All language subtitles for Moon.Love.S01E23

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت بیست و سوم °

[ماه عاشق]

[قسمت 23]

ارباب

برادر واسه چی اینقدر طول کشید بیای؟

باور نمیکنی

نمیدونی چقدر سخت بود

راه درست رو پیدا کنم

بعد از بین رفتن مه

پیداش کردم

گم شده بودم

واقعا عجیبه

یه مرد

یهو اومد سمتم

اصرار کرد یه فانوس بهم بده

همونجا بمون

اینجام

تو

گفتی وایستم؟

چطور جرات میکنی با من اینطوری حرف بزنی؟

خیلی شبیه اونی

واقعا شبیه اونی

کی؟

مثل فرماندار شهر؟

صبرکن

منظورت چیه؟

اینو

به ارباب رن شی چوئه بده

چرا من باید

ازم خواست اینو به رن شی چوئه بدم

منم ازش پرسیدم

واسه چی باید اینکار رو بکنم

بعدش ناپدید شد

چطور ممکنه یکی شبیه

رن شی چوئه باشه؟

مردم روز به روز گستاخ و گستاخ تر میشن

این روزا

هیچکی بهم احترام نمیذاره

انگار همین الان

یه شخص والامرتبه رو دیدی

چطور

حتی لحن صدات هم شبیه صدای اونه؟

تو شهر من

کسایی که بهم بی احترامی میکنن

نباید باشن

همین بازرس سلطنتی به تنهایی

برای هفت پشتم بسه

رن شی چوئه

تو مسئول

محافظت

از شهر چینگ ژو ای

بیا بریم

مه از بین رفته

خورشید دراومده

برو برو کنار

خیلی شیطونی

دفعه بعد که سگ بهشتی ماه رو میخوره

سگ به دنیای فانی میاد و توام میخوره

بیا بریم

[عمارت بازرس سلطنتی]

بیا بریم

سگ بهشتی ماه رو خورد

خب

چند روز گذشته چینگ ژو در خطر بوده

ارباب

کسیه که شهر رو نجات داد

ولی

همه تو شهر

فقط یادشونه که ماه رو مه تاریک پوشونده بود

اصلا از ارباب یه تشکر خشک خالی هم نکردن

ارباب همیشه ناشناس کار خیر میکنه

برای همینم هیچکس تو شهر چینگ ژو نمیدونه

ارباب چه کاری درحقشون کرده

به خاطر خورده شدن ماه توسط سگ بهشت

شهر چینگ ژو همیشه در تاریکی بود

همه همیشه میترسن بازم این اتفاق بیوفته

راستش

وقتی مه تاریک ماه رو پوشونده بود

خیلی ترسیدم

بذار بهت بگم

خب

چرا

به مه تاریک سگ بهشتی میگن؟

چون

مه تاریک

عین یه سگ میخورد

بی وو

[عمارت بازرس سلطنتی]

چطور جرات کردی منو سگ صدا کنی؟

ماه وقتی کامله که نه فاز باشه

ولی الان فقط هشت فاز برگشته

اگه خودمو نابود کنم

اونوقت فاز نهم ماه

برای همیشه غایبه

اونوقت تعادل یین و یانگ به هم میخوره

نظم جزر و مد به هم میخوره

ماه هیچوقت کامل نمیشه

ژائو یان

الان همه جاودانه های مرتد شهر چینگ ژو

به جای خودشون برگشتن

ممکنه برای مدتی خیالت راحت باشه

الان

کاری هست که بخوای انجام بدی؟

یه دونه هست

باشه

بیا همین الان انجامش بدیم

صبر کن

کاری نیست که من با تو انجام بدم

پس با کی؟

برنامه خودمو دارم

[سردخانه]

الان

میدونم شراب چه طعمی داره

میدونی

بعد دیدن اون چیزای ترسناک

از چی ناراضی تر بودم؟

چی؟

خب

مهم نبود تو زندگی با چه مشکلی روبرو میشدم

نمیتونستم مست کنم و غم و اندوه رو فراموش کنم

یا بلند گریه کنم

یا حتی مریض بشم

مگه وقتی که به چینگ ژو اومدی نگفتی

طلسمتو پیدا کردی؟

الان

میتونی هرچقدر دلت میخواد بنوشی

هر وقت بخوای میتونی گریه کنی

و هر کاری که می خوای انجام بدی

به هرحال اینجاست

هر شیطانی که سراغت بیاد

لازم نیست بترسی

اگه همه چی اینقدر راحت بود

عالی میشد

چرا امروز ارباب

به نظر خیلی نگران بود؟

ببینش

قبلا

خودتو قایم میکردی تا بقیه نفهمن ترسیدی

و خیلی مراقب بودی

الان که یه زوجید

چطوره که بازم همون کار رو میکنی؟

چون

یه چیز ترسناک دیدم

ولی نگران نباش

دیگه اون ترسوی قبلی نیستم

الان

کلی چیز خوب

داخل قلبمه

دیگه اون بدبخت بیچاره

قبلی نیستم

چی میگی تو؟

حرفات خیلی عجیبه

به ندرت پیش میاد مشروب بخوریم

به سلامتی

به سلامتی

من

فکر میکنم یه چیز ترسناک دیدم

ممکنه همون جاودانه مرتدی باشه که آخرین موقعیت رو میگیره؟

کجاست؟ کجاست؟

کجاست؟

چه جاودانه مرتدی؟

نترس

مشکلی نیست

نمیترسم

بغلت میکنم

چون میترسم بترسی

نگران نباش

از این به بعد خودم مراقبتم

نمیتونم بترسم

نباید بذارم

ارباب نگرانم بشه

نباید نگرانش کنم

چرا هنوز تعقیبم میکنی؟

چند بار بهت گفتم

دیگه دنبالم نیا

تو تبدیل به یه جاودانه مرتد شدی

چرا تو

هنوز به ماه آرزو میکنی؟

میرم عمارت بازرس سلطنتی

میدونی کی اونجا زندگی میکنه؟

اگه بهت بگم

تا سر حد مرگ وحشت میکنی

پس

چرا میری

عمارت بازرس سلطنتی؟

میرم عمارت بازرس سلطنتی

تا دوست پسرم رو پیدا کنم

انگار خیلی مستی

نمیترسی سرزنشت کنه؟

پس تو جاودانه مرتدی هستی که حرف میزنه

صدای خوبیم داری

بذار ببینم چه شکلی ای

توقع نداشتم یه جاودانه مرتد اینقدر جذاب باشه

چرا زودتر پیشم نیومدی؟

الان که نگات میکنم

حس میکنم

تو یکم شبیه

شبیه

این

اولین کاریه که میخوای انجام بدی؟

حتی میخواستی با یه جاودانه مرتد لاس بزنی

[عمارت بازرس سلطنتی]

یون ژائو یان

دیشب دوباره

یه جاودانه مرتد تسخیرت کرد؟

چرا دوباره بدونه اجازه وارد تالار داخلی شدی؟

من

من

چرا اینجام؟

عوض شدی

قبلا که اینجا میخوابیدی

خوشحال میشدی

ولی الان

وحشت کردی

ممکنه به این خاطر باشه

که یه جاودانه مرتد جذاب دیدی

پس میخواستی جای من عاشق اون باشی؟

من

من

واقعا هیچی یادم نمیاد

دیشب

سردخونه بودم

باشه

دیشب مست بودی

و مدام میخواستی

جاودانه مرتد تعقیبت نکنه

مست بودم؟

دیشب

بازم بقیه رو ترسوندم؟

با تشکر از من

باهات بودم و برت گردوندم

خوشبختانه اونجا بودی

دیشب

چطور بودم؟

دیشب

حالم خیلی بد بود

از کلی روش استفاده کردی

تا ببینی

میتونم دربرابر وسوسه هات مقاومت کنم یا نه

ارباب

میتونم چایی تو دستت رو بنوشم؟

بیدار شو

ژائو یان

ژائو یان

ارباب

ترکم نکن

اگه بری

من اونوقت

خیلی دلم برات تنگ میشه

گرچه نمیدونیم

در آینده چی پیش میاد

پس دیشب

بازم عجیب غریب شدم

کلی ترفند پیاده کردی

تقریبا

تقریبا

من

بیخیال

پاشو لباست رو بپوش

من که دیشب

کار ناشایستی نکردم درسته؟

یون... یون ژائویان؟

تازه از اتاق ارباب اومد بیرون

یعنی اونا

این...بی وو بی وو

بی وو

بی وو بی وو

گوش کن

الان دیدم

چه خبره؟

ارباب شیه از عمارت بازرس سلطنتی منتقل شده

چی؟

از عمارت بازرس سلطنتی منتقل شده؟

من تحت دستور فرماندار

برای کمک به بازرس سلطنتی به عمارت بازرس سلطنتی اومده بودم

الان ماموریتم تموم شده

باید برم

ارباب شیه

اون روز شنیدم

گوی گوی قراره بازنشسته بشه

الان

توام که قراره بری

گوی گوی؟

مگه هنوز جوون نیست؟

چرا قراره بازنشسته بشه؟

به هرحال

همه چیزای خوب تموم میشه

زیاد ناراحت نباش

ما بازم

همدیگه رو می بینیم

[دستور]

ارباب شیه

ارباب

ارباب شیه

رفت

این

یون...اول یون ژائویان

الانم که ارباب شیه رفت

زندگی غیرقابل پیش بینیه

تموم شد؟

ارباب شیه میره عمارت فرماندار

از چینگ ژو که نمیره

عمارت فرماندار؟

فکر میکردی کجا میره؟

همیشه عین خنگ هایی

عمارت فرماندار؟

[عمارت فرماندار]

شیه گوی چن

یه چیزی

بینمون هست

که میخوام شفاف سازی کنم

باشه

تو

ببینش

با چینگ چینگ چیکار کردی

که بدجور دیوونه ات شده؟

امروز

برای حل این قضیه اومدم

ادامه بده

از همون قدیم همسر یکی

توسط والدین یا برادر بزرگترش انتخاب میشده

میخوام گو چینگ

همسر قانونیم بشه

برای همینم امروز

اومدم رضایت بگیرم

و به گو چینگ پیشنهاد ازدواج بدم

از بین همه زنایی که میشناسم

فقط گو چینگ پیرو قلبشه

روی پای خودم بزرگ شدم

بعدا به خواست بقیه زندگی کردم

تا قبل دیدنش

نمیدونستم

مراقبت شدن

و دوست داشته شدن

میتونه چقدر گرم و صمیمی باشه

قبلا میدونستم یه مرد برای دوست صمیمیش حاضره بمیره

ولی الان

همیشه تلاش میکنم

تا مطمئن بشم که نمی میرم

چون

میخوام تا ابد مراقب گو چینگ باشم

فرماندار لطفا اجازه بدین ازدواج کنیم

امروز

به عنوان یه فرماندار باهات حرف نمیزنم

چیزی میخوام بهت بگم

به عنوان برادر بزرگترش

و به جای پدرش

بعد ازدواج با چینگ چینگ

باید خیلی مطیع اون باشی

حتی اگه لوس

رییس

و غیر منطقی باشه

باید آروم بمونی

و سرزنشش نکنی

باید بهش بفهمونی

هیچوقت رهاش نمیکنی

و تا ابد کنارشی

وگرنه

ولت نمیکنه

منم ولت نمیکنم

چینگ چینگ من

دیگه هیچکس منو شلاق نمیزنه

شوهر خواهر

گو چینگ

دیگه هیچوقت دستت رو رها نمیکنم

فاز ماه متغیره

نمیدونم

ماه در حال نزول چقدر دووم میاره

کان شو

امروز چندمه؟

تقریبا آخرای ماهه

پس

فاز ماه فردا شب آخرین ربع اونه

بله

هنوز نگران

موقعیت خالی داخل فانوس جمع کننده روحی؟

راستش نمیخواد این همه نگران باشی

ده سال گذشته که ماه رو نمیشد دید

شهر چینگ ژو هیچ مشکلی نداشت

این شهر فقط به خاطر نبودن یه فاز ماه نابود نمیشه

کان شو

خودت که بهتر میدونی

گرچه قبلا چینگ ژو رنگ ماه هم نمیدید

ولی فاز های ماه تو دنیای فانی بودن

ولی الان ربع آخر ماه

به خاطر نابودی هان یینگ

دیگه نیست

تو دنیای فانی

قطعا شاهد فاجعه میشیم

نظم جزر و مد به هم میخوره

چرخه فصل ها شکسته میشه

میدونی اون روز

دیر یا زود میاد درسته؟

تو

تصمیمت رو گرفتی؟

خدای من

لطفا این کار رو نکن

اگه این کار رو بکنی اونوقت تو و بانو ژائو یان

برای همیشه ازهم جدا میشین

[عمارت فرماندار]

فرماندار

شرایط مناطق ساحلی چطوره؟

از زمان ماه گرفتگی به بعد

نظم جزر و مد به هم ریخته

روستاهای ساحلی متحمل بلایای شدیدی شدن

ده ها هزار نفر بی خانمان شدن

میترسم موج پناهنده ها

چند روز دیگه به چینگ ژو برسن

درکنارش

کی میتونه از چینگ ژو محافظت کنه؟

بانو ژائو یان

به چی نگاه میکنی؟

سوال خوبیه

اونجا چه خبره؟

چرا ارباب اینقدر عاشق خوابیدن روی درخته؟

بعد رفتن کوی جی داخل فانوس جمع کننده روح

خدا خیلی تنها و درمونده شد

خدا تو بچگی خیلی شیطون بودش

میخواست یه جای ساکت و آروم

به دور از بقیه جاودانه های قلمرو بهشتی باشه

درکمال تعجب دوست داشت

روی شاخه هام بخوابه درخت قدیمی پرافتخار ماه

همین طور دوست داشت با یه خرگوش مسابقه بده

بعدا

امپراطور بهشت مخفیانه به من و ووتو دستور داد

یه درخت و یه خرگوش

بهش خدمت کنیم

شاید به خاطر همین عادت بچگیش باشه

که الانم

خدا دوست داره روی درخت دراز بکشه

دنبال ارباب تا دنیای فانی اومدی

خرگوشه ووتو چی شد؟

ووتو موقعی که داشت از خدا محافظت میکرد

تو قصر بهشتی مرد

فهمیدم

اگه وو تو

به دنیای فانی میومد و مصیبتش رو پشت سر میذاشت

حتما یه مرد جذاب

عین تو میشد درسته؟

نه واقعا

دفعه قبلم راجب ارباب

زیر درخت بهم گفتی درسته؟

بله

چقدر زمان زود میگذره

تو و ارباب خیلی چیزا پشت سر گذاشتین

راستی

واسه چی گفتی

میخوای منو اینجا ببینی؟

من

میخوام راجب فانوس جمع کننده روح بپرسم

فانوس جمع کننده روح؟

اون روز دیدم

ارباب روی دیوار شهر غمگین به نظر میاد

بعد فهمیدم

هنوز همه چی تموم نشده

گوی گوی لطفا بهم بگو

اگه یه جاودانه مرتد فاز ماه

برای همیشه داخل فانوس جمع کننده روح نباشه

چه اتفاقی میوفته؟

جزر و مد به هم میریزه؟

چرخه چهار فصل قطع میشه؟

اگه یکی از فاز های ماه برای همیشه غایب بشه

دنیای فانی محکوم به فنا میشه

پس

پس کی فاز ماه

هان یینگ ظاهر میشه؟

سی ام همین ماه

که فرداس

ارباب

تصمیم خودش رو گرفته؟

یون ژائو یان

امیدوارم اینجا پناهگاهت بشه

از این به بعد

خودم آخرین فاز ماه میشم و ازت محافظت میکنم

ارباب

قول دادم ازت محافظت کنم

نمی دونم اینکه الان بذارم بری یا نه

یه جورایی محافظته

اگه تصمیم بگیرم برم

چطور باهاش خداحافظی کنم؟

ارباب

گل ها شکوفه میدن

ارباب

بالاخره اومدی

نمیخوام ببینم

با یکی دیگه ازدواج میکنی

ارباب

حس کرده دارم بهش فکر میکنم؟

ارباب

اینجام

عجیبه

اینقدر زود متوجه بشی

میخوام ببینم

باز چه دردسری میخوای درست کنی

ارباب

بیا فردا

اطراف چینگ ژو قدم بزنیم

چرا یهو میخوای اطراف چینگ ژو قدم بزنیم؟

چون

تو باید

با شهر چینگ ژو خداحافظی کنی

همه چی رو میدونی؟

یکی از فازهای ماه نابود شده

و توام ارباب ماهی

باید فانوس جمع کننده روح رو دستت بگیری

و فاز ماه رو برگردونی

این جوری امنیت چینگ ژو تضمینه

ولی

باید این کار رو بکنی

تو طلسم شهر چینگ ژو یی

قراره از منم محافظت کنی درسته؟

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت بیست و سوم °

دیگه هیچکس منو شلاق نمیزنه

برادر

چینگ

چرا اینجایی؟

قراره ازدواج کنی چرا فالگوش وایمیستی؟

مگه بچه ای

برادر

ببخشید برادر

جناب فرماندار خیالتون راحت

قرار نیست هیچوقت

دستش رو رها کنم

شوهر خواهر گلم

گو چینگ

سلام ارباب شیه

ارباب شیه اینجا منتظر شاهزاده خانم هستی؟

من

کی گفته منتظرشم؟

داشتم رد میشدم

رد میشدی؟

باشه لطفا روراست باش

شاهزاده خانم لوس و عین رییس هاس

چطور تونستی کاری کنی عاشقت بشه؟

کی گفته اون لوس و عین رییس هاس؟

اصلنم همچین کسی نیست

نمیدونی چقدر ترسناکه

وقتی اولین بار اومد چینگ ژو

همه رو ترسوند

اون

یکم اغراق میکنه

ولی این به خاطر اینه که بهش مسئولیت مهمی داده شده

از بچگی باید اینجوری رفتار میکرد

وگرنه چطور میتونست از خودش مراقبت کنه؟

بعلاوه

اگه میگی ترسناکه

چرا هیچوقت اذیتت نکرده؟

تا حالا بهت زور گفته؟

خاله ها چیکار میکنین؟

جناب فرماندار

سلام شیه

جناب فرماندار

برای دیدن من اینجایی؟

من

نخیرم

فقط

فقط اومدم مناظر بهاری باغ رو ببینم

نه مناظر تابستانی

باشه مناظر تابستانی

حتی با خودت گل های تابستونی آوردی

میخوای اونا رو به چینگ چینگ بدی؟

فقط از سر راهم همین جوری چیدم

اگه دوستش داری

بفرمایید

پس این گل ها

راستش من

صبرکن

این

اونا رو بده من

باشه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.