Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
چیلتنگ
سمپال گوانگ تنگ
اين-ها از بچگی قمار رو تجربه می کنه
با دنبال کردن عموش که با ورقها کلک می زنه
سو یون رو می بینه و عاشق میشه
این مال توئه؟
چند روز دیگه بهم وقت بده
- چند بار؟ - پدر!
پدر!
واسه نجات پدر سو یون که از قمار بدهی داره...
دعوایی رو شروع میکنه با گروه گانگسترهای خرس سفید
این ها و جونگ وون واسه نجات سو یون ...
درگیر یک دعوای خطرناک میشن
تو اون دعوا , دوست این ها فلج ميشه
و پدر سو یون کشته می شه
می کشمش
بیا انبار رو آتیش بزنیم
این-ها و جونگ وون تصمیم به انتقام می گیرن که منجر به قتل ميشه
کیم این-ها
بهشون بگو اين-ها اون رو عمدا کشته
این-ها
این-ها متهم به همه جرائم می شه
با پشت سر گذاشتن سو یون و جونگ وون زندگی ش رو تو زندان شروع می کنه
و هفت سال میگذره
من تازه اومدم اینجا اسمم کیم این-هاست
خونه م تو کیونگ کیه ولی تو بونگ دونگ پای سئول زندگی می کنم
بیست و پنج سالمه
به هفت سال محکوم شدم , و یه سال دیگه مونده ازاد شم
جرمت چیه؟
آتیش زدن ساختمون
ساده توضیحش بده
یه انبار رو آتیش زدم که باعث قتل یه نفر شد
از سر راه برو کنار و بهش جا بده
داداش!
همینجا خوبه
رد نکن
ما همه دله دزد و کلاهبرداریم
تا الان اتاقمون جرمی نداشت که باهاش پز بدیم
جرم تو از همه بهتره لیاقت یه جا رو داری
نشنیدی چی گفتم ؟ از سر راه برو کنار
پسر
اسم من یو جونگ گوئه
بیا بیرون
چی؟
کجا داره میره؟
به تو مربوط نیست
تو فقط یه تازه واردی ...
یه چیزایی هست که نباید بدونی
سرت به کار خودت باشه و بگیر بخواب
ای عوضی
من دارم سعی میکنم سال آخر محکومیت مو خوب رفتار کنم
پس عصبانیم نکن
اگه زودتر باهات آشنا میشدم
یه درسی بهت می دادم
یا سلول رو از چنگت در میاوردم عوضی
گل نبود!
گل نشد!
نه, گل شد
توپ باید تا زیر سینه بیاد گل نشد
گل شد!
این منصفانه نیست
من میگم هست يا نیست
تو خیلی قلدری
آنجلا
بیا اینجا! می خوام باهات صحبت کنم
حالا دیگه می تونیم خودمون بازی کنیم
جائه مين از بیمارستان برگشت؟
بله - - وضعیتش چطوره؟
بعد از اینکه دوشنبه آینده جوابش رو از بیمارستان گرفتیم...
قراره درباره عملش تصمیم بگیریم
اگه حتی باید عمل شه ...
علائمش خیلی جدی نیست نمیخواد نگران باشین
بذار بشورمت
بچرخ
خوشگل و تمیز برگرد
خوبه ، بچرخ
بیا اینجا
بچرخ تموم شد
بعدی!
بعدی کیه؟
- لباسات رو در بیار - نه!
- یالا -نه
من قبلا بهت برنج می دادم
خودم غذا دهنت گذاشتم
من بزرگت کردم نمیخواد خجالت بکشی
- درش بیار! نه -
بیا اینجا!
هی تو همونجا وایسا
بیا اینجا - نه -
هی تو وایسا همونجا!
نه
همونجا وایسا زود بیا اینجا
چند وقته آنجلا اینجاست؟
شش ساله
انگار عوض نشده
باید واسه پیمان آماده شه
بله
فکر می کنی از عهده ش بر بیاد؟
توی مدت کمی
دوره دستیاری تون رو تموم میکنین
و وارد دوره انضباطی می شین تا برای پیمان پایانی و پیمان زندگیتون آماده بشین
سال اول دوره انضباطی
فعالیتهای بیرونی محدود می شه و باید تمام مدت رو
با قوانین سخت زندگی کنین
بعد از دوره انضباطی و بیان رسمی پیمان
شما بالاخره می تونین یه راهبه بشین
خودتون رو سخت آزمایش کنین
ببینین میتونین دوره انضباطی رو تحمل کنین یا نه
زمین صومعه نزدیک ساحل
مال رئیس سو سونگ دوئه
پس اون همه زمین با ارزش داره نه ؟
واسه چی می خوای این همه زمین بخری؟
در مقایسه با اون چیزی که براش نقشه کشیدم
این خیلی نیست
واسه چی نقشه کشیدی؟
من قراره اینجا
بزرگترین هتل جهان رو بسازم
به نظر واقعی نمیاد؟
البته
بیش از ۱۰ تا هتل درجه یک
فقط توی جزیره جی جو و منطقه توریستی جونگ مونه
به هیچ دردی نمی خورن
حتی یکیشون هم به خوبی هتلهای لاس وگاس نیست
تو نمی تونی لاس وگاس رو با جزیره جی جو مقایسه کنی
جزیره جی جو خیلی بهتر از بیابون خشکه
می دونی کی لاس وگاس رو ساخته؟
یه مافیا به اسم باگزی
اگه یه مافیا بتونه این کارو بکنه چرا من نتونم؟
اگه من هم نتونم کار رو تموم کنم جونگ وون می تونه از عهده ش بر بیاد
بُر بزنین لطفا
پولها بر زده شد
می مونم
سیزده پونزده
بیست و دو ورشکست
می مونم
سرباز سیاه
تو کره ای هستی , نه؟
قبلا منو ندیدی؟
قبلا ندیدمت
چی می خوای؟
این ده هزار دلار ژتونه
اگه شب رو با من باشی
مال توئه
یه مشت بی شعور
سلام, قربان
کوانگ تائه
بله, قربان
اون کیه؟
این برادر سانگ دو رئیس دسته ی سو سونگه
دسته سو سونگ؟ منظورت دسته ملیه؟؟
بله, قربان
یکم احمق به نظر میاد
مواظب حرف زدنتون باشین
بیا بیرون
اینجا نمایشگاه عکسه؟
چیه ؟
به چی نگاه می کنین؟
برین صورتتون رو بشورین
مامورا دارن میان
دوباره پیدات می کنم
چه خبره؟
چی کار می کنین؟
چطور می ذارین تو روز روشن این اتفاق بیافته ؟
چه خبره؟
یه عده بی شعور...
- اومدن و زدن
من خوردم زمین چیزی نیست
خوبم
چرا سر هیچی ....
شلوغش می کنی؟
بجنبین وقت هوا خوریه
تو خوبی؟
نمی خوای بری درمانگاه؟
گفتی اسمت اين-ها بود؟
تو شیر خفته رو بیدار کردی
هیچی نگو فقط بگو متاسفم
اینه؟
بله قربان
پدر سوخته
انگار تنش میخاره
تقصیر منه خواهش میکنم ببخشیدش
من فقط همینو می خوام
مطمئن شو هر چی می بازی رو درمیاری
وگرنه زنده از اینجا بیرون نمیری
تو هم همینطور
مرخصین
ضربه عالی بود
ميشه بهم بگی چه خبره؟
تو هرشب کجا میری ؟
اصلا چی رو باختی؟
پول
یه ماهه که من ...
صد میلیون وون رو باختم
چیزی از کلک ورق شنیدی؟
من کارم کلک ورقه زیر دست سانگ دو
موفق باشین
سفر خوبی داشته باشین
می تونم باهاتون بیام؟
آنجلا
باشه بریم دلیلی نداره که نتونی
اونها خوشحال می شن که خواهری مثل تو داشته باشن
- این طور نیست؟ - درسته
تو به این دنیا آمدی
تا کسی دوستت داشته باشد
تو به این دنیا آمدی
تا کسی دوستت داشته باشد
در طول زندگی ات ...
تو را دوست می دارند
تو به این دنیا آمدی
تا کسی دوستت داشته باشد
تو را دوست می دارند
در طول زندگی ات
عشق خدادادی از ابتدا آغاز شده است
در طول ملاقاتهایمان عشق میوه می دهد
اگر تو...
الان وقت مشاوره ست
اگر خواسته ای دارین ...
بیاین اینجا و با خواهرها حرف بزنین
جلوی خواهری که که می خواین باهاش مشورت کنین بشینین
اکه همه آنجلا رو بخوان اشکالی نداره
مشاوره رو شروع کنین
چیزی هست که بخواین به من بگین؟
این منصفانه نیست
اگه زن زیبایی مثل شما بخواد راهبه بشه
اون وقت ما چی کار کنیم؟
من هنوز راهبه نشدم
هنوز خیلی مرحله مونده تا راهبه بشم
من در مرحله آموزش هستم
فکر کنم برای راهبه شدن ایمان و شخصیتم هنوز کامل نشده
شاید برام سخت باشه راهبه بشم
پس می تونم ازتون خوشم بیاد؟
شماره ۸۷۲ این شوخی نیست
به شما بستگی داره
اما مواظب باش ممکنه صدمه ببینی
هر کی به من نزدیک شد بدشانسی اورد
اون یارو خوکه رو اونجا می بینی؟
اون که دماغش گنده ست؟
اون یانگ تائه رئیس دسته میونگ دونگه
اون دو تا با افسر زندان طی کردن
تا بتونن تو زندان قمار کنن
پس پول چی؟
ما با حساب بانکی معامله می کنیم
من واسه سانگ دو کلک ورق می زنم
"جوجه" واسه یانگ تائه کلک می زنه
چه نوع ورقی استفاده می کنین؟
ورقها رو بیار
از چاپخونه کاغذها رو دزدیدیم
در واقع کسی که ورقهای کره ای رو ساخته اونا رو کشیده
یکم از نوع عادیش کلفت تره
ولی یه شکلن
می تونی از اینا بیشتر جور کنی؟
دوشها رو ببندین!
دوشها رو ببندین!
وقت حمومتون تموم شد
اوضاعت چطوره؟
منظورت چیه؟
از زندون قبلی بهتره؟
تو این دنیا هیچ زندون بهتری وجود نداره
من چاره دیگه ای نداشتم جز اینکه اینجا زندگی کنم
واسه من سخته که حواسم به تو هم باشه
از چی ناراحتی؟
اما باید از وقتی که من زندونی بودم بهتر باشه
کسی به اسم جوجه می شناسی که تو کار کلک ورق باشه ؟
جوجه؟
اصلا اسمشو نشنیدم
تو که زندانی واسه چی می خوای بدونی؟
من بازم برنده شدم!
برین سر دستگاه ۷!
برین دستگاه ۷ رو چک کنین
امروز شماره هفت رو شانسه
سه برد در یک ردیف...
اون همه بازی های این اتاق رو می بره
صبح دستگاه چهار و یک
لعنتی مدیر و خبر کن
چی شده ؟
حتماً دستگاه از کنترل خارج شده
فقط پول می خوره
خواهش می کنم, می شه یه لحظه ببینمتون؟
ولم کن
چي شده؟ ولم کن
چی کار می کنی؟
بازرس پارک لطفا
من چی کار کردم؟
- این چیه؟ فقط به خاطر تشکر از کمکتون
ازت نخواستم بهم پول بدی
دفعه دیگه دستگاه خوبی بهم بده
ای حروم زاده
عصر بخیر - سلام بر همگی -
- سلام قربان! - مدل موهات رو دوست دارم
ممنون
- کارتون رو بکنین
- ادامه بدین بله قربان
- یونگ تائه!
حقوقت رو گرفتی؟
طبق معمول
شنیدم آقای کیم دنبال من می گرده
آره ، میخواد برای این - ها یه چیزی و پیدا کنی
یالا زود
فرد - زوج -
فرد
چی؟ چطوری؟
جی سون آئه ران رشته تون رو بخورین
هیون-جا - بله -
می شه یکم رشته به من بدی؟
رشته؟ یه رشته داره میاد
یه رشته
بس کن
هی برگرد رو صحنه
سلام
- سلام! - سلام!
سلام, سلام به همه
برو بیرون و کارت رو بکن درست انجامش بده
همونجا وایسا
آقای کیم
این-ها رو دیدی؟
بله!
این-ها ازم خواسته
یه چيزی ازت بپرسم
- چیه؟ - تا حالا...
اسم جوجه رو شنیدی - جوجه ؟-
من فهمیدم جوجه کیه
اما چیز دیگه ای نفهمیدم
البته
من بیشتر کلکهای ورق رو بلدم
ولی فقط وقتی اومدم اینجا اسم جوجه رو شنیدم
از یه چیز مطمئنم اونم اینه که از من بهتره
بیا بیرون
من به جای دائه چی تلافی می کنم
تا جهنم هم شده دنبالت میام
خودم می کشمت
تا چهار و نیم وقت دارین
خیلی وقته ندیدمت
اونو می شناسی
معلومه
اون بود که دائه چی رو کشت
این مشکل بین شما دوتاست
بیاین بازی رو شروع کنیم
فکر کلک زدن به من رو هم نکن
خوب نگاش کن - بله قربان -
دویست تا
دویست تا قبول
سیصد تا می دم
من کنار میرم
قبول می کنم
من کنار میرم
ساعت چهاره
نیم ساعت تا پایان بازی مونده
دویست تا
من کنار میرم
قبول می کنم
دویست تا می دم
دویست تا می گیرم
و سیصد تای دیگه
من کنار میرم
لعنتی
کم کم وقتشه بریم
بازی رو تموم کنین
من کنار میرم
دویست تا می دم
من کنار میرم
من دویست تا میگیرم و یه چهار صد تای دیگه
چهارصد تا می گیرم
هزار تای دیگه
هزار تا قبول و دو هزار تای دیگه
دو هزار تا قبول
پنج هزار تای دیگه
آل این (همش)
پونصد تا کم داریم
پرش کن
دستتو رو کن
ورقهات رو بذار زمین
منتظر چی هستی؟
ای حرومزاده
خواهرها شما
از یگانگی چی می خواین؟
با تجربه عشق و رهبری خواهران ارشد
که از طرف خداوند بر سر راه ما قرار گرفته اند
ما می خواهیم راهبه باشیم در خدمت خداوند
با قدرتی که به من داده شده من شما خواهران را قبول می کنم که یکی از ما باشید
خداوند شما را به راه راست هدایت خواهد کرد
خدایا متشکریم
پشیمون نمی شی؟
البته که نه
اگه راهبه بشم باید خیلی چیزها رو کنار بذارم
حالا می خوای چی کار کنی؟
نمیدونم دارم بهش فکر می کنم
برو این آقا رو ببین
اون کمکت می کنه
واقعا داری میری؟
بله , از جنگیدن باهات خسته شدم
من دیگه بر نمی گردم
منم خسته شده بودم
حتی خواب فوتبالسیت شدن رو هم نبین
چرا؟
تو حتی نمی تونی درست توپ رو شوت کنی
لعنتی
دوک گو
دوک گو
تو واقعاً دیگه بر نمی گردی؟
تو پسر شیطونی بودی
من بر نمی گردم
گریه نکنین
از همه تون متنفرم
توروخدا نرو
توروخدا نرو
اینو از کجا آوردی؟
فوتبال که بازی می کردیم
وقتی گُل نبود میگفتی گُله
اونقدر عصبانی بودم که دزدیدمش
چرا داری پسش مي دی؟
تو راست می گفتی
حالا می تونین برین تو
ممنون
بشین
شنیدم زبانهای خارجی بلدی
من انگلیسی و ژاپنی حرف می زنم
اگه با این هائه زندگی می کردی
پس تو هم راهبه ای؟
فکر کنم اسمش ماریاست
ایمان من کامل نبود که راهبه بشم من هم گذاشتمش کنار
کار خوبی میکنی
فکر کنم حیفه جوونیت رو
صرف همچین کاری بکنی
بله قربان
بهش یه کار بدین
بله قربان
وقتی یانگ تائه به یه زندان دیگه منتقل شد
قمار هم تعطیل شد
چیزی نگذشته بود که یو جونگ گو آزاد شد
اما هنوز ۸ ماه مونده بود تا من آزاد شم
اون ۸ ماه آخر اندازه ی ۸ سال گذشت
شماره ی ۱۳۲۷ کیم این ها, آزادی مشروط!
این-ها!
تو باید خوش شانس باشی, پسر
وقتی آزاد شدم آماده باش بفرستمت دیدن دائه چی
من
می برمت دیدن برادرم دائه چی!
همونجا وایسا!
هی در و باز کن
در رو باز کن!
اين-ها, عوضی! وایسا همونجا!
این-ها!
درو باز کنین, عوضیها!
ساکت شو!
این-ها!
تبریک میگم, قربان
هی تو
ازت خوشم میاد
بیا بعضی موقعها بهم سر بزن
فکر نکنم دیگه هم رو ببینیم
پسر
ما کارمون یکیه حتماً یه روز هم رو می بینیم
دوباره می بینمت
این-ها
دیگه رسیدیم
بفرما
تبریک!
تبریک!
رفیق من
سلام مامان
خدای من این-ها کی اومدی خونه ؟
یه نفر باهات کار داره
مین سو یون هستم
خواهر!
چیشده که تماس گرفتی ؟
که اینطور
باشه
تقریبا کارم تمومه
باشه پس
کارم که تموم شد میام اونجا
خداحافظ
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.