Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
...آنچه در ملکه جنوب گذشت
کاستل اینجا چیکار میکنه ؟
خب میدونی، توی این کار
هر گوشه یه دشمنی هست
این به این معنا نیست که باید جایی که
وجود ندارن بسازیمشون
من روی تو شرط میبندم ترسا
و منم قدردان اینکارت
وقتی محمولهی بعدی آماده شد خبرت میکنم
من طرفدار کاریم که با لافایت کردی
من کاریو کردم که مجبور بودم بکنم
شخصا فکر میکنم چرت و پرت بود
که ترسا انقدر صفت و سخت گرفت واست
یعنی میگم، بعد از تمام اتفاقاتی ...که با خاویر افتاد
من هر روز دلم واسه عمو زادهام تنگ میشه
باید میرفتم به رزرو تازا
مرز جنوبی نقطه ورودِ
تمام توزیع به درود فینیکسِ
محصول بولویایی من از مال اونا بهتره
من دارم روی تو طاس میندازم، ترسا
ازش پشیمون نمیشی
.ترسائم .لطفا قطع نکن
لوشن مرده
من دارم هر کاری از دستم بر میاد میکنم تا از اونجا بیارمت بیرون
تو میتونی آشپزتو و معذرت خواهی شر و ورتو نگه داری
ترجیه میدم افرادم گشنگی بکشن
تا اینکه با تو توی بیزینس باشن
پس شماها دارین میگین که ملک کنار دریا متعلق به ماست
ولی مسیری که به اونجا میرسه نه ؟
معلوم شد که شیکر و بلدسو هر سری به نصف قیمتی
که خریده بودن دوباره خریدنش
بذار مثل گانگسترا باهاشون برخورد کنیم
شما در غیاب همکارتون وکالت دارین
منظورتون چیه که ..."در غیاب همکـ"
قرارداد بسته شد
ملک کنار دریا و جاده واسه شماست
خوبه
خرده فروشا توی هائیتی کوچولو
دارن محصولتو با فنتانیل نصف میکنن
واقعا آرزو میکنم که ایکاش نمیومدی اینجا، ساندنس
...جرئتشم نکـ
احمق ریدم توش
مترجم Erfan Tabarsi | عرفان طبرسی
آیدی تلگرام جهت ارتباط @Erfan_CFSF
:چنل تلگرام @ErfanTabarsiOfficial
تاثیر برانگیزه
رستوران من قراره درست اونجا توی آخرین طبقه باشه
کانتینای پوتمکین
فکر نمیکردم موفق بشه
خب، ترسا جواب نه رو قبول نمیکنه
به خصوص از ما
شما پسرا خوب تر و تمیز کردین
ممنون
من هنوزم مطمئن نیستم که باید این مهمونی رو
توی یه خانه امن بگیریم
ما بالاخره داریم ...با ملک کنار دریا یه کار جدید میکنیم
...میدونین، فاز قانونی بیزینسمون
و باید با مقامات رسمی دولتی گرم بگیریم
قراره به اون یکی شریکش نشون بده
که ارتباطات داره
دقیقا
ولی من اسلحه هامو کنار نمیذارم
منم ازت نمیخوام اینکارو بکنی، عشقولی
فقط مطمئن شو که مخفی باشن، باشه ؟
حله
اون کیه ؟
بازاریاب
امیدوار بودم مارسل باشه
دوماس ؟
آره، تمام اتهامات برداشته شدن
و باید امشب آزاد میشد
پس منم یه دعوتنامه به مهمونی واسش فرستادم
فکر میکنی اولین کاری که دوماس بعد از آزاد شدن
از زندان میکنه اینه که میاد به یه مهمونی
پر از افراد دولتی ؟
تا برای ترسا جشن بگیره ؟
آخرین بار دقیقا همچین اوضاع بینشون خوب نبود
آره، نکته خوبیه
خب من... من انتخابم اینه که مثبت اندیش باشم
تو روبراهی، مرد ؟
اون تو چطور بود ؟
!اوه خدای من
ترسیتا
بریم
وای
خدافظ، جرج
...ترسا مندوزا
بعدش میام سراغ تو، هرزه
بعدش میام سراغ تو
جروم تیبودو، مدیر اجرایی
کلوپ بویز اند گرلز
...رونالد فیلیپس
کمیسیونر ناینت وارده
کلیر مکگایر که اون پشت هست، اون آمبودزمانـه (دادآوَر)
کاستل چی ؟
هنوز هیچی
اوه میخواستم بهت بگم دوماس اومد بیرون
کی ؟ - دو ساعت پیش -
ولی خبری ازش نشنیدیم
نمیشنویم
عصر بخیر همگی
اغلب شما منو میشناسین
بعضیاتون ازم خوشتون میاد
به عنوان رئیس شورای شهر میخواستم یه لحظه وقت بگیرم
...تا پیشنهاد نوشیدن به سلامتیِ
میزبان دوست داشتنیمون، ترسا مندوزا رو بدم
و ازش برای کمک مالی به شدت تاثیر گذارش
به کلوپ بویز اند گرلزِ نیو اورلینز تشکر کنم
سخاوت خانم مندوزا داره به
نیازمندترین افراد جامعهمون کمک میکنه
و با توسعهی این املاک و مستغلات
همین طور داره اطمینان میده ...که شهر دوست داشتنیمون
بهترین دورانش پیش رومونه
به سلامتی
حتما میپذیریم - سلامتی -
نیو اورلینز از من خیلی استقبال کرد
و منم بسیار سپاسگزارم
خواهش میکنم فکر کنین خونه خودتونه
سلامتی
ایشون سباستین مونیوز هستن
سلام - خوشبختم -
انتظار کاستل رو داشتم
از اینکه نمیتونه شخصا اینجا باشه پیشمانه
من میتونم هر پیغامی رو که دارین بازپخش کنم
در جریان بذارینش که من یه قرار جدید توی اروپا گذاشتم
و نیاز دارم کاری رو که داریم میکنیم دو برابر کنم
اگه علاقه مند هست نیاز دارم با خودش صحبت کنم
این امکان پذیر نیست
من پیغامتون رو بهش انتقال میدم و برمیگردم پیشتون
چیز دیگهای نبود ؟
نه همین
در تماس خواهم بود
خوشم نمیاد که کاستل پیداش نشد
به نظرت راجع به چی بود ؟
نمیدونم
ترسا
اوزوالدو روئیز
...رئیس
به کل موفقیتتون تبریک میگم
متشکرم
خونهی شما، فوق العادست
ممنون که اومدین
...آم
من سخنرانی افتخاری سیاستمدار رو شنیدم
اینورا دوستتون دارن
از نیو اورلینز لذت میبرین ؟
خیلی دوستش دارم
سوئیت هتل قشنگ ترین جاییه که تا حالا توش موندم
...و زنان در نیو اورلینز
...آه
خیلی دوستانه هستن
قدردان اینم که چطور حواستون به سینالوآ بوده
و میخواستم شخصا ازتون تشکر کنم
واقعا باعث افتخار بوده، رئیس
...بوآز خیلی خوب
تثبیتم کرد
خوبه
چند وقته که میشناسینش ؟
...اوووه، آه
از وقتی بچه بودیم
قبلا برای یه قطعه ماشین دزدی توی کولیاچان با ماشین مسابقه میدادیم
آره، حتی یه تابستونم با خواهر کوچیکم قرار گذاشت
تا اینکه خواهرم هوشش رفت بالا و ولش کرد رفت با یه دکتر ازدواج کرد
رئیس، نمیدونم متوجه شدین یا نه
...ولی بوآز یه
خوی بزرگ داره
دست کم گرفتی، کابرون
توی میامی مشغوله
خوبه که بدونیم یه نفرو توی مکزیک داریم
که میتونیم بهش اعتماد کنیم
البته
شما همیشه میتونین به من اعتماد کنین، رئیس
من آدم شمام
متشکر
باعث لذتم بودم که بالاخره باهاتون ملاقات کنم
لطفا از مهمونی و باقی مونده زمانتون
در نیو اورلینز لذت ببرین
اگه چیزی لازم داشتین خبرمون کنین
بله
عذر میخوام - اوهوم -
متشکر
خب، از وقتی شروع به نظارت داشتن
توی مکزیک کردم، به مشکلی برنخوردیم
...و اونم میدونه که بوآز دیوونهست، پس
شاید بپره روی احتمال اینکه
به طور دائمی جاشو بگیره
نظرت چیه، ترسیتا ؟
بیاین نزدیک نگهش داریم
حله
خبری از دوماس نشد
حق با توئه پیداش نمیشه
به خونه خوش اومدی
ممنون
بازم ممنون که وقتی نبودم
چرخ کارو میچرخوندی
قدردان اینکارتم
بذار امیدوار باشیم که دیگه دوباره مجبور نشم اینکارو بکنم
درسته ؟
هر دومون همین آرزو رو داریم
میخوای حاضر شی بری ؟
مهمونی مندوزا امشبه
گفتم یه خودی نشون بدیم
من رد میکنم
هی، از این بابت مطمئنی ؟
داره انعطاف نشون میده
هوشمندانهست که سمت خوبش بمونیم
اون سمت خوبی نداره
بیخیال، مرد
میدونی که این حقیقت نداره
از وقتی اومده توی شهر
روی ستون پول بزرگتری نشستیم، مرد
به چه قیمتی ؟
توی شیوه زندگی ما هیچی پاک و تمیز نیست، اینو میدونی
...آدم به خودی پشت نمیکنه
سدریک
کارمون با ترسا مندوزا تمومه
سلامتی - سلامتی -
اوضاع در چه حاله ؟
دادآورِ شهر گیرم انداخته بود
دادآور چی هست ؟
روحمم خبر نداره
منم همین طور
تو چطوری ؟
یکمی مضطربم
چشمای همه این افراد جدید روی ماست
ولی به نظر میاد که بالاخره قانونی شدی
واقعا عجب سفری بود
بله
باید برگردم
!هی رفیق مهمونی چطوره ؟
پینیاتا رو وا کردی ؟
یه ذره واس خودت شکلات پیدا کردی ؟ - بله دوست من -
کل شهر متعلق به اونه
واقعا خیلی رفتارش با من خوب بوده
داره خرت میکنه، مرد
دنبال اینکه که تو رو جایگزین من کنه
فکر میکنی چرا به مهمونی دعوت نشده بودم ؟
نه، کارنال
بیخیال، یکم داری زیادی پارانوئیدی میشی
میگه که توی میامی مشغولی
بفرمایید
میگه حسابی اونجا کارت درسته
داره بازیت میکنه
ولی منو نه
من باید یه قدم جلو بمونم
اون ورق هاشو نشون داد
وقتی اون جاسوس بیگانه رو فرستاد به میامی
حالا میبینیم که دست کی برنده میشه
صبح بخیر - صبح بخیر -
انقدر زود داری چیکار میکنی ؟
نتونستی بخوابی ؟ - آره -
چرا هر دوی شما بیدارین ؟
امروز صبح یه قرار اولتراساوند داریم
درسته
ولی مهمونی یه موفقیت بزرگ بود
بیدار شدم دیدم یه مشت پیغام و تبریک جدید اومده
و یه لیست حسابی بزرگم
از افرادی داریم که مدعی ویترین شدن
ممنون که برنامه همهشو ریختی
کافئین داره
خیلی خوشحال به نظر نمیای
مشکلمون رو با بوآز حل نکردیم
و نگران کاستلم
رئیس، سباستین مونیوز اینجاست که ببینتتون
حرفش شد
بفرستش تو
...خانم مندوزا
کاستل ازم خواست که بهتون بگم اون الانشم داره
بیزینس بزرگی رو توی توی اروپا میچرخونه
و علاقهای به رقابت کردن با خودش نداره
اروپا بازار خریدارانه و تقاضا وسیعه
ما میتونیم هر دو پول در بیاریم
.آره، متاسفم .ما بزرگترین مشتری کاتسل هستیم
متاسفانه مشکل همینه
این دیگه یعنی چی، کابرون ؟
...ممکنه که
شاید در واقع شما زیادی بزرگ شده باشین، خانم مندوزا
من دوست دارم مستقیما با کاستل صحبت کنم
بازم عذر میخوام
این اجتناب ناپذیر بود
اگه منو میبخشید
من باید برگردم به کلمبیا
لذت بخش بود
فکر میکنی این دیگه قضیهاش چی بود ؟
نمیدونم
ما باید یه محموله بفرستیم به اسپانیا
وگرنه با ناوارو به مشکل برمیخوریم
به نظر میاد یه مشکل محلیم داریم
دوماس الان آخرین محمولهی موادی که واسش فرستادیم رو پس فرستاد
بریم باهاش حرف بزنیم
با جرج تماس بگیر
ازش بخواه یه محموله از میامی بفرسته به اسپانیا
عنصر سورپرایز مال ماست
ترسا اومدنمونو نمیبینه
از دور خارجش میکنیم
نمیدونم که چطور میخوای کسی بیاری بیرون، کارنال
اون خونه یه دژه
کل مکان خوب چفت و بست شده و قرنطینهست
هی، ولی هرزه خانم که نمیتونه تا ابد قرنطینه بمونه
دقیقا
...حتی اگه در حین حرکت بیاریمش بیرون
یه مشت سرباز اسرائیلی تمام مدت
اطرافش داره
کل ارتش آمریکا هم که باهاش رژه برن
مهم نیست
استراحت کنین برادران
آدم گذاشتیم بپانش
اگه بدو بدو از عمارتش بیاد بیرون
تا یکی از حیوانات خونگیشو نجات بده
کارش تمومه
این چیه ؟
پیشنهاد صلح
دلمون میخواد اختلافات رو کنار بذاریم (معنی تبر کوچیک میده)
قبلا زدینش توی کمرم
و بعدم عمیق تر فروش کردین
امیدوارم درک کنی که چارهای نداشتم
و بهترین تلاشم رو کردم تا جبران کنم
میخوام دوباره باهمدیگه کار کنیم
نه من کارم باهات تموم شده
نیازی به پولت ندارم - ...ببین، ما درک میکنیم -
ریدین، چیو درک میکنین
چیه ؟
فکر میکنین من اون مضایقه کوچولوی توی زندان رو فراموش میکنم ؟
انگار که هرگز اتفاق نیفتاد ؟
انگار مثلا یه خواب بد بوده ؟
و زمانیم که اومدم بیرون، یه واقعیت جدید شده
اون پلیسا یه ذره دستشون رسید بهم
حالا گشنهی باقیمونده منن
من توی پیاده رو تفم بندازم
میخوان بیان کون سیاهمو برگردونن
کل چیزی که از فروختن من به مجریان قانون گیرت اومد
همون 30 تا سکه نقرهته
ملک کنار دریای بزرگتو گرفتی جایگاهت در اجتماع
من رفتم زندان
...یه جور توی شهرم میچرخی و غر میزنی
که انگار ملکه جنوب لعنتی هستی
توئم بودی همین کارو میکردی من چارهای نداشتم
من بهت باور داشتم
ما خانواده بودیم
مثل یه احمق
گولشو خوردم
...لطفا
کیف شر و ورتون یادتون نره
فکر میکنی باید نگران دوماس باشیم ؟
نمیدونم
یکی رو میذارم مراقبش باشه
مشکل چیه ؟
کلی ان نتونست با جرج تماس بگیره
و جواب پیامهامم نداده
یه مشکلی هست
خوش شانس هستین
.شما الان با کینگ تماس گرفتین .خلاصه و مفیدش کنین
جرج، من واقعا باید باهات حرف بزنم
لطفا جواب تماسمو بده
!برو بیرون !برو! برو
محاصره شدیم
منو پوشش بده
!گندش بزنن
!زود باش
!بریم
!حرکت کن !حرکت کن
باید به پوته هشدار بدم
هی، شکرم
گوشیتو خاموش کن
بذار در لحظه حاضر باشیم
شرمنده کلی ان
چیزی نیست
هی کلی ان - هی -
شرمنده منتظرتون گذاشتم
آقای گالوز من دکتر اوپدوالا هستم
خوبه که امروز شما رو با شریکتون میبینم
داریم اولین اولتراساوندمون رو انجام میدیم
هیجان زدهایم ؟ - بله بله -
بیشتر میخوره وحشت زده باشیم
بله پریشونی اولین بچهست
عادیه فقط ریلکس باشین
پرستار قراره بیاد ببرتتون تا چند تا چیز ضروری بگیرین
بعدش میتونیم بچه رو ببینیم
ممنون دکتر
ممنون - اوهوم -
من از این بابت اطمینان ندارم، کلی ان
میدونم، بدشانسی نمیاره که قبل از
میدونی، تموم شدن پخت و پز ببینیمش ؟
نه
روند کار همینه
تموم این تست ها رو میگیرن تا از حال بچه
در حین حاملگی مطلع باشن
نمیدونم
احساس میکنم داریم خدا رو وسوسهای چیزی میکنیم
نه، داریم همه کارای درستو انجام میدیم
تا یه بچه سالم داشته باشیم
اگه تو میگی باشی
مارسل
هی - یه مشکلی داریم -
حالا چیه ؟
رجی الیس، مرد
بچهـه همین سه ماه پیش اضافه شد به خدمهمون ؟
اون دیگه واسه چی داره آه و ناله در میاره ؟
نصف افرادمون توی محله رو برداشته
و توی ترمه یه فروشگاه زده
فکر میکنه میتونه به خودیاش ضربه بزنه
این بچه وقتی منو دید دو تا سکه توی جیبش بود
حالا داره حرکت میزنه
آشغال کوچولو
به خاطر اینه که تو محموله ترسا رو پس فرستادی، مرد
همه به حرف افتادن مارسل
!دارن میگن لجبازی مرد، و ضعیفی
عجب
تو همچین فکری میکنی ؟
حرفتو بزن
مثل مردا حرف بزن
...ببین مارسل، مرد
میدونم که ما یه سری تاریخچه بد داشتیم
باشه ؟
ولی الان با توئم
.صد در صد پایهام میشنوی چی میگم ؟
دارم بهت میگم پشت کردنت به ترسا حرکت بدیه
همه به در آوردن اون اندازه پول عادت کردن، مارسل
علف بازیای قدیمیمون دیگه جواب بده نیست، مرد
نیست
با رجی تماس بگیر
بهش بگو میخوام حرف بزنم
بفرما
پوته جواب نمیده
کلی ان هم همین طور
باید یه راست میرفتیم دفتر دکتر
باید برت میگردوندیم به یه جای امن
خبر نداشتیم چند نفر دیگه دارن میان
چیچو، تو همراه پوتهای ؟
نه
ترسا، من الان یه تماس از فینکس گرفتم
یه حمله شده
تازا و دو تا از ستوان هاش کشته شدن
بار رو ایمن کنین و به مشروب فروشی سر بزنین
منتظر تماس من بمونین - بله رئیس -
تازا و دو تا از افرادش مردن
همزمان با حملهای که به ما داره میشه
کار بوآزه
داره حرکت خودشو میزنه
باید پیداش کنیم
وایستا نمیتونی بری
.در معرض قرار میگیری .بوآز دقیقا همینو میخواد
نه - من میرم -
چیکار کردی ؟
ترسا از دستمون فرار کرد، مرد
!لعنتی
...ناغافل گیرشون آوردین
اون وقت بازم فرار کردن ؟
اون وقت میخوای چیکار کنی ؟
خب، حالا که دیگه میدونن داریم میایم، کابرون
...پس حالا وقت نقشه دوم رسیده
جدا شیم و فتح کنیم
پنج دقیقه وقت داری ؟
پنج دقیقه ؟
تو... تو اساسا هنوز پوشک پاته
اون وقت داری به من تقاضا میدی ؟
.من دیگه واست کار نمیکنم .مجبور نیستم اینجا باشم
ولی از سر احترام به کاری که در گذشته برام کردی
اومدم اینجا
...ببین
پسرم، اون اسلحه توی کمربندت بهت قدرت نمیده
و برداشتن چند تا از پسرام توی گوشه و کناره
قرار نیست تو رو رئیس کنه
رجی، این یه بیزینسه
نیازمند فراست هست
میدونی چی هست ؟
منم فکرشو نمیکردم
.ببین، من میتونم این افرادو بچرخونم .از پسش بر میام
...وایستا یه ...فقط
...رجی
بچه ها
داری یه اشتباه میکنی، باشه ؟
الان زمان شورش کردن نیست
ما باهمدیگه قوی تریم
این خانواده داشت خوب پیش مرفت
قبل از اینکه ترسا مدوزا بیاد
و وقتیم که بره خوب پیش میریم
یارو، این حتی درباره مکزیکیم نیست
درباره توئه، مارسل
کارت تمومه
تو دیگه پدرخوانه نیو اورلینز نیستی
زمان یه خون تازه رسیده
...رجی، وقتی
وقتی اولین دیدمت، بدبخت بیچاره بودی
که از مغازه جویس باکس میدزدیدی
حالا آدم شدی ؟
چیه ؟ قراره نیو اورلینز رو بچرخونی ؟
بهتر از تو عمل میکنم ...پیر
...رجی
از اینجا برو بیرون
باشه ؟
برو
...میتونی، تو تو الان منظورمو ثابت کردی
این حقیقت که نتونستی ماشه رو بکشی یعنی کارت تمومه
بذار یه چیزی رو بهت بگم
دفعه بعد که همو ببینیم منم که اسلحه تو دستم دارم
رجی
کس دیگهایم از پسش بر میاد ؟
گمشین بیرون
!گمشین بیرون
!مرد، نشونشون دادی اون بی ارزشا رو
حالا دارن به خط میشن
و دارن التماسمون میکنن که برشون گردونیم
لوشن عادت داشت وقتی داشتم میومدم بالا بهم هشدار میداد
بهم گفت "اون قدری که به نظر میاد آسون نیست، مارسل
".وقتی نوبت تو بشه میبینی
...قبلا فکر میکردم
".وقتشه که بازنشسته بشی، پیرمرد
.میدونی، کاری نداره"
کل کاری که واقعا باید بکنی اینه که" یه سری تصمیمات بگیری
".و پاشون وایستی
حقیقت اینه که
یا بیزینس رو انتخاب میکنی
و هر چی که بینش قرار بگیره از بین میره
یا مردم رو انتخاب میکنی
خانواده
این ضعیفت میکنه
صبر کن، داری چی میگی ؟
...دارم میگم که
بکش یا کشته میشیـه
بدون کد بدون شرافت
نمیشه اون شکلی زندگی کرد
وگرنه از بقیه اونا بهتر نیستی
کشتن افراد خودت
...اگه میخوایش
همهاش واسه خودت
من نیستم
این دکترا فکر میکنن همه چیو بلدن
خب، سالهای زیادی پزشکی میخونن
مادر بزرگ من همه چیو درباره بچه داشتن میدونست
شیش تا بچه داشت توی خونه با یه قابله
و هیچوقتم به مدرسه پزشکی نرفت
و هر بار که سر میز آشپزخونه
داشتیم شام میخوردیم عادت داشت یادمون بیاره
"میگفت "مامانتون اینجا به دنیا اومد
عجب
خب، بی احترامی نشه به مادر بزرگت
ولی من فکر کنم دوست داشته باشم این بچه رو اینجا به دنیا بیارم
توی یه بیمارستان همراه ها حرفهای ها
چون میدونن چیکار میکنن
به نظرم بعضی وقتا زیادی میدونن
بعضی وقتا خوبه که انقدر اطلاع نداشته باشن
به نظرم حقیقت نداره
خیلی خب علائم حیاتی به نظر خوب میاد
بیاین به بچهتون سلام کنیم
دراز بکش - باشه باشه -
میخوام یه ذره لباستو بدی بالا
.باشه این شکلی ؟
آره - باشه -
خیلی خب این یکم سرده
باشه
خانم پرستار، من داشتم کاغذبازیایی رو که
کلی ان هفته گذشته آورد خونه مرور میکردم
درباره چیزایی که میتونه یا نمیتونه بخوره
ببین، میگه ماهی خام نمیشه
و پنیر خامهای هم نمیشه
من چطور میتونم بدونم پنیر خامهای انچیلادا دل سوئلو
درست کنم ؟
خب، اون غدغنه
تا حالا پنیر بادوم هندی امتحان کردین ؟
پنیر بادوم هندی ؟
...عزیزم
اون وقت اگه ویار یکی از سویچه های منو کرد چی ؟ (یک غذای دریایی)
من خوشم میاد وقتی میگو میذاری توش
باشه، این دیگه کاملا غدغنه
این احمقانهست
مامان من وقتی توی شکمش بودم همه چی میخورد
حتی سیگار میکشید و نوشیدنی میخورد و حالا منو ببین
آره. نه ببینین دکتر فقط میخواد
از وقوع هر نوع اتفاق ریسکی پرهیز کنه
یه مادر سالم، یه بچه سالم هم به دنیا میاره
هی، منو ببین
دستو میگیری ؟
طوریمون نمیشه
باشه ؟ - باشه -
ایناهاش
ضربان قلب بچهتون
خوش شانس هستین
.شما الان با کینگ تماس گرفتین .خلاصه و مفیدش کنین
به اندازه کافی طولش دادی
بالاخره سر در آوردی
کجاست ؟
جرج ؟
جاسوس بیگانهات ؟
...خب
پیش پسر خواندهته
تونی کوچولو
ولی نگران نباش رئیس
بزودی دوباره کل خونوادت جمع میشن دور هم
حتی پوته
و مادر بچهاش
من میزنم میکشمت
نه اگه من اول گیرت بیارم هرزه لاشی
!لعنت
حتی بهمون نگفت که پی پی کرده یا نه (اشاره به پسر)
خب، بچه هنوز به اندازه کافی بزرگ نشده
و میشه انقدر تصور نکنی که یه پسره ؟
.چیز غیر عادیای نبود .خبر خوبیه
باید سیگار بکشم
باشه، پس من میرم دستشویی
بیرون میبینمت - باشه -
دوستت دارم - منم دوستت دارم -
اگه سیگارو ترک کنی حرفتو باور میکنم
وقتی بچه اومد ترک میکنم
الان بیشتر از همیشه لازمش دارم
دوستت دارم
این از طرف مادرش
ممنون
بوآز داره میاد سراغمون
تو فراموش کردی که مهمترین چیز زنده موندنه
باید از اینجا بری بیرون
باید بری
فرا کن
کیه ؟
آوی هستم خانم مندوزا
هواپیماتون آمادست
دو نفر میارم که کمک کنن جمع و جور کنین
من هواپیما نخواستم
جیمز خواست
گفت که باید آمریکا رو بلافاصله ترک کنین
قبل از اینکه اوضاع بیشتر وخیم بشه
من بدون اونا نمیرم
با کمال احترام ما شدیدا تحت هشداریم
.من نمیرم مفهوم شد ؟
کلی ان کجاست ؟
بلوندی که همراه من بود، کجاست ؟
کلی ان کجاست ؟
نمیدونم
!کلی ان
!کلی ان
پلیسا زود باش
جیمز
من پیش پوتهام
اونا کلی ان رو بردن
مترجم Erfan Tabarsi | عرفان طبرسی
آیدی تلگرام جهت ارتباط @Erfan_CFSF
:چنل تلگرام @ErfanTabarsiOfficial
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.