All language subtitles for Moon.Love.S01E24

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت بیست و چهارم °

[ماه عاشق]

[قسمت 24]

[غرفه شیائو شیانگ]

ارباب

مثل اینکه

درست نیست بریم داخل مزاحمشون بشیم

ژائو یان

ببخشید

با بودنت درکنارم

فقط حسرت هات بیشتر میشه

واضح یادمه

تو شهر چینگ ژو

چیکارا و کجا انجام دادیم

دیدنت

همه حسرت هام رو جبران کرد

یون ژائو یان

دوباره همدیگه رو می بینیم

بهم اعتماد کن

[عمارت فرماندار]

جناب فرماندار

ارباب رن و بانو یون اینو فرستادن

بدون گفتن حرفی رفتن

انگار واقعا رن شی چوئه

رفته

بهشون گفتم برین کوه و جنگل

ولی من

همین جوری یه چیزی گفتم

الان که رفتی

چه لذتی داره

فرماندار اینجا باشم؟

ارباب

واقعا نمیخوای

خودت اونو بهش برگردونی؟

نه فراموشش کن

اگه وقتی اینجوریه سراغش برم

ممکنه براش دردسر درست کنم

ارباب چی شده؟

مگه نگفتی

مردا و زنایی که روی پل شکسته آرزو کنن

آخرش جدا میشن؟

من برای ماه آرزو کردم

خدای ماه دعاهام رو میشنوه

ارباب با همه

خداحافظی کردی

الان

با من خداحافظی کن

ولی

یه خواسته کوچولو دارم

که هنوز بهت نگفتم

خواسته هات خیلی بیشتر از بقیه اس

چیه؟

متاسفم که نمیتونم ببینم

کجا میری

نمیتونی

همین جوری بری اونجا

درست میگی

یون ژائو یان

تو بزرگترین چالشی هستی که از وقتی اومدم دنیای فانی

باهاش روبرو شدم

یادت باشه

از چیزی که چشمات بهت میدن نترس

و قدر خودتو بدون

که اون چشم ها رو داری

بعد از صد یا هزار سال

کاملا فراموشت میکنم

تو زندگی طولانیم

عین دانه شن ریز

که از لای انگشتام رد میشه ای

این خوبه

امیدوارم وقتی

گهگهاه که بهم فکر میکنی

منو

یه فانی عادی درنظر بگیری

کسی که درخشندگی تو رو

آرزو کرده

فراموشش کن

ده ساله که از چشمای خدا شکایت میکنی

ببین تو کل مردم چینگ ژو

فقط تویی که بهم احترام نمیذاری

ارباب

تو

باید بری

ارباب بازم همدیگه رو دیدیم

♫تشخیص خوب و بد دوست داشتن و تنفر از کسی سخته♫

تویی؟

♫همدیگه رو می بینیم و جدا میشیم♫

♫بدون توجه به هرج و مرج و سرنوشت♫

ارباب

♫فقط عمیقا تو رو دوست دارم♫

♫تنهام و اشک از صورتم جاریه♫

♫ جرات ندارم با این همه غم روبرو بشم♫

از عمارت بازرس سلطنتیه

♫متحیر و غمگین تر از اونیم که زیر نور ماه گیوچین بنوازم♫

باید ازش عذرخواهی کنی

♫میخوام بشنوم راجب چیزای عاشقانه حرف میزنی♫

♫زیر نور سرد ماه حاضرم سمتت بیام♫

♫در امور تاریک دنیوی دلم برای یه نفر گرم میشه♫

♫ترجیح میدم با همه شجاعتم سختی ها رو تحمل کنم♫

من آوردمش

♫ عقب نشینی نمیکنم حسرت ها رو قورت میدم♫

به زودی به عمارت برش میگردونم

♫تو نور سرد مهتاب برات لباس پوشیدم♫

یون ژائو یان

نسبت بهت احساسات انسانی دارم

♫ضربات قلم مو ممکنه محو بشه ولی عشق بدون تغییر می مونه♫

♫دست در دست هم همه چی رو پشت سر میذاریم♫

مراقب باش

♫ما در این دنیا زندگی شاد و آرومی داریم♫

انگار این فاصله

امن ترینه

یون ژائو یان

با بودنم در کنارت

لازم نیست از چیزی بترسی

♫تنهام و اشک از صورتم جاریه♫

♫ جرات ندارم با این همه غم روبرو بشم♫

♫متحیر و غمگین تر از اونیم که زیر نور ماه گیوچین بنوازم♫

♫میخوام بشنوم راجب چیزای عاشقانه حرف میزنی♫

♫زیر نور سرد ماه حاضرم سمتت بیام♫

تو وسط حوض آینه قلب ماه قرار گرفته

اونجا

همه آرزوهای

♫در امور تاریک دنیوی دلم برای یه نفر گرم میشه♫

کسایی که به ماه دعا کردن ذخیره شده

تو این ماه

♫ترجیح میدم با همه شجاعتم سختی ها رو تحمل کنم♫

من صدها سال زندگی کردم

ولی هیچوقت آرزوی کسی رو برآورده نکردم

♫ عقب نشینی نمیکنم حسرت ها رو قورت میدم♫

بجز تو

♫تو نور سرد مهتاب برات لباس پوشیدم♫

♫ضربات قلم مو ممکنه محو بشه ولی عشق بدون تغییر می مونه♫

♫دست در دست هم همه چی رو پشت سر میذاریم♫

پس

♫ما در این دنیا زندگی شاد و آرومی داریم♫

من جایی که ارباب زندگی کرده

رفته بودم

[یک سال بعد]

گرفتمش

منم یه چیزی گرفتم

گوی گوی بازم که برنامه ام رو خراب کردی

برنامه ات رو خراب کردم؟

اگه ارباب بهم دستور نمیداد

کمکت کنم از چینگ ژو محافظت کنی

فکر میکنی خودم میخواستم

با پیرمردی عین تو ماهی بگیرم؟

پیرمرد؟

تو منو مردی که تازه اوج زندگیشه پیرمرد صدا میزنی؟

بله خود خودت رو میگم

تو

بیشتر از ده سال با رن شی چوئه بودی درسته؟

اون خدای ماهه

نمیدونم کدوم یکی مون بزرگتره

صدات رو بیار پایین

هویت واقعی رن شی چوئه و سن من

هردوشون ناگفتنی هستن

میتونم جلوی زبونم رو بگیرم

فقط اگه بیخیال

سبد ماهیت بشی

تو

خیلی بی منطقی

امروز ماهیگیری نمیکنم

اگه جرات کنی بری از حقوقت کم میکنم

تو دیگه فرماندار شهر نیستی

چرا هنوز میخوای اعمال قدرت کنی؟

[عمارت فرماندار]

فرماندار

فرماندار

[سوم مارس]

جناب فرماندار خبر بد

فرماندار سابق با یکی کنار دریاچه دعوا میکنه

جدی به نظر میرسه

لازم نیست همچین موضوع بی اهمیتی رو گزارش بدی

مناطق اطراف چینگ ژو چی؟ همه چی در امانه؟

بعد پارسال

که نزدیکی شهر اختلالی تو جزر و مد پیش اومد

هیچ چیز غیرعادی وجود نداره

باشه

یادت باشه هرشب گشت بزنی

درست عین زمانی که بازرس سلطنتی اینجا بود

بله جناب فرماندار

چینگ

عزیزم

مدت زیادیه داری میخونی

اگه همین جوری بشینی کمرت درد میگیره

بذار برای پیاده روی کمکت کنم

مراقب باش

چینگ

[نگه داشتن یشم]

چند ماهه بارداری

هنوزم به امور عمارت رسیدگی میکنی؟

مردم شهر چینگ ژو خیلی منو دوست دارن

البته که نمیتونم فرار کنم

عزیزم نگران نباش

از جوونی تمرین هنرهای رزمی میکنم

خیلی قوی ام

قراره مامان بشی

با این حال تو هنوز خیلی بی خیالی

راستی عزیزم

میدونی امروز چه روزیه؟

امروز؟

امروز

پونزدهم ماهه

مراسم پرستش ماه به زودی شروع میشه

بله

یه ساله رن شی چوئه رفته

و ژائو یان یه ساله منتظرشه

دیگه دنبالم نیا

کل شب نخوابیدم

بذار یه چرت کوچولو بزنم

یون ژائو یان

هنوز بیدار نشدی؟

ارباب؟

یون ژائو یان

نه فقط چشمات خاصن

بلکه گوشات هم میتونن یه چیزایی بشنون

بیشتر از سیصد روز میگذره

که ارباب رو دیدم

نمیدونم حال ارباب روی ماه

خوبه یا نه؟

خیلی بدجور دلم میخواد ببینمش

یه روز دیگه که ارباب

تو عمارت بازرس سلطنتی نیست

بانو ژائو یان

گوی گوی؟

مگه نباید

این ساعت

با فرماندار ماهی بگیری؟

اون واقعا ارزش اینکه دوستش باشم رو نداره

وو توی جاودانه ای که قبلا میگفتی

باید خیلی شبیه فرماندار باشه درسته؟

انگار این یه سرنوشت هزار ساله اس

چه سرنوشتی؟

اگه از دو ممنوعیت امپراطور بهشت

برای کمک به تو و خدا سرپیچی نمیکردم

کارم به دنیای فانی نمی کشید

و اینکه هرروز پیش فرماندار گیر نمی کردم

گوی گوی

به چی فکر میکنی؟

به خدای ماه فداکار فکر میکنم

برای اینکه به ماجرای عشقیش تحقق ببخشه

به درون پریشونی بیشتر فرو رفت

چه داستان تکان دهنده ای

گوی گوی

برات سوپ آوردم

دارم میام

انگار

چیزی بیشتر از ناراحتی وجود داره

بانو ژائو یان دیگه میرم

صبرکن

باید یه چیزی ازت بپرسم

اخیرا

صدای ارباب رو شنیدی؟

بانو ژائو یان بهتره زیاد بهش فکر نکنی

بله

داشتم زیاد فکر میکردم

چطور ممکنه ارباب برگرده؟

منو میشناسی؟

محو یادم میاد

محو؟

انگار چانگ شی

اون خاطره رو برات نگه داشته

خداحافظی سخته

خاطرات قصر ماه

برام ارزشمنده

رفتن به قصر ماه نعمته

به کسی نمیگم

مطمئنی که آماده ای

برای مدت طولانی از چانگ شی جدا بشی؟

عمرش طولانیه

درحالی که برای تو زودگذره

هنوزم میخوای تنها باشی

در انتظار

آینده ای نامعلوم بمونی؟

وقتی تصمیم گرفتم با ارباب چه زنده باشم چه نباشه بمونم

نتیجه دیگه مهم نیست

چون تو قلبمون شجاعت و عشق رو داریم

مهم نیست چقدر سخته ادامه میدیم

هر لحظه ای که با کسی که دوست دارم گذروندم

گرمای گرفتن دست هم

و ضربان قلب همدیگه

همه دلایلی برای پایبندی به عشق مونه

انگار دیگه

از جاودانه های مرتد نمیترسی

اونا به نظر ترسناکن

و همیشه یهو ظاهر میشن

ولی میدونم

اونام افراد مهربونی هستن

اگه کمکشون کنم گره های قلبشون باز بشه

میتونم در حد خودم کارای خوب بکنم

ولی بعضی وقتا

باید یاد بگیری یکمم بیخیال باشی

خیالت راحت باشه

دختر کوچولو

آخرش

راجب خودت و اون مرد حرف میزنی؟

یا راجب من و کوی جی حرف میزنی؟

راستش

عشقتون به کوی جی

کمتر از محبت ارباب بهش نیست درسته؟

اجازه میدین برای همیشه به صورت گل وجود داشته باشه

چون امیدوارین

افکار درون قلبتون هیچوقت ناپدید نمیشه

درست میگم؟

واقعا یه دختر فانی

بهم دستور میده؟

جراتش رو ندارم

فقط دارم راجب شادی های دنیای فانی میگم

شادی ها؟

چی تو این دنیا

خیلی خوشحال کننده اس؟

برای مهربونی باید شجاعت داشته باشی

و بی سر و صدا صبر کنی

همه چیزای خوشحال کننده که برای تو هستن پیشت میان

انگار چانگ شی

دختر خوبی برای خودش انتخاب کرده

به خاطر شرایطم محدود شدم

برای همینم نتونستم از عشقم محافظت کنم

تو باید

ازم شاد تر باشی

کوی جی

اینجا جاییه که همدیگه رو دیدیم

پسرمون چانگ شی

شادی خودشو پیدا کرده

میتونی درآرامش استراحت کنی

کوی جی

همه عمرت اسیر من و چانگ شی بودی

الان

برو هرجایی که

میتونی بیشتر آزاد و خوشحال باشی

امروز خیلی زود برگشتی

همه آدم ها خوشبختی کامل رو دوست دارن

پس طبیعیه عاشق ماه کامل باشن

ولی من

هرماه منتظر ماه تاریکم

نمیدونم

حال ارباب چطوره؟

وقتی روی قایقت افتادم

چرا کمکم نکردی؟

تو یه مردی

چطور میتونی اینقدر ظریف باشی؟

ولی تو

چرا این ساعت اینجایی؟

برای دیدن ماه

اوه

دوباره برای خدای ماه دعا کردی

ارباب چرا اینجایی؟

هنوز تو دنیای فانی آرزوهام برآورده نشدن

به کمکت نیاز دارم

یعنی

تبدیل به یه جاودانه مرتد شدی؟

ساکت

به کسی نگو

فقط تو میتونی منو ببینی

قایمکی اومدم

چیه؟

هنوزم از جاودانه های مرتد میترسی؟

البته که نه

♫ حاضرم نسیم دنیا بشم♫

♫در رویاهام پیش توام♫

♫شاید تو این زندگی به دیدنت اومدم♫

♫پس باید برای دنیا بخونیم♫

♫با اینکه دنیا زیباست♫

♫من فقط تحت تاثیر تو قرار گرفتم♫

دائو هوانگ مطمئنی بلدی مهربون باشی

چطور جرات میکنی یه نخ قرمز به دنیای فانی دراز کنی

اینجوری میشه قصر پنهان ماه رو پیدا کرد؟

الان خدای ماه با اون از قصر رفته

به جرم خودت اعتراف میکنی؟

امپراطور بهشتی

الان که یه جاودانه مرتد جدید وجود داره

و دنیا در آرامشه

چرا باید خدای ماه رو که دلش تو دنیای فانی گیر کرده

اینجا اسیر کنیم؟

کی شما دوتا دست به یکی کردین؟

امپراطور بهشت مگه خودت

بعد برگشتن از دنیای فانی اینو نگفتی

چرا داری میزنی زیر حرفت؟

اینجا هیچی تغییر نکرده

بعد رفتنت

گوی گوی مراقب همه چی بود

بیا اینجا

ارباب چرا این کار رو میکنی

ساکت فعلا حرف نزن

ولی تو یه جاودانه مرتدی

اونا نمیتونن تو رو ببینن

بله

ولی

یواشکی از قصر ماه اومدم

پس بهتره آشکارا

جلوی بقیه حاضر نشیم

ژائو یان

منو پوشش میدی درسته؟

حتما

ارباب ببین

این ماه کامله ماه کامل

عجله کن

ارباب

ارباب

بهم بگو

چطور از قصر ماه فرار کردی؟

باید به خاطرش از دائو هوانگ جاودانه مرتد تشکر کنم

الان که دنیا آرومه

دوباره برمیگردی؟

هنوز جاودانه های مرتد تو دنیای فانی سرگردونن

من کنارتم

با این حال

یه کار ناتموم دارم

چیه؟

رن شی چوئه؟

ارباب برگشتی

ارباب

بهم دروغ گفتی

من

ندو

تو بارزس سلطنتی ای چطور تونستی منو گول بزنی

این دفعه ولت نمیکنم

ارباب

میخوام تا ابد پیشت بمونم

برای کل زندگیم

تا همیشه

باشه

پس بیا

تا ابد باهم باشیم

♫همدیگه رو می بینیم و جدا میشیم♫

♫بدون توجه به هرج و مرج و سرنوشت♫

[تالار هوی شین]

این داستان منه یون ژائو یان

من و ارباب تو زندگی جدا شدیم و مرگ ما رو جدا کرد

کلی بالا پایین دنیا رو گذروندیم

تا بالاخره تونستیم باهم باشیم

ماه دوباره تو چینگ ژو ظاهر شد و از دنیای فانی محافظت کرد

[مورد پسند بسیاری از مشتریا]

چون من اومدم

[مورد پسند بسیاری از مشتریا]

به خاطر عشق ماه

تونستم قلب خودم رو حفظ کنم

و زندگی آرومی داشته باشم

الان که گذشته یادم میاد

حس میکنم اگه کسی درحق بقیه خوبی کنه

با عشق جبران میشه

مراقب باش

انشالله که همه عاشقای دنیا

به همون اندازه خوشحال باشن که تو زیر نور ماه

یا خورشید صبح میدرخشی

♫ما در جاهای مختلف احساس دلتنگی میکنیم انگار با کوهی بلند از هم جدا شدیم♫

♫در کهکشان وسیع حاضر به جدایی نیستیم و همه چی در تاریکی فرو رفته♫

♫در نور سرد مهتاب گلبرگ های گل افتادن♫

♫در مه غلیظ دلخوریم رو به کی بگم♫

♫باشد که یه چرخش در سرنوشت باعث تحقق عشقمون بشه♫

♫اجازه نده رابطه بین ما به هیچ تبدیل بشه♫

♫زیر نور سرد ماه حاضرم سمتت بیام♫

♫در امور تاریک دنیوی دلم برای یه نفر گرم میشه♫

♫ترجیح میدم با همه شجاعتم سختی ها رو تحمل کنم♫

♫ عقب نشینی نمیکنم حسرت ها رو قورت میدم♫

♫تو نور سرد مهتاب برات لباس پوشیدم♫

♫ضربات قلم مو ممکنه محو بشه ولی عشق بدون تغییر می مونه♫

♫دست در دست هم همه چی رو پشت سر میذارم♫

♫ما در این دنیا زندگی شاد و آرومی داریم♫

کره فایی های عزیز مرسی که تا پایان همراهمون بودین امیدوارم از تماشای این سریال لذت برده باشین پایان

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت بیست و چهارم °

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.