All language subtitles for All In_S01E08

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫خیلی وقته ندیدمت

‫شما حرومزاده ها... ‫راه درازی اومدین

‫هیچ وقت فکر نمی کردم بیاین تو جزیره ی جی جو

‫پس یه کار واقعی برای مجرمی مثل تو هست؟

‫وقت دارین؟

‫بریم یه جا دیگه حرف بزنیم

‫من با شما بحثی ندارم

‫...تو

‫لازم نیست بترسی

‫کاری باهاتون ندارم ‫پس بریم حرف بزنیم

‫اینجا چی کار می کنین؟

‫من یکی از مامورهای امنیتی کازینو ام

‫و این-ها هم ناظر بازی

‫ناظر بازی؟ ‫این چه جور کاریه؟

‫برای اینکه توضیح بدم چی هست ‫باید درباره کازینو اطلاعات کافی داشته باشید

‫...به هر حال ‫این یکی از اختیارات مدیریت است

‫مدیریت؟

‫این-ها ، پس تو یه آدم معمولی نیستی ، هستی ؟

‫تو ‫باید تو یه کاری به من کمک کنی

‫...می دونی

‫...من واقعا به استعداد تو احتیاج دارم

‫منظورت ورق بازی کره ایه؟

‫تو و جونگ گو

‫!فقط واسه یه بازی

‫اگه این چیزیه که می خوای ‫جای اشتباهی اومدی

‫من این کارو نمی کنم

‫...اگه بکنی ‫همه جوره برات سود داره

‫البته, من نمی خوام کسی رو مجبور کنم برام کاری بکنه

‫اما من تو موقعیتی نیستم که پا پس بکشم

‫!قبول کن

‫...دوست ندارم دیگران رو تهدید کنم اما

‫می‌بینم که داری اینجا ساکن میشی ‫و داری خوب پیش میری

‫می تونم همش رو از بین ببرم

‫من همین الان به کمکت نیاز دارم

‫پس واسه همین اومدین اين-ها رو ببینین؟

‫منم ورق بازی کره ای بلدم

‫بیخیال

‫...خوب بهم گوش کن

‫می دونم خودت می دونی ...

‫من به رئیس چوی دو هوان کمک می کنم که ...

‫کازینوی هتل سی ورلد رو بدست بگیره

‫اما بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم

‫دارم به سود اون کار می کنم

‫...چند تا کلوب شبانه و ‫ماشین قمار بهم داده اما

‫در مقایسه با چیزی که ‫رئیس چوی قراره داشته باشه، چیزی نیست

‫مثل یه چهارم تلفن می مونه

‫از کازینو چيزی می دونی؟

‫من به خاطر این شغل متوجه این موضوع شدم

‫کازینو...واقعا یه جورایی عالیه

‫از اون کارایی نیست که به خاطر بقیه انجام بدم

‫با این فرصت

‫میخوام بخشی از سهامداران کازینوی سی ورلد باشم

‫اگه از سهمت مطمئنی

‫چرا به این-ها نیاز دارین ؟

‫می بینی

‫بامزه نیست

‫!جمع شین

‫بله قربان

‫با سیاست منطقی سازی مدیریت شرکت

‫ما از بین شما یکی از بااستعدادترین ...

‫ورق دهنده ها رو برای هماهنگی در ...

‫ تبلیغات فروش خارجی انتخاب میکنیم

‫: کازینوی هتل جونگ مون ما افراد زیر را انتخاب کرده

‫چه جونگ هی ، لی مین یونگ و مین سو یون

‫با من بیاین

‫معیار این کاندیدها چی بوده؟

‫ما می تونیم ترفیع چه جونگ هی و ...

‫لی مین یونگ رو ‫بخاطر تجربه و توانایی شون درک کنیم

‫ولی مین سو یون فقط یه تازه وارده

‫بخش ارتقاء فروش ، ‫مسئول بازاریابی مشتریان بین المللی هست

‫پس تواناییشون در زبانهای خارجی یه ضرورته

‫وقتی در تیم آموزش ورق دهنده ها استاد بودم ،

‫هیچ کس رو به خوبی مین سو یون ندیدم

‫توضیح دیگه ای هم لازمه؟

‫این سه نفر تنها کاندیدهای موجود بودن

‫بعد از مصاحبه فقط یه نفر انتخاب می شه

‫برین سر کارتون

‫هی ‫مین سو یون

‫تو خیلی خر شانسی

‫اگه تو ارتقای فروش کار کنی

‫به خیلی جاها مثل هنگ کنگ و ژاپن سفر می کنی

‫تو خیلی خوش شانسی

‫...خر شانس

‫حالا چیکار کنیم ؟

‫یو جونگ گو

‫سلام ‫سلام

‫یه لحظه برو بیرون

‫اون سانگ دو نبود که تو لابی دیدینش؟

‫سانگ دو رئیس سو سونگ ‫درسته؟

‫می شناسیدش؟

‫من بیشتر خلافکارای معروف رو می شناسم

‫به هر حال , همه چی روبراهه؟

‫شماها واسه چی دیدینش؟

‫... هیچی ، فقط

‫شما حرومزاده ها با من شوخیتون گرفته؟

‫...آشغال

‫دلیل اینکه استخدامتون کردم ‫با اینکه سابقه دار بودین

‫به این دلیل بود که من معتقد بودم ‫شما تمام گذشته خودتونو از بین بردید

‫هنوزم با همچین آدمایی هستی؟

‫برو به کیم این-ها هم بگو

‫اگر اتفاق بدی بیفته

‫از کارتون اخراج می شین

‫شنیدم اومدی جزیره جی جو ‫که از ایم دائه سو دور بشی

‫اگه یه بار این کارو واسه من بکنی ‫من رابطه ناخوشایند تو رو با اون پاک می کنم

‫دائه سو ‫از حالا به بعد دنبال این-ها نرو

‫فهمیدی؟

‫متوجه م

‫کافی نیست؟

‫حرف رئیسمون رو گوش کن

‫...اگه نه ‫دوستت تائه جون در امان نیست

‫منظورت چیه؟

‫من یه آتو از بازرس پارک دارم

‫می دونی , این روزا ...

‫کارآگاه "پارک" هرکاری بهش بگم انجام میده

‫چون اگه رازشو برملا کنم

‫از کار بیکار میشه

‫...اين-ها

‫چیکار می کنی؟

‫رئیس هان می دونه ما سانگ دو رو دیدیم

‫اون به خاطر این که مارو با اون دید ، پارس می‌کرد

‫دیوونه شده بود

‫اگه اون چیزی که می خواد رو بهش ندیم

‫سانگ دو ممکنه کار وحشتناکی بکنه

‫واسه من مشکلی نیست که ‫از مامور امنیتی بودنم اخراج بشم

‫اما تو فرق داری

‫یه بار شانس در خونه ت رو زده

‫تو که نمی خوای ازش بگذری, هان؟

‫ ...متاسفم ‫خیلی وقته منتظری ؟

‫نه

‫جلسه بیشتر از اونی که فکر می کردم طول کشید

‫صورتم قرمز شده؟ ‫هی بهم نوشیدنی دادن

‫خوشگل شدی

‫اونا همش یه چیز ناراحت کننده دارن

‫اما من همه چیزم عالیه؟

‫بریم

‫...بیا امروز رو بذاریم کنار

‫چرا ؟ ‫چیزی شده؟

‫...نه, فقط

‫خیلی خب, من حساب می کنم

‫پس بریم کافه ای جایی یه نوشیدنی بزنیم

‫خودت گفتی کلی مشروب خوردی

‫اینطور که پیداست مشروب خوری

‫بریم

‫به سلامتی

‫عالیه

‫خوبی؟

‫من کاملا خوبم

‫یه چيزی هست که خیلی بهش افتخار می کنم

‫چیه؟

‫ممکنه ترفیع بگیرم تا در فروش بازاریابی بین المللی کار کنم

‫از زمانی که برای کار به اینجا اومده بودم ، ‫هدفم این بود که توی اون موقعیت باشم

‫ برات خوشحالم

‫هنوز قطعی نشده

‫...اما دلیل اصلی خوشحالیم اینه که

‫تو رو به عنوان ناظر بازی شناختن

‫راستش رو بخوای ... ‫دیدن اینکه یه نفر این همه دعوا میکنه

‫اونم تو سن بیست سالگی منو نگران کرد

‫مثل دیدن بچه‌ای که در کنار آب بازی می‌کنه ‫همیشه نگران بودم

‫...یه همچین حسی داشتم

‫پس

‫به این فکر کردم که ‫کِی باید انتظار داشته باشم

‫...خونه ی تو باشم

‫حس می کنم انگار دیگه نمی خواد نگرانش باشم

‫پس میای و باهام زندگی می کنی؟

‫گاهی وقتا میام دیدنت

‫خیلی داری گرون میشی

‫مطمئنی؟

‫مطمئنم

‫واقعا؟

‫...سو یون

‫ ... می دونی

‫..وقتی دوباره اومدی تو زندگیم

‫...و اینکه من رو یادت بود

‫..من

‫نمیتونستم شانسمو باور کنم

‫چون معمولا آدم بد شانسیم

‫...دیدن تو

‫...ملاقات دوباره ی تو

‫نمی دونی چه ارزشی برام داره

‫چقدر بهت فکر میکردم

‫چقدر شیفته ت شدم

‫...و چقدر عاشقتم

‫حتی فکرش رو هم نمی تونی بکنی

‫ نمی‌دونم واقعا می‌تونم این کار رو بکنم یا نه ،

‫فکر میکنم هیچ کدوم اینا واقعیت نداره

‫میترس موقتی چشام رو باز کنم...

‫ همش یه خواب بوده باشه

‫نمیدونم آدمی به بدشانسی من ...

‫میتونه اینقدر خوشحال باشه ...!!!

‫واسه همین خیلی می ترسم

‫راستش رو بخوای دیدن اینکه یه نفر این همه دعوا میکنه

‫اونم تو سن بیست سالگی ‫منو نگران میکرد

‫مثل دیدن بچه ای که کنار دریا تنها بازی کنه ‫هميشه نگران بودم

‫...یه همچین حسی داشتم

‫پس

‫به این فکر کردم که کِی باید انتظار داشته باشم

‫که خونه تو باشم

‫حس می کنم انگار دیگه نمی خواد نگرانش باشم

‫...من دوست ندارم کسی رو تهدید کنم اما

‫می بینم جا گیر شدی و کارت خوب پیش می ره

‫می تونم همش رو از بین ببرم

‫راست می گی...؟

‫وقتی میگی دوستم داری

‫واقعا راست می گی؟

‫مصاحبه رو شروع می کنیم

‫همونطور که همه می دونین

‫مصاحبه به زبان خارجی خواهد بود

‫اگر مصاحبه کننده به زبان انگلیسی از شما سوال کند ‫به زبان انگلیسی پاسخ می دید

‫و اگر به زبان ژاپنی یا چینی از شما بپرسند، ‫به همین ترتیب جواب میدید

‫اگه از جوابتون مطمئن نیستین

‫به مصاحبه کننده خود حقیقت رو بگید

‫هان دونگ جون و لی سون جین - ‫بله -

‫لطفا برین داخل

‫هان دونگ جون

‫بله

‫تخصص شما چیه؟

‫خانم مین سو یون ، هان بو را

‫خانم مین سو یون

‫!بله

‫فکر می کنین نقاط قوت شما چیه؟

‫مهمترینش اینه که ‫عقیده م رو خوب بیان و دنبال می کنم

‫من مطمئنم که این می تونه در حوزه بازاریابی بین المللی ‫مورد استفاده قرار بگیره

‫در فرمی که پرکردین ‫توانایی بارزتون رو در انگلیسی بیان کنین

‫دلیل خاصی براش دارین؟

‫تو یه پرورشگاه بزرگ شدم که ‫توسط خواهران کلیسای کاتولیک اداره می شد

‫من از خواهران آمریکایی انگلیسی یاد گرفتم

‫مین سو یون

‫ داری میری ؟

‫!بله

‫...باید ناهار مهمونت کنم

‫اگه نکنم ...

‫اين-ها خیلی ازم نا امید می شه

‫خب؟ چطور با کارت کنار میای؟

‫هنوز مطمئن نیستم

‫اگه فقط اشتیاق چیزیو داشته باشی ، ‫همه کارا به خوبی پیش میره

‫مهم ترین چیز تو مدیریت اینه که ...

‫زیر دستت رو درک کنی

‫بله

‫بیا داخل

‫بشین

‫بله قربان

‫فکر کنم این اولین باری باشه که ایشون رو میبینی

‫ایشون مدیر کازینوی هتل جونگ مون هستن

‫و ایشون در بخش برنامه ریزی کار می کنن

‫بعد از فارغ التحصیلی در رشته مدیریت هتل و کازینو در آمریکا

‫شما باید به خوبی باهم ارتباط برقرار کنید ‫تا کارتون رو به درستی انجام بدید

‫پس خوب همدیگر رو بشناسید

‫بله

‫این نتیجه مصاحبه امروزه

‫میشه لطفا به مدیر تبلیغات بگید من دیرمیرسم ؟

‫میتونیم صحبت کنیم ؟

‫به این فکر کردم که به بابام بگم که ...

‫ منو تو همدیگرو میشناسیم

‫ ... اما بعد فکر کردم بهتره

‫پدرم توانایی تو رو خودش ببینه و بشناسه

‫و بزرگترین دلیلم اینه که

‫هنوز نمیدونم تو چه احساسی نسبت به من داری

‫توی لاس وگاس

‫سپیده ‌دم

‫یادته بهم گفتی که خاطرات شرم‌آور منو پاک می‌کنی؟

‫حتی با بوسه تو هم فایده ای نداشت

‫شاید من و تو بتونیم این خاطره رو پاک کنیم

‫اما از رودخونه ای که بین ماست نمیتونیم رد بشیم

‫منظورت چیه ؟

‫یه روز میفهمی

‫من باید برم ، برای جلسه دیرم شده

‫جونگ وون

‫مین سو یون رو میشناسی ؟

‫با هم توی لابی دیدمتون

‫ما از خیلی وقت پیش همدیگرو می‌شناختیم

‫آقا ... دوست داری اینو بنوشی ؟

‫اوه ، ‫ممنون

‫آقا ، بیا ورق کره ای بازی کنیم

‫چی؟ ‫فقط یه بازی، خواهش میکنم

‫.... نمی‌دونم چجوریه

‫چی؟ ‫کسی نیست که نتونه ورق کره ای بازی کنه

‫شما ، شما ، شما ، جنده ها

‫چرا نمیرین باغ وحش و سرتونو توی قفس ببر نمیزارین؟

‫شرط می بندم حتی ببرها هم تو رو نخورن

‫چقدر شرط می‌بندین؟

‫هزار وون

‫هزار وون ؟ ‫خیلیه

‫خب این قماره

‫اگه قرار باشه شرط‌بندی بشه حدود صدتا

‫بیخیال

‫ما بچه مدرسه‌ای نیستیم

‫خواهش میکنم بیا بازی کنیم

‫من واقعا خوب نیستم - ‫فقط یه بازی -

‫خب ، این هزار تا ، باشه ؟

‫شروع کن

‫هزار

‫سه تا برو

‫لعنتی

‫هرزه.. ‫چه مرگت شده ؟

‫من عمدا این کار رو نکردم

‫اوه ، نه

‫چهار تا برو

‫آقا ، بس کن

‫بیا بریم

‫چی ؟ ‫چیکار میکنی؟

‫زود باش بازی کن

‫بذار ببینم

‫بیست و یک جای خالی میشه دوازده امتیاز

‫هونگ دان و گوسا شش امتیاز ‫میشه هجده امتیاز

‫ساش خودش چهار امتیازه که بیست و دو امتیاز میشه

‫چهار امتیاز برای مونگ دا که میشه بیست و چهار امتیاز ‫و چهار برای گوانگ

‫دقیقا میشه سی امتیاز

‫من چهار بار صدا زدم

‫که اونو دو برابر می کنه

‫هر دوی شما پی بک هستید و دویست و چهل امتیاز کسب کردید

‫خدای من ‫آئه جا ، گوانگ باک هست

‫تو ۴۸۰ امتیازی میشی

‫و تو هم مونگ تا هستی ‫خب تو 480 امتیاز ، تو هم 960 امتیاز

‫هی، یادته جا زدی ؟ ‫آره

‫گفته بودم که

‫تو 1920 امتیاز میشی ‫و تو 960 امتیاز

‫خب، ما برای ۱۰۰۰ وون شرط بستیم، درسته؟

‫تو ، 960000 ‫تو ، 1,920,000

‫بده بیاد

‫این چیه دیگه؟ ‫باورم نمیشه

‫با عقل جور در نمیاد

‫هی، بیا و بازی رو ببین

‫نباید اینجوری بشه ، منطقی نیست

‫- نه ‫هی هی -

‫زود باش ‫پول منو بدین

‫الان پول ندارم ‫بعدا بهت میدم

‫منم همینطور

‫چی دارین میگین ؟

‫توی قمار خونه نسیه نداریم

‫با خودت پول نداری؟

‫پس همه انگشتاتونو میبٌرم

‫... انگشتات ‫...انگشت

‫برام چاقو بیار

‫چی ؟ ‫اوکی

‫آقا ... آقا ‫تورو خدا مارو ببخش

‫فقط همین یبار

‫باشه

‫این یبار و میبخشمتون

‫ولی دیگه هیچ وقت توی اتاق انتظار ورق کره ای بازی نکنید ‫باشه ؟

‫... اگه بازی کنین

‫مطمئن باشین همه پولو ازتون میگیرم

‫... تو ‫... انگشتاتون

‫آقا ‫چند نفر دنبال شما میگردن

‫من ؟

‫بفرمایین اینجا

‫کی هستن ؟

‫کسایی که خودشون و خانواده هایشان

‫وقتی که توی خونه ها پرسه می زدن ، نابود کردن

‫اینجا چیکار میکنن ؟

‫تو که نمیخوای بهشون تکنیک یاد بدی ؟ ‫میخوای ؟

‫دیوونه ای ؟ ‫دوباره اینکارو بکنم ؟

‫این طور نیست

‫برای اونایی که زندگی شونو ‫به خاطر حقه های من تباه کردن

‫به عنوان یه راه برای بخشش

‫دارم سعی می‌کنم بهشون کمک کنم ‫و ازشون یه آدم واقعی بسازم

‫بهشون تکنیک یاد نمی دم

‫اما سعی می کنم بهشون یاد بدم ‫که قمار چقدر ترسناک و وحشتناک هست

‫چی میگییی؟ ‫فکر میکنی من احمقم

‫میگن وقتی پیر میشی ، عاقل میشی

‫حالا مثل این ورق های بازی کره ای هست

‫فریب دادن حریف با ورق های بازی کره ای مشخص میشه

‫بین ما حقه بازا ، به این میگن : چک ایل

‫حالا بیایید یکی از اونارو امتحان کنیم

‫این : هی-گا-ری-موک هست

‫شما یکم لاک ناخن و به این قسمت بالای کارت می چسبانید

‫متوجه نمیشی ، درسته ؟

‫مورد دوم اینکه

‫به این میگن : نیدل-موک

‫یکم با سوزن برمیداری

‫میبینی ؟ ‫متوجه هیچی نمیشی ، فقط با لمس کردن میفهمی

‫: مورد بعدی که مشهور هم هست

‫بهش میگن : فَکتوری-موک

‫شما کارت تقلب و از کارخانه تهیه میکنین

‫و توی همه فروشگاه ها پخش میکنین

‫حتی اگر کارتی و خودتون بخرید

‫با اینکه می دونین فریب نمی خورین

‫بازم حقه بازا همه چیو میدونن

‫بینگ تنگ و یونگ تنگ هستن

‫لطفا قهوه بخورین

‫... باید بگم که ‫صدها ترفند در حین بازی با ورقهای بازی کره ای وجود داره

‫: پس چیزی که می خوام بگم اینه که

‫حتی اگه به یه قمارخونه دیگه برین

‫همیشه یه حقه باز هست که میخواد ‫تورو گول بزنه تا همه چیتو از دست بدی

‫اگر پولی به دست اوردید

‫این نقشه ایه که فریبکار روی آن بازی می کنه

‫مثل طعمه ای برای گرفتن ماهی بزرگتر است

‫حالا متوجه شدید که چه می‌گم؟

‫بله - ‫بله -

‫این قهوه هست یا سوپ ؟

‫سرا پایین- ‫پاشین -

‫سرا پایین- ‫پاشین -

‫درست انجام بده

‫حرومزاده ها

‫با ملایمت بیشتری باهاشون رفتار کن ‫دلت برای خانوادشون بسوزه

‫این چیزی نیست که بخوام در موردش ملایم باشم

‫حرومزاده ها

‫وقتی من داشتم کارای دستیار انتظار رو انجام میدادم

‫پام روی زمین نبود

‫میدونی این یعنی چی؟

‫به دور و اطراف پرواز میکردم

‫اما شماها ؟ نه

‫وقتی مشتری می خواست سفارش بده،

‫حتی یکیتون هم نرفت که سفارش و بگیره

‫شماها دارین چه غلطی میکنین، هان؟

‫یونگ-پال

‫بله قربان

‫تو نمی تونی چشمتو از رقصندگان روی صحنه برداری

‫اگه اینقدر دوستش داری... ‫چرا اونو به خونه ت نمی‌بری؟

‫مثل سگ همه جا دریبل میزدی ،

‫دریبل زدن ؟ ‫پس مسابقه هم داشتی

‫: این شایعه وجود داره که می گه

‫خیلی از مشتریها بخاطر دریبل زدن اون ،

‫در حین پاس گل روی زمین لیز خوردند

‫هی، آقا... ‫دارم سعی می‌کنم یه چیزی بهشون یاد بدم

‫چی خنده داره؟ هان؟

‫ای عوضیها ، سرا پایین

‫پاشو

‫سرا پایین

‫پاشو

‫بس کن ‫سرشون درد گرفت

‫... بیخیال ، آقا

‫این-ها

‫این-ها ! تو

‫این-ها

‫هی

‫عقلتو از دست دادی ؟

‫بهت گفتم که من و تو همدیگرو نمیشناسیم

‫چرا اینجایی ؟

‫هی ، هی ‫سریع از اینجا برو بیرون

‫ایم دائه سو ، مدیر اینجاست ‫ممکن الانا پیداش بشه

‫اشکالی نداره

‫اشکال نداره ؟ ‫لعنتی

‫بیخیال ‫گوش کن

‫آقا کمک ‫کمکم کن این-ها رو از اینجا بیرون ببریم

‫این-ها

‫واقعا میخوای زجر کشیدن منو ببینی؟

‫کیم این-ها

‫اومدی ؟

‫هی ، برو بیرون ‫من حواسم به اینجا هست ، همین حالا برو

‫فقط برو - ‫یونگ تائه -

‫من خوبم

‫سانگ دو کجاست ؟

‫سانگ دو ؟ ‫یکم ادب داشته باش ، اون داداشت نیست

‫برای تو باید اهمیت داشته باشه نه من

‫لعنتی

‫به کوانگجو رفت

‫فردا اینجاست

‫پس … ‫تصمیمت رو گرفتی؟

‫وقتی سانگ دو اومد حرف میزنم

‫بریم

‫حرومزاده

‫رئیس ، میزاری همینجوری بره ؟

‫ولش کنین

‫اینا چیه ؟

‫واقعا برای منه ؟

‫بله

‫هدیه گرفتن از این-ها ؟

‫چیزی نیست

‫.... هی

‫واقعا چیزی نیست

‫منظورت از هیچی چیه ؟ ‫این لباس بافتنی سه لایه هست

‫هان ؟ ‫واقعا سه لایه ست ؟

‫نمیفهمم

‫من عاشق این رنگم

‫این-ها خیلی ممنونم

‫وقتی زندان بودی

‫همیشه به فکرت بودم

‫... که لباس زمستونی برات بفرستم

‫.. اما 7 سال همینطور گذشت

‫من لایق این نیستم

‫خیلی ممنونم

‫هی زن

‫این که چیزی نیست ... ‫واسه چی بخاطرش گریه میکنی ؟

‫این-ها

‫ممنونم

‫به بچه ها خبر دادی ؟

‫آره ، زود میان

‫بسلامتی - ‫بسلامتی -

‫خیلی سال پیش تو ایستگاه ...

‫به غیر از پول های کلاهبرداری شده

‫بله

‫غیر از پولی که از فاحشه به دست میومد،

‫بله

‫این اولین باره که با پول شرافتمندانه مشروب می خرم

‫بنوشیم تا وقتی که بمیریم

‫من درآمد خوبی دارم،

‫ای حرومزاده ‫داری درباره پول دراوردن چاخان میکنی

‫باشه

‫بیایین تا آخرین قطره نوشیدنی این فروشگاه و بنوشیم!

‫بنوشیم

‫بیخیال

‫برو ،برو

‫امروز کار بی کار

‫بسلامتی

‫بسلامتی ‫بسلامتی

‫بسلامتی

‫خوبی ؟

‫آره

‫تائه جون

‫هان ؟

‫چیه ؟

‫تو از ایم دائه سو چی میدونی ؟

‫میدونی ؟

‫از کجا میدونستی ؟

‫چیزی نیست

‫با پولی که از مسابقات اسب سواری گرفتم

‫داره تهدیدم میکنه

‫که منو از کار بی کار کنه ‫ولش کن ، مهم نیست

‫درباره ش فکر کردم

‫اما من حاضرم تا وقتی که اونو ‫بندازم زندان سرپا وایسم

‫لازم نیست نگران چیزی باشی

‫موز گازی چیزی همراهت هست؟ ‫چرا می‌خندی؟

‫اینو ببین ‫چی شده؟

‫میدونی این چیه؟

‫این یه کارت ویزیت نیست؟

‫همینطوره ‫برای این-ها ست

‫!این-ها کارت ویزیت مخصوص خودشو داره

‫رئیس بخش کیم این-ها

‫توی خانواده من ، رئیس شدن موفق ترین کاره

‫گروه اوسیس ‫کازینوی جونگ مون ؟

‫کازینو؟ ‫کازینو محل قمار نیست؟

‫داره قمار می کنه؟

‫...ای احمق

‫فکر می‌کنی کازینو یه خونه معمولیه؟

‫کازینو و خانه حتی ریشه هاشونم باهم متفاوته

‫کازینو یک کسب وکار کاملا قانونیه

‫که عالی محسوب می شه

‫و این-ها رئیس بخش کازینو هست

‫خب … ‫هنوزم داره قمار میکنه، درسته؟

‫!احمق خنگ

‫گفتم که کازینو و خانه حتی ریشه هاشونم باهم متفاوته

‫تا حالا دیدی یه یارو کارت ویزیت داشته باشه ‫بعدش بره خونه؟

‫هیچی نیست

‫با پولی که از مسابقات اسب سواری گرفتم

‫داره تهدیدم میکنه

‫که منو از کار بی کار کنه ‫ولش کن ، مهم نیست

‫درباره ش فکر کردم

‫اما من حاضرم تا وقتی که اونو ‫بندازم زندان سرپا وایسم

‫لازم نیست نگران چیزی باشی

‫آقای رئیس هستن؟

‫بله

‫چیزی شده ؟

‫آقای رئیس درست می‌گفت

‫رئیس چوی دو هوان توی قضیه

‫هتل کازینوی سی ورلد دخالت داشت

‫چقدر مطمئنی ؟

‫به روزترین اطلاعات 42 درصده

‫پس رئیس یو سانگ چو سهمیه خودشو ‫به چوی دو هوان داده ؟

‫بله

‫به چوی دو هوان زنگ بزن و ‫بگو میخوام ببینمش

‫بله قربان

‫بفرمایین

‫این چیه ؟

‫نوشیدنی طبیعی

‫بذار اونجا

‫همین حالا بخور

‫بیخیال

‫دکتر هوانگ مخصوص برای شما درست کرده

‫بخور

‫برای عملکرد معده ت خیلی خوبه

‫باید از غذا خوردن لذت ببری ‫اما این اینجوری نیست

‫خوبه که کم لذت ببرین ‫عوضش غذای شما کاملا متفاوته

‫میگن اگر رژیم سبزیجات بگیرید ‫عمرتون طولانی می شه

‫هی

‫اگر نتونی درست غذا بخوری، ‫زندگی چه فایده‌ای داره؟

‫مدیر سون از اوسیس تماس گرفت

‫خب ، پس بالاخره شروع شد

‫رئیس سو سونگ دون مایل هستن شمارو ببینن

‫کیم این-ها اینجاست

‫بیارش داخل

‫خب ، اومدی ؟

‫میدونستم که میای

‫تنها اومدی؟ جونگ گو کجاست

‫به زودی میاد

‫بیا ، بشین

‫این-ها داره با رئیس ملاقات میکنه ؟

‫بله

‫واسه چی ؟

‫منم نمیدونم

‫اگه اینکارو انجام بدیم ‫چجوری باور کنیم که بار آخره ؟

‫.... دلیل اینکه تا اینجا اومدم

‫بخاطر این کار نیست

‫وفاداری و اعتماده

‫... من

‫من روی حرفی که میزنم ، وایمیستم

‫نقشه چیه؟

‫همونطور که قبلا گفتم ‫تو و جونگ گو فقط یه بازی می‌کنید

‫رقیب کیه؟

‫حتی اگه بهت بگم اون کیه ‫هم نمیشناسی

‫اسمش : هان میونگ جینه

‫اون رئیس یه فروشگاه بزرگ در کانگنام است

‫حدودا چهل سالشه

‫... پدرش

‫یکی از ثروتمندترین مردان کره بود

‫تمام زمینهای کانگنام مال اونا بود

‫همکار میونگ جین

‫همه کارارو توی لاس وگاس ، ماکائو میچرخوند

‫اون چند تور بین المللی قمار برگزار کرد

‫و اخیرا برای بازی در یک شرط بندی

‫روی ۱۰ میلیون وون در جزیره چوجو دچار مشکل شد

‫اینجوری بهت بگم که ‫اون دیوونه قماره

‫مهارت او تقریبا مثل یک حیله گر است

‫حتی بهترین حیله گرها رو در این کشور داره

‫بخاطر همین من برای پیدا کردن تو ‫به جزیره جی جو اومدم

‫چون تو ناشناخته ای

‫تو ۷ سال تو زندان بودی

‫پس هیچکس نمیدونه که تو وجود داری

‫مهارتت رو با چشمام دیدم

‫اگر این کار خوب پیش بره

‫بیشترشو بهتون میدم

‫قیمت شرط بندی چنده ؟

‫قیمت شرط بندی ؟

‫خیلی بزرگه

‫رئیس ‫چوی دو هوان اینجا هستن تا شما رو ببینن

‫بیارشون داخل

‫از این که زیاد به ملاقاتتون نمیام ‫معذرت میخوام

‫حالتون چطوره ؟

‫بشین

‫ تو از پشت بهم خنجر زدی

‫منظورتون چیه ؟

‫واقعا نمیدونی دارم درباره چی حرف میزنم ؟

‫میدونی

‫فکر کنم اونقدر بهت دادم ‫که لیاقتش رو داشته باشی

‫اینطور نیست ؟

‫با کمک تو تا اینجا اومدم

‫باید به همون قانع میموندی

‫چرا داری تو کار من سرک میکشی؟

‫کازینوی هتل سی ورلد

‫شنیدم که دور و برش میچرخی

‫همین الان تمومش کن

‫آقای رئیس

‫همیشه کازینو آرزوی من بوده

‫من هرگز حریص تر از این نمیشم

‫لطفا کازینوی هتل سی ورلد رو به من تحویل بدید

‫داری میگی کنار نمیکشی؟

‫باشه

‫میتونی بری

‫کی اونجاست؟

‫مدیر سون اینجاست

‫کس دیگه ای هم هست؟

‫یه نفر با مدیر سون اومد

‫اما من نمیشناسمش

‫اون مدارک رو به مدیر سون بده

‫بعد از اینکه مدرک انتخاب شد ‫اونو در اختیار دادستان قرار بدید

‫بله قربان

‫چطور پیش رفت؟

‫رئیس چوی دو هوان کارش تمومه

‫منظورت چیه که تمومه ؟

‫منظورت چیه ؟

‫اون کسی که توی دفتر منشی دیدی

‫میدونی کی بود ؟

‫کی بودن ؟

‫رئیس تیم اطلاعات شخصی آقای رئیس

‫این سازمان با عضویت اعضای سابق NIS تشکیل شده

‫اونا میگن که اطلاعات این خط از

‫NIS فعلی یا دفتر اداره مالیات ملی دقیق تره

‫آقای رئیس شخص بسیار دقیقی هستن

‫میدونی این چیه؟

، ‫در ده سال گذشته

‫این فایلی است که تمام اطلاعات ‫مربوط به چوی دو هوان داخلشه

‫فرار مالیاتی، رشوه دادن

‫می خواهم چنتاشو انتخاب کنم ‫و به دادستان تحویل بدم

‫رئیس چوی دو هوان کارش تمومه

‫میشه ببینم ؟

‫متاسفم

‫منظورم این نیست که به شما اعتماد ندارم ‫! اما این نه

‫این اطلاعات تنها شامل اطلاعات ‫مربوط به چوی دو هوان نمی شه

‫تا حالا بهتون گفتم که ‫... رئیس چوی دو هوان و رئیس ما

‫قبلا باهم کار میکردن ؟

‫انتخاب به این معنی که من باید یکی ‫رو برای رئیس انتخاب کنم

‫از بینشون چندتاشو انتخاب میکنم ‫و به دادستان تحویل می دم

‫چوی دو هوان کارش تمومه

‫منو خونه خراب کرد

‫بهش غذا و جایی دادم که ‫.بیشتر از ده سال در اونجا بمونه

‫با یک اشاره کوچک

‫.خائن شد

‫.زندگی یعنی همین

‫وقتی سقوط میکنی

‫اگه نتونی خودتو بلند کنی

‫کارت تمومه

‫اگه برای کمک دستتو دراز کردی

‫کسی نیست که دلش به حال تو بسوزه

‫و اگر کسی هست که بخواد کمک کنه

‫اول بهش شک کن

‫تو تنها کسی هستی

‫که می تونه از خودش دفاع کنه

‫باشه

‫منم ‫جونگ جون و برام بفرست

‫این چیه ؟

‫فکر نمیکنم ‫ایده خوبی باشه که بدونی

‫اوکی

‫به بابا چیزی نگو

‫رئیس

‫فکر کنم ‫من آب دهان پدرم هستم

‫متاسفم

‫الان نباید کار کنی؟

‫فقط می‌خواستم یکم ببینمت

‫فردا صبح میرم سئول

‫اما تو تازه از سئول برگشتی

‫اون به خاطر کار بود

‫باید برم... و

‫یه کاری انجام بدم

‫این چیه ؟

‫خب... ‫چیزی نیست

‫این کاریه که من باید برای خلاصی ‫از گذشته تاریکم انجام بدم

‫نمیدونم این چیه

‫اما خوشحالم که می‌تونی

‫این چیه ؟

‫یه نگاه بنداز

‫اینو یادته؟

‫جعبه موسیقی من

‫بعد از دادن اون به تو ‫یکم احساس پوچی کردم

‫ممنون

‫هوا داره سرد می‌شه … برو

‫از سئول بهم زنگ بزن

‫سو یون

‫هیچی

‫خیلی بامزه‌ای

‫- خوابی ؟

نه

نمیتونم بخوابم ، دارم دیوونه میشم

‫جونگ ؟- ‫چیه ؟-

مجبوریم از تان استفاده کنیم

چی ؟

‫تان

‫دیوونه شدی ؟

‫چطور میخوای به کسایی کلک ‫بزنی که خودشون این کارن ؟

‫حالا هان میونگ جین اشکالی نداره اما

‫سرپرستهای بازی کارشون حرف نداره

‫غیر ممکنه

‫من برات زمان می‌خرم

‫اون وقت تو هر کار ی می تونی بکن ‫تا بتونی کلک بزنی

‫ما باید فوری شکستشون بدیم ‫چاره دیگه ای نداریم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.