All language subtitles for All In_S01E20

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫کی می شینه پشت میز اصلی؟

‫بفرمایین اینم لیست, قربان

‫به آن سانگ-کان و هیون سو-دونگ صندلی دیگه ای بده

‫اونا رابطه خوبی با سناتور چو ندارن

‫بله قربان

‫- هی اونجا ‫- بله قربان

‫خوش اومدین!

‫خانمها و آقایان شوی آتشفشان رو شروع میکنیم

‫اما قبل از شروع ...

‫می خواستم توضیح کوتاهی درباره ‫مفهوم و اهمیت اين شو بدم

‫ما این نمایش آتشفشان رو برای هتل جونگ مون طراحی کردیم ...

‫تا سبک هتل جونگ مون رو به هتلهای ‫تفریحی لاس وگاس نزدیک کنیم

‫این برای اولین بار در کره اجرا می شه

‫امیدواریم جاذبه دیگری رو

‫برای توریستهایی که به جز هتل جونگ مون از جی جو بازدید میکنن و فراهم کنیم

‫جی جو یک جزیره آتشفشانیه

‫شوی آتشفشان ما

‫برای نشون دادن ارزشهای جی جو طراحی شده

‫ما افسانه جی جو را با پیش زمینه ‫ این جزیره آتشفشانی ترکیب کردیم

‫ما افسانه جی جو را با پیش زمینه ‫ این جزیره آتشفشانی ترکیب کردیم

‫و نمایش لیزر و آبنما رو برای خلق ‫ این نمایش خارق العاده اضافه کردیم

‫وحالا... ‫برنامه رو آغاز می کنیم

‫سو یون فکر میکنه اين-ها مرده

‫و همونطور هم جونگ وون عاشق سویونه

‫هر چقدر هم که سویون عاشق این-ها باشه

‫اگه کسی جای خالی اون رو پر کنه

‫بالاخره سویون باهاش میره

‫تو باید قبل از اینکه دیر بشه ‫سو یون رو ببینی

‫کارتون عالی بود

‫ممنون که اینقدر سخت کار کردین

‫- ممنون ‫- ممنون

‫راستی یدفه چی شد؟

‫در طول سخنرانی لحظه ای مکث کردین

‫هیچی ...

‫عالی بود

‫در مقایسه با نمایش اصلی لاس وگاس اصلا بد نیست

‫کجا بود...

‫ هتل میراژ (سراب) ‫بله درسته

‫ خیلی بهتر از شوی آتشفشان میراژ بود

‫ممنون از نظرتون

‫کارتون عالی بود

‫راستی .. چی بود ؟ ‫اولین ...

‫هتل ملی در کشور

‫اره

‫حالا به خاطر شما, کلی بین ‫هتلهای منطقه دعوا می شه

‫پسر خیلی خوبی دارین

‫ممنون

‫کارت عالی بود

‫چطور بود؟

‫ خیلی بهتر از اون چیزی که فکر می کردم ، بود

‫اون کیه؟

‫سناتور چو چانگ-سو ‫از رئیس چوی دو هوان حمایت میکنه

‫کنارش, دختر سناتور چو هست ‫ که داره با مدیر چوی جونگ وون حرف می زنه

‫اون مشاور کمیته شهرهای آزاد بین المللی است

‫به نظر میرسه رئیس چوی داره درباره دختر رئیس چو تحقیق میکنه

‫شنیدم خانواده هاشون دارن درباره ازدواج اونا صحبت میکنن

‫ازدواج؟

‫یجور ازدواج مصلحتی

‫انتظار نداشتم اینجا باشی ممنون که اومدی

‫اگه اینطوره، پس چرا کارت دعوت برام فرستادی؟

‫داری باهام بازی می‌کنی؟

‫اینطور نیست

‫چطور بود ؟

‫عالی

‫از همه نظر برای من انگیزه بخش بود ‫ و خوشحالم که اینجا هستم

‫ خب ، من دیگه باید برم

‫از طرف من به سو-یون تبریک بگو ‫کارش عالی بود

‫بریم

‫بله

‫همگی کارتون عالی بود

‫همچنین شما

‫قربان ...

‫ما لیاقت جایزه ای که قبلا بهمون قول داده بودین رو داریم ؟

‫البته

‫دیدی گفتم...

‫سو یون چند لحظه ...

‫چیزی شده ؟

‫نه چیزی نیست

‫خب ...

‫نه ... ‫چیزی نیست

‫ممکنه یه چیزی رو اشتباه گرفته باشم

‫رئیس دنبالتون میگردن

‫لطفا همراه ما بیاین

‫ایشون مدیر بخش برنامه ریزی هستن ‫که برنامه آتشفشان را تهیه و تدارک دیده بودن،

‫مین سو-یون هستم

‫بابت تلاشتون ممنونم

‫کارت عالی بود

‫بعد از مهمونی بیا تو اتاقم

‫این اواخر سخت کار کردی ، بریم یه نوشیدنی بخوریم

‫نه ممنون ، میخوام کمی استراحت کنم

‫تبریک میگم ، قربان

‫تونستی بفهمی سانگ-دو کجاست؟

‫بله ، اون توی هتل سی ورلده

‫چند نفر رو بفرست که مراقبش باشن

‫بله قربان

‫موفقیت یا شکست این کار به این هفته بستگی داره

‫چون ممکنه بین افراد سو-سونگ خائن هایی باشن

‫مراقب محله باشین

‫بله قربان

‫دختر رو اوردم

‫یعنی چی که دختر رو اوردم ؟!

‫مگه داری درباره سگ همسایت حرف میزنی !

‫ببخشین ، قربان

‫اون قراره همسر برادرت باشه

‫باهاش مودب حرف بزنین

‫بله ، قربان

‫برین بیرون

‫چی شد ؟

‫چی بهت گفتم ؟

‫حالا دیگه شانس بهم رو کرده

‫خیلی مسخرس

‫از اینکه شما رو اینطوری می‌بینم خیلی خجالت می‌کشم

‫بزار به سئول زنگ بزنم تا بچه ها بیان اینجا

‫میخوام به جی جو حمله کنم و ...

‫این-ها و جونگ- کو رو براتون بیارم

‫زیاد سر و صدا کردن و منو پیش شما ضایع کردن

‫به چند نفر زنگ بزن و خوب مراقبشون باش

‫بله قربان

‫اینجوری نرو سئول

‫چند روز اینجا بمون

‫بله

‫قربان

‫قربان

‫قربان ، یه مشکلی پیش اومده

‫ایم دائه-سو بهمون خیانت کرده

‫منظورت چیه ؟

‫دیشب دائه-سو به یونگ-جون و کی-چئون حمله کرده

‫ و محله رو دست گرفتن

‫چی ؟

‫لعنت بهش

‫بریم اونجا

‫نه قربان

‫اگه الان برین ، تو دردسر میفتین

‫- از سر راهم برو کنار! ‫- قربان !

‫ایم دائه-سو میخواد افرادشو دنبال شما بفرسته

‫باید فرار کنین

‫چرا باید فرار کنم و جای دیگه برم

‫- قربان ! ‫- باید بریم

‫- بریممم! ‫رئیس ، خواهش میکنم

‫خواهش میکنم!

‫اونا اینجا هستن

‫ببین کیا اینجان ؟ ‫خیلی وقته ندیدمتون

‫برادر !

‫ سانگ ... گو

‫بله ، سانگ-گو

‫- یونگ-تائه

‫سی بونگ

‫واقعا خوبه ! مگه نه ؟

‫ممنون

‫-بفرمایین ‫- بله

‫-بشینین .. ‫- بله

‫چرا اینقدر مضطربین ؟

‫آروم باشین و بخورین ‫بله

‫این...واقعا جاییه که اين-ها کار می کنه؟

‫البته..

‫جیمی رئیس اینجاست

‫رئیس ...

‫می دونستین بهش می گیم اين-ها جیمی ؟

‫این-ها کجاست؟

‫واسه یه کاری رفته سناتور رو ببینه

‫سناتور؟

‫چیه؟

‫هیچی ... سناتور

‫خب...برادر

‫ما باید چی کار کنیم؟ ‫ما اینجا کار هم می کنیم؟

‫نه ، در واقع این-ها میخواد ، یه دفتر توی سوگیپو بهتون بده

‫بعدا بهتون میگم که چیکار باید بکنین ...

‫راستی ، خیلی خوش تیپ شدین

‫قرض کردیم

‫به چی فکر میکنی؟

‫وقتی به دفتر زنگ زدم ، بهم گفتن که باید بیام اینجا

‫سو -یون میخوام یه چیزی بهت بگم ..

‫اگه این-ها زنده باشه ...

‫اگه الان تو کره زندگی کنه

‫چی کار می کنی؟

‫حتما اين-ها زنده ست , نه؟

‫من...این-ها رو دیدم

‫حتما اونی که اون روز دیدم اين-ها بوده

‫می دونی الان کجاست؟

‫اگه بدونی کجاست, چی کار می کنی؟

‫هنوز دوستش داری؟

‫تو بخاطر این-ها از خیلی چیزا گذشتی

‫هنوز دوستش داری ؟

‫من دیدم چقدر بهت سخت گذشت

‫و چقدر اذیت شدی

‫سرنوشت شما همیشه از هم جدا بوده

‫هنوزم این-ها رو دوست داری؟

‫دوستش دارم

‫دوستش دارم

‫می ترسم

‫بد شانسی اين-ها به خاطر من باشه

‫ نمیخوام ...

‫بخاطر شناختن من ، ناراحت باشه

‫من دوستش دارم

‫اما مطمئن نیستم

‫که دیگه بتونم دوستش داشته باشم

‫من با سو یون ازدواج می کنم

‫خواهش می کنم بهم اجازه بدین

‫ازدواج؟

‫واقعا می خوای به تنها شانس زندگیت نه بگی؟

‫ما شدیدا به کمک سناتور چو احتیاج داریم

‫تا به عنوان شریک تجاری ‫ طرح توسعه ی جی جو انتخاب بشیم

‫اگه بفهمه با یکی دیگه داری ازدواج می کنی

‫همه چی تمومه!

‫اجازه بدین من خودم به این موضوع رسیدگی میکنم

‫فقط بسپارینش به خودم

‫چطور میخوای درستش کنی؟

‫زندگی سیاسی سناتور چو خیلی طول نمی کشه

‫چی داری می گی؟ ‫تو اینو از کجا می دونی؟

‫من خودم تحقیق کردم

‫درسته که گفتین برای پولدارشدن باید قدرت داشت

‫اما قدرت فراز و نشیب های خودشو داره.

‫نباید خیلی بهش نزدیک یا ازش دور بشیم

‫نباید خیلی به قدرت نزیک یا ازش دور باشین

‫بخصوص آدمی مثل سناتور چو

‫که بیشتر دنبال پوله تا اعتماد

‫سریع سقوط می کنه

‫من اونقدر احمق نیستم که سود آنی رو فراموش کنم

‫من نهایت استفاده رو از کمک سناتور چو می کنم

‫و کمکش رو جبران می کنم

‫اما دلم می خواد با کسی که می خوام عروسی کنم

‫فعلا میرم بیرون

‫من به جونگ وون اعتماد دارم

‫لطفا هر کاری میگه بکن

‫ما به چی احتیاج داریم که شریک تجاری بشیم؟

‫اول از همه, مقداری سرمایه

‫و شرایط مالکیت ‫ که عامل مهمی میتونه باشه

‫بعضی وقتها مالکیت, دولته

‫اما اگه در مورد زمین شخصی باشه ،

‫چون با مالکان زیادی طرفیم ، خریدنش سخته

‫در مورد زمینهای کوه سونگاک ، ‫ هر زمین متعلق به مالکان مختلفه

‫اکثریت توی سئول زندگی میکنن و ‫حتی یه ژاپنی-کره ای هم بینشون هست

‫حتی فهمیدن اینکه صاحب این زمین ها کیه ‫ کلی دردسر داره

‫اون با من

‫جیمی, چیزی می خوای بگی؟

‫نه ، ادامه بدین

‫خب, سریع به کارها برسیم

‫بریم !

‫برای این-ها مشکلی پیش اومده ؟

‫این روزا خیلی عجیب غریب شده

‫چیزی نیست

‫قضیه چیه ؟

‫به خاطر مین سو یونه

‫هنوز ندیدتش

‫چرا؟

‫میگه لیاقت و اعتماد به نفس دیدنشو نداره

‫اینکه مزخرفه

‫من میدونم اين-ها چقدر سو-یون رو دوست داره

‫وقتی تو یه قدمی مرگ بود و به هوش اومد

‫دیدم که چقدر به خاطر سو یون زجر می کشید

‫چطور وقتی این همه بهش نزدیکه نبینتش؟

‫نمی دونم چی تو سرشه

‫ من باید برم ببینمش

‫آقای جانگ دنبالتون میگردن

‫همه چی همونطور که می خواستی شد

‫شرطیه که انتظارش رو نداشتم

‫من هر چی دارم رو روی تو شرط می بندم

‫استاد جانسون که پوکر یادم داد

‫می گفت واسه بردن بازی باید خشن باشم

‫با این شرط ‫وقتی حریفام منو می بینن ...

‫عصبی میشن

‫الان دیگه همه ی بلوفهام کار میکنه

‫تازگیها چیز غیر عادی ندیدی؟

‫ دوستاشو از سئول دعوت کرده

‫دوباره؟

‫این روزا اوضاعش خیلی خوب نیست

‫چرا؟

‫انگار به خاطر یه عشق قدیمیه

‫دیگه می تونی بری

‫باشه, دست به کار می شیم

‫وقتی خرید تموم بشه ‫تیم مدیریت رو تشکیل میدیم

‫چی شده؟

‫کیم این-ها داره هتل هانرا رو میخره

‫چی؟

‫به محض اینکه هتل رو بخره ‫ما باید هتل رو اداره کنیم

‫به جین هی زنگ بزن که ترتیبش رو بده!

‫بله!

‫به نظر میاد قراره هتل هانرا رو اداره کنیم

‫یعنی چی؟

‫اين-ها داره برای خرید هتل هانرا آماده می شه

‫ما یه توافقنامه مشروط داریم

‫که به محض تموم شدن خرید ‫گروه اوسیس هتل رو اداره کنه

‫برنامه ريزی هتل هانرا...

‫نمیدونستم تا این حد قدرت مالی دارن

‫دلیل خرید ناگهانی هتل هانرا چیه؟

‫به نظر میاد قصد داره

‫رقیبش, گروه سی ورلد رو تحت فشار بذاره

‫شما به یه شرکت سرمایه گذاری احتیاج دارین

‫تا اعتماد کمیته شهر آزاد بین المللی رو جلب کنین

‫به هر حال این-ها کارش عالی بود

‫انتظار نداشتم به این سر سختی سر شرط بمونه

‫اگه بتونیم هتل هانرا رو اداره کنیم

‫می تونیم کازینو رو هم بگیریم؟

‫باید صبر کنیم ببینیم

‫چی شده؟

‫اتفاقات جالبی افتاده

‫دائه سو به سانگ دو خیانت کرده ‫و حزب سو-سونگ رو بدست گرفته

‫من فکر کردم اون فقط یه آشغال بدبخته

‫این کارش خیلی جرات می خواست

‫سانگ دو الان کجاست؟

‫نمیدونم ... احتمالا یه جایی قایم شده

‫فعلا کارای مهمتری برای انجام دادن ، داریم

‫با ایم دائه-سو چی کار کنیم؟

‫بهش اعتماد ندارم ‫اما کار زیادی هم از دستمون بر نمیاد

‫باهاش تماس بگیر

‫و اگه سانگ دو کمک خواست ، بهش کمک کن

‫اون آدمی نیست که همینطوری دست روی دست بذاره

‫ممکنه دوباره بهش احتیاج پیدا کنیم

‫این روزا چت شده؟

‫چطور؟

‫چرا عین دیوونه ها میخندی ؟

‫یا اینطوری آواز میخونی ؟

‫مشکلی داری ؟ ‫مریضی ؟

‫نگاش کن ... باید بری بیمارستان

‫هیون-جا!

‫قبل از اینکه بریم بیمارستان

‫باید یه چیزی بهت بگم

‫چی؟

‫بیا اینجا! ‫- چرا ؟

‫چی کار می کنی؟ ولم کن! ‫

‫آروم باش...

‫هیون-جا!

‫- این چیه؟

‫بازش کن!

‫این یه انگشتر بیست و چهار عیاره

‫با اون انگشتر چهارده عیاری که با-وی بهت داده فرق میکنه

‫حالا چرا داری میدیش به من؟

‫هیون-جا!

‫چی کار می کنی؟

‫مگه ما چقدر دیگه زنده ایم؟

‫من سی ساله که فقط به تو نگاه میکنم

‫خواهش می کنم حالا دیگه عشقم رو قبول کن

‫بیا از این به بعد توی یه رختخواب بخوابیم ، باشه ؟

‫بس کن دیگه اینقدر مزخرف نگو!

‫تو تمام عمرت یه خونه به اسم خودت نداشتی

‫چگونه می تونم بهت اعتماد کنم و توی یک تخت بخوابم.

‫ ترجیح میدم با با-وی زندگی کنم ‫اینطوری خیلی بهتره

‫چی ؟ ‫با-وی ؟

‫این روزا زندگی با یه مرد جوونتر دیگه اشکالی نداره

‫پس اگه ..

‫از خودم یه خونه داشته باشم

‫من اسمم رو عوض میکنم

‫فکر کردی خونه عین قوطی کبریته؟

‫اگه از خودت یه خونه داشته باشی...

‫قول می دم همین الان زنت شم

‫منتظر کی هستی؟

‫یه لحظه صبر کن

‫بهش گفتم بیاد جلوی ایستگاه ۵۷۸

‫بفرما اومدش!

‫بیا اینجا!

‫خواهر!

‫حالت چطوره خواهر؟

‫شما دوتا اینجا چی کار می کنین؟

‫هی, دنبالم بیاین!

‫یه چيزی هست که باید بهتون نشون بدم

‫کجا؟ ‫- بریم

‫اینجا کجاست؟

‫هوای تازه

‫زده به سرت ؟ ‫با خونه مردم چیکار داری ؟

‫صبر کن ببینم ، حالا دیگه دزدی هم میکنی ؟

‫من شاید کلاهبردار باشم اما دزد نیستم

‫دیگه اینقدر حرف نزنین ‫آروم دنبالم بیاین

‫- اینجا خونه کیه ؟ ‫- من میشناسمش ؟

‫- بیاین تو ! بیاین تو ‫- خونه کیه ؟

‫اینجا خونه کیه ؟

‫خونه من!

‫خونه من!

‫این هم قولنامه!

‫با-وی!

‫هان!

‫حالا دیگه هیون-جا صد در صد مال منه ‫پس دیگه نبینم که نزدکیش بشی

‫اگه یه بار دیگه بیای نزدیکش ‫می کشمت!

‫دیگه این رو نگو...

‫هیون-جا بریم تو...

‫پس منم باید بیام تو

‫بازرس پارک!

‫برادر

‫حالت چطوره؟

‫فهمیدم رفته مالیا

‫اونجا به بازیکنان کره ای وام میده

‫اگه بتونم بیارمش اینجا

‫میتونم ثابت کنم که ... ‫یانگ سونگ-کوک دستور قتل رو داده

‫خب پس فوری دستگیرش کنین

‫نه ولش کن!

‫ازش به عنوان ورق مخفی استفاده کن

‫فقط ببین کجاست ؟

‫راستی ‫دائه سو یه دردسر بزرگ راه انداخته

‫اون حرومزاده ، کودتا کرده

‫خودش رو از شر سانگ-دو خلاص کرده و ‫باند سو-سونگ رو دست گرفته

‫سانگ دو چی شده؟

‫حتماً یه جا قایم شده

‫از یونگ جون و کی چئون چه خبر؟

‫چی شد؟

‫یونگ جو نيمه جونه ‫کی چئون هنوز تو بیمارستانه

‫مین چول, دونگ سوک, جائه هو ‫رفتن توی تیم دائه سو

‫من باید برم!

‫هنوز نه قربان

‫هی دو چی!

‫بله, رئیس

‫اگه الان نرم... ‫انگار که می خوام بپرم اونجا

‫دیگه نمی تونم عصبانیتم رو کنترل کنم

‫این لیست همه مالکینه

‫آفرین

‫خیلی کاری نداشت...

‫به هر حال, اگه این کار درست پیش بره

‫زندگیتون از این رو به اون رو ميشه ‫پس بیاین همه سعی مون رو بکنیم!

‫چشم!

‫بیاین امشب حسابی مست کنیم...

‫خرید زمین تو کوه سونگاک چطور پیش می ره؟

‫مراحل آخر مذاکره ایم ، داره به خوبی پیش میره

‫اگه مغازه های معاف از مالیات ‫واسه محلی های بندر سوگویپو باز شه

‫فکر کن ببین چه سیستم مدیریتی براش مناسبه

‫مغازه معاف از مالیات فعلی ‫فرودگاه جی جو رو محک بزن

‫بله قربان

‫خبر خریدن هتل هانرا رو شنیدین؟

‫نه

‫انگار قراره به زودی یه مالک جدید پیدا کنه

‫کی؟

‫این بار هم پای جیمی کیم وسطه

‫چوی جونگ وون هستم

‫ جونگ مین!

‫ کجایی؟

‫همین الان میام پایین

‫ باید برم کسی رو ببینم

‫بعدا درباره هتل هانرا حرف می زنیم

‫باشه

‫چرا نیومدی بالا تو اتاق؟

‫حتما سرت شلوغه, ‫ دارم وقتت رو میگیرم؟

‫هر چقدرم سرم شلوغ باشه واسه تو وقت دارم

‫تو خیلی خوب تعارف می کنی

‫جدی گفتم

‫به هر حال, از شنیدنش خوشحال شدم

‫- قهوه ‫- منم همینطور

‫اوضاع چطوره؟

‫دارم همه سعیم رو می کنم ‫اما هنوز مطمئن نیستم

‫من فقط به تو تکیه میکنم ، خواهش میکنم هوامو داشته باش

‫من فقط دارم پيشنهاد می دم

‫کمیته بین المللی شهر آزاد حق انتخاب داره

‫در ضمن.. شرکت سرمایه گذاری ISIC را می شناسی؟

‫یه شرکت سرمایه گذاری خارجیه

‫که باهاتون سر انتخاب شریک تجاری رقابت داره

‫رئیسش یه کره ای-آمریکایی به اسم جیمی کیمه

‫انگار توانایی بالایی هم در جذب سرمایه داره

‫اولش مشاورهامون خیلی درباره ش مطمئن نبودن

‫اما انگار الان دیگه نظرشون مساعده

‫بعد از شنیدن معامله خرید هتل هانرا

‫اگه درست باهاش کنار نیایین ‫ممکنه ببازین

‫شنیدم که هتل جونگ مون از وقتي که به سبک هتلهای ‫تفریحی لاس وگاس نزدیک شده ....

‫نظر توریستهارو به خودش جلب کرده

‫و اخیرا شمارش اتاقهای پر هتل خیلی زیاد شده

‫اگه هتل هانرا رو بخریم

‫فکر کنم به سیستم مدیریت متفاوتی احتیاج داریم

‫که بهتر از هتل جونگ مون باشه

‫این طرح مدیریت کازینوی هتل هانر است

‫من چیز زیادی درباره مدیریت ‫هتل و کازینو نمی دونم

‫من می خوام همه چی رو به گروه اوسیس واگذار کنم ‫پس خواهشا کارتون رو به خوبی انجام بدین

‫سلام ... ‫چوی جونگ وون هستم

‫چی شد زنگ زدی؟

‫می خواستم یه چيزی ازت بپرسم

‫در مورد سرمایه گذاری ISIC چیزی شنیدی ؟

‫آره شنیدم

‫پس میدونی جیمی کیم کیه ؟

‫فقط دربارش شنیدم ‫درست نمیشناسمش

‫چرا میپرسی ؟

‫جونگ وون بود

‫می پرسید جیمی کیم رو می شناسم یا نه

‫مطمئنم دیگه از کارمون سر در آوردن

‫انگار خیلی نگرانن که ببینن جیمی کیم کیه

‫همونطور که جونگ وون خواسته بود ، ‫درباره سناتور چو تحقیق کردم

‫چرا زودتر بهم نگفتی ؟

‫ببخشین قربان

‫جونگ وون گفت بهتره نگم

‫خب...حالا چی فهمیدی؟

‫بیشتر از چیزی که انتظار داشتیم ، ‫نقطه ضعف سیاسی داره

‫فکر کنم جونگ وون درست می گفت

‫چی گفتی ؟

‫بفرما!

‫این چیه ؟

‫شما ناهار نخوردی

‫من اين رو برای صبحونه خوردم ‫سیرتون می کنه

‫ممنون

‫ببینم... از چیزی نگر انین؟

‫نه

‫انگار سرحال نیستین

‫واسه شوی آتشفشان زیادی کار کردم

‫یکم خستم

‫شنیدم که قراره با رئیس یه سفر کاری برین ژاپن

‫اره

‫خوش بحالتون

‫بله, یو جونگ-وو هستم

‫بله

‫بله!

‫بله!

‫رئیس چوی هستن

‫می خوان باهاتون صحبت کنن

‫بله, مین سو-یون هستم

‫بله

‫بله

‫لطفا بخور ! ‫بیاین تو

‫خوش اومدین ‫لطفا بشینین

‫ چایی می خورین؟

‫ممنونم

‫نمی خواد نگران باشی ‫خواهش می کنم اروم باش!

‫چی کار می کنی؟ یه چیزی بگو

‫... نمایش کوه آتشفشان ‫کارت رو خوب انجام دادی

‫هنوز خیلی مونده تکمیل شه

‫شنیدم همسری هم نداری

‫بله

‫حتما خیلی سخت بوده

‫به لطف خواهرهایی که ازم مراقبت می کردن ‫مشکلی نداشتم

‫بهم گفتن زبانهای خارجیش عالیه

‫هم ژاپنی هم انگلیسی تسلط داری ، درسته ؟

‫از اونجایی که مهارت زیادی داره ، کارت خوب بود

‫نظرت راجع به جونگ وون چیه؟

‫وقتی تو شرایط بدی بودم ‫ خیلی تشویقم کرد

‫من از صمیم قلب ازش ممنونم

‫ ...خب...منظورم اینه که

‫می تونی تا آخر عمر مراقبش باشی؟

‫عزیزم نباید اینطوری بگی

‫کی ازدواج می کنه که مراقب کسی باشه؟

‫سوء تفاهم نشه ‫اون خیلی قدیمیه

‫بله

‫چوی جونگ وون هستم

‫مین سو-یون لطفا

‫راستش...رئیس خواستن ایشون رو ببینن

‫کی رفت؟

‫بله, ممنون

‫پدر کجاست؟ ‫سو یون رو دید؟

‫اره

‫چی شد؟

‫نمی دونم چی شد

‫انگار پدرت ازش خوشش اومده

‫جدی؟

‫تازگیها چيزی شده؟ ‫چرا نظرش عوض شد؟

‫باید سو یون رو ببینم

‫سو یون!

شنیدم پدرم رو دیدی

‫اره

‫ببینم ... اذیت که نشدی؟

‫نه

‫دیگه هیچ سنگی

‫جلوی پات نیست

‫حالا تنها کاری که باید بکنی ‫اینه که عشقم رو قبول کنی

‫بله

‫آنجلا

‫یه نگاهی به این بنداز

‫این چیه ؟

‫واسه خواستگاری!

‫من این کارو نمی کنم

‫مادر روحانی نگرانته, آنجلا

‫یه قرا بذار ببینش

‫توی شهر جی جو یه مغازه الکتریکی داره

‫واقعا مهربون و مومنه

‫الان که قرار نیست ازدواج کنین ‫چرا مثل یه دوست نمیری ببینیش ؟

‫من دارم یکی رو می بینم

‫چی؟

‫باید یکم بیشتر صبر کنیم

‫هنوز دارن بررسی می کنن

‫چی شد؟

‫رسید به جیمی کیم و گروه اوسیس

‫هم سوگویپو, هم کوه سونگاک؟

‫بله

‫چی شد؟

‫ما بردیم

‫موفق شدیم!

‫موفق شدیم!

‫- عالی بود ‫- عالی بود

‫عالی بود

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.