایول، من فانباکت هستم
فانباکت، من کوروو هستم و اینم تریه
و ما بهترین دوستای جدیدت هستیم
شماها که نمیخواید منو بکنید، درسته؟
نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه
!ایول
تو چه معتاد به خریدی هستی، فانباکت
خرید درمانی، عزیزم
.هی، این تکیهکلام تو نیست بگو ایول
ایول - اینم از این -
هی هی هی هی، ببین کی واقعیه
فقط بذارید رد بشم، باشه؟ بس کنید
فکر کنم شاید عذرخواهیای به دوست خیلی واقعیمون بدهکار باشی
متاسفم که فکر میکردم واقعی نیستی - آره، عیبی... نداره -
بیاید به قسمت آرایش توی فروشگاه "بلومی" بریم
میتونیم کاملا برای کلوبی که امشب میریم آمادهات کنیم
من همینجوری که هستم از خودم خوشم میاد
فانباکت، در این مورد بحثی در کار نخواهد بود
میخوایم که لباس زیبا بپوشی و جذابتر بشی
تا مردم بگن "اوه، لعنتی
این آدمای باحالی که با فانباکت توی کلوب هستن کی هستن؟
ببین، من رو همین الان بزرگ کن
من خیلی بد کتکت میزنم ولی قول میدم نمیکشمت
فقط توی مارپیچ حرکت کن داری اندارهگیریم رو به هم میریزی
...این احمقانست. مطمئنی که ما
توی مشکل خیلی عجیبی به این خاطر نمیافتیم؟
انسانها همیشه روی گونههای پستتر آزمایش میکنن
بیا فقط توی صحرایی ولش کنیم تا بتونه با حیوانات زندگی کنه
و این اطلاعات رو از دست بدیم؟ اصلا میخوای روی انسانها مطالعه کنی؟
نه! میخوام با دوستام ناهار بخورم و با پسرا فیلم ببینم
!انجام شد - یادم رفت وقت بگیرم -
دوباره انجامش بده - مرد، اینکار خیلی بیعاطفست -
من حتی دیگه نمیدونم که تو کی هستی
.تو قبلا خیلی علمی بودی حالا فقط عوضی شدی
آزمایش ادامهدار میتونه معلوم کنه که چرا همه باهامون بدرفتاری میکنن
من فقط میخوام توی مرکز خرید وقت بگذرونم
لعنتی، داره میره لو بده
لعنتی. اینجا رو ببین
اینجا "تریم سیتی" هست
اونا ودکایِ چنینگ تیتوم دارن
رفیق رفیق رفیق، ما باید فانباکت رو
به سفر ببریم و به نیویورکسیتی بریم
و توی راه به آلبومهای گافیگان و پادکست گوش کنیم
!اون بابای آمریکاست
این تجربهی خیلی لذتبخشی میشه
شاید بتونیم توی راه کنار جاذبههای باحال وایسیم
!آره هی، کورف
زمین داره برات جالبتر میشه؟
باید اعتراف کنم که به خاطر بودن فانباکت
تعمیر کردن سفینه، یکم کمتر فوری شده
اوه خدای من، تو منو به گریه کردن میاندازی
فانباکت، نوشیدنیت رو خریدیم
ما باید از مردم بگذریم
چه خبر، رفقا؟ سلام، من تری هستم، اینم کوروو هست
ما بیگانهایم - ...جا باز کنید -
تا بتونیم بهتون بپیوندیم - این احمقا رو میشناسی، رفیق؟ -
نه - فقط داره شوخی میکنه -
برات نوشیدنی گرفتیم، فانباکت - بفهم، داداش -
حالا دیگه فانباکت با ماست - من... صبر کن، صبر کن، متوجه نمیشم -
با؟ منظورت چیه؟
منظورش اینه که برو در خودت بذار، داداش
من با انژکتور کوانتومی فانباکت رو ساختم
باشه؟ اون به ما تعلق داره
.من به کسی تعلق ندارم من واقعیام
ولی موجسواری و تایلند
حالا دیگه ترویس و اوری دوستای من هستن
اونا با من مثل دستیار تلویزیونیِ احمق رفتار نمیکنن
به علاوه، ما لباس جادوگری احمقانه نمیپوشیم
این لباس تشریفاتیه
دیگه کافیه. گورشونو از اینجا گم کنید
فعلا، کسخلا
این چه کوفتی بود، کوروو؟ چه کوفتی بود؟
اون آدما کدوم خرایی بودن؟ - منو ببین -
.من دارم گوبلر میکنم دارم گوبلر میسازم
بدنهامون فقط در حین اندوهِ مفرط گوبلر میسازن
...اوه خدای من، من از زمانی که
توی دانشگاه مجبورمون کردن با هم دوش بگیریم گوبلر نکردم
طبق "واژهنامهی اِربِن" ما "مچاله" شدیم
یعنی باهامون آزادانه رفتار شده - اوه، مرد -
چرا همچین احساسی دارم؟ درد داره
بدنهامون برای چنین اضافهبارِ احساسیای طراحی نشدن
احتمالی وجود داره که خیلی داغ بشیم و بمیریم
.نه، من نباید بمیرم من فهرستِ کارهای قبل از مرگ دارم
من تا حالا به دلفین دست نزدم یا در برنامهی "قیمت همینه" شرکت نکردم
من قراره توی قطاری در هند عاشق بشم
و شاید زنه یکم از من پیرتر باشه
ما باید بفهمیم اون آدما چی دارن که ما نداریم
اون فقط دارن وقت میگذرونن - این نمیتونه درست باشه -
ما هم همینکارو میکنیم
!لعنتی
این چه کوفتیه دیگه؟ دارید منو تعقیب میکنید؟
اوه خدای من. ببین چی پوشیدن
لعنتی. اونا تلاش کردن لباسای ما رو کپی کنن
چقدر رقتانگیز
ما همیشه یه همچین چیزایی میپوشیم - داداش، بفهم -
دیگه فانباکت با شما کاری نداره - دست از گریه کردن برمیدارید، بچهها؟ -
!خودت بچهای، احمق
!لعنت بهت، فانباکت
پیوپای بد. بندازش، بندازش
جدی میگم، اون داخل بوی خیلی بدی وجود داره
فکر کنم اون یه سیب فاسد یا یه همچین چیزی خورده باشه
چرا نمیشه اوضاع همونطوری که بودن باشه؟
تلویزیون واقعی بود و فانباکت ازمون خوشش میاومد و عوضی نبود
.فانباکت خیلی واقعی بود فانباکتِ ۲ قراره بهتر باشه
آره آره آره آره آره آره آره آره
.کاری کن عاشقمون بشه، کوروو بهش همهی تجهیزات جانبی رو بده
جوری درستش کن که هیچوقت از پیش ما نره
کی میخواد بریم اردو بزنیم؟
نه، ما به کلوب میریم - چیزت رو بذار درونم -
روی تکیهکلاماش باید کار بشه
مشکلی ندارن
برای سوپ آمادهاید؟ شب بخیر، همگی
ها ها ها، فانباکت ۲، قطعا رقاص فوقالعادهای هستی
من اومدم اینجا تا دو کار بکنم
برای سوپ آمادهاید؟ - سلام -
هیچکس به فانباکتِ تقلبیِ عجیبتون اهمیت نمیده
.تو فقط داری حسودی میکنی فانباکتِ تغییر داده شدهمون به شدت برتر از توئه
.این چیز عجیبیه شما واقعا دارید خودتون رو خجالتزده میکنید
چه اتفاقی داره میافته؟ ای خدا
نیروهای غیب دارن ما رو به طرف همدیگه میکشن - بس کن -
از فانباکتمون دور شو
انژکتور کوانتومی - !کمک! کمک -
شاید... فکر میکنم سرچشمهی گوشتشون داره مبادرت میکنه تا وفق پیدا کنن
برای سوپ آمادهاید؟
!نه نه نه
هی، شما نوشیدنی برای بیرون بردن هم میدید؟
عالیه، میتونم فقط چند تا نوشیدنی برای توی سفرم بگیرم؟ ممنون
تو که فکر نمیکنی مردم به این خاطر از دستمون عصبانی بشن، درسته؟
.تری، آروم باش اون ممکنه جهشیافتهی هرکسی باشه
!تری !کوروو
باید یه کاری بکنیم
چرا به این همه عروسک نیاز داری؟ - چرا به این همه تفنگ اشعهای نیاز داری؟ -
چون ما بیگانهایم - این دیگه خیلی زیادهگوییه -
آخرین بار لیدیا جانسون در دوشنبه دیده شده بود
پدر و مادرش درخواست هرگونه اطلاعاتی
که باعثِ بازگشت امنش بشه میکنند
!این اتفاقم حتما میافته
.لیدیا، رندی هستم دست از دادن بردار و برگرد خونه
لعنتی، بهم داره سخت میگذره فکر نمیکردم تا این حد دلم برات تنگ بشه
عجب، من واقعا برای ناپدریم مهم هستم
ما هم جایزهای میگیریم؟ به کیا داده میشه؟
...خبر فوری، بهم گفته شده که فانباکت واقعیه
لعنتی دختر، داری گوبلر میکنی - اوه، نه -
آره، چون پلیس دنبال ماست
آره، رابطهی انسانها و بچههاشون چطوریه؟
فکر میکردم از ساختنشون خوششون بیاد - ما چیکار باید بکنیم؟ -
این مثل همون داستان "فاحشهای رو توی وگاس کشتم" هست
نگه داشتن من فقط بدترش میکنه
بذارید برم و بهشون میگم که شما رو به زندان خوبی بفرستن
میتونیم حلش کنیم - من اسید رو میارم -
این کار اشتباهیه - حق با اونه -
باید مثل سی کچاپ به اطرافش ضربه بزنی - شما نمیتونید به همین راحتی منو بکشید -
نگران نباش، ما تیکههات رو میکاریم و تبدیل به دختر جدید و زیبایی میشی
اینطوری کار نمیکنه! نمیشه فقط مغزم رو پاک کنید؟
مغز چیه؟
صبر کن، ما نمیتونیم اینجا پارک کنیم فردا قراره خیابون رو تمیز کنن
شما بچهها اشعهی کوچککننده رو ندیدید؟
معمولا با بستنیسازی که هیچوقت ازش استفاده نمیکنیم توی کابینته
هی، من ازش برای یخ زدن ماست و خوردنش استفاده میکنم
این خیلی شرمآوره - چرا دارید همکلاسیتون رو کالبدشکافی میکنید؟ -
با وجود بررسی شدنش توسط دانشمندان بیشماری
در بیشتر از صدها سال مغز انسان هنوزم یک راز باقیمونده
به علاوه، اون توی مدرسه باهامون بدرفتاری میکرد
.همه باهاشون بدرفتاری میکنن من ابداعش نکردم
مدرسه مزخرفه، باشه؟ ما ازش خوشمون نمیاد
.اهمیتی نداره که ازش خوشتون میاد یا نه ما در ماموریتی هستیم
وقتی اوضاع بر وفق مرادتون پیش نمیره نباید به راحتی تسلیم احساس بشید
و هرکاری که میخواید بکنید مثل ساختن یه فانباکت جدید
چی؟ - نباید مردم رو کوچیک کنید -
.ما که نمیخواستیم بکشیمش ما فقط داشتیم یکم برنامهریزیِ مجدد میکردیمش
ما توی دردسر افتادیم؟
.ما بعدا در مورد مجازاتتون صحبت میکنیم بدوزیدش و بذارید بره
مجازاتتون قراره گذروندن باقی زندگیتون توی زندان باشه
و بذارید بهتون بگم که ...بیگانهای عجیب بودن توی زندان
چیز فوقالعادهای نیست
دوباره بگید که قراره کی رو کتک بزنم؟
فقط مدام اینکارو بکنید تا وقتی که حرفی نزنه - یه نفر قراره به زندان بره -
یه نفر... من آفتابگردانم
عجب، واقعا داره لالترش میکنه
باورم نمیشه که انسانها همچین چیزایی رو میخورن
،اگه نوشابهی "مانیتن دیو" داشتیم .خیلی سریعتر پیش میرفت
میشه ماشینو تکون ندی؟ - دارم برای انجام همینکار تلاش میکنم، تری -
فکر کنم باید به زجر کشیدنش پایان بدیم
نه، من اینکارو میکنم
میدونی، تری، من امروز درس مهمی رو یاد گرفتم
نباید خواستهها و تمایلات خودمون ...رو روی بقیهی موجودات تحمیل کرد
لعنتی، بگیرش بگیرش بگیرش - اوه لعنتی اوه لعنتی اوه لعنتی -
این تقصیر تو نیست، کامبو فانباکت
نباید احساسات ما رو هدایت میکردن
.همهچی درست میشه ...ما قراره برای آخرین بار یک ماجراجوییِ عالی
قبل از اینکه بری توی مرکز خرید - زندگی کنی داشته باشیم مرکز خرید؟ -
چی؟ فکر میکردم قراره بکشیمش
فکر میکردم قراره از بالا پرتش کنیم
لعنتی، تری. مرکز خرید رو میبینی؟
این همه راه اون پایین؟
این انسانیترین راهی بود که به فکرم رسید
تا به اوقاتمون در کنار همدیگه پایان بدیم، دوست کوچک من
...حدودا تموم میشه بینِ
سی و پنج و ۵۸ ثانیه، که به باد بستگی داره
وایسا - ما رو تنها بذارید، ترویس و اوری -
به اندازه کافی کار انجام دادید - نکشیدش -
ما دوستش داریم - ولی این هیولاست -
داداش، ما اهمیتی نمیدیم که قیافش چطوریه ...یا خشنه یا نه
یا با یه فانباکت دیگه در سطح مولکولی
ترکیب شده یا نه، داداش
اون هنوز فانباکته
.فقط انجامش بده ما میگیریمت، داداشی
کوروو تری
مشکلی نیست، رفیق. مشکلی نیست
تو هم حس میکنی که توی تمامِ این ماجرا ما آدم بدا هستیم؟
.ما بیگانهایم روشهامون اسرارآمیزن
ما نباید بوسیلهی استانداردهای انسانی قضاوت بشیم
حالا بیا قبل از اینکه به این خاطر دستگیر بشیم از اینجا بریم
اونجا بیمارستان بچههاست؟
مرد، واقعا فکر نمیکنی که اینجور جاها همینطوری منفجر بشن
مگه دارن مخزنهای بزرگی از مایع اشتعالپذیر ذخیره میکنن؟
توی بیمارستان کودکان؟ تعجبی نداره که همهی این بچهها دارن مریض میشن
راستی وقتی رسیدیم خونه تو اون بستنیساز رو میاندازی دور
تو برای ماست ازش استفاده نمیکنی - اوه خدای من -
تو یک ساعته اینو نگفتی؟ منم ازش استفاده میکنم
این برعکس حقیقته
هی - اوه خدای من، چیه؟ -
بهت که گفتم، من به کامپیوترها دست نزدم
حواسم بهتون هست، بیگانههای عجیب کوچیک لعنتی
...فکر میکنید چون امروز کار بدی نکردید
قراره قسر در برید؟ آبروتون رو میبرم
حواسم بهتون هست
.ما کاری نکردیم ...چرا همیشه از دستمون عصبانی هستی؟ من
من قبلا کوچیک بودم ولی حالا، بزرگم
من دارم توی شلوارم میشاشم
چقدر بامزه
تو بهترینی، لیدیا
هردفعه که فکر میکنم اصطلاحات عامیانهای که شما بچهها استفاده میکنید رو بلدم، عوضش میکنید
عجب، انسانها احمقن
فکر کنم هیچوقت قرار نیست به خاطر چیزی گیر بیفتیم
یعنی چی؟ گیر بیفتید؟ به خاطر چی؟
...منظورم اینه که
شما بچهها این دختر رو کوچیک کردید و بعدش جراحیش کردید
تا مدارک کاراتون رو نابود کنید؟
شما نوشابه رژیمی روی مغز باز شدهاش ریختین؟
.این وحشتناکه یه کاری باید با شما دو تا بکنن
...نمیشه به همین راحتی بدون یه جور مجازات
به زندگیتون برگردید
اوضاع نباید جوری ادامه پیدا کنه که انگار اتفاقی نیفتاده
میدونی چیه، تری؟ فکر میکنم اون رفقا فانباکت رو
خیلی عمیقتر و نفسانیتر از ما دوست داشتن
میدونی، باید یه شب برای بازی ویدیویی دعوتشون کنیم
اووه، همونطور که دوست دارم سوخاریتره - صبر کنید، کیافسی؟ -
ما توی مشکلی نیفتادیم؟ - ما شاید توی این جهانی که -
در آستانهی انقراض بزرگی که دلیلش گونهای که
طبیعت رو نابود میکنه هست گیر افتاده باشیم ...ولی درحالیکه اینجا هستیم
و در این هوای سمی منزجرکنندهای نفس میکشیم حداقل همدیگه رو داریم
من نمیتونستم شما رو با یک میلیون فانباکت عوض کنم
فانباکت چیه؟ - از حالا به بعد، ما بهترین دوستان همدیگه میشیم -
و میتونیم از اول تمام فیلمای هری پاتر رو ببینیم
.منظورم این نبود ببینید. از حالا به بعد، ما روی ماموریت تمرکز میکنیم
ولی همچنین خانواده و از اینجور چرت و پرتا هم خواهیم بود و از اینجور کارا میکنیم
و میتونیم لباسهای یکسان بپوشیم ...و توی برنامههای مد رقابت کنیم
نه نه، دارم گوشام رو میگیرم - فقط دو دوستی که توی خیابون - دستای همدیگه رو گرفتن
همه میگن شما معشوقهاید؟ نه، ما دوستیم
راستی اصلا ماموریت چیه؟
همیشه بحثش میشه و کوروو همیشه عصبانیه
ولی هیچکس شفافانه در موردش صحبت نمیکنه
وقتی پیوپا بالغ بشه به شکل حقیقیش تکامل پیدا میکنه
شکلی که سیاره رو نابود میکنه و ...دوباره با تصویر سیارهی خانه
و اطلاعات ذخیره شده توی دیانایش میسازتش و از اینجور چیزا
...عجب، انگار کار خیلی مهمیه که پیوپا رو
چندش - کارِت حالبههمزنه، پیوپا -
گوبلرها رو نخور. پیوپای بد
عجب، نمیتونم باور کنم که امروز توی دردسر نیفتادیم
کوروو عصبانی بود - ما هیچوقت نباید یه بچه رو میدزدیدیم -
صادقانه بگم که نمیدونم داشتم به چی فکر میکردم
.از حالا به بعد، ما فقط افراد بالغ رو کوچک میکنیم برای هیچکس گم شدن چند تا عوضی مهم نیست
.شب بخیر، آقای جنیتور من با کلینکس برات یه لباس درست کردم
اگه اندازهات نبود فقط یکمش رو پاره کن
AmirH_Na زیرنویس از
بزرگترین مرجع دانلود فیلم و سریال 30nama.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.