All language subtitles for All In_S01E07

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫ متاسفم ‫میشه برام پارکش کنی؟

‫بله قربان ‫متاسفم

‫این-ها کجاست؟

‫رفت سالن کازینو

‫باید با هم حرف بزنیم

‫چی شده؟

‫دائه سو اینجاست ‫تو جزیره ی جی جو

‫دائه سو و سانگ دو با هم اومدن

‫سانگ دو کیه؟

‫رئیس باند مِرکوری دیگه

‫پدر خوانده رو دیدی؟

‫همونی که مارلون براندو توش بازی می کنه؟

‫پدر خوانده رو نمی شناسی؟

‫نه, ندیدمش

‫برای کسی مثل تو ‫سرمشق خوبیه

‫هر چی باید بدونی رو بهت می گه

‫باند چیه ، انتقام چیه ‫و اینکه چجوری مردم را بترسونی

‫من بیست بار دیدمش

‫تو هم حتما ببین

‫بله قربان

‫بیا تو

‫کرایه ش کردم قربان

‫بذارش

‫من واقعا سر در نمیارم

‫دائه سو چرا با سانگ دوئه؟

‫چرا تو جزیره جی جو هستن ؟

‫یه چیزی بگو! ‫داری دیوونه م می کنی

‫چیز پیچیده ای نیست

‫اگه اومدن اینجا دنبال من

‫من دیگه فرار نمی کنم

‫باید ببینیم کی اول میمیره

‫نترس

‫فقط نعلهاش شصت هزار دلار میارزه

‫حتی یه امپراطور روسی هم نمی تونه بخردش

‫کار تیوم

‫آقای سو بهم زنگ زد

‫اگه به توافق برسیم

‫تو فکرم که سهمم رو به اقای سو واگذار کنم

‫بهم بگین شرایطتون چیه

‫ما کاملا بررسیش می کنیم

‫خب...

‫من شخصا نمی تونم تصمیم بگیرم

‫باید با بقیه سهامدارام حرف بزنم

‫باید یه سَری به اصطبل بزنم

‫چیز دیگه ای هست بگین؟

‫باید یه چیزی رو به رئیس گزارش کنم

‫می خوام بدونم شرایطتون چیه

‫شما خیلی کم صبرین

‫تا اینجایین

‫چرا یه نگا به اصطبل من نندازیم؟

‫بیاین تو

‫ممنون

‫خوبین؟

‫کازینوی سی ورلد تو جزیره جی جو رو...

‫قراره به دست بیارم

‫چطور می خواین این کارو بکنین؟

‫هتل سی ورلد با این سهامها و سهامدارها ...

‫تو شرایط پیچیده ایه

‫آقاي سو به این کازینو علاقه داره

‫چطوری می خواین این کارو بکنین, پدر؟

‫می بینی

‫آقای سو حتی فکرش رو هم نمی کنه

‫بین خودمون باشه

‫همه توی کازینو

‫دارن راجع به تو و ترفیعت حرف می زنن

‫اولین بار که تو زندان دیدمت

‫فکر کردم با بقیه فرق داری

‫نمی دونستم اینقدر کارت درسته

‫از وقتی که کازینو کارش رو شروع کرده

‫میگن تا حالا سابقه نداشته

‫ناظر بازی قراره چی کار کنه؟

‫تقریبا

‫این که کافی نیست

‫وقتی سوت-دا رو با ورقهای کره ای بازی می کنی

‫خیلی راحت بازی رو می بازی ‫اگه ورقهای نا معلوم دستت باشه

‫از اون طرف هم اگه ورقهات بد باشه

‫همون دور اول کارت تمومه

‫اونقدر از اون ورقهای نامعلوم انتظار داری

‫که آخرش حتی بیشتر هم می بازی

‫فکر می کنی ورقهای دستم چیه؟

‫فکر کنم یه چیز نامعلوم

‫فکر کنم شانس دارم برنده شم

‫شانس برد؟

‫این مهم ترین لحظه زندگی منه

‫از دستش نمی دم

‫حتی اگه قرار باشه آل این کنم

‫هر چه دارم رو میزارم وسط

‫این کارو بکن

‫اگه انقدر مطمئنی ‫منم همه جوره پشتتم

‫من کمکت می کنم ‫بازی رو می بریم

‫چرا شما ... ؟ ‫- تعظیم کنید

‫الان می تونین شیفتتون رو عوض کنین

‫چیز دیگه ای هست بگین ؟

‫ناظر بازی شرایط ورق دهنده های ‫هر جلسه رو بررسی می کنه

‫و خبرهای دیگه رو بهشون اعلام می کنه

‫چیز زیادی برای گفتن ندارم

‫چیزی باید بگم؟

‫خب ، نه ‫اما معمولا همه این کارو می کنن

‫می تونین شیفتتون رو عوض کنین

‫ توجه ‫تعظیم کنید

‫ممنون قربان

‫این دیگه چه جور ناظر بازیه؟

‫چطور می خواد اینجا کار کنه؟

‫اما با نمکه

‫تو به همه مردا می گی با نمکن

‫در سته

‫همه! توجه!

‫اون مال همه ‫ بهش نزدیک نمیشیدا

‫دارم بهتون اخطار میدم

‫باشه, باشه

‫ميشه بهش بگم

‫سون یون قبلاً یه کارهایی کرده؟

‫بس کن

‫چی کار باید بکنیم ....

‫وقتی یه کارمند جوون ناظر بازی می شه؟

‫من اومدم تو این کازینو و کار کردم

‫هفت سال ورق دهنده و پنچ سال داور بودم

‫دوازده سال طول کشید تا ناظر بازی شدم

‫اگه در امور پرسنلی استثنا وجود داشته باشه

‫تو روحیه بقیه کارمندها تأثیر میزاره

‫هی

‫این دستور رئیسه ‫ میگی من چیکار کنم ؟

‫فقط بشین و یه ماه اولش رو تماشا کن

‫اصلا نمی دونم چرا رئیس انتخابش کرده

‫اما اون اصلا تجربه کار تو کازینو رو نداره

‫واسه همین خیلی دوام نمیاره

‫تو یه ماه ‫همه چی روشن می شه

‫وایسا و تماشا کن

‫به کارت برس

‫یه لحظه

‫شما سابقه بسیار منحصر به فردی دارید

‫برام مهم نیست که چرا مجرم شدی ‫ اما رفتار خوبی داشته باش

‫وجهه ناظر بازی رو خراب نکن

‫فهمیدی؟

‫سلام ‫کیم اين-ها هستم

‫منم

‫چی شده؟

‫میز شماره سه بلک جک

‫بازیکن ها خيلي دارن مي برن

‫مدیر شیفت می خواد ورق دهنده رو عوض کنه

‫عکس! عکس!

‫عکس! عکس! ‫عکس! عکس!

‫-فهمیدم ‫-سریعتر

‫- بیرون ‫- خوبه ! خوبه!

‫- بیرون ‫عکس ! عکس

‫- عکس! عکسی ‫- بیرون! بیرون!

‫نباید ورق دهنده میز سه رو عوض کنیم ؟

‫نه , ولش کن

‫چرا ورق دهنده رو عوض نمیکنه ؟

‫عکس ‫عکس

‫بیست و یک

‫چطور این کارو کردی؟

‫می دونستی این طوری می شه؟

‫از کجا می دونستم؟

‫پس چیشد ؟

‫فقط حس کردم

‫چی؟

‫باورم نميشه

‫می دونستی؟ ‫من تسلیمم

‫چی شده ؟

‫آقای کیم مزرعه ی دائه جونگ نظرش عوض شد ؟

‫بله

‫چرا؟

‫تا چند روز پیش قرار بود سهام رو به ما بده

‫پس چرا یهو نظرش عوض شد؟

‫نمی دونم

‫شاید یکی داره می ترسونتش

‫امکان نداره

‫بیشتر مردم می دونن

‫که ما داریم اون کازینو رو به دست میاریم

‫حتی اگه می دونستن هم باز ‫کسی نمی تونه با ما در بیافته

‫تا اونجایی که من می دونم ‫کسی وجود نداره

‫تا وقتی جزئیات قضیه رو نفهمیدیم ‫به رئیس چیزی نگو

‫بله

‫این یادداشت واگذاری سهامها رو تضمین می کنه

‫مطمئنی همه چی تحت کنترله؟

‫اگه عقلشو از دست نده

‫مشکلی پیش نمیاد

‫نفر بعدی , سهامدار کله گنده سانگ چون یوئه

‫آقای یو سابقه سیاسی قوی داره

‫اگه مراقب نباشیم

‫تو دردسر میافتیم

‫خوب حواست رو جمع کن

‫سانگ دو بهتر از اونیه که فکر می کردم

‫حالا تنها چیزی که می خوایم سهم آقای یوئه, ‫درسته ؟

‫بله قربان

‫آسون نیست

‫بهشون دستور دادیم مراقب باشن

‫سلام

‫ خدای من ‫ جونگ وون چت شده ؟

‫چرا اینقدر مشروب خوردی؟

‫امروز خيلي عالي بود

‫پدر

‫من خیلی بهتون احترام میزارم

‫جونگ وون

‫تو مستي ، برو تو اتاقت

‫نه خوبم

‫بچه که بودم ، تو جزیره جی جو...

‫پشتتون رو به من و مادرکردین تا شمارو نبینیم‫

و بعد جلوی آقای سو زانو زدین

‫اون موقع گفتین

‫اگه می خوای آدم بزرگی بشی

‫مهم نیست اگه یه بار نامردی کنی

‫من واقعا اون موقع نفهمیدم

‫الان می فهمم

‫اگه می خوای بزرگ باشی

‫می تونی برای یه بار هم که شده نامرد باشی

‫بعدش همه چی بخشیده می‌شه

‫حالا منظورتون رو می فهمم

‫ببرش تو اتاقش

‫من ازتون ممنونم

‫که اینقدر شبیه شمام

‫ ازتون ممنونم

‫واقعا بهتون احترام میذارم

‫بریم تو

‫حالا می فهمی؟

‫تو حتی یه ذره هم نفهمیدی , پسر

‫منو ترسوندی

‫پس کارم خوب بود, نه؟

‫بشین اینجا

‫باید این کارو بکنم؟

‫تو یه کلمه انگلیسی یا ژاپنی هم بلد نیستی

‫کازینو پر از مشتری خارجیه

‫یه ناظر بازی باید یه چیزایی بلد باشه

‫اما من خیلی اهل درس نیستم

‫پس اهل چی هستی؟

‫دعوا؟

‫بیخیال ‫باشه, باشه

‫توروخدا حرف دعوا رو نزن

‫این کتاب توئه

‫بیشتر مشتریهای کازینومون ژاپنی هستن

‫بعد هنک کنگی, تایوانی و آمریکایی

‫اول باید مکالمه ی اولیه رو یاد بگیریم

‫بعد قسمتهایی رو که باید تو کازینو بلد باشی

‫حتما توی زندگی قبلیم فرشته بودم

‫فرشته ای که به مردش یاد میده چطور موفق بشه

‫این یعنی : خوش اومدین

‫تبریک

‫کجا میری؟

‫تو که قبلا خیلی سخت بیدار می شدی

‫صبح به اين زودی کجا میری؟

‫خب، من فقط …

‫هی

‫بیارش تو اتاقم

‫ببخشید

‫چی؟

‫اون خواننده ست

‫نباید بره تو اتاقها

‫فقط بیارش، باشه؟ ‫چه مرگته ؟

‫منو صدا کردین؟

‫بشین اینجا

‫چرا؟

‫فقط بشین اینجا, میشه؟

‫من خوانندم ‫یکی دیگرو بیار اونجا بشینه

‫هی!

‫من نمیخوام بهت صدمه بزنم ‫بشین

‫یه نوشیدنی می خوری؟

‫کجا رفت؟

‫اتاق پنج

‫برو به کارت برس

‫می دونی که اون

‫ایم دائه سو از باند خرسهای سفیده

‫ممکنه یه بلایی سرش بیاره

‫تو باهاش بزرگ شدي , مگه نه؟

‫بله

‫تو هنوز جونگ آئه رو نمی شناسی؟

‫اون درست عین مادرشه

‫یه مرد رو درسته قورت میده

‫اون خرسه يا هر چی

‫جونگ آئه الان حتما حسابش رو رسیده

‫چی گفتی ؟ ‫دخترم چی کار کرده؟

‫داشتم می گفتم دخترت به تو رفته

‫اصلا هم اینطور نیست

‫جونگ آئه بیشتر به باباش رفته

‫اگه به من رفته بود

‫عاقبتش این نمی شد که خواننده کلوب بشه

‫تا حالا پیشرفت کرده بود

‫هیچ وقت اینو به هیون-جا نگو

‫اگه هیون-جا بفهمه چه خبره

‫کلک دائه سو کنده ست

‫تو دوست دختر این-هایی؟

‫پیشنهاد می کنم باهاش به هم بزنی

‫چرا؟

‫چون من قراره اون عوضی رو بکشم

‫چطور جرأت کردی

‫ جرات داری منو بزن

‫اگه بلایی سر اين-ها بیاری

‫خودم می کشمت

‫برو بیرون ببینم

‫خوبی؟ ‫بلایی سرت آورد؟

تو باید نگران اون پسره باشی ‫

‫آقا

‫هفته دیگه تولد اين-هاست

‫جدی؟

‫خب باشه

‫حالا کجا هست؟

‫من حتی نمی تونم براش غذای تولد بپزم

‫حتی حرفش رو هم نزن

‫بیچاره این-ها

‫لعنت بهش

‫جدا؟

‫خودم دیدمش ‫اصلا باورم نمی شه

‫اون حتما یه روباره نُه دمه

‫سو یون

‫بله؟

‫زیاده روی نکردی؟

‫تو داشتی دم روباهت جلوی همه نشون می دادی

‫ببخشین؟

‫یه جوری نگاه میکنه انگار هیچی نمیدونه

‫تو می‌خواستی مخ رئیس ناظر رو بزنی ‫مگه نه ؟

‫همینه که می گن ‫گربه سر به زیر شیپور رو میندازه گردنش

‫این به تو برمی گرده, نه؟

‫به چی داری می خندی؟

‫جی یونگ

‫اون گربه نیست که شیپور به گردنش میندازه

‫درسته!

‫اشتباهه

‫بعضی وقتها ما رو به خنده میندازی

‫تو همش کلمه ها رو اشتباه می گی

‫بس کنین

‫دم روباه؟

‫نخند ‫حالم خوب نیست

‫بذار ببینم

‫بس کن!

‫بیخیال ‫بس کن

‫بزار ببینم ‫بس کن

‫دارم چی کار می کنم؟

‫لعنتی

‫قبلا این قدر بچه نبودم

‫نمی دونم چم شده

‫فکر کنم یه چیزی واقعاً افسونم کرده

‫واقعا داری ‫مگه نه ؟

‫چی رو؟

‫دم روباه

‫باورم نميشه

‫تو کجا به دنیا اومدی؟

‫من سئول به دنیا اومدم

‫تولدت چه روزیه؟

‫تولدم پانزده ژانویه ست

‫واقعاً پانزده ژانویه ست؟

‫اره

‫پس تولدت نزدیکه

‫میشه تعطیل کنیم؟

‫خیلی وقت نیست شروع کردیم

‫یکم دیگه مونده

‫خواهش می کنم

‫دفعه بعد امتحان می گیرم

‫توروخدا

‫خدایا, سرده

‫چی کار می کنی؟

‫اووه ژاپنی

‫بگیر بخواب

‫باشه!

‫شنیدی؟

‫مدیر عامل جدید اومده

‫پس مدیر هان چی؟

‫میره کازینوی هتل سی ورلد

‫فکر کنم شرکتمون داره به دستش میاره

‫شنیدم می گن

‫مدیر جدید دختر رئیسه

‫من نباید وقتم رو تلف کنم

‫باید ورزش کنم و خوش قیافه باشم

‫باهاش قرار میزارم

‫این شاید تنها راه باشه

‫که آدمی مثل من موفق شه

‫ای عوضی

‫تولدت چه روزیه؟

‫تولدم ۱۵ ژانویه ست

‫واقعاً پانزده ژانویه ست؟

‫اره

‫سو یون خوابی؟

‫نه

‫باید یه اعترافی بکنم

‫چیه؟

‫یه چيزی هست که بهت نگفتم

‫اما منظوری نداشتم امیدوارم درکم کنی

‫چیه؟

‫به زودی می فهمی

‫منتظر چی هستین؟

‫مدیر عامل جدید اومده

‫مدیر عامل جدید رو بهتون معرفی می کنیم

‫حتما خیلی خوب می شناسیدش

‫برای اینکه بیشتر درمورد کازینو بدونن

‫به عنوان ورق دهنده آموزش می دیدن

‫خواهش می کنم

‫سلام, سو جین هی هستم

‫من هیچ تجربه ای در اداره اين کازینو ندارم

‫به کمک و همکاری همه شما نیاز خواهم داشت

‫همه تلاشم رو خواهم کرد

‫حتما جا خوردین

‫نمی تونستم زودتر بهتون بگم

‫اصلا

‫می فهمم

‫باورم نمی شه

‫چطور ممکنه؟

‫چی کار می خوای بکنی؟ ‫تو خیلی باهاش بد بودی

‫لعنتی

‫سو یون

‫بله

‫تو همه چی رو می دونستی, نه؟

‫شما با هم ، هم اتاق بودین ‫حتما میدونستی

‫من اصلا نمی دونستم

‫به من دروغ نگو

‫فکر کردی من احمقم؟

‫خانم کیم

‫بله, مدیر

‫بیا با هم خوب باشیم

‫البته, خانم سو

‫سو یون ‫میشه چند لحظه باهم حرف بزنیم ؟

‫ممنون ‫خداحافظ

‫احساس حماقت می‌کنم

‫متاسفم

‫واقعاً منظوری نداشتم

‫چیزی قراره بین ما عوض شه؟

‫تو مدیری

‫من تازه واردم ‫ما نمی توانیم مثل هم باشیم

‫هی سو یون ‫تو مثل خودت رفتار نمیکنی

‫می خوای از خوابگاه بری؟

‫بدم نمیاد اونجا بمونم

‫اما فکر می کنم بقیه کارمندان ناراحت میشن

‫فعلا توی هتل می مونم

‫این سوابق کسب شده سالن کازینوئه

‫از بین همه ناظرین بازی

‫آقای کیم این-ها ‫بیشترین امتیاز رو داره

‫با به دست آوردن کازینوی هتل سی ورلد

‫با شیوه جدید ، مدیریت رو جلو میبریم

‫هدف اول ‫افزایش بازاریابی خارجی است

‫نباید استقبال از مهمانان رو متوقف کنیم

‫ کازینو باید مهمانان بین المللی رو جذب کنه

‫در آینده نزدیک از بین فروشندگان و کارکنان ...

‫ کسانی که بتونن زبان خارجی و ...

‫ مدیریت تیم امور تجاری بین المللی رو تقویت کنن ، انتخاب میکنیم

‫چطور یه آدم بی‌تجربه می تونه این کار رو بکنه؟

‫من هم از دیدن نتیجه شگفت زده شدم

‫بازی ها به شانس بستگی دارن

‫فقط با نگاه کردن به این رکورد ‫نمی تونیم بگیم که توانایی انجام کار رو داره

‫برای پیگیری بازی و تصمیم گیری در مورد نتایج

‫اون توانایی فوق العاده ای داره

‫نمی تونستم درک کنم که چرا رئیس

‫آقای کیم رو به عنوان رئیس جدید ناظر منصوب کرد

‫حالا میفهمم

‫من آدم حریصی هستم

‫برای تحقق بخشیدن به تمام رویاهایم

‫ به توانایی تو احتیاج دارم

‫رئیس می خواد شما را ببینه

‫در طول این هفته برای دیدنشون به سئول برید

‫بله

‫چیز دیگه ای هم میخوای؟

‫شنیدم که قراره توی زمین نزدیک اتاق بچه‌ها

‫هتلی ساخته بشه

‫هتل ؟

‫بله

‫این اتفاق نمیفته

‫این هی

‫من همه چیزو اونطوری که می خواستم بدست اوردم

‫تو تنها چیزی هستی که من توش شکست خوردم

‫من دیگه باید برم

‫بفرمایین داخل

‫منظورت چیه ؟

‫آقای جا دونگ کیم و تائه وون هان

‫نمیخوان سهامشون رو تحویل بدن

‫چرا ؟

‫سعی کردیم دلیلش رو پیدا کنیم

‫اما هردوشون ساکت موندن

‫آقای جا دونگ کیم به سمت ژاپن پرواز کرده

‫نمیتونیم باهاش در تماس باشیم

‫یکی داره سعی میکنه کار ما رو خراب کنه

‫همه توی این کار می دونن

‫که ما کازینوی سی ورلد رو به دست گرفتیم

‫کی جرات کرده تجارت شما رو خراب کنه ؟

‫اگر از موقعیت شما در تجارت کازینو اطلاع داشته باشن

‫هیچکس جرات به چالش کشیدن شمارو نداره

‫اگر اتفاقی ...

‫ کسی هم در دخالت داشته باشه

‫فقط یه نفره که میتونه این کارو انجام بده

‫چوی دو هان

‫ببینین چیکار میخوان بکنن

‫بله قربان

‫آقای چوی

‫میدونی چوی دو هان کیه ؟

‫برای چی میپرسین ؟

‫اگه آقای سو پدرخوانده صنعت کازینو باشن

‫آقای چوی پدرخوانده ماشین قمار هستن

‫من میدونستم که ایشون به کازینو علاقه مند هستن

‫اما فکر نمیکردم که دست به همچین کاری بزنه

‫... اگه

‫حق با آقای سو باشه

‫دلم برای آقای چوی می سوزه

‫من آقای سو رو میشناسم ‫نمیزاره قسر در بره

‫هیچ استثنایی هم وجود نداره

‫واقعا ؟

‫البته

‫ایم دائه سو

‫جونگ آئه تحقیرش کرد

‫ما هم تنها کاری که کردیم ‫این بود که کتک خوردیم

‫خیلی خجالت آوره

‫بگذریم ، ‫سی بونگ

‫اگه جونگ آئه درباره این-ها ازت پرسید

‫بهش نگو که اون کجاست

‫اگه ایم دائه سو چیزی بفهمه

‫جونگ آئه بدون فکر حرف میزنه

‫اونوقت این-ها تو دردسر میفته

‫فهمیدم

‫چرا تائه جون نمیاد ؟

‫... همونطور که دستور دادید

‫من جائه - دوک از گروه روتاری و یونگ سو رو دستگیر کردم

‫راضی شدی ؟

‫کارت خوب بود

‫طبیعیه که یه کارآگاه، مجرم‌ها رو دستگیر کنه

‫این پایان رابطه ما خواهد بود

‫اگه دوباره جنگولک بازی در بیاری

‫نمیزارم قسر در بری

‫واقعا داری رابطه رو تموم می‌کنی؟

‫فکر میکنی من دیوونم ؟

‫میتونم بیشتر ازش استفاده کنم ‫ چرا باید رابطمون رو تموم کنم؟

‫بله

‫چی ؟

‫اونان کجا هستن ؟

‫فهمیدم

‫هروقت دلت خواست بیا

‫منم شما را با دخترهای خوشگل آشنا می کنم

‫کیم این-ها ‫یو جونگ-گو

‫گیرتون اوردم

‫کجا هستن ؟

‫این دفعه جای دوری رفتن

‫به جزیره جی جو

‫- هی ‫- بله قربان

‫اون مردی که تو زندان باهات دعوا کرده بود رو می شناسی ؟

‫کیم این-ها ‫میتونی پیداش کنی ؟

‫چرا میخواین پیداش کنین ؟

‫میتونی یا نمیتونی ؟

‫کیم این-ها ، اون حرومزاده

‫برادرمو کشت

‫البته که میتونم پیداش کنم ‫و میخوام خودم بکشمش

‫بعدا ازش انتقام بگیر

‫فعلا بهش نیاز داریم

‫- هی ‫- بله قربان

‫- مراقب باش ‫- منظورتون چیه ؟

‫اینقدر گستاخ نباش

‫از کار کردن تو این کازینو متنفرم

‫جایی که مجرم ها توی اون ارتقا پیدا میکنن

‫باید شغلمو عوض کنم

‫لعنتی

‫قربان

‫- باید یه چیزی بهتون بگم ‫- چیه ؟

‫میشه بریم یه جای خلوت؟

‫کجا داریم میریم ؟

‫چی میخوای بگی؟

‫من حرفی با تو ندارم

‫منو مسخره کردی ؟

‫چیکار داری میکنی ؟

‫قربان

‫نباید یه قلدر رو عصبانی کنی

‫بعضی وقتا نمیدونم چیکار می‌خوام بکنم

‫نیم ساعت دیر کردی

‫معذرت میخوام

‫برای اینکه رئیس ناظر خوبی باشم

‫سخت مشغول کار بودم ‫سرم خیلی شلوغ بود

‫منم سرم شلوغه

‫نمیدونستم تو هم عصبانی میشی

‫درسته ، یبار بهم سیلی زدی ؟ ‫مگه نه ؟

‫خیلی وقت نداریم ‫بشین

‫چشم

‫همونطور که قول داده بودیم ‫امروز امتحان داریم

‫چی ؟

‫واقعا مجبورم؟

‫پس فراموشش کن ‫ما دیگه با هم کلاس درس نداریم

‫باشه باشه ‫امتحان میدم

‫!!! چه عصبی !!!

‫نیم ساعت بهت وقت میدم ‫عجله کن

‫وقت تمومه

‫بیشتر از نیازت بهت وقت دادم

‫تو باید خیلی احمق باشی

‫بهت گفتم که اهل درس خوندن نیستم

‫اینا خیلی سوالای آسونی بودن

‫وقتی با من درس میخوندی به چی فکر می‌کردی؟

‫مگه تمرکز نکردی؟

‫تو فقط وقتی داری قمار می‌کنی از مغزت استفاده می‌کنی؟

‫باورم نمیشه

‫تو خیلی نا امید کننده‌ای

‫این چیه ؟

‫کادوی تولدته

‫من تا حالا هدیه تولد نگرفتم

‫واقعا ؟

‫میتونم الان بازش کنم ؟

‫این واقعا برای منه ؟

‫این مال مادرم بود

‫بهش قول دادم که اینو به مردی بدم

‫که تا آخر عمر دوستش خواهم داشت

‫وقتی زنده بود ‫اجازه مادرم رو گرفتم

‫آقای کیم ‫کجا دارین میرین ؟

‫توی لابی ‫یه نفر به دیدنم اومده

‫چی ؟

‫یه پیام گرفتم که یه نفر هم منتظر منه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.