All language subtitles for More Than a Miracle 1967 farsi

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

این بیشتز از یه معجزه است

که تو رو عاشق خودم ببینم

با یک بوسه قلب من بیدار میشه

از رویا به واقعیت

من تو رو میخواستم

تمام زندگی من تویی

تو رو اینجوری پیش خودم نگهت داشتم

ولی فقط در رویاهام

تو بیشتر از یه معجزه ای

هیچ معجزه ای قابل مقایسه نیست

تمامی عجایب جادویی

وقتی اتفاق میافتند که تو اینجایی

و میگی که مال منی

حالا و همیشه

این بیشتر از یه معجزه است

کسی مثل تو

که منو دوست داره

بیا آروم باش

واو پسر، واو

برگرد

آروم باش

آروم پسر، واو آروم، آروم پسر

کی تمومش میکنی پسرم؟

کی میخوای از بخطر انداختن زندگیت برای یه اسب دست برداری؟

جنگیدن میتونه برای خانواده مون مفید باشه

بجای رام کردن اسبهای وحشی ازدواج کن و زنت رو رام کن

هفت تا پرنسس منتظر تو هستند

و آماده شدن برای مسابقه

برای متعادل کردن رفتار بدتون کافی نیستند

زمانیه که تو زندگی جدیدی به اسپانیایی های مغرور دادی

کسانی که پدرت سرپرست اونها بود

لااقل بیا و نگاهی بهشون بنداز

اونا خوشگلند

دستور ازدواج تو توسط پادشاهمون ارسال شده

پادشاه اسپانیا

به پادشاه بگو که برای پیدا کردن همسر به اون نیازی ندارم

این جواب قابل قبولی نیست

جواب دیگه ای پیدا کن

پابلو

برو کنار

دروازه ها

تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح

حالا زمان اومدن معجزه است

یکساعته که اون بالایی

برای سلامتیت خوب نیست

میای پایین روبرت جوزف یا نه؟

روبرت جوزف

روبرت جوزف یه کاری نکن که من فریاد بزنم

ممکنه یهویی بیفتی پایین و گردنت بشکنه

بیا اینجا، بیا اینجا

میچرخیم

هی یواش، یواش تند نچرخید

باشه حالا برعکس

ساکت ساکت

چیو نگاه میکنی؟

اسبم

مطمئنی؟

آره

برید برید

برید برید

چی کار میکنین بچه ها؟

پسرم، راه ما با راه خدا فرق میکنه

امروز یه چیزی رو از دست دادی

تا اینکه شاید فردا یه چیزی پیدا کنی

روبرت ژوزف باشه

دارو میام وقت غذا دادن به مرغهاست

دارم میام اینجا

بفرمایید بفرمایید

صداتو کم کن صداتو کم کن

هی چیک چیک چیک هی چیک یالا

یالا بخور هی چیک چیک چیک

بیا

هی چیک چیک چیک هی چیک

هی چیک چیک چیک

برادر قبلش چی گفتی؟

چیزی نمیخوام بجز اسبم

این چیزیه که تو فکر میکنی

به چی نیاز دارم؟ تو بگو

خیلی چیزا

برای مثال یه زن

تو هم میخوای زن بدی بهم؟

نه اینطور نیست پشرم ولی میدونی

برات آسون نیست که تصمیم بگیری

چون زنی که تو عاشقش بشی

شخصیت غیرممکنی خواهند داشت

درست مثل خودت

من همیشه هرکاری دلم بخواد میکنم

این روش منه

همیشه؟

بیاین پایین، آماده نشده، اینقدر بی تحمل نباشین

بس کنین نونها هنوز آماده نشده اند بهتون میگم

دستتون رو از اون شکرها بکشین کنار

بیا این آرد رو بگیر

میخوایم ببینیم که هرکاری میخوای میتونی بکنی یا نه

حالا هروقت گرسنه شدی

از یکی بخواه برات هفت تا پیراشکی برات درست کنه

اگه تونستی هر هفت تا رو بخوری

قبول میکنم که اشتباه میکردم

تومازو، آنتونیو

چه اندازه هفت تا پیراشکی خوردن مشکله؟

مشکله

مشکله

هی یالا بچه ها اون زین رو بذار روی سرافینا

با من بیا دوستم

ممکنه سفرت طولانی شه

میتونی سرافینا رو قرض بگیری

وقتی دیگه لازمش نداشتی فقط یه بار نوازشش کن

اون خودش راه خونه رو پیدا میکنه

اوه فراموش نکن

باید هر هفت تاشو بخوری

بیا بیا اونجاست

بیا بیا

بیا سرافینا

اسبم

اون اسب منه

چطوری میتونه مال تو باشه؟

نمیبینی که اون یه اسب اشرافزاده است؟

چی باعث شده فکر کنی که اشراف زاده ای؟

من پرنس هستم

حاکم این سرزمین

تا جایی که چشم کار میکنه

منم ایزابلای اسپانیا هستم

تو یه دزد معمولی کوچولویی که باید ادبت کنم

این آشغالها رو از روی اسبم بردار

و همشونو بذار رو ی اون الاغ که بعنوان پاداش از پرنست دریافت میکنی

پاداش خوبیه بعد از اینکه اسبم رو گرفتی

تا حالا یه الاغ با زین عربی دیدی؟

اون زین دزدیه

تو دزدی، این تنها کاریه که شما اسپانیاییها بلدید

دزدی از کارگرها

هی داری چی کار میکنی؟

دستتو بکش

بهت گفتم که اون اسبت نیست، تو رو اصلا نمیشناسه

آروم پسر

سرافینا برگرد به صومعه

تو که گفتی الاغه مال من باشه

مال من نیست که به کسی بدمش

ولی قبلا به من دادیش

گذشته گذشته است

اونا رو بذار رو اسب

من باهات میام

نه

اونا آدمهای پرنس هستند

از اونطرف

اونا دنبال اسب پرنس هستند

و تو از اونا میترسی

تو دزدی

هی

داری چی کار میکنی

میدونی اسپانیاییها با دزد چی کار میکنند؟

وقتی که بگیرنشون؟

اول گوشهاشو میبرند

بعدم دماغشو

تو دزدی و حقته

نه

منو تنهام بذار

تو رو دار میزنن

برو کنار نمیخوام کسی ببینتت

درحالی که داری جلوی خونه من پرسه میزنی

پس بذار بیام تو

هرگز

این آرد رو بگیر و برام هفت تا پیراشکی درست کن

آب ندارم

برات میارم

یه ظرف بده برات آب بیارم

هرچی که باعث شه از شر تو خلاص شم خوبه، بیا

اینم آب

این ماهی تابه رو بگیر، هرچی میخوای بگیر ولی برو

ازت خواهش کردم که برام هفت تا پیراشکی درست کنی

اینطوری؟

چند تا درست کردی؟

هفت تا

میتونی بشمری؟

یک، دو، سه، چهار ، پنج، شش، هفت

یک، دو، سه، چهار، پنج و شش

شش یا هفت، چه فرقی میکنه

بخورشون و برو، اگرم نمیخوای من میخورمش

خیلی فرق میکنه

هفتمین پیراشکی کجاست؟

من نمیدونم

جوجه ها خوردنش شاید

هفتمیش کجاست؟

من نمیدونم

تو چی از من میخوای؟

اول فقط اسبم بود ولی الان پیراشکی هم اضافه شد

خسته شدم از اینکه بیای دنبالم

تو باید هفتمین پیراشکی رو بهم بدی

یا اینکه من میمیرم

پس بمیر

من کشتمش

هی تو

یالا، یالا بلند شو

بلند شو

لطفا، لطفا یه چیزی بگو

پیراشکی کجاست؟

تاتن میخواستی منو مسخره کنی؟

دونفری بهتر میتونن این بازی رو انجام بدن

یالا همتون بیاین بیرون

یه اسپانیایی جلوی خونه من مرد

هی بیاین، بیاین

بیاین بیرون، یه اسپانیایی جلوی خونه من مرده

حالا دیگه دیر شده اونا مردم عصبانیی هستند

اگه ببینن زنده ای تکه تکه ات میکنند

مخصوصا اگه بفهمن که اسپانیایی هستی

یه اسپانیایی، کی ممکنه کشته باشتش؟

حالا چی کار کنیم؟ اوه نه

چه اتفاقی افتاده؟ چرا کشتیش

باید جسدش رو مخفی کنیم آره

باید عجله کنیم و مخفیش کنیم

اونا تمام این روستا رو به آتش میکشند

قبل از اینکه اسپانیاییها برسند بسوزونیدش

انگشترهاشو دربیارین و انگشتاشو ببرید

هی دارین چی کار میکنین؟ هی

بهت گفتم که اونا تکه تکه ات میکنند

هفتمین پیراشکی کجاست؟

میخوای باهاش چی کار کنی؟

نباید بذاریم اسپانیاییها پیداش کنن

یالا وقت نداریم، بجنبین، یالا

اوه خدای من میخوایم چی کار کنیم؟

تا جاییکه میتونین گودش کنین

زنها برید توی خونه خودتونو حبس کنین

بچه ها رو هم با خودتون ببرید یالا

آنتونیو کجاست؟

نمیخوای بذاری که بخاطر یه پیراشکی بسوزوننت

چرا که نه

کمک کنین بلندش کنیم

یالا

با اون شاخه درختها بپوشونیدش

با اون شاخه درختها بپوشونین

عجله کنین

شاخه های بیشتر بیارین

همه برید خونه هاتون و درب و پنجره ها رو ببندید

عجله کنین وگرنه اسپانیاییها میان تمام روستا رو به آتش میکشند

ایزابلا، ایزابلا

بخاطر یه پیراشکی یه پرنس رو به کشتن دادی

چی باعث شد که فکر کنی پرنسه؟

من پیرم و دو تا پیرهن بیشتر از تو پاره کردم

ایزابلا این شخصیتمونه که در راه هدفمون کمکمون میکنه

و تو یه شخصیت وحشتناک داری

این واقعیت نداره

من پیراشکی رو خوردم، همش همین

پس تو پیراشکی رو خوردی

یه دزد بد

الان کجاست؟

و چطور باید بدونم

امشب مثل شبهای دیگه نیست

شاید کسی باشه که بدونه

ولی کی؟

کجا؟

صبر کن الان میخوام بدونم کجاست

من باهات میام

خب حالا رسیدیم بیا دنبالم ایزابلا بیا دنبالم

وایسا، اسم مدونا (حضرت مریم) رو نمیدونی؟

چی؟ مدونا؟

اسمش رو نیار وگرنه بهت کمک نمیکنند

یادت باشه که من الان بهت اخطار دادم

صحبتی از خدا یا مدونا نکن باشه؟

باشه

تو یه کم ترسیدی

نه

حالا اینجا صبر کن

یه چیز بد اینه که اون یه کم میترسه

از همه جادوگرا

اما اون دختر خوبیه و فکر میکنم که بهش کمک کنم

ازش نمیخوام که خودشو به خطر بندازه

کجا بودی؟ منتظرت بودیم

بذارش اینجا

شروع کن

برو

ایزابل بیا اینجا

اونها منتظرتن

یه دایره دور خودت بکش

و ازش خارج نشو

میدونستیم میای پیش ما

این کوچولو چه کار داره؟

اون چی میخواد؟

چی دوست داری بدونی؟

میخوام بدونم که اون واقعا منو دوست داره؟

داشت

داشت؟

و دیگه نداره؟

عشق مثل باد میمونه

میاد و میره

اون باید اینو بدونه

پس یه کاری کن برگرده

طلسمش کن

چطوری میتونی یه کاری کنی که یه مرد برگرده؟

زبونتت رو بکن توی سوراخ کلید

وایسا ایزابلا وایسا

داری چی بهش میگی؟

کردن نوک زبون در یک سوراخ کلید باعث فلج شدن اون مرد میشه

تنها راه برگردوندن یه مرده

سه دور میچرخی دور سنگ

یه قدم جلو، نیم قدم عقب

نه، نه، نه آره، آره، آره

به این روش اون میره

عشق دوست داشتنی

قلب منو به اشتباه انداخته

در کنار هم نگهش میداریم تا لحظه مرگ که ما رو از هم جدا کنه

نوک زبونت در سوراخ یک کلید

خلاف جهت صورت صخره ها به حرفاش گوش نکن

ساکت

دارم میبینمش وایسا

اون توی صومعه راهبه های کاپونچینیه

آره الان دارم میبینمش

اینکه چقدر پرنس بیچاره خیس شده

ببین چقدر خسته و گرسنه است

یه عالمه بشقاب ولی برای خوردن زیاد نیست

سه تا بشقاب، یه تکه کوچیک پنیر

یه گاز نان

اوه مدونا

باید چی کار کنم؟

اون چی گفت؟

سه بار دور یه سنگ

سه بار دور یه سنگ میچرخم

یه قدم جلو، نیم قدم عقب

آره ولی کدوم سنگ؟

اون یکی چی گفت؟

نوک زبونت رو بکن توی سوراخ کلید

این چیه؟ چی شد؟

یا مریم مقدس، چه اتفاقی افتاد چرا حرکت نمیکنه

اوه مریض شدی؟

اون فلج شده فلج شده؟

چجوری این اتفاق افتاد؟

این هیاهو مال چیه؟ چه خبره؟

اون فلج شده اوه مادر مقدس

نمیتونه تکون بخوره ببرینش روی تخت

مریم مقدس

به این مرد فلج شده کمک کن

سالواتوره بیا اینجا، نمیخوایم بهت آسیبی بزنیم

گفتم بیا اینجا بیا اینجا

اوه تو پسر بدی هستی، تو خوب نمیشی

این طرفها رو چک میکنم

بیا اینجا ما بهت صدمه نمیزنیم

گرفتمت

مادر مافوق عصبانی میشه

اوه تو بالاخره گرفتیش

بهمون نشون بده که چه پسر بچه شجاعی هستی

یا اینکه مادر مافوق پدرت رو تنبیه میکنه

تموم شد؟ تموم شد؟ تمومه؟

داره تموم میشه

داره تموم میشه؟

اوه تموم شد خدایا شکرت

اون انجامش داد ما نجات پیدا کردیم خدایا شکرت

ما نجات پیدا کردیم خدایا شکرت

بیا اینو بگیر خدایا ما نجات پیدا کردیم

برای شیطان درونت این درمانه

روح خالص رو بنوش

اونوقت بعدش میپری و میدویی و میرقصی

قورتش بده یا اینکه شانست رو از دست میدی

این یه طلسمیه که توسط یه زن آورده شده

یه زنی که دوستت داره و باید با یه بوسه راحتت کنه

حالا بهش گوش کن

اونو بنوش، بنوش

سربازهای اسپانیایی دارن میان

بیاین تو کلیسا همه بیاین تو کلیسا

بیاین داخل

سریع بیاین توی کلیسا

نمیتونی یه الاغ رو بیاری توی کلیسا، برو کنار

برو پی کارت

همه بیاین داخل

یالا، بدویید بدویید

همش تقصیر توئه

تو یه اسپانیایی رو کشتی آره اون کشتش

این حقیقت نداره اون زنده است

اونا دارن میان دنبال اون انگشتری که تو دزدیدی

درسته تو انگشتر اون اسپانیایی رو دزدیدی

مجبورش کنین برگردونتش به سربازها

یا اینکه اونا همه ما رو میکشن

مجبورش کنین انگشتر رو برگردونه

نه اون مال خودمه مال خودمه

باشه انگشتر رو بگیر، بگیرش

انگشتر رو بده به ایزابلا

مجبورش کنین بدتش به اسپانیاییها

مجبور کنین ایزابلا رو تا بدتش به سربازها

بدتش به سربازها

نمیخوام نه نه

مجبورش کنین از کلیسا بره بیرون

بیرون

نمیخوام

منو بیرون نندازید

نه

چه خبره اینجا تو بگیرش

بندازش جلوی مدونا بذار اونا پیدا کنن و برش دارن

این توهینه که اموال مسروقه رو اونجا بذاریم

تو نمیتونی بهشون اجازه بدی که منو از خونه خدا بیرون بندازن

همه جا خونه خداست

خودت رو به درب ببند

همون نتیجه رو میده فرزندم

لطفا بذار بیام داخل

بذار بیام تو

بنام پرنس رودریگو فرناندز درب رو باز کنین

اعلیحضرت پرنس رودریگو اومدند تا خانوم ایزابلا کاندلورو رو ببینند

اون برگشته

این خودشه ایزابلاست

همتون برید داخل حیاط

پرنس، راه رو برای پرنس باز کنین

تو ایزابلا کاندلورو هستی؟

بله

پس با من بیا

اول باید خم بشی و اعلیحضرت رو ببوسی

دستش رو ببوسم؟ نه لبش رو ببوس

جلوی همه؟

بگو روشونو اونور کنن من خجالت میکشم

کاپیتان همه رو به کوه برگردونین

همه رو به کوه بایستند

رو به کوه

رو به کوه رو به کوه

همه شما رو به کوه بایستید

بیا عزیزم

حلقه قربان

همه زانو بزنین

صورت به خاک بمالید

صورت به خاک بمالید، تو هم همینطور کشیش

صورتت به خاک

بالا رو نگاه کن

منو نگاه کن

دزدها و قاتلها زیادند بین شما

صورتتون بر زمین، تو هم همینطور

بمن نگاه کن

تا حالا با شیطان بودی؟

پس شاید فکر میکنی فرشته های خوب نگهبانت هستند

اسم فرشته خوب چیه؟

فرشته نگهبانم

و این فرشته نگهبان تو بود که

بهت کمک کرد تا منو طلسم کنی؟

نه پس اون شیطان بود

نه

پس کی بود

یه پیرزن

جادوگر

من اشتباه کردم

نمیخواستم به شما آسیب بزنم

من عاشقتم

صورتت رو به خاک بزن

زانوهام اذیتم میکنن

صورتت رو بزن به خاک

مردان کوچولوی شجاع شمایید؟

بلند شید

بلند شید

وایسا ازش فاصله بگیرید، برید کنار

شرم بر شما

بلند شید، بلند شید

اگه یکی از شما جرات کنه و حرکت کنه

دستور میدم بهش شلیک کنن

تو هم همینطور

تویی که خیلی خوب شلیک میکنی

ولی دل و جرات یه خرگوش رو داری

بشکه بیارید

میتونی منو توی یه بشکه بندازی

ولی خیلی طول نمیکشه

من نمیمیرم تا تو رو خوشحال کنم

من نه تا جون دارم مثل یه گربه

حتی جراتش رو نداری که با دستای خودت این کارو انجام بدی

کسی جادوگرها رو نمیکشه بلکه میندازنشون توی بشکه

بمدت پنج روز اون تو میمونه

بدون آب و نون

خدا به داد کسی برسه که بخواد به اون کمک کنه

بعدش بیاریدش به قصر من

ایزابلا اونا انداختنت توی بشکه؟

بشکه بشکه

برید دنبالش

ایزابلا موفق باشی

بریم یالا

هلش بده هلش بده

اینوری بغلتونید هلش بده محکمتر

هی مراقب پاهام باش هلش بده یالا

یالا از اینطرف هل بده

توش چیه؟ بیاین بشکنیمش

با چی بشکنیم؟ اینطرفش یه سوراخ داره

یالا هل بده نگاه کنین

یه دختر توشه

یالا بیاین بشکنیمش

یالا چند تا از اون سنگها رو بیارین

حلقه ها رو از روش بردارید تهشو بگیرید

با یه سنگ بزنین تمومه

راحت

چرا این توئه؟

اون کیه؟

باید یه دزد یا یه جادوگر باشه

دزدها رو میندازن توی بشکه

جادوگرام همینطور خیلی خوشگله

جادوگرا پیر و زشتن تکون نمیخوره

اون مرده

اون زنده است بیاین بریم

میرم یه نگاهی بندازم

شوره

تو خیلی خنگی

نمیدونستی آب دریا شوره؟

کسی که تا حالا دریا ندیده؟

پس فقط تو یه جادوگر نیستی، احمقم هستی

هی بیا اینجا یالا

تو کی هستی؟ کی انداختت توی بشکه؟

پرنس چرا؟

هی

پرنس ها آدم خوبی نیستند

پرنس من از همشون بدتره

پرنسها مرد نیستند پرنس هستند

پرنس ها چی هستند؟ چی کار میکنن؟

اونا اسب سواری میکنن

و میخورند چقدر میخورند؟

اونا یه مسابقه بزرگ دارند الان با یه عالمه اسب و پرچم

و بعدشم یه شام و جشن بزرگ میگیرند

ما هم دعوتیم

میبینم

فکر میکنی شاید بتونه بهمون کمک کنه؟

اگه میخوای باهامون بیای ما تو رو هم با خودمون میبریم

ولی باید دستت رو بهمون بدی

موفق باشید قربان

حالا خیلی جلو نرو اینجا منتظر باش

مسابقه بین پرنس مسیحی ما

و پرنس الجزایر اعلام میشود

یالا عجله کنین

تو چی؟ یالا عجله کنین، موفق باشین

خداحافظ

مشکل پرنس رودریگو اینه که خیلی قابل پیش بینیه

ما رو عادت داده که هر سال در مسابقه پیروز بشه

اگرچه یه سورپرایز وجود داره

که ممکنه هنوز برای ما داشته باشه

و اون باید یادش باشه که تجربه دیپلماسی

به ما اجازه نمیده که بیشتر منتظر بمونیم

در قلمرو ما هفت حکومت وجود دارند

که پادشاه بیشتر از بقیه دوستشون داره

و هفت پرنسس هستند که مدیون بیعت با او هستند

تو این رو به عنوان نمادی از پادشاه

به عروسی میدی که

در طی هفت روز آینده ببرای ازدواج به ما معرفی کنی

رودریگو اسب سواریت خارق العاده بود تو عالی بودی رودریگو

تو شگفت انگیزی رودریگو

در مدت هفت روز جشن

به افتخار هفت پرنسس

نیاز به مرد یا زنی داریم که مایل باشد

تا همکاری داشته باشد

خود را به موسیو ژان ژاک بوشه که با نام مونزو شناخته میشود

و از سرزمین مساوات فرانسه آمده

و مسئول آشپزخانه اعلیحضرت

پرنس رودریگو فرناندز داوالوس میباشد

بعنوان وردست و ظرفشوی خود را معرفی کند

ایزابلا، ایزابلا

چیه؟ یالا

برو برای آشپز کار کن یالا

من؟ آره

یالا برو ایزابلا

خوبه، برو، برو

برای روز هفتم جشن

به افتخار هفت پرنسس

سه هزار تا بله عالیجناب

خوک بله

پنج هزارتا

بیا پرسنل آشپرخانه، چهار تا دوازده تایی

اون کیه؟مونزو؟

آره یه آشپز دیوانه فرانسویه که میخواد با 3000 تا تخم مرغ املت درست کنه

تو،تو،تو،تو

تو،تو،تو،تو،تو

تو،تو،تو،تو،تو من، من، من؟

تو

من،من،من

تو رو مسئول اون زن جوان کرده بودم

نه اون سربازهای مست رو

بله البته

گوشتت برای خورده شدن توسط این سگ خیلی ترشه

اگه اون بشکه رو با محتوای باارزشش پیدا نکنی

تو رو بعنوان غذا برای گریفینم انتخاب میکنم

همه جا رو بگردین بله قربان

رودخونه ها رودخونه

سواحل سواحل

حتی اقیانوسها اقیانوسها

هی تو تا حالا دیدی

پرنسی رو که میخواد ازدواج کنه؟

ما کی هستیم که بخوایم کسی مثل اون رو دیده باشیم

تا حالا شنیدی که پرنس بخواد بیاد آشپرخونه رو بازدید کنه؟

کسی میدونه کجا میتونیم پیداش کنیم؟

شنیدم خیلی خوش تیپه، واقعا خوش تیپه میگن

چهارقطره از آب قند علف

یک، دو، سه ، چهار

سه قطره

ایزابلا بلا بلا بلا

ایزابلا بلا بلا بلا

بلا ایزابلا میبینی حالا ایزابلا

فقط وایسا و نگاه کن ایزابلا

وایسا و ببین ایزابلا

فقط وایسا ایزابلا ما بهش نشون میدیم

ما بهش نشون میدیم

بهش نشون میدیم

هفت تا از زیباترین پرنسس ها

منتظر دیدارت هستند و تو اصلا نظری بهشون نمیندازی

حتی نمیخوای باهاشن صحبت کنی

و حالا بهم میگی که از نشستن سر یک میز باهاشون امتناع میکنی

مگه چه مشکلی دارند؟

آیا طاعون دارند؟

داری کجا میری؟

هرجا که بخوام

پسر اسبم رو زین کن

این کثافتهای حال بهم زن چی هستند؟

همشونو بنداز بیرون شام کنسل شده

تا الانش هم شش تا شام رو کنسل کردی

دستورات پادشاه رو فراموش نکن

فردا روز آخره

امشب باید در مورد آینده ات تصمیم بگیری

نه، تو میتونی برام تصمیم بگیری

این بهتره

یالا هرکاری میخوای بکن

من کاملا بی تفاوتم

کثافت حال بهم زن

هیچ شامی نمیخورین؟

ششش، میخوام بشنوم چه خبر شده

اوه این موسیو ژاکه همیشه داره داد میزنه

بهش توجه نکن دیوونه است

نمیتونیم وقتمون رو با گوش کردن به اون هدر بدیم

به اندازه کافی کار داریم

اگه عجله نکنیم هیچوقت کار این تخم مرغها تموم نمیشه

اینهمه تخم مرغ قبلا ندیده بودم

اوه میای تماشا؟ یه جوجه کوچولوئه

بیا اینجا، بیا اینجا

ببین چقدر خوشگله

ببین این بامزه میخواد بیاد بیرون و نمیتونه

اوه اوه نگاه کن افتاد

حالا چی کار کنیم؟

موسیو ژاک دیوونه میشه

املتش با 3000 تخم مرغ

میخوای چی کار کنی؟

نمیبینی که دیوونه شده؟

یه سوراخ توی زمین بکن

و این شام رو بریز توش

با کمال احترام

هی مونزو هوم؟

بجای اینکه بریزیش دور چرا نمیدی ما بخوریمش؟

تو

تو پنه منو بخوری؟ تو پته منو بخوری؟

مال منو؟

چقدر زشت میشی تو

برو سر کارت و کیسه ها رو از آرد پر کن

جوجه ها؟ جوجه ها

برو یه چند تا سبد بیار

گرفتمت، کجا میخواستی بری؟

باشه

این سروصداها واسه چی؟

چی شده؟

میخوام با راهبه ای که پرواز میکنه صحبت کنم

برادر عزیز، اون کسی که پرواز میکنه پرواز کرده

از ما خداحافظی میکنه و به بهشت پرواز میکنه

مرده؟

منظورت مثل یه فرشته است؟ دیروز صبح همین ساعت

اولش درخواست یه مقدار آب کرد

بعد به ماها یه نگاهی انداخت

و چشماشو بست

اون بهم یه کم آرد داد

میتونی برای خودت نگهش داری

اینجا آردی کم نمیاد

بعلاوه اگه خودش بهت داده

حتما چیزی توی فکرش بوده

اما کی میدونه که چی توی فکرش بوده؟

اینها چیزاییه که یه آدم مقدس میتونه بفهمه

اون یه مرد روحانی بود

برای من از سنت فرانسیس بالاتر بود

هردوشون با حیوانات صحبت میکردند اما مال ما پرواز هم میکرده

میخوای ببینیش؟

اینجا چی کار میکنی؟

میدونی که اینجا جای تو نیست

بیا با من

من اسبها رو دوست دارم

جورجی

تو به جورجی کوچولو لگد زدی

چطوری جورجی کوچولو خوشحال باشه وقتی بهش لگد میزنی

به صورتت نگاه کن، نگاه کن

این آرده

کی توی اتاق پرنس من آرد ریخته؟

اینجا رو نگاه کن بازم آرده

چطور این آردها اومده توی اتاق پرنس من

اینجا صبر کن

نه من بهت اعتماد ندارم

پس چرا این رد آرد رو از خودت گذاشتی؟

چون میخواستم ببینم چقدر صادقی

تو هفت تا پرنسس رو داری که منتظرت هستند

فردا با یکی از اونها ازدواج میکنی

پس منو برای چی میخوای؟

حق با توئه من صادق نیستم

و تو این جرات رو داشتی که بگی

نه اینکه بگم

بلکه باشم

برو بیرون وگرنه میکشمت

تو بدرد نخور، نادان و نافرمانی

این چیزا نتیجه نمیده

میدونم داری به چی فکر میکنی ولی نتیجه نمیده

و توی خونه من چی کار میکنی؟

من ظرفهاتو میشورم و منم آقای تو هستم

ولی نمیتونی گولم بزنی

میتونی ظرفها رو خوب بشوری؟

این کاریه که اینجا انجام میدم

نشکوندیشون؟ نه ولی مهمه؟

فردا ظرفهای بیشتری میشوری

بیشتر از تمام ظرفهایی که توی عمرت شستی

خدا بدادت برسه اگه یکی از اونا رو بشکونی

به دستور اعلیحضرت

تمام بشقابها رو چرب و لیز بکنین

این یه دستوره

نه، نه، نه

خب

بعد از این کارم تمومه

دنیا دیوانه شده

اون داره این قصر رو به گداخونه تبدیل میکنه

بوم

سیمون

پنیر

سس گوجه

خاکستر

سریع بیا با من

دونا اویگنیا کولوناری پرنسس

سس گوجه

دونا یوجنیا کولوناری

میز شماره یک

پنیر

دونا مافلدا

چقدر شلوغه

دونا الیمپیا کاپچه لاترو پرنسس آلتامورا

میز شماره دو

ببخشید بیا دنبالم

پرنسس دونا یوجنیا

میشه لطفا از اینطرف بیاید؟ از اینطرف لطفا

بلی علیاحضرت

از اینطرف میز شماره یک

پرنسس

دونا

پرنسس کریزونیا میز شماره هشت لطفا پرنسس

میز شماره پنج از اینطرف پرنسس

دونا دی آنانته

پرنسس پاسارو میز شماره هفت

اون از همه زیباتره ارزشش رو داره که ملکه بشه

پرنسس آکانوویا میز شماره شش

سنیور کارپاچو اعلیحضرت

بله

چمبرلین بله اعلیحضرت

دونا ایزابلا کاندلورو پرنسس کارکالورو

دونا ایزابلا کاندلورو پرنسس کارکالورو

دونا ایزابلا کاندلورو پرنسس کارکالورو

میز شماره سه

لطفا میز شماره سه کجاست؟

برید پایین سمت راست

راست من کدوم طرفه؟

با کدوم دست صلیب میکشید؟

هیچوقت

من هیچوقت در یک رقابت شرکت نمیکنم

که لحظه آخر

جونورهای معمولی دعوت بشن

توسط تو در امشب اختراع شده

یک پرنسس از منطقه ای کثیف

که در هیچ نقشه ای وجود نداره

تو لیاقت منو نداری

چمبرلین

چمبرلین بله اعلیحضرت الساعه

الساعه اعلیحضرت

الساعه

پرنسسی که اول از همه ظرفها ررو بشوره و کمتر از همه ظرف بشکنه

همسر پرنس میشه

نذازید اذیتتون کنه

اون فقط یه پرنس عادیه بدرد شما نمیخوره

در دور رقابت باقی میمونند

دونا المپیا کاپچه لاترو پرنسس آلتامورا

و دونا ایزابلا کاندلورو پرنسس

افتخار دارم اطلاع بدم که

مادر فرزندان تو

دونا المپیا کاپچه لاترو پرنسس آلتاموراست

پسر

وایسا ایزابلا وایسا

سنت آنتونی

برای شروع بدون من سنت آنتونی نیستم

هر چی که توی ذهنته بدون که

من فقط ژوزف کوپرتینو هستم

ولی محافظت هستم

و خدا رو شکر میکنم که بعد از مرگ هنوزم میتونم ببینمت

میشه بهت بگم باید چی کار کنی؟

باید برگردی به سمتش

چطور این کارو بکنم؟

من این جرات رو ندارم که توی صورتش نگاه کنم

بعد از همه کارهایی که بخاطر من انجام داد

حالا به حرف من گوش بده و برگرد پیشش

همه میدونن چطور سرت کلاه گذاشته شده

اون سرم کلاه نذاشته نمیتونسته این کارو بکنه

نه اون نکرد

درسته که یه دنده است ولی پسر خوبیه

من میشناسمش

حالا برمیگردی و یه اتفاقی میافته

هرکسی که حقیقت رو بدونه این جرات رو پیدا میکنه تا صحبت کنه

خدا خیرت بده سنت ژوزف

اوه نه این زمان

بوسیدن پاهای من نیست ایزابلا

برادر ژوزف

سریع الان برو لطفا

یا اینکه بقیه افراد مقدس تو رو میگیرند

بقیه مقدس ها کی هستند؟

اونایی که نباید به حرفشون گوش بدی

اونها یه داستان طولانی رو درست میکنند

و در مورد استعفا دادن باهات صحبت میکنن

و اینکه چطوری همه ما باید در این دنیا زجر بکشیم

چون که طول مدت زندگی کوتاهه

برادر ژوزف

برادر ژوزف برادر ژوزف

برادر ژوزف

بدو برو باشه منم میام

ایزابلا حالا برو، یالا برو

ممنون سنت ژوزف

ممنون

برو ایزابلا

برگرد پیشش

با آرزوی خیرخواهانه سخاوتمندانه

که همه ما باید در روز عروسی او خوشحال باشیم

برای اعلیحضرت و سرور ما

دون رودریگو فرناندز

که بدبخت ترین ها رو هم به حضور میپذیرد

و بدبخت ترین افراد

حق نشستن با او را سر یک میز دارند

و میتوانند با او بخورند و بنوشند

تا انتهای سیری

اینجا

برای همه به اندازه هست

من میخوام یه کم از اون شراب بنوشم

ایزابلا بیا این پایین

میخوام یه چیزیو بهت نشون بدم

بیا اینجا

ببین ایزابلا من همه تکه ها رو نگه داشتم

ساکت

همتون ساکت

من میخوام به سلامتی بخورم

ممنون پرنس

برای اینکه ما رو بعنوان مهمان خود مفتخر کردید

تا در میز بزرگ شما بنشینیم

نگهبانان اون فاحشه رو دستگیر کنین

بذارید صحبت کنه

نترسید اتفاقی نیفتاده

شما کاری نکردید که بخواید بترسید

ممنون پرنس

ممنون از اینکه به همه ما پیشخدمتها و زیردستها

و من که اجازه دادید تا بیاییم

و با هدایای خداوندی سیر شویم

بجای انجام کارهای مسخره

ولی من باید بیشتر از بقیه ممنون باشم

چون شما به من اعتماد کردید

و به من تکیه کردید

و الان باید بدونین که من شایستگی اون رو نداشتم

بشقابها میتونن به روشهای مختلفی بشکنند

مثلا به این شکل

یا اینجوری

این بشقاب و چهارتای دیگه

همشون با یه انگشتر الماس بریده شده بودند

یه انگشتری شبیه این

من به پرنسس پیشنهاد دادم

من به پرنسس گفتم که از انگشترش استفاده کنه

نمیخواستم که یه ظرفشو ملکه بشه

حالا البته متاسفم

اما اعتقاداتم همیشه به همون شکل میمونه

با اجازه اعلیحضرت فورا اینجا رو ترک میکنم

فورا

یک دقیقه صبر کن، زندان از اون طرفه

دونا ایزابلا کاندلورو پرنسس

طول عمر برای پرنسس

طول عمر برای پرنس و پرنسسمون

عمر طولانی برای پرنسس

و همراه با عجایب جادویی

که زمانی روی میدهند که تو آنجا هستی

و تو فکر میکنی مال منی

حال و تا ابد

این بیشتر از یک معجزه است

کسی مثل تو

عاشق من باشد

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.