Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:skye =قسمت اول=
[خرده های چیلین]
[قسمت اول]
از زمان سلطنت یونگ
اهریمن هایی وجود داشتن که خودشون رو به مردم نان ژو تغییر شکل داده بودن
و باعث شده بودن که مردم نتونن در ارامش زندگی کنن
ولی قهرمانان در زمان های سخت ظاهر میشن
خاندان مو و خاندان شوان یوان یکی پس از دیگری قیام کردن
و مسئولیت از بین بردن اهریمن ها و برقراری عدالت رو به عهده گرفتن
این دو خاندان شکارچی اهریمن
هرکدوم در منطقه ای زندگی میکردن
و ناخوداگاه
برای بیشتر از پنجاه سال
از نان ژو محافظت کردن
سه سال قبل
قبیله اهریمن با
شروع یه شورش دوباره بازگشت
به خاطر حمله برنامه ریزی شده شو تیان ارباب اهریمنی
شهر فنگ دو
تقریبا به تصرف قبیله اهریمن ها دراومد
خاندان مو و شوان یوان برای ماه ها سخت مبارزه کردن
و در پایان ارباب اهریمن رو شکست دادن
باقی مانده های قبیله اهریمن هم
از فرصت استفاده کردن و با رهبرشون فرار کردن
نبرد سنگینی بود
اما انسان ها تونستن برنده بشن
[سه سال بعد]
[فنگ دو]
مراقب باش
[میخانه بای لینگ]
[میخانه بای لینگ]
چی شده؟
ببین
کجاوه عروس رسید
مادرم میگفت امروز روز ازدواج یکی از اعضای خاندان موعه
عروس کجاست؟
احمق جون معلومه که عروس داخل کجاوه ست
[ازدواج]
دو خاندان شکارچی اهریمن قراره که از طریق ازدواج باهم متحد بشن
[ازدواج]
چه مناسبت شادی
چرا داماد برای خوش امد گویی به عروس نیومده؟
یه چیزی هست که نمیدونی
چند روز قبل
درست وسط خیابون عروس به مرد دیگه ای ابراز علاقه کرد
الانم هرکسی که تو شهر هست داره درباره اش صحبت میکنه
اگه من جای داماد بودمم
اصلا نمیومدم
[ازدواج]
برین کنار
شی سی تصمیمت رو گرفتی؟
واقعا حاضری که جای من رو بگیری و با مو یان ازدواج کنی؟
من تصمیمم رو گرفتم
اگه بتونم کمکت کنم که با سی کونگ باشی
حاضرم انجامش بدم
از سرراه برید کنار
[ازدواج]
یکی...کشته شد
یکی کشته شد
قبیله اهریمن به دنیای فانی ها برگشته- یکی کشته شد-
قبیله اهریمن به دنیای فانی ها برگشته
شیائو هه
بیرون چه خبر شده؟
بانوی من
این بیرون اوضاع بهم ریخته
همه دارن میدون
...یکی
یکی اون جلو کشته شده
بانوی من
لطفا اروم باشین
امروز روز ازدواجتونه
نباید تو این مبارزه شرکت کنین
...ولی
[میخانه بای لینگ]
نترس
هیچ مشکلی نیست
باشه
[میخانه بای لینگ]
میخوای چی کار کنی؟
امروز من از طرف بهشت عدالت رو اجرا میکنم
برای خودت نیروی کمکی اوردی؟
من اونو نمیشناسم
از کجا اومدی؟
میخوای بمیری نه؟
من...ببخشید
صدمه دیدی؟
من بهش رسیدگی کردم
هنوزم میخوای فرار کنی؟
فعلا نه
یک مرتبه ای اتفاق افتاد
اول باید برگردم و ازدواج کنم
و برای بقیه موضوع ها
بعدا بهشون رسیدگی میکنم
من اول برمیگردم
اینجا رو به تو میسپارم
همشون رو نکش
خودتو دسته بالا گرفتی
من که هنوز مبارزه روشروع نکردم
ممنونم
خدانگهدار
ارباب
شما خیلی قدرتمندین
اره
شنیدم که
امروز قراره ازدواج کنین
براتون
ارزوی یه زندگی شاد و طولانی دارم
ممنونم
چه تصادفی
منم امروز ازدواج میکنم
به نظر میرسه
امروز روز خوش یمنیه
حالا که اینطوره
بانو منم براتون
ارزوی یه زندگی شاد
با کسی که دوستش دارین میکنم
بانوی جوان
بانوی جوان
بانوی جوان افراد خاندان مو برای خوش امد گویی اومدن
چرا شما هنوز اینجایین؟
بیاین بریم
باورم نمیشه که اونه
میخوای
درباره اش صحبت کنی؟
من فقط به یه بازمانده نیاز دارم
انتظار نداشتم
که حاضر شی با من ازدواج کنی
[ازدواج]
ازدواج ما نشونه ای از اتحاد دو خاندان شکارچی اهریمنه
میدونم کسی دیگه رو دوست داری
ولی
اجبارت نمیکنم
امروز برای هم ارزوی خوشی کردیم
یه توافق دوساله باهات میکنم
دو سال دیگه ازهم جدا میشیم
در طول این دو سال
باید بهم دیگه احترام بذاریم
و دخالتی تو کارهای همدیگه نکنیم
باید نقش بانوی ارشد خاندان مو رو خوب بازی کنی
و نباید کاری کنی کسی مشکوک بشه
چی فکرمیکنی؟
[ازدواج]
اگه چیزی نگی
من این رو به عنوان جواب مثبت درنظر میگیرم
[ازدواج]
امروز تو میخونه بی پروا رفتار کردی
الان ساکت شدی
[ازدواج]
شب عروسی
خوابش برده؟
اینجایی
گرسنته؟
اره
در طول روز چیز زیادی نخوردم
روی میز غذاهست
نه
مادرم بهم گفت که
روبندم باید
به دست همسرم کنار زده بشه
انجام شد
الان میتونم غذا بخورم؟
اره
...پام
پاهام سر شده
میشه بلند شی؟
اه
بیا
تو مو یانی درسته؟
اره
پس چرا انقدر جدی هستی؟
فکر کردم با ادم اشتباه ازدواج کردم
واقعا حاضری با من ازدواج کنی؟
تصمیمت رو گرفتی؟
حاضری که جای من رو بگیری و با مویان ازدواج کنی؟
تو کسی هستی که باید باهاش ازدواج کنم درسته؟
سوار شدن به کجاوه،رد شدن از منقل
تعظیم های رسمی،سرگرم کردن مهمانان و شراب زفاف
الان باید شراب زفاف رو بنوشیم
...من
فکرنمیکنم نیازی باشه
نه
قبل ازاین که خونه رو ترک کنم
پدر مادرم مخصوصا بهم گفتن
که باید این کارو انجام بدم
بیا
همسر
...چرا
...تو
نمینوشی؟
پدرمادرت
اینو بهت یاد ندادن؟
باورم نمیشه که بلد نیستی چطور این کارو انجام بدی
این اولین باریه که ازدواج میکنم
برای همینم زیاد اشنا نیستم
این اولین ازدواج منم هست
برای سری بعدی حتما یاد میگیرم
از الان داری به ازدواج بعدیت فکرمیکنی
شایعاتی که درباره ات هست واقعا حقیقت داره
تعظیم های رسمی،سرگرم کردن مهمانان و نوشیدن شراب زفاف
...کامل کردن
مرحله بعدی باید ازدواجمون رو تکمیل کنیم
[ازدواج]
چی کار میکنی؟
نباید ازدواجمون رو کامل کنیم؟
خیلی بی شرمی
چرا؟
...تو واقعا
واقعا؟
فراموشش کن
توافق دوساله امون رو به یاد بسپر
در طول این دوسال
درست رفتار کن
...من
چه توافقی؟
چه خبر شده؟
چرا اومد بیرون؟
یه چیزی درست نیست
انقدر زود؟
این با چیزایی که تو کتابا نوشته بود
فرق داره
چی ویز ویز میکنی؟
هیچی
به نظر میرسه که
اونا امشب ازدواجشون رو کامل نمیکنن
خداروشکر
چی گفتی؟
فکرمیکنی
دعواشون شده؟
اونا تازه امروز باهم اشنا شدن
غیر ممکنه
بانو یو خیلی خوش اخلاقه
و اصلا دردسر درست نمیکنه
ارباب جواب یان هم ادم دوست داشتنی هستن
و هیچ وقت با صدای بلند با کسی صحبت نمیکنن
مو یو
یه پتو برام بیار
اومدم
به جز این بار
منتظر چی هستی؟
عجله کن
اومدم
کامل کردن ازدواجمون
ارتباطی به شمع ها داره درسته؟
ارباب جوان
برادر یان
برگشتی
وضعیت چیه؟
همونطور که گفتی
یکیشون رو بازجویی کردم
اونا واقعا اهریمنن
وقتی میخواستم برش گردونم
دستاشو بستم
ولی یک مرتبه ناپدید شد
ادمای عادی
نمیتونن این کارو بکنن
اون کجاست؟
نمیدونم
یه لحظه چشمام بسته شد
و بعدش ناپدید شد
لعنت بهش
تقصیر تو نیست
تو وظایفم کوتاهی کردم
زیادی عکس العمل نشون میدی
برای همکاریت ممنونم
برادر یان
چیزی پیدا کردی؟
ممنونم
بیا اول اب بخور
چیز خاصی نبود
ولی منم امروز تو
میخونه متوجه چیزی شدم
وقتی داشتم باهاشون مبارزه میکردم
اونا فکر کردن که شوان یوان یو
شریک منه
از فرصت استفاده کردن
تا با حاله اهریمنی بهش حمله کنن
ولی اون حاله اهریمنی قوی نبود
فکرنمیکنم که اهریمنای قوی باشن
فقط چند سرباز ولگردن
فکرنمیکنم که دردسری درست کنن
شاید
همه ی اینا فقط یه تصادف بوده باشه
برادر یان
واقعا که اینطور فکرنمیکنی نه؟
اگه واقعا فکرمیکردی که یه تصادفه
اونقدر با عجله برنمیگشتی
که ازدواج کنی
یه چیزی خیلی عجیبه
اهریمن ها بعد سه سال دوباره ظاهر شدن
نگرانم که
دوباره برگردن
فردا دوباره برای تحقیق به میخونه برمیگردم
شاید بتونم چیزی پیدا کنم
اماده این؟
این خوبه؟
بله
بریم
تو هم شنیدی؟
البته
بانوی جوان یو- بانوی جوان یو-
شیائو هه
چرا حس میکنم که
دارن از من دوری میکنن؟
بانوی جوان
راستش
از امروز صبح
همه دارن
درباره ی اعتراف شما
به ارباب سی کونگ تو خیابون صحبت میکنن
همون بانوی جوانه
بریم
دارم فکرمیکنم کی این داستان رو پخش کرده
از چیزی که فکرش رو میکردم سریع تر پخش شد
مو یان کجاست؟
دیشب به اتاق مطالعه رفتن
طبق قوانین
امروز باید به دیدن ارباب و بانو بریم
میرم پیشش
ارباب
ارباب
من؟
اره
شوان یوان یو
کاری که دیروز کردین رو دیدم
واقعا فوق العاده بودین
دارم فکرمیکنم که
که امکانش هست به منم درس بدین
خیلی بی پروا بودم؟
بانوی جوان
هنوزم باید به دیدن ارباب و بانو بریم
عجله ای نیست
طول نمیکشه
لطفا به من هم یاد بدین
چی شده؟
اه
شیائو هه
برو کنار
که اشتباها به تو صدمه نزنه
برادر
...اون
منو زد
...تو
برادر کوچیکتر مو یانی؟
من مو دونگ لینگ
ارباب جوان دوم خاندان مو ام
خاندان مو یه خاندان شکارچی اهریمنه
چطوره که پسره بی فایده ای مثل تو داره؟
بهم نشون بده چی بلدی
بیا دوباره مبارزه کنیم
برادر کمکم کن
کافیه
شوان یوان یو
واقعا ادم بی شرمی هستی
با سی کونگ شائو یان رابطه داری
چطور جرات کردی که با خاندان مو ازدواج کنی
داری به برادرم توهین میکنی
کافیه
از جلوی چشمام دور شو
...الان
نمیخوام بدونم
[میخانه بای لینگ]
...به نظرت
خیلی معطر نیست؟
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم:skye
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.