All language subtitles for Attack-Part_1(2022)_HDRip_persian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

ترجمه و زیرنویس حمید رضا hamidyz007@gmail.com

ما به کاروان ارتش هند حمله کردیم، دو روز پیش.'

این فقط یک نمایش کوچکی بود از قدرت ما.

جنگ واقعی تازه شروع شده .

من دوستانم رو جمع میکنم از سراسر جهان.

اکو یک تا آلفا دو. اکو یک تا آلفا دو.

به سراغ اکو وان برید.

ما به موقع رسیدیم حرکت به سمت LZ.

کپی، آلفا دو.

مسیر سبز هست برای حرکت شما .

هند توهین کرده به سرزمین ما به طرز فجیعی

وقتش رسیده که بریم انتقام بگیریم

بچه ها آهسته حرکت کنید

تیزبین باشید

من در موقعیت هستم.

کپی 🀄. کوچه جنوب غربی کسی نیست.

مراقب باش که چند ساعتی هست که حرکتی نیست

13 دقیقه تا حمله..

با علامت من.

شروع کنیم تیم ارواح داره وارد میشه

دشمن توی کوچه است

آماده باش

هدف داره میاد سمتت

نمی‌خواد بزنیش. خودم حلش میکنم

اون هیچ وقت ازدواج نمیکنه

ما در معرض حمله هستیم! اسلحه ها رو بیرون بیار!

زود باشید!

ارتباط تصویری ما قطع شده.

تیم ارواح، شما تنها هستید.

در رو بشکن

پناه بگیر، سرباز!

برو چک کن

الان ماشه رو بکش!

منو پوشش بده!

قربان

هدف اینجا نیست اطلاعات اشتباه بوده

همین الان باید از اینجا بریم

نه، روی هدف تمرکز کن.

پشت سر من . حرکت کنید!

حالا حرکت کنید ، حرکت کن! حرکت!

حرکت کنید.

قربان .بزار بزنمش - نه. دست نگهدار.

دشمنان بیشتری دارن میان.

قربان ما باید از اینجا بریم

-قربان .ما باید بریم - نه

نترس

سوئیچ رو آزاد میکنم

ما به تو صدمه نمی زنیم. تو فقط سوئیچ رو آزاد نکن

نگران نباش به دست من نگاه کن

چیزی نیست.

همه پسر های تیم آلفا جمع بشن بیان . آماده باشند برای حرکت..به خونه..

اکو وان برو تو

برید سراغ اکو وان . برید بیرون.

اون رو چک کن دو دقیقه تا منطقه فرود.

نارنجک!

برو برو ..حرکت کن

همشونو بکشید! محاصره شون کنید! اجازه ندهید فرار کنند!

کمک کمک..

کمک..

- جناح راست چیزی نیست، قربان. - تیم ارواح، حرکت کنید

وضعیت شما چیست؟

اکو یک، هیچ نشانه ای از هدف وجود نداره

ماموریت لغو شده.

شبح به دلتا، ما در حال حرکت هستیم.

توجه داشته باشید، جاده عمل نیست.

از سمت شرق به صورت هوایی خارج میشید

اوه صبر کنید صبر کنید! اه لعنتی!

صبر کنید صبر کنید صبر کنید

الان با پشتیبانی ارتباط بگیرید فکر کنم اونو گرفتیم.

- تایید شناسه زندانی. - بگو ببینم.

هدف تایید شد

رحمان گل تایید شد. داریم میایم بیرون

کارتون خوب بود، بچه ها! جی هند!

ممنون قربان! جی هند!

جی هند!

"این چشم ها مال منه.."

"این چشم ها مال منه.."

سلام!

سلام.

چرا موهاتو به این شکل در اوردی ؟

موها تو بنداز توی ماشین لباس شویی بزار چند تا پیچ و تاپ بهش بزنه

نپرس

کارت شناسایت پس کجاست

- وای خدای من. - وای خدا

نه نه نه. جوهی...

- من الان برمی گردم. - تو به پرواز نمی رسی، بله بله.

هیچ اتفاقی نمی افته.

لعنتی

متاسفم.

- خوش آمدید. - سلام.

از اینطرف. اقا

- خوش آمدید. - سلام.

بفرمایید.

- سلام. - لعنتی

خوش آمدید... بفرمایید.

دوست پسر سابق؟

نخیر

- خوش آمدید. - پس من به دیبز زنگ می زنم.

خوش آمدید.

هی. ایشا؟

هوم؟

اون همچنان داره اینجا رو نگاه میکنه

میدونم.

تو اون میبینی؟

آره

فکر می کنم رژیمی که گرفتم بالاخره داره کار میکنه

- جوهی؟ - هوم؟

اون داره به من نگاه می‌کنه....

چی باعث میشه که تو فکر کنی پسرها فقط به تو نگاه می کنند؟

دوست داری شرط بندی کنیم؟

- بله! تو واقعا مطمعن هستی

خانم ها و آقایان، کاپیتان صحبت میکنه

الان میتونید کمربند ایمنی. رو باز کنید در داخل کابین حرکت کنید.

اونجا چیزی نیست

- یعنی خالیه؟ بله

اوه، آره

به هر حال من خودم دوست داشتم یکمی طول بکشه...

راستی.. ممنون.

ممنون که نگذاشتی زمین بخورم

اوه

من واقعا متاسفم برای اتفاقی که افتاد

کاملا تصادفی،و ناخواسته،بود اما خوشحالم که این کار رو کردم.

یعنی خوشحالم نگذاشتم بیفتی

با این وجود .. فکر میکنید چند ساعت دیگه میرسیم؟

به نظر می رسه عجله داری؟

کاره مهمی هست؟

نه، من دارم میرم خونه.

چند روز مرخصی گرفتم بعد از یک مدت طولانی.

چرا اینطوری؟ مگه کار تو چیه که اینقدر بهش حساس هستی؟

من برای ارتش هند کار می کنم.

دروغ.

حالا باور کن؟

خوب.

فکر کنم خیلی طول کشید...

نخیر

آب میوه میخوری؟

نه، ممنون

چند وقت میشه که به عنوان مهماندار هواپیما کار میکنی

سه سال.

تو کارتو دوست داری؟

ببینید، من از یک خانواده خیلی ساده و محافظه کار هستم.....

از طبقه متوسط جامعه

این شغل به من اجازه میده به صورت رایگان برم مسافرت

منو از اون افکار محافظه کارانه دور نگه می‌داره

ولی می‌دونی بهترین قسمتش چیه؟

هر بار ، چیزهای تازه و جدید میبینم

افراد جدید، دیدگاه های جدید.

تجربه های جدید.

زندگی سعی میکنه و نمی زاره که حرکت کنی اما این سفر همیشه باید ادامه داشته باشه

قشنگه.

حالت خوبه؟

آره

همه چیز خوبه؟ باشه.

- متاسف. - یعنی همه اینها اتفاقی هستند؟

بله، بعضی وقت ها اتفاق می افته. توی این مسیرها

منظورم این بود که...

این همیشه اتفاق می افته

آقا، کمربند ایمنی... رو ببندین

باشه.

سلام.

کمربند ایمنی تون رو ببندید. اقا

آره.

برو

باشه.

یه رستوران هست درست بیرون فرودگاه

با هم بریم یه قهوه بخوریم

دیوانه ای؟ برگرد به صندلیت

من حتی اسم شما رو هم نمیدونم

آرجون شرگیل. و اسم شما؟

الیشا

الیشا نام و نام خانوادگی؟

فقط الیشا

مثل مدونا

آه، از آشنایی با شما خوشحالم

و شما نیز، بیانک*.

قهوه؟

نه!

لطفا برگردید به صندلی خودتون . ما داریم توی یک هوای مطاتم پرواز میکنیم

پس در مورده تلاطمی که توی قلب منه؟

اوه...

- خیلی خفن! - منتظرت میمونم

فقط به صندلیت برگرد، سرباز.

من منتظرم تو بهش بگو

سلام.

سلام.

شما نمیدونی مجبور شدم چند تا قانون رو نادیده بگیرم . فقط برای ملاقات با شما

پشیمون نمیشی قول میدهم.

بریم..

بریم...

"من بدون تو نمی تونم زنده بمونم."

"من احساس آرامش می کنم وقتی با تو هستم."

"من احساس آرامش می کنم وقتی با تو هستم."

"من اهمیتی نمی دهم به چیزیکه دنیا داره میگه

"من احساس آرامش می کنم وقتی با تو صحبت می کنم."

"من احساس آرامش می کنم وقتی با تو صحبت می کنم."

"فقط وقتی با شما صحبت می کنم."

"من مال تو هستم."

"فقط مال خودت."

"من دیگه مال خودم نیستم."

"من مال تو هستم."

"فقط مال خودت."

"من دیگه مال خودم نیستم."

"تو در من ساکنی."

"من دیگه مال خودم نیستم."

"من بدون تو نمی تونم زنده بمونم"

"من احساس آرامش می کنم وقتی با تو هستم."

"من اهمیتی نمی دهم دنیا داره چی میگه

"من احساس آرامش می کنم وقتی با تو صحبت می کنم."

"من احساس آرامش می کنم وقتی با تو صحبت می کنم."

"فقط وقتی با شما صحبت می کنم."

"من تو را از درون می شناسم."

"من روح شما را می شناسم."

"من تو را از درون می شناسم."

"حتی خودت تو هم خبر نداری تو هم مثل من. هستی»

"من تو را از درون می شناسم."

"من روح شما را می شناسم."

"من تو را از درون می شناسم."

"حتی خودت تو هم خبر نداری تو هم مثل من. هستی»

"این تو هستی و فقط تو."

"این تو هستی و فقط تو."

"من مال تو هستم."

"فقط مال خودت."

"من دیگر مال خودم نیستم."

"تو در من ساکنی."

"من نیستم..."

"من مال تو هستم."

"فقط مال خودت."

"من دیگر مال خودم نیستم."

اوه خدای من.

برید کنار! برید کنار!

آرجون!

آرجون!

آرجون!

الیشا...

سریع برید داخل!

آرجون؟

آرجون...

الیشا!

آرجون...

آرجون!

اوه...

مامان؟

اوه آرجون... بیدار شدی.

اوه، آرجون... عزیزم.

پسرم

خدا رو شکر.

آرجون؟

ایشا. کجاست

من برم بگم دکتر بیاد

گلوله رو بیرون اوردیم، ولی ..شما دیگه نمیتونی حرکت کنی.

مهره های سی یک و سی دو شکسته اند.

برای همین شما از گردن به پایین فلج شدید

و فقط میتونید بصورت کم و جزئی دست راست خودتون رو حرکت بدید

چه مدت طول می‌کشه تا من بتونم بهبودی پیدا کنم

همین چیزیکه الان گفتم، مهره های سی یک و سی دو شما آسیب دیده اند

شنیدم دکتر

کی میتونم دوباره روی پاهام راه برم؟

آرجون

بذار تمومش کنه

آرجون، این...

این یک فلج دائمی هستش

دائمی؟

چطور می تونه دائمی باشه؟

مامان؟

"میخوام یه بار دیگه ناراحتت کنم."

"من می خواهم یه بار دیگه شما رو مسخره کنم."

"میخوام یه بار دیگه از پیشم بری."

"میخوام زنگ بزنم یه بار دیگه که برگردی"

"من باید چیکار کنم با این وضعیت توی زندگی؟

بیا پیش خودم بشین. و بهم بگو به چی داری فکر میکنی

"به من بگو در دلت چه می گذرد."

"این سکوتت داره منو میکشه لطفا صحبت کن."

"به من بگو در دلت چه می گذرد."

"این سکوتت داره منو میکشه لطفا صحبت کن."

از درون مثل یک پرنده زخمی هستم که فقط دوست دارم پرواز کنم. و دارم

می جنگم برای زنده موندن، در حالیکه از بیرون احساس می کنم مرده ام."

"احساس می کنم مثل یک شاخه شجاع هستم در برابر طوفان."

من چطور باید دوبار زندگی بسازم

"به من بگو در دلت چه می گذرد."

"این سکو تت داره منو می کشه لطفا حرف بزن

خبر فوری!

گروه تروریستی DG مسول حمله تروریستی به فرودگاه در سال گذشته. بوده

بیش از 300 نفر در این حمله جان باخته بود.

به گفته منابع ما، پشت این حمله های تروریستی

و طراح اون کسی نبوده بجز حمید گل .

اون به طرز وحشتناکی داره نیرو جمع می‌کنه از اردوگاه های تروریستی در PoK

آقای ساچین. آقای دوانشو.

ما باید سیاست را از این موضوع دور نگه داریم.

اما دولت این موضوع رو داره سیا سی میکنه

"نکن."

از اینجا برو

الان سوال اینکه....

دولت ما چه کاری میخواد برای حفاظت از کشورمان و مردم انجام بده ؟

فکر نمیکنید ما باید این سوال را بپرسیم؟

من احساس می کنم دولت باید پاسخگوی مردم باشه

من فکر می کنم دولت باید

به تمامی سوالاتی که مرتبط هست با امنیت ملی کشور رو باید فورا پاسخگو باشه

همه اینجا حاضر هستند؟ پس اجازه بدید جلسه رو شروع کنیم

بشینین، بشینین لطفا بنشینید.

چه اطلاعاتی از SeT داریم؟

قربان ما کاملا به این اشراف داریم که حمید گل هدایت لشکر رو بر عهده داشته و داره.

این تنها عکسی که ما از حمید گل داریم

چند سال پیش پدرش رحمان گل .رو دستگیر کرده بودیم

تحصیل کرده آکسفورد هستش مهندس کامپیوتره.

یک تروریست امروزی

پیروانش مثل یک مسیح با اون رفتار میکنند، قربان.

اونها .سربازها رو شستشوی مغزی میکنند. و بهشون آموزش میدن و تبدیل به یک نخبه میکنند

که همه چیز رو فقط توی حافظ خودشون نگه میدارن

تا زمانیکه سرزمین هند وجود خواهد داشت آنها نمی‌گذارند آرامش و صلح وجود داشته باشه

چطوری باید بتونیم مقابله کنیم

آقا من توصیه میکنم یک عملیات تمام عیار

این یعنی شروع جنگ

این گزینه مناسبی نیست

موافقم.

تروریست ها خیلی مواظبت میکنند پس از آخرین حمله ایکه ما داشتیم

الان آنها بخاطره وحشتی که از ما دارن. رفتن و در مناطق غیرنظامی کمپ زدن

ما یه گزینه دیگه داریم قربان

برنامه سوپر سرباز.

بفرماید، آقای سوبرامانیوم،

برای چی در مورد همون برنامه قدیمی دارید صحبت میکنید و خیلی اصرار دارید انجام بشه

چون خیلی مهم هستش من اینو می‌دونم که انجام شدنی هست

وقتی مذاکرات صلح با شکست مواجه بشه اونوقت. جنگ دیگه فقط یک گزینه نیست

علم همیشه به ما کمک کرده

میشه بگید دقیقا چی توی سرتون میگذره؟

هوش مصنوعی.

یک جنگجو با باهوش مصنوعی یک سرباز فوق العاده...

که می‌تونه با تروریست ها فقط خودش به تنهایی مبارزه کنه و نبودش اون کنه..

اونم بدون وارد کردن هیچ خسارت جانبی

مثل اینکه فیلم های هالیوودی زیاد نگاه میکنید

بله، من عاشق فیلم های هالیوود هستم.

میدونید برای اولین بار کجا از یک پهپاد نظامی مسلح استفاده شد؟

7 اکتبر 2001، قندهار. پهپاد برای ارتش آمریکا بود

اشتباه.

1980، فیلم "جنگ ستارگان" اولین پهپاد جهان را به نمایش گذاشت.

داستانهای تخیلی امروز همین فردا به واقیعت تبدیل میشن

نه فقط ما، بلکه همه ملت های پیشرفته جهان -

آمریکا، چین، اسرائیل،

همه دارند بر روی آن تحقیق و مطالعه میکنند و برنامه ریزی دارند برای سرباز و هوش مصنوعی

شما همه این ها رو می‌بینید .اما میزارید میرید

"چقدر عالیه!"

"عالیه!"

"خیلی محشره!"

اما باورش برای شما سخته تا زمانی که دانشمندان هندی روی آن کار می کنند.

به دلیل اینکه خودمون رو دست کم میگیریم، همیشه فکر میکنیم آنها بهتر از ما هستند.

اما من به شما اعلام میکنم آنها نیستند.

ما در رتبه دوم قرار داریم.

ما دانشمندان جوان و پویایی داریم که این کار رو انجام میدهند

آنها اعتماد به نفس،دارن و خیلی جسور و جسور هستند

مسولیت اجرای برنامه فوق سرباز ما، صباح قریشی.

کسی هست که هفت سال گذشته رو در ..آر..بی..ٱ...کار کرده

و در حال حاضر آنها در حال انجام تکمیل و آماده سازی این پروژه هستند

من هیچ شکی ندارم که در جنگ هایکه در آینده وجود خواهد داشت....طرفی برنده هست

که از هوش مصنوعی استفاده میکنه و نه از تفنگ و توپخانه.

و هند باید اولین کشوری باشه. در استفاده از این فناوری پیشرفته

وقتش رسیده که به انقلابی کنیم برای ارتش هند

آقا ما برای آزمایش انسانی آماده ایم.

- ما فقط نیاز به یک مجوز از شما داریم ... - منظورت از "انسان" سرباز های خودمون هستند؟

یک سرباز

آقای سوبرامانیوم، شما پیشنهاد میکنید ما روی سربازهای خودمون آزمایش کنیم؟

و از آنها به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده کنیم؟

قربان ما هیچ کاری انجام نمیدیم بدون اجازه و موافقت خود سرباز

من به شما این اطمینان رو میدم

مذاکرات صلح، درگیری های مرزی،

حملات.با انجام این جراحی به اتمام خواهد رسید

چیزی که من پیشنهاد می کنم

می‌تونیم همه تروریست‌های کشور رو نابود کنیم نه فقط شخص حمید گل.

تا کی باید با تروریست ها مقابله کنیم

وقتش رسیده اینبار ما حمله کنیم!

الان باید کارشون رو تموم کنیم

شما باید موافقت کنید. من مابقی کارها رو اداره می کنم.

بیارش اینجا

اونو از روی صندلی بیارید پایین.

چطور جرات کردی منو گاز بگیری چطور این کارو کردی!

اونو ولش کن .

ولش کن.

پسرمو ولش کنید ...

بذار برم.

کمک! کمک!

خفه شو!

می کشمت.

خفه شو!

- میکشمش - نه نه.

-بریم داداش وسایل رو بردار

ساکت باش! خفه شو!

- هر چی میخوای بردار - کاره من تموم شده. بیا بریم.

- حلقه رو به من بده. - نه!

یا انگشتت را قطع میکنم

باید انگشت دستت رو میبرم و برمیدارم ؟

بریم داداش کاره من تموم شد . بیا بریم.

اوه خدای من.

آرجون؟

تو خوبی؟

حالت خوبه؟

حالت خوبه مامان؟

بله من خوبم.

من خوب هستم.

تو خوبی؟

آره؟

بیا دیگه...

بلند شو

بلند شو

مامان...

متاسفم مامان

از نظر فیزیکی سربازهای هستند که برای اینکار خوبند. قربان

صباح اطلاع داری از وحشت اطراف

وضعیت تغییر کرده است.

آقا با کمال احترام

من این تکنولوژی رو توسعه ندادم برای جنگ

منظورم دادن زندگی جدید برای افراد فلج بود

اگر این تراشه رو بکاریم روی یک فرد سالم،

می‌تونه اونو برای تمام عمر فلج بکنه

صباح، نخست وزیر آنو تایید کرده .

من میتونم بفهمم.و متوجه هستم که این موضوع چقدر مهم هستش

و RDO حمایت می کند، از این بابت بسیار سپاسگزارم،

اما این چیزی نیست که ما در مورد آن صحبت کردیم.

من نمیتونم اخلاقیات رو فراموش کنم.

متاسفم، نمیتوم این کار رو انجام بدم.

صباح، یک دقیقه به من فرصت میدی ؟

حتما.

مشکل چیه؟

خوب چرا اینو از پروژه نمیزاری کنار....

اون خودش مسئول اصلی این پروژه است، قربان.

ما بدون اون نمی تونیم کاری انجام بدیم.

پس برید یه سرباز فلج پیدا کنید، باید یک سرباز فلج جایی وجود داشته باشه

آرجون مهمون داری

شرگیل.

حالت چطوره ؟

من خیلی سرم شلوغه قربان

- خیلی شلوغه - هوم

چایی میل دارید؟

- مامان؟ - آهان؟

ایشون چای رو با شکر میخورن چقدر اضافه کنم یک قاشق چایخوری

ممنون، مامان

چی میبینم. مردی که داره آدامس می جوه به جای کشیدن..سیگار

من ترک کردم.

بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم.

چی باعث شده شما بیاید اینجا ؟

آخرین باریکه پرونده منو بررسی کردید یک سال پیش بود

حمید گل.

ما باید اونو بگیریم

باور کنید قربان

حمید مرده بود تا حالا اگر روی ویلچر نبودم

اما الان تنها چیزی که می تونم بگم اینه که موفق باشید.

من اینجا نیو مدم که برام بهترینها رو آرزوی کنی

من به تو نیاز دارم

برگردم کجا ؟

ارتش.

با تمام احترام قربان، این دیگه خنده دار نیست

لعنتی من خیلی جدی هستم.

میدونی ما...

متشکرم.

ما یک تراشه کامپیوتری ساختیم.

که میتونه انقلابی .

باشه و بتونه زندگی تو رو تغییر بده

ما این تراشه کامپیوتر رو توی بدن شما می کاریم

و تو میتونی دوباره روی پاهات راه بری

امکان نداره

پزشکان گفتند که آسیب غیر قابل برگشت است

دیگه نمی تونم راه برم.

باید باور کنم علم پزشکی یا سیم کارت شما؟

همین سیم کارت می تونه به تو کمک کنه تا دوباره راه بری

به اضافه اینکه بتونی دوباره بری دو میدانی، و یا مبارزه بکنی

به تو قدرتی میده که قبلا تجربه نکرده باشی

تو میشی اولین سوپر سرباز توی دنیا

- اما قربان... - همه جواب ها را خواهید گرفت،

اما، اول من باید جواب خودم رو بگیرم.

چرا من قربان؟

ما به یک سرباز نیاز داریم که چیزی برای از دست دادن ندارد

این یک جراحی خیلی سخته.

امکان زنده موندنش خیلی کم هستش

50-50؟

20-80.

بد نیست.

جزئیات انجام کار توی این فایل قرار داره.

بخونش.

منتظر تماس شما هستم

این مرد هیچ وقت عوض نمیشه

اون همیشه بدون دعوت و اعلام قبلی میومد خونه تا پدرت رو ببینه

برای چه اومده بود اینجا؟

اینو نگفتی همه چیز درست میشه ؟

به نظرم خدا بالاخره صدای دعا های شما رو شنیده و مستجاب کرده باشه

حدود شست و پنج میلیون نفر در جهان روی ویلچر زندگی میکنند

آرزوی ما کمک کردن به آنها بود تا دوباره راه بروند

با کمک این چیپ و رابط مغز و ماشین

مبتکرانی مثل ایلان ماسک برای چند سال در این مورد آزمایش کردند

حالا آنچه که اینجا دارید می بینید یک فیلم واقعی هستش

یک بیمار آمریکایی از سال 2016

که تحت یک روش مشابه قرار گرفت

بنابراین روند ما یک فرآیند سه بخشی است.

بخش اول: یک بازوی دقیق رباتیک تراشه های بیونیک رو توی سر و مغز کاشته میشه

رشته های عصبی این تراشه ها سیگنال های مغز شما رو میخونند.

قسمت دوم: یک میکرو کامپیوتر داخل گردن شما قرار میگیره برای رمزگشایی این سیگنال ها.

و سوم: الکترودهای بی سیم نانو.

تزریق خواهند شد به عضلات اندام شما،

در نتیجه تکمیل و بر قرار میشه رابطه بین مغز و ماشین

دور زدن نخاع آسیب دیده شما

بنابراین، برای مثال، اگر بخواهید دست خودتون رو حرکت بدید

تراشه شروع به خوندن سیگنال های مغز شما، میکنه

کامپیوتر اون ها رو رمزگشایی میکنه و تمامی اون اطلاعات رو میرسونه به الکترودها

و در آخر امیدوارم که، دست شما حرکت کنه

از قبل درباره خطراتی که وجود داره اطلاع داری.

اما دوباره باید بپرسم شما برای این عمل آماده هستید؟

شما میدونید باید برام چیکار کنید اگر از این عمل جان سالم به در نبردم .

من به شما اطمینان میدم که بصورت کامل از مادر شما مراقبت میکنند

من آماده ام.

خانم، دمای بدن داره میره بالا

خونریزی داخلی وجود داره خانم ضربان قلبش 120 در دقیقه است.

من به زمان بیشتری نیاز دارم.

وقت زیادی نداریم

مشکل چیه؟

دمای بدنش داره میره بالا

ما باید متوقف کنیم ادامه کار رو وگرنه اون می میره

خوب، بازوی رباتیک... رو باید بیرون بیاریم

نه. بزار کار انجام بشه

اون از خطراتی که هست . اطلاع داره

ادامه بدید. ادامه بدید.

ادامه بدید.

داره ثابت میشه

آرجون؟

سرم درد میکنه

این کاملا طبیعی هست.

سیستم عصبی شما داره تلاش می‌کنه برای اتصال با تراشه

بعد از مدتی از بین میره

این غیر قابل تحمل..

- من فکر می کنم باید آرامبخش تزریق کنیم. - نه نه نه.

تراشه و مغز نیاز به ایجاد ارتباط دارند

آرجون باید این درد رو تحمل کنی

سعی کن توجه خودتو منحرف کنی

چطوری؟

سعی کن دست خودتو حرکت بدی؟

- زود باش دیگه. - آرجون...

بیشتر تمرکز کن

من تمرکز می کنم.

من نمی تونم این کارو انجام بدم

-درد غیر قابل تحمل است - مشکلی نیست.

اشکالی نداره...

کمی استراحت کن

بعد از مدتی دوباره امتحان میکنیم.

سرم داره منو میکشه

باور نکردنی.

بشین

این چه صداهایی هست که من می شنوم؟

I.R.A.

I.R.A.

دستیار ربات هوشمند

"تراشه" درون شما

اون دستیار شخصی شماست که فقط از دستورات شما پیروی میکنه

درست مثل سیری، الکسا و گوگل هوم.

سلام.

من I.R.A.

نسل اول هوش مصنوعی عصبی نسخه 1.1.

یادگیری عمیق در 51 سالگی آماده برای عملیات در هر ثانیه

در خدمت شما.هستم

شما دوست دارید بایستید؟

این عالیه.

خطای سیستم، پیوند عصبی در حال ارتباط گیری

عضلاتش هنوز ضعیفه

مدتی طول می کشه تا سازگار بشن

کالیبراسیون مجدد

"نه فقط زمین، من می خواهم بر آسمان حکومت کنم."

"من همه را در اطراف خواهم شکست، اما من نمیشکنم."

"نه فقط زمین، من می خواهم بر آسمان حکومت کنم."

"من همه را در اطراف خواهم شکست، اما من نمیشکنم."

خدا داده به من یک روح جدید."

"من می خواهم بال هایم را باز کنم و..."

آرجون!

حالت خوبه؟

- آره - حالت خوبه؟

آره

آره

یکبار دیگه

"امروز نمیشکنم."

"فقط نمی خوام."

"من امروز همه مرزها را خواهم شکست."

"امروز نمیشکنم."

"فقط نمی خوام."

"من امروز غیرممکن رو ممکن خواهم کرد."

"من نمی شکنم، دوست من."

"من نمی شکنم، دوست من."

"من امروز غیر ممکن را ممکن خواهم کرد

هدف رو از دست دادی هدف در موقیعت شش اینچی.

میخواستم نظر شما رو بدونم؟

خیر

هنوز تکمیل نشده ، ما باید 100٪ همگام سازی رو انجام بدیم.

"من تو رو میکشم ..یا در حال تلاش ."میمیرم

"من تو رو میکشم ..یا در حال تلاش ."میمیرم

"من تو را خرد خواهم کرد."

"من تو را میکشم ..یا امروز در حال تلاش میمیرم

"امروز هیچ چیز نمی تواند مرا متوقف کند."

زیاد فکر نکن آرجون

منظورت چیه؟

فقط به خودت اعتماد کن. بقیه کارها رو ایرا خودش کنترل و اجرا میکنه

"امروز نمیشکنم."

"فقط نمی خواهم."

قربان، این اطلاعات کاملا تایید شده است

حمید داره از کشورهای اروپای شرقی تهیه مواد شیمیایی و سلاح تهیه میکنه

"من نمی شکنم، دوست من."

"من نمی شکنم، دوست من."

"من امروز غیر ممکن را ممکن خواهم کرد

"حمله!"

اون یک مبارز هستش.

میتونید به سیستم متصلش کنید.

نه قربان، فکر نمی کنم اون هنوز آماده باشه.

به زمان بیشتری نیاز داره

ما وقت نداریم

-فقط وصلش کن - قربان...

این ساختار اصلی دولت است.

بازگرداندن حرکت بدن اولین قدم بود

حالا چیزهای هیجان انگیز بیشتری باید انجام بشه

دقیقا باید چیکار کنیم؟

ما شما را رئیس بزرگ می کنیم.

وصلش کن

ایرا.باید به این سیستم متصل باشه در تمام مدت سیستم متعلق به دولت و از طریق ماهواره.. به تو

به شما اجازه دسترسی به همه اطلاعات دولتی رو میده حتی ، سوابق جنایی، ..

پرونده های اینترپل، هوش، مهارت های تاکتیکی

مثل این است که شما یک

اوه، این شگفت انگیزه، اما ...

ولی؟

چرا صورتی است؟

من صورتی را دوست دارم

اما من می تونم رنگ رو تغییر بدم اگر شما بخواهید

این چطوره؟

خیلی بهتر شد.

پسرها پسر خواهند شد.

بایست، بایست، بایست.

چی داشتی میدیدی؟

به عقب برگردید.

همین جا نگه دار

چیزی نیست.

میدونم به چی فکر میکنی

خوبه، اما ذهن منو نخون

من به شما دستور میدم.

دستور نا معتبر.

این وظیفه منه که ذهن شما رو بخونم.

واقعا؟

پس لطفاً به خاطره خوب ببین به این عکس نگاه کن.

به آدرسش نیاز دارم

دویست و سی و پنج، مکان .

چرا شما بهش نیاز دارید؟

من می‌خوام باهم بریم برای تست رانندگی.

چقدر هیجان انگیز!

آره؟

حالا یه لطفی کن موسیقی پخش کن.

هدف مشخص شد

ای رفیق

از من چی میخوای؟

حلقه.

تو مگه روی ویلچر نبودی؟

عجب عضله ای درست کردی، رفیق.

چطور مریضی هستی

جستجوی "Boht Hard!"

خیلی ساده است. ولی خیلی چشمگیر.

من حلقه رو میخوام

صبر کن.

انگشتر مادرش رو برو برام بیار

اینجا.

خوب . قیمت 100000

اما من انو بهت میدم فقط با 60000 هزار تا

بگیر.

بیا با همین شش صد تا معامله رو انجام بدیم

خودشه؟ مگه انگشتر مادرت نیست یعنی انگشتر مادرت اینقدر کم ارزش داره

نه، این فقط برای اینکه شما بتونید برای درمان مراجعه کنید به بیمارستان

- بلند شو داداش - هی!

همینجا وایسا

دیگه کارت تمومه فقط همین جا وایسا تا بیام ای حرامزاده

شما احساساتی هستید

مگر شما طلا دوست دارید؟

همونجا وایسا.....هی وایسا

با مشاهده الگوهای که موجود هست در روانشناسی

سطح تهدید بالاست

ما باید از اینجا بریم

هیش، ایرا.

من فعلا به تو نیاز ندارم

- ای بدجنس. - حرف نزن فقط نگاه کن.

باشه، پس میخوای راه خودت رو بری

ایرا چرا دستم قفل شده ؟

این دستور خودت بود خودت گفتی که به من نیاز نداری

"صحبت نکن، فقط تماشا کن."

ایرا.، تو باید یاد بگیری که بین انها تمایز قائل بشی دستورالعمل ها و عبارات

بعضی از کلمات و جمله ها هستند که میتوانند دو تا مفهوم متفاوت داشته باشند.

نکنه اون یه روانی باشه

انسان ها واقعا خیلی گیج کننده هستند

باید بیشتر صحبت کنیم.

بله انجام خواهیم داد، اما بیایید اول کار این ها رو تموم کنیم

مطمئن.هستید

فعال کردن حالت مبارزه

پنجاه بخیه لازم داره

وای

چطور این کار را کردی؟

ساده. من آن را از اینترنت دانلود کردم.

دانلودش کردی؟

بله، سوپر سرباز میتونه هر چیزی رو دانلود بکنه

واقعا؟

دیگه چه کاری می تونیم انجام بدیم؟

هیس! "صحبت نکن، فقط تماشا کن."

هی!

اوه اوه، او نباید این کار را می کرد.

ارتقاء سطح.

فعال سازی Super Combat Combo Two.

در سه، دو، یک

به این میگن ناک اوت .

در حال برگشت به حالت ایمنی غیرنظامی

محاسبه خسارت

دوازده مجروح بدون تلفات

بررسی موارد حیاتی

همه عادی

پیوند عصبی دست نخورده

تبریک میگم

حدس می زنم اولین تست ما موفقیت آمیز بود.

یا شاید هم نه.

ایرا ما باید به هر قیمتی که شده از اینجا فرار کنیم

من نباید دستگیر بشم.

- فهمیدی؟ اونو سریع انجامش بده

برو به سمت چپ. . برو بالا...

بعدش؟

پرش!

نه نه نه!

جدی میگی؟

بله.

این وظیفه منه که جدی باشم.

پلیس.

- چی؟ - فاصله 20 متری

آیا گزینه دیگری نداریم؟

منفی. این بهترین گزینه است.

اون کامیون زباله رو می بینی؟

فرود شما خیلی نرم و ایمن. هست

عالیه. کامیون زباله.

اینو فراموش نکن ، ما این کار رو با هم انجام میدیم..

بدون تردید

همگام سازی کامل لازم است.

باشه. باشه.

شروع پرش

ایرا.

هواست باشه ما باید به هر قیمتی فرار کنیم.»

نه ایرا.!!!

تولدت مبارک!

- تولدم مبارک! - تولدت مبارک!

- تولدت مبارک! - تولدم مبارک!

...و خیلی-خیلی-خیلی تولدهای بیشتری در راه است

- متشکرم. - همه با من

و نه در حال انجام وظیفه

البته.

دروغگو.

بیدارش کن. بیدارش کن.

شما گفتید این یک نقص جزئی است.

پس چرا اینقدر طول میکشه؟

مشکل از ایرا. نیست -پس مشکل چیه؟

بهت گفتم که آماده نیست

ایرا. محدود خواهد شد تا اون بتونه ترومای گذشته خودش رو فراموش کنه

می دونید، دو مورد از مهمترین آنها روزهای زندگی ما...

... روزی است که ما به دنیا می آییم ...

و روزی که بفهمیم چرا؟

و برای انجام دادن چه کارهایی متولد شده ایم

اینطور نیست

من از قبل میدونستم.

خوب بگو چی بوده؟

برای شما.

چه اتفاقی افتاده؟

چیزی نیست

تراشه خراب شده به دلیل اینکه سرت ضربه خورده

قدرت اصلی مغز شما ..ایراست

ایرا. وقتی خاموش بشه شما بیهوش میشوید

من مغز شما رو به مدت چهار ساعت تحریک کردن سیگنال های نورون مصنوعی

خوشبختانه ایرا. بوت شده بالا آمد و آنلاین شد

اگر یک بار دیگه و برای دومین بار این اتفاق بی افته. اونوقت دیگه تو هم وجود نداری

پس شما باید از این خوابی که هستی بیدار بشی

ولی آن رویا کاملا واقعی به نظر می رسید.

فکر میکردم من بیدار هستم

می بینی، شما اولین سوژه انسانی ما هستید

ما هم برای اولین بار داریم این الگوها رو میبینیم

ایرا در حالت آماده به کار، . مانند محافظ صفحه نمایش دسکتاپ عمل میکنه .

اون تصاویری به شما نشون میده از خاطرات گذشته

اما، برای بیرون اومدن ، شما از ان باید کسی اینتر را فشار بده

بنظرت من منطقی هستم؟

اگر نتونم تشخیص بدم کدام رویاست و کدام واقعیت؟

بعدش...

یک کمای عمیق

شاید هیچ وقت دیگه نتونی ازش بیرون بیای .

ولی آروم باش، همه چیز درست میشه

هشدار! همه چیز خوب نیست

اشاره شد.

قربان

فقط ده دقیقه به من فرصت بده

چی اونقدر اورژانسی بوده که باعث شده پروتکل را بشکنید؟

لطفا منو روشن کن

ببخشید قربان هیجان زده شدم و همه چیز از کنترل خارج شد -

اول باید یاد بگیری خودت رو کنترل کنی!

اگر نتونی این کار رو انجام بدی، ما میتونیم این وظیفه رو بدیم به تراشه و مسئول دیگه سرباز.

- نه. ازت خوشم میاد آرجون. - خفه شو.

چی؟

منظورم اینه که دیگه تکرار نمیشه قربان

- میتونم بهت اعتماد کنم سرباز؟ - بله قربان.

من صدای شما رو نشنیدم

- اون ناشنوا است؟ -ببند...

یعنی بله قربان

فردا من و صباح داریم می ریم مجلس برای جلسه

و برای دادن گزارش پیشرفت کار به وزیر دفاع....

اما من فکر می کنم شما هنوز برای انجام عملیات حمید آماده نیستید

این حمید هست که آماده نیست قربان. من آماده هستم

خیلی دراماتیک

بیشتر نه. متوقف کردن.

باشه.

هی، تمومش کن؟

تقریبا تمام شد قربان

ما چقدر زمان داریم؟

آقا کامیون های RAF واقعی 15 دقیقه دیگه به اینجا می رسند.

قبل از آن آنها ما باید اونجا باشیم.

لعنتی، اونا دو تا هستند سیستم تایید

آقا باید هک کنیم وارد سرور مجلس شد

لطفا به واکاس اطلاع دهید.

واکاس، بیا داخل

- بله برادر؟ - مستقرش کن، واکاس.

بر فراز.

- صبح بخیر مامان. - صبح بخیر.

شناسه عکس لطفا

آن را بررسی کنید.

- می توانید ادامه دهید، خانم. - متشکرم.

پارکینگ بازدیدکنندگان در سمت چپ است

بذار برم! ولم کن!

اگر می خواهید آنها را زنده ببینید، پس همینطور است اگر مردان من از خانه شما بیرون بمانند بهتر است.

سریع رانندگی کن راجو

جلسه برای امروز برنامه ریزی شده است فردا نه.

- سلام؟ - صباح؟

کمی دیر دارم

- فقط منتظرم باش -آره قربان

عجله کن.

سفارش داریم

آن را بررسی کنید.

روشن آقا

اتاق کنترل؟

افسر مهتا، من نیاز به تایید برای RAF دارم

اجازه ورود به مجلس را بدهند.

این تاییدیه

دهلی در حالت آماده باش است.

بنابراین RAF تایید شده است برای مجلس

بر فراز.

سلام؟

مسدود کننده روشن است؟

بله قربان.

آیا RAF مجوز دارد؟ بیای داخل؟

- نه - بررسی کن

درود برادر

با درود. چطور هستید؟

خوب

مراقب آن باشید.

بچه ها اینجا چیکار میکنید؟

ما آماده ایم.

ما هم آماده ایم

هیچ کس حرکت نمی کند تا PM برسد.

ما چنین زمانی نداریم، برادر.

کامیون های RAF واقعی در حال حاضر وجود دارد.

صبر کن.

کی A بله بله؟

در انتظار پاسخ.

من سوالات را می پرسم.

من رئیس اینجا هستم.

البته رئیس.

اما بله هه اشغال است فضای بیش از حد در ذهن شما

با ارتباط ما مانع می شود.

پس من باید چه کار کنم؟

کمکم کن A بله هه.

بله هه عشق زندگی من بود.

عشق: یک احساس شدید از عشق عمیق به کسی

تشخیص احساسات شدید

یعنی تو حمید گل را هم دوست دارید؟

بیشتر از آنچه بتوانید تصور کنید.

شیرین

می توانید او را ملاقات کنید.

او خیلی دور نیست.

منظورت چیه؟

منظورم این است که او در 28.38* شمالی است، 77.13* شرق.

نمی تواند باشد.

این مختصات در دهلی هستند.

بله، پارلمان هند.

حمید آنجاست.

چی؟ مطمئنی؟

مثبت. 100% مطابقت.

آره؟

دستور داریم برویم داخل

میدانم. چند کامیون دیگر پیش بینی می شود؟

من به چند کامیون RAF اجازه دادم در همین چند دقیقه پیش

اما هیچ کدام از کامیون های ما هنوز داخل شده اند

صبح بخیر آقا.

صبح بخیر آقا.

PM اینجاست

بیا بیرون.

حرکت کن حرکت کن..

سریع حرکت کن.

- حمید به مجلس حمله می کند. - چی؟

-حمید میره به مجلس حمله میکنه!! - چه زمانی؟

همین الان.

پایین! پایین! پناه گرفتن!

به نیروها کمک کنید. گشت یک. گشت یک بیا داخل

PM داری؟

داره دور میشه

این بچه ها در RAF لباس ها RAF نیستند.

آنها تروریست هستند.

بکش کنار! بکش کنار! پناه گرفتن!

حرکت، حرکت، حرکت.

- از سر راه ما برو! - کنار رفتن.

حرکت!

این طرف، این طرف. برو تو.

- عجله کن - خروجی اضطراری، روشن.

رفتن به سمت آسانسور

من PM دارم

بیا بریم.

آقای نخست وزیر

شما کی هستید؟

حمید گل.

اخبار فوری در راه است در همین لحظه

یک حمله تروریستی در پارلمان هند

اعتقاد بر این است که این بزرگترین است همیشه حمله تروریستی به هند

بازار سهام هند تعطیل شده است

و سردرگمی و هرج و مرج در خیابان های دهلی

رئیس جمهور ایالات متحده ایالت ها این حمله را محکوم کرده اند.

مقامات دولتی هستند در حالی که ما صحبت می کنیم تخلیه می شود.

به گفته منابع ما، نخست وزیر آخرین بار دیده شد

ورود به ساختمان به حضور در جلسه مجلس

ولی ما هیچ خبری نداریم آیا او در امان است یا نه.

کماندوهای NSG در حال سقوط هستند همانطور که ما صحبت می کنیم در زمین صفر.

یک اتاق جنگ در سطح بالا تنظیم شده است تا اوضاع را تحت کنترل درآورد.

سوال ساعت این است:

چه کسی خواهد بود نخست وزیر موقت؟

باشه بچه ها من اینجا توجه همه را می خواهم.

وقت کم داریم پس بیایید مستقیم به جلسه توجیهی بروید

تا اینجا چه می دانیم؟

تروریست ها حمله کردند مجلس حدود ساعت 11

تخمین زده می شود که وجود دارد حدود 100 نفر از آنها هستند.

آغوش خود را دزدکی دزدیده اند و مهمات داخل ساختمان.

و اکنون بر کل کنترل داشته باشید مجموعه داخلی مجلس

چند گروگان؟

بیش از 300، از جمله نخست وزیر.

هیچ تماسی از داخل وجود دارد؟

هیچ یک.

ما نتوانستیم با کسی تماس بگیریم از 10 دقیقه پس از محاصره.

گوشی های همه خاموش شده اند.

آیا بیرونی مجلس است محیط امن است؟

مثبت.

ما را محاصره کرده ایم ساختن از هر طرف،

و تاکتیکی ما تیم پاسخ در حال انجام است

روی پشت بام موقعیت بگیرید مجلس از طریق هلی کوپتر.

راهی نیست کسی بیرون بیاید از آن ساختمان بدون اینکه ما بدانیم

واضح است که این یک اورژانس ملی بزرگ

طبق قانون اساسی هند،

ارشد ترین عضو...

کابینه فرماندهی را بر عهده می گیرد غیبت نخست وزیر

و قدرت های نخست وزیر وزیر به او منتقل می شود.

و محترم رئیس جمهور تعیین کرده است.

دیگویجی ساب وزیر کشور به عنوان نخست وزیر موقت ما

بله قربان.

لطفا.

به همه اطمینان می دهم که خواهم ماند به این مسئولیت اختصاص داده شده است.

- از همه تقاضا دارم ... - چی؟

تروریست ها می خواهند ارتباط برقرار کنند.

و آنلاین هستند.

باشه بچه ها منتظر باشین

تماس را وصله کنید.

وصله تماس.

با درود.

این حمید گل صحبت می کند.

همه نگهبانان شما مرده اند.

و من نخست وزیر شما را گروگان گرفته ام.

به اندازه کافی کاشته ام بمب در سراسر ساختمان،

برای تکه تکه کردن وزرا کافی است.

بنابراین، حتی سعی نکنید وارد شوید.

من فقط سه خواسته دارم

آنها را برآورده کنید و من می روم.

اولین خواسته من:

با تیم تاکتیکی خود تماس بگیرید بالای سر ما معلق بوده است

ده دقیقه وقت داری

در عوض، من 50 گروگان را آزاد می کنم.

شما آنها را مرده یا زنده می خواهید، تو تصمیم بگیر.

مرا نگه دار

بزار بقیه برن

فکر میکنی کی هستی؟

روزهای VIP شما به پایان رسیده است.

من کسی هستم که اکنون بر این ساختمان حکومت می کنم.

من قدرتمندترم از نخست وزیر شما

کسی که بر این مکان حکومت می کند ...

بر کل کشور حاکم است.

آلفا.. راپل پایین.

آلفا فرود آمد.

آماده برای حمله

معامله بدی نیست.

او 50 نفر را آزاد می کند. از کماندوها بخواهید که برگردند.

آنها در آنجا مورد نیاز نیستند.

من خواهش می کنم تفاوت داشته باشم، قربان.

ما با تروریست ها مذاکره نمی کنیم.

تاکتیکی را بفرستیم تیم داخل شوید و حرامزاده ها را بکشید.

ما نمی توانیم این ریسک را بپذیریم.

نخست وزیر نیز در آنجا حضور دارد.

کل کابینت آنجاست. 300 نفر که این کشور را اداره می کنند.

یک تصمیم اشتباه و همه چیز تمام خواهد شد

من فکر میکنم او راست میگوید.

او یک قدم جلوتر است.

و برای اجرا به زمان نیاز داریم اقدام مناسب ارتش

ما نمی دانیم کجا او بمب ها را کار گذاشته است.

اگر کورکورانه ارتش بفرستیم، یک حمام خون خواهد بود.

پس شما می خواهید که ما قبول کنیم خواسته یک تروریست؟

نه نه. نه هرگز.

اما اگر اجرا کنیم چه؟ استخراج جزئی؟

حمید آنجا را می داند کماندوها روی پشت بام هستند.

اما او نمی داند چگونه بسیاری از آنها.

پس بیایید تقاضای او را بپذیریم.

بگذارید او این را فرض کند ما تسلیم شده ایم.

ما فقط ترک خواهیم کرد یک کماندو پشت سر

او در اختیار ما قرار خواهد داد اطلاعات از داخل مجلس

و سپس می توانیم برنامه ریزی مناسبی داشته باشیم اقدام ارتش بر اساس آن اطلاعات است.

داریم وقت میگیریم

آیا او را آزاد خواهد کرد گروگان ها اگر این کار را بکنیم؟

او خواهد کرد، قربان.

ما تقاضای او را می پذیریم.

خوب.

تو کدوم سربازی برنامه ای برای پشت سر گذاشتن؟

- آقا - تیم شما به خطر افتاده است.

حمید این را می داند شما بچه ها آنجا هستید

او تهدید کرده است منفجر کردن مجلس،

مگر اینکه از آنجا خارج شوید

لعنتی

-میخوای بیرون بریم؟ - بله و خیر.

استخراج جزئی انجام دهید.

تو بمون و بذار سایر کماندوها عقب نشینی می کنند.

باید وارد شوید ساخت و اطلاعات را در اختیار ما قرار دهید.

- به نظر شما امکانش هست؟ - بله قربان.

- I.R.A. می تواند من را راهنمایی کند - خوب

هلی کوپتر را دوباره صدا کنید و نمایشی با صدای بلند اجرا کرد.

کانال های جدید مستأصل هستند برای نمایش درام

من فقط از حمید می خواهم باور کنید که NSG رفته است.

اون رو کپی کن

و ما اینها را برای شما دریافت می کنیم جدیدترین تصاویری که از

سایت حمله مجلس،

جایی که هلی کوپتر NSG عقب نشینی می کنند...

ما مطمئن نیستیم که چرا دولت این تصمیم را گرفت

اما ما آن وزیر کشور را می شناسیم دیگویجی سینگ در حال حاضر مسئول است.

پشت بام را بررسی کنید.

باشه برادر

همه جا را چک کنید

مراقب بودن.

هیچکس اینجا نیست.

I.R.A.، جایی هست کجا می توانم پنهان شوم؟

دریچه AC، ساعت 3.

تغییر به حالت مخفی کاری.

همه چیز روشن است برادر

- حسین؟ - بله برادر؟

50 گروگان را آزاد کنید.

ما فیلم زنده داریم آزاد شدن 50 گروگان

آنها با عجله از آن خارج می شوند مجموعه پارلمان همانطور که می بینید.

اما تروریست ها هنوز کنترل مجلس را در اختیار داشته باشد

با 300 گروگان داخل.

من مسئولیت آن را داده ام اتاق دوربین مداربسته به اقبال برادر.

باشه.

هر کسی را که مخفی است بکشید.

باشه برادر

آرجون وضعیتت چیه؟

- من هستم. - عالی

حالا گوش کن، آیا می توانی سیستم دوربین مداربسته را هک کنی؟ و به ما اجازه دسترسی به فید زنده را بدهید؟

- مطمئنم I.R.A. می توان. - خوب

سوار آن شوید.

I.R.A.، من نقشه ها می خواهم مجلس

طراحی مدل سه بعدی مجلس

نقاط کور دوربین را برای من شناسایی کنید.

شناسایی.

کار مترو خواهد شد در سه ساعت انجام شود

و چقدر طول می کشد؟

دو نفر آنلاین هستند، چهار مورد دیگر باقی مانده است.

ارتش آنها حمله خواهد کرد قبل از اینکه کارتان تمام شود

آنها نمی خواهند.

چگونه می توانید اینقدر مطمئن باشید؟

میدونی دلیلش چیه کودتاهای نظامی مکرر در خانه؟

خیر

چون ارتش ما می داند دولت هیچ قدرتی ندارد

ارتش آنها احمقانه است.

آنها همانطور که انجام خواهند داد وزرا گفته اند.

و تا زمانی که ما نخست وزیر خود را گروگان بگیرند،

وزیر کشور آنها حتی نمی خواهد بگذار ارتش یک مگس بکشد

آقا، 50 گروگان بیرون هستند، سالم هستند.

آیا این را از طرف شما توییت کنم؟

برو جلو.

این یک پیروزی دروغین است، تروریست ها دست بالا دارند.

ذهنی است. بستگی داره چطور ببینیش!

بچه ها هوشیار باشید

حمید آنلاین.

خواسته دوم من:

رحمان گل را آزاد کنید.

شما رهبر ما را دارید و ما مال شما را داریم

این پیشنهاد تبادل عالی است.

میدونم چقدر کندی مقامات دولتی هستند.

از این رو، من به شما یک ساعت فرصت می دهم تا تصمیم بگیرید.

همه چیز تحت کنترل است.

هیچ حرکتی وجود ندارد در راهرو.

بالا پیوند دادن تمام فید دوربین های مدار بسته به اتاق جنگ عملیات اضطراری

متوقف کردن. متوقف کردن.

آقا فید زنده.

من می خواهم هر فریمی ضبط شود.

آره، ادامه بده

اجازه دهید ورود خود را برنامه ریزی کنیم. نقشه را به من بده

باشه به من گوش کن

حالا این درب اصلی است.

آقایان مال ما چیست تصمیم در مورد خواسته حمید؟

ما در مورد ضرب الاجل هستیم.

آقا ما دو راه داریم

گزینه اول: اقدام ارتش.

من این را توصیه می کنم.

ما فید زنده را داریم.

کماندوهای من آماده خواهند شد برای حمله در 20 دقیقه، آقا.

میتونی تضمین کنی امنیت نخست وزیر؟

احتمال زنده ماندن نخست وزیر مانند بقیه هستند.

پس ارتش وارد نمی شود.

چگونه کشورمان را نجات خواهیم داد اگر ما نمی توانیم نخست وزیر خود را نجات دهیم؟

من اجازه حمله را نمی دهم، تا زمانی که از امنیت نخست وزیر اطمینان حاصل کنم.

گزینه دوم چیست؟

گزینه دوم: مذاکره

ما می توانیم به حمید یک پیشنهاد سنگین بدهیم مبلغی برای آزادی نخست وزیر

و من به شدت آن را توصیه می کنم.

موافقت کرد.

به او پول پیشنهاد دهید. این چیزی است که همه می خواهند

حمید اینجا نیست برای سرقت از بانک، قربان

- او یک تروریست سرسخت است- - چه گزینه دیگری داریم؟

رحمان گل را آزاد کنیم؟

عملی ترین گزینه درست روبروی شماست آرجون

لطفا کمی به او زمان بدهید.

بنابراین شما می خواهید که ما اعتماد کنیم اون سرباز که میاد خوبه؟

اون یک سرباز داره قدرت یک گردان

و اگر شکست بخورد چه؟

سپس ما همانطور که شما می گویید عمل می کنیم.

آقا

حمید خواسته دیگری را مطرح کرده است.

بگذار حدس بزنم، او رحمان گل را می خواهد؟

آره.

من می ترسم که خانه وزیر ممکن است تسلیم شود

این اولین باره ما خیلی به حمید نزدیکیم.

بیایید او را خرد کنیم.

بله، من روی آن کار می کنم. اما وزیر کشور مسئول است،

و من فکر می کنم این مرد دیوانه است عاشق نخست وزیر

من فکر نمی کنم او اجازه دهد ما حمله می کنیم تا زمانی که نخست وزیر امن باشد.

بنابراین، در حال حاضر، شما هستید دستور داد که فقط یک recce انجام دهد.

و به سرعت راهی برای ارتش پیدا کنید بدون خاموش کردن بمب وارد شوید.

روی آن آقا

لعنتی

متوقف کردن.

متوقف کردن. Tripwire.

حسین؟ ملک؟

حسین کجاست؟

چه چیزی را پنهان میکنی؟

هیچکس برای نجاتت نمیاد

حسین کجاست مصطفی؟

به دنبال دختر رفت.

اون دنباله دار دامن لعنتی

بیا بریم.

I.R.A.

مواد منفجره از راه دور منفجر شد.

بمب 20 کیلویی RDX در تمامی ورودی ها.

کمک می خواهید؟

هوات رو دارم. هوات رو دارم.

هشدار.

پیام از ساعت هوشمند صباح.

"کمک".

چه چیز دیگری در آنجا پنهان می کنید؟

شما...!

بنابراین، فکر می کنید می توانید من را قبول کنید؟

آقا کتابخانه

لعنتی.

اه لعنتی.

اجازه دهید به شما نشان دهم که می خواهم انجام دهم.

وقت آن است که گرما را احساس کنید.

نه نه..

آقا اینو ببین

حمید هم داره ادامه میده به سمت کتابخانه

نه نه..

آرجون، نکن

حمید به سمت تو رفت.

- هیچ کاری نکن - اما آقا...

قرار خواهد داد کل ماموریت در معرض خطر

خودت رو لو میدی به محض شلیک آن تفنگ

آرجون، اسلحه رو بذار زمین

داره میاد

خیر

خیر

آرجون میدونم به چی فکر میکنی

داخل نشو داخل نشو

آرجون داره میاد داخل نشو

آرجون؟

آرجون گوش میدی؟

سفارش منه

متاسفم آقا

-دیگه طاقت ندارم. - متوقفش کن

آرجون... آرجون لطفا!

آرجون، داخل نشو!

داخل نشو

نه!

حسین؟

حسین؟

حسین؟

حسین؟

کسی هست داخل ساختمان جدا از ما

بسیار ماهر.

شنیدی؟

حفاری؟

من باید برم بیرون

در را قفل کن ایمن بمان، داخل بمان.

این را بپوش.

اگر کسی به شما دست زد، فقط به او شلیک کنید

آرجون؟

مراقب باش.

شما و I.R.A. هنوز به طور کامل همگام سازی نشده اند.

هر چیزی می تواند در زمان واقعی اتفاق بیفتد.

I.R.A. حتی می تواند خاموش شود

نگران نباش من خواهم کرد.

یکی هکش کرده برادر

فید زنده به بیرون در حال پخش است.

قطعش کن

آفلاین شوید

دو شاخه را بکش.

آقا قطع کردند پخش زنده از مجلس

ما نمی توانیم به او اعتماد کنیم.

من به شما هشدار داده بودم

آقا خوب میاد

هنوز اینطور فکر می کنی؟

او از دستور مستقیم شما سرپیچی کرد.

اما این اخلاق اوست وظیفه نجات اون دختره...

اذیت نکن

به من داده شده است مسئولیت.

من مسئول هستم.

همونطور که گفتی

از این به بعد همه تصمیمات را می گیرم.

سکروت؟

ای قهرمان!

من می دانم که شما اینجا هستید.

واکی خود را عوض کنید به فرکانس 463.65.

فکر می کنم وقت آن رسیده که بدانیم همدیگر کمی بهتر

شما از قبل می دانید چه کاری می توانم انجام دهم.

به زودی خواهید فهمید که من کی هستم.

چه تلاشی میکنی برای رسیدن از این همه؟

شما فکر می کنید می توانید کشور خود را نجات دهید با کشتن چند مرد من؟

و پس از آن چه؟

ترفیع؟

مدال افتخار، شاید؟

پایان شادتر؟

بگذار پایانت را برایت تعریف کنم.

بدن شما دروغ خواهد گفت اینجا در میان اجساد دیگر

و حتی دو روز هم طول نمیکشه تا کشورت شما را فراموش کند

تو ادعاهای بلندی میکنی بچه

نگران پایان من نباش، مال شما غم انگیز خواهد بود

چرا خودتو نشون نمیدی اگر شما آنقدر مطمئن هستید؟

چرا پنهانی؟

مطمئنی اینو میخوای؟

شاید دوباره شلوارت را خیس کنی

25 نوامبر 2010، یادتان هست؟

تو همون سربازی!

چقدر عالی!

چه اتفاق خوشایندی برادر!

من خیلی خوشحالم.

این یک تصادف نیست.

تو زندگیت را مدیون منی

پس بیا، این را حل کنیم.

من در حال حاضر در آن هستم.

خوب، یک تماس وجود دارد.

هشدار!

نکن

سکروت، تو با او صحبت کن.

بله قربان.

گفتم این کار را نکن!

من این کار را نکردم؟ گفتم وارد مجلس نشوید!

حمید فراموش کن چی شد

دولت هند پیشنهادی برای شما دارد

ما به شما یک گذرگاه امن می دهیم

و 10 میلیون تومان به بگذار نخست وزیر برود

شما چی فکر میکنید؟

شما فکر می کنید که فقط می توانید من را آنطوری خرید؟

- با بلندگو هستید؟ - آره.

- نام خود را بیان کنید - سکروت

- نام خود را بیان کنید - پریتام سینگ، نماینده اوتار پرادش.

پ... پ... پریتام سینگ.

شما مسئول مرگ او هستید.

نه!

ساکت! تو بیا اینجا!

بیا دیگه.

نام خود را بیان کنید نام خود را بیان کنید!

صبر کن ما آماده ایم برای قبول تمام خواسته های شما

شما هیچ گزینه دیگری ندارید.

اما اول، شما باید آن کماندو را به من بسپار

در غیر این صورت، من به نخست وزیر شلیک می کنم بعد. فهمیدم؟

باشه رسیدگی میکنیم

شما به آن می گویید مذاکره؟

آن مرد توانایی دارد از انجام هر کاری

رحمان گل را فورا آزاد کنید.

این اشتباه است.

من متاسفم آقا، اما نمی کنم از یک تروریست دستور بگیر

سفارش منه

متوجه نشدی قربان

این یک سیگنال اشتباه ارسال می کند.

این فقط تشویق می کند دیگران به دنبال این روند.

از آن پل می گذریم وقتی به آن می رسیم

شما باید همانطور که من می گویم عمل کنید.

این باعث نجات جان افراد می شود.

شما آینده را می گذارید کشور ما در خطر است.

و من نمی ایستم اجازه دهید این اتفاق بیفتد، قربان.

- پس استعفا بده. - آقا؟ آقا!

تصمیمم را تغییر نمی دهم

فراموش نکن که من هستم نخست وزیر موقت

من به کشورم اجازه نمی دهم زیر نظر من تسلیم شو

ارتش هند انجام می دهد با تروریست ها مذاکره نکنیم

NG، شما مسئول اینجا هستید. وقتی نیاز به اقدام ارتش دارید با من تماس بگیرید.

آقا اون سرباز چی؟

هوم؟

از آن سرباز بخواهید که تسلیم شود.

بلافاصله.

آرجون بیا داخل

- آقا - دستهایم بسته است.

فورا تسلیم حمید شوید.

بنابراین ما دست هایمان را می اندازیم اکنون در برابر یک تروریست هستید؟

چطور جرات می کنی ما را سرزنش کنی؟

فحاشی شما برای نجات آن دختر وزیری را کشت.

در نبرد، وقتی یک سرباز همکار می میرد، ما تسلیم نمی شویم

ما به مبارزه ادامه می دهیم افتخار و فداکاری اش آقا

او را اداره کن، سوبرامانیوم.

سربازان ما شده اند این روزها با روحیه بسیار بالا

گوش کن آرجون

حمید می تواند افراد بیشتری را بکشد فقط برای اثبات حرفش

ما از ضرب الاجل گذشته ایم.

و ما مجبوریم رحمان گل را آزاد کنید تا او را متوقف کنید.

برو پیش حمید و این را تمام کن.

بازم میگم تمومش کن

بله قربان.

می دانم که به چه می اندیشی.

خوب

شما از دستورات پیروی نمی کنید

حدس می زنم او را نشنیدی

برو پیش حمید و این را تمام کن.

دقیقا.

این دستور است.

وارد می شویم و حمید را تمام می کنیم.

باشه. اما برنامه چیست؟

فقط ذهنم را بخوان

او را پیدا کرد! آنجا بمان و حرکت نکن!

روی زانوهایت! حالا روی زانو! دست در هوا!

او حسین را کشت!

باید فوراً به او شلیک کنیم!

حرکت نکن!

شما حسین را کشتید

تو الان مرده ای!

تحریک اولیه

89 متخاصم تایید شد.

سلاح های درجه بالا.

قفل کردن هدف

آقا

- با غرور راه نرو. - باید درگیر شویم.

نه، I.R.A.. بذار نزدیکتر بشه.

ما در 3، 2 حمله می کنیم ...

خرابی تراشه

خرابی تراشه-تراشه-تراشه

I.R.A.، شماره

پس شلوارم را خیس می کنم، ها؟

کاهش مقاومت بدن

40%

ببین چه کسی را برای نجاتت فرستادند

20%

ناجی هند!

آرجون بیا داخل آرجون؟

- آرجون؟ - I.R.A. خاموش شد قربان

بدون سیگنال

چی؟

لعنتی

هی جناب بهشت!

بیا بریم. وقتشه برای بازگشت به کشور خود

شما خوبی آقا؟

ممکن است من یک کلمه با شما صحبت کنم؟

آقا نمی توانند حمید را کنترل کنند.

اگر اوضاع به سمت جنوب پیش برود، تمام تقصیرها به گردن شما خواهد افتاد

چرا مرا سرزنش خواهند کرد؟

سرزنش همیشه می افتد روی PM، آقا

شغلی که شما «بازیگری» هستید برای یک سخت است.

شما اولین نفر خواهید بود یکی درخواست استعفا کرد

اجازه دهید سوبرامانیوم درست کند تمام تصمیمات از این پس

ممکن است مجبور شوید آن را تغییر دهید سرزنش هنگام صحبت با رسانه ها

هوم

پدرم را به راوالکوتلا ببر و او را در فرودگاه رها کنید.

یک تلفن ماهواره به او بدهید تا می توانم در سفر با او صحبت کنم.

بقیه را یک بار بحث می کنیم او خارج از حریم هوایی هند است.

چه سورپرایزی!

تو خوبی؟

با من بیا؟

ما هم اینها را می بینیم الگوها برای اولین بار

آرجون بیا تو خواب میبینی

I.R.A. مانند محافظ صفحه نمایش است

تصاویر را نشان خواهد داد از خاطرات گذشته ات

بله، با من ازدواج می کنید؟

آره.

آره!

آخرین خواسته من

من یک گذرگاه امن می خواهم برای رفتن از اینجا

یک پرواز هواپیمایی GAR به سمت اکوادور حرکت می کند از فرودگاه IG در 45 دقیقه.

آن را در دروازه شماره 47 برای ما آماده نگه دارید.

از اینجا با ماشین هایمان حرکت می کنیم.

وقتی از حریم هوایی هند خارج شدیم،

من بمب ها را خلع سلاح می کنم از طریق چاشنی راه دور

قبل از آن درها را لمس کنید

و همه بمب ها بوم خواهند شد!

پس آیا معامله ای داریم؟

حرف بزن عمو

باشه.

ما یک معامله داریم.

من تماس نمیگیرم

ما مرد! خالد!

آنها را از اینجا بیرون کن

به حرکت ادامه دهید!

برو

سریع.

ثقلین؟

آیا انجام شده است؟

آماده است برادر

رمز عبور چیست؟

تولد من.

چی؟

جنگجوی شجاع من!

داری چیکار میکنی داداش

پدر خواهد رسید Rawalkotla در 20 دقیقه.

و ما در فرودگاه خواهیم بود.

چاشنی.

کیف داری، درسته؟

در مورد این سوئیچ استفاده کنید باید زودتر منفجرش کنی

آیا شما به این اطمینان دارید هیچ کس نمی تواند آن را خنثی کند؟

100% برادر

شش انفجار وجود دارد کلاهک و شش مدار شلیک.

هیچ کس نمی تواند آن را خنثی کند در کمتر از 20 دقیقه

ولی تو می توانی؟

البته برادر من آن را ساختم، بنابراین می توانم آن را خنثی کنم.

آفرین.

آفرین.

سپاس برادر.

برادر؟ برادر؟

- مصطفی. - بله برادر.

جهادگران درمان می شوند مانند پادشاهان در بهشت

داری میری بهشت ​​برادرم

این بمب باید به هر قیمتی منفجر شود

ارتش سعی خواهد کرد وارد شود.

مطمئن شوید که حمام خون وجود دارد.

ما فقط ستون فقرات آنها را شکسته ایم.

اکنون زمان کشتن روح هند است.

انشاالله به زودی

- خداحافظ دوست من. - خداحافظ گل.

به ژنرال سینگ اطلاع دهید که حمید مجلس را ترک می کند.

بیا تو فرودگاه کمینش کنیم.

- اما آقا تحت اختیار کی؟ - مال خودم.

دیگر مذاکره ای نیست بیا اون حرومزاده رو بکشیم

بله قربان.

همه وارد شوید سریع برو

آقا آنها در حال حرکت هستند.

مشکل چیه؟

نمی تونی اینجا بمونی

شما میخواهید من را ترک کنید؟

من قبلا رفتم، آرجون.

من رفته ام.

اما هنوز..

من اینجا هستم فقط برای بهت بگو چقدر دوستت دارم

خیلی خرج کردیم زمان کمی با هم،

اما آنها بیشتر بودند روزهای زیبای زندگی من

میدونم خیلی چیزا رو گذروندی

اما باور کن که داری آینده ای زیبا در پیش روی شماست

اما در حال حاضر، شما باید رها کنید.

باید رها کنی

در حال همگام سازی است.

عزیزم برام اینکارو میکنی؟

دوستت دارم.

میدونی که بیشتر دوستت دارم

بله بله؟

زندگی سعی خواهد کرد تو را نگه دارد، اما این سفر همیشه باید ادامه داشته باشد.

*صدای ماشین*

خوش اومدی آرجون

ترک کرد.

درست.

مسیر روشن است NSG در فرودگاه مستقر شد.

نارنجک.

30 دقیقه. این تمام چیزی است که ما داریم. یک مسیر انحرافی داشته باشید.

همه غیرنظامیان را از آن پاک کنید شعاع فرودگاه بر فراز.

فرودگاه در دید پرسنل ارتش در حالت آماده باش

تک تیراندازها در جای خود.

بمب فعال

- 20:24 ثانیه تا انفجار. - چی؟

آیا می توانیم آن را خنثی کنیم؟

ممکن نیست. ما وقت نداریم

سپس باید دریافت کنیم گروگان ها از اینجا

شانس زنده ماندن صفر است. این یک بمب شیمیایی است.

چی؟

گاز سارین شعاع تاثیر 30 کیلومتر.

- شیطون! - برای آرجون بیا داخل.

آقا، کام های آرجون روشن است.

- آرجون بیا داخل - حمید کجاست آقا؟

کمین خواهیم کرد او در فرودگاه

ما آنقدر زمان نداریم

او یک بمب شیمیایی را فعال کرد قبل از خروج از مجلس

گاز سارین. بازم آقا گاز سارین هستش.

نیمی از دهلی خواهد شد 20 دقیقه دیگه بمیری

- چی! - حامد رو قطع کن!

رهگیری ماشین! همین الان قطعش کن!

- اون کجاست؟ - حمید گل رو چک کن.

ما به یک بازی مثبت نیاز داریم.

هیچ کس شلیک نمی کند! تکرار می کنم هیچ کس شلیک نمی کند!

شلیک نکن شلیک نکن

من نیتراج سوامی هستم، نماینده مجلس.

گفتند برویم فرودگاه

وگرنه این جلیقه را منفجر خواهند کرد.

بدون بمب

آقا حمید تو ماشین نیست.

-حمید تو ماشین نیست. -حمید تو ماشین نیست؟

پس او کجاست؟

- حرکت کن! حرکت کن! حرکت کن! - آرجون، این یک طعمه بود.

آقا

حمید هرگز مجلس را ترک نکرد.

آقا این غیر ممکنه آقا حمید اینجا نیست.

او اینجا نمی ماند بعد از فعال کردن بمب ...

صبر کن صبر کن صبر کن.

حفاری.

I.R.A.، طرح های مجلس.

فرافکنی.

آن چیست؟

این یک تونل است، توسط انگلیسی ها ساخته شده است.

خروجی کجاست؟

بدون خروج

دولت هند آن را مهر و موم کرده بود.

اما انگار آنجاست نقض شده است.

برو برو برو!

صباح 15 دقیقه وقت داری

گروگان ها را به هر قیمتی بیرون کنید.

سریع برو

آرجون حمید گرفتی؟

نه آقا. او ما را راه اندازی کرد.

از آن سوراخ سوراخ کردند سایت مترو زیرزمینی

به تونل قدیمی زیر مجلس

باید گرفته باشد آنها ماه برای انجام آن.

این برنامه او بوده است.

مذاکرات، رحمان گل، امن فرودگاه پاساژ چیزی جز تاکتیک های تاخیری نبود.

داشت زمان می خرید برای کار گذاشتن بمب شیمیایی

در حالی که منتظر بودیم فرودگاه برای او مانند احمق ها!

I.R.A اسکن دوربین مداربسته برای حمید.

اسکن کردن.

آقا من پیداش کردم

آرجون بگیرش او یک چاشنی راه دور دارد.

و این تنها امید ماست

اون رو کپی کن ارسال نسخه پشتیبان

SOS را برای فرمانده ارتش ارسال کنید.

او نیاز به راه اندازی یک محیطی 20 کیلومتر در شهر

و پروتکل اضطراری را آغاز کنید. عجله کن

بایست، بایست، بایست. متوقف کردن. متوقف کردن.

عقب نشینی کنید، همه بکش کنار.

حمید در حال حرکت به سمت فرودگاه صفدرجنگ 25 کیلومتر دورتر.

این گاز چیست؟

26 برابر بیشتر است سمی از سیانید

وقتی بمب منفجر شد، در سراسر دهلی پخش خواهد شد.

مردم به زودی خواهند مرد همانطور که آنها آن را تنفس می کنند.

پس شهر را تخلیه کنید.

کمتر از 15 دقیقه وقت داریم.

تخلیه انبوه غیرممکن است.

امدادگران اورژانس قادر به انجام هیچ کاری نخواهد بود

نخست وزیر؟

اینجا یه بمب هست بکش کنار.

10 دقیقه تا انفجار

ما باید به دنبال یک مسیر جایگزین باشیم.

یک میانبر.

کالیبراسیون مجدد مسیر

سریع.

به سمت راست.

- برو - بله قربان.

سوخت موتور دوچرخه

درخواست پرواز اضطراری پاک شده است.

ایرباس آرگوس B-12 برای برخاستن آماده است قربان

- فرودگاه روشن است. - عجله کن

روی آن آقا

آقا، یک نفر روی باند فرودگاه است.

- چی؟ - یک نفر آنجاست.

راسكال

برو برو برو. عجله کن

همین الان بلند شو

در آوردن!

موتور روی گاز کامل. در آوردن.

اکنون! در آوردن!

در آوردن.

35 ثانیه تا انفجار.

کلید قرمز را فشار دهید تا جدا شود.

سیگنال راه دور گم شد.

I.R.A.!

لعنتی

آیا این همه است؟

این بمب اصلی نبود

بعدش چی بود؟

همه، آماده اند؟

آقا! گروگان ها بیرون می آیند.

آنها را در محیط های امن قرار دهید.

آره حرکت کن آمبولانس، پزشکان، همه آنها را به آنجا برسان.

در مورد بمب گاز چطور؟

غیر فعال شده است.

چگونه؟

چگونه جلوی آن را بگیرم؟

سیم قرمز را دقیقا زمانی که می گویم قطع کنید.

- دو سیم قرمز هست I.R.A. - بالاترین.

ثابت.

در 3، 2، 1 ... برش!

توالی غیرفعال سازی آغاز شد.

100% همگام سازی

آقا ما نخست وزیر را داریم.

آفرین، آرجون

من میدانستم که تو میتوانی این کار را انجام دهی.

ممنون آقا

رحمان گل چطور.

ما به آن رسیدگی کرده ایم.

او برای سرزمینش می جنگید، به جای آن آسمان را به او پیشنهاد دادیم.

عالیه.

اجازه رفتن به خانه آقا

اجازه داده شد سرباز من

اجازه داده شد.

آقا من توییت از حساب شما؟

هوم؟

بله، آن را در همه جا ارسال کنید فیس بوک، اینستاگرام و توییتر.

به همه بگید که من کشورمان را نجات دادم.

سلام مادر هند!

سلام مادر هند!

سلام مادر هند!

سلام مادر هند!

بیمارستان.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.