All language subtitles for Queen.of.the.South.S05E01.Fantasmas.720p.AMZN.WEB-DL.DDP5.1.H.264-NTb

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

آنچه در ملکه جنوب گذشت

30.000فوت مربع املاک تجاری

آینده مون

میخوای مرکز خرید بسازی؟

میخوام کسب و کار قانونی خودمو راه بندازم

هرچی بیشتر پول دربیاریم املاک و مستقلات بیشتری میتونیم بخریم

بعدش دیگه مجبور نیستیم با افرادی مثل

کستل و بوآز که حتی

قاتل خونواده خودشونن کار کنیم

آقای بوچر رو

سالهاست که میشناسم

در ازاش چی میخوای؟

پولی که به بوچر پیشنهاد دادی رو میخوام

بعنوان مالیات درنظر بگیرش

اینجا شهر منه

شما خانواده من هستین دوستتون دارم

بهتون اعتماد دارم

راست میگی، خودشه.

موله

پوته؟

پوته؟

تونی؟ نه، چیکار میکنی؟

اون با منه

قرار بود مرده باشی

میدونم، بذار توضیح بدم

چرا گذاشت زنده بمونی؟ نمیدونم

بدون تو، من اینجا نبودم

همینطور.

چه حسی راجع به میامی داری؟

مگه میشه دوست نداشت؟ من میخوام اونجارو تو اداره کنی

رنه مثل پسرم بود

هرکی این کارو کرد تاوان شو پس میده

من رنه رو کشتم

برادر زاده قاضی

بیخیال فنس میشم

همینکه آدمتو بهم تحویل بدی

اگه بهم اعتماد داری، میتونم بهت کمک کنم

ولی الان نمیشه

رندل!!!

قاضی شکست خورده، ولی هنوز عقب نکشیده

اگه قدرتشو ازدست بده، فقط یه آدم عادیه

پسرم

پسر؟

خدایا، من چیکار کردم؟

ققنوس مال ماست

من دیگه میکشم کنار. دلم برات تنگ میشه

ترسا تا زمانی که برامون مفید باشه

در امانه

تو، از طرفی بدهکاری داری

تو باهامون میای

که نتونی اونو با خودت پایین بکشی

ما فقط میامی رو تصاحب کردیم

چرا اینقدر با روس ها سریع پیش میریم؟

اگه کسب و کارمونو با کوستیا بعنوان شریک گسترش بدیم

قدرتمند دیده میشیم

شهرت خوبی داری، ترسا مندوزا

خوشحال می شم یک شریک جدید داشته باشم.

منم همینطور

پس ما با کوستیا شراکت میکنیم؟

واسه خیر یا شر

من میرونم ماشین توعه.

تونی!

امروز قاضی به دفترم اومد

ترسا، اون میخواد که بمیری

فقط خواستم بدونی

پایه تم

لافایت تونی رو کشت

جورج، به دکتر زنگ بزن

جیمز، چه بلایی سرت اومد؟

دارن میان دنبالت

یه زمانی همیشه

واسه جونم فرار میکردم

تحت تعقیب بودم

به سختی نجات پیدا کردم

حالا من کسی ام که شکار می کنم ...

فکر میکنی در امانی

چون در رأس دنیایی

و دیگه تحت تعقیب نیستی

بعدش یه روز،

میفهمی گرگ بدتر، و بزرگتری

یه گوشه در کمینت نشسته

و باید از خودت بپرسی

دوباره فرار میکنی؟

تحت تعقیب قرار میگیری؟

به سختی نجات پیدا میکنی>

جوابمو میدونم

جواب تو چیه>

شنیدم توی گلخانه م آشوب شده

ساعت چند بود؟

نمیدونم.

حدودا ساعتای 5؟

هنوز بیرون تاریک بود

رفتم تحقیق کنم

و ختم شد به پسرم که با یک متجاوز درگیر شد

با عجله برگشتم خونه که اسلحه رو بردارم، اما...

توی گاوصندوق نبود

فراموش کردم که توی کشوی میز گذاشته بودمش

وقتی که برگشتم...

دیگه خیلی دیر شده بود

اون متجاوز

دویس رو کشته بود

و فرار کرد

علیحضرت، افسران سره صحنه

هیچ مدرکی دال بر ورود زوری پیدا نکردن

ما یه نگاهی به سیستم امنیتی تون انداختیم

و انگار دوربین های شما اون روز

به درستی کار نکردن

یه چیزایی جور درنمیاد

همسرت تحت همین شرایط مرد

و پسرت

سابقه بستری شدن داشت

بهت اجازه نمیدم اینطوری راجع به خانوادم صحبت کنی

به اسم خدا چیو ادعا میکنی، کاراگاه؟

ادعایی نیست

واقعیتو گفتم.

زخم های پسرت نشونه خودآزاری بودن

کی مدرک پزشکی تو گرفتی؟

بازرس، کاراگاه؟

کاپیتان گمبل،

متوجه نشدم شما به این پرونده منصوب شدین

جواب سوالو بده

امروز صبح با پزشک صحبت کردم

خب، تازه از دفترش اومدم

اضهارات خودشو اصلاح کرده

الی...

ممنون که اومدی

بهتون تسلیت میگم، آقای قاضی

سرقت رو چطور انجام دادی؟

"گریه کردن باعث کم شدن عمق رنجش مون میشه"

قاضی لافایت

تنها شاهد قتل پسرشه

توصیه میکنم لحن حرف زدنتو عوض کنی، کاراگاه

معذرت میخوام، علیحضرت

من فقط داشتم کارمو انجام میدادم

البته

بسیار خب، سسیل نیازی نیست الان نگران باشی

از اینجا به بعد خودم

به این تحقیق رسیدگی میکنم

حالا

کجا بودی؟

قاضی لافایت شاهد درگیری پسرش

با اون متجاوز بود

پس منتظر چی هستی؟

بریم بگیریمش.

با دقت بهش نگاه کردی، سسیل؟

صددرصد

هی، ترسا، باید اینو ببینی

زودباش

واسه یادآوری، یکنفر از دیشب

تحت تعقیبه

مضنون به قتل دیویس لافایت

پسر قاضی محترم سیسیل لافایت

مظنون رئیس مشهور سندیکای جنایی

نیواورلئان عه

که پیش قانون مدارای محلی به اسم مارسل ویلیام دوماس شناخته میشه.

مقامات هشدار میدن

که اون مصلح و خطرناکه

مارسل جواب نمیده.

فکر میکنی پلیسا تا الان گرفتنش؟

نه هنوز

مخفی شده و کسی نمیدونه کجاست

باید قبل از اینکه لافایت دستش بهش برسه پیداش کنیم

ما درگیر محافظت از خودمونیم

اون متحد ماست باید پیداش کنیم

اصلا منطقی نیست این چیزا

چرا قاضی میخواد دوماس رو بگیره؟

چون دوماس منو بجای اون انتخاب کرد

احساس خیانت میکنه

واسه خاطر اینه که دنبالشه

اینو توی ماشین جیمز

پیدا کرد...

ردیاب گوشی

و مسدود کننده سیگنال

جیمز با این وسایل چیکار میکنه؟

شاید اون کسیه که افتاده دنبال ما

من کجام؟

تو خونه امنی

دکتر اوردیم درمانت کنه

گلوله به جای حساسی آسیب نزده

خیلی خوش شانسی

احساس خوش شانسی نمیکنم

چرا، هستی

تا چند روز دیگه باید بتونی رو پاهات واستی

قبل اینکه تو حموم کف بازی کنی

یا ساندویچ ژله و کره بادوم زمینی درست کنی

ازت چندتا سوال دارم "007." (اشاره به جیمز باند007)

میتونم توضیح بدم.

اول چیزای مهم تر.

کیه که دنبال ترسا س؟

نمیدونم اونا کی ان. فقط مورد هدف قرار گرفتین

من با دوین فینچ کار میکردم

بعد از کارایی که کرد چطور میتونی باهاش کار کنی؟

چاره ای نداشتم

اگه بدهی رو پرداخت نمیکردم دست از سرم برنمیداشت

پس باهاش معامله کردم

تازمانی که براش کار کنم،

اونم از تو و تشکیلاتت دور میموند

جات امنه. امن؟

آخرین باری که ترسا فینچ رو دید،

کل ال‌سانتو رو ترکوند، تقریبا اونو کشت

دوین مامور سیا س

نه، از نظر فنی پیمانکار آژانسه

واسه اون کار میکنی؟

نهایتا بعد از کار ونزوئلا منو ول کرد

پیچیده تر از حد معمول بود

بعنوان هدیه خدافظی،

بهم هشدار داد که یک تیم واسه کشتنت دارن به نیواورلئان میان.

پس راجع به حمله میدونه ولی نمیدونه که کی هستن

باور نمیکنم

فقط تلفنی گفت

دوین یه برتری داشت.

تلفن ماهواره ای

ردشو تا یه ساختمون در انبار زدم

واردش شدم، عکسای شمارو پیدا کردم

بعدش آدم کش‌ها اومدن، منو هدف گرفتن

یکی از اونارو بیرون آوردم اما به سختی موفق به فرار شدم

نگاش کن، هودینی

ترسا، باید ناپدید بشی

تا وقتی که بفهمیم کیا استخدامشون کردن

وقت زیادی نداریم

آروم، آروم

تازه عمل کردی، احمق

راست میگه، باید استراحت کنی

هیچکسی راجع به این خونه امن نمیدونه

برامون وقت میخره

الان دیگه با ماست

وکیل منه

و جزئی از خانواده

ممنون که منو نکشتی

قابلی نداشت

چطوری برگشتی اینجا؟

داستانش مفصله

بعدا برات تعریف میکنم

چرا این کارو کردی؟

منظورم اینه خوشحالم اجازه دادی زنده بمونم، ولی...

چرا؟

میدونستم نمیخواستی خیانت کنی

ترسیده بودی و مست بودی نمیتونستی درست فکر کنی

الان هوشیارم

و بهم شانس دوباره دادی

خوشحالم که اینو میشنوم

باید بدست آوردن اعتماد ترسا سخت بوده باشه

آره

منظورم اینه، یه مدت کمتر در تماس بودیم

ولی الان خوبیم

و همونطور که پوته گفت، خانواده ایم

ثابت شد حق با منه

اگه من به دستور عمل میکردم،

آدمای زیادی پشیمون میشدن

خب

اگه برنامه ی موندن داری،

باید یادت بمونه که ترسسا رئیسه

پس دفعه بعدی که بهت دستوری داد...

بهتره که انجامش بدی

لازمه به همه یادآوری کنم که

جیمز بمدت یکساله که ناپدید شده

قبلابا کامیلا وارگاس بوده حالا هم سیا

هیچکدوم از این دوتا

بعنوان معیار اعتماد شناخته نشدن، باشه؟

دیگه دارم جوش میارم

یکی به جیمز شلیک کرد

یا فکر میکنی اون احمق به خودش شلیک کرده؟

فکر میکنم اگه کسی بتونه به خودش شلیک کنه

و به کبد خودش آسیب نزنه،

اون اسنایپری عه که توی اتاغ کناریه

تقریبا از خونریزی زیاد مرده بود

تونست خودشو به بیمارستان برسونه

بجای اینکه بیاد اینجا به ما هشدار بده،

خب که چی؟ که چی؟

همینطوری باورش کنیم؟ به همین راحتی؟

باید آدمکش رو پیدا کنیم

و بفهمیم کی فرستاده ش

چون امنیت ترسا، مهم ترین چیزه احمق جون

اوکی، شاید سفرمون رو به نیویورک کنسل کنیم

و فقط مذاکره با صراف هامونو دوباره زمان بندی کنیم

اگه تهدیدی توی نیواورلئان هست،

پس خارج شدن از شهر بهترین فکره

ملاقات با صراف هارو قطعی کن

میریم به نیویورک

جورج،

چیکو رو بردار و برو به جایی که

تیم کشتار رو پیدا کرد

بفهم اونا کی هستن

میدونم اوضاع یکم بین تو و جیمز پیچیده س

اما بین منوتو همه چی مشخصه

تو زندگیم فقط دونفر رو دوست دارم

مامانم و تو

تو مثل خواهر نداشته م میمونی

واسه همین همیشه مراقبتم

ما قبلا به جیمز اعتماد نداشتیم

اشتباه میکردیم

شاید این بار فرق میکنه

منظورم اینه، اگه تله باشه چی؟

بعدش تو میدونی باید چیکار کنی

فقط مطمئن شو

خانوم مندوزا، اجازه بدین شما رو به دوست عزیزم،

کاپیتان گمبل، معرفی کنم

به شما اخطار داد

مطمئنم که به گوشتون رسید

من عزادار پسر از دست داده مم

بهتون تسلیت میگم

ولی کاری که با مارسل کردین اشتباهه

جفتمون میدونیم که اون پسرتو نکشت

اون شب من و مارسل باهم بودیم

فکر میکنی بهانه خوبی داری؟

که با مارسل رفیقی و

با یکم صحبت کردن باهاش دیگه همه چی ردیفه؟

بعد از اینکه تو و تیمت دوازده افسر پلیس رو کشتین

لطفا، راحت باش تا علنیش کنی

من بهت خاویر رو دادم.

ما آتش بس داشتیم

همین الان تمومش کن

بنظر خیلی سرگرم کننده س

که هنوز فک میکنی میتونی ازم اخاذی کنی

بذار بهت یادآوری کنم که بودنت تو این شهر

کاملا به اجازه من بستگی داره

هرچی پول درآوردی

از خیر سر منه

من هیچ اهمیتی به پولات نمیدم

مارسل بهم خیانت کرد

و تو باید ازش دور بمونی

یا اینکه کارت تمومه

دوباره همو میبینیم.

سگای شکاری شو آورد

باید خیلی حواسمون باشه، ترسیتا

باید مدرک واسه فساد اون پیدا کنیم

هی. یه سری خبرای بد دارم

واسه املاک ساحلی یه پیشنهاد دوم هم ارائه شده

طرف فقط به ما 48 ساعت فرصت داد

امروز داره همینطور بهترم میشه

میتونیم از پولی که از روس ها گرفتیم استفاده کنیم

کافی نیست

دوبرابرشو پیشنهاد میدیم که بیشترین شانس رو داشته باشیم

پولشم باید تمیز باشه

از کدوم گوری میخوایم 200 ملیون بیاریم

و توی دو روز تمیزش کنیم؟

ترجمه توسط .::Naweed::.

جنسو تحویل دادیم از محصولمون راضی بوده؟

از کیفیتش هیجان زده س

و کسی نیست که به این راحتیا رضایتش جلب بشه

خوشه

میتونیم محموله بعدی رو دو برابر کنیم

دوبرابر؟ آره جنس مازاد دارم

براش میرسونم

دارم میام نیویورک

میتونم رو در رو باهاش صحبت کنم

نه، نه، نه، نه، نه امکانش نیست

کوستیا کسی رو نمیبینه

تمام معاملاتشو از طریق واسطه ها انجام میده

پس میتونی پیشنهادمو بهش بدی؟

باهاش صحبت میکنم، ولی قولی بهت نمیدم

ترسا، اگه به من بستگی داشت، میگفتم باشه

ولی کوستیا داستانش فرق میکنه

وقتی پیشنهادتو بگم

حسابی هواتو دارم. باشه؟

مرسی.

معامله با این فسقلیا

منو عصبی میکنه

اپیفانیو تاحالا با کسی توی نیویورک کار کرده؟

کسی که بتونه همه این کارا رو

بدون کمترین جلب توجهی انجام بده

یک نفرو سراغ دارم

مطمئن نیستم هنوزم کار کنه،

اما چندتا تماس میگیرم

قرارنیست که منتظر کوستیا بشینیم تا بهمون جواب بده؟

اسکله کلید قانونی شدنمونه

باید حتما انجام بشه

رئیس!

کسی صدمه دیده

به افرادت بگو آروم باشن

فقط میخوام صحبت کنم

درمورد خاویر

تو کی هستی؟

پسر عمومه و خیلی صمیمیه با خاویر

بیا یه نوشیدنی بزن

به حرف پسرعموت گوش کن احمق خان

هیچ چاره ای نیست.

میدونم عصبانی ای

خودت عصبانی نیستی؟

از وقتی که سروکله ت تو این شهر پیدا شد

این مرد فاتحه تو خونده (قاضی لافایت)

من نمیخوام پای مامورای فدرال به جلو خونم باز شه

یه نقشه داریم که ترتیبشو بدیم

باید بهم اعتماد کنی

اون پسر خونده ی منو کشت

اگه من میتونم صبر کنم، پس توهم میتونی

یه خواهش نبود

انتقام میتونه صبر کنه...

ولی تا همیشه نه، رئیس

خاویر برادرزاده لافایت رو کشت

و توهم توش نقش داشتی

میتونی من و خاویر و هرکسی که دلت بخواد رو سرزنش کنی

ولی حقیقت همینه

خاویر، امیلیا

حتی تونی

باید خونسردی شو حفض کنیم

بوآز؟ خونسردی؟

هرگز همچین اتفاقی نمیوفته

به نیویورک زنگ میزنم

پاشو خوشگل پسر

تو مامور مخفی ای

پمپ تزریق مورفین رو خاموش کردی؟

آره کردم

میخوام وقتی ازت سوال میپرسم

حسابی حواست جمع باشه

خوشگل پسر

راجع به چی حرف میزنی

چرا رد تلفن ترسا و پوته رو میزنی؟

ردشونو زدم که بتونم بهشون هشدار بدم

پس چرا بار دوم که میدونستی

تیم هشدار تو نولا هست، خبر ندادی؟

سعی کردم، خارج از شبکه بود

نتونستم تماس بگیرم

درسته

We went to the mattresses

وقتی با قاضی تو جنگ بودیم

تو کی یی؟

این چیچوعه

و قراره وقتی من دارم تفتیش میکنمت

خفه بمونه

جورج، اگه میدونستم با ترسا هستی، جتما باهات تماس میگرفتم

فکر میکردم بعد قضیه بلال دیگه رفتی

موندم چون ترسا تنها خانواده ایه که دارم

پس بذار واضح بگم

اگه اینجایی که براش دردسر درست کنی

پس منوتو به مشکل خیلی بزرگی میخوریم

میدونی که ترسا خیلی قویـــه

ولی وقتی تو رفتی ضربه خیلی سختی خورد

من نرفتم

کار من با فینچ فقط بخاطر حفظ امنیت ترسا بود

هیچ نمیدونی چه کارایی برای محافظت ازش کردم

به زودی میفهمیم

چون قراره باهم یه گردش علمی داشته باشیم

قراره مارو به محلی ببری که

با تک تیرانداز ها درگیر شدی

ترسا راجع بش میدونه؟

نیازی نیست نگرانش باشی

فقط بین منوتو عه

بریم آماده رفتن شیم

زرد رنگ مورد علاقه ته

یالا جک رایان

تفنگم لازمم میشه

نیاز نیست نگران این چیزا باشی

خودمون هواتو داریم

داریم میایم

یه جلسه با دومینیکن

واسه خودمون ترتیب دادم

اسمش اوسکار پولانکو عه

بهش میگن ال کونجو

هنوز دارم رو اسپانیاییم کار میکنم

- یعنی چی؟ - "خرگوش."

اسم مستعارش بود زمانیکه واسه

لیگ مکزیک بیس بال بازی میکرد

جایی که اپیفانیو رو ملاقات کرد

و تصمیم گرفت یه نفر جدید رو بیاره تو کار

کسی که بهتر به امورات بپردازه

چرا دست از کار کردن با اپیفانیو کشید؟

مچشو حین رد کردن کوکائین از مرز گرفتن

افتاد به زندان ارتباطمون قطع شد

اما معلوم شد، وقتی بیرون اومد،

واسه خودش اسم انتخاب کرد

حالا اسمش "سلطان کوکائین" عه از شرق تا غرب به این اسم میشناسنش

ولی اگه دومینیکن ها کوکائین تو گرفتن،

باعث رقابت شون با روس ها نمیشه؟

من هیچوقت با روس ها سره نیویورک

معامله انحصاری نکردم

ما پولارو لازم داریم

گفتی یکی ازشون رو زدی

نشونم بده کجا بود

دقیق همینجا بود

خون کجاس پس؟؟

هیچ خونی نمیبینم

بذار حدث بزنم لابد یه خوشگل خانوم اومده اینجارو تمیز کرده

اونا حرفه ای بودن

احتمالا تمیز کردن

حالا بذار موضوع رو روشن کنم

اونا با تو تیراندازی کردن

تو یکی از اونارو کشتی و زدی به چاک

اما بجا اینکه بقیه شون عقب نشینی کنن،

یکی شون با سطل و دستمال اومد

و تمیز کاری کرد

کسشعر میگی

بهم میگی چه بازی ای راه انداختی

یا همینجا ترتیبتو میدم

عکسای ترسا و پوته رو

بیرون کارخونه تقطیر دیدم

منو ببر اونجا، میتونم حقیقتو پیدا کنم

ازم میخوای ببرمت تو محل تجارتمون؟

ببین، فقط سعی دارم از ترسا محافظت کنم

ولی اگه بهم اعتماد نداری

بهم شلیک کن

- همینجا. - همینجا؟

ولی وقتی آدم کشا اومدن که کارشونو تموم کنن

مسئولیتش با خودته

اوکی

میریم به کارخونه

ولی اگه همه اینا مسخره بازی باشه

و بوی خیانت به مشامم برسه

تو مردی، راجر مور

به مولا قسم

میتونی از پس یک تن بر بیای؟

میدونی، وقتی نئشه ای

کوکائین مثل شامپاین میمونه

واسه عروسی و مهمونی مجردی و

اینجور چیزا استفاده میشه

با این حال، مشتری من تغییر کرده

خیلیا هستن که میرن بالا بالا ها

هرروز یه موقعیت ویژه واسه این بچه پولدارا هست

بنظر میاد کسب و کار رو به رونقه 509 آره، چی میشه گفت

Gentrification has been good to me.

به هرحال

در پاسخ سوالت

میتونم از پس یک تن بربیام

میتوی از پس

شور و اشتیاق روس ها بربیای؟

من به روسا جوابی نمیدم

تو میتونی؟

لعنتی

بیشتر به پولی که قراره دستم بیاد علاقمندم

عاشق این عادتم

باید به کلکسیونم اضافه کنم

بهت خبر میدم کِی قرارداد ببنیدم

گوش کن

ممکنه کوکائین رو ارسال کنی

ولی برام مشکل ساز هم میشه

خانوم ون اوکن درمورد حساسیت شما توضیح داده

شما یه تجارت بسیار پر درامد داری

و برای مدیریت اینکه سروصدایی بلند نکنین

نیاز به کمک داری

پیشنهادتون چیه خانوم ناکای؟

ما آماده ارائه یکسری وام تجاری

با نرخ بهره بالا هستیم

کـــه؟

8%.

بعدش بانک ما میزان بهره رو کاهش میده

و سازمان امور مالیاتی در تشخیص این مساله با مشکل روبرو میشه

ببین، میدونم که ضرب الاجل دارین

میتونم به موقع پول شمارو تمیز کنم

و مدارک وام رو برات ارسال کنم

یه بار یه بانکدار ازم دزدی کرد

و الان دیگه زنده نیست

هیچوقت پولتو به خطر نمیندازیم

بی صبرانه منتظر همکاری با شمام

مرسی که تشریف آوردین

ترسا؟

باید برگردم دفتر

و کارای اداری رو تنظیم کنم

تا صبح همه مدارک رو به خانوم ون اوکن میفرستم

مرسی بابت وقتت مرسی

ترسا؟

میدونم واسه کار اومدی به شهر،

ولی نمیدونستم چقدر قراره سرت شلوغ باشه

تو با رقیبمون، پولانکو ریختی رو هم

اصلا قابل قبول نیست

درست همینجا

جایی عه که زیرنظر بودیم ازمون عکس گرفتن

اوکی

باید بریم

با دومینیکن ملاقات کردی

و با این کار

تجارت خودتو با پسر عموم به خطر انداختی

من هرگز همچین قراری نداشتم

که فقط به پسر عموت جنس بدم

ترسا، قرار نیست با سخاوت جوابتو بده

دیگه وقتشه که فیس تو فیس ببینمش

بهت گفتم غیرممکنه

پس باهم به مشکل میخوریم

نمیخوام با روح معامله کنم

ترسا، منو توی موقعیت خطرناکی قرار دادی

امشب از نیویورک میرم

اگه تا قبل اون کاتیوسا خواست منو ببینه

منو درجریان بذار

اینجا مکان خوبی واسه نظارت به کارخونه س

دفتر کار داخله

شما دوتا این بیرون کشیک میدین

منم برم یه سر و گوشی آب بدم

اول تو برو

یکی هنوز از اینجا استفاده میکنه

تنها چیزی که میبینم چند کسیه پر از زباله س

و یه سری چرت و پرت دیگه

نه آدم کشی، نه تهدیدی

این کیسه ها ثابت میکنن که بچه ها هنوز تو منطقه هستن

از این اراجیف گفتنت خسته شدم

روششون اینه که آشغالا رو داخل خونه امن نگه دارن

تا تکلیف روشن بشه

کیسه ها اینجاس

معنیش اینه که افرادش برمیگردن

نه

دیگه از این جاسوس بازیات خسته شدم وقتت تمومه

دارن میان

جیمز کجاس؟

رفته

راست میگفتی

مستقیم تو تله ش اومدیم

خدا لعنتت کنه جیمز

حالت خوبه؟

با کوستیا ملاقات میکنم؟

اره

ولی باید الان باشه

هیچ ردی ازش پیدا نمیکنی

همچین چیزیو قبلا دیدم

یه پیک دیگه بده البته

بکنش دوتا

نگاش کن

سلامتی پسرت

من تورو از تلویزیون میشناسم

تسلیت میگم

منم پسرمو ازدست دادم

خودمو سرزنش میکنم

چطور مگه؟

لوس بارش آوردم

ضعیف کردمش

زیادی حساس و مهربون بود

میگن گناهان پدر منتقل میشه

کاش گناهای من منتقل میشد

اگه دیویس عوضی بود،

یه آشغال، مث من

هنوز زنده بود

ولی

بعد از مادرش رفت

روحش در آرامش باشه

مدت طولانی ای عصبانی بودم

بعدش یه روز

با آرامش بیدار شدم

آرامش؟

توی ذات من نیست

نگفتم تا الان دوام آورده

چه چیزی جاشو گرفت؟

انتقام

حالا میشه یه چیزی نوشید

بره جایی که غم نباشه

عاشق انتخام و خشمم

از صحبت باهات خوشحال شدم

حالا وقتشه که حرکتمو بزنم

قاضی

کلیداتو انداختی

ممکنه بخواین مراقب باشین

نیواورلئان شهر خطرناکیه

خودم نمیدونم؟

هی

جورج، همه چی مرتبه؟

جیمز حالش خوبه

بقیه رو پیدا کردیم

یه مشکل جدی داریم، ترسا

روس ها

پوته، برگرد

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.