All language subtitles for Ganapath 2023 HDTV [ .Qasem_Samangani ]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish Download
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

چنل تلگرامی : دانتس مووی @DontSMovie

4K تماشای سینمای هند در سینماهای تهران با کیفیت @HKFilms_Indian با حامد خان

آموزش ترجمه زبان هندی بصورت حضوری و مجازی بیش از 10 سال سابقه تدریس - 09351768347

ترجمه شنیداری : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani

ترجمه ترانه ها : اُستاد سمیر ماهان @SamirMahan #ماهان_پریوار

خیلی گرسنه ـمِ

سه روزِ داری میگی که

غذا گیرمون میاد

غذا کی گیرمون میاد ، مادر

پسرم ، غذا پیدا میشه

الان ... تو بخواب

یعنی دنیا همیشه اینطوری بوده؟

نه ، پسرم

پس ، چی شد؟

کُل داستان رو کسی نمی دونه

... ولی آره

یک مرد بزرگ بود

دالاپاتی

از زبون اون سال هاست که این داستان می چرخه

این دنیای خوشگل ما رو ... یک جنگ بزرگ

برای همیشه عوض کرد

اون جنگ کُل دنیا رو به تباهی انداخت

شهر های آباد

برباد رفتن

مردم بی خانمان شدن

و مثل حیوون ها ، کشور به کشور آواره شدن

مثل گینشیام چند جایی نجات پیدا کرد

اونجا زندگی کردن ناممکن بود

پس مردم همه ی دنیا ، همراه هم

در اونجا موندگار شدن

و مثل همیشه

ثروتمندان از این فایده ـشون و برداشتن

و از فقرا همه چیز گرفتن

... و برای خودشون

یک شهر جدید بنا کردن

سیلور سیتی (شهر نقره ای)

جایی که همه آدم های ثروتمندها و قدرتمندان زندگی میکردن

... و اون طرف اون شهر

همه ی فقرا رو انداختن

... و بین اونها و خودشون

یک دیوار بزرگ ساختن

و فقرا رو به حال خودشون رها کردن

اوضاع اینقدر خراب شده بود ... که ما آشغال های ثروتمندان رو

استفاده می کردیم و روزگار خودمون و زندگیمون رو می گذرونیدیم

... مردم ثروتمند ، فقرا رو

همیشه حواسش به خودش بود

و فقرا رو غلام خودشون ساختن و همه ی کارهای کوچیک شون رو میدادن بهشون

یالا برو

مردم زیادتر از غذا و آب بودن

گرسنگی ـمون ما رو جانور ساخت

مردم حالا جنگ اصلی رو کردن

ثروتمندان می دونستن که تا زمانی که برای این گرسنگی و تشنگی میجنگن

تا اون موقع یکی نمیشن مثل یه خونواده

این همه رو نگه داشته بود

اینطوری نمی تونیم بگذرونیم

... دنیای ما

پس ما تصمیم گرفتیم که ما همه ی خشم ـمون رو

همه ی انرژی ـمون رو توی یک رینگ خالی کنیم

هیچ کس توی خیابون ها نه بجنگه و نه بمیره

... تو رینگ کشتی یاد گرفتیم و

و پیروز شدیم

چرا که توی همون رینگ پیدا کردیم

مبارزمون رو

و اون بهمون دوباره قدرت زندگی کردن داد

و بهمون دوباره زندگی رو یاد داد

و دوباره ما رو ساخت اون رینگِ مقدس

اینجوری به محله مون امید جدیدی اومد

بعد از سال ها ... مردممون با هم یکی شدن

اینطور به نظر میومد که همه چیز درست میشه

... اما بازم

سود بازی ماها

به ثروتمندها رسید

... رهبر اونها

دالینی

برای اون شیطان پول اون همه چیزش بود

و اون یه دیوار جدید درست کرد

اون به هر حالی

از دیوارش اجازه خروج نمیداد

برای همین اون از همه مجاهدترین سپاهیش رو

... جان انگلیسی رو

به محله ـمون فرستاد

و اون همه چیز و تموم کرد

وضعیت

... بیشتر از قبل

بد شد

ولی توی همه ی این ماجرا

یک پیچِ (گره کور)

دالاپاتی گفته که

وقتی که غصه و درد وجودتُ فرا میگیره

اون موقع یک جنگجو میاد

می شکنه دیوارهای اونها رو

و اون میشه محافظمون

و همه ی موانع رو بر میداره

گانپات گونه (الهه گانشا)

مامان پس اون ... گانپات کجاست؟

میاد پسرم

اون ... یک روز حتماً میادش

حتماً میاد

دنیا کارناوال زیبارویانِ

دیشب ما خیلی بازی کردیم

رفیق توی دلِ من برای دخترها چقدر که جا هست

کاش توی خونه ـم هم (جا) می بود

آها تو این جا قایم شده بودی میشه یه بوس نصیبم بشه ، لطفاً

حالا میشه ژاکت مورد علاقمُ داشته باشم

البته

دوستت دارم

صبح مردم خوب میشه

مالِ من عالیِ

چطوری؟ اِ -

بگو

یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج ، شش هفت ، هشت ، نُه ، دَه ، یازده

... دوازده تا

تو یکبارِ دوازده رو میخوای؟

صبح بخیر ، گودو تو برو داخل -

یالا برو جان می خواد تو رو ببینه

آروم باش عمو آروم باش

دارم می بینمت ، چیکار کنم

آروم باشه ... باشه خُب

... تو چه دروغگویی به خوابم اومدی -

بریم

عزیزام

منظورم ... یعنی

اما من هیچ موقع گفتن ممنونم رو فراموش نمی کنم

مرسی داداشششششش

و اینم جانِ ، جان مردِ انگلیسی

خدا به گلوی این صدا نداده

پس اینم به گلوی خودش چیپ گذاشته

و حالا این بدون دهن باز کردن

همه رو باز می کنه

این پایگاه مبارزه فقیر هستش

من ذره ای اینجا اومدن رو دوست ندارم

ولی کار عبادتِ

کار من چیه ، نه که از اینجا برای جان بهترین مبارز رو پیدا کنم

هِی گودو ، مبارزِت داره وا میره

الان اینجوری دیده میشه همیشه اینطور نیست

بزار باشه قویِ

باکِ اون پُرِ (انرژیش هنوز زیاده)

اون خودش انرژیش رو رزرو کرده

و مرد ما خسته شده

لنگ هاشم همینطوریه

نفس های اون هم سنگین شده

به پهلوش حمله می کنه

دیدش و مختل می کنه

چونه ش رو هم خورد می کنه

و بازم فاصله رو کاور می کنه و اینم یه ناک اوتِ

توی مبارزه این مهم نیست که تو چقدر می تونه بزنی

مهم اینه که تو تا کِی وایمیستی

و اینم زمین کَرَم محل مبارزه ی ثروتمندان

... این بازی رو شماها

مسابقه اسب دوانی میدونین

کسی که توی مبارزه ی فُقرا برنده شده

اون اینجا برای مبارزه کردن فرصت گیرش میاد

مردم روی محبوب هاشون شرط می بندن

و یکبار که اون ها شرط ببندن

تو فکر کن اونها می جنگن

چرا که بعد از شرط بستن نمیشه تغییرش داد

توی اسب دوانی محبوب ترین برنده میشه ... ولی اینجا

اینجا اونی می بَره که جان می خواد ببره

فقط یک راندِ دیگه میخواد

بعدش این کارش تمومِ

این مردم محله ی فقیر نشین برای پیروزی میجنگن و ما برای پول

توی باختن اون هیچ کس نمیده و نمگیره (بده بستونی نیست)

ولی من اومدم اینجا بِبَرم

ببین مبارزه کردن برای مبارز هاست ... ولی برنده شدن رو فقط

جان انگلیسی

ببین نظر اون از هر دو تا بیشترِ

اینقدر بالاس که فهم توش غرق میشه

ولی الان یقین جانِ چطوری می گذره رو تو نمی فهمی

اون برای پول می جنگه

چطوری ببازم؟

اینجا با بازی رو بُردن ، زندگی رو میبازی

ببین

نتیجه بازیت گرفته شده

بفهم و ... بباز

استراتژی جان رو فقط خودش می دونه

سرنوشت مبارزین رو اون خودش می نویسه

و اینطوری با باخت چنین مسابقه های محبوبی جان پول دَر میاره

و همه ی این امپراتوری بنا کرده

اینطوری جان پول زیادی به دست میاری

با هر مبارزه اون بیشتر ثروتمند میشه

ولی جان هرگز کُل پول و گیرش نمیاد

باقی پول رو اون باید به رئیس بزرگِ خودش دالینی بده

اون برای گرفتن پولش دست راستش شاینا رو می فرسته

سلام

چطوری میگذره؟ خوبِ ، آره -

چیشده؟

هِی

هوممم

رئیس از این دختره خوشش میاد

اما از تو خوشش میاد

اما تو خط نده

آخه خط که دنبالمونِ ، دختر ها دیگه

گوش کن عمو ، تو فکر کن اون مثل رئیس ـمون نیست

مثل پدرمونِ

اضافه اون خانومشم مثل مادرمونِ ، نه

گوش کن

جان انگلیسی بهمون زندگی خوبی داده داده -

من سیلور سیتی گیرم اومده

و بعدش بهم این کارت شهروندی رو داده

داده

... و من رو

گودوی انگلیسی ساخته

از طرف من به جانی یه چیزی میگی ، نه؟

که من چی بهش بگم؟

آره بابا آره بابا -

سلامتی

سلامتی

هِی

ما قرارِ مهمی داریم بِیبی رو ببرش کلاب

یک دقیقه به من وقت بده، یک دقیقه به من وقت بده.. در حال رقصیدن..

یک دقیقه

ببخشید جان رفتش ، جان رفتش خیلی می بخشید

من رقصیدن رو قلباً دوست دارم

پس برقص

کی نگاهت می کنه؟

می بینه ، نه؟

همه ی دنیا

♪ Dress code suave ♪ ♪ بپوش لباس زیبا ♪

♪ I'm large ♪ ♪ من بالام ♪

♪ Command mi, suh ♪ ♪ بهم دستور بده ، یکشنبه ♪

♪ Hold my hand, mon ♪ ♪ دستم و بگیر ، دوشنبه ♪

♪ Canada, Prague ♪ ♪ کانادا ، پراگ ♪

♪ Check my collage ♪ ♪ چک کن کالج ♪

♪ Treble massage ♪ ♪ ماساژ سه گانه ♪

♪ Sara Zamana Mere Dil Ka Deewana Meri Jaan ♪ ♪ تمام دنیا دیوانه ی دل من هستن عزیزم ♪

♪ Na Na Na Na Mujhe Dil Na Lagana ♪ ♪ نه نه... نه به من دل نبند ♪

♪ تمام دنیا دیوانه ی دل من هستن عزیزم ♪

♪ نه نه... نه به من دل نبند ♪

♪ Pyaar Karne Ke Mamale Mein Mera Naam Badnam Hai ♪ ♪ من در موضوع عاشقی بدنام هستم ♪

♪ من در موضوع عاشقی بدنام هستم ♪

♪ Door Se Hi Nazdikiyon Ko Mera Salam Hai ♪ ♪ از همین دور به نزدیکانم سلام میکنم ♪

♪ Jara Najdik Aa Mujhse Nazarein Mila ♪ ♪ کمی بیا نزدیک و چشمات رو به چشمام بدوز ♪

♪ Tujhko Bhi Ishq Ho Jayega ♪ ♪ اونوقت توهم عاشق می شی ♪

♪ Chahe Karna Na Na Tu Bahane Bana ♪ ♪ حتی اگر میخواهی نه بیار، بهونه بیار ♪

♪ Dil Udhar Se Idhar Aayega ♪ ♪ بلاخره دلت از اونطرف به این سمت میاد ♪

♪ تمام دنیا دیوانه ی دل من هستن عزیزم ♪

♪ نه نه... نه به من دل نبند ♪

♪ تمام دنیا دیوانه ی دل من هستن عزیزم ♪

♪ نه نه... نه به من دل نبند ♪

♪ Kitni masti bhari yeh ghadi hai ♪ ♪ چقدر مستی زیاد تو این ساعت ♪

♪ Tujhko kyun ishqbaazi chadhi hai ♪ ♪ تو چرا عشقبازی می کنی ♪

♪ Kya zaroori hai dil ko lagana ♪ ♪ چه چضروریت داره دِل بستن ♪

♪ Ishq karne ko umar padi hai ♪ ♪ عشق کردن عمرِیِ بلدم ♪

♪ Jo bhi karna hai kar ♪ ♪ هر کاری میخوای بکنی بکن ♪

♪ Kyun ruke umar bhar ♪ ♪ چرا همه ی عمرت خودت نگه داشتی ♪

♪ Mere jaisa milega kahan ♪ ♪ مثل من کجا می بینی ♪

♪ تمام دنیا دیوانه ی دل من هستن عزیزم ♪

♪ نه نه... نه به من دل نبند ♪

♪ تمام دنیا دیوانه ی دل من هستن عزیزم ♪

♪ نه نه... نه به من دل نبند ♪

دالینی

... آه

منظورم اینه میخوام با آقای دالینی حرف بزنم

بگو

مسئله ی بزرگی درباره شهرِ

به آقای دالینی میگم

آخه اون هم می دونه

خدمتگذارتر از همه جز من کیه؟

تو اومدی اینجا درباره سهمت حرف بزنی؟

و این و ببین

ملکه ی تو ... همراه با خاصترین آدمت چیکار که می کنه؟

مینیما ... نه ، نه

مامانی ، زن داداش ، زن داداش جون آروم باشین ، آروم باشین ، خودتون کنترل کنید

خفه شو

... زن داداش جون

تو هیچ کاری ... نمی خواد بکنی

ای مامانی ... به کشتنم میدی

دَر رفت

آره ... این خوبِ تو خوشتیپی

و گلوله رو فقط من شلیک می کنم

جان

دست هم نزدم ، به مادرم قسم

به تو قسم ، به بابام قسم دست نزدم

کاسبی تو به خاطر کی می گذره؟

کی؟

جان ، تو بهم همه چیز و دادی

من هرگز اینکار و نمی کنم

هر دوشون رو زنده به گور کنین

زنده من ثابت می کنم ، که هیچ کاری نکردم -

جان

جان

عمو تو کاری کن تو دوستِ منی

تو براشون کار می کنی تنهام نزار

تو رئیسمی

تنش درست نمی کنی ، نه؟

.... مرگ آروم آروم میاد

اینجوری نفس نفس می کشی

کمی وحشتناک شد

و مرگ هم سَر وقتش میاد

حتماً میاد

این همه سال من خودم رو گناهکار قبول داشتم

حس می کردم که اخطارِ پدرت واقعیت نداره

و این پسر هم گانپات نیست

و امروز فهمیدم که من درست بودم

و تو اشتباه

تو به مردم خودت امید واهی (دروغ) دادی

امید واهی

♪ ای خدایی که بدنی منحنی و جثه ای عظیم داری، ای که درخشان چون هزاران خورشیدی ♪

♪ پروردگارا، مرا در همه تلاش هایم و در هر زمان از موانع رهایی بخش ♪

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

داداش

همه چی درست میشه؟

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ مرید و فدایی تو به دشمنانش نمی بازد ♪

♪ از نور تو تمام جهان روشن است ♪

♪ به واسطه ی تو هر غرق شده ای به ساحل میرسه ♪

♪ کجاست کسی که فراتر از اراده ی تو باشد ♪

♪ آتشفشان تو در سینه ی من فوران کرده ♪

♪ مرید تو بودن برای من پیروزیه... ای خدای گانش ♪

ژاکت محبوبم

سلام تو چطوری نجات پیدا کردی؟ -

فکر کنم ... وقتم هنوز نیومده

ببخشید

وقتی احساس ترس می کنم خیلی محکم می زنم

اگه قرار دو دقیقه برگردم تو قبر پس چرا دَر اومدم؟

دالپاتی راست می گفت

این دالپاتی کیه؟

تویی ... گانپات

گانپات

من گودو هستم ... گودو

اون بخوام بهت بفهمونم وقت ندارم

تو از اینجا فرار کن

اگه جان ببینتت ، نه

پس جونِت ازت می گیره

این خداحافظی کنم و کجا برم همین که بهم بگو

حرفمُ گوش کن تو از اینجا به یه جای دوری فرار کن

... بیرون محلی ی فُقرا

اونجا یه دنیای دیگه است

از این نگرانی های ثروتمندان

و به دور از هواپیماهای بدون سرنشین

... اونجا تو

یه آدم و پیدا می کنی که می تونه بهت کمک کنه

شیوا

شیوا کیه؟

به اون بگو

گانپاتالا

ای داداش گوویندالا شنیدم این گانپاتالا کیه؟

هدف گانپاتالا رو

تو امروز متوجه نمیشی

ولی اون روزی که متوجه بشی

اون روز تو اینجا

مقصدت از به این دنیا اومدن رو می فهمی

داری چی رو نگاه می کنی ؟ برو

یکبار دیگه نمیتونم نجاتت بدم

یالا برو

وای چه جهنمی..از حضور سیلور مستقیم به سرزمین کاسیکابال اومدم..

مهم نیست که چه وضعیتی دارید.. باید به نظر برسید که دارید کمی سرگرم می شوید

شیوا رو میشناسی؟

ها ، نه ، بله ، خیر نه نمی شناسم -

عالی شد

باشه

اینجا کمی غذا پیدا می کنم؟

اون به دنبال شیوا اومده

صورت حساب

پول

به حساب صاف کردن عادت ندارم

من فقط بلدم پروازشون بدم

پروازشون دادم

هِی

هِی حرکت آهسته اینجا اومده

بیا

... من

من یه مبارز خیلی بزرگم

قبل از دعوا کردن ، فکر کن

هر وقت که من احساس ترس کنم

اون موقع خیلی محکم می زنم

... گفتم که

هنوز زندم؟

تو دنبال شیوا می گردی؟

جبران می کنه

مرسی

... اما الان

ما اونو می کشیم و تو رو هم نگه میداریم ، عزیزم

داداش

برنامه چیه؟

متاسفم ، هِی وایستا ، وایستا

... یالا مادر تو

اونا خودشون چی حساب می کردن

یالا ، یالا

نترس ... بریم

حس کنم رسیدم

آهنگ بخونم؟

کی فرستادت؟ کِیزاد -

گفت برو اونجا بگو گانپاتالا

تو کِیزاد و چطوری می شناسی؟

بعد از اینکه مادر و پدرم مُردن

کِیزاد بود که زندگی رو بهم نشون داد

کِیزاد من با جان آشنا کرد

پس چرا اون تو رو اینجا فرستاده؟

نفرستاد

... نفرستاد

من داشتم قشنگ می رقصیدم و می خوندم

بعد دوست دختر جان بهم پیله شد

جان من و دفن کرد

من از اونجا فرار کردم

واقعیت رو بگو

دروغ بگم ، می میرم ، چی؟

یه حرفی رو بگم؟

چاقو رو بردارید

زانو رو بزار باشه

من دارم میام اونجا

آره

... اونم با خودم میارم

اوکی

من و کجا داری می بری؟

پیش شیوا

آخه سخته..کجا میری؟

شیوا

این دنبال تو میگشته

از اون طرفِ دیوار اومده

گفتش گانپاتالا

این گانپاتالا رمز یجور گنجِ که همه دربارش میدونن

... به جز خود کلید

کی فرستاده

مثل همن

مشکل مشابه

برای چه عملیاتی اومدی؟

عملیات؟

ببین داداش

زندگی من کاملاً عالی بود

دوست دختر ، ماشین ، خونه

... حالا این

این کدوم دنیای مکس دیوونه است که شماها توش می مونید

گرسنه ت شده

... خیلی سال پیش

یک محله ی فقرا ساخته شد

آها ... اون داستان میدونمش داداش

ببخشید ... اوکی ادامه بده ، بگو

دالاپاتی پدربزرگت بود

اون میدونست که برای عوض کردن اینجا

اون باید یه کاری بکنه

... ما باید

جنگجومون رو پیدا کنیم

از جایی که اون

مثل انسان

به زندگی قدرت بده

دالاپاتی برای دادن آرامش به مردم

یه بازی راه انداخت

آهـــا ... پس بابابزرگ جون المپیک و شروع کرده

تا حالا چیزی شنیدی؟

زمین بازی عمارت اوست.. بازی حیوانات را به انسان تبدیل کرد

و رزمنده برگشت

هِی داداش نه هنوز باقیمونده

اِ داداش

این پیرمرد اینطوری مدیتیشن نمی کند؟

... باشه ، پس

این همه سال ما مردم هر کاری کردیم اون به این امید بود که یک روزی گانپات میاد

... حالا اون اومدِ

امروز نه فردا به اون حقیق رو میگی ، نه

اِ یه کولری بیارین اینجا

اینجور گانپاتی فرستاده برامون

حالا که اینطوری فرستادتش باید اون آماده کنیم ، شیوا؟

گزینه های دیگمون چیه؟

اون رهبرِ ماست ما نباید این فقط بهش بفهمونیم

باید بهش یاد بدیم

خر و تو مسابقه ی اسب ها قرار نمیدن

... آره تو ، خر رو

منظورم اینه همه با هم با اون تمرین می کنیم

شیوا

شیوا ، اون آخرین امید ماهاست

من از کجا آمده ام؟

این آدم ها برای چی آماده میشن؟ آزادی - ، آزادی

داداش ها

خیلی خوبِ

آزادی من

اونطرفِ

جِسی

جِسی ، جِسی ... دوستت دارم

چی ... دیروز هم و دیدیم

پس عاشق شدن چقدر زمان می بره؟

♪ Ho Ja Baby Raazi ♪ ♪ عزیزم راضی شو ♪

♪ Karle Lafde Baazi ♪ ♪ بیا یکم مسخره بازی کنیم ♪

♪ Kyun Hai Yeh Narazi ♪ ♪ این چرا ناراحته؟ ♪

توجه

♪ Dil Toh Hua Hai Romeo Zara Romani Sa ♪ ♪ دلم رومئو شده و حال و هوای رمانتیک پیدا کرده ♪

♪ Aa Juliet Kuch Kardein Hum Tufani Sa ♪ ♪ بیا جولیئت من، تا یه کار طوفانی کنیم ♪

♪ Ke Aaja Abb On Karde Tu Dil Ka Meter ♪ ♪ بیا و مترسنج دلم رو فعال کن و ♪

♪ Love Ka Current Laga ♪ ♪ عشق رو به جریان بنداز ♪

♪ Ke Baby Kamar Hila Ke Bijli Gira Ke ♪ ♪ عزیزم، کمرت رو بلرزون و صاعقه بپا کن و ♪

♪ Soyea Soyea Jalwa Jaga ♪ ♪ جلوه های (استعداد) خوابیده ت رو بیدار کن ♪

♪ Baby Dil Laga Ke Lafda Kar Le ♪ ♪ عزیزم بیا دل بده و کمی مسخره بازی کنیم ♪

♪ Tagda Karle ♪ ♪ تقویتش کنیم ♪

دانتِس مووی

اسم رومئو و جولیئت و شنیدی؟

عشق اونِ

آره ... ولی اون دوتا که مُردن ، نه

من زنده ـم و عاشقی می کنم

تو تا حالا جدی بودی؟ نه -

من توی زندگیم فقط رقص می کنم شادی می کنم

هوی چی و نگاه می کنین؟ شما خنده ـتون نمیاد؟

♪ Tu Bann Ja Meri ♪ ♪ تو مال من شو ♪

♪ Ye Khabar Hai Tazi ♪ ♪ این یک خبر تازه س ♪

♪ Khel Li Maine Baazi ♪ ♪ که من بازی رو انجام داد ♪

♪ Leke Aaya Kaazi ♪ ♪ قاضی رو هم آوردم ♪

برای شما این عضله است این عضله است ، همه کلاً عضله است

ولی یه عضله است خیلی ضعیفِ بگو کدومِ؟

گونه ها

امروز ماها این و قوی می کنیم

چطوری؟

یالا

خنده می کنیم

این و ببینید

قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی

پیش من دلیلی برای خندیدن وجود نداره

خب برای خنده کردن هیچ دلیلی لازم نیست

تو توی زندگیت یه چیزهای رو می خوای نه؟

زندگی من اینقدر بزرگِ ، نه

که به خودم برنده شدم

جوری که هیچی برام مهم نیست

♪ Romeo Pyare Yeh Baatein Teri ♪ ♪ رومئوی عزیزم ، این حرفای تو ♪

♪ Yeh Mujhko Hai Lagti Hafiki Badi ♪ ♪ از نظر من یه بلوف بزرگه ♪

♪ Pyar Lafda Nahi Jagda Nahi Ehsaas Hai ♪ ♪ عشق مسخره بازی نیست، جنگ و دعوا نیست ، احساسه ♪

♪ Mujhko Tu Yeh Toh Bata Ki ♪ ♪ تو اینو به من بگو که ♪

♪ Kis Tarah Tu Khas Hai ♪ ♪ چه چیز خاصی در تو هست؟ ♪

اینطوری می خندن

♪ Ye Kya Hua Hai Ye Kya Ho Gaya ♪ ♪ چه اتفاقی افتاد، چی شد ♪

♪ Tune Ye Kaisa Jadu Kiya ♪ ♪ تو چه جادویی کردی؟ ♪

♪ Roka Bahot Toka Bahot Par Dil To Gaya ♪ ♪ خیلی سعی کردم متوقفش کنم و جلوش رو بگیرم، اما دلم رفت ♪

♪ Tune Mere Zakhmo Pe Yun Tere Pyar Ka Marham Diya ♪ ♪ تو عشقت به زخمهای من مرهم گذاشتی ♪

♪ بیا و مترسنج دلم رو فعال کن و ♪

♪ عشق رو به جریان بنداز ♪

♪ عزیزم، کمرت رو بلرزون و صاعقه بپا کن و ♪

♪ جلوه های (استعداد) خوابیده ت رو بیدار کن ♪

♪ عزیزم بیا دل بده و کمی مسخره بازی کنیم ♪

♪ تقویتش کنیم ♪

♪ ای عزیزم بیا دل بده و کمی مسخره بازی کنیم ♪

♪ تقویتش کنیم ♪

♪ تقویتش کنیم ♪

♪ تقویتش کنیم ♪

♪ تقویتش کنیم ♪

آماده ای برای من بمیرِی؟

میدونی؟

این بهشت رو من با تو دیدم

اینم به همون اندازه تقلبیِ

همونقدر که تویی

... آروم

یکم اینجا

اونجا نخوردِ

این چیه؟

یه روز پیدات می کنم

یه روز پیدات می کنم

مامانم رفت اونطرف

برنگشت

ـ 14 سال شده

... کجاست

چطوریه ... چیه اتفاقی براش اُفتاده

هیچی نمیدونم

ای جانِ من ، حالا که من اومدم

حالا جای نگرانی نیست

من حواسم به همه چیِ

همه چی اوکی میشه

رینگ مبارزه ی سیلور سیتی بهتون خوش آمد میگه

اینجا حالا دیگه زمین بازی جان نیست

یه مالک جدید از ستاره های مبارزه ی خودمون

با ساختن جا برای خودش موفق شده

حالا این می بینیم که که بدون وزیرِ جان

... و چقدر

تو اینجا وایستا

تو دخالت نکن ، بزار با من

جلو نیا

اون مالِ منِ

تباهی بزار بریم ... تباهی

تباهی ... ولم کن ولم کن

تباهی ... ولم کن

... ولم کن ... ولم

... ولم کن

گودو

تباهی ... گودو

تباهی ... ولش کن

تمومش کن ... گودو

گودو

اون جِیسی من برداشت بُرد

جِسی رو میخوام

گفتم که جِسی رو میخوام

اینجا فقط دنیای آدم های قویِ اینجا با (حرف) ضعیف ها نمی چرخه

اینجا همه این چیز ها اتفاق می اُفته

بَر میدارن میبرن

جرأت داری برو بیار جِسی ـت رو

... وقتی که احساس ترس می کنم

خیلی محکم می زنم

تو محله ی تباهی بدون اجازه ی اون

پرنده هم نمی تونه بیرون بیاد

کسی که دنبال مقصد باشه ، راهش و پیدا می کنه

کَسِ دیگه ای هم هست؟

که چالش تباهی رو بتونه بپذیره؟

یکی دستش و بلند کرده اون جدیدِ ژاکت پوش

برو ... برو ... برو نه ، نه ، نه -

من نیومدم مبارزه کنم ... من نیومدم مبارزه کنم

... من به خاطر اون

بیارینش اینجا نه ، من برای مبارزه کردن اینجا نیومدم -

هی جِسی جِسی ، نجاتم بده رفیق

جِیسی ، نجاتم بده لطفاً

اون دختر مالِ منِ

دَر رفتی اومدی؟

برای زدن نه

یادگرفتم اومدم

تباهی فقط دست و پاهاش قویِ

... اون بدنش قویِ ، ولی

از آهن نیست

آره ، اون قدرت داره

ولی نقطه ضعف هم زیاد داره

اون فقط با قدرتش حمله می کنه

سینه و شکمش همیشه باز هستش

دفاعی نداره

و همین نقطه ضعفشِ

و آره هر چقدر عصبانیتش بیشتر بشه

همونقدرم دفاعش ضعیف تر میشه

میدونی چرا؟

چرا که اون احمقِ

فقط میخواد به پایینه تنه و شکمش بزنم

مستقیم بزنم به شکمش

... بدون هوا اون

عضله هاش از بدنش دفاع نمی کنه

یه محبت رو از دست دادی (گم شد)

اینقدر یادگرفتی

پس اگه مثل هر آدمی تو همه چیز از دست بدی

تاحالا ... فکر کردی تو درباره ی اون ها ... هووم

من ادامه ی داستان و میخوام بدونم

پدربزرگِ تو اون یک ماهاریشی* بود [معلم هندو دانش های عرفانی]

بهاویشانی* اون هرگز اشتباه در نمیومد (نبوت - پیش بینی)

اون این قبول داشت که یک روز یک جور جنگنجویی پیدا میشه که

که هم صلح و میاره و هم اون دیوار و پایین میاره

اون جنگجو نمی میره فقط می کشه

ما همه فکر می کردیم که اون جنگجو

شاید پسر دالپاتی باشه

همه از اون استقبال کردن

و مردم فقیر با فقیر بودن خوشحالی رو یاد گرفتن

اون میدون کشتی ، معبد اونها شد

اینجور به نظر میومد که همه چیز درست میشه

و به زودی مردم به آزادی میرسن

ولی بازم یجوری شد که

همونطور امید ماهم ضعیف شد

این مبارزه رو

تا اون موقع مبارزه نکن

تا وقتی که

... جنگجوی ما

توی شکم توِ

گانپاتِ ... ما

... در انتظار اون

منتظر باشین

ولی اون موقع یجوری پیش اومد که که موقعیتش پیش اومد که همه ی وعده های که دالینی داد بشکنه

... دالاپاتی برای همیشه

ما رو تنها گذاشت و رفت

و تا به (گوش) ثروتمندان هم این حرف رسید

... چرا که یکی از خودی هامون

بهمون خیانت کرد

ثروتمندان اومدن و همه چیز و تباه کردن

اونها مردممون رو کشتن

اون مردمی که مُردن

توی اونها مادرت میرا

و بابات هم بود

بعدش جان همراه دالینی بازی ما رو به قمار تبدیل کردن

سپاهیان آزادی تبدیل شدن به نوکران سیلور سیتی

جنگجوی محافظ مردم تبدیل شد به

شکننده ی مسابقات یکی دیگه

جوری که ثروتمندان سیرتر شدن

و دیگر مردمان و فقیرتر

حالا فقط ما رو اون می تونه نجات بده

که گانپاتِ اصلیِ

... از اون موقع

هیچ جنگجویی نیومده

نه

برای اون جنگجو

انتظار می کشیم

فردا صبح ساعت 4

تو محوطه تمرین می بینمتون

واینستا

خارها رو پهن کنید

کفش هات رو دَر بیار و بدو

تو باید از روی خارها بدویی

اونی که تو شکمته

همون این دیوار و ویران می کنه

و بعدش

در همه ی دنیا طنین انداز خواهد شد که

که گانپاتالا (شعار الهه گانش)

حالا من آمادم

جِسی رو بیاریم

مبارزه رو یادگرفتن و مبارزه رو انجام دادن

دو چیز متفاوتِ

یک تستِ آخر مونده

آماده شو

یالا دست بردار که میخوای تایید کنی که تو کوری

هِی بزنیدشون

داره حمله می کنه

تو آماده ای

بریم

جسی رو بگیر بیار

پس از امروز بخش گودو تمومِ

... و بخش گانپات

شروع میشه

خب کس دیگه ای هم هست؟

که چالش و قبول کنه

بازم میگم

کسی هست

تو بالاخره برگشتی اینجا

یک ثانیه ، یک ثانیه

برین کنار

برین کنار

جِسی چطورین؟ -

جِسی ... تو درست میگفتی

گودو برای نجات دادنت اومدِ

نه جِسی

من نمی تونم این اجازه رو برای اینکار بهت بدم

... توی محله ی تباهی

ممکنه جونت به خطر بیوفته

میدونم

ولی برای اینکه این رو گانپات بسازیم من برای انجام این ریسک آماده م

من اینقدر میدونم ، شیوا

که این برای مبارزه ی ما ، مبارزه می کنه

ولی به خاطر من حتماً مبارزه می کنه

من کارم می کنم

... جِسی

تباهی ... کمکت رو میخوام

موقعیت خوبی گیرت میاد

تباهی ولم کن ، ولم کن ، گودو

این برای نجات دادنت میاد؟ میاد -

آماده ای؟

الان خواهیم فهمید

اون دخترِ منِ

نه

دخترِ منِ

گانپاتِ ما اومد

تو درست می گفتی

حالا وقتش اومده ، شیوا

به اون بگو که تو پدرشی

که این پسر شما و میرا هستش

که اون دیوار و می شکنه

و همه ی ما رو نجات میده

... دالپاتی درست می گفت

این گانپات ماست

بابام این درست می گفت

این گاناپات ماست

چشم سومِ ما

گانپاتِ شماست

گودو ، گودو ، گودو ، گودو گودو ، گودو ، گودو ، گودو

جان اومده

نیومده نجاتمون بده .... اون گذاشتش رفت

گذاشت رفت

گانپات

هیچکس نیست که ما رو از این جهنم نجات بده

کیزاد کجاست؟

تو میدونی

جان هرگز خائنین رو نمی بخشه ، هووم

کشتنِ گودو ، بزرگترین اشتباهِ ما بود

ولی گودو الان ... زنده است

تو حرف من و قبول نکردی

من گفتم که گودو رو دفن کن

... و تو اون رو دفن نکردی

بکشش

همونطور که (خیانت) کرد ... همونطورم مُرد

حالا زودباش برو ... جان منتظرتِ

خوش برگشتی ... گودو

می خوای من و دفن کنی؟

من حقه بازی رو نمی پسندم

به ایمان داری من (اسم) خیانت دادی

رفیق ، یکبار پرسیدی

گودو تو رو بابای خودش می دونست

خیلی شجاعت داری تو که من اینجا صدام کردی؟ یک دلیل بزرگ باید باشه

در (طول) زندگیت تو دنبال مبارزین می گشتی

ولی بعدش فهمیدم که

من بهترین مبارزم

با من تو دست دادی

کاسبی بزرگی می کنیم

تو میدونی نه

این چه سطحی از مبارزه است؟

... تو میمیری

دفن کردن رو که دیدیم رئیس

من نمیمیرم

من فقط می کشم

نقشه ساده اس

تو رو برای این صدا کردم ، چرا که تو پول دالینی رو میدی

و اوست که برای من هم پول پیدا می کند.. جان چه می گوید؟

با هم کار می کنیم

مثل قبل

... اما اینبار نه جان

منم شراکت می خوام

قبل از اون ، یه کار کوچیک دارم

باید از یکی تشکر کنم

شیوا

تو بهم گفتی که تو آدم بزرگی میشی ، نه

می خوام مفتخرت کنم ، داداش

اومدم همتون و با خودم ببرم

حالا می جنگیم ... جنگ های بزرگ رو

مبارزات بین المللی ... مبارزان قدر

... پول گنده

شیوا دیگه زیادی شده این زندگی مذخرف

منظورم ... زندگی کوچیک و دوست داشتنی

ولی توی این جنگِ بزرگ کی با قهرمان می مونه

فکر کن ، فکر کن تو عشقِ من

زودباش وسایلت رو ببند و زندگی اصلی رو بِبَر

بزن بریم

بریم

چی شده؟

عصبانی هستی؟

یکم بیخیال باش ، داداش از اینجا بزار برو -

و به ما مردم هرگز چهره ت رو نشون نده

باشه ، قبول دارم که شما فقیرید ... ببین -

آدم وحشتناکی هستی تو

همین آدم وحشتاک رو

تو مبارز ساختی

وایستا

مبارز نه ... یه هیولا ساختم

و این هیولا رو خودم کارش و تموم می کنم

دانش آموزای خوب میرن به دنیا و پادشاهی میکنن

و معلم ها توی خونه ی خودشون منتظر می مونن که وقت بعدیشون کِی میاد

همونطور که من می تونم بدرخشم

و اون درخشنده

منم

جِسی

چی شد ... جِسی چی شده؟

بهم بگو

شیوا هرکسی برای مبارزه دلیل می خواد

و برای اون دلیل من نیستم ، تویی

به اون بگو که بابای اون زنده است

که اون پسرِ توِ برای اون فرقی نمی کنه -

می کنه

میدونی که من همه ی زندگیم دَر رفت

به انتظار مادرم

به این امید که من یه روزی اون و پیدا می کنم

پسرت روبروت وایساد شیوا

و تو به اون نمی گی

جِسی

جِسی

جِسی از اون هیچ کس برنگشته

افران من تنها میرم ، پایین شو

... تنهایی می خوای بری

پس چرا این راکهی* رو بستی [پیوند برادر خواهری]

افران

افران

افران ... نرو

♪ Ishq bikhara hai yun aaj hawa mein ♪ ♪ امروز در هوا «عشق» پخش شده ♪

♪ Itni ranginiyan hain sama mein ♪ ♪ که در تمام این لحظات پر از رنگ و خوشیه ♪

♪ امروز در هوا «عشق» پخش شده ♪

♪ که در تمام این لحظات پر از رنگ و خوشیه ♪

♪ Saje hain raste bhi… Ha Hamare waste hi… ha ♪ ♪ بخاطر ما ... جاده ها رو هم تزئین کردن ♪

♪ Apna dil jo lutane aaye hain ♪ ♪ اونهایی که برای غارت دلهامون اومدن ♪

♪ Wo jisko dhoondhte the… Ha ♪ ♪ اونهایی که دنبالشون بودیم ♪

♪ Wo jisko chahte the… Ha ♪ ♪ اونهایی که میخواستیم ♪

♪ Wahi khud chal ke Aaj milne aaye hain ♪ ♪ خودشون امروز برای دیدمون راه افتادن اومدن ♪

♪ Koi puchhe to batana ♪ ♪ اگر کسی پرسید بگو‌ ♪

♪ Kya kya kya Kya kya kya ♪ ♪ چی؟ چی؟ چی؟ چی؟ چی؟ ♪

♪ Koi puchhe to batana Ki hum aaye hain ♪ ♪ اگر کسی پرسید بگو که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

♪ Ho aasma pe jo… Ha Chand aaya wo ♪ ♪ اون ماه ـی که به آسمون اومده ♪

♪ Aa ha Aaj kuch jyada Jyada chamkila hai ♪ ♪ امروز یکم زیادی ، زیادی درخشانه ♪

♪ Inn sitaron mein Orr nazaron mein… Aa ha ♪ ♪ بین این ستاره ها و در این منظره ها ♪

♪ Aaj bikhra sa Koi rang masti ka hai ♪ ♪ امروز یک رنگی سرشار از مستی پخش شده ♪

♪ Hai dil mein josh laye Udda ne hosh aaye ♪ ♪ در دلها هیجان آوردیم، برای پروندن هوش و حواسها اومدیم ♪

♪ Thoda girke sambhalne aaye hain ♪ ♪ با کمی فراز و نشیب اومدیم ♪

♪ اونهایی که دنبالشون بودیم ♪

♪ اونهایی که میخواستیم ♪

♪ خودشون امروز برای دیدمون راه افتادن اومدن ♪

♪ اگر کسی پرسید بگو ♪

♪ چی؟ چی؟ چی؟ چی؟ چی؟ ♪

♪ اگر کسی پرسید بگو که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

♪ اون ماه ـی که به آسمون اومده ♪

♪ امروز یکم زیادی ، زیادی درخشانه ♪

♪ بین این ستاره ه ♪

♪ و در این منظره ها ♪

♪ امروز یک رنگی سرشار از مستی پخش شده ♪

♪ در دلها هیجان آوردیم، برای پروندن هوش و حواسها اومدیم ♪

♪ با کمی فراز و نشیب اومدیم ♪

♪ اونهایی که دنبالشون بودیم ♪

♪ اونهایی که میخواستیم ♪

♪ خودشون امروز برای دیدمون راه افتادن اومدن ♪

♪ اگر کسی پرسید بگو‌ ♪

♪ چی؟ چی؟ چی؟ چی؟ چی؟ ♪

♪ اگر کسی پرسید بگو که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

افران

افران

خوش اومدی

من فقط اومدم که یک واقعیت رو بهت بگم که دونستنش برای تو خیلی ضروریه

بگو

... گودو پدرِ تو

گودو بهم فقط دو دقیقه (وقت) بده دو دقیقه چیه؟ الان پیشمی بگو -

جان اونجا وایستاده جلوی اون نمی تونم بگم -

... عیبی نداره ، جان و تو رو من با مشکلاتِ زیادی اینجا رسیدم ، لعنتی -

تبریک میگم ، حرف نداره

تو می دونی اون آدم ها باما چیکار کردن گودو افران رو کشتن

اون مُردش

لطفاً گودو ... لطفاً گودو حرفمُ گوش کن لطفاً

وگرنه همه چی رو از دست میدیم ، لطفاً

امروز هم توی عصبانیت چه جذاب شدی

دستت و بکش نه نه ، نکش ، نکش رفیق -

مگه بهم نگفتی که من و دوستم داری

ازت متنفرم گودو ، ازت متنفرم

من هم دوست دارم

دالینی خیلی بهت رسیده

داری پرواز می کنی تو؟

تو هنوزم این (درست) نشدی ، جان

داری خودتُ از دست میدی

و میدونی که سفیدهای قد بلند چشون میشه؟

مسابقه ی دیوالی

... اگه تو ببازی

تو رو بَر میدارم و می ندازم اونجا

می خوام با تو حرف بزنم

به دالینی بگو همه چیز را لمس کند

من با دستیارها حرف نمی زنم

من دستیار نیستم

من اون مبارزم

که می خواد به دالینی شانس بده

تو هیچی هم نیستی

تو فقط یه هیچکسی

من خیلی زود محبوب میشم

پس اول محبوب شو تا ببینیم

بعد بیا حرف بزنیم

سلام و خوش آمدید

از رینگ سیلور سیتی من به همتون خوش آمد میگم

این رینگ مثل یه رینگ مُدرنِ

جایی که پادشاهان و ماهاراجه ها برای تشویق از جاشون پا میشن

و امروز هم ... روز جنگِ

بین دو تا جنگجو

لایت وینگ همیشه عجله داره

برای همین اون تمام مبارزهاش رو توی راندِ اول تموم می کنه

این مبارزه هم واضحه که مورد علاقشه

و در مقابل این مسابقه

گودو دِ آندرداگ [به کسی که تازه وارده و زیاد جدی گرفته نمیشه]

یادتون باشه ، یادتون باشه

شما هم می تونین با تماشای مسابقه پول هم دَر بیارین

مشکل تو اینِ که از تَه دِلت نمی جنگی

کدوم مردی از تَه دِل می جنگه؟

پس با دِلت چیکار می کنی؟

من از ته دِل می رقصم

بریم

پس برقصیم

باید به گودو شادباش گفت

حرکاتِ این دیدن (به حد) کافی مزه داره

مثل یه فلفل دودی

خوب بازی کردی

خوب نه ، خیلی خوبِ

تو یه مبارزه اینقدر دَر آوردی تو

تو اولین مبارزه اینقدر مطمئن نباش

(هنوز تو آندرداگی* (تازه وارد تا محبوب بشی باقی مونده

آره تا فردا محبوب میشم ، می بینی

دالینی وقتی که از ضرر بکنه نه

اون رو باید ما لاپوشی کنیم

... تو باید بکنی

مثل اینکه بعد از 4 مبارزه

سطح گودو الان بالا رفته

فلفل دودی ثابت که کرده که

خیلی تندِ برای اطمینانش

ولی الان چالش بالاتر رفته

چرا که در مقابل این رینگ مبارزه

آکروبات باز قوی

مانکی من (مرد میمونی)

توی این رینگ برای پادشاهی یک پادشاه جدید اومده

آره

حرف نداره .. عوضی

گودوی دِ آندِرداگ ... حالا گودوی محبوب شده

اوه دلم برات تنگ شده

ولی

من نمی تونم رومئو جولیئت بشم

باید بمیرم

الان من زنده ـم عزیزم

من فکر میکردم تو عاشقمی

نمی تونم باور کنم

Q.a.S.e.M S.a.M.a.N.g.A.n.I

اوه . دوست دارم

به تو و شیوا فرصت دادم که باهام بیایین

... ولی افسوس

... تو و اصول فُقرات

آزادش کن اونو

زیاد هیجان زده نشو

همین الانشم ما خیلی پول دَر آوردیم

... و تصمیم مسابقه ی فردا رو فکرش نکن -

من با جان داشتم حرف می زدم

چی گفتی شاینا؟

که تو فقط با ... محبوب ها حرف می زنی؟

حالا من محبوبم

بگو

توی زندگی من اگه چیزی بخوام که قبلاً نداشتمش

پس برای اون چنین کاری

هر چی قبلاً نکردم و میکنم

چی؟

اینها همه از همون جایی که شروع شده رو

باید همونو تموم کنیم

با فقرا

تو مسابقه ی نهایی فقرا رو هم با سیلور سیتی ها بزارین شرط بندی کنن

مارکت و باز کنین دیوونه ای ، چی تو؟ -

دالینی هرگز اینجوری نمی کنه

فکر کن

سه برابر میتونین سود کنین

دالینی هر چی تا الان بُرده رو

همه ی اونها گیرت میاد با همین یک مبارزه

ولی فقرا اونقدر پول ندارن

و به تو چرا باید اعتماد کنم؟

مجبورن بیچاره ها

و امید خیلی چیزِ سگیِ

تو به اونها امید بده

اونها بهتون همه چیز و میدن

تو زمان های بد فقرا از تو کمدهاشون دستبند و زیورآلات در میارن

پیش اونها هر چی که هست میتونه مال ما باشه

به خاطر پول دَر آوردن

اونها همه چیز و میزارن

بعد از این مسابقه پیش اونها هیچی نمی مونه

دیگه به دیوار نیازی نمی مونه

همه اینها از گرسنگی میمیرن

نقشه ساده اس

مبارزه رو من پیشنهاد دادم

همه ی اونها روی من شرط می بندن

بعدش آخر من میبازم

ولی شکست از ما نه

از اونها میشه

رینگ مبارزه ی سیلور سیتی به همتون خوش آمد میگه

امروز در این میدون جنگ دو تا مبارزی میجنگن که

که بهتر از این مبارزان رینگ تو این رینگ دیده نشده

داستان گانپات ، بعدش چی میشه؟

اون رو گانپات امروز خودش میگه

از یک طرف ، محبوبِ همه ، گودو

و در مقابل اون ، ... بِلاد بَت

این مبارزه تاریخیه چرا که تا به امروز در رینگ هیچکس اینقدر پول بسته نشد

فلفل کوچولو

امروز میخورمت

پسرِ خوب

امروز بخور

و فردا آتیش بگیر

و آره مبارزه ای که نمی تونیم براش صبر کنیم بین گودو و بِلاد بَت

شروع میشه

و حالا زمان راندِ دومِ

این راند رو گودو برنده شد

شاید مسابقه رو هم اون ببره

تو به اونها اُمید بده اونها خودشون همه چیزشون رو بهت میدن

فقط هردوتاش

گانپاتالا

اون گانپاتِ

مثل همون رویایی پدربزرگ که شماها گمش کردین

اون گانپاتِ

مثل مادری که کشتینش و بچه ش ازش گرفتین

اون گانپات

که تا قبل از امروز بابای خودش رو

بابا نگفته بود

اون گانپات

که برادرش افران رو شماها همه کشتین

اون گانپات

مثل جِسی که هنوز انتظار مادرش و میکشه

لطفاً گودو ... لطفاً حرفمُ گوش کن لطفاً

وگرنه همه چی رو از دست میدیم ، لطفاً

میدونم که شیوا بابای منِ

اعتماد کُن

من یه نقشه دارم

به مردممون بگو

همه ی پولشون و رو من بزارن

لطفاً

آزادش کن اونو

از امروز به مردم من هیچکس نمی تونه دست بزنه

از امروز ، این دنیای یک دور جدیدش رو شروع می کنه

دورِ مردم محله ی فُقرا

دورِ مردم من

جایی که هیچکس سرش به پایین خم نمیشه

جایی که رویای هیچکس در تاریکی شب گم نمیشه

جایی که هیچ بچه ای از مادرش دور نمیشه

جایی که گرسنگی هم باشه ولی همراهِ اون

همراه اون روتی (نان) هم هست

چرا که گانپاتای اون ها اومد

جان حالا تو چیکار می کنی؟

قدرتی که نداری

و پول هم که با دستِ صاحبان اصلیش رسید

بازی تو تموم شد جان

حال نوبت مالکِ توِ

دالینی

من مخفیانه وارد خونه ات شدم و تو رو زدم

حالا تو حداقل بیا بیرون

تو اومدی

من اومدم تو رو ببینم دالینی

با من چطوری می جنگی؟

کسی که نه هرگز خورده

نه احساس گرسنگی می کنه

و نه هرگز اون خوابیده

ما فقرا هم همینجوری هستیم ، داداش

نه پیشمون غذا هست

خستگی هم نیست

و هم نه ، هرگز خوابمون میبره

ولی پیش شما دِلتون هست؟

دردتون ممکنه بیاد؟

پیش من اینم نیست

من دردمم نمیاد

این بار من خیلی ترس برم داشته

این بار خیلی می زنم

ترجمه شنیداری : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani

ترجمه ترانه ها : اُستاد سمیر ماهان @SamirMahan #ماهان_پریوار

چنل تلگرامی : دانتس مووی @DontSMovie

گاناپات - بخش 2 خیزش قهرمان

♪ Vakratunda Mahakaaya Suryakoti Samaprabhaa ♪ ♪ ای خدایی که بدنی منحنی و جثه ای عظیم داری، ای که درخشان چون هزاران خورشیدی ♪

♪ Nirvighnam Kurumey Deva Sarvakaryeshu Sarvada ♪ ♪ پروردگارا، مرا در همه تلاش هایم و در هر زمان از موانع رهایی بخش ♪

♪ Jai Jai Jai Ganesha Jai Jai Jai Ganesha ♪ ♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ Shatruon Se Na Haare Bhakt Deva Tumhare ♪ ♪ مرید و فدایی تو به دشمنانش نمی بازد ♪

♪ Teri Jyoti Se Raushan Hai Sara Jahaan ♪ ♪ از نور تو تمام جهان روشن است ♪

♪ Doobte Ko Kinaare Milte Hai Tere Dwaare ♪ ♪ به واسطه ی تو هر غرق شده ای به ساحل میرسه ♪

♪ Teri Marzi Ke Aage Hai Koyi Kahaan ♪ ♪ کجاست کسی که فراتر از اراده ی تو باشد ♪

♪ Teri Jwala Jale Seene Mein Mere ♪ ♪ آتشفشان تو در سینه ی من فوران کرده ♪

♪ Teri Bhakti Hai Meri Vijay Ganesha ♪ ♪ مرید تو بودن برای من پیروزیه... ای خدای گانش ♪

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ Mangal Daayak Hey Gajnayak Hey Lambodar Bandan ♪ ♪ ای فرخنده ی شادی بخش، ای فیل نمای عظیم، ای که شکم بزرگی داری ♪

♪ Hey Gajkarmak Siddhivinayak Mere Mahodar Bandan ♪ ♪ ای که گوش های بزرگ داری، ای از بین برنده ی موانع، ای ماهودرای من ♪

♪ Hey Vighneshvar Hey Pitambar Shrishti Kripa Kar Bandan ♪ ♪ ای سرور موانع، ای زرد ردا، ای خالق هستی ♪

♪ He Prathmeshwar Hey Ekaakshar Koti Gadadhar Bandan ♪ ♪ ای خالق اول، ای تک کلمه، ای جلوه ی کوتی گدادهار ♪

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ درود بر گانش، زنده باد گانش ♪

♪ Ganpati Bappa Morya ♪ ♪ شعار : از الهه گانش طلب رفع مشکلات و موانع ♪ ♪ و طلب موفقیت و بهروزی ♪

♪ امروز در هوا «عشق» پخش شده ♪

♪ که در تمام این لحظات پر از رنگ و خوشیه ♪

♪ امروز در هوا «عشق» پخش شده ♪

♪ که در تمام این لحظات پر از رنگ و خوشیه ♪

♪ بخاطر ما ... جاده ها رو هم تزئین کردن ♪

♪ اونهایی که برای غارت دلهامون اومدن ♪

♪ اونهایی که دنبالشون بودیم ♪

♪ اونهایی که میخواستیم ♪

♪ خودشون امروز برای دیدمون راه افتادن اومدن ♪

♪ اگر کسی پرسید بگو‌ ♪

♪ چی؟ چی؟ چی؟ چی؟ چی؟ ♪

♪ اگر کسی پرسید بگو که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

♪ اون ماه ـی که به آسمون اومده ♪

♪ امروز یکم زیادی ، زیادی درخشانه ♪

♪ بین این ستاره ها و در این منظره ها ♪

♪ امروز یک رنگی سرشار از مستی پخش شده ♪

♪ در دلها هیجان آوردیم، برای پروندن هوش و حواسها اومدیم ♪

♪ با کمی فراز و نشیب اومدیم ♪

♪ اونهایی که دنبالشون بودیم ♪

♪ اونهایی که میخواستیم ♪

♪ خودشون امروز برای دیدمون راه افتادن اومدن ♪

♪ اگر کسی پرسید بگو ♪

♪ چی؟ چی؟ چی؟ چی؟ چی؟ ♪

♪ اگر کسی پرسید بگو که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

♪ که ما اومدیم ♪

ترجمه شنیداری : قاسم سمنگانی @Qasem_Samangani

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.