All language subtitles for All In_S01E23

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫رئیس

‫رئیس, یه مشکلی پیش اومده

‫چی ... این-ها

‫همه سر جاشون بمونن

‫یادم نمیاد برات کارت دعوت فرستاده باشم

‫جونگ آئه دوست منه

‫کاری نکن اذیت بشه

‫تبریک میگم

‫چرا تو روز به این خوشی داری گریه میکنی ؟ ‫گریه نکن

‫خوشبخت باشی

‫جونگ آئه..

‫ دیگه گریه نکن

‫جونگ دال!

‫بله, رئیس

‫مهمونا رو به بیرون راهنمایی کن

‫بله قربان

‫ماه عسل خوبی داشته باشین قربان

‫بس کن

‫من این دشمنی شوم با اين-ها رو ...

‫به خاطر تو تموم می کنم

‫چه خبره؟

‫بیا بیرون

‫- دائه سو ‫- بیا بیرون

‫دائه سو

‫- ولش کنین ‫- دائه سو

‫- چه خبره؟ ‫دائه سو! دائه سو!

‫- گفتم ولش کنین ‫- دائه سو

‫- حرومزاده!

‫نه...نه!

‫دائه سو

‫می جونگ : سلام ‫ سویون : سلام می جونگ

‫ می جونگ : یه سری اطلاعات واسه سفارشت دارم ‫سو یون: ممنون!

‫سو یون: با جی هیه برات می فرستم ‫می جونگ: جبران می کنم

‫غذا نمی خورین؟

‫- بعدا می خورم ‫- باشه

‫- جونگ وو ‫- بله

‫افتتاحیه ي مرکز همایش چه روزیه؟

‫پس فردا

‫می سون و جونگ وو, شماها باید ‫با من بیاین مرکز همایش

‫واسه چی؟

‫اگه قراره با مرکز همایش کار کنیم ‫و با این هتل هم در ارتباط باشیم

باید با ساختار و امکاناتشون آشنا بشیم

- بله - متوجه شدیم

گوانگ سو، به محل تجارت بین المللی برو ...

‫و ببین اوضاع در چه حاله

‫بله قربان

‫این شرکتیه که در بین سرمایه گذارها ‫هنوز سرمایه اش رو مشخص نکرده

‫خودم شخصا میرم دیدنش

‫باشه

‫او, وایسا, وایسا

‫طرح پارک تفریحی کی حاضر میشه ؟

‫فکر کنم حداکثر تا هفته دیگه

‫حواست باشه زود تموم شه

‫بله قربان

‫این محل همایش مهمانان ویژه هست ‫که همزمان میتونه ...

‫پذیرای پرسنل برتر بیست و چهار کشور باشه

‫درست وسط این قسمت ، جایگاه رئیسه

‫ما صد و یک و صد و دو ، هر دوتارو با هم داریم

‫یه نگا به ساعت بنداز ...

‫چه زود میگذره

به خاطر این که همش میری بیرون ..

و کارها رو ، روی هم تلنبار میکنی

واسه چی میرین سئول؟

‫به این پروژه که ربطی نداره مگه نه ؟

نه

‫زیادی کار سر اين-ها نریخته؟

‫سه روزه که نخوابیده

‫تو لاس وگاس که قمار میکرد ، پنج روز نمیخوابید ‫چیزی نیست

‫با شب کاری مشکلی نداره

‫گفت که منتظرمونه ‫پس کجا رفته ؟

‫بذار ببینم

‫جونگ کو ؟

‫این-ها ... ‫بیا اینجا

‫ این-ها ‫چت شده ؟

‫زنگ بزن اورژانس!

‫هی, این-ها! ‫چش شده ؟

اینجا از اون چیزی که انتظار داشتم بزرگتره

‫بهتره مجموعه توریستی رو ‫با مرکز همایش توسعه بدیم

‫- می سون ، تو باید آماده ش کنی ‫- باشه

‫کی بر می گردی؟

‫برام آسون نیست بیام ‫واسه همین یکم بیشتر میمونم

‫رئیس وسط ماه آینده میاد هنگ کنگ

‫من تو هنگ کنگ می بینمش

‫پس ميشه یه لطفي بكني؟

‫بگو

‫یه نفر هست که باید از این موفقیت کاری بذارمش کنار

‫یه مشکلی پیش اومده

‫چی شده؟

‫جیمی کیم حالش بهم خورده و الان بیمارستانه

‫چی؟

‫خوب میشه؟

‫باید بیشتر تحت نظر باشه

‫چرا اینطوری شده؟

‫فشارش افتاده و باعث شوک شده

‫قبلا تیر خورده, نه؟

‫بله

‫به خاطر همین, ریه هاش درست کار نمیکنه

‫و ذات الریه شدید هم داره

‫خطرناکه؟

‫می تونه باشه

‫رئیس!

‫خبر دادن کیم این-ها از هوش رفته

‫چی میگی ؟ ‫چرا ؟

‫هنوز نمیدونن چرا ‫اما وضعیتش خطرناکه

‫فقط چند روز تا انتخاب نهایی مونده ‫تو دردسر می افتیم

‫کدوم بیمارستانه؟

‫احمق

‫حالا قمار آخرمون رو چی کار کنیم؟

‫پس تو چیکاره ای؟

‫اگه حالش اینقدر بد بوده تو باید می فهمیدی

‫ببخشید ، متوجه نشدم

‫محض احتیاط باید آمادگی مرگ این-ها رو داشته باشیم

‫آمادگی؟

‫من نمی تونم تو چشم باشم ...

‫هر طور شده باید یکی رو پیدا کنیم ‫که معامله رو تموم کنه

‫اون یه قدمی مرگه ‫چطور می تونی اینها رو بگی؟

‫سلامتی اون از همه چی مهمتره

‫تو هیچ وقت نگران کسی نمی شدی

‫بین شما دوتا خبریه و من نمی دونم؟

‫جون ایل کجاست؟

‫رفت سئول

‫بگین بیاد پیش من

‫بله قربان

‫تکلیف سرمایه ی مایکل جانگ چی شد؟

‫فکر نمی کنم با مافیا باشه

‫با دلالی گندم پول درآورده ‫مدیر مالی هتل شده و پولدار شده

‫مذاکره سرمایه گذاری با ماتسویاما چی شد؟

‫به عنوان شرط سرمایه گذاری

‫ورود مردم منطقه رو به کازینو خواستن ‫ که قبولش برامون سخته

‫در حال حاضر سخته ولی بالاخره می شه

‫احتمالات رو در نظر بگیرین ‫و یبار دیگه باهاشون مذاکره کنین

‫بله قربان

‫وقت زیادی تا انتخاب نهایی نداریم

‫یادتون باشه ‫جلوی ISIC

‫هیچکس نباید کم بیاره ‫ نهایت سعیتون رو بکنین

‫بله قربان

‫بله

‫حالش چطوره؟

‫شاید من اصلا نباید تو این قضیه دخالت کنم

‫بله, می فهمم

‫اگه خبری شد منو در جریان بذار... باشه...

‫چيزی شده؟

‫نه, چيزی نیست! ‫جلسه رو تموم می کنیم

‫باشه

‫شاید من لیاقت عشق سو یون رو نداشته باشم

‫اما...

‫هنوز رفیقتم, نه؟

‫بیا تو

این طرحی برای بهبود کازینوی هتل هست

تا ورق دهنده ها رو از دفتر اصلی به اینجا منتقل کنیم

‫به نظر میرسه سخت باشه

‫باشه ، از این یکی میگذریم

‫بیمارستان بودین؟

‫اره

‫حالش چطوره ؟

‫هنوز تو کماست

تب بالای ناشی از سپتی سِمی اگر باکتری پس از ورود به خون از آن به عنوان محلی برای زیست و تکثیر استفاده کند به آن سپتی سمی می گویند

‫اگه سریع بهوش نیاد میتونه خطرناک باشه

‫درست نیست حالا که یکی داره میمیره ‫از کار حرف بزنیم

‫اما حتما واسه انتخاب نهایی ‫به مشکل بر می خوریم

‫جونگ گو و جنی مشغولن ‫من و شما حلش می کنیم

‫بله ؟ ‫سو-یون !

‫چی شده؟

‫به خاطر این-هاست؟

‫اون بیمارستانه ‫می دونستی؟

‫آره...فقط می خواستم بدونم چقدر ‫حالش بده و اصلا چش شده

‫خیلی حالش خوب نیست

‫وقتی آمریکا بوده تیر خورده

‫و هشت ماه تو کما بوده

‫بخاطر همین قضیه ، الان وضعیت خوبی نداره

‫آنجلا

‫چی شده؟

‫آنجلا

‫این-ها...تو بیمارستانه

‫میگن ممکنه بمیره

‫چی داری میگی؟

‫اون...

‫زنده بود! ‫اینجا بود, تو جی جو

‫چند روز پیش دیدمش و

‫با بیرحمی بهش گفتم فراموشش می کنم

‫چرا ؟ ‫چرا این کارو کردی ؟

‫آنجلا

‫آنجلا ؟

‫آنجلا ؟

‫آنجلا ؟

‫آنجلا ؟

‫آنجلا ... آنجلا

‫آنجلا, حالت خوبه؟

‫آنجلا

‫نظرتون درباره ورود مردم منطقه ‫به کازینوهای جی جو چیه؟

‫- مخالفم ‫- منم همینطور

‫واسه چی؟

‫خیلی ها به قمار معتاد می شن...

‫اونوقت ما چیکار کنیم ؟

‫شما ها خیلی قضیه رو ساده می بینین

‫از همه سرمایه گذاری ها گرفته تا افزایش گردشگری ...

‫ این کار ارزش افزوده زیادی ایجاد می کنه

‫شخصا فکر می کنم این گزارش باید روی این موضوع تمرکز کنه.

‫چا می-سون هستم ‫چجوری میتونم کمکتون کنم ؟

‫چوی جونگ وون هستم ‫مین سو-یون اونجاست ؟

‫اون امروز نیومده

‫پس کجاست ؟

‫تماس گرفت و گفت که مریض ‫و نمیتونه امروز بیاد

‫شما بهش زنگ زدین ؟ ‫چقدر حالش بده ؟

‫بله ... بله ‫باشه

‫آنجلا

‫آنجلا ، چی شده ؟

‫تو مریضی ، کجا داری میری ؟

‫من باید این-ها رو ببینم

‫آنجلا

‫این -ها ... من نمیتونم بزارم اون اینجوری ترکم کنه ‫باید ببینمش

‫آنجلا

‫چی باعث شده بیاین اینجا ؟

‫شنیدم که سو-یون مریضه

‫میتونم ببینمش ؟

‫آنجلا ... رفت بیمارستان

‫کدوم بیمارستان ؟

‫نمیدونم

‫نمیدونین ؟ ‫یعنی چی ؟

‫اون رفت به همون بیمارستانی که این-ها بستریه

‫اون تمام شب و مریض بود ، با اینکه به سختی حرکت میکرد ‫اما بالاخره رفت

‫پس ...

‫باید تحت مراقبت بیشتری باشه

‫تا کی می خوان اونو نگه دارن و مراقبش باشن؟

‫من اینجا میمونم

‫تو برو و کمی استراحت کن

‫من خوبم

‫لجبازی نکن ، به حرفم گوش بده

‫یکم استراحت کن و بعدش برو اداره ‫ببین اوضاع چطوره

‫سو-یون ...

‫من ...

‫اومدم این-ها رو ببینم

‫این-ها

‫این-ها

‫منم ، سو-یون

‫چشماتو باز کن

‫خواهش میکنم به من نگاه کن

‫تو نمیتونی منو تنها بزاری

‫پس من چی ؟

‫من اشتباه کردم

‫که بهت گفتم فراموشت میکنم

‫بخاطر دوست داشتنت ، خیلی عذاب کشیدم

‫برام خیلی دردناک بود ، بخاطر همین ازت دوری میکردم

‫من به هر دومون دروغ گفتم

‫گفتم که تو بخاطر دوست داشتن من به دردسر میفتی

‫من تورو ترک کردم ‫چون فقط به خودم فکر میکردم

‫خواهش میکنم منو ببخش

‫این-ها ، خواهش میکنم چشماتو باز کن

‫منم سو-یون

‫- سو یون! ‫- خوبین؟

‫خوبین ؟ ‫انگار حالتون خیلی بده

‫ما گزارش رو آماده مي کنیم ‫شما برو استراحت کن

‫من واقعا خوبم ‫بیاین جلسه رو شروع کنیم

‫سو یون هستم

‫بله

‫بله

‫باشه

‫خواهش می کنم, بشین

‫این-ها چطوره ؟ ‫دیدیش ؟

‫دیروز رفتم پرورشگاه

‫شنیدم تمام شب رو مریض بودی ‫همون اندازه که این-ها رو تخت بیمارستان مریضه

‫اون وقت میری بیمارستان ‫بدون اینکه به فکر سلامتی خودت باشی

‫من فهمیدم...من نمی تونم جای اون باشم

‫هر چقدرم سعی کنم نمی تونم

‫گفتنش مسخرس ‫اونم حالا که این-ها داره میمیره

‫اما تا حالا... تا دیروز...

‫اینقدر احساس حماقت و بدبختی نکرده بودم

‫از حالا به بعد دیگه تحت فشار نمیزارمت

‫انگار خیلی حالت بده ‫برو خونه یکم استراحت کن

‫نه, خودم می تونم این پروژه رو تموم کنم

‫هی , جونگ ائه..

‫جونگ آئه ‫درو باز کن

‫جونگ آئه ‫درو باز کن

‫خواهر

‫اومدی؟

‫جونگ آئه دوباره خودشو حبس کرده؟

‫سه روزه که هیچی نخورده

‫من نگرانشم

‫زمان درستش می کنه ‫کاری از ما بر نمیاد

‫هر چقدرم باهاش حرف بزنی ‫حالش بهتر نمیشه

‫بذار به حال خودش باشه

‫می دونم...فقط دلم خونه

‫تا فرودگاه جی جو یه ربع فاصله داره

‫همونطور که میبینین ‫یه مرکز مجسمه سازی همین نزدیکیه

‫محل فوق العاده ایه واسه ‫مجموعه مراکز خرید و تفریحی

‫مساحتش جمعا صد هزار پیونگه

‫و از اين مراکز مجسمه سازی باز هم هست

‫و همچنین خیلی مراکز فرهنگی دیگه ‫به غیر از فروشگاه های حراجی

‫با هتلی در مرکز روستا ‫و کازینوی مشترک المنافع

‫که قراره ساخته بشه

‫هیچ جای دیگه چنین شرایط ایده آلی رو نداره

‫هر نفر چقدر می تونه خرید کنه؟

‫هر بار هر نفر سیصد دلار میتونه بخره ‫که میشه سیصد و پنجاه هزار وون

‫این از بازار ارزونتره ‫حدود 25 درصد تا سی درصد

‫این به خاطر توریستها معروف شده

‫اون آقا...کیه؟

‫انگار دستیار سناتور چوئه

‫انگار دارن همه نوع مذاکره ای می کنن

‫چی شده اومدی اینجا؟

به همون دلیل که تو اومدی

‫به غیراز یه چیز

‫ما هر دو داریم یه کار می کنیم

‫می بینیم

‫دفعه دیگه اوضاع همینطور نمی مونه

‫بریم

‫جونگ گو, جونگ گو

‫- چی ؟ ‫- این-ها به هوش اومده!

‫چی؟

‫- این-ها ‫- این-ها

‫ای عوضی...

‫آقای رئیس...

‫بله

‫کیم این-ها به هوش اومده

‫واقعا ؟ چه خوب ‫کی مرخص میشه ؟

‫فکر کنم باید یکم دیگه تحت نظر باشه

‫امیدوارم تا تو دفتر نیست مشکلی پیش نیاد

‫من الان تلفنی با جانگ می-ران حرف زدم ‫همه چی طبق نقشه پیش میره

‫واسه هفته ی دیگه یه قرار بذار

‫بهتره خودم برم یه سری بزنم

‫بله قربان

‫حالت چطوره؟

‫خوبم

‫به جین-هی بگو یه جلسه بزاره

‫می خوام ببینم تا الان چه خبرا بوده

‫چی داری میگی ؟ ‫تو فقط استراحت کن

‫فقط چند روز تا انتخاب نهایی مونده ‫به حد کافی استراحت کردم

‫اين-ها اگه زیاد کار کنی برات خطرناکه

‫نگران نباش!

‫بعد این پروژه یه سفر درست و حسابی میرم

‫چی داری میگی؟

‫جونگ گو ! ‫- چیه ؟

‫من و تو... یه آشغال بودیم

‫اگه الان اینجام, به خاطر این کاره

‫فکر می کنی از پسش بر میایم؟

‫این آخريشه

‫درسته...

‫راستی, وقتی تو کما بودی ‫سو یون اومد بیمارستان

‫دستات رو گرفت و کلی گریه کرد

‫ برو ببینش یا باهاش تماس بگیر

‫من عاشقتم

‫شاید تا وقتی زندم

‫این تویی. .. ‫فقط تویی که عاشقشم

‫حتی بعد از مرگم هم ‫بازم عاشقت می مونم

‫اما اگه یه دنیا هم عاشقت باشم

‫و اگه تو هم یه دنیا عاشقم باشی

‫فایده نداره

‫هیچ وقت نمی شه

‫اين-ها از بیمارستان مرخص شده

‫سگ جون

‫نوبت منه ‫چیزی نمیخوای بگی؟

‫چه اين-ها اینجا باشه چه نباشه ‫من این بازی رو میبرم

‫یه دختره به اسم مین سو-یون دور و بر این-هاست

‫خودشه

‫چه فکری تو سرته؟

‫آروم باش ... ‫فقط در حد حرفه

‫- مین سو-یون هستم ‫- منم

‫میدونستی این-ها از بیمارستان مرخص شده ؟

‫اره

‫چطور؟

‫زنگ زدم بیمارستان

‫حماقت نکن ... برو به دیدنش

‫اگه نری حسرتش رو می خوری

‫باشه

‫باشه

‫مین سو-یون

‫شما کیم این-ها رو می شناسی؟

‫چيزی شده؟

‫نه

‫هی شماها

‫نمي تونین بهتر کار کنین؟

‫چند وقت واسه مدیر سو کار میکردی؟

‫سیزده سال

‫سیزده سال خدمت رو ول می کنی میای پیش من

‫حتما باید یه چيزی داشته باشی, نه؟

‫تا حالا نه از کسی شنیدم نه دیدم

‫آبروت رو با دستای خودت می بری؟ ‫ای احمق

‫اگه این قضیه درست پیش نره ‫واسه رفتن از این شرکت آماده شین

‫بله قربان

‫برین بیرون

‫آدمیزاد واقعا حقه بازه

‫وقتی من با چند تا دستگاه... ‫قمار از مدیر سو جدا شدم

‫نمی تونستم بذارم کسی ازم جلو بزنه

‫هر چی جلوی کار من رو بگیره ‫از روش رد میشم

‫برام مهم نیست چی باشه ‫فوری ازش خلاص میشم

‫من حتی با شنیدن حرفای رئیس هیات مدیره ضعیف نشدم

اگه کسی موی دماغ جونگ وون ...

خیلی بهش فکر نکن ‫ زود خودت حسابش رو برس

‫بله قربان

‫دیگه اینکه... ‫من این بازی کوچولو رو بلد نیستم

‫به همین خاطر ‫ضربه هام همش تو یه مایه ست

‫بگرد دنبال یه گلف باز حرفه ای ‫که کارش بیست باشه

‫بخوریدش

‫آقای جانگ درست کرده

‫یه داروی کره ایه

‫خونه سوب جی ، کو جی به کجا رسید؟

‫کامل شده

‫باید برم ببینم

‫شما نباید تکون بخورین ‫استراحت کنین, بعدا میریم

‫من خوبم

‫- پس بذارین باهاتون بیام ‫- نه, ممنون

‫همینطور خوبه

‫کیم این-ها رو می شناسی؟

‫راستی, وقتی تو کما بودی سو یون اومد بیمارستان

‫دستاتو گرفت و کلی گریه کرد

‫- همه ش همینه؟ ‫- بله

‫- سو-ری اون گزارش رو بده ‫- چشم

‫این گزارش پیشرفته

‫شرکتهایی که تو انتخاب نهایی شرکت می کنن

‫ما و سی ورلد هستیم... ‫و یه شرکت به اسم جین سونگ از سئول

‫در مقایسه با ما و سی ورلد ، ‫جین سونگ هیچ رقابتی تو سرمایه گذاری نداشته

‫اما مدیر اجرایی جزیره جی جوئه

‫این عامل رو نمی شه نادیده گرفت

‫همونطور که میدونین سی ورلد خیلی اذیتمون میکنه

‫یه مشکلی پیش اومده

‫چیه؟

‫ ، زمین پارک تفریحی تاریخ طبیعی ‫به نام سی ورلد شده

‫چی داری میگی؟

‫امکان نداره ‫دفعه پیش ، ما تست محیط زیست دادیم

‫و همه چی هم به نفعمون بود

‫حالا چرا یهو اونا؟

‫به نظر میلا مذاکره های پشت پرده شون جواب داده

‫یه خبر خوب برات دارم

‫زمین پارک تفریحی تاریخ طبیعی به نام ما شد

‫کجاست؟

‫کنار هتلی که می خواین بسازین

‫مطمئنی؟

‫بله

‫فکر نمی کنی که شانسی بوده, هان؟

‫پس ...

‫از تلاش من و پدرم بوده

‫ممنون

‫تبریک میگم , سناتور!

‫بله حتما ‫به زودی میبینمتون

‫چه خبره؟

‫سناتور چو واسه این رای مدیر کل شده

‫حالا قدرت بیشتری داره

‫جونگ وون می گفت سابقه سناتور چو رو درمیاره

‫پس چی کار می کنه؟

‫باید درست بشینیم درباره جونگ وون ‫و دختر سناتور حرف بزنیم

‫پس سو یون چی؟

‫باید یه کاری کنیم هر چه زودتر از پیش جونگ وون بره ‫

‫اصلا چرا خودت نمی ری بهش بگی؟

‫چطور این کارو بکنم؟

‫تو همه چی رو می دونی ‫چرا عین احمقها رفتار می کنی؟

‫این کار من نیست

‫بله؟

‫من یانگ سونگ گوک هستم

‫ميخواستم همین الان ببینمت

‫در چه مورد؟

‫خب ، تلفنی که نمی شه ‫ باید ببینمت

‫مشکلی نیست ‫میام اونجا

‫اولین باری که دیدمت

‫تو پاسگاه بود که تو و جونگ وون توش بازداشت بودین

اوه ، الان یادم اومد قبلش توی کلوب دیده بودمت

از اون موقع ده سال میگذره

فکر کن ، من و تو یه رابطه خاص باهم داریم

چرا میخواستی منو ببینی ؟

میدونم که سرت شلوغه ببخش که دارم پر حرفی میکنم

‫خودمم نمیدونم ... ‫چطور ممکنه ...

کسی مثل من از تو و گذشته ت باخبر باشه

منم از تو و زندگیت خیلی چیزا میدونم

هر وقت زندگیم بدجوری داشت نابود میشد پای تو همیشه وسط بود

حق با توئه شاید مشکل همین باشه

پس عامل ارتباط مصیبت ساز ما باید شیطان باشه

هر دومون نقطه ضعف خودمونو میدونیم که قانونی حل نمیشه

اینکه همه چی غیر قانونی حل بشه راحت تره

چرا از دائه سو خواستی منو بکشه ؟

ایم دائه سو ... اون احمق

قید این پروژه رو بزن

اگه مثل دفعه قبل سد راهمون بشی

نزدیکترین آدم بهت صدمه میبینه

این راحت تر از کٌشتنته

تو عاشق یه نفری ...

که در دسترس منه

‫بریم

‫این-ها

‫چیکار میکنی ؟

‫قربان ‫حالتون خوبه؟

‫این-ها

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.