All language subtitles for Rautu.Ka.Raaz.2024.WEB-DL.1080px2651

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی تقدیم میکند

آدرس کانال تلگرامی وبسایت بهارات مووی @bolymix

مدیر وبسایت : نوید مرادی

این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی اشتراک تهیه نمایید

مترجم : لی‌لی

دیپاک

من دوست دخترت نیستم دوست دختر رویاییت هستم

چطوری؟

آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani

سلام قربان

چند لحظه صبر کنید، قربان

ساکت باشین شیطون‌ها

چرا پنج تا بچه به دنیا آوردی؟

بچه هات مزاحم من هستن

اعصابمو خرد می کنن

متاسفم قربان

از مدرسه سوادهام تماس گرفتن

سرپرستش مرده

سکته مغزی یا چیز مشکوکی نیست

پلیس اونجا چیکار کنه

شما بگو

گوش کن دیمری

یا برای پلیس کار کن

یا برو دنبال کار خودت

باشه قربان، میرم تحقیق می کنم

اگر چیز خاصی فهمیدم تماس می‌گیرم

تماس نگیر

یکم دیگه خودمو میرسونم

زنده باد هند قربان

راز رائوتو

باکتو بای شنیدی؟- چی؟-

مدرسه سوادهام رو می شناسی

مدرسه سوادهام؟- یک مرگ اونجا اتفاق افتاده-

مرگ؟

اونجا مشکوکه

خدا می دونه

نمی دونم اونجا چه خبره، همه چی درهمه

دیپاک نِـگی رو می شناسی

پلیسه

اون خیلی تیزبینه- آره هست-

اما عجیب هم هست- عجیب هم هست-

بچه ها برین داخل

برگردین سر کلاستون

برین

بله قربان

کی شما رو خبر کرد؟

سرپرست مرده

بله

به محض اینکه متوجه شدیم دکتر خبر کردیم

بیچاره تو خواب از دنیا رفته

فقط جسدشـو جا به جا کردیم

جسد رو برای کالبدشکافی منتقل می کنیم

کالبدشکافی؟

چه نیازی به اونه قربان؟

دکتر کاملا چک کرده

یک مرگ کاملاً طبیعیه

...پس

این یه پرونده پلیسیـه

ما بررسی می‌کنیم برو بیرون

برو بیرون

پانت... لاتا- بله قربان-

قربان

باید به شما هم جداگونه بگم؟

برو بیرون

قربان

پانت- بله قربان-

اتاق رو پلمپ کن

و هر چیز مشکوکی دیدی، یادداشت کن

بله قربان

تا اون موقع من میرم تحقیق کنم

قربان

قربان

تحقیق کردن کار خیلی سختیه

...چی

چیکار کردین؟

چرا جسد رو جابجا کردین؟

ما اثر انگشت می‌خوایم الان تیم انگشت نگاری، اثر انگشت تو رو پیدا می‌کنه

اگر جناب نِـگی بفهمه پوستت رو می کنه

اون از کجا می‌فهمه که این در چه موقعیتی مُرده؟

مرده یا به قتل رسیده، تو از کجا می دونی؟

قربان

مردم اینجا می میرن، به قتل نمی رسن

...در 15 سال گذشته هیچ قتلی

در "رائوتو کی بلی" صورت نگرفته

همه حرف میزنن، کار نمی کنن

اینجا چه خبره پانت؟ ببین چیکار می کنن

متاسفم قربان

این چیه؟

لیست مواد غذایی درست می کنی؟ کجا ثبت می کنی؟

این یه پیش نویسه، قربان

بعداً تو دفتر ثبت یادداشت می کنم قربان

متاسفم قربان

مردم رو بیرون جمع کنید

قربان- بریم ازشون سوال بپرسیم-

قربان

شما می تونید برید

الان دیگه این یه پرونده پلیسیـه

دکتر بینجولا مسئولیت رو بر عهده میگیره

کی در مورد مرگ سرپرست به اتاق کنترل پلیس زنگ زد؟

اتاق کنترل پلیس؟

یکی از ما تماس گرفته؟

نه. این ممکن نیست

بسيار خوب

یک نفر اول جسد رو دیده

بله قربان، من و تریجوگی

خانم سرپرست هر روز ساعت 5 بیدار میشد

اما نمی‌دونم امروز چی شد که ساعت هفت هم بیدار نشد

من نگران شدم

فکر کردم یه چیزی درست نیست

به سمت پنجره رفتم

یه نگاه به داخل انداختم

و دیدم خانم روی تخت دراز کشیده

خانم رو صدا کردم

حتی با صدای بلند فریاد زدم

اما خانم جواب نداد

بعد در رو شکستیم

...اما تا اون موقع خانم

شما کی هستی؟- ها؟-

شما کی هستی؟- من هما هستم-

دستیار خانم سرپرست

خانم رو دیشب قبل از اینکه بخوابه دیدی؟

بله قربان

من و سرپرست کشیک معمول خودمونو ساعت 10 انجام می دادیم

خانم چند ساله که اینجا کار می کنه؟

پنج شش سال

پنج یا شش؟

شما مدیر هستین درست بگین

اون قبل از من منصوب شده بود

کی اونو منصوب کرده بود؟

جناب کساری

اون متولی مدرسه ست

مانوج کساری

کساری رو از کجا پیدا کنیم؟

اون در لاکنو هست

ماهی یک بار میاد و میره

اما به محض اینکه از مرگ سرپرست باخبر شدیم

بهش خبر دادیم، به زودی میاد

ازدواج کرده؟

آره

اما قربان ازدواج جناب کساری

چه ربطی به مرگ سرپرست داره؟

جناب کساری نه

سرپرست رو گفتم

نه اون ازدواج نکرده بود

بچه؟

بچه؟

وقتی ازدواج نکرده

بچه از کجا بیاد؟

قربان اینو نگاه کنید

این چیه؟

اینو با گوشیم گرفتم

وقتی مجبور شدیم در رو بشکنیم

این برای امنیته

عالی نیست قربان؟

عالیه

داستان‌های جنایی زیاد تماشا می‌کنی؟

به وضعیت بدن نگاه کن

بعد از من تکرار کن

سرپرست مرده پیدا شده

سریع بیاید

سرپرست مرده پیدا شده

سریع بیاید

پیدا شده

تو به اتاق کنترل پلیس زنگ زدی

کاملا درسته قربان، اسم من تریجوگیـه

از روستای تریجوگی نارایان

من دستیار مدیرم

از ملاقات با شما خوشبختم- از ملاقات با شما خوشبختم-

سریع اینو به گوشی من ارسال کن

عالی میشه

چند وقته اینجا کار می کنی؟

ده پانزده روز میشه، قربان

یکیشش رو بگو اون میگه پنج شش

تو میگی ده پانزده این چه مسخره بازی ایه؟

قربان- زنده باد هند قربان-

سلام- اینو بگیر-

مهمونی چایـه؟

چیزی فهمیدین؟

بله قربان، از این طرف

همینجا بمون، الان بر میگردم

کسی اینجا نمونه بیا

چی پیدا کردی؟

دارم تحقیق می کنم قربان

اما چیزی مشکوک به نظر نمی‌رسه

اگر چیزی مشکوک به نظر نمی‌رسه شواهد اولیه رو جمع آوری کن، اثر انگشت رو بردار

صبح با من تماس نگیر عمیق خوابیده بودم

خوابیدن سخته- متاسفم-

...از زوایای مختلف جسد

عکس بگیرین

باشه

چیزی می خوای بگی؟

بله... یعنی

نیازی به این نیست قربان به نظرم طبیعی میاد

وقتی اومدیم اینجا باید یه کاری بکنیم

پلیس اوتاراکند شهرت داره آبرو و احترام داره

اگر خدشه دار بشه چی؟

وظیفه شناس باش- قربان-

عکس بگیر

خداحافظ- ازش سوال کردی؟-

بله، ازش سوال کردم

شما همینجا صبر کن، ما برمی گردیم- از جسد عکس بگیر-

بله

...قربان یک کاری داشتم

خونه

هنوز مالکیتش رو بدست نیاوردم- نه هنوز-

بیشتر از یک سال از ساخت و ساز می گذره

اما باز هم مالکیتش رو به دست نیاوردیم

اگر شما بتونی باهاش حرف بزنی

عالی میشه

ساختمان مال جانیــه؟

اشرف جانی؟

آره خودشه

کمیسر گفته بود

که شما شخصاً نگاه بندازین

این فیلم مربوط به پرونده چامولیـه

الان نه، بعدا نگاهش می کنم

اول گزارش کالبدشکافی رو بگیر

جسد رو برای کالبدشکافی بفرست

...اون

بفرست، چی برای از دست دادن داری؟

قربان میرین؟

کجا برم؟- اونجا-

آروم باش، بعدا میرم دیدنش

زنده باد هند قربان- زنده باد هند-

زنده باد هند قربان

یک بار گفتم زنده باد هند

نشنیدم

تو نشنیدی، ولی اونها شنیدن بهش بگو لاتا

درسته قربان

بریم

کجا برم قربان؟

تو راه بیفت، بهت میگم

زنده باد هند قربان- برو به سمت پایین تپه-

شما دوتا اینجا بمونید

جسد رو برای کالبدشکافی بفرستین

بله قربان

من باید می‌رفتم معبد قربان

برای دعا کردن

نذر کرده بودم برم اونجا

مرخصی می خوام

اگر جناب نِـگی بگه می تونی مرخصی بگیری

قربان

اگر می خوای ازدواج کنی

برو دفتر ازدواج

چرا میری معبد خدا رو اذیت می کنی؟

مگه نه پانت؟- نه قربان-

قربان

چیه؟ تو دلت نگه ندار، واضح بگو

سلام

دارم میام

بله قربان

بله قربان کار انجام شده

بله قربان، نگران نباشید

من شخصاً به این موضوع رسیدگی می‌کنم

باشه قربان

از بالا تماس گرفتن

جسد سرپرست رو تحویل بده

اما در حال کالبدشکافیه قربان این پروتکل کُلـیـه

می‌دونم می دونم

اما نمی تونیم جسد رو بیشتر از این نگه داریم

یه کاری کن

اعضای داخلی بدنش رو نگه دار

و جسد رو تحویل بده

باشه قربان، هرجور شما بخواین

بریم

دیمری

قربان- همه رو صدا کن-

همه جمع بشین

قربان

قربان

با دقت گوش کنید

با پرونده سرپرست به عنوان یک مرگ عادی رفتار کنید

ما فقط یک بررسی معمولی انجام میدیم

باشه

کسی سوالی داره؟

آدم برای پرسیدن سوال به مغز نیاز داره

...قربان- پس تو ساکت باش-

می دونم

تو مرخصی می خوای

مشکلی نیست، بعد از بسته شدن پرونده در این مورد صحبت می کنیم

باشه

دیمری گوش کن- قربان-

جسد سرپرست رو تحویل بده

اما اعضای داخلی بدنش رو نگه دار

باشه

قربان یک درخواست داشتم

وقت جشنواره ست

ما قصد داریم به بازار بریم

اگر بتونید با ما بیاید، خیلی خوش میگذره

ساعت 8:30 می بینمت- باشه-

غم مرگت رو پشت سر میذارم

مرخصی نمی گیری، دلت رو آروم کن

مگه نه پانت؟

بیا

بریم

قربان متولی مدرسه اینه

این مانوج کساریـه

همه اینها متعلق به اونه

ساختمان، زمین

فقط زمین کناری، مال روشن‌هاست

مرد خیلی پولداریـه

اینجا بدون اجازه اون هیچ اتفاقی نمی افته

یه چیزی بگم؟

...اون و سرپرست

رابطه داشتن؟

چرا اینو قبلا نگفته بودی؟

قبلا شما نپرسیده بودی

از خانواده سرپرست کی اومده؟

خانواده نداشت

اون یتیم بود

خانواده ای جز جناب کساری نداشت

این چیزهایی که به شما گفتم رو به کسی نگید

باشه

حتما؟

قول

قول

بیا امضاش رو بگیریم

امروز امکان نداره قربان- چرا؟-

امروز جناب کساری خیلی سرش شلوغه

یه کاری کن

من به شما زنگ می‌زنم، اون موقع برگرد

باشه

وایسا، وایسا

قربان، پدر و مادرتون اومدن

بابا

سلام مامان

سلام بابا- خوش باشی پسرم-

چرا اینقدر ناگهانی اومدین اینجا؟ باید زنگ می زدین

باید می بردیشون خونه مجید چرا آوردیشون اینجا؟

بیاین بریم چای و صبحانه بخوریم

ما چای و صبحانه ی تو رو نمی خوایم

اینو بگو که کِی میای خونه

اصلا نگران پدر و مادرت هستی یا نه؟

بگیر

پولی که برای ما فرستادی

ما نمی‌خوایمش

حقوق بازنشستگی برای ما کافیه

فقط زمان جشنواره ها بیا خونه، شیرینی بخور

همین برای ما کافیه

در 10 سال گذشته، یک بار هم

نیومدی روستا

یک بار هم نیومدی خونه

هولی باشه یا دیوالی

فقط ما میدونیم چطور بدون تو می گذره

نه میای خونه

نه برای خودت تشکیل خانواده میدی

تا کی اینطوری ادامه میدی؟

بیاین چای و صبحانه بخورین

یکم استراحت کنین، تا اون موقع کارمو تموم می‌کنم

خونه‌ی ما تو روستاست

با ما میای؟

بیا مجید

برگردیم

بیا پوشپا- شما برین، منم میام-

بیا پسرم- میام-

تو از سرنوشت ناراحتی،‌ اونها رو مجازات نکن

یک روز می خوای به خونه برگردی

خونه هنوز اونجا هست

...اما اون موقع شاید

هیچ کس چشم به راهت نباشه

می بینمت رفیق

خداحافظ

بریم قربان

بریم مدرسه و برگه ها رو امضا کنیم

باشه بریم

سلام قربان

موقع تحویل جسد

یادمون رفت امضای شما رو بگیریم

قربان

سرپرست رو از کِی می شناسید؟

از وقتی که به مدرسه ما ملحق شد

سفارشش رو کرده بودن یا شایسته ی این کار بود؟

اگر اونو می دیدین، هرگز این سوال رو نمی پرسیدین

اون یک مدیر درجه یک بود

شما چیزهای زیادی در مورد اون می دونید

اون کارمند من بود

گوشیش گم شده

من چطور باید این جزئیات رو بدونم؟

این درسته

جزئیات رو از کجا بدونه

باشه. متاسفم که وقت گرانبهای شما رو گرفتم

خداحافظ

اون پر از کینه ست چشمهاشو دیدی؟

درست مثل بز بود

چطوری؟

آنجو مانجو

بیاین اینجا، بیاین بازی کنیم

نظر شما در مورد این مرد چیه؟

وقتی جسد رو تحویل می‌دادم

تریجوگی به من گفت

اون و سرپرست با هم رابطه داشتن

انگار امروز روحیه ت خرابـه

می دونی

رئیس بیلاخول پایین تپه

اسدو- ...خب اسدو-

درخت منو قطع کرده

نگاه کن

به زبون خودت براش توضیح بده

میرم پیش دیپاک نِـگی و شکایت می کنم

دستگیرش می کنه

تو تپه ها بچه ها از بزرگترها مراقبت می کنن

قربان

چیه؟

گزارش کالبدشکافی اومده

این یک مرگ مشکوکه قربان

تیم پزشکی برای پیدا کردن علت مرگ به زمان بیشتری نیاز داره

اوه خدا

کارمون در اومد

همه رو صدا کن

تریپاتی جی، لاتاجی، پانت جی

جمع بشین

قربان

قربان صداتون می‌کنه

تو اتاق سرپرست چی پیدا کردین؟

چند تا اسناد و مدارک بود

دفتر خاطرات سرپرست بود دیگه چی بود؟

چیز خاصی نبود

یه کاری کنید

از افرادی که اونجا هستن هر اطلاعاتی که می تونی جمع کن

و یه چیزی رو خوب گوش کنید

اگر اطلاعات مهمی پیدا کردید

فورا برام تو واتساپ ارسال کنید

باشه قربان- و به کسی نگید-

که این مرگ مشکوکه

اسمش چی بود؟

مانوج- مانوج کساری، قربان-

درباره اون اطلاعات جمع کنید

دیمری، من و تو میریم پیش اون

قربان

شما سه نفر برین مدرسه

سریع، امروز خیلی کار داریم

گفتم امروز مرخصی می خوام قربان

تو برای من آسایش نذاشتی

چه مرخصی؟

کار جناب نِـگی به ما بستگی داره

تا وقتی که پرونده حل نشه هیچکس مرخصی نمی گیره

فقط کار کار کار

بهتر نیست به من توجه کنی؟

من نظر بهتری دارم

به جناب نِـگی میگم تو رو به مرخصی دائمی بفرسته

اوه

سلام

سلام بچه ها

نگاه کن

عجیبه

اسمت چیه؟

کونچیکا

باهات بازی کنم؟

باشه

تریپاتی جی، برو با نگهبان صحبت کن

من نمی تونم اونقدر برم بالا

تو برو با دستیار سرپرست صحبت کن

هما- آره هما-

برو با هما صحبت کن- باشه-

من میرم دیدن مدیر- باشه-

هما

بله- هما-

بیا بیرون

سلام

جناب کساری هست؟

بله

بیا داداش

بیا بیرون

سوال داشتین؟

از من؟

آره از تو

سلام

چای سبز وزن رو کم می کنه نه استرس رو

استرس؟

سلام قربان

سلام

چرا اومدین اینجا؟

فقط برای تحقیق روتین

ما سعی می کنیم پرونده رو ببندیم

بله

اسمت چیه؟

اسم من آمیتـه- آمیت-

چند ساله اینجا هستی؟

هفت هشت سال میشه قربان

هفت یا هشت؟

هشت سال قربان- پس بگو هشت-

شوهرتون کجاست؟

همینجاست

می تونید تو دفترش ببینیدش

بر اساس گزارش نهایی کالبدشکافی

مرگ سنگیتـا دِوی غیر طبیعیـه

اما افسر صادقانه بگم

شوهرم همه کارهای مربوط به مدرسه رو انجام میده

نه من

قضیه کساری چیه؟

هر روز میاد اینجا یا گاهی میاد؟

نه هر روز نمیاد

این وسط ها گاهی هم به لاکنو میره

خانم برای دعوا کردن به هیچ موضوعی نیاز نداشت

اون فقط برای دعوا یک فرصت نیاز داشت

من از مرگ سنگیتا بی اندازه متاسفم

ما هم متاسفیم

مثل همـیم

باید مدیتیشن کنید

از چای سبز موثرتره

بله حتما

پس تو باید همه چی رو در مورد اینجا بدونی

که کی میاد، ‌کی میره و غیره

آره من همه چی رو می دونم

نه من نمی دونم

باید یه چیزی بدونی اینجا زندگی می کنی

من از کجا بدونم؟

یعنی یه چیزی شنیدی یا دیدی

نه

این ژاکت خیلی بلند نیست؟

سایز ژاکت درسته قربان

چون من قد کوتاهم بزرگ نشون میده

خوبه

...بچه های شما

آره دارم

یک پسر دارم، تانمای

در لاکنو زندگی می کنه

یکی دو روز دیگه میاد اینجا

اینجا دوربین مداربسته داره

می تونیم فیلمشـو بگیریم؟

...اون

یعنی می تونیم فیلم رو تماشا کنیم؟-

نمی تونید فیلم رو ببینید

یه مدته که دوربین مدار بسته کار نمی کنه

باشه

بله

...این

تانمای

که اینطور

سریع از لاکنو اومدی

جت سوار شده بودی؟

متاسفم

من دوباره میام

دفتر شوهرتون کجاست؟

تو بازار کناری، ساختمان روبروی مسجد

طبقه سوم- باشه-

خداحافظ

خداحافظی نکردی

خداحافظ

ممنون

تصمیمتو بگیر پسر

بهش چای سبز بده

یکم ورزش کن

احتمالاً خانم شایسته اوتاراکند بوده

میگه بازار کناری

اون خیلی ظریفه. با نزاکته

اما چرا در مورد پسرش دروغ گفت؟

این تعویذ قرمز برای چیه؟

این؟

از معبد بهاراته

معبد بهارات محلی؟- آره، عابد بهم داده-

که اینطور

خوبه، اما برای چیه؟

برای ازدواج- داری ازدواج می کنی؟-

آره- منو دعوت می کنی؟-

جناب نِـگی

سلام

بله

همه خوبن؟

بله

بفرمائید

بر اساس گزارش نهایی کالبدشکافی

مرگ غیر طبیعیـه

اما به من گفتن مرگ طبیعیـه

مگه این گزارش هواشناسیـه که مدام در حال تغییره؟

من نمی دونم شما در مورد کدوم گزارش صحبت می‌کنی

ما فقط یک گزارش داریم و نتیجه ش اینه

"مرگ غیرطبیعی مشکوک"

مزخرفه

من تمام تاکتیک‌های تو برای بد جلوه دادن شهرتم و پول در آوردن رو می شناسم

من اهل لاکنو هستم

قبلا با امثال تو سروکار داشتم

شما شاهزاده لاکنو نیستی

فقط یک انسانی

من ساکت نمیشم آقای نِـگی

متوجه شدی؟

دیدی

قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی

فقط داره سوال می پرسه

آروم جوابشو بدین- یه لحظه صبر کن-

اما هر وقت اون اینجاست

هر روز به مدرسه میاد- هر روز؟-

بیشتر شب میاد، تا روز

اونم حوالی دوازده یک شب

بپرس

اون شب اینجا چیکار می کنه؟

بخند

رابطه ی شما با سرپرست چطور بود؟

کاملاً حرفه ای

مثل یک کارمند با کارفرما

مثل رابطه ای که با بقیه کارکنان و معلم ها داشتین

دقیقا

این که چیکار می کردن و نمی کردن رو فقط خانم سرپرست می دونه

ولی ساعت 5 صبح می رفت

یک دقیقه

صبر کن

پس به همه هدایای گرون قیمت می‌دادین

چه زن باشه چه مرد؟

منظورت چیه؟

عالیه

عالی نیست؟- عالیه قربان-

من می تونم نگهبان مدرسه‌ی شما بشم؟

رفت- کی رفت قربان؟-

اطلاعات رفت

...گفتم نگهبان، یادم اومد

شما اغلب اواخر شب می‌رفتی خوابگاه

و صبح برمی‌گشتی

کی گفته؟

نگهبان

اون نگهبان مستــه، مزخرف میگه

پس مشروب خوردن تو مدرسه‌ی شما مجازه؟

کاری که اون در زمان شخصی خودش انجام میده به من مربوط نیست

با اون بیچاره چیکار داری؟

...ببین آقا قضیه اینه که

الو

بله

فوراً میام اونجا

میام

ببینین، من باید برم

...و خوبه که

شما هم برین

دفعه بعد که اومدین

بهتره مدارک محکمی بیارین

من برای این مزخرفات وقت ندارم

گوشی سرپرست پیدا بشه یا نشه

...اما دفعه بعد وقتی که شما رو ببینم

تا اون موقع خداحافظ

هما می گفت سرپرست خیلی زن دمدمی مزاجی بود

باید دوست پسر داشته باشی

این حرف ها رو نزنید- می تونی به من بگی-

نه

خانم تو این موارد خیلی سختگیر بود

دوست پسر از کجا بیارم؟

می گفت سرپرست با بچه ها خیلی سختگیر بود

بیچاره پایـل

اونها شاهرخ و کاجول مدرسه ما بودن

سرپرست اونها رو از هم جدا کرد

این نتیجه ی نفرین اونهاست

خدایا منو ببخش

نباید پشت سر مُرده بد حرف زد

به من بگو این شاهرخ و کاجول کی هستن؟

شاهرخ و کاجول

شاهرخ اینجا تو مدرسه‌ی ما درس می خونه

اونجا رو ببین، اونجا

اونجا نشسته،‌ اون شاهرخـه

اون یک دختر رو اخراج کرده بود

چون با یک پسر رابطه داشت

می گفت سرپرست از کلماتی مثل عشق و محبت متنفره

چرا این کارها رو می کرد؟

باید ترومای رابطه باشه

تو چیزی برای گفتن داری؟

مدیر مدرسه گفت که فیلم دوربین مدار بسته گم شده

و چند روزه که دوربین مدار بسته کار نمی کنه

چند روز؟

چند روز رو نمی دونم

می پرسم و به شما میگم

بپرس، اما سریع

بله

باید چهار تا سیلی بهش میزدی

همه چی رو می‌گفت

در مورد مدیر چی فکر می کنی؟

یه چیزی در موردش درست نیست

به نظر میرسه کلاهبرداره

با تریجوگی آشنا شدی؟

دستیار مدیر؟- آره-

آره، اون تو مدرسه بود

گفتم تریجوگی یه چیزی یادم اومد

اون یه ویدیو برام فرستاد

من ویدیو رو بررسی کردم، عادی به نظر میرسه

ریختمش تو لپ تاپ شما

...اگر بخواید- صبر کن-

چیز خاصی نیست

نیازی به دیدن دوباره نیست، قربان

خانم، خانم چی شده؟

پنجره رو باز کن پنجره رو باز کن

خانم- آروم-

بهش دست نزن

با آمبولانس تماس بگیر

بله قربان، بله قربان- چه اتفاقی افتاده؟-

خانم چی شده؟

به کی زنگ بزنیم؟

آمبولانس؟

خانم

ساکت

بهش دست نزن- بهش دست نمی زنم-

چه بلایی سرش اومده؟- به چیزی دست نزن-

قربان چیه؟

چیزی نیست- چی شده خانم؟-

داشتی چی می گفتی؟

من بررسیش کردم

من تحقیق کردم، قربان همه چی رو بررسی کردم

منم گیج شدم قربان

در از داخل بسته بود، پس چطور به قتل رسید؟

این گوشی رو اونجا می بینی؟

به شارژ زده شده

...این چطور... نه من

همیشه به اون چیزی نگاه نکن که دیده میشه

به اون چیزی نگاه کن که پنهان میشه

اینجا رو نگاه کن

دوربین همه چی رو توی این ویدیو پوشش میده

ناگهان تلفن زنگ می خوره

صدای مدیر به گوش میرسه

بله قربان، بله قربان

دوربین می‌چرخه

وقتی برمی گرده، گوشی گم شده

یک گوشی مدیر مدرسه رو به دزد تبدیل کرد

قربان چطور انجامش میدین؟

به خاطر همین من روی این صندلی نشستم

وگرنه به جای تو اونجا می ایستادم

قربان

هی بیلا

و جانی

چرا صورتت آویزونه؟

از اداره مالیات بهت حمله کردن؟

شما که می دونی قربان

از یک طرف فشار کار، از اون طرف زنم

درست میگی

وقتی زنت بهت استرس میده میری سراغ دوست دخترت

وقتی دوست دخترت بهت استرس میده، میری سراغ زنت

راستی یادم اومد

هنوز به نارش دیمری بازرس من، مالکیت ندادی

...آره من

بهونه نیار، یادت اومد؟

آره... مشکل بودجه داشتم

بودجه ت بره به جهنم فهمیدی؟

فردا بهش یه تاریخ نهایی بده

یک ساله اونو معطل نگه داشتی

من آدم شما هستم قربان بهم ایمان داشته باش

برو

بهم ایمان داشته باش- گفتم برو-

بیار

گوش کن، دیروز رفتم سوادهام

برای اطلاع از قضیه پرونده- چه اتفاقی افتاد؟-

چیزی نفهمیدم

دیپاک نِـگی همه چی رو می‌فهمه

اون خیلی تیزبینـه

عجیب هم هست

آره عجیبـه

اینو بچسبون

چطور کنده شد؟ موقع شستن؟

نه، یادم نیست

که اینطور

تو برو مدیر رو پیدا کن، من خوابگاه رو بررسی می‌کنم

باشه قربان

تصمیمت رو بگیر، از کدوم طرف می خوای بری؟

من از این طرف میرم- پس برو-

قربان

مدیر مدرسه امروز نیومده

تریجوگی می گفت رفته بیرون

نمی‌دونم امروز میاد یا نه

چرا این اتاق هنوز پلمپ نشده؟

یک نفر اینجا مُرده

وقتی پرونده بسته شد

وقتی جسد رو تحویل دادیم، اتاق رو هم تحویل دادیم

بعد از گزارش کالبدشکافی باید اتاق رو پلمپ می‌کردی دیمری

از دست تو

تریپاتی و لاتا جی اینجا هستن میگم اتاق رو پلمپ کنن

...اون دختر رو صدا کن... کیه

دستیار سرپرست- آره هر کی، صداش کن-

باشه

لاتا جی، هما جی رو صدا کن

باید اتاق رو پلمپ کنیم

سلام

یک سوال دارم، جواب صادقانه می خوام

بله

رفتار خانم سنگیتا با تو چطور بود؟

قربان، تا وقتی که طبق میلش رفتار میشد

همه چی خوب بود

وگرنه چی؟

وگرنه خانم هر کاری می‌تونست بکنه

...این شاهرخ و

اسمش چیه... جول؟

اسمش چی بود؟ اسم همسر آجی دوگان چیه؟

قربان، کاجول

داستان عشق اونها چی بود؟

بله قربان

اونها راجت و دیا هستن قربان

اما دیا به دستور خانم از مدرسه اخراج شد

و راجت اینجا درس می خونه

چرا اخراج شد؟

خانم دوستی دختر و پسر رو نمی پسندید

دوست دوستـه مشکلش چیه لاتا؟

قربان

خب بگو

من خیلی نمی دونم

اما یه چیزی بگم؟

اون فقط در تمام مدرسه با من خوب بود

یه چیزی رو بگو

سرپرست دوستی تو با این پسر رو می‌پسندید یا نه؟

وای خدا

قربان من با این پسر رابطه ندارم

راستشو میگم قربان

انو یک ماه قبل از مرگ سرپرست، رفته خونه ش

تا به مادرش رسیدگی کنه- صدای سه‌تار می شنوم-

امروز صبح برگشت- باشه، فهمیدیم-

بسه

بله قربان

من اطلاعاتی در مورد واردن سنگیتا می خوام

البته اگه شما می تونید چیزی به ما بگید

قربان یک دقیقه

بله

قربان، خانم سنگیتا

به طور خلاصه

در زندگی اون به جز اسمش سنگیت جایی نداشت *سنگیت: موسیقی*

پس از شما راضی نبوده

اون از هیچ کسی راضی نبود

حتی از خودش

...سرپرست خیلی

چی میگن... قهقرایی بود

ارتدکس- ارتدکس-

طرز فکرش قدیمی بود

اون دو تا بچه، دیا و راجت برای من خاص بودن

راجات عالی کیبورد میزد

و دیا بهترین شاگرد کلاس من بود

راجت

شما باید صحبت‌های انگیزشی اونو بشنوید، قربان

یه کاری کنید، شماره تونو به من بدید

صبر کن

گوشیم زنگ می‌خوره، یک دقیقه- باشه-

بله بیلا بگو

قربان یه خبر دارم

نمی تونم تلفنی بگم

می تونیم همدیگه رو ببینیم؟ بیاین پاتوق

باشه میام

باشه، من باید برم یه کاری پیش اومده

قربان شماره تونو بهم بدین

لینک آهنگ ها و سخنرانی های انگیزشیشون رو براتون می فرستم

یادداشت کن

فهمیدم

باشه قربان

همین الان براتون می فرستم حتما تماشا کنید

حتما- ممنون-

دیمری کجا رفت؟ دیمری

قربان من اینجا هستم

بیلا زنگ زد، باید بریم بقیه کجا هستن؟

اونها رو جلوتر فرستادم کلانتری

باشه، بریم

چی می گفت؟

نمی دونم، تلفنی نگفت

گفت بریم پاتوق همیشگی مون

به هر حال، من در موسوری کار دارم

می تونم اونم ببینم

باشه

چی فوری بود؟

زنت با همسایه فرار کرده؟

کاش این طوری بود قربان

منم با زن همسایه فرار می‌کردم

یه چیزی بیارم؟

فراموشش کن

برو سر اصل مطلب

اطلاعات باید دقیق باشه وگرنه پوستت رو می‌کنم

قربان، من برای هر حرفم مدرک دارم

از وقتی که سرپرست مدرسه نابینایان مُرده

جانی احوالش تغییر کرده

صبح و شب داره مشروب می‌خوره

شنیدم که پشت تلفن اسم سردار رو می بره

فکر می‌کنی بین اونها بگو مگو شده؟

یه چیزی در مورد پوله قربان

جانی کجاست؟

جانی؟ اونو در لیبرتی (بار) پیدا می‌کنین

پاتوق همیشگیـشه

بیا بریم

چیکار کنیم قربان

بگیرش

وایسا

قربان خونه رو بهش میدم

حالا چی؟

حالا

قربان لطفا

من می خوام بزنمش

تو بزنی؟

قربان لطفا

بزن تو سرش بزن تو سر کچلش

بزنش

چرا منو میزنی؟

این روشنه؟

آره

اینجا نوشته که

اسم تو در دفتر خاطرات سرپرسته

این دفتر خاطرات سرپرسته

من نمی دونم قربان

نمی‌دونی شما دوتا با هم رابطه داشتین؟

من با اون رابطه نداشتم من دروغ نمیگم

نمی تونی دروغ بگی

شما دو نفر درگیر یه رابطه مبهم بودین

چون سرپرست اینجا نوشته که

جونم از دست اشرف جانی در خطره

دروغ نوشته قربان

اینو خاموش کن

قربان، منو نزن

میگم

منو نزن

روشنه

بگو

زمین مدرسه سوادهام یک زمین عالی در "رائوتو کی بلی" هست

سالهاست که چشمم به اونه

سعی کردم کساری رو برای معامله زمین متقاعد کنم

عزیز دردونه‌ش هم اونجا بود

مواظب حرف زدنت باش

در مورد خانم ها اینطوری حرفی می‌زنی؟

خاموشش کن

صبر کن- قربان نه-

ادامه بده

قربان بعدا با من تماس گرفت (خانومه)

چی می خواست؟

گفت کساری به حرف اون گوش میده

می تونه زمین مدرسه رو برای من بگیره

اون گفت کمیسیون می‌خواد

پیشنهادش چقدر بود؟

...قربان

خاموشش کن

میگم، میگم قربان

معامله روی چهل لاک ثابت شد

بیست لاک پیش پرداخت دادم- چه مدت پیش بود؟-

یک سال شده قربان

من منتظر موندم تا اون قطعه زمین رو برام بیاره

بعد؟

بعد اون از دیدن من یا تماس‌ با من منصرف شد

اون همه چی رو انکار کرد این منو عصبانی کرد

عصبانی شدی و اونو کشتی؟

نه قربان؟ من اونو نکشتم- شاید کسی رو استخدام کردی تا اونو بکشه-

نه قربان، من کسی رو استخدام نکردم

خاموشش کن

قربان چرا منو میزنی؟

راستش قربان من فقط بیست لاکم رو می خواستم

من اونو نکشتم

یه کاری کن، بذار اینجا بمونه خاموشش کن

بذار اینجا بمونه- قربان چرا اینطوری می کنی؟-

قربان

بعدا باهاش ​​برخورد می کنیم- خواهش می کنم قربان-

بذار برم

آروم باش داداش

گوش کن دیمری- قربان-

سوابق تماس اونو بررسی کن

باشه قربان

اون قطعاً با مرگ سرپرست ارتباط داره

بیا بریم اتاق سرپرست

...قربان الان- اوه-

فردا بریم- قربان-

شاید پول هنوز تو اتاق سرپرست باشه

کجا می‌تونه اونو نگه داره؟

برای استخدام های جدید عصر باید بریم اداره پلیس

این سگ فقط زمانی گاز می گیره که دلش بخواد

بازش کن

پنجره رو باز کن- قربان-

فکر کنم پول هنوز اینجا باشه

هر گوشه و کناری رو بگردین

حتی یک سانت رو هم از دست ندین

اوه

قربان- بله-

موبایل سرپرست رو پیدا کردم

پس وقتی در اتاق باز شد

اونها دوباره موبایل رو اینجا گذاشتن

روشنش کن

قربان

چیزی نیست، نه؟- نه-

برای بازیابی اطلاعات بفرستش

قربان

قربان

قربان پول رو پیدا کردم

بریزش اینجا

این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی اشتراک تهیه نمایید

یه کاری کن

پول رو بشمار و ازش فیلم بگیر

بله قربان

همه‌ش قربان؟

همه‌ش یعنی چی؟

یعنی اینکه

من پنج تا بچه دارم قربان ...یکم

پنج تا بچه مشکل توئه نه مشکل دولت

موقع سلام نظامی نمی تونی تعادلت رو حفظ کنی

فقط روی تخت تعادلت رو حفظ می کنی

متاسفم لاتا

قربان

حالا ازش فیلم بگیرین، بشماریدش

فیلم بگیر

قربان ببخشید

یک دقیقه

سلام، شما برین

شما ادامه بدین- شما سه تا برین کلانتری-

سلام- سلام قربان-

قربان لینکی که براتون فرستادم دیدین؟

...اوه لینک

نتونستم ببینم، دوباره برام بفرست

لطفا ببینید قربان- می بینم-

باشه

قربان حرفهای راجت رو پخش کنم؟

همه ما یکم عجیب هستیم... طبیعتا

به بلوتوث وصلش کن- اوه بله، ببخشید-

همه ما یکم عجیب هستیم... طبیعتا

زندگی هم خیلی عجیبه

بعضی ها همه چی دارن بعضی ها هیچی ندارن

و این "هیچ" رو با تاریکی اشتباه می گیریم

فراموش می کنیم که ستاره ها در تاریکی می‌درخشن

پس چرا از اتفاقی که برامون می افته بترسیم؟

به خاطر همین در این زندگی عجیب

بازنده اون نیست که زمین می‌خوره

بازنده اونه که وقتی می افته، بلند نمیشه

پسره خیلی جرات داره قربان

تو هم جرات داری

اما فقط در مورد بچه دار شدن

همه جا شلوغه، نگاه کن

حتی تو کوه ها خونه ساختن

می دونی منظورم چیه؟

تصور کن، اگر تو این خانواده به دنیا می اومدی

برای تصاحب یه خونه نمی دویدی

اومد

سلام

تو اینجایی؟

دوباره؟

ما سه لاک از اتاق سرپرست پیدا کردیم

چی؟

...من

هیچ خبری از این پول ندارم

اون در یک سال گذشته به شما فشار می آورد که ملک مدرسه رو بفروشی

شما هیچ فشاری رو احساس نکردی

اما زندگی اونو لـِه کرد

...چه مدرکی داری آقای نِـگی

که من سنگیتا رو کشتم؟

ممکنه

افسر، داری از حد و حدود خودت می گذری

درسته

مرغ برای نجات جون خودش همه کار می‌کنه

محدودیت های شما و خانواده ت به همین جا ختم میشه

راستی چند وقت اینجایین؟

فردا صبح میرم

باید بمونی- ههه-

ههه کمکی نمی کنه، باید بیشتر بمونی

دیدی وقتی از سرپرست حرف میزنم چقدر مضطرب میشه

برای بازیابی اطلاعات گوشی عجله کن

چشم قربان

ما نمی تونیم چیزی بهش بگیم

اگر کنار ما موندن ممکن نیست

از هم دور باشین و به هم فکر کنید هم مشکل نیست

تو دیوونه شدی

قطع کن، یک تماس کاری دارم

احمق

الو

آره، آره

قربان

برنامه تموم شد؟ تموم شد؟

خیلی وقت پیش قربان

متوجه نشدم

بیلا چند بار تماس گرفته

بگو

قربان شما گفتید که سکندر رو پیدا کنم

آدم اشرف

قربان اون تو پاتوق بیگمـه

اطلاعات درسته؟

کاملا درسته قربان اون تو موسوریـه

برو

دانتِس مووی قاسم سمنگانی

خوب گوش کنید

روزی که سرپرست مُرد

تو و سیکندر 23 بار با هم تماس گرفتین

پس هر چی میگین، حقیقت رو بگین

اونم اعتراف کرده

تو دلت نگه ندار، بگو

حرف بزن

قربان برای اینکه پولمو پس بگیرم فقط برای ترسوندنش به سیکندر گفتم

چون بیست لاک منو پس نمی داد

زمین مدرسه میلیون ها ارزش داشت قربان

فقط من دنبال اون زمین نبودم

سازندگان روشن

وزیر کشور، همه اونها دنبالش بودن

درست مثل معامله ای که با سرپرست کردن

سازندگان روشن با مدیر معامله کردن

قربان پول زیادی بهش دادن

متقاعد کردن کساری برای زمینش حُـقه بزرگی بود

قربان باهاشون چیکار کنیم؟

بازداشتشون کن

قربان

اسم مدیر مدام میاد وسط

ما باید اونو ببینیم

قربان

چطور شد اومدین اینجا؟

همه چی مرتبه؟- همه چی مرتبه، تو چطوری؟-

من خوبم

مدیر کجاست؟

قربان به زادگاهش رفته

می‌گفت چند روز دیگه برمی‌گرده

من به کمک تو نیاز دارم

هر چی شما دستور بدین

به یه روشی اطلاعات به دست بیار

زمین خوابگاه معامله شده یا نه؟

بله، حتما این کارو می کنم

قربان نقاشی رو تماشا می کنی؟

...آره اما

قربان چیزی متوجه شدی؟

نه

منم متوجه نشدم

قربان به چی نگاه می کنی؟

بازنده اون نیست که زمین می‌خوره

بازنده اونه که وقتی می افته، بلند نمیشه

حیرت آوره

سخنرانی فوق العاده ایه، راجات پرادان

ممنون قربان

اما من شما رو نشناختم

من دیپاک هستم

من در مورد استعدادهای خاص تحقیق می کنم

خانم ناتاشا اسم تو رو بهم گفت

چطوری؟ احساس سرما نمی کنی؟

نه، خیلی نه

من خیلی سردمـه

چرا تنهایی؟

همه دوستهام سر کلاس هستن

تو نمیری؟

نه، امروز حوصله نداشتم

چطور بدون دیا حوصله داشته باشی؟

قربان شما از کجا می دونی؟

اسم تو در این مدرسه تنها نیست

اون چطوره؟

نمی دونم

کِی به مدرسه برمی گرده؟

هرگز

مسئولین مدرسه هرگز اونو پذیرش نمی کنن

چرا پذیرش نمی کنن؟

قربان اگر دیا تو مدرسه نباشه من می تونم تحمل کنم

اما اگر اون توی این دنیا نباشه

...مثل دوستم

منم می میرم

یک دقیقه منظورت از مثل دوستت چیه؟

می ترسم دیگه هرگز نتونم دیا رو ببینم

آره، اما منظورت از دوستت چیه؟

ولش کنید قربان

حرف زدن در موردش چه فایده ای داره؟

به چی فکر می کنید قربان؟

ها؟

به چی فکر می کنید؟

نمی‌دونم چه چیزی مدیر رو مجبور کرده

اطلاعات تلفن سرپرست رو پاک کنه؟

چه چیزی توش بوده؟

...و این راجت

داشت در مورد یه دختری به من می گفت

که از مدرسه گم شده

درباره ش اطلاعات به دست بیار

یه دختر دیگه؟

قربان برنامه شما برای فردا چیه؟

فردا صبح بیا خونه‌ی من

باشه

بازم می خوای؟

نه قربان. من خوبم

یکی دیگه سفارش بدیم

نه من هنوز دارم

من با مودی‌جی آشنا شدم

تو دروغ میگی

وقتی باور نمی کنی، چیکار کنم؟

این مشکل توئه

گوش کن

من اونجا بودم

تو مدرسه سوادهام

چی شد؟

هیچی نتونستم بفهمم

اما دیپاک نِـگی مشکل رو حل می کنه

اون خیلی تیزبینـه

ولی عجیب هم هست- عجیب هم هست-

یه روز میگی

بدون هیچ حرفی، بی سر و صدا رفتی

این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی اشتراک تهیه نمایید

زنده باد هند قربان- زنده باد هند-

صبر کن

صورتمو می‌شورم- بله قربان-

زنده باد هند- یک بار گفتی زنده باد هند-

قربان الان کجا میریم؟

مدرسه

یه کاری کن

قربان

تو برو مدرسه

از مدیر درباره اون دختر بپرس

تا اون موقع من میرم خونه‌ی دیا

قربان

تیم کجاست؟

اونها تو مدرسه هستن قربان

تریجوگی

قربان

سلام

رئیست اومده؟

نه قربان، اون فردا میاد

کاری رو که بهت گفتم انجام دادی؟

یکم بیشتر به من فرصت بدین قربان دارم روش کار می‌کنم

باشه

دارم روش کار می‌کنم به زمان بیشتری نیاز دارم

گوش کن، چهار پنج هفته قبل

یه دانش آموز از اینجا گم شده چیزی در موردش می دونی؟

نه قربان

من ده پانزده روز پیش اومدم

اما می تونم براتون بپرسم

تو می تونی انجامش بدی من به تو اعتماد دارم

باشه

دختر گمشده؟

هیچ کس چیزی نمیگه

از یکی دو نفر پرسیدم

هیچ کس چیزی نمیگه

سلام، من دیپاک نِـگی هستم

من روی بچه های با توانایی های خاص کار می کنم

ناتاشا جی در مورد دیا به من گفت

می تونم تنها با دیا صحبت کنم؟

اگر شما اجازه بدین

همه چی رو به قربان بگو

تریپاتی چیه؟

این به ما میگه چه اتفاقی برای اون دختر افتاده

من نمی دونم چه اتفاقی برای اون افتاده

اما اتفاق بدی براش افتاد

اسم اون دختر رو بهشون بگو

بله قربان پایـل چودری

دستیار سابق مدیر مدرسه، گوویند

اونو مورد آزار و اذیت قرار داد

چرا والدین در مورد آزار واذیت به پلیس شکایت نکردن؟

قربان، اینجا مدرسه بچه های فقیره

وقتی والدین بچه ها رو اینجا میذارن دیگه به چیزی کاری ندارن

درست میگه قربان

اینجا هیچ کس نگران کِی اومدن یا کِی رفتن بچه ها نیست

...اون سرپرست

برای حفظ آبروی مدرسه، گوویند رو با کتک از مدرسه بیرون کرد

...و این گوویند

اون یه الکلی درجه یکه قربان

این گوویند رو کجا پیدا کنیم؟

من نمی دونم قربان

نمی دونی؟- نه-

اما هتلی به اسم هیمالیا در "رائوتو کی بلی" هست

هیمالیا- آره همون-

دختری که تو قسمت پذیرش می شینه، از اقوام اونه

اون باید بدونه قربان

تریپاتی من میرم گوویند رو پیدا کنم

تو برو آدرس پایـل چودری رو به دست بیار

عجله کن

دیا باهاش ​​صحبت کن، من برمی‌گردم

برای این افسردگی راه حلی وجود داره؟

اگر به خودت فکر نمی کنی حداقل به اونهایی فکر کن که بعد تو اینجا می‌مونن

تا آخر عمر خودشونو نفرین می کنن

بابا این چیزها رو به شما گفته؟

خانم ناتاشا بهم گفت

دیا من روی بچه های با توانایی های خاص کار می‌کنم

بعداً در مورد توانایی های تو صحبت می کنم

اول بگو چرا سرپرست تو رو اخراج کرد؟

قربان سرپرست دوستی من و راجت رو نمی‌پسندید

یک روز من دست راجت رو گرفته و نشسته بودم

...دروغگو

اینجا چه خبره؟

چه خبره؟

این اولین هشدار من به شما دو نفر نیست

دیا مادر و پدرت اینو بهت یاد دادن؟

ولی خانم ما چیکار کردیم؟- خفه شو-

بچه انگلیسی شدین

دست همدیگه رو می گیرین فردا یه کار دیگه می کنین

بعد اون منو کشید و از مدرسه بیرون انداخت

بعد گفت

این فرهنگ غربی تو مدرسه ما جایی نداره

نمی دونم چرا

اما اون منو به خاطر همچین چیز بی اهمیتی از مدرسه اخراج کرد

این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی اشتراک تهیه نمایید

می تونی برای راجت یه کاری انجام بدی؟

بله قربان، من می تونم برای راجت هر کاری بکنم

بله دیمری بگو

ما درباره دختر گم شده با خبر شدیم

اسمش پایـل چودریـه

میگن مورد آزار و اذیت قرار گرفته

پدر و مادرش در سواکولی زندگی می کنن آدرسشونو براتون می فرستم

که اینطور

من نزدیک خونه پایل هستم

بهشون سر می زنم- باشه عالیه-

باشه گوشی رو قطع می کنم زنده باد هند

هیچ اثری از مدیر مدرسه نیست

نگهبان میگه

گوویند پایل رو اذیت کرده

و والدین پایل فکر می‌کنن که اون تو مدرسه‌ست

اونها در مورد مدرسه چی فکر می کنن؟

باشه

یه‌کم دیگه می بینمت

آخرین بار گفتی که راجت، پایـل و دیا با هم دوست بودن

بله قربان با هم دوست بودن

اما وقتی دیا و پایـل از مدسه اخراج شدن

دوستی اونها به پایان رسید

اما شما به من نگفتی که پایـل گم شده

پایـل گم شده؟- آره-

به من گفتن که اون رفته خونه

من نمی دونستم اون گم شده

باشه

درباره گوویند چقدر می دونی؟

می تونی چیزی بگی؟

من چیز زیادی در مورد گوویند نمی دونم

...اما اینو خوب می دونم که پسر متولی مدرسه

آقای کساری، تانمای

اون سفارشش رو کرده بود

برای کار توی مدرسه

این اطلاعات مفیدیه

بله می تونیم، انجام میشه

...اما بالا رفتن

ا... تانمای تو؟

قربان این زمان اینجا چیکار می کنید؟

من دو دقیقه پیش دهلی بودم

تازه رسیدم

با جت اومدم

چی قربان؟

دروغ به نظر میرسه؟

بله قربان

حالا حقیقت رو بگو

گوویند کجاست؟

قربان من از گوویند خبر ندارم

اگر یک دروغ بگی باید خیلی دروغ بگی

...اگه راست بگی- بیا اینجا-

اگر چیزی برای گفتن دارید با من صحبت کنید آقای نِـگی

اومدن شما هر بار به اینجا تبدیل به یک عادت بد شده آقای نِـگی

اون که آره

اونو فراموش کنید

در مورد پایـل بگید چی می‌دونید؟

پایـل کجاست؟

این چه سوال بیهوده ایه؟

اگر سوال جدی دارید

اول یک قرار ملاقات بگیرید

این چه شوخی‌ایه

من یه تاجر با آبرو هستم، نه مجرم شما

تا جایی که موضوع به پایـل مربوط میشه

اون سه بار این کارو انجام داده

اون اغلب برای یک هفته یا بیشتر

ناپدید میشه و برمی گرده

دوبار عذرش رو قبول کردیم

این بار نکردیم

حالا برو

من کارهای دیگه ای برای رسیدگی دارم

ما هم کار داریم، به خاطر کارمون اومدیم اینجا

اما استرس نداشته باش

مشکل تنفسی داری... احتمالا

منظورم اینه که خونسرد باش

ببرش داخل- نفس بکش-

باشه خداحافظ

اون داستان کاملاً متفاوتی در مورد پایـل چودری برامون تعریف کرد

اما پایـل کجاست؟

راز عمیقیـه قربان

باید شیرجه بزنیم

تو شیرجه بزن، من سردمه

آدیکاری‌جی

این که دوباره اومده بود

نه، من میام پیشت

راجت چطوری؟

قربان شمایی

اس.اچ.اُ دیپاک نِـگی *رئیس پلیس محلی*

پلیس هستم

عادت راست گفتن ندارم

این چیه؟

مجازات دروغ گفتن

سلام آقای فیلسوف

...این که

قربان شما دیا رو دیدین؟

سلام آقای فیلسوف

امیدوارم منو فراموش نکرده باشی

شنیدم این روزها از خوردن و آشامیدن خندیدن، حرف زدن و نوشتن دست کشیدی

چرا اینقدر ناراحتی؟

وقتی منو ببینی

دوباره همونطوری میشی

همونطور که اون موقع بودی

وقتی دستمو گرفته بودی

می‌تونستم شادی تو رو حس کنم

کِی، چطور و کجا قرار می گیریم- اینجا کجاست؟-

ریشی‌کِش قربان

دیمری

قربان

بشین، رسمی نباش

این دفتر خاطرات راجتـه

بگو توش چی نوشته

قربان من چطور بخونم؟

چشمهام سالمـه

به خط بریل نوشته شده

ترجمه ش کن

قربان شما فکر می کنید راجت چیزی می دونه؟

حرفمو تموم کنم؟

باید وزن داشته باشه- قربان-

بدن نه

صدا

باشه؟- قربان-

قربان

خنده دار بود؟- نه قربان-

مرخصی می خوای؟

آدیکاری‌جی، پلیس‌ها از همه محدودیت ها رد میشن

اون هر یکی دو روز ظاهر میشه

گاهی میاد دفتر، گاهی خونه

گاهی از پسرم تانمای سوال می کنه گاهی از همسرم سوال می کنه

قربان شما وزیر کشور هستید

شما می تونید یک افسر پلیس رو کنترل کنید

ببین کساری‌جی من فکر می کنم این موضوع آروم آروم از کنترل خارج میشه

نظر شما چیه پرادان‌جی؟

حق با شماست قربان

اما من قبلاً به جناب پاور اطلاع دادم

اگه شما بخوای دوباره باهاش ​​تماس می‌گیرم

پس دوباره بهش زنگ بزن

بهش بگو نِـگی رو تحت نظر داشته باشه

بله قربان

کساری‌جی

نگران نباشید

پرادان‌جی تلاشش رو می کنه

منم از طرف خودم تلاش می‌کنم

باشه؟

جناب روشن

ما بالاخره می تونیم از شر مدرسه نابینایان خلاص بشیم و پروژه شما رو بسازیم

فقط یکم زمان می خوام

قربان

من گوویند رو پیدا کردم

وقتی تو معبد بهارات دعا کنی، تمام آرزوهات برآورده میشه

به دخترهای خانواده ما گفته میشه فقط یک رویا ببینن

رویای ازدواج

نمی تونم به شما بگم امروز چقدر خوشحالم

همه شما تصمیم گرفتین از معبد دیدن کنین

ممنون قربان

اگر برای خدای نارایان دعا کنی قطعاً برآورده میشه

برای من بارها اتفاق افتاده

عبادتت تموم شد؟- قربان-

تموم شد؟

قربان

اون خونه ست

فوق آخرش چی میشه؟

یا از روی طاقچه می پره پایین یا به اون سمت می دوئه

یه کاری کن،‌ تو برو اونجا- بله قربان-

و شما دوتا برین اونجا

تو اینجا بمون، به تو نیاز نداریم

مراقب باش

زود باش، کارتو انجام بده

سلام

بله

گوویند

مجبور شدی تو خونه خودت مخفی بشی؟

شما اشتباه می کنید قربان

من موراری هستم

نه گوویند- درسته-

مدرسه سوادهام، پایـل چودری یادت اومد؟

باز کن

بندازش تو ماشین

بزارش تو ماشین

من موراری هستم، موراری

پانت

به لاتا بگو دعاش مستجاب شده

خداحافظ لاتا

چی شد؟

هیچی، پراساد بهم بده *پراساد : خوردنی مقدس / نذری*

چیکار کنیم؟

درگیری دروغی

دفعه قبل خیلی سر و صدا کرد

"همه فهمیدن، صداش خیلی بلند بود "بوم

این بار از صدا خفه کن استفاده می کنیم

صدا خفه کن؟

پس برو صدا خفه کن بیار

به کجاش بزنیم؟

همون جایی که به همه متجاوزها شلیک می کنیم

پاهات رو باز کن

بیشتر

یکم بیشتر باز کن

درسته قربان

بله، همونجا مناسبه

از صدا خفه کن استفاده کن

قربان قربان... اشتباه کردم

اشتباه کردم، منو نکشید

اشتباه کردم

من از نابیناییش سوءاستفاده کردم

اشتباه کردم قربان، منو ببخشید

من شیفت شب بودم قربان

اون داشت می رفت آب بیاره تا بخوره

من سرخوش بودم- سرخوش-

چه سرخوشی‌ای؟- مست بوده-

که اینطور

خب بگو

اونو به توالت زنانه که همین جاست بردم

دهنشـو بستم و بردمش داخل

اما قبل از اینکه بتونم کاری بکنم اون لیز خورد و افتاد

و بیهوش شد

وقتی من فرار کردم اون با صدای بلند جیغ زد

اتاق خانم سرپرست نزدیک بود

با شنیدن جیغش اومد بیرون

اون ما رو دید که از توالت بیرون اومدیم

چه خبره؟- عصر بخیر خانم-

عصر بخیر، اینجا چه خبره؟

...هیچی، داشت آب می خورد و بعد

خسته شدم، خسته شدم

می خواست بره توالت

بیا اینجا

اون چیه؟ دوربین

دفعه بعد که اینجا می بینمت

با کفش میزمت و به همه نشون میدم

از اینجا گمشو

من کاری نکردم- گمشو-

من هیچ کاری نکردم دوربین رو چک کن

بیرونش کن

از اینجا بیرونش کن

...اما- حرومزاده-

و تو

این وقت شب تنهایی کجا می‌چرخی؟

اگر اینطوری لباس بپوشی چه بلایی سرت میاد؟

تقصیر من نبود قربان

اون دختر تنها بود

که چی؟

نباید تنها می رفت؟

تو کی هستی؟

تو کی هستی که تصمیم بگیری؟

دولتی؟ فرمانداری؟ تو کی هستی؟

تو میگی دخترها چه ساعتی بیرون برن و چه ساعتی نرن؟

قربان- تو الان اینجا تنها هستی-

حالا پشتت رو قرمز کنیم؟

همه رو صدا بزنم؟

تریپاتی- قربان لطفا-

ولش کن

قربان لطفا، تقصیر من بود- یه مدت درد میکنه ولی خوب میشه-

گوش کن عوضی

من دوست ندارم باج بدم یا داستان های الکی بشنوم

واضح بگو پایـل رو کشتی یا نه واضح بگو

قربان من اونو نکشتم

من اونو نکشتم، من اونو نکشتم

منو نزن

تو اون نکشتی؟

به مادرم قسم

یک روز رفتم مدرسه

یواشکی وارد شدم

برای دزدین فیلم ضبط شده منو نزنید

چه روزی؟

شب دوسرا، برای دزدیدن دیکس ها رفتم

دیکس نیست، دیسک

بگو دیسک

همه ش خونه منه قربان

قسم می خورم اونجاست

فردا یکی رو بفرست خونه ش

قربان- و هارد دیسک رو بگیر-

و سوابق تماس هاشو بگیر

قربان

و دیمری

قتل شب دوسرا اتفاق افتاده

یعنی شما فکر می کنید اون سرپرست رو به قتل رسونده؟

...خوب

فردا مدیر رو در دستگیر می‌کنیم

باشه قربان

قربان شما این ساعت اینجا؟

به یه تور بزرگتر نیاز داری نِـگی

دنبال ماهی بزرگی افتادی

ماهی قربان؟ متوجه نشدم

اینقدر ساده لوح نباش

چند بار بهت گفتم

آهسته پیش برو

از هرگونه دستگیری دوری کن

اما گوش نمیدی

هر چی شما بگید قربان

هر چی شما بگید هر چی شما بگید

دفعه قبل هم گفتم

گوش کردی؟

متاسفم قربان، انجام میشه

خوبه

قربان طبق گفته‌ی اشرف

سازندگان روشن پول رو به مدیر دادن

متوجه شدم قربان

بیست لاک بهش دادن

و اون پیام بریل رو ترجمه کردم

ضبط کردم، براتون می فرستم

کی گفته من نمی بینم؟

در این دنیا هیچکس کور نیست

اگر فقط چشم ها می تونستن ببینن

گرسنگی، تشنگی، نفرت، عشق،‌عواطف

و احساسات نادیده باقی می موند

کی گفته من نمی بینم؟

اگر امروز مدیر رو نبینیم

میریم روستا سراغش

سلام

بشین

همه چی مرتبه؟

بله

فکر کردم آقای مدیر با پول فرار کرده

فرار؟

شنیدم یه صندوق گنج پیدا کردین که بیست لاک توش بوده

گنج؟ بیست لاک؟

بیست لاک؟

کی بهت داده؟

قربان بیست لاک

فکر کنم اشتباه شنیدین

روشن

سازندگان روشن به من پول دادن قربان

اونها به همه پول دادن قربان

به سرپرست هم دادن

برای تحت تأثیر قرار دادن کساری

اون چشمش به این زمین‌های عالی بود

این یه زمین عالیه قربان

درسته

پایـل چودری چطوره؟

پایـل چودری؟

اون چی شده؟

پایـل چودری

پایـل چودری بیشتر از یک ماهـه که به خونه رفته

سرپرست اینطوری به ما گفت

و گوویند تو؟

گوویند من؟

سرپرست اونو به دلیل دزدی بیرون انداخت

بعد از اون تریجوگی رو منصوب کردیم

قربان من یک مرد خانواده ام ...قربان من

مرد خانواده از صحنه جرم گوشی نمی دزده

و جایی که کار می‌کنه سعی نمی کنه زمینش رو بفروشه

تا حالا فکر کردی این بچه ها کجا برن؟

چیکار می کنن؟

تو مدیر هستی

و بیست لاک رشوه از طرف روشن قبول کردی؟

خجالت نمی کشی؟

از اون بدتر گوشی رو دزدیدی

برو تو آب خنک خودتو بکش

قربان

کساری‌جی به من گفت گوشی رو بردار

...مکالمه‌ی خصوصی

اینو ضبط کن

دوباره بگو

یک لحظه

کساری‌جی به من گفت گوشی رو بردار

چند مکالمه‌ی خصوصی بین اون و سرپرست توش بود

کساری‌جی کجاست؟

تو دفتر خودشه چند وقت پیش باهاش صحبت کردم

تو مدیر هستی، مراقب پست خودت باش

خداحافظ

بشین

خداحافظ برای تو نبود، برای پستت بود

بیا

قربان ما یه ضرب المثل داریم

حرف پیرمردها و طعم انگور بعداً فهمیده میشه

قربان چرا اینقدر این پرونده براتون شخصی شده؟

باید دلیلی داشته باشه قربان

مگه نه قربان؟

سلام قربان

اینجا چیکار میکنی آقای نِـگی؟

پخش کن

کساری‌جی به من گفت گوشی رو بردار

چند مکالمه‌ی خصوصی بین اون و سرپرست توش بود

اگر هر کسی هر حرفی بزنه مدرک میشه؟

حرف منم ضبط کن

زود باش، ضبط کن

من میگم مدیر، سنگیتا رو کشت حالا چی؟

آروم باش

حق با شماست

اما شما خوشحال میشی که بدونی

گوشی سرپرست رو برای بازیابی اطلاعات فرستادیم

ببین، من گفتم الان سرم شلوغه

از اینجا برین

باشه فعلا میریم

اما یه چیزی رو گوش کن

دفعه بعد که بیام با حکم میام

تا اون موقع تو موسوری می مونی

برای یک هفته

تکون نمی خوری- هر کاری میخوای بکن-

چیکار می تونی بکنی؟

چون تو مظنون شماره یک هستی

در این پرونده

شروع کن به دعا کردن

خیلی سریع بهش نیاز پیدا می کنی

چی میگه؟

من مدارک کافی دارم

شواهد مرگ پایـل

که تو رو گیر می‌ندازه

اگر بگی نه

(باید نشونش بدم (به پلیس

فکر کن

میدم به کانال های خبری

قربان اون منو تهدید کرد

که داره گوشی رو بازیابی اطلاعات می کنه

یک زن مرده گوشیش دارایی خصوصی اونه

ببین کساری‌جی

این موضوع الان خیلی پیچیده شده

من بهت قول دروغی نمیدم کساری‌جی

اما خواهیم دید

اما این برای تو هزینه داره

کساری تو تاجر هستی

خوب می دونی معاملات چطور انجام میشه

فکر کن

من تلاشـمو می‌کنم

چی می تونه توی گوشی باشه

که ممکنه شما رو گیر بندازه؟

باشه قربان

من مدرسه رو تعطیل می کنم

...آماده ام که با روشن

به جای مدرسه، ساختمان بسازم

هر چی شما بگی

من میرم

هر چی شما بگی

جناب روشن، سوادهام مبارکـه

انگار کساری گیر افتاده

اما مدارک نیاز به کمی تغییرات داره

طبق شرایط من

هر چی شما بگی

این یک مرگ مشکوکه قربان

تیم پزشکی برای پیدا کردن علت مرگ به زمان بیشتری نیاز داره

قربان چرا اینقدر این پرونده براتون شخصی شده؟

باید دلیلی داشته باشه قربان

شما اصرار دارین که این پرونده ی قتله

و شما باید حلش کنین

قربان

قربان آقای دیمری اینو داد

این فیلم دوربین مداربسته مدرسه ست

یک پسر دارم، تانمای در لاکنو زندگی می کنه

یکی دو روز دیگه میاد اینجا

...این- تانمای-

اما اگر اون توی این دنیا نباشه

...مثل دوستم

یه دانش آموز از اینجا گم شده

چیزی در موردش می دونی؟

پایـل چودری

دستیار سابق مدیر مدرسه، گوویند

اونو مورد آزار و اذیت قرار داد

من ساکت نمیشم آقای نِـگی

اون با سرپرست رابطه داشت

سرپرست برای حفظ آبروی مدرسه

گوویند رو با کتک از مدرسه بیرون کرد

پسر متولی مدرسه آقای کساری، تانمای اون سفارشش رو کرده بود

در مورد پایـل بگید

اون اغلب برای یک هفته یا بیشتر ناپدید میشه و برمی گرده

اما چرا در مورد پسرش دروغ می گفت؟

به نـنا گفتم درباره ی بیماریش به تو بگه

اما تو در حال گذروندن دوره آموزشی بودی

اون گفت حتی اگر ازدواج نکنیم

اما می خوام آرزوهام برآورده بشه

پسرم موقع ترک این دنیا اون فقط یک شادی داشت

که تو بازرس بشی

جناب نِـگی

قربان

قربان

زنده باد هند

شب اینجا خوابیدین قربان؟

من برم صورتمو بشورم

این چیه؟

قربان چه نقاطی رو به هم وصل کرده؟

چه مشکل شخصی با اون داره؟

قربان، اینها سوابق تماس گووینده

قربان در شب دوسرا

لوکیشینش مدرسه بوده

روزی که قتل اتفاق افتاد

بریم مدرسه

اف.بی.آی به پزشکی قانونی نیاز داره

اما شما فقط به وایت برد نیاز داری

چی قربان؟

قربان

گفتم کساری رو دستگیر نکن- دستگیرش نکردم قربان-

اما تمام شواهد به اون اشاره می کنه قربان

وزیر کشور بعد از دیوالی ما دو تا رو صدا کرده

چرا؟

ممکنه به خاطر دیوالی برات هدیه داشته باشه

و به نتیجه اهمیت بده، نه اتفاقات

از کساری دوری کن

این دستور منه

قربان

بازیابی اطلاعات گوشی سرپرست انجام شد؟

فردا انجام میشه

بریم مدرسه

چرا کساری اینقدر فشار میاره؟

این اولین بارش نیست

خوبه که این کارو بکنه

شک و تردید من داره تایید میشه

عالیه قربان، چه طرز فکری

سفر طولانیه قربان

در حین رانندگی،‌ یه کاری انجام بدیم؟

راجت در مورد دوستهاش چیزی نوشته

من براتون می خونم

امروز دوستهام در حال بحث بودن

که به دلیل نداشتن بینایی ما نمی تونیم شغل رویایی داشته باشیم

وقتی از من پرسیدن، گفتم می‌خوام دکتر بشم

چیزی که هنوز هم می‌خوام بشم

خارق العاده ست

این راجت می خواد دکتر بشه

این ترس منه

اما باید اونو به قدرت خودم تبدیل کنم

...بعد از اون می تونم

نتونستم تمومش کنم قربان

...این کلمه

دیمری

ما یه چیزی رو جا انداختیم

چی قربان؟

یه چیز هنوز جا نیفتاده

سلام دکتر

سلام

ممنون

بیا

قربان

اطلاعات گوشی سرپرست بازیابی شده

یک لحظه

...قربان این

ویدیوهای مبتذل کساری و سرپرستـه

...چه چیزهاییـه

یک لحظه

چرا فیلم جسد پایـل توی گوشی سرپرستـه؟

...این کساری

...سرپرست- بیرون-

من پایـل رو دفن کردم

اما من علیه تو شواهد دارم کساری

حالا بگو زمین رو چیکار کنیم؟

بعداً در این مورد صحبت می کنیم

نه با تلفن

من تمام تاکتیک‌های تو برای بد جلوه دادن شهرتم

و پول در آوردن رو می شناسم

...چه مدرکی داری آقای نِـگی

که من سنگیتا رو کشتم؟

در مورد پایـل بگید

چی می‌دونید؟- این چه سوال بیهوده ایه؟-

من یه تاجر با آبرو هستم، نه مجرم شما

تا جایی که موضوع به پایـل مربوط میشه اون سه بار این کارو انجام داده

اون اغلب برای یک هفته یا بیشتر ناپدید میشه و برمی گرده

اون داستان کاملاً متفاوتی در مورد پایـل چودری برامون تعریف کرد

این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی اشتراک تهیه نمایید

بگین الهه لاکشمی- زنده باد-

آب خنک کوه ها

و نسیم خنک

مدرسه دهلی در شهر

یکه زمین عالیه که مورد توجه خیلی از سازنده ها قرار گرفته

دیپاک نِـگی همه چی رو می بینه

اون خیلی تیزبینـه

و عجیب هم هست

آره عجیب هم هست

بفرمایید

سلام

بشین، بشین

اون یکی از بهترین افسران پلیس نیروی پلیسه

اس.اچ.اُ دیپاک نِـگی

نِـگی؟

اهل کجا هستی؟

آمباکوتی

گادهوال

پس تو یکی از ما هستی

خوبه، خیلی خوبه

خب آقای نِـگی، فقط بدون که من و کساری از هم جدا نیستیم

اشتباهاتی صورت گرفته

و ما به خاطرش خیلی متأسفیم

ضرر و زیانی که پیش اومده جبران میشه

مال شما هم جبران میشه

فقط کاری کن که من و کساری نگرانی هامون از بین بره

تاپریال- بله قربان-

کاری کن که نِـگی برای ترفیع تو دپارتمان زیاد انتظار نکشه

بله قربان، البته- باشه-

کساری‌جی، نِـگی‌جی

تا کِی تو ادارات دولتی می مونه؟

هر چی شما بگین

شما و روشن به زودی برای ساخت یک پروژه جدید

به جای مدرسه سوادهام معامله می کنین

بهش یه آپارتمان لاکچری سه خوابه بدین

هر چی شما دستور بدین قربان

اسناد رو تکمیل کنین و تا یک ماه دیگه به نِـگی‌جی بدین

انجام میشه

درست میگم نِـگی‌جی؟

تو سزاوارش هستی

من سزاوار خیلی چیزها هستم، اما علاقه ای ندارم

در واقع حتی خودش هم علاقه ای به فروش زمینش نداره

به خودش بستگی داره که اونو بفروشه یا نه

اما مرد خیلی خوبیـه

اون بی گناهـه

اون بچه ها رو خیلی دوست داره و بچه ها هم اونو خیلی دوست دارن

اون یک اشتباه کوچیک مرتکب شد

بی اختیار

منظورت چیه؟

نِـگی چیکار می کنی؟

منظورم اینه که اون مرد مثل خداست

اما هر وقت زنی رو می بینه کنترل بدنشو از دست میده

هرچند که ما عامل اصلی رو دستگیر کردیم

اسمش گووینده

اون دستیار مدیر بود

دو هفته پیش از مدرسه اخراج شد

اون به تجاوز جنسی پایـل چودری اعتراف کرد

طبق سوابق تماسش

همون شب به خوابگاه برگشت

برای دزدیدن فیلم دوربین مداربسته

در حالی که با هارد دیسک در حال فرار بود

سرپرست اونو گرفت

سرپرست رو کشت و فرار کرد

ما هارد دیسک رو بازیابی کردیم

اون قاتل اصلیـه

در مورد من... من چیزی نمی خوام

خدا همه چی به من داده

پس من میرم

خداحافظ

قربان یک دقیقه

نِـگی

آقای وزیر، نِـگی جلوی شما کل بازی رو خنثی کرد

چه اتفاقی افتاد؟

...نِـگی‌جی من

در این زندگی چطور می تونم از شما تشکر کنم؟

این دادن و گرفتنه قربان

منم یک درخواست از شما دارم

شما فقط دستور بدین

ببینید اگر من می خواستم می تونستم شما رو به جرم قتل سرپرست

یا خودکشی پایـل چودری متهم کنم

و به خاطرش هم ترفیع می گرفتم هم پاداش خوبی می گرفتم

اما من اینو نمی خواستم

من چی می خوام از شما؟

مدرسه و خوابگاه رو برای بچه ها

با توجه به نیازهاشون ارتقا بدین

بله

به اونها فناوری کلاس جهانی بدین

گوشی‌هایی با فناوری متن ساخته شده

قابلیت خوندن متن به گفتار دارن

اگر بچه ها در این مسیر قدم بردارن می تونن کارهای زیادی بکنن

زندگی اونها خیلی آسون میشه

اون بچه ها خیلی با استعداد هستن

ما باید با زمان همگام باشیم

و من می دونم که شما هم همینو می خوای

کاملا حق با شماست

این کار باید انجام بشه و من انجامش میدم

یه درخواست دیگه از شما دارم

تعلیق دیا رو ببخشید

و بذارید راجت و دیا با هم درس بخونن

باشه

اونها دوست دارن با هم باشن

تنها کار درست همینه آقای نِـگی

خیلی ممنون

...شما مثل خدا هستی فقط

خداحافظ

تو چه جای خوبی خونه گرفتی

ممنون از شما قربان

به لطف شما خونه رو به موقع گرفتم

پایـل بیچاره برنمی گرده

و تا جایی که من شما رو می شناسم شما به همه فکر می‌کنید

حتما به خانواده اونم فکر کردین

به دولت درخواست ارسال کردم

جبران میشه

می دونستم

یه چیزی بگم قربان؟

نباید استعفا می دادین قربان

دلم براتون تنگ میشه قربان

راست میگم قربان، دلم خیلی براتون تنگ میشه

نوشیدنی بخور و لذت ببر

و از این بالکن لذت ببر

اونجا رو نگاه کن

تو غروب آفتاب، کوه ها عالی دیده میشن

به سلامتی قربان

چطوری؟

کاملا خوب قربان

بابت همه چی خیلی ممنون قربان

یه چیزی بگم؟

شما خیلی منحصر بفردی

واقعا؟

دیگه نه

یعنی چی؟

این دفتر خاطرات پیش شماست؟

پلیس‌ها علاوه بر دروغ گفتن

در برداشتن اشیا مهارت دارن

نامه رو بعد از رفتنم بخون

تنهایی

هیچ کس نباید در موردش بدونه

دیا که اصلا نباید بدونه

توش چیه؟

متوجه میشی

بخونش و بعد پاره‌ش کن

بله قربان

من تو نوشتن نامه هیچ تجربه ای ندارم

اگر این نامه بیشتر شبیه اظهار نامه به نظر میرسه

ناراحت نشو

معمولا ما برای کسی که به قلبمون نزدیکه نامه می نویسیم

و تنها چیزی که الان به قلبم نزدیکه

نواری هست که مدال‌هام رو روش آویزان می کنم *نوار روی لباس نظامی*

اما هیچ مدالی روش نیست

و از این بابت پشیمون نیستم

...وگرنه روزی که فهمیدم سرپرست رو تو به قتل رسوندی

همون روز که رفتم خونه‌ی وزیر، باهاش معامله می کردم

الان هم می تونم

اما قلبم قبول نمی کنه

من عمرم رو صرف دستگیری مجرم‌ها و دزدها کردم

اما همونطور که در این پرونده عمیق تر کاوش کردم

به یک چهره بی گناه شک کردم

اما یک کلمه شک منو به یقین تبدیل کرد

و این پرونده همون موقع برای من حل شد

اینجاست که من گیر کردم قربان

آمبولی

آمبولی

من یک سوال دارم

یک اصطلاح پزشکی به اسم آمبولی هوا وجود داره

آمبولی هوا؟

یکی از شاگردان شما راجت

اون هیچ وقت در مورد این کلمه از شما سؤال کرده؟

یک اتفاق رو به یاد دارم

شش ماه پیش اتفاق افتاد قربان

راجت توسط سگ گاز گرفته شد

و مجبور شد آمپول ضد هاری بزنه

نه راجت

برو پیش دکتر

اون موقع یک مسئول تزریقات جدید با من کار می کرد

من بهش گفتم اگر هوا رو از سرنگ خارج نکنه

ممکنه باعث آمبولی هوا بشه

اگر زمان تزریق، هوا وارد اعصاب یا شریان شما بشه

می تونه باعث حمله قلبی یا سکته بشه

وقتی راجت اینو شنید

از این موضوع پارانویا شد، قربان *پارانویا: حالت غیرعادی در اثر اضطراب یا ترس*

ولی قربان چرا می پرسید؟

هوا رو بیرون آوردی؟

می تونه باعث آمبولی هوا بشه

قربان سرنگ

اون سرنگ هیچ ارتباطی با گوویند نداشت

همه نسخه ای از درست و غلط از خودشون دارن

و همه دلیلی برای توجیه اون دارن

همونطور که فکر می‌کردم درسته که گوویند رو به قتل متهم کنم

چون کاری که اون با پایـل کرد اشتباه بود

اما به نظر من دلیل اخراج دیا

به خاطر دوستی شما، درست نبود

اتفاقی که افتاد تقصیر شما دو تا نبود

احساسات تو نسبت به دیا اشتباه نیست

این عشق معصومانه بین شما دو نفر گناه نیست

عشق دیده نمیشه، احساس میشه

من اونو احساس کردم

اما من باور نمی کنم تو به این دلیل این کارو کردی

حیرانم

...آخه اون چه شرایطی بود

که کشتن سرپرست رو درست دونستی؟

تو دیوونه شدی

گفتم پایـل چودری رو مستقیم ببر بیمارستان

اون دختر بچه به خاطر تو مُرد

بهت گفتم مواظب پایـل باش

فقط و فقط تو مسئول مرگ اون بچه هستی

بره به جهنم

یه دختر نابینا مرده بسه این دعواها

من از پایـل مراقبت کردم

تو گیر نمی‌افتی

من حلش می کنم

اما این بستگی به ملک داره

بعد از اون تصمیم می‌گیرم

چه تصمیمی؟

این مدرسه نابینایان باارزشه

یه ملک عالیه، معدن طلاست

من می دونم که این زمین باارزشه اما برای من خیلی بیشتره

بفروشش به جناب روشن

بهت پول خوبی میده

تمام عمر پول دار میشی

هم تو سود می کنی، هم من سود می کنم

و... من مدارک کافی دارم

ویدیوهامون

...شواهد مرگ پایـل

که تو رو گیر می‌ندازه و خیلی شرمنده‌ت می کنه

(اگر بگی نه، باید نشونش بدم (به پلیس

ببین من لخت هستم چیزی برای شرم ندارم

فکر کن

میدم به کانال های خبری

به من پول میدن

هر کاری که می خوای بکنی بکن

من هرگز این ملک یا مدرسه یا زمین رو نمی فروشم

این بچه ها بچه های من هستن

این رویای پدربزرگم، پدرم و منه

و به کسی اجازه نمیدم این رویا رو نابود کنه

بهت چهل و هشت ساعت فرصت میدم

نمایش دیگه بسه

چهل و هشت ساعت دیگه بهم بگو من چی کار کنم

به همه نشونش میدم

به کانال های خبری می‌فروشمش

به خاطرش پول بهم میدن

هر کاری می خوای بکنی بکن

مگر اینکه از روی جنازه من رد بشی که این زمین فروخته بشه

فهمیدی؟- برو، برو-

چهل و هشت ساعت

آقای روشن، متاسفم

همین الان تماس شما رو دیدم

بگید- زمانت تموم شده-

کار انجام شده

پانزده روز، من فقط پانزده روز می خوام

مدرسه تخلیه میشه؟

چه مدرسه ای؟

این بچه های نابینا برای من هیچ معنی‌ای ندارن

کار شما انجام شده، آقای روشن به من اعتماد کنید

فقط پانزده روز به من فرصت بدید

اگر این کار رو انجام ندی

خودت می‌دونی می‌تونم باهات چی کار کنم

...آقای

این مدرسه نابینایان دارایی اصلیـه

بفروشش به آقای روشن

کار شما انجام شده، آقای روشن

چه مدرسه ای؟

این بچه های نابینا برای من هیچ معنی‌ای ندارن

آمپول رو بیار

صبر کن خانم

چی کار می کنی؟

نمی‌دونی چطوری آمپول بزنی؟

...اگر هوا رو از سرنگ خارج نکنی

می تونه باعث آمبولی هوا بشه

می تونه باعث حمله قلبی یا سکته بشه

می تونه باعث آمبولی هوا بشه

می تونه باعث آمبولی هوا بشه

محبوبم

می تونه باعث آمبولی هوا بشه

محبوبم

چرا چشمانم رو دزدیدی؟

تمام فصل ها سیاه هستن

رنگ قرمز باعث میشه خدا رو ببینم

محبوبم

محبوبم

چرا چشمانم رو دزدیدی؟

چه شب های بی رحمی

شب ها منو عذاب میدن

قایق من در میان طوفان سرگردانه

قایق من در میان طوفان سرگردانه

منو به سمت ساحل راهنمایی کن

محبوبم

چرا چشمانم رو دزدیدی؟

دلیل تو هر چی باشه

با این وجود من طرف تو هستم

شاید به خاطر اینکه دیدن تو و دیا در کنار هم

حقیقتی رو در دلم زنده کرده

حقیقت مرگ نـنا

حقیقتی که همیشه از اون دوری می کردم

فرار کردم و فرار کردم

هیچوقت نتونستم راحت بخوابم

اما دیدن شما دو نفر با هم منو کامل کرده

با آزاد کردن تو، نـنا رو هم آزاد کردم

خودمو آزاد کردم

دعا می کنم شما دوتا زندگی خوبی در پیش داشته باشید

درد دیگران رو درد خود دونستن یعنی انسانیت

من می خوام معصومیت و انسانیت درون تو دست نخورده بمونه

دنیا روز به روز بدتر میشه

و به تو فرصت های بیشتری برای انتقام گرفتن میده

اگر دوباره همچین وضعیتی پیش اومد

یادت باشه که همه نبردها با قدرت پیروز نمیشن

بعضی ها بی سر و صدا پیروز میشن

بنابراین، هر نبردت رو عاقلانه انتخاب کن

و عاقلانه مبارزه کن

چون درست و غلط فقط مربوط به دیدگاهـه

سلام مامان

پسرم

چطوری؟

خوبم پسرم

دارم میام خونه

واقعا؟ داری دروغ میگی؟

نه من دارم میام

میای خونه

گوش کن، برام غذا درست کن

باشه، واقعا میای؟

بچه ها، این دیاست

سلام دیا- سلام بچه ها-

بیا، بنشین

بدون تو حرف های دلمو چطور بگم؟

بدون تو حرف های دلمو چطور بگم؟

من فقط تو رو دارم

فقط تو

بدون تو حرف های دلمو چطور بگم؟

امیدوارم از دیدن فیلم لذت برده باشید با بهارات مووی بروز باشید

این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی اشتراک تهیه نمایید

این رویاها رو

با چشمان باز می بینم عزیزم

این رویاها رو

با چشمان باز می بینم عزیزم

برای تو

برای تو

برای تو بیدارم عزیزم

بدون تو حرف های دلمو چطور بگم؟

من فقط تو رو دارم

بدون تو حرف های دلمو چطور بگم؟

خواسته های خاموشم رو شنیده بودی

...پس چرا ای محبوب

خواسته های خاموشم رو شنیده بودی

...پس چرا ای محبوب

...شیطنت رو در چشمانم

ندیدی

بدون تو حرف های دلمو چطور بگم؟

من فقط تو رو دارم

بدون تو حرف های دلمو چطور بگم؟

آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.