All language subtitles for Beat.the.Devil.1953.REMASTERED.720p.BluRay.H264.AAC-RARBG

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

:مترجم PoisonKiller

باید بگم هیچ از این راه خوشم نمیاد بس که مردم به ما خیره میشن

انگار که منتظرن تا تف کنن روت

گوندولن! این چه کاریه؟

عزیزم، بدشانسیه که یکی روت تف کنه مگه اینکه تو زودتر تف کنی

چه ایده ی کثیفی

شاید مال توام کثیف بشه

منظورت چیه؟

این افراد ممکنه به فکر فحش دادن به ما باشن

میدونی، مثلا این کثافت رو به مادربزرگت نسبت بدن

برای همینه که من پیشدستی میکنم

اینا رو از کجا یاد گرفتی؟

از پرستار اسپانیایی که داشتیم

حتما الان بهش اعتقادی نداری هرچی باشه اون موقع بچه بودی

اون که بچه نبود، پیر بود

همیشه تعجب کردم که والدین تو چطور مسئولیت تورو به چنین زنی سپردن

اونها فقط میخواستن من رو از سر باز کنن

اینو بهت گفته بودم اگه به خاطر آبرو نبود منو توی بازار می فروختن

در اصل اینم از بی لیاقتی پدرم بود

حتی نمیدونست با برده ها چطور رفتار کنه

نمیتونم باور کنم

مردم عادی که شما رو خیلی دوست دارن

بس کن، گوندولن. این راهش نیست

اگر با بدشانسی مواجه بشیم پشیمون میشی که چرا زودتر احتیاط به خرج ندادیم

فرض کن وقتی پامون به آفریقا میرسه متوجه بشیم یه قبیله آفریقایی به قدرت رسیده و داره سفیدها رو سلاخی میکنه

گوندولن

اگه نذاری تف کنم مجبورم همینجا بایستم و با وحشت فریاد بزنم

بس کن گوندولن، اون مردها رو ببین

خب ممکنه همسفر باشن- هی منتظرم باش-

بهترین واژه برای توصیف شما، مضخرفه

هوای تازه برای خون دقیقا مثل آب برای اعضای بدنه

خون پاک باعث سلامتی مغز میشه و مغر سالم میتونه درست فکر کنه

تناسب اندام واجبه آقای اوهارا تناسب اندام برای مبارزه، مبارزه برای تناسب اندام

میدونی این شعار کی بود؟ ویسکونت مونتگومری

فرمانده کل قوای بریتانیا

حالا جمله منه- صبر کن-

اونا کین؟ منظورم اینه که به نظرت چیکارن؟

.بیزینسمن هستن حالا مهمه؟

خب، اگه قراره برای هفته‌ها، همراه اونا سوار یه کشتی بشیم .آره مهمه

.در کل منظورم اینه که احتمالا مسافرن دیگه

.هری، باید مراقب اون مردها باشیم

.بدجور عجیب میزنن

چرا اینو میگی؟

.هیچ کدومشون به ساق پام نگاه نکردن

.صبح بخیر خانم دانرویتر

.صبح بخیر بیلی خان

میخوای با ما قدم بزنی؟

،تا عرقت دربیاد

و روحت جلا پیدا کنه؟

.بزار طبیعت کمکت کنه

.دلت خوشه‌ـها

،بیخیال بیلی اینقدر با آقای پیترسون

.خشک برخورد نکن

اگه بخوام به روش بخندم و نرم بگیرم

.هوا برش میداره و ازم سواری میگیره

.آقای پیترسون از اون قلدراست

بیلی، اینو دیدی؟

.اون مَرده تو لندن کشته شده

کدوم مرد؟

"،پل ونمیر

"،یک مقام عالی در دفتر مستعمراتی

"امروز صبح، توسط ضاربی ناشناس

"خارج از کلوپی در سوهو .با ضربات چاقو کشته شد

"این سومین جنایتی است که

"ظرف یک ماه گذشته

.در آن ناحیه رخ میدهد"

چی شده بیلی؟

،محض رضای خدا .یه چیزی بگو

مشخصه که پیترسون .ترتیب این جنایت رو داده بوده

،ولی در کل این اواخر

.خشونت اونجا خیلی زیاد شده

.خودتو به احمقیت نزن

،ولی نگاه بیلی

.این اتفاق صبح سه شنبه رخ داده

.همه‌مون قبل این جنایت، از لندن رفته بودیم

پس جک راس رو چی میگی؟ یا سرگرد گالوپینگ؟

...ولی من فکر میکردم

،فکر میکردم اون برای این باهامون نیومد

.چون میخواست اون تماس تلفنی رو با مومباسا داشته باشه

.قاعدتا باید امروز صبح برسه اینجا

خب؟

.اینقدر حرص نخور

.یه دفعه نپر نتیجه گیریه الکی بکن

نپرم؟ .واقعا ساده‌ای

چرا باید پیترسون، بخواد ونمیر رو بکشه؟

چی باعث شده فکر کنه واسش خطر داره؟

.چون رشوه قبول نمیکرد

.میترسید بعد رفتنمون، دهنش رو باز کنه

،این تصور رو داشت که قراره پیش مافوقش

، جار بزنه که

"،من اطلاعاتی دارم که اشخاصی خاص

.رشوه‌های معینی میگیرن"

.اینقدر بلند حرف نزن بیلی

"تا امتیاز برخی معدن‌ها رو .به طور غیرقانونی، به نام افرادی خاص بزنن"

...اون سرخپوست .اون بومی یا هر کی که بود

.همونی که قدیما واسش کار میکردی

،اون یه عالمه آدمو کشته بود مگه نه؟

.حداقل به یه هدفی این کارو میکرد

،خواهان یه پادشاهی

.به اندازه نصف فرانسه بود

چه تفاوتی بین این قضیه با میلیون‌ها دلار پول وجود داره؟

.ما باید به آینده فکر کنیم بیلی

.این بزرگترین شانسمونه

.و شاید آخریشم باشه

،اگه آقای پیترسون نبود

ما حتی نمیتونستیم دیشب .هزینه هتل رو بدیم

کجا میری؟

،میخوام برم میخونه و

،یه بشکه مشروب بخورم و .به موسیقی گوش بدم

دردسر که راه نمیندازی، درسته؟

.چون فایده‌ای نداره

.به هدف اصلی فکر کن

خودم میدونم دردسر درست کردن .هیچ دردی رو دوا نمیکنه

.خدمت شما

.ممنون

.چمدونم اون تویه

.بیارش

.هری نگاه .اون مستاصل‌ها

.هیس

،مشروب خوردن تا قبل از ظهر

.در قراردادمون نیومده

.دارم جشن میگیرم

چیو جشن میگیری؟

.جشن سالم رسیدن سرگرد

،یه دقیقه پیش تو بوق و کرنا اومد

خسته بود .ولی راضی به نظر میرسید

.فکر کنم ماموریتش رو با موفقیت انجام داد

.آره .دیگه وقت ناهاره آقایون

.بعدا می‌بینمت بیلی

.نوبت تویه

،گویندلین .نوبت تویه

.کیش

.به خشکی

قراره با کشتی برید نیانگا؟

.میرم آفریقا - .ما هم همینطور -

.اسم من چلم هستش .اینم همسرمه

چطورید؟ .منم دانرویتر هستم

حال شما؟

قراره با دوستاتون برید؟

.همه‌ی بر و بچ قراره بیان

.خداییش گروه مرموزی هم دارید

.بیخیال گویندلین

واسه چی مرموزیم؟

،اول اینکه ظاهرا همه‌تون

.ملیت‌های مختلفی دارید

.نوبت تویه گویندلین

.کیش

.من در مورد شما و دوستاتون یه نظریه دارم

.اصلاح میکنم، اونا شرکامن

،راستشو بخواید

.فکر کنم شماها دکترید

.از اون ناتوهاشید

،میرید جنگل‌های ناشناخته رو میگردید

،جایی که زندگی انسان زیاد اهمیت نداره ،و به اسم علم

آزمایشات وحشتناکی که نیازمنده

.قربانی کردن هزاران انسان هستش، انجام میدید

،باید همسر بنده رو ببخشید

.تخیل جوگیرانه‌ای داره

.کیش و مات

،نمیدونم چطور ازم توقع داری مثل آدم بازی کنم

.وقتی همش بین بازی حرف میزنی

.هری امروز از دنده چپ بلند شده

.البته در شرایط عادی هم، باختنش مَلَسه

.صبح بخیر آقای دانرویتر

،سلام کاپیتان رو در کنار اخباری بد

که میگه رفتن به نیانگا

.به تعویق افتاده رو، براتون آوردم

،چی میگی بابا، این کشتی قطعا

.قراره نیمه شب حرکت کنه

،هدف همین بود آقای چلم

.ولی انسان از یه دقیقه خودشم خبر نداره

کشتی ایراد داره یا نکنه کاپیتان مسته؟

،کاپیتان که قطعا مسته

.ولی مشکل اصلی، پمپ گازوئیل کشتی هستش

.اصلا دلیل موجه‌ای نیست

.به هیچ وجه موجه نیست

.حق با شماست قربان

.ولی دیگه خیلی همه چیو ساده گرفتید

.خرابی پمپ گازوئیل، شوخی بردار نیست

حالا چقدر قراره تاخیر داشته باشه؟

والا برای پیدا کردن مغازه

چونه زنی برای تخفیف قطعه جدید و نصبش ،میتونم بگم که

،بیشتر از یه روز .و کمتر از یک روز و نیم تاخیر داریم

.عجب بی مسئولیت‌هایی

.فکر کنم اصلا پمپ گازوئیل هیچ مشکلی نداره

،فقط میخوان از یه بهونه برای لفت دادن استفاده کنن

.و محموله بیشتری بار کشتی کنن

اسلحه یا تریاک؟

تعجبی نمیکنم اگه جنسای کشتی .قاچاقی از آب دربیاد

.تو چه جای افسرده کننده‌ای گیر کردیم

.یه بندر درب و داغون

قبلاً به پورتوورتو اومدید؟

.نه، اصلا این منطقه رو نمیشناسم

.فکرشو میکردم ،وگرنه اینقدر بخاطر موندن تو اینجا

.ناراحت نمیشدی

.اینجا یه جای فوق‌العاده‌ست

،بناهایی بسیار زیبا

.با ساحلی محسور کننده داره

،و پشت اون تپه‌ها

،میتونید رستورانی پیدا کنید که

.با غذاها و نوشیدنیاش، انگشتاتونم میخورید

.اسمش غرفه آبیه

دوست دارم که به ما افتخار بدید و

.امشب رو با ما شام بخورید

...خب، واقعا بزرگیتون رو میرسونه، ولی

ما؟

یعنی با شما و شرکاتون؟

.با زنم و خودم

.کمیته

...آقای چلم

.میخوام که با یکی از دوستام آشنا بشید

.ایشون سرگرد گالوپینگ هستن

.کمیته میخواد تو رو ببینه

.باشه - .همین الان -

.میام - .همین الان -

.گفتم میام

.اونا دوست ندارن منتظر بمونن

.یه ماشین میگیرم

و ساعت شش بعد از ظهر .روبروی هتل همو می‌بینیم

.به امید دیدار

.فکر کنم طرف آمریکاییه

...به هر حال .ازش خوشم میاد

،زمان شامل بیست و چهار ساعت

و 1،442 دقیقه هستش و

بنابر این، یه نفر دیگه هم وقت داره که .همین ایده‌ی ما تو ذهنش بیاد

،باید با هواپیما بریم

.همونطور که از اوله دارم اینو میگم

یادته اینو گفتم اوهورور؟

.اسم من اوهورور نیست

اوهارا هستش، شنیدی؟ .آقای اوهارا

.باشه آقای اوهارا .ولی حرفی که زدم رو یادته

.گفتم که بهتره با هواپیما بریم

زمان، زمان. زمان چیه؟

.سوئیس باهاش کار میکنه .فرانسه ذخیره‌ـش میکنه

.ایتالیا هدرش میده .آمریکا میگه زمان پوله

.و تو هند هم اصلا وجود نداره

.از نظر من زمان یه حرومزاده‌ست

اگه با هواپیما بریم ظرف پونزده ساعت میرسیم اونجا

.در غیر این صورت معلوم نیست کی میرسیم

.یه بار دیگه درباره‌ی پرواز کردن حرف زدی نزدیا

.آسمون برای پرنده‌هاست

.و پای من متعلق به زمینه، هر دوتاش

.بیا تو بیلی خان

این الم شنگه چیه راه انداختید؟

.الم شنگه‌ای در کار نیست

،داریم تصمیم میگیریم با این تاخیری که پیش اومده

.فعلا چیکار کنیم

.برید به روستایی‌ها سر بزنید

.برید کلیسا .یا خاطراتتون رو بنویسید

.دمت گرم، خیلی بامزه بود

.شرکای شوخ رو خیلی دوست دارم

از قدیم گفتن که خندیدن

.بهتر از پنج دقیقه ورزشه

،حالا که خندیدیم و کیفشو بردیم

،و حالمون جا اومد .بهتره برگردیم سر سوالمون

بهتر نیست با این تاخیری که پیش اومده

به دوستت در بریتانیای شرقی تلگراف بفرستی؟ (شرق آفریقا)

.این کار ضروری نیست

مردم واسه اینجور چیزا

.شامه‌شون مثل چی کار میکنه و اونوقت دست زیاد میشه

.بوی اورانیوم واسشون، مثل بوی ماهی برای گربه هستش

،ولی نمیترسی که اگه

،سر موعد پیدامون نشه

،دوستت از این بهونه استفاده کنه

و بره با کسایی دیگه مذاکره کنه؟

،اگه دوست من دنبال بهونه بود

.از خبری که تو روزنامه امروز صبح اومده، استفاده میکرد

منظورت چیه؟

.دارم درباره‌ی خدابیامرز شدن پل ونمیر حرف میزنم

.واقعا شوکه شدم بیلی

،این چه تصور وحشتناکیه که از ما داری

...و فکر میکنی اونقدر بیرحمیم که

.گوش کن پیترسون، لازم نیست منو قانع کنی

کلا تا موقعی که آسه برم و آسه بیام

.واست مهم نیست من چی فکر میکنم

.و منم سرم تو کار خودمه مگه اینکه

.به اون دلقک بگی به من هم چاقو بزنه

.حواست باشه چی میگی

.جک، مودب باش

.بشین

.باید خجالت بکشی بیلی

،به نظرم باید از هر کی تو این اتاقه، عذرخواهی کنی

و اگه نصف جنتلمنی که میشناسم، باشی

.مطمئنم که همین کارو میکنی

.کلا لازم نیست نگران چیزی باشی

،دوست من تا وقتی من بهش نگم، از معامله کنار نمیکشه

،و بنا به دلایلی که واسه همه مشخصه

باید مغز خر خورده باشم که .بهش بگم معامله رو به هم بزنه

.جک، به بیلی آتیش بده

.چه ماشین قشنگیه

،انگار خیلی وقت پیش یکی تو مسابقات ماشین سواری

.باهاش نفر اول شده - .واقعا هم شده -

.این برای اورپیسو ساخته شده بود .همون گاوبازه

،و واسه این باهاش مسابقه داد

.تا از تماشاگرایی که حامیش بودن، تشکر کنه

.فقط یه بار سوارش شد

.و وصیت کرد به من برسه

.به یاد اوریپوسو .امیدوارم شامپاین دوست داشته باشید

یعنی مال تویه؟

.دادمش به راننده‌ی سابقم

.هری، اون ویلای محشر رو نگاه کن

.مال برتی کرامپتون بود

.منظورت ارباب کرامپتون از گلاسترشایر هستش

.قبلا خانواده‌مون باهاشون رفت و آمد داشت

،شهر گلاسترشایر

،کلیساهای جامع ،قزل آلا

...مهمونی‌های با شکوه

.به این میگن زندگی

انگار خوب انگلیس رو میشناسید؟

.از باطن، من یه انگلیسیم

.هر بعد از ظهر، چایی با کلوچه میخورم

،و اشتراک سالیانه مجله‌های

،زندگی روستایی

.و تتلر رو دارم

مشکل انگلیس اینه که .همه دوست دارن زندگی شیکی داشته باشن

.کار خوبی کردی از اون کشور فرار کردی

.والا به اون صورت فراری در کار نبود

،قضیه اینه که یکی از پسرعموهام به تازگی فوت کرده

.و یه مزرعه قهوه از خودش تو آفریقا به جا گذاشته

.الان پول تو آفریقاست

.ملت فقط طلاها و الماس‌هاشو غارت کردن

ولی چیزی که کمتر کسی بهش توجه کرده

،ثروت معدنیه آفریقاست

.که دست نخورده باقی مونده

.اون ویلا رو باش

.بزرگه

،اسم این ویلا کاپریچیو هستش .به ترانه‌ها و داستان‌هایی که توش داشته مشهوره

.آدم رو جذب خودش میکنه

الان مال کیه؟

.متعلق به بانکه .قبلا واسه من بود

مال شما بود؟ - .آره -

.من اونجا رو از فوکت خریدم

.ولی بازم گذاشتم اونجا رو واسم بگردونه

،بعد آتیش زدم به مالم و اونجا رو فروختم و رستورانی که .قراره بریم توش رو براش خریدم

.این یه تشکر بابت مراقبتاش از ویلام بود

.خب، رسیدیم

.چارلز

.همینجا وایسید تا برم پیداش کنم

.بنده خدا حتی اصلا نمیدونه ما اومدیم اینجا

.چارلز

.طرف لابد فکر میکنه ما خیلی پخمه‌ایم

.میگه همه‌ی آدمای اینجا رو میشناسه

.مالک ویلا بوده

و اینجا رو هم چون از یارو خوشش میومده .براش خریده

.عجب خالی بندیه

.شاید راست میگه

.شک دارم

مگه زنشو ندیدی؟

.به نظرم زن حساسیه

.داشت بخاطر دروغاش از خجالت آب میشد

،ببخشید قربان

.ولی الان بسته‌ایم

.تا دو ماه دیگه هم باز نمیکنیم

چارلز، مغولا به اینجا حمله کردن؟ .همه چی درب و داغونه

.میگه بسته‌ست .انگار باید تو همون هتل غذا بخوریم

.آقای دن

.آقای دن

خانم. چرا بهم نگفتید قراره بیاید اینجا؟

.باید میگفتید با آقای دن تشریف آوردید

.اینجا برای آقای دن همیشه بازه

.خوبه که دوباره می‌بینمت چارلز

.خیلی وقته ندیدمتون آقای دن

.از وقتی از ویلا رفتید، ما رو فراموش کردید

مهمونی خداحافظیتون رو یادتونه؟

.فراموش کردنش سخته

یادتونه موقع سوار شدن تو قطار ...جمعیت زیادی اومده بود

،داشتن براتون ویولون میزدن

.و همه گریه میکردن

انگار که یه پادشاه فوق العاده محبوب

.داشت قلمروشو ترک میکرد

هنوز لباس نپوشیدی؟

الان به نظرت من لباس پوشیدم؟

.بپوش، یالا

،روز خیلی خوبیه

.و بیلی میخواد ما رو ببره تا ویلاشو ببینیم

.بگو ویلای سابقش

.نمیتونم بیام .کبدم درد میکنه

.تو چه جایی هم درد جان شدم

.و تو هم یادت رفت کیسه آبمو بزاری تو چمدون

.خودت وسایلو گذاشتی تو چمدون

...ولی من خیلی خوب یادمه که

.الو

.سلام

.نه، متاسفانه نمیتونیم

...هری یکم ناخوش احواله و

.تلفن رو بده من

.چلم حرف میزنه

.درسته

.کاملا

.درسته

.یه کیسه آب گرم

.واقعا لطفت رو میرسونه گنده بک

،گوش کن

میشه فقط همسرم بیاد؟

.عاشق دیدن مناظره

.عالیه

.خوبه .پس میفرستمش بیاد

،میدونی چیه گویندلین ،این روزا نمیشه صاف تو روی مردم زل زد

.و بهشون بگی خوشم نمیاد باهات رفت و آمد داشته باشم

.باید یه جوری با این اختلاف طبقاتی کنار اومد

.هر چی نباشه، داریم تو دنیای جدیدی زندگی میکنیم

باید نیمه پر لیوان رو ببینی و .سعی کنی از گشت و گذار باهاشون لذت ببری

.این وضعو قبولش کنی

.ازش استفاده کنی

.تو تظاهر کردن اوستا بشی

،میدونی، من قبلا آمریکایی‌ها رو

،تو خیابونا و فیلما دیدم، ولی

.تا حالا با یکیشونم حرف نزده بودم

تو یه آمریکایی معمولی هستی؟

.فهمیدنش برام مهمه

چرا مهمه؟

.دو دلیل خوب برای عاشق شدن وجود داره

،اولیش اینه که اونی که عاشقشی خیلی خاصه

.و با هر کس دیگه‌ای فرق داره

.یه آدم نادر، مثل لرد بایرون

اون یکیش یه آدم معمولیه ولی

.ازشون یکم برتری داره

.هری جزوه دسته دومه

.خب، باید بدونی که من از اون آدمای خیلی نادر هستم

چند وقته اینجا زندگی میکنی؟

.تا حالا هیچ جا به این اندازه نمونده بودم .دو سالی میشه

،ولی وقتی بچه بودی

،والدین، خونه، خیابون

و شهری نداشتی؟

،نه، من تا بیست سالگی یتیم بودم

.بعد یه خانم پولدار، منو به فرزندخونده‌گی پذیرفت

،میدونی، نظرم عوض شده

.فکر نمیکنم یه دکتر ناتو باشی

،تو واسه این میخوای بری به

،یه جای مقدس مثل آفریقا

تا امپراتوری جدیدی ایجاد کنی

.و پادشاه ثروتمندا بشی

،ولی به یه ملکه زیبا و بور هم ...برای تحت تاثیر قراردادن محلی‌ها احتیاج داری

.مثل ملکه سبا

.واسه همینه که سرنوشت منو پیش تو گذاشته

واقعا؟

.معلومه

.من معمولا با غریبه‌ها گشت و گذار نمیکنم

باور نداری، نه؟

.من به هر چی بگی باور دارم

واقعا؟

.خب نباید داشته باشی، واقعا میگم

.آقای چلم

بله؟

.منم، خانم دانرویتر .ماریا

.بفرمایید

.دو تا چایی آوردم بخوریم

.واقعا خیلی مهربونید

.نباید خودتونو تو زحمت مینداختید

.بیلی بهم گفت لرز دارید

.آره یه کمی، خسته هم هستم

شیر بریزم دیگه؟ - .حتما -

،دوست دارم یه جورایی

.بهش یه کمک مفید برسونم

واقعا؟

.معلومه

.آهان، پس معلومه

...فکر کنم خوب میشه که اگه

.تو بتونی یه کاری واسش انجام بدی

.کمکش کن

.یه توصیه خوبی بهش بکن

.خوشحال میشم ولی مثلا چه توصیه‌ای؟

.یه توصیه کاری

مثلا از اون حرفی که دیشب

.راجب طلا زدی، خوشش اومد

.یادم رفته بهش چی گفتم حرفم چی بود؟

.منم یادم نمیاد

.آخه داشتم به صدات گوش میکردم

.اصلا نمیفهمیدم چی میگفتی

،نگاه، اگه بهش کمک کنی

اینجوری موندن ما با هم

.تو آفریقا، راحت‌تر میشه

از تجارت خوب سردرمیاره؟

.کارش حرف نداره

.والا اینجور به نظر نمیاد

.ولی چنین آدمیه

فکر کردی من با یه احمق ازدواج کردم؟

،اگه فکر کردی هری فقط

،بحاطر دم کردن قهوه میخواد بیاد آفریقا

.پس شدیدا در اشتباهی

،در واقع

قهوه آخرین چیزیه که .هری بهش علاقه داره

،در واقع

،اون زمین قهوه‌ای که بهش ارث رسیده

.پر از مواد معدنی خاص هستش

،از اون موادهایی هستش که

.برای انرژی اتمی ضروریه

.اورانیوم زیادی تو اون زمین وجود داره

،خیلی تعجب نمیکنم که

.اگه تبدیل به پادشاه اورانیوم بشه

،پس برخلاف اونچه که فکر میکنی

.همسرم یه احمق نیست

شاید اگه باهاش بری .یه نفعی هم به تو برسه

،مواد معدنی تو آفریقا

.هنوزم که هنوزه دست نخورده باقی مونده

.منم همینو دیشب بهت گفتم

.آره، چون این یه حقیقت شناخته شده‌ست

.بیلی خان

بهت خوش گذشت؟

.خیلی

.خوبه

.خانم چلم، عجب دختره نازیه

منو صدا کردی که اینو بهم بگی؟

حالا این چلم‌ها کی هستن؟ - .انگلیسین -

.تو آفریقا یه مزرعه قهوه دارن

تو تجارت قهوه پول هست؟

،نه، ولی بعضیا عاشق قهوه هستن .اونم بدون اینکه توجه‌ای به پول درآوردن از این کار داشته باشن

یکی از اقوامشون واسشون زمین به ارث گذاشته .و میخوان برن اونجا

ولی چرا تو اینقدر به این مسئله علاقه مند شدی؟

.فقط دوست دارم بدونم دوستان، دوستم کیا هستن

.خب حالا میدونی

...اگه یه وقتی بخوام ترکت کنم

.فقط بخاطر کسی مثل هری چلم خواهد بود

.خوش به حالت

این نوع انگلیسی جماعت .شبیه همون چیزیه که بهم گفتن

یه باغبان انگلیسی ...به آمریکایی‌ها یکی از

اون چمنزارهای زیبای .انگلیسی رو نشون داد

و اونا میخواستن بدونن که .چجوری چمن‌های این شکلی ساختن

...و باغبون گفت

فقط باید یه چمن خوب بکارید و .ششصد سال ازش مراقبت کنید

من این داستانو قبل بدنیا اومدنت هم .شنیده بودم

انگلیسی‌ها موقعی که بخوان قمپز درکنن .این داستانو میگن

.تو آدمایی مثل چلم رو نمیفهمی

.حتی گوش هم نمیدی .هیچ وقت نمیدادی

یه روز باهات خداحافظی میکنم و .حتی به اونم گوش نمیدی

،یه روز با مرد رویاهام فرار میکنم

.و تو هاج واج میمونی - .ممکنه -

جورج مور یه بار یه حرفی زد که ...تو قلبم باقی مونده

'گفت هر اشتیاق بزرگی .میوه‌ای از سالهای بی حاصل است'

جورج مور یه نویسنده بزرگ .انگلیسی بود

.ایرلندی بود .خوش باش عزیزم

اگه از این معامله یه میلیون گیرم بیاد ،برات چمن انگلیسی میخرم

.و هر جا دوست داری با خودت بیارش

.صبح بخیر بیلی

میشه بگی چرا مثل یه جن ایرلندی جلوی در اتاق من وایستادی؟

چرا همیشه از فامیلی من سوژه خنده درست میکنی؟

اوهارا یه اسم خیلی معروفه و .خیلی از آلمانیا هم ازش استفاده میکنن

.صبح بخیر آقای اوهارا - .مفتخرم خانم -

دوست دارید چیزی بنوشید؟

.شاید یکم ویسکی بد نباشه .الکلش هم خیلی کم باشه

این افتخار رو مدیون چی هستیم؟

.فقط میخواستم یه گپ کوچیک باهات بزنم

.فقط سریعتر بزن

...سریع. به خدا قسم بیلی

...به خدا قسم من احساس میکنم

.برادر بزرگتر تو هستم

...البته خیلی تفاوت سنی نداریم

...ولی اونجایی که من ازش میام

فرهنگی داره که .خیلی قدیمیتر از کشور شما هستش

...تو کشور من، یه بچه شش ساله

.اندازه شصت ساله‌های شما تجربه داره

.سیگار میکشه، مشروب میزنه و فلسفه میبافه .با این وضع تا بخوای به اصل مطلب برسی، من 60 سالم شده

...اصل مطلب اینه که

من، راولو و پیترسون .ما یه روح در سه بدن هستیم

ما تمام دار و ندارمون رو ...روی این کار گذاشتیم

...و نمی‌تونیم خیلی راحت بیخیال همه چی بشیم

کنار کشیدن برای آدم مستقلی مثل تو ...شاید ساده باشه

...ولی برای پیترسون

.معتقدم ما مسافر یه کشتی هستیم

.هنوز که فرصتش نشده - .متاسفانه همینطوره -

میگم بر حسب اتفاق شما آقای دنرویتر رو ندیدی؟

.فکر نکنم بیلی هنوز بیدار شده باشه .معمولا تا ساعت یازده میخوابه

...ولی خودش گفت که .بگذریم

.در کل نباید خیلی حرفای بیلی رو جدی بگیرید .مخصوصا موقعی که مسته

،از اون آدما نیست که زیر قولش بزنه .فقط حرفاشو یادش میره

جذابیت و قابل اطمینان بودن .خیلی کم همزمان در وجود یه نفر هستش .البته استثناهایی هم وجود داره

.به نظرم شوهر شما یکی از این استثناهاست

.آره، یعنی مطمئنا همینطوره

خیلی مشتاقم شوهرتون رو ببینم .تا راجب آفریقا باهاش حرف بزنم

.حتما - .شنیدم تو تجارت قهوه‌ست -

.یه جوری میگی انگار خیلی کارش عجیبه

جایی که قراره بریم .در معرض تغییرات بسیار زیاده

تا یه چشم به هم بزنی .اونجا به اندازه صد سال پیشرفت میکنه

.امیدوارم که اینطور نشه

شنیدم اونجا برخی از دوست داشتنی ترین مناظر ...در سطح جهانی رو داره

...و منم عاشق منظره‌ـم

از نظر من زیباترین منظره، طلا و الماس‌هایی هستش که .از یه قطعه زمین بیرون میاد

.چه سلیقه افتضاحی ...اینجوری هر چی ماشین آلاته با صداهای وحشتناکشون پدیدار میشن

.و هر چی چشم اندازه نابود میکنن

،به هر حال فکر نمیکنم شوهرم خیلی دغدغه ذهنیش پول .تجارت و اینجور چیزا باشه

واقعا؟

از نظر شوهر من .دغدغه آدم باید فهمیدن ریشه‌هاش باشه

مثلا چمنزارهایی که صدها ساله دارن رشد میکنن .از کجا اومدن

...چرا گیاها اینقدر سرسبزن

اون دیوارها با پرتره‌ای از نسل‌ها رو .کیا کشیدن

چه داستان‌هایی در گالری‌های انگلیسی اتفاق افتاده؟

.مالیاته داشتن از چنین مکانهایی، قطعا خیلی سنگینه

برای آدمایی مثل چلم .مالیات این مکانها هر چقدرم باشه، مهم نیست

برای یه خانواده‌ای که مدت طولانی ،در شهر لندن صاحب قدرت بوده

.گذشته مهمتر از پول هستش

منظورتون کیا هستش؟ .فهمیدم، منظورتون خانواده چلم هستش

.تعجب میکنم که اصلا دربارشون میدونید .آدمای خیلی کمی میشناسنشون

.اونا ترجیح میدن در خفا بمونن

باورش برام سخته که شوهرتون فقط به خاطره یه مزرعه .قهوه داره میره آفریقا

.خیلی آدم تیزی هستید .راستیتش حق با شماست

.راستش یه دلیل خیلی خاص داره - .میدونستم -

.یه ربطی به...گناه داره

گناه؟

از زمان جنگ .شوهرم فقط به دنبال ارزشهای معنوی بوده

...فکر میکنه اگه بره تو قلب آفریقا

.با سرنوشتش روبرو میشه .اونجا میخواد به گناهانش پایان بده

گناه؟ - .دقیقا -

مگه همه‌ی ما نگران گناهامون نیستیم؟

راست نمیگم؟

چرا اینجایی؟ .دو ساعته تو ساحل منتظرتم

...ببخشید، میخوام با آقای - .اسم من پیترسونه -

.حرف زدن با همسرتون بسیار لذت بخشه

.بهم گفت شما علاقه مند به ارزشهای معنوی هستید

.اتفاقا منم همچین آدمیم - .دیگه بهتره بریم هری -

به اون یارو چی گفتی؟ - .هیچی -

داشت درباره دین و اینا حرف میزد ...و منم بهش گفتم که

.ما هر یکشنبه‌ها میریم کلیسا

بیلی، فکر کنم وقتشه که .شرایط خودتو یه ارزیابی کلی بکنی

...میشه رک و پوست کنده بگی که من بیلی دانرویتر

با شرکای خود کاملا منصف و صادق هستم؟

.معلومه که همینطوره .همه میدونن بیلی مرد شریفیه

.خفه شو قند عسل

،شاید شریف به نظر بیاد .ولی ظاهر معمولا فریبنده‌ست

میشه بهم بگی من چیکار کردم؟ - .هیچ کاری -

...مشکل رفتارته

.تو رفتارت خیلی اعتماد به نفس وجود نداره

و اعتماد به نفس .مهمترین ضرورت کار ماست

وقتی به یه نفر سوظن داشته باشی .حتی عادی‌ترین کارهاشم هم از نظرت مشکوکن

.ولی اگه بهش اعتماد داشته باشی، همه چی حله ...به قول معروف، اعتماد، اعتماد میاره

بیلی، کاری کردی که نباید میکردی؟

.بهم بگو بیلی، راستشو بگو

.پس مشکلشون رفتارمه فکر میکنن من کیم؟ کارمندشون؟

.ولی هستی .تو کارمندشونی

.خیلی مهربونی که بهم یادآوری کردی

.محبتت رو میرسونه .معرفتت رو میرسونه، صداقتت رو میرسونه

چه خوبه می‌بینمت، با یه نوشیدنی چطوری؟ - ...چی بگم -

.بیخیال، به حساب من

.راستی یادت نره اون نامه رو به عمه بئاتریس بفرستی

،واقعا نمیفهمم، گویندلین خودش بهم گفت که تو ساحل منو میبینه

.بعد وقتی برگشتم دیدم تو کافه‌ست .امان از دست این زن‌ها

.خب بیا به افتخارشون بنوشیم، ویسکی - .اسکاچ -

.تعارف نکن جونور موذی .بیا تو هم نوشیدنی بزن .میخوایم به افتخار زنا بنوشیم

.میخورم، ولی با شماها نمیخورم

.یه مشروب ایرلندی .هیتلر حق داشت که به زن‌ها رو نمیداد

.اونا تنها جایگاهشون تو آشپزخونه‌ست .هیتلر خیلی درست میگفت

.این نسل میتونست به موفقیت‌های زیادی برسه .هیتلر و موسولینی، دوتا مرد کامل بودن

.حالا شده عصر هر چی آدمه وحشیه

.دنیا داره به آخر میرسه .و به نظرم باید بزاریم برسه

اگه اجازه بدی .من دوست دارم تا یه سال دیگه از همین نگرانی‌هات داشته باشم

نگرانی؟ .یه دقیقه وایسید خانما

:میخوام یه حرف حساب باهاتون بزنم .نگران نباشید، هیچ وقت نباشید

اینو میدونم، چون .به اطلاعات مخفی دسترسی دارم

اطلاعاتی که از صلیب صورتی و .انجمن برادران سفید پوست میاد

.ولی شما هیچ ایمانی ندارید .باید به این گروه‌ها ایمان داشته باشید

.ایمان، قدرت هم میاره

شما باید جزوه مردایی بشید که .از عمیقترین رازها محافظت میکنن

.گوش به فرمان حاکمان عرفانی باشید .همه برای یکی

.فقط اینطوری میتونیم قدرت رو در دست بگیریم متوجه‌ای بیلی؟

.صد در صد

این نسل میتونست با هیتلر و موسولینی .به موفقیت‌های بزرگی برسه

...دیگه نمیتونم اجازه بدم این حرفا رو بزنی - میپری وسط سخنرانیم؟ -

.آروم باش جک .یه نوشیدنی دیگه بخور

فقط میخوام بگم که .ما آدمای شریفی هستیم

.مردم فکر میکنن میتونی خیلی راحت یه افسر رو با پول بخری

و اون بخاطر پول .کارهایی رو انجام میده که در شرایط عادی انجام نمیده

.ولی جوابشون نه هستش .قطعا نه هستش

.درسته .منظورم اینه که درست نیست

اون قدیما آدمایی از تبار تو .حتی جرات نمیکردن جلوی من نوشیدنی بخورن

.ای جک بیچاره - .الان حالیت میکنم -

بهت نشون میدم توهین کردن به یه افسر سابق .ارتش، چه تاوانی داره

چی شده، ترسیدی؟

.به بار زنگ زدید

شما سرگرد رز هستید؟

.درسته

.منم رز

.باشه

.بازم باشه

.بیا بریم .جلسه کمیته‌ست

.نجات پیدا کردم

.تا حالا تو زندگیم اینقدر مزخرف نشنیده بودم

.گناه، گناه

.مجبور بودم قیافه‌مو عادی نشون بدم

.ولی الان خوب میدونم

.اونا دو تا هفت خط باهوش و خطرناک هستن

.بیا کمک کن اینو ببندم

ولی از کجا فهمیدن که ما هدفمون چیه؟

آدمای فرصت طلبی مثل چلم‌ها .روش خودشون رو برای فهمیدن دارن

آره، و کاملا مطمئنم که حتی قبل اینکه شروع کنیم

.ما رو از سر راهشون برمیدارن

.باید ازشون جلو بزنیم

.باید قدر این زمان و تاخیری که برامون پیش اومده رو بدونیم

.هرگز فاکتور زمان رو فراموش نکنید آقایون

اگه از زمانت درست استفاده کنی .برنده هستی

.من به لندن تلگراف میزنم

.میخوام زیر و بم چلم‌ها رو بکشم بیرون

.اون یارو تو بریتانیای شرقی رو هم همینطور .میخوام اطلاعات اونم دربیاری

،به محض اینکه هواپیما نشست

.با تلفن سریع بهت زنگ میزنم

.منو در جریان آخرین اطلاعات بذار

دانرویتر ،دروغگو، پست

.خائن، نامرد

...دلم میخواد تیکه تیکه‌ت کنم

.نه، الان نمیتونی بکنی .لازمش داریم

...الان به اون دروغگویه، خائن و پست نیاز

اسمم رو شنیدم؟

.اتل متل توتوله

حال این سه تا شازده پسر تو وان چطوره؟

وان؟

.برنامه عوض شده بیلی خان

.من و تو قراره بریم آفریقا

چطوری؟

.من و تو قراره با هواپیما بریم آفریقا

قضیه چیه پیترسون؟

حتما اتفاق مهمی افتاده که .راضی شدی سوار هواپیما بشی

.جوابش ساده‌ست بیلی خان

،نقص پمپ و عدم اعتماد به آدمای غریبه‌ای که

،تو کشتی هستن

مجبورم کرده که راحتیه شخصیم رو .قربانی کنم

ترجیح میدم هوایی برم .تا اینکه ریسک کنم و دیر برسم

.البته زود رسیدن هم خطرناکه

منظورت چیه؟ - ،اون زمین تا چند هفته‌ی دیگه -

.برای حراج گذاشته نمیشه

دوست من تا اون موقع نمیتونه .هیچ اقدامی کنه

،اگه چند هفته تو اون منطقه واسه خودمون علاف بگردیم

ممکنه شاخکای یکی بجنبه و براش سوال پیش بیاد .ما کی هستیم و چی میخوایم

،این نظره واقعیته بیلی

،یا داری بهونه میاری تا

سوار کشتی بشی و با خانم دلربای چلم

همسفر بشی؟

.یا شاید حتی دلایل دیگه‌ای داری

مثلا؟

این چیزیه که تو میدونی و .ما قراره بفهمیمش

.بهتره چمدوناتو ببندی

بیلی، کجا داری میری؟

.میرم آفریقا .با هواپیما

همینطور خشک و خالی؟

حتی نمیخوای باهام بوسه خداحافظی داشته باشی؟

...کاشکی

.نگوش

چیو؟

.که کاشکی هیچ وقت همو نمیدیدیم

،تو قراره با کشتی بیای آفریقا

...و بعدش دوباره پیش هم جمع میشیم و

.فکر کنم ازت متنفرم

.همینجوری راحت دستورات اون آشغالا رو اطاعت میکنی

.نزن زیرش .خودم دیدمشون

.مثل نوکرشون باهات رفتار میکنن

.بهت بگن بپر تو چاه، میپری

.میدونم داستان از چه قراره

.یه اهرم فشار روت دارن

.یه راز کثیف که میتونه نابودت کنه

چی باعث شده تو این فکرو بکنی؟

.چون تا بوده همین بوده

پرستار قدیمیه اسپانیاییم بهم میگفت

که نصف مردم دنیا یه دفعه زندگیشون نابود میشد

.اگه ملت، رازهاشونو پیش دیگران فاش میکردن

ولی... نمیتونی یه جوری ساکتشون کنی؟

منظورم اینه که، تو باید آدمای زیادی رو بشناسی که بتونن .با اونا برخورد کنن

،شاید برات خرج برداره

.ولی قطعا پولی که خرج میکنی، ارزششو داره

.غیرممکن نیست

.با این تفاوت که بعدا من هیچ پولی نخواهم داشت

.حداقل با همین وضع فعلیم، میتونم کلی پول دربیارم

در حده میلیون؟ - .شاید -

پس شاید ارتباط تو با اون مردا

.اونقدرا هم که فکر میکردم بی ارزش نیست

این میلیون‌هایی که میگی به دلاره یا پوند؟

.هر چی باشه، میگم خدا رو شکرت

.فکر نمیکردم اینقدر آدم بی احتیاطی باشی

.بازار پوند مثل شلوار بالا و پایین میشه

.تو باید، قدر پولایی که درمیاری رو بدونی

.شاید من باید تو رو استخدام کنم تا امور مالیمو اداره کنی

.حرف بدی هم نمیزنی

.من به شدت باهوشم

.بیلی همرام بیا، ماشین منتظرمونه

اگه نتونیم سریعتر حرکت کنیم .هواپیما رو از دست میدم، گاز بده

.گاز بده

.سعی کن بالا نیاری

.هل بدیم، هل بدیم

.یالا، یک، دو، سه

.راننده، راننده

.ماشینم، ماشینم، ماشین زیبام

.تو مخصوصا اینکارو کردی - چی؟ -

.از قبل نقشه‌شو ریخته بودی

.من میدونم دنبال چی هستی، همه چی رو میدونم

.من درباره ی اورانیومی که توی زمین چِلمس هاست، میدونم

.همون زمینی که به چلم‌ها ارث رسیده

چی؟

.شنیدی .زمین ارثی چلم‌ها

اینطور که بوش میاد .منبع اطلاعاتت، مو لا درزش نمیره

.آره، منبع قابل اعتمادم، خانم چلمه

.آدم میمونه .واقعا میمونه چی بگه

تو باید برای اینکه ماشین زیبامو از دست دادم .بهم پول بدی

اگه تو یه احمق نفهم نبودی

،و جلوتر از دماغتو میدیدی

.میفهمیدی که من دنبال منافع چلم‌ها نیستم

آقای دانریوتر، این کلکا قدیمی شده

.خیلی وقته دمده شده

.اگه حرفامو باور نمیکنی، با لندن تماس بگیر

اگه فهمیدی چیزی بیشتر از یه

خیابون متر کن تو گلاسترشایره .میتونی آویزونم کنی

منظورت اینه که خانم چلم یه دروغگویه؟

خب، نمیتونم بگم دروغ میگه

.بیشتر آدم خیال پردازیه

آقای دان، بهم پول خسارت میدید یا نه؟

.یا بهم پول بده یا یه ماشین جدید

دزد چاق چرا باید بهت پول بدم؟ .ماشینو که من بهت داده بودم

.این که چه جوری من این ماشینو به دست آوردم، مهم نیست

این حقیقت که شما ماشینو بهم دادید

.باعث نمیشه که، ماشین بازم مال من نباشه

.خفه شو

.باشه، تهدیدم کن

.از بین بردن ماشین زیبام براتون کافی نبوده

...حالا هم دارید

.ماشین زیبام

.وایسا، هی، وایسا

بیشتر از هر چیزی

دلم میخواد بیلی تو این کارش .به موفقیت گنده‌ای برسه

خب، چون تو به پول خیلی اهمیت میدی

فکر کنم حتی حاضری بیلی رو

.به خاطر یه مرد ثروتمند ترک کنی

.فکر نکنم بیلی هم از رفتنت ناراحت بشه

منظورم اینه که، هیچکدومتون عاشق هم یا یه همچین چیزی نیستید

.تو یه دختر عجیب و غریبی

.البته که من بیلی رو دوستش دارم

.راستش، من عاشقشم

.و بیلی هم منو خیلی خیلی دوست داره

واسه همینم تو هر کاری که وارد میشه .بهش اعتماد دارم

و اون نظرش درباره‌ی خندیدنت با مردای دیگه چیه؟

عزیزم، همه ی شوهرا دوست دارن که

.همسراشون به چشم مردای دیگه هم، جذاب به نظر بیان

.حتما اینا رو به هری هم توضیح بده

.من میخوام برگردم به هتل

.خانم دانریوتر، ماریا

.من، متاسفم، من یه خبر تکان دهنده براتون دارم

کشتی دیگه کلا قرار نیست حرکت کنه؟

.یه تصادف وحشتناک پیش اومده

.ماشین شوهرتون از یه پرتگاه پرت شده

مردمی که توی اتوبوس بودن .دیدن که ماشینش پرت شده توی دریا

تقریبا مشخصه که

چی شده، چی شده؟ میخوای چی بهم بگی؟

.اون میخواد بگه که بیلی مرده

وقتش رسیده که سهام شرکتمون رو

.مجددا برای فروش بذاریم

.سهام. سهارم

آخه الان فروش سهام به چه درد میخوره؟

ما نمیتونیم با دوست دانریوتر معامله کنیم

.اونم بدون دانریوتر

.همه چی به باد رفت

.پول رو میگم

همه‌ی آرزوهامون .با اون ماشین رفت ته دره

راویلو، یادت رفته که انگلیسی ها .مردمان خیلی احساساتی هستند

و بذار بهت بگم که دوست بیلی حاضره

.واسه زن بیلی مرحوم، هر کاری بکنه

قربونش برم هم زنش تو لباس مشکی .ماه شب چهارده میشه

.ماریای بیچاره

.میدونم که الان چه غمی رو تحمل میکنی

.تو خیلی فهمیده هستی

.اگه کاری داشتی بگو تا برات انجامش بدم

.الان فقط اگه میشه یه آسپرین بهم بده، سرم درد میکنه

.از جات تکون نخور، صبر کن، الان برات میارم

.وسولینی، هیتلر و حالا پترسون

.مرد بزرگی بود .یه مرد بزرگ رو از دست دادیم

.من...میخوام برم طبقه ی بالا و براش انجیل بخونم

چرا پکری؟

.ماریا سر درد داره

چی شده؟

.گمشو

دختر عزیزم، منم به اندازه ی تو از اتفاقی که برای دانریوتر افتاده، ناراحتم

.بلاخره، اونم یکی از دوستای قدیمیمون بوده

.من دوستش داشتم

.اون دوست خیلی خوبی برامون بود

چی گفتی؟

.من دوستش داشتم

خداییش عزیزم، اصلا کنترلی رو این

فانتزی‌های عاشقانه‌ـت داری؟

.من دوستش داشتم

نمیتونی بشنوی؟

.من دوستش داشتم، دوستش داشتم

.لعنتی .بازم بخش مربوط به احساساتت، کنتور سوزونده

.پس واقعا راست میگفتی .اینم با خودم آورده بودم

چیکار باید بکنم؟

.احساس میکنم دارم غرق میشم

.اون مرده

.اون مرده، و من با یه احمقی مثله تو باقی موندم

.بهت میگم چیکار بکنی، چشماتو ببند

یه ساعت دیگه که از خواب بیدار شدی .دوباره همون احساس قدیمیتو خواهی داشت

و دیگه داستان احمقانه ای راجب عشقت به یه

مرد میانسال وجود نخواهد شاد .خدا بیامرزتش

.لطفا، برو گمشو

.فقط اومده بودم اینجا تا اینا رو برای ماریا ببرم

آقای چلم ،یه حرف خیلی مهم دارم

.هم برای شما مهمه، هم برای من

.باشه، سریع بگو که کار دارم

الان فرصتی برات پیش اومده

.تا بدون هیچ خطری به یه سود بزرگ برسی

.من جات بودم، تعلل نمیکردم

...هدف ما از رفتن به

برای شما، به عنوان همسر بیلی

متقاعد کردن دوستش که در شرق بریتانیاست .خیلی راحت خواهد بود

و برای متقاعد کردن پایتخت هم .ما آقای چلم رو داریم

.کاملا مشخصه که تو درباره ی علایقم اطلاعات نادرستی داری

چه بلایی سرتون اومده؟

کسی مرده؟

.ماشینتون از صخره سقوط کرده بود

.ما فکر کردیم که شما دوتا کشته شدین

.دانرویتر، خوشحالم میبینم که زنده ای

.ولی همسرتون بیهوش شده

منظورت اینه، اصلا نمرده بودی؟

.معلومه که نمردم

.من میدونستم که تو نمردی

سیزده بار از سیزده تا صفر بر عکس شمردم

پرستار اسپانیاییم بهم میگفت اگه اینکارو بکنی

یه معجزه اتفاق میفته و .تو اونو میبینی

خانم ها و آقایان، میخوام بهتون یه خبر خوش بدم

کاپیتان هوشیاره

.و کشتی اس اس نیانگا، نیمه شب حرکت میکنه

.نمیتونم ببینمش

چه اتفاقی براش افتاده؟

جعبه م کجاست؟

یه جعبه ی سیاه رنگه، اندازه شم اینقدره چیکارش کردید؟

.بهتون گفته بودم که ازش با دقت مراقبت کنید

.تا وقتی که جعبه م پیدا نشه، سوار کشتی نمیشم

چلم، چی شده؟

.چیزی نیست که خودم نتونم از پسش بربیام، ممنونم

.اون داره میگه که اونو گذاشته توی کابینت

احمق، چرا از اول اینو نگفتی؟

بگو چه اتفاقی برای هری افتاده؟

از وقتی برگشتم .مدام داره بهم چشم غُره میره

چی شده؟

شاید به این دلیله که وقتی فکر میکردم مردی، من

.من بهش گفتم که تو رو دوستت داشتم

چی گفتی؟

.دست خودم نبود

.اینجوری غم مرگت برام کمتر میشد

و؟

.اون حرفامو باور نمیکرد

.فکر میکرد اعصابم بهم ریخته بوده

.و یه جورایی دارم هذیون میگم

اون فکر میکرد دارم شوخی میکنم

و از خودم درآوردم که یه رابطه ی عاشقانه

.با یه مرد زپرتی میانسال مثله تو دارم

.هری این لقبو بهت داد

و حالا که با یه چشم به هم زدن برگشتم

واسش سوال پیش اومده که .شاید خیلی هم هذیون نمیگفتی

فکر کنم موقعی که مرده باشی

مردم بهتر از زمان زنده بودنت .دربارت فکر میکنن

عالی شد ،حالا قراره سوار اون لگن سوراخ

.با یه شوهر شکاک بشم

بیلی

.نریم

منظورت چیه؟

.ازت میخوام که با من فرار کنی

.الان

پس اون میلیون‌ها پولی که ازم میخواستی، چی میشه؟

چه اتفاقی برات افتاده؟

فکر کردم میخوای .شریک جرمم تو هر کاری بشی

.افق دیدمو عوض کردم

فکر میکردم میریم آفریقا و تو ثروتت رو به دست میاری

.و همه چی فوق العاده میشه

.ولی الان فکر میکنم همه چی خیلی خطرناکه

.خیلی اتفاقا ممکنه بیفته

میخوام که همین الان بپیچیم به بازی و .فلنگو ببندیم

واقعا منظورت اینه؟ - .با همه ی وجودم -

.نه، این غیرممکنه

چرا؟ - خب، به یه دلیل -

.خانم دانرویتر ممکنه با این ایده خوب تا نکنه

.اون برخلاف تو، یه زن بی چاک و دهنه

.لطفا، بیلی، به حرفم گوش کن

.من فکر همه چی رو کردم

سوار اتوبوس میشیم و

...و بعدش سوار یه هواپیما به مقصد فلان جا

.نه، نه. زنم پوستمو میکنه

.تو مثله من عاشق نیستی

اگه هزار بارم بهم بگی دوستت دارم

.من تن به اینکار نمیدم

.باید این پولو بدست بیارم

دکترا هم بهم گفتن باید پول زیادی داشته باشم

وگرنه کسل میشم بی حالم که بشم

.از ریخت و قیافه میفتم

.الان هم هیچ پولی نداری ولی اینی که میگی نیستی

.الان هم خودمو با وعده پول جذاب نگه داشتم

واقعا منظورت همینه عزیزم؟

.مطمئنا منظورم اینه

و دلیل اصلی که تو پول زیاد میخوای اینه که

دوست داری همیشه جذاب باشی

.تا من بیشتر و بیشتر دوستت داشته باشم

.عزیزم، درسته

.بیلی، منم میخوام بهت کمک کنم

.میتونم

.من یه جادوگرم

.پرستار اسپانیاییم بهم میگفت که میتونم یه جادوگر حرفه‌ای بشم

خب دیگه بهتره بریم .عربده کاپیتان دراومده

.هوای دریا، تازه ست

.آقایان، ولی حیف که نمیتونیم بطری هامونو از این هوا پر کنیم

.اگه میتونسیم اینکارو بکنیم چه ثروتی به دست میاوردیم

.نونمون میفتاد تو روغن

.حالا یه نفس عمیق بکشید

یادتون باشه، با هر نفسی که میکشید یه دلار به .حساب بانک سلامتیتون اضافه میشه

.چلم، صبح بخیر

.نقاشیه خوبه .واقعا خیلی خوبه

.خانم دانریوتر، نمیدونستم تو یه هنرمندی

.من خیلی سخت میتونم به خودم بگم هنرمند

.فقط دارم یه خط خطی‌هایی میکنم

.بینیشو به اندازه ی کافی دراز نکشیدی

.گوشاشم خیلی کوچیکه

.فقط یه چشم داره

آقایون، باهام بیاین

.نباید وقتمونو تلف کنیم

.صبح بخیر خانم چلم .خدا کنه بیفته پایین، گردنش بشکنه

.آقای پترسون .آقای پترسون

.یه پیام دارید

".کسی به اسم چلم در گلاستر شایر وجود نداره. نقطه

.چلم زمینی در گلاستر شایر نداره"

از این پیغام چی برداشت میکنی؟

.اون یکی از اربابای گلاستر شایر نیست

.بیلی که یه چیز دیگه گفته بود

.درست وقتی که میخواستم به بیلی یکم اعتماد کنم

آره، ولی اگه اون کسی نیست که بیلی میگه پس واقعا کیه؟

ظاهرا این راز مثل یه گره کور میمونه .که باز کردنش کار هر کسی نیست

.این یه رازه .بیشتر از یه رازه

.بیلی یه دروغگویه

.فقط خدا میدونه چلم واقعا کیه

شاید از اطلاعات بریتانیاست؟

.فکرمو خوندی

چیکار باید بکنیم؟ چیکار باید بکنیم؟

.وقتش رسیده که یه کاری بکنیم

یادتونه دیشب وقتی میخواستیم سوار کشتی بشیم

به خاطر اون جعبه ش چه سر و صدایی راه انداخته بود؟

.من عاشق رنگ هام

.کار کردن با اونا یه معمای بی پایانه

برای مثال، صورت شما

.ده دقیقه ی پیش، همه ش قهوه ای و صورتی بود

.حالا روشنایی تغییر کرده و سفید گچی شده

چی؟

.کمی هم رنگ سبز گرفته

سبز؟

.حتما کشیدن نقاشیم داره برات سخت‌تر میشه

.فقط کمی

.ژستتو خراب نکن

.خیلی حس خوبی ندارم

فکر کنم بهتره برم اتاقم و .یه قرص بخورم

.باورنکردنیه ...این هری چلم فقط

.همون هری چلمه - .یعنی هیچ کس خاصی نیست -

.فقط یه فراری لپ قرمز از کشورش انگلیسه

با یه جای آب گرم .نگاه کن

و یه معرفی نامه

.که از طرف وزیر دولته

.وزیر دولت .حال بهم زنه

.مهماندار، جعبه م

یکم دریا زده شدید، درسته؟

.گمشده

.درست میگید

.آخه سرگرد راس با خودش بردش

.دیدم که اون یواشکی از کابینتون اومد بیرون

دوست دارم هر چی که توی کشتی میگذره .رو زیر نظر داشته باشم

کجا بردش؟

.فکر کنم، بردش کابین آقای پترسون

.راستشو بخوای، مطمئنم بردش اونجا

حالا، ممکنه بپرسم برای اینکارتون چه توضیحی دارید؟

.کیسه آب گرمشو یادش رفت ببره

.بیلی - .بیا تو -

بیلی، شنیدی چه اتفاقی افتاده؟

.چند روزه روزنامه نخوندم

.خنده دار نیست

.اونا جعبه ی هری رو دزدیدن

کی جعبه شو دزدیده؟

.اون سرگرد کوچولوی ترسناک

.برده بودش به کابین پترسون

.خب، همه ش تقصیر تویه

.فکر کنم خودتم خوب میدونی - تقصیر منه؟ -

.از بس خالی بستی

یه مشت چرت و پرت راجب قدرت چلم تو لندن

.و زمین اورانیومیتون به پیترسون گفتی

.خب، یه جورایی، مقصر این کارم تویی

من مقصرم؟

.آخه رفتارت مثل رئیس جمهورا بود

من داشتم عاشقت میشدم و من... من طاقت نداشتم

که فکر کنی من یه آدم بی ارزشم که

با پسره یه پانسیون دار در ارلس کورت .ازدواج کرده

پسره چی؟

.پانسیون دار

.این کاریه که پدر و مادر هری میکنن

الان چندین دهه میشه که .صاحب یه مهمونخونه هستن

ولی آخه طرز حرف زدنش ...و نحوه رفتارش، یه جوریه که

اون خودشو در رویاهاش، تو یه مزرعه

،با رودخونه‌ای از ماهی‌های قزل آلا ،و گله‌ای اسب میبینه

.و دوست داره مثل یه اشراف زاده زندگی کنه

تقصیر اون نیست که مردم ممکنه فکر کنن

،پول و پله فراوونی داره

.چون هیچ وقت این حرفو نزده

،خب، اشراف زاده ،پسره پانسیون دار

،یا هر چی که هست

.فکر کنم بهتره برم جعبه شو براش پس بگیرم

.خودش پسش گرفته

پس همه چی ختم به خیر شده که

.غیر از اینکه، هری بعدش رفت پیش ناخدا

.میخواد که اونا بیفتن زندان

میخواد چی؟

گفت وقتی تو نیروی دریایی بوده .اینطوری فرد خاطی رو مجازات میکردن

نگاه کن، کاپیتان، یه توضیح کاملا ساده وجود داره

.برای همه ی اینا

اتفاقا منم یه جعبه دارم

.که شبیه مال آقای چلمه

وقتی که توی کابینم پیداش نکردم

از سرگرد راس پرسیدم که اونو نبرده

.اشتباهی یه جای دیگه

سرگرد هم تو سالن یه جعبه بین

چمدونا پیدا کرد .و فکر کرد مال منه

.از وقتی که سوار کشتی شدیم، جعبه توی کابینم بود

.زیر تختم بوده

به محض اینکه جعبه رو دیدم متوجه شدم

.مال من نبود

من فقط بازش کردم تا ببینم مال کیه

.تا بتونم اونو برگردونم به صاحب واقعیش

من نمی تونم تصور کنم که چرا این آقا باید فکر کنه

که من باید به یه جعبه که توش .داروهای اختراع شده ی اونه، علاقه مند باشم

.من که آفتابه دزد نیستم

مهماندار، دقیقا چیزی رو که درباره جعبه .به من گفتی به کاپیتان هم بگو

قربان، شما ازم پرسیدین که من اونو دیدم

و من بهتون گفتم ممکنه اونی که دیدم مال شما باشه و

دیدم که سرگرد راس داره یه جعبه رو .توی راهرو با خودش میبره

تو واضح بهم گفتی

.که اون جعبه رو از توی کابین من برداشته

.شما احتمالا حرف منو اشتباه متوجه شدید

.قربان، اگه یادتون باشه اونموقع یکم حالتون بد بود

.مهماندار، همش همین بود

.اون رشوه گرفته و با این جنایتکارا متحد شده

.فقط یه مورد سوء تفاهم بوده

.من اینطوری بهش نگاه میکنم

حالا، نظرتون چیه یکم مشروب بخورید تا هر چی احساس بد رو از بین ببره؟

.نه، من به نوشیدنی اهمیتی نمیدم

.و این موضوع هنوز حل نشده

وقتی داشتین وسایلمو زیر و رو میکردین

حتما متوجه شدین که من از وزیر دولت

.یه معرفی نامه داشتم

به محض این که بتونم، نامه ای به وزیر دولت ارسال می کنم

قطعا علاقه بیشتری به این موضوع .نسبت به این ناخدای پاتیل داره

.مراقب حرفات باش

اگه یه بار دیگه توهین کنی .خودتو زندانی میکنم

تا اونجایی که به من مربوط میشه .این ماجرا تموم شده ست

.تو که جعبه ت رو پس گرفتی

چرا همه چی رو فراموش نمیکنی؟

توقع داری پلیس برداره بخاطرت چی کار کنه؟

توقع دارم که پلیس به یه باند شیاد که میخوان

ذخایر اورانیوم یه کشور رو با زرنگ بازی

.از چنگشون دربیارن، توجه کنه

.قربان، یه لحظه

...چی باعث شده که باور کنید ما میخوایم

،این بنده خدایی که اینجاست معلومه بهت نگفته که

،اون موقع که ظاهرا به رحمت خدا پیوسته بودید

سعی کرد که منم .تو این ماجراجوییتون دخیل کنه

از بخت بدتون، اون منو آشنا کرد

.با همه ی این حقایق

حقایقی که من قصد دارم اونا رو

.در اولین فرصت به مقامات بگم

.من فکر کردم شما مردید، این چیزی بود که اونا بهم گفتن

.همه بهم گفتن که شما مردید

و اگه شما مرده بودید

ما مجبور بودیم سرمایه ی تازه ای داشته باشیم، نبودیم؟

تو، راوللو، شریک نامردم

از پشت بهم خنجر زدی .و سعی کردی بهم خیانت کنی

دیگه آبیه که ریخته شده .و نمیشه جمعش کرد

بیلی، برو دنبالش .آرومش کن و باهاش حرف بزن

.ببین نمیتونی یه کاری کنی تا نظرشو عوض کنه

.تلاشمو میکنم ولی فکر نکنم فایده ای داشته باشه

.من نمیدونم چرا باید نگران نگرش چلم باشیم

.حرف زدن باهاش خوب نیست

.گفتگو هرگز کسی رو متقاعد نکرده

.من میگم، سرشو بکنیم زیر آب

.جک، خفه شو

.باید قدر زمانی که داریم رو بدونیم

.که خوشبختانه، زمان این بار هم طرف ماست

دو هفته تا رسیدن به بندر زمان داریم

.این باید زمان زیادی باشه تا دوستمون چلم رو راضی کنیم

التماست میکنم .لطفا این دردسر رو تمومش کن

اگه این چیزا ادامه پیدا کنه

یا قبل اینکه به آفریقا برسیم

به اون دنیا میشتابی

یا زنده میمونی و پترسون رو تحویل مقامات میدی و محکومش میکنی

.و اینجوری همه ی برنامه هام و امید هام برای آینده نابود میشه

ولی در دراز مدت میفهمی که نبود این افراد تو زندگیت

.خیلی برات بهتره

.اونا آدمای درستی نیستن

.دراز مدت .حالم از هر چی دراز مدته به هم میخوره

.من بخاطر اونا یا خودم نیست که جلز ولز میزنم

.هری، فقط تویی که برام مهمی

.نیازی نیست نگران من باشی

.از وقتی که باهات آشنا شدم، همه ی فکرم تویی

.همه ی دلبستگیم تویی

هری، نمیفهمی؟

.من عمیقا دوستت دارم

.ماریا

.عزیزم

.فقط تو میتونی به یه زن این احساس رو بدی

.تنها چیزی که میخوام اینه که در آغوشت باشم، حالا و همیشه

.یادت رفته که قراره بمیرم

.نه، نه

.اینو که راحت میشه حل کرد

کاری که باید بکنی اینه

.تو یه نامه برام مینویسی

.یه نامه ی عاشقانه

تو برام مینویسی که نمیتونی پترسون رو محکوم کنی

.چون که اینجوری من هم دچار مشکل میشم

و چون که تو خیلی دوستم داری

.نمیتونی رنج کشیدنم رو تحمل کنی

اونا یه همچین نامه ای رو باور میکنن

.اگه من نشونشون بدم

دوست دختر عزیزم، باید بدونی

.که این کاملا دور از ذهنه

.من نمیخوام با اونا صلح کنم

.عزیزم، هری، این که صلح نیست

میتونی بفهمی اگه توی دردسر بیفتی

همه ی برنامه هامون به فنا میره ...برنامه های من

.تو که نمیخوای آدم بی گناهی مثله منو رنج بدی

.ماریا، اگه تو توی اینکار دخالت نکنی خیلی بهتره

.من باید هر طور که صلاح میدونم اینکارو انجام بدم

پس میخوای اینکارو ادامه بدی

این داستانا رو به همه بگی و همه چی رو خراب کنی؟

.اگه از این آدما جدا بشی خیلی برات بهتره

.با ارتباط داشتن با اونا، هیچ خوشبختی به دست نمیاری

.هری، ازت میخوام که اینکارو نکنی

اون نامه رو بنویس ،بعدش دردسر از پیش من، تو و ما

.پر میکشه میره

.تا وقتی هم برسیم آفریقا، ترس جونمونو نداریم

عزیزم، متاسفم

ما انگلیسیا .اصول خودمون رو داریم

فکر کردی میذارم راحت بپیچی به بازی؟

ولی، ماریا، عزیزم، ماریای خوبم، گوش کن

اول منو میبوسی و .حالا هم میگی میخوای نابودم کنی

خیلی ببخشید، ولی تو بودی که ...منو بوسیدی

.ببند اون طویله رو

.برو، هر کاری که دوست داری بکن

.فکر میکنی خیلی پسر شجاعی هستی

من بهت میگم تو چی هستی

.تو یه خائنی

باز چه خبر شده؟

چی شده؟ اینجا چه خبره؟

پمپ های نفت دارن چشمک میزنن .در نتیجه برقا رفته

وقتی کشتی تو تاریکی کامل باشه هر لحظه ممکنه بخوریم به یه چیزی و غرق بشیم

من خودم به این موضوع رسیدگی میکنم موتور خونه از کدوم طرفه؟

رفتن به اونجا برای مسافرا مجاز نیست

مطمئنم مهندس ارشدتون

از مشاوره‌ـی یه افسر سابق نیروی دریایی سلطنتی .استقبال میکنه

.اینجا رو ببین، احمق

ما رو همینجوری ول کردید به امون خدا؟

.یالا یه حرکتی بکنید

مثلا چه حرکتی؟ - .مثلا قایقای نجات رو آماده کنید -

.به تیم امداد خبر بدید

.از مسافرا میخوام که آرامششون رو حفظ کنن

آرامشمونو حفظ کنیم؟ کاپیتان احساس مسئولیت نمیکنه

برای جون مسافراش؟

به نظر من کاپیتان

.در حال حاضر احساس خاصی نداره

منظورت اینه که مسته؟

.به اون احمق بگو راه بیفته این وضعو درست کنه

.متاستفانه، ایشون الان حتی نمیتونه راه بره

...ولی این خیلی شرم آوره - .پیرمرد، بشین -

برای چی نگرانی؟

ما روی دریا هستیم با یه کاپیتان مست

.و موتوری که هر لحظه ممکنه منفجر بشه

.وضعیت کاملا عادیه

.این اتفاقا هر روز می افته

ولی اگه هنوزم هر کدومتون نگرانید

بذارید بهتون بگم که آقای چلم

.مسئولیت تعمیر موتورخونه رو به عهده گرفته

کی مسئولیت موتورخونه رو به عهده گرفته؟

.الانه که هری، همه‌نو منفجر کنه

برم انجیل بیارم تا دعا کنید؟

شوهرت ادعا میکنه که همه چی درباره ی موتورها رو بلده

و وقتی که افسر نیروی دریایی سلطنتی بوده .این چیزا رو یاد گرفته

.البته اگه واقعا افسر بوده باشه

در واقع، اون نه تنها یه افسر بود

بلکه یه بار هم به خاطر پریدن توی دریا مدال گرفت

.چون با این کارش، جون یه نفرو نجات داد

البته بعدش مشخص شد لاشه یه کشتی بوده و نه انسان

.ولی بازم بهش مدال دادن

.قربون این بینایی عقاب مانند شوهرت برم

.برقا اومد

.اون درستشون کرده

.غیرممکنه

.موتور ها روشن شدن

.دوباره راه افتادیم

.من هنوزم میگم غیرممکنه

خانم ها و آقایون

ممکنه یه لحظه بهم توجه کنید

خوشحالم که به اطلاعتون برسونم که پمپ نفت

.الان داره عالی کار میکنه

درست کردن اون موفقیت بزرگیه

.برای کسی که از کارای مکانیکی هیچی نمیدونه

به هر حال، ما میتونیم بدون تاخیر به راهمون ادامه بدیم

.و در ایمنی مطلق

هری، بالاخره کارتو کردی .الان همه‌مون میترکیم

کدوم جوجه بسیجی، کشتی رو خراب کرده؟

اون کجاست؟ .میخوام قلبشو بکشم بیرون

آقای چلم، لطفا برید جلو .کاپیتان میخواد ببینتتون

.تو یه شیطانی

.کشتی زیبامو خراب کردی

.مزخرف نگو

حتما یکی از آدمای زبون نفهم خودت اون پایین

.برداشته تمام زحماتمو نابود کرده

.موتورمو منفجر کردی، استخوناتو میشکنم، میکشمت

.آروم باشید پسرا .در حده اسمتون رفتار کنید

.بکش کنار دانرویتر .خودم بلدم از خودم دفاع کنم

.بذار بکشمش

حالا چی میشه؟

بهمون جلیقه ی نجات میدین؟

کشتی رو ترک میکنیم؟

.فعلا هیچ خطری نیست

.مسافرا لطفا به سالن برگردید

ما به سمت نزدیکترین بندر حرکت میکنیم و به نظر میرسه که

.میتونیم در کمال سلامت به اونجا برسیم

.عالیه، بزن بریم

.کارتاتونو نشون بدید

آخرین بار کی دست رو باخته بود؟

.خیلی خوش گذشت

بیلی، پسر خوبی باش و بیا .به جای نفر چهارم بازی کن

.سرگرد خیلی اعصاب کارت بازی کردن نداره

بیا بازی کنیم .تا یکم آروم بشیم

.نه، ممنونم

.من ترجیح میدم با دو لیوان مشروب خودمو آروم کنم

راستش، فکر کنم بهتره .سه تا لیوان بخورم

.بدون یخ، بدون آب

.درسته، قربان

شما چی خانم دانریوتر؟

میاید بازی کنید؟

.خیلی متاسفم

.من یه سردرد بد دارم

.فکر کنم باید برم توی کابینم

.چه بد

خب پسرا .انگار باید نحوه کارت بازیمونو عوض کنیم

پس هری چی میشه؟ .شاید بخواد باهاتون بازی کنه

با توجه به شرایط .این بدترین پیشنهاد ممکنه

گویندلین، ازت میخوام بری سر یه میز دیگه بشینی

.یا اینکه کلا از اینجا بری بیرون

.هری، ادب داشته باش

دوست ندارم همسرم، با کسی که رفیق فابریکه .جنایتکارها هستش، معاشرت داشته باشه

.احمق نباش

.بیلی جنایتکار نیست

.اون بهترین دوست ما توی این کشتیه

.خب، ما به یه همچین دوستایی نیاز نداریم

اتفاقا هر چی دوستات بیشتر باشن، بهتره

تنها چیزی که باعث شده تا الان

،جنازه‌ت رو آب سرگردون نباشه، زیرکیته

که البته اصلا روش ایده آلی .برای حفاظت از خودت نیست

مهماندار، چقدر طول میکشه تا کشتی به بندر برسه؟

اگه تیری به تخته بخوره و برسیم به بندر

.بین چهارده یا پونزده ساعت

.زمان زیادیه

.بشین و راحت باش

.یه چیزی بنوش

.از نواختن پیانوی سرگرد لذت ببر

.یالا، پترسون، برامون نوشیدنی بخر

میترسم نتونم کنار افرادی بنوشم و بخندم که

.قصد دارم تا چند ساعت دیگه توی دادگاه محکومشون کنم

.دو تا پیک

من خونسردی تونو تحسین میکنم، آقای پترسون

.یا شایدم فکر میکنی که حرفام جدی نیستن

.خواهی دید

.سه تا بی بی دارم

گویندلین، کاری که گفتمو میکنی یا نه؟

.نه وقتی که با این لحن باهام صحبت میکنی

.نه تا وقتی که تلاش میکنی بهم دستور بدی

...پس در این صورت

کجا میری؟

.میرم روی عرشه، جایی که هوا کمتر آلوده باشه

.مهماندار، چهار تا نوشیدنی انرژی زا

.فکر کنم بهتره دنبال هری بری

چرا باید اینکارو کنم؟

.وقتی اینقدر کودکانه و غیر منطقی رفتار میکنه

به حرفم گوش کن، برو دنبالش .باهاش بمون

من فکر میکنم تو نظرت اینه که .ما باید ظاهرمونو حفظ کنیم

.و یه زن وفادار باید در کنار شوهرش باشه

.نه، بیلی

.من چیزی رو دارم تجربه میکنم که نادر و زیباست

.انکارشم نمیکنم، یا توی حرفام یا با کارام

.دوستت دارم

.بذار همه ی دنیا اینو بدونه

.دوستت دارم، دوستت دارم

.خب، حفظ ظاهر دقیقا منظور اصلیه حرفم نبود

پس چرا میخوای منو بفرستی برم ور دل هری؟

.اون امشب خیلی مرگبار به نظر میاد

.مرگباره، ولی نمرده، هنوز نه

منظورت چیه؟

اونا یه مرد رو کشتن فقط برای اینکه

.فکر میکردن اون ممکنه سعی کنه مانع کاراشون بشه

حالا هری خوشتیپه ،رسما میخواد کار و کاسبیشون رو

.بفرسته رو هوا

اونا یه نفرو کشتن؟

واقعا، کی بوده؟

.یه مرد بوده

خب، با اینکه هری داره خیلی آدمه حوصله سربری میشه

،و عشق منم به تو انکارناپذیره

.ولی من...من هنوزم دلم نمیخواد بمیره

.واقعا، اون ویژگی های کاملا دوست داشتنی داره

.مثلا، هر سال، تولد منو یادشه

.نه، ما نباید بذاریم کسی هری رو بکشه

.پس اونو ببر توی کابینت و نذار از جلوی چشمت دور بشه

.همون تو حبسش کن

.بیلی

.این آهنگ خیلی بده

.صداش خیلی بلنده و تا کابینمون هم صداش میاد

.پترسون، به سرگرد بگو صدای پیانوشو کم کنه

.و همزمان که داره صداشو کم میکنه، یه آهنگ دیگه بزنه

این آهنگو دوست نداری؟ .این یکی از آهنگای مورد علاقه ی منه

.متاسفانه اون هیچ آهنگ دیگه ای بلد نیست

بلدی، جک؟

.سرگرد

صدای جیغ یه زن شنیدم؟

.نوبت تویه

.کاپیتان، کاپیتان

چی شده؟

.بیلی، چه قدر صدای جیغ میومد

.من فکر کردم یه نفر کشته شده

.خب، تقریبا یه نفر کشته شده

معلومه که اینطور بوده .یه نگاه به سرگرد بنداز

.خودتو به موش مردگی نزن

.حنات دیگه پیش کسی رنگی نداره

هر بار که پشتمو بهتون میکنم .یکیتون یه مشکلی درست میکنه

.اونا یا موتورو داغون میکنن یا هم دیگه رو با مشت میزنن

.یا همدیگه رو پرت میکنن توی دریا - .اون مرد بهم حمله کرد -

.تو، بازم تو

اگه بهش صدمه زدم برای این بود که .میخواستم از خودم دفاع کنم

.اون دزدکی اومد پشت سرم و میخواست منو بکشه

راست میگه؟

...خب

بیلی، بحث کردن با اون بی فایده ست

.من تلاشمو میکنم که در آینده بیشتر از هری مراقبت کنم

.من همچنین میتونم همه ی حقیقت رو بگم

کاپیتان، اعتراف به این موضوع خیلی برام ناراحت کننده ست

.ولی در واقع، شوهرم بیماری ذهنی داره

.توی پزشکی بهش میگن بیماری پارانویا

.گهگاه اون تمایل به قتل داره

روانپزشکا میگن، دلیلش اینه که اون

اون معتقده که مردم، علیه ش نقشه میکشن

اونم بهشون حمله میکنه و

.سعی میکنه بکششون

.گواندولن، به خاطر خدا، زن

معنی این خیانت چیه؟

هری، باور کنی یا نه .من اینکارو برای خاطر خودت میکنم

اون همه چی رو میدونه .اون زندگیمو نجات داد

.اون حقیقتو خواهد گفت

من رو حرف خانم .حرف نمیزنم

.کشتیمو خراب کردی

.سعی میکنی مسافرا رو بکشی

کاروزو، ولی من تنها آدم عاقل

.توی این کشتی هستم

.برای همینه که همه تون علیه منید

بذارید برم .من بیشتر شما رو میکشم

.کاپیتان، دارم بهت هشدار میدم

.هری بیچاره، وضعیتش خیلی ناراحت کننده ست

.ما همه چی رو برای درمونش امتحان کردیم

با چه رویی دارید منو میبرید؟

.شرورها

.میندازمتون توی زندون

.شما کسی هستید که باید اینجا بسته بشید

.خوبه، خوبه

.دیگه از طرف تو مشکلی نخواهیم داشت

.آشغالا، حشره‌ها

.کاری میکنم اسم یکی یکی تونو توی کتابا بنویسن

.حسابتونو میرسم

.به هر حال، این تنها راه حل بود

هری با خیال راحت، توی کابینش قفل شده

.جایی که اون مردای وحشی نمیتونن بهش صدمه ای بزنن

از طرفی، اون الان نمیتونه حرفی بزنه یا کاری بکنه

که باعث بشه نتونی تو آفریقا .به یه ثروت گنده برسی

منظورم اینه که مقامات به سختی گوش میدن

به صحبت های یه دیوونه، نه؟

.خب، اونا حتی هری رو از کشتی پیاده هم نمیکنن

،خب، در این صورت

.اون باید برای چند هفته ساکت بمونه

فکر نمیکنی یکم به اون پیر پسر سخت گرفتی؟

آره، ولی بعد از جمع آوری

میلیون ها پولی که از آفریقا به دست آوردیم .براش جبران میکنیم

ما براش یه خونه روستایی توی گلوسترشایر میخریم با

با حیوونای شکاری و ماهی‌های قزل آلا

.مثل چیزی که همیشه میخواست

.شاید، ماریا باهاش ازدواج کنه

به نظرم اون خیلی دوست داره که

.توی کشور انگلیس زندگی کنه

.و بعدش همه با خوشبختی زندگی می کنند

.مخصوصا ما، بیلی

.همگی برین روی عرشه ی کشتی

.برای ترک کردن کشتی آماده بشید

چی شده؟

.مطمئنم قربان، کشتی داره غرق میشه

.همگی برین روی عرشه ی کشتی

.داریم غرق میشیم

.هری، هری، درو باز کن

درو باز کن .کشتی داره غرق میشه

.برو عقب

ما نمیتونیم به همین راحتی کشتی رو ترک کنیم

.بدون اینکه بفهمیم برای هری چه اتفاقی افتاده

.ممکنه بیرون کشتی ببینیمش

اون یه شناگر ماهره، نه؟

واقعا فکر میکنی ما پیداش میکنیم؟

.من اینو نگفتم ولی ممکنه

.هر چیزی ممکنه

.هری

.هری

فکر میکنی کجاییم؟

.آفریقا

کدوم قسمته آفریقا؟

آره، این مهمه کدوم قسمت آفریقا هستیم؟

.خیلی جای بدی هم نیست

نه گمرکی هست .نه فرمی برای پر کردن

زود باش بگو کجاییم .مهمه که بدونم کجام

نکنه منظورت اینه که تو بعضی از جاهای آفریقا

نه تنها ازت استقبال نمیکنن بلکه قصد جونتم دارن؟

.آرلیو

چی؟

.آرلیو

.بهتره همه تون دراز بکشید

.مامان جون، عربا، مامان جون

.پسرا، پاسپورتاتون رو دور بندازین

خانم چلم، بیلی

.هویت من باید مخفی بمونه

این آرلیو چیه؟

یه شرکتی بود که توی زمان جنگ .به عرب ها، سلاح میفروخت

.صبر کن ببینم .این منو یاد یه چیزی میندازه

.بعضی از تجهیزاتی که ما به اونا فروختیم، خراب بودن

.چون که زیادی در خلیج لایت زیر آب مونده بودن

عرب ها ادعا میکنن که توی جنگ شکست خوردن

.چون که اسحه ها زنگ زده بودن و مهمات عمل نمیکردن

.به خاطر خدا، ساکت باش

اگه همینطور ادامه بدی، من

.اول غرقت میکنن و بعدش تیکه تیکه میشی

میخوای بذاری همین جوری بهت زور بگن؟

...آخه خیلی از نظرم

.شوکه کننده‌ست

.هری نمیذاشت اونا اینکارو بکنن

.اون حس شرافت داشت

.من حس بقا دارم

بیلی، حالا چی میشه؟

فکر میکنی اونا شکنجه مون میکنن؟

.بذار سعیشونو بکنن .من یه بریتانیایی هستم

.بهتره اینو تو بوق و کرنا نکنی

.ما کشتیمون غرق شد

.کشتی بزرگمون رفت ته اقیانوس

.سوار یه قایق کوچیک شدیم

.کل روز پارو زدیم

.کل شب رو پارو زدیم

فهمیدی؟

.فقط یه راه برای مقابله با این خوک ها وجود داره

.بهشون نزدیک بشی و به شکمشون لگد بزنی

.فورا بهشون نشون بده که کی رئیسه

.ما یه خشکی دیدیم

.سرزمین شما رو

.خدا رو شکر

.به طرف ساحل اومدیم

.یه دفعه، بوم، بوم، بوم

.برخورد خوبی با آدمایی که کشتی شون غرق شده بود، نبود

.لطفا، پاسپورتاتون رو بهمون تحویل بدید

.به نظر میرسه چهار نفرتون پاسپورتاشون گم شده

کسایی که پاسپورتاشون رو تحویل ندادند

.دستاشونو بالا بگیرن

.عالیجناب، همه شون توی کشتی موندن

.تجربه ی وحشتناکی بود

.خدمه بی عرضه بودن

.و کشتی داشت میسوخت

.شب هنگام توی دریا سوار اون قایق کوچیک شدیم

اسم کشتی چی بود؟

.اس، اس، نیانگا

.اون یه کشتی پرتغالیه

من بررسی خواهم کرد که آیا چنین کشتی

.گزارش شده که توی دریا غرق شده

خب، فکر خوبیه عالیجناب

وگرنه چرا ما باید با قایقمون به اینجا بیایم

اگه کشتیمون غرق نشده باشه؟

.کشور ما در حالت ناآرامی قرار داره

.متاسفم

نمایندگان بعضی از دولت های خارجی

گاهی وقتا سعی میکنن با مخفی کاری

به امید اینکه هواداراشون تو کشورمون انقلاب کنن .وارد اینجا بشن

.برای همین، ما فعالیت غریبه ها رو با دقت بررسی میکنیم

ولی مطمئنا، عالیجناب، درباره ی ما

کافیه یه نگاه بهمون بکنید تا متقاعد بشید .که ما بی گناهیم

.نه

.یه نگاه کافی نیست

اگه فکر می کنی که ما دشمنای کشورتون هستیم

.منطقیه که ما رو توقیف کنید

ما رو سوار اولین قایق یا قطاری که میشه بکنید .و از کشورتون بکنید بیرون

.اصلا مخالفتی نمیکنیم

.ما کارای مهم توی یه جای دیگه داریم

یه جای دیگه کجاست؟

.آفریقای مرکزی

و چه جور کاری اونجا دارید؟

.توی کار فروش جارو برقی و ماشین آلات دوختیم

.آره

شما تاجرا

.همتون برای فروش جارو برقی به آفریقای مرکزی میرید

.آره

.فکر کنم، میخواین کلبه به کلبه اونا رو بفروشید

و شما آقا فرض میکنم که

.رئیس فروشنده‌ها هستید

.یعنی حلقه‌ی اصلی این گروه

.نه، ما گروه نیستیم

.ما برای اولین بار همدیگه رو توی کشتی دیدیم

.کاملا با هم غریبه هستیم

.دروغگو

.بقیه هر بار که سوالی میکنم به تو نگاه میکنن

.من یه ارزیاب باهوشم

.شما چهار تا با همید

.نه، دوست چاق من

من از اون بی سوادایه هالویی که

قبلا باهاشون روبرو شدی .نیستم

من یه مرد بزرگم .یه مرد جدی

.تف به تو

.تف به تو و همه ی دروغ هات

بهت گفتم به روشون نخند .پترسون

.فقط یه راه برای مقابله با این خوک وجود داره

.خوک، خوک، خوک

.بهتره مراقب باشید

شوهرم، شوهر مرحومم کسی که در حادثه ی

کشتی نیانگا غرق شد

اتفاقا یکی از مهمترین چهره ها

.در دولت انگلیس بود

.آقای هری چلم

در حقیقت ما از نخست وزیر و ملکه

نامه‌هایی داریم که

توش اشاره شده

.با ما و دوستانمون مودب باشند

پس ببینید، اگه از طرف شما صدمه ای به ما برسه

.این به یه حادثه ی بزرگ بین المللی تبدیل خواهد شد

تو به اون بگو که توی کشور من

ممکنه لبای یه زن تکون بخوره .ولی حرفاش شنیده نمیشه

...هری، هری

.فقط اگه تو اینجا بودی

و حالا آقا، اینقدر از صبرم سواستفاده نکن و

بهم بگو تو واقعا کی هستی

و هدف واقعیتون از اومدن به اینجا چیه؟

من مریضم، بیماریه قلبی بدی دارم

.نباید خیلی حرف بزنم

.از جواب دادن خودداری میکنی

.جالبه

.پس با یه رقیب سرسخت طرفیم

باشه که بهترین رقیب پیروز بشه

ما در این کشور، چهار هزار سال تجربه داریم

.در سوال پرسیدن و جواب گرفتن

تو کی هستی؟

چرا اومدی اینجا؟

.دیگه منو نزنید

.قلبم، دارم سکته میکنم

با اینکه میدونم بیلی زندگی خیلی لاابالی داره

ولی فکر میکردم که .شجاعتر از این حرفا باشه

.شجاعت، یا داریدش یا نداریدش

دیدی وقتی اون بیریخت گنده بک زد تو صورتم حتی پلک هم نزدم؟

بیلی که قبل اینکه حتی انگشتشون بهش بخوره .از ترس داشت میرفت تو افق محو بشه

.درباره ی ریتا هیورث بیشتر توضیح بده

واقعا اونو خیلی خوب میشناسی؟

میگی من ریتا رو میشناسم؟

.میشناسمش

.اتفاقا بهت معرفیش هم میکنم

.اون وقتی جذابیتت رو ببینه فورا عاشقت میشه

واقعا اینطور فکر میکنی؟

.مطمئنم

شما مردی

.باهوش، زرنگ و از نظر ظاهری زیبا هستید

.تو همه چی داری، احمد، به جز پول

و میشه به حرفم گوش کنی و یه قایق در اختیارمون بذاری؟

.یه قایق که سرعتش خیلی کند باشه

اینجوری اون چاقاله بادوم .یه عالمه وقت داره تا چربی‌هاشو آب کنه

و واقعا بهم اعتماد میکنی که سهمتو بالا نکشم؟

به نظرت آدم به کسی که مثل برادرشه هم شک میکنه؟

.نه، احمد

.تو نصف مبلغ سهممو، بهم چک میدی

با این شرایطی که توشی .درخواستای خیلی زیادی داری

چرا نباید داشته باشم؟

.اون مرد چاق بهترین دوستمه

.من به این راحتی بهش خیانت نمیکنم

تو مطمئنی که دوست ریتای بی همتا هستی؟

بحثو نپیچون، احمد

.برگردیم سر کارمون

.خیلی خب

.پنجاه، پنجاه

راستی، چاقالویه .مثل ما آدمای متمدنی نیست

.ممکنه سعی کنه باهات چانه بزنه

.من با توپ پفی مثله اون چونه نمیزنم

.اون در شان من نیست

.به زودی صبح میشه

الان جون میده

.برای دریانوردی

اگه اونو بکشیم، پولش به کی میرسه؟

،والا لازم نیست بکشیمش و

اگه باهاش دو کلام حرف حساب بزنم

.بیاد پای معامله و راضی بشه

.من مطمئنم که تو خون عرب تو رگ هاته

.غربی ها معمولا اینقدر مهربون نیستن

منو کجا میبرید؟

.من نمیام، ازتون میخوام منو پیش یه دکتر ببرین

،به نظرت تو پاریس ...آدمای خاص

سوار کادیلاک میشن شیک تر به نظر میان یا رولز رویز؟

.خب، اینکه اصلا سوال نداره

.اصلا مشکلی نیست

مردی در موقعیت شما

.باید هر دو را داشته باشه

آقای دانریوتر .میخواد باهات دو کلام حرف حساب بزنه

.بیلی

.بشین پترسون

...من اینجا با احمد صحبت کردم و

.این پول زوره

.من نمیتونم به اون پولی بدم

صدای چی بود؟

.تیم شلیک بودن

.روز اعدامه

چک قبول میکنه؟

.بیلی

.بیلی، نگاه کن

.کشتی نیانگا

.دور بشید

.از کشتیم دور بشید

اگه سعی کنید بیاین توی کشتی .بهتون شلیک میکنم

.بهتون شلیک میکنم

.اسلحه مو بیارین، اسلحه مو بیارین

اسلحه شو بهش بدین .شاید به خودش شلیک کنه

.اسلحه م، اسلحه م

ببخشید، شما آقای ویلیام دانریوتر هستید؟

.آره

.میخواستم ازتون چند تا سوال بپرسم

.متاسفم، الان نمیشه

.ببخشید، ولی سوالام نسبتا مهمه

.آره، همیشه همینطوره

.من خودم یه وقتی روزنامه نگار بودم

خیلی خب، ممکنه از من چنین نقل قولی کنی

به جز خانم دانرویتر، همه قهرمان بودند

.آخه خانم داشت قایق رو میخورد

.خیلی خنده دار بود، ولی من خبرنگار نیستم

.جک، برو تلفنی چند تا بلیط رزرو کن

.برای اولین هواپیمایی که به نایروبی میره، شش تا صندلی بگیر

و اگه جای خالی نداشتم برو با آدم اینکاره‌ـش حرف بزن

،و بهش بگو چند نفرو از هواپیما شوت کنه بیرون

.بعدا از خجالتش درمیایم

.من همیشه میگفتم که باید با هواپیما بریم

خوب یادته که بهت گفتم

.گفتم باید با هواپیما بریم - زیاد لفتش نشده بیلی -

معامله بزرگی در پیش داریم و .وقتمون هم کمه

اون بر و بچه‌ها هم با شمان؟

.آره - دوست دارم با اونا هم حرف بزنم -

قضیه چیه؟

ظاهرا شما با آقای ونمر

.که حالا مرحوم شده، آشنا بودید

.پترسون

شما و پسرا .بهتره برگردید پایین

یه آقایی اینجاست .که میخواد باهاتون حرف بزنه

آقای جک کلایتون .از پلیس اسکاتلند یارد هستش

مشروبتون رو همینجا میخورید یا طبقه بالا، آقای دن؟

.همینجا میخوریمش

میخوای تو هم یه لبی تر کنی، کلایتون؟

نه ممنون. معمولا اول صبح .مشروب نمیخورم

یه جا خوندم که آدمای اسکاتلند یارد

هیچ وقت از کسی که قراره بازداشتش کنن .نوشیدنی قبول نمیکنن

این درسته، آقای کلایتون؟

.کاملا خانم دانریوتر هستید؟

.نه، من خانم چلمم

.ایشون خانم دانریوتره

حالتون چطوره؟

خب، دوست ندارم ،باعث ناراحتیه شما خانمای جذاب بشم

پس شاید قبول کنم .یه لیوان مشروب بخورم

.پیترسون

حالتون چطوره، جناب؟

شما چطورید؟

.راولو .و آقای اوهورور

.اوهارا. جولیوس اوهارا

.خوشبختم

.خوشبختی از آن منه

دیگه کمک کم داشتم ناامید میشدم که

شما بچه‌ها رو پیدا کنم

.و اینجوری واقعا باعث شرمندگیم بود

،نگاه، این اولین بارمه که

.برای یه پرونده، اومدم اونور آب

،بخاطر این پرونده، یه عالمه از بودجه پلیس خرج کردم

و رئیسم وقتی بحث پول میاد وسط

،قلبش به تالاپ تولوپ میفته

.مخصوصا اگه، تو یه پرونده شکست بخوری

آقای کلایتون داره راجب پرونده قتل

.ونمر تحقیق میکنه

.پرونده قتل ونمر

.درسته، همون بنده خدا از دفتر مستعمره

.آره، دربارش تو روزنامه خوندم

.واقعا خبر وحشتناکی بود

طبق دفترچه قرار و مدارهای آقای ونمر

شما آقای پیترسون، چند روز قبل از مرگش

.باهاش تو ساووی ناهار خوردید

.درست می‌فرمایید

آقای ونمر، یه متخصص در امور مربوط به .آفریقا بود

ما میخواستیم راهنماییشو راجب مستعمرات

.بریتانیای شرقی بدونیم

یادتونه دقیقا درباره چه موضوعی حرف میزدید؟

.چیزای کلی

.مثلا سود حاصل از کاشت

.وضعیت بومی‌ها

.میزان بارون

.تزریق واکسن

چند وقت بود که آقای ونمر رو میشناختید؟

.یه چند ماهی میشد .یه پنج شش باری با هم ملاقات کردیم

تا حالا راجب دشمنای خاص، اوضاع کارش یا اینجور چیزا حرف زده بود؟

در مورد وضعیت زن‌هایی که تو زندگیش بودن چی؟

یعنی به اسم زن خاصی اشاره کرده بود؟

.نه والا

اتفاقا اگه دشمنی داشت .تعجب میکردم

.آقای ونمر، یه جنتلمن به تمام معنا بود

.درسته، همینطوره

،خب، سوالام همین بود

مگه اینکه کسی حرف بیشتری داشته باشه

.من دارم

فکر کنم باید بدونید که

یکی از این بیزینس من ها .روزیشو با کشتن درمیاره

ببخشید؟

.منظورم سرگرد روسه

البته نمیتونم با قطعیت بگم .آقای ونمر رو اون کشته

،ولی بهتون اطمینان میدم که

،قصده جون شوهر منو داشته بود

،اونم با یه خنجر بلند و باریک ،که همیشه هم با خودش دارتش

ولی ظاهره خنجرش مثل یه چوب عادیه

.ادامه بدید خانم چلم

نگاه، آقای روس، توسط آقای پیترسون اجیر میشه که

.کارهای کثیفشو انجام بده

.طرف از اون قاتلای حرفه‌ایه

شوهره من هم یه چیزایی در مورده .آقای پیترسون فهمیده بود

.چیزایی که به نفع امپراتوریه کشورمونه

این نامردا هدفشون اینه که اورانیومی که

تحت مالکیت پادشاهی هستش رو .برای خودشون بردارن

و واسه همینم آقای پیترسون تصمیم گرفت که

.سره شوهرمو زیر آب کنه

.فرار نکنید آقای پیترسون

همیشه یه گزینه دیگه به اسم اعتراف کردن .هم هست

.این همون چوب خداست

بازم بریزم، کلایتون؟

.نه ممنون

همونطور که قبلا گفتم .اینا واقعا بچه های باهوشی بودن

قول میدی وقتی تو ارلس کورت هستم به یادم باشی؟

،قراره برم اونجا

و تو اداره پانسیون والدین هری .بهشون کمک کنم

.خواهشا منو به یاد داشته باش

.به این راحتیا از ذهنم نکنت بیرون

.تو هم بیا ببوسش بیلی

و بهش بگو که .می‌بخشیش

.باشه بابا

.خداحافظ بیلی

.بدرود

.پیغام برای خانم چلم

.یه تلگراف هستش

راستی آقای دانریوتر

خبر دارید که همه‌ی شرکاتون افتادن حلفدوتی؟

.البته خیلی تعجب نکردم

قیافه‌هاشون داد میزد از اون .آدمای ناتو هستن

.خیلی هم ناتوین

البته این روزا .آدمای ناتو زیاد شده

.نمونش خود من

.هری

.اون زنده‌ست

'منبع: شرق آفریقای بریتانیا

من زمینی که پیترسون میخواست بدزده رو .خریدم

اگه این درد کبدم اجازه بده .پادشاه اورانیوم میشم

اگه با کیسه آبم بیای .میبخشمت

.این دیگه آخرشه

:مترجم PoisonKiller

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.