All language subtitles for All In_S01E02

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫پدر!

‫بذار من ببرمش

‫پدر ... پدر - ‫آقا -

‫بهتره بره بیمارستان

‫دراز بکش

‫چیز نگران کننده ای نیست

‫... تو

‫هیچ می دونین اونا چه طور آدمایی هستن؟

‫فعلا این طرفا پیداتون نشه

‫بهتره برین

‫با من بیا

‫صبر کنین!

‫ممنون

‫تو اعصاب خردکنی

‫پولداری

‫دَرسِت خوبه و بلدی کتک کاری کنی

‫آدمایی مثل من ‫اصلا شانسی ندارن

‫بامزه نیست ‫من جوک نگفتم بخندی

‫من از بچگی دارم شمشيربازی یاد می گیرم

‫این اولین بار بود دعوا می کردم

‫به هر حال ، مواظب باش

‫از دیدن آدمایی که همه چی دارن متنفرم

‫گوانگ

‫ووو...عالیه

‫یکم کوتاه بیا, باشه؟

‫قبول کن

‫فقط همین یه بار!

‫بیخیال , همچین قانونی نداریم

‫اما من یه بار این کار رو برات کردم , یادته؟

‫این هر روز داره بهتر میشه

‫بسه دیگه , اینقدر اِوا خواهر نباش

‫این-ها!

‫این-ها!

‫تو بد دردسری افتادی

‫چی؟

‫اونها که دیشب باهاشون دعوا کردی رو میشناسی؟

‫اونا خرسهای قهوه ای یونگ دونگ پو هستن

‫چی؟

‫همه جا دارن دنبالت می گردن

‫چی کار می خوای بکنی؟

‫بزار بیان - ‫چی ؟ -

‫میخوای خودت رو به کشتن بدی؟

‫دلیلی نداره بترسیم

‫میدونی , خرسهای قهوه ای گانگسترهای واقعی ان

‫وقتی تو داشتی با چاقو جیبی بازی می کردی

‫اونا داشتن چاقوهای ساشیمی شون رو تیز میکردن

‫تو اونها رو زدی

‫اون وقت فکر می کنی میزارن قسر در بری؟

‫اگه اونا گانگسترهای واقعی بودن

‫پس من چیزیم نمی شه

‫اونا خیلی شرمندن که بگن

‫دوتا بچه دبیرستانی کتکشون زدن

‫نگران نباش ‫من میرم

‫چیکار کنیم ؟ - ‫فهمیدی چی گفتم -

‫یون هی , تو خیلی باحالی

‫باید خواننده میشدی

‫اون خیلی سکسیه

‫یون هو , میام و منتظرت می مونم

‫جوجه هرزه ‫این چیه دیگه ؟

‫این چیه؟ هان؟

‫کلاه گیس سرته ؟

‫چه غلطی داری می کنی؟ ‫این تو چی داری؟

‫ای هرزه

‫با این دختر بچه چیکار دارین؟

‫تو خیلی بدبختی , می دونستی؟

‫شما معلوم هست چیکار می کنین؟

‫از اینجا برین بیرون ‫برین سر کارتون

‫هرزه , بیا اینجا

‫خوندن و رقصیدن خیلی برات مهمه؟ هان؟

‫مامان - ‫با من بیا -

‫آقا؟

‫هان؟

‫اینجا چیکار می کنی؟

‫تو احیانا کسی به اسم کیم چی سو می شناسی؟

‫عمو

‫یکی اومده ببینتت

‫تو...؟

‫من با رضایت سانگ بوک آن اومدم

! سانگ بوک خیلی وقته ندیدمش

‫حالا واسه چی اومدی اینجا؟

‫بریم داخل

‫خواهش می کنم بفرما تو

‫بشین , لطفا

‫خب واسه چی اومدی اینجا؟

‫شاید منو نشناسین ولی ...

‫من شما رو قبلا دیدم

‫تو خونه والگی دونگ..

‫خونه والگی دونگ...

‫پس خونه وینیل؟

‫اما چرا اینجایی؟

‫قربان ! کمک... ‫خواهش میکنم کمکم کن

‫چی...چی کار می کنی؟

‫دارم بهت میگم با یه همچین شغلی ، ‫جای اشتباهی اومدی

‫قربان ‫همین یبار کمکم کن

‫من قربان نیستم

‫کاری نکردم که لیاقت ‫این اسمو داشته باشم

‫فقط برگرد همونجا که بودی

‫اگه کمکم نکنین , میمیرم

‫اگه چهار روزه پول در نیارم

‫حتی تنها دخترم هم تو دردسر میافته

‫فکر کنین دارین جون یکی رو نجات می دین

‫خواهش میکنم کمکم کنین

‫دارم بهت ميگم ‫من تو موقعیتی نیستم که به کسی کمک کنم

‫همینطوری هم صورتم برای همه آشناست

‫و هیچ خونه ای هم ندارم برم توش

‫فکرش رو بکن

‫کی با شیادی مثل من بازی میکنه؟

‫من طرح اصلی رو میریزم

.شما فقط کمکم کن تکنیکها رو یاد بگیرم

‫خواهش می کنم , قربان! کمکم کنین

‫ول کن

‫هیچ شانسی نداریم ‫ باید بری

‫چی؟ تکنیک؟ ‫چی ميگی ....

‫اگه چهار روزه پول در نیارم

‫حتی تنها دخترم هم تو دردسر میافته

‫خوابی؟

‫اره ! نمی بینی؟

‫نیستی

‫هستم

‫ده سالم که بود

‫یادمه همه دارو ندار یه یارو رو گرفتی

‫توی نمی دونم , آن دونگ؟ ‫یا کیمچون ... حالا هرچی

‫روز بعدش خودش رو توی بازار دار زد

‫یادت میاد؟

‫اون خانومه تو مکپو ‫مرگ موش ریخت تو حلقش

‫درسته که حالا آدم موفقی شده ، ‫ولی نزدیک بود بمیره

‫چرا اینها رو پیش کشیدی؟

‫بخواب دیگه

‫تا حالا جون کسی رو نجات دادی؟

‫اون کسی که امروز عصر اومده بود پیشت

‫می تونی نجاتش بدی

‫با این استعدادی که داری ‫پس کی میخوای جون بقیه رو نجات بدی؟

‫خفه شو

‫اون برای من مهم نیست

‫چرا باید جونم رو براش به خطر بندازم؟

‫مهمه

‫چی؟

‫اون برات مهمه؟

‫نه, فقط...

‫بچه سر به هوا

‫دیگه زر نزن , بگیر بخواب

‫باشه

‫من صبح زود میرم

‫اگه...برم , دیگه بر نمی گردم

‫تا چهار روز یادت باشه

‫کجا میری؟

‫واسه تنوع یه زندگی رو نجات بدم

‫تصمیم درستی گرفتی

‫تصمیم درست , دیوونه

‫همه اون مدت داشتی

‫حرف اون مٌرده ها رو میزدی ‫نذاشتی بخوابم

‫انگیزم همینه , خب؟

‫می خوای بیام مواظبت باشم ؟

‫احمق!

‫فقط همینجا بمون و برو مدرسه

‫خوب درس بخون , می شنوی؟

‫هی...آروم

‫پسرها , فردا امتحانه

‫واسه چی اینقدر اینجا سروصداست؟

‫اگه امتحان رو گند بزنید ‫سگ هار پارس کنه

‫اولین کسی که پاچه ش رو می گیره , منم

‫من میرم ولی ...

‫همه تلاشتون رو بکنین!

‫آه ... احمقها

مسخره ام می کنین؟

کیم این-ها

‫چیه؟

‫معمولا چیکار میکنی ؟

‫خب , پسر صاحب سینما ‫شاید خوشحال نشه اگه بفهمه ...

‫ولی من هیچ وقت پول ندادم فیلم ببینم

‫اومدی ؟

‫بذار به ژنده پوشهای شهر معرفیت کنم

‫این کیه؟

‫کنجکاو بود بدونه ما وقتمون رو ‫چطوری می گذرونیم

‫کنجکاو بوده؟

‫سی بونگ , بهش چندتا لباس قرض بده

‫تو نمی تونی با لباس مدرسه ت عضو شی

‫این یارو دیگه کیه؟

‫چه نسبتی باهاش داری؟

‫صاحب همه چی

‫می خوای باهاش بچرخی؟

‫خوشم نمیاد

‫دلت میخواد وقتی یه سیمان می بینی که آماده نصب کردنه ، پات رو بزاری توش ؟

‫یا وقتی یه چيز خوشگله ‫دلت میخواد بهش خَش بندازی؟

‫چی داری میگی؟

‫تا حالا با زنی رابطه داشتی؟

‫چی؟

‫این همه راه اومدی اینجا که اینو بفهمی دیگه ، درسته ؟

‫ما اینطوری وقتمون رو می گذرونیم

‫بریم

‫هی ‫این شاگرد اول میگه بریم

‫بیا

‫کجا ؟ - ‫وقتی رسیدیم میفهمی -

‫خوش اومدین

‫خوش اومدین

‫خوبه

‫یه مرد باید بتونه مشروب هم بخوره

‫اره

‫حواست بهش باشه

بله قربان ، متوجه شدم

‫حواسم هست

‫وای...عالیه

‫پس بهشت واقعی وجود داره , هان؟

‫این هتل مال فیلماست؟

‫فکر کنم

‫با اون سینما و این هتل

‫شما خیلی پولدارین

‫چی کار می کنین این همه پول در میارین؟

‫حتما پول بقیه رو می دزدیم

‫- این ها! ‫- چی شده؟

‫سی بونگ رو اسیر گرفتن

‫خرسهای قهوه ای اومدن بردنش

‫خوب گوش کن , عوضی

‫هی بی شعور

‫این-ها!

‫خودشه

‫چیه؟

‫دلت کتکی چيزی می خواد؟

‫ولش کن

‫اگه چيزی داری بگی ‫فقط به خودم بگو

‫فقط خودت؟

‫فکر کردی کجا وایسادی هان؟

‫احمق

‫تو بودی که از دست این جوجه ‫دبیرستانیها کتک خوردی

‫باید از خودت خجالت بکشی

‫پس حرفی که تو خیابون میزنن راسته

‫بقیه می تونن برن , تو بمون

‫سی بونگ رو با خودت ببر

‫- این-ها!

چقدر بهت وفادارن

‫برو دیگه

‫من خوبم ‫زودباش برو

‫ من فقط میخوام باهاش حرف بزنم

‫پس شماها برین ‫برین

‫این-ها!

‫عجله کن ‫- این-ها

بشین

‫شنیدم میتونی بجنگی

‫اما من فهمیدم توی یه چیز دیگه ...

‫کارت درسته

‫میگن کارت درسته

‫تکنیکت رو نشونم بده

‫یالا , نشونم بده

‫اگه نشون بدم...

‫همه چی بینمون تموم میشه؟

‫حالا اول بذار ببینیم

‫سمپال!

‫وای! ‫این یارو خوب حالیشه

‫بیا با ما باش

‫من یه خونه کوچیک وسط شهر دارم ‫ بیا واسم کار کن

‫من قصد ندارم حقه باز بشم

‫نه, ممنون

‫نه؟

‫چرا نمیاد؟

‫میخوای ما بریم حالشونو جا بیاریم؟

‫نه.. ‫فکر کردم قراره بمیرم

‫دختر جون

‫یه مرد فقط یه بار میمیره , نه دو بار

‫میرم ببینم چی میشه

‫عجله کن

‫بپا

‫بسه!

‫برا من کار کن

‫نه

‫- تو دلت می خواد بمیری ‫هی هی هی!

‫بهت گفتم دخالت نکن

‫این آخرین اخطاره

‫بیا با من کار کن

‫نه

‫پهنش کنین

‫بازش کنین

‫بیا , بوتنگ!

‫گوسا

‫خوب نیست ‫یه بار دیگه بازی کنیم

‫من رو شانس نیستم واقعا

‫خوبی؟

‫به نظرت من خوبم؟

‫حتی نفس کشیدن هم منو میکٌشه

‫ببخش اگه ترسوندمت

‫نمی دونم چرا با این سر و وضع اومدم

‫چرا همیشه اینقدر دعوا می‌کنید؟

‫تو...

‫تو از من می ترسی , نه؟

‫من هیچ وقت نمی ترسم

‫اسمت چیه؟

‫من ... ؟ ‫کیم این-ها

‫هجده ساله

‫اين همه چیز منه

‫نمیخوای اسمت رو بهم بگی؟

‫مین سو-یون

‫می دونی...من قبلا هر بار کتک می خوردم ‫دردش رو احساس می کردم

‫ولی این بار... ‏ ‫تنها چيزی که می تونم بهش فکر کنم , تویی

‫ممکنه خیلی از اون احمقها دور و بر سینما بپلکن

‫پس مواظب باش

‫اگه کسی خواست اذیتت کنه

‫به سی بونگ بگو

‫من خودم حسابش رو میرسم

‫چرا می خندی؟

‫تو قرار نبود آدم بده باشی؟

‫من؟

.. .من یه اشتباههایی دارم

‫ولی واقعا آدم بدی نیستم

‫چیه ! تو فکر می کنی من آدم بدی ام؟

‫تو با آقای مین زندگی می کنی؟

‫اره

‫مامانت چی؟

‫فوت کرده

‫مامان من هم

‫اینقدر کوچیک بودم که صورتش هم یادم نیست

‫ازش هیچ عکسی نداری؟

... ‫خب عموم بهم میگه ‫

‫اون شکل ترکیب دو تا بازیگر ، جونگ ایم نام و مون هیه

‫ولی فکرکنم دروغ میگه

‫فکر کنم...

‫تو یکم شبیه اون باشی

‫از کجا میدونی؟ ‫تو گفتی اونقدر بچه بودی که یادت نمیاد

‫آنجلا

‫من الان باید برم

‫آقای مين شاید یه چند روزی نیاد خونه

‫تو از کجا میدونی؟

‫میدونم دیگه ‫نگرانش نباش

‫آل این

‫پرداخت

‫جانگ تنگ

‫وایسا

‫بیاین یه دو ساعت استر احت کنیم ‫بعد ادامه میدیم

‫من که خوبم

‫اشکالی نداره؟

‫به هر حال که دست من خوب نمیاد

‫حرف شانس بد رو نزن

‫فکر کنم کافی باشه ‫چرا بس نمیکنی ؟

‫یکم دیگه... ‫خواهش می کنم یکم دیگه

‫من دوباره اين شانس رو پیدا نمی کنم

‫ممکنه خطرناک بشه

‫فقط چند دست دیگه

‫ماشین رو نگه دار

‫چیه؟

‫فقط چند دقیقه طول می کشه

‫چی شد؟

‫کتک خوردی؟

‫اره , نه خیلی

‫بین خرسهای قهوه ای چی شد ؟

‫هیچی

‫دیگه تموم شد ‫نگرانش نباش

‫این دوستته؟

‫اره

‫عجیبه

‫تو تا حالا هیچ دوستی نداشتی

‫صمیمی هستین ؟

‫داریم میشیم

‫نشو

‫حس خوبی ندارم

‫بچه خوبیه

‫ولی اون در حقت خوبی نمی کنه

‫باور کن

‫چرا اینو میگی ؟ ‫اونا فقط بچه ن

‫ببین , اگه من به اینجا رسیدم واسه اینه که...

‫می تونم فکر آدما رو بخونم

‫چشمهای اون یه جورایی فرق دارن

‫ما آماده ایم قربان

‫عجله کنین

‫بله قربان

‫این چیه ؟

‫راه بیافتین آشغالا

‫چوی دو هوان ماشین قمار هتل ریچ رو گرفت

‫آفرین

‫کانگ , به این راحتی ها تسلیم نمی شه

‫دیر یا زود برمیگرده

‫آماده باشین

‫بله قربان

‫تو ...

‫میگن تو و دختر مین با هم دیگه جور شدین

‫اگه جونگ آئه بفهمه می خوای چی کار کنی؟

‫این طوریا نیست

‫دیگه...خودمونیم! ‫چیزی نداری که بخوای پنهون کنی

‫به هر حال, راسته که شما دوتا ‫دیشب رو با هم بودین؟

‫روانی ها

‫خیلی خوب، هر چی دلتون می خواد فکر کنین

‫می کنیم

‫این-ها

‫اون اینجاست ‫کی ؟

‫فقط برو

‫پدرم کجاست؟

‫نمیدونم

‫ولی تو می دونستی رفته

‫از کجا می دونستی؟

‫من حتی قبل از اینکه تو رو ببینم ‫مين رو می شناختم

‫بهم گفت یه پیغام بهت بدم ‫منم دادم

‫چند تا غریبه دورو بر خونه مون می پلکن

‫دنبال پدرم میگردن

‫من هم نگرانم

‫اصلا چیزی نیست که نگرانش باشی ‫نگران نباش

‫خوب مراقبش باش , می شنوی؟

‫باشه!

‫خیلی ممنونم

‫تا وقتی بمیرم این لطفتون رو فراموش نمی کنم

‫به هر حال ، خوبه که همه چی ‫بی دردسر پیش رفت

‫با این پول همه بِدهیت رو صاف کن

‫و هیچ وقت برنگرد که بازم قمار کنی , باشه؟

‫وقتی فکر میکنم اونا به خاطر این ‫چطوری باهام رفتار کردن

‫مور مورم ميشه

‫من دیگه حتی نگاهم بهش نمیندازم

‫اگه این کار رو بکنی

‫من هم دیگه بهت نگا نمیندازم

‫- باشه! ‫- پس بریم

‫باشه!

‫عمو

‫چطور شد؟

‫من یه زندگی رو نجات دادم

‫عالیه

‫لابد خسته ای

‫اما... شماها چطوری هم رو می شناسین؟

‫چی شده اینقدر خوشحالی؟

‫هیچی

‫امشب غذای مورد علاقه تورو داریم ‫ سوپ خمیر لوبیای دیگی

‫فقط یه لحظه وایسا

‫هی

‫این چش شده؟

‫انگار واقعا خوشش اومده

‫خیلی خوابم میاد!

‫این چیه ؟

‫شماها چی کار می کنین؟

‫ تو نمی دونی چرا داریم این کار رو میکنیم ؟ ‫اونو بده به من

‫من اين رو به دست آوردم

‫ولی روش تو این نبود

‫فکر کردی ما نفهمیم؟

‫بدش به ما ‫اگه ندی بدتر میشه

‫نه

‫اینطور که پیداست ‫ما یه موقعیتی دارم که باید باهاش کنار بیایم

‫هی , ما نباید این کارو بکنیم ‫ولش کن دیگه

‫این پول منه ‫چرا باید بدم به شما؟

‫پدر سوخته ‫بدش به من

‫این پول ارزش زندگیت رو نداره احمق

‫خودت رو نگه دار

‫حالا پول جمع کن ، پول درار ‫شروع می کنیم , خوب نگاه کن

‫کوه واسه خرس ‫اقیانوس واسه ماهی

‫شهر این چون در کنار امواجه ‫ میریم که شروع کنیم

‫اگه درست گرفته باشی ‫هفت بار بیشتر گیرت میاد

‫چقدر غر میزنی ‫گفتی هفت بار نه ؟

‫قسم می خورم

‫پس

‫این یکی!

‫- وایسا ‫- دستت رو تکون بده

‫چی؟ با این مهارت؟ ‫تو حتی نمی تونی یه بچه رو هم خر کنی!

‫پولم رو بده

‫عجیبه

‫این قرار بود اونور باشه ‫چرا رفته اونجا ؟

‫فقط همین یه بار! ‫دوباره سعی میکنم

‫باشه , ولی اول باید پولش رو بدی

‫همین یبار ‫دوباره سعی میکنم

‫باشه ‫ولی اول باید پولشو بدی

‫ولش کن

‫کیه ؟

‫فکر کردم شماها رفتین سینما؟

‫رفتیم ، اما آپاراتچی مٌرده بود ‫اونام فیلم رو تعطیل کردن

‫چی؟

‫کدوم سینما ؟ - ‫سینما کیونگ سونگ -

‫نه ‫غیر ممکنه!

‫چش شده؟

‫اگه کمکم نکنی , منو می کشن

‫اگه چهار روزه پول در نیارم

‫حتی تنها دخترم هم تو دردسر میافته

‫چند تا غریبه دور و بر خونمون می پلکن

‫فکر کنم دنبال پدرم میگردن ‫منم نگرانم

‫چه غلطی می کنی؟

‫مال منه

‫بیا اینجا ‫یه بوس بده بهم

‫پسر! من چم شده

‫بس کن

‫دیگه نخور

‫ببین من این چند روزه چقدر وزن کم کردم؟

‫باید یکم بیشتر کم کنی

‫آره , یکم دیگه که کم کنی خوب می شه

‫من کم خونی دارم

‫اوه اومدی ؟ ‫این-ها کو ؟

‫این روزا سرش شلوغه

‫چرا؟

‫بیا , اومدش ‫خودت ازش بپرس

‫همه تون با من بیاین

‫بیشتر بخور

‫خوبه

‫بچه ها بریم

‫این عوضی ها کی هستن؟

‫بدوین!

‫بگیریدشون!

‫اول اونو بگیرین!

‫بدو

‫وایسین ! جوجه های فسقلی!

‫تمومش کن!

‫کیم این-ها

‫بهتره زودتر بیای بیرون

‫اگه نیای ‫من این احمق رو میکشم

‫ای آشغال ‫اسمت رو بهم بگو

‫چیه؟

‫یانگ سی-بونگ

‫این-ها

‫اسم این جوجه یانگ سی-بونگه

، ‫اگه فوری نیای بیرون ‫میکشمش

‫بین شماها اصلا وفاداری نیست؟

‫زود بیا بیرون!

‫همینجا بمون!

‫بگیریدش؟

‫تو! وایسا!

‫چه خبره؟

‫چی شده؟

‫بردنش اتاق عمل

‫باید یه چیزی بهت بگم

‫ببخش ، بخاطر من این اینجوری شد ...

‫آقای مین...

‫مرده

‫چی؟

‫اون مرده

‫چی داری میگی؟

‫چی شده؟

‫چه اتفاقی براش افتاده؟

‫اون تا آخر عمرش فلج میشه

‫می کشمشون

‫آروم باش - ‫ولم کن -

‫اگه عقلت رو از دست بدی ‫نمی تونی هیچ کاری بکنی

‫اگه واقعا میخوای تلافی کنی ‫آروم باش

‫اگه قراره تلافی کنیم ‫نمی تونیم ریسک کنیم و تلفات بیشتری بدیم

‫باید مراقب باشیم

‫باید راهی پیدا کنیم ‫که خرسهای قهوه ای رو نابود کنیم

‫می تونیم انبار رو آتیش بزنیم

‫این براشون بزرگترین خسارته

‫لیم دائه-چی فعلا میرسه

‫به تائه جون ‫سانگ گو یا جونگ تائه چیزی نگو

‫خودم این کارو می کنم

‫منم باهات میام - ‫جونگ وون -

‫تو الان باید بری

‫وقتی اومدی عضو گروهمون بشی

... ‫قصدم این بود

‫تویی که همه چیز داشتی رو ‫نابود یا زخمی کنم

‫اینجا جای تو نیست

‫برام مهم نیست تو چی فکر می کنی

‫همین لحظه

‫تو نزدیکترین آدم به منی

‫کسی نیست

‫واقعا ...

‫واقعا مستی

‫مطمئنی؟

‫چی ؟ ‫دیدی من تا حالا دروغ بگم ؟

‫تو میشی خانم خرس گنده ‫بله خانم , اره خودشی

‫واقعا؟ ‫دوسش دارم

‫ولی اگه خانوم بشم

‫پس می سوک چی؟

‫اون که نمی دونه چطوری کار کنه ‫می تونه تو اشپزخونه بمونه

‫دیگه خفه شو و بریم بخوابیم ‫زود باش

‫وایسا

‫باید لباسامو در بیارم

‫وایسا

‫چشماتو ببند

‫زیر چشمی نگا نکن

‫چشات بسته ست؟

‫عزیزم ‫عزیزم

‫هی لیم دائه-چی ‫تو خرس قهوه ای!

‫شماها باید کیم این-ها و جونگ وون چوی باشین ‫درسته؟

‫فقط تکون نخور ‫بیا

‫بیا اینجا , بیا!

‫قاتل؟ ‫منظورتون چیه؟

‫اون به جرم قتل لیم دائه-چی تحت بازجوییه

‫با همدستی دوستش کیم این-ها

‫وکیل هان رو خبر کن

‫و مطمئن شو مادر جونگ وون ‫چیزی از این موضوع نفهمه

‫بله قربان

‫چی؟

‫معلوم هست چی داری میگی؟

‫تو خیلی خنگی!

‫فکر میکنی دارم شوخی می کنم؟

‫بازرس خودش اومد

‫جونگ آئه ، راست میگه؟

‫بله!

‫من وقتی باور می کنم که به نظر بیاد راسته

... ‫قبل از اینکه فرستاده بشه واسه پیگرد

‫مطمئن باشین جونگ وون رو میاریم بیرون

‫اما جونگ وون اعتراف کرده که ‫خودش اون نقشه رو کشیده

‫و با همدیگه انجام دادن

‫من اطمینان پیدا کردم که این اظهارات ‫سر به نیست بشه

‫کیم این-ها ...

‫یکاری کن که یعنی کیم این-ها ‫عمدا یارو رو کشته

‫چوی جونگ وون

‫زود بیا بیرون!

‫کجا میریم؟

‫خونه

‫پس اين-ها چی؟

‫تو نباید نگران اون باشی

‫من نمی تونم تنهاش بذارم

‫ولم کن ‫این-ها ، این-ها

‫بذار برم ‫این-ها

‫کیم این-ها

‫یه روز انتقام دائه-چی رو ازت میگیرم

‫ تا جهنم دنبالت میام فقط وایسا و تماشا کن

‫تو باید به دست من بمیری ‫مراقب باش

‫خواهش میکنم ماشینو نگه دار

خفه شو و محکم بشین سر جات

حکم هفت سال حبس برای متهم کیم این-ها صادر شد

‫بعد از یک ماه زندانی شدن در زندان نوجوانان

‫جونگ وون به ملاقاتم اومد

... ‫در طول جلسه ملاقات

‫با هم یک کلمه هم حرف نمیزدیم

‫وقتی میخواستم به سلولم برگردم ...

‫دیدم که جونگ وون گریه کرد

‫اما من سعی میکردم جلوی اشکامو بگیرم ‫تا جلوی جونگ وون گریم نگیره

‫بعد از یه مدت شنیدم که جونگ وون برای تحصیل رفته آمریکا

‫با پشت سر گذاشتن سو یون و جونگ وون ...

من هم سالهای نوجوانی ام را در زندان گذراندم

‫آنجلا

خانم ، از آمریکا تماس گرفتن

جونگ وون تویی ؟

بله مادر ، جونگ وونم

حالتون چطوره ؟

کیم این-ها به اتاق 1114 منتقل میشه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.