All language subtitles for Moon.Love.S01E19

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت نوزدهم °

[ماه عاشق]

[قسمت 19]

مراقب باش

مراقب باش

[نانوایی ژنگ زونگ]

بانو از گل ها خوشت میاد؟

یه نگاهی به گل ها بندازین

جناب یه نگاهی بنداز

ارباب نمیخواد این همه مراقبم باشی

♫ابرهای قرمز چهره بدون آرایشت رو بازتاب میدن♫

♫ در این مکان زیبا گم شدم♫

بهت قول دادم

که تا زمانی که در کنارمی

نمیذارم کسی

اصلا بهت صدمه بزنه

ولی

همه بهم نگاه میکنن

منو یاد گذشته میندازه

♫میتونم دعوتت کنم اینجا؟♫

خب

بیا یه جایی پیدا کنیم کسی نباشه

بیا بریم

ارباب

عجیبه که اینجوری رفتار کنیم؟

تو خدای ماهی

ولی یه فانوس گل دستته

و برای خودت آرزو میکنی

تو قصر ماه یه حوض آینه ای وجود داره

با اون میتونم اتفاقات دنیای فانی رو ببینم

هر روز خیلیا

تو دنیای فانی برام آرزو میکردن

ولی همه آرزو هاشون طمع اونا رو نشون میداد

بعد یه دختر کوچولو رو دیدم

دعا کرد

مادرش رو ببینه

تنها آرزوش

بدست آوردن بیناییش بود

اون دخترکوچولو

من بودم؟

پس خیلی وقت پیش منو دیدی

تو بچگی خیلی غرغرو بودی

سخت بود متوجهت نشد

ولی

ما با سرنوشت گره خوردیم

تو و من دیر یا زود همدیگه رو میدیدیم

خب

هر روز خواسته های مردم فانی رو میشنیدی

ولی حتما هیچوقت برای خودت آرزویی نکردی

چیزی برای آرزو کردن ندارم

این بار

تو دستم رو گرفتی

و بهم فرصتی دادی تا آرزو کنم

پس

این بار تو باید آرزوم رو برآورده بکنی

پس لطفا یه چیز نامعقول آرزو نکن

مراقب باش

امیدوارم در آینده

ارباب بتونه برای همیشه شاد و خوشحال باشه

یون ژائو یان

از این به بعد

برای آرزو کردن لازم نیست ماه رو ببینی

فقط به من نگاه کن

چون خدای ماهی که میتونه تو رو به آرزوت برسونه

الان درست روبروته

از اونجا فانوس گل رو ننداز

یون ژائو یان

الان

چرا به فکر بقیه ای؟

نه نه

طبق افسانه های چینگ ژو

اگه یه زن و شوهر روی پل شکسته آرزو کنن

آخرش جدا میشن

و دیگه عاشق هم نمیمونن

ممکنه این افسانه درست نباشه

یون ژائو یان

[عمارت بازرس سلطنتی]

ارباب شیه

اینا

سوابق ده سال گذشته شهر چینگ ژو هستن

جزییات همه مردمی که به شهر چینگ ژو اومدن

از جمله محل سکونتشون اینجا ثبت شده

بذار اینجا

اخیرا

یه غریبه داخل شهر چینگ ژو دیدی؟

مردی به اسم هان لو از اهالی شنگ جینگ

اخیرا اومده

مدت ها پیش در خواستی برای بازدید از چینگ ژو به فرماندار فرستاده

هان لو؟

اطلاعاتی راجبش داری؟

خانه اجدایش در شنگ جینگه

خانواده اش نسل ها از مقامات بودن

اونا تو شنگ جینگ با نفوذن

هان لو مردی خوش تیپ و با استعداده

ولی دوست نداره یه مقام رسمی بشه

همیشه به اطراف سفر میکنه

اومده چینگ ژو

چون عاشق فرهنگ و آداب و رسوم محلی چینگ ژو عه

انگار برای عبادت به شهر اومده

انگار

حتما هان لو اینجا کاری برای انجام داره

ارباب چرا...چرا میپرسی؟

بهتره بیشتر مراقب باشیم

به نگهبان های شهر بگو

قدرت دفاعی رو تقویت کنن

بله ارباب

ارباب

این شلاق شاهزاده خانم نیست؟

میخواین برش گردونیم؟

لازم نیست

خودم پسش میدم

ارباب شما- بیا بریم-

خیلی احمقی

مگه نمیدونی

ارباب به خاطر رابطه اش با شاهزاده خانم

خیلی وقته ناراحته

برای ارباب متاسفم

اون خیلی بدشانسه که شاهزاده خانم بهش گیر داده

تو نمیفهمی

به دخترایی مثل شاهزاده خانم حسودیم میشه

ولی حیف

چی حیف؟

ما دوتا رییس تو عمارت بازرس سلطنتی داریم

یکی عاشقه

اون یکی مردد

این

مسئولیت کنترل وضعیت کلی

همش برعهده منه

پس من

بله

روی تو آره

آره

چرا میری؟

آخه تو چقدر بی ادبی

پسری که راجب احساساتش به یه دختر خبر داره ولی قبول نمیکنه

دوستش ندارم

اگه این اتفاق بیوفته

اون دوتا فرصت عاشقی رو از دست میدن

شیه گوی چن

شیه گوی چن

خودت رو بسپر بهم

تردید های زیادی وجود داره

و الان خیلی خطرناکه

چطور میتونم عشق شاهزاده خانم رو قبول کنم؟

[عمارت فرماندار]

جناب هان

فرماندار میخواد شما رو ببینه

[عمارت فرماندار]

اخیرا اخباری

راجب شیه گوی چن نداری؟

ممکنه نگهبانی به اسم شو شیان

پیامم رو بهش نرسونده باشه

شاهزاده خانم از شو شیان نگهبان عمارت بازرس سلطنتی پرسیدم

پیام رو بهش رسونده

پس چرا شیه به دیدنم نیومده

کسی از عمارت فرماندار

جلوی ورودش رو گرفته؟

شیائو چا

مطمئنی امروز کسی به دیدنم نیومده؟

شاهزاده خانم

بارها از نگهبان دروازه پرسیدم

هیچ کس به عمارت فرماندار

بجز مردی به اسم هان لو نیومده

به نظرت

باید برم عمارت بازرس سلطنتی

و خیلی جدی ازش خواستگاری کنم؟

بالاخره یه رزمی کار مثل شیه گوی چن

خیلی براش مهم

شاهزاده خانم

آروم باش

کاری که باید بکنی

اینه که

با وقار باشین

خودت میدونی که

اصلا بلد نیستم

واقعا خوب بلده منو شکنجه بده

شاهزاده خانم باید سخت تلاش کنین

امروز به عمارت بازرس سلطنتی نرین

به ارباب شیه اجاره بدین

تا متوجه بشه

بدون اذیتتون

بدون مراقبتتون

زندگیش بدتر میشه

به شرطی که سه روز تحمل کنین

ارباب شیه حتما پیشتون میاد

اونوقت هر دوتون خوشحال میشین

سه روز بهش

فکر نکنم؟

سعی میکنم

[میخانه زوی یین]

لطفا از غذا لذت ببرین

باشه میتونی بری

بله ارباب

انتظار نداشتم وقتی باهات گشت زنی میکنم

اینقدر خوش بگذره

امروز

یه چیزی عجیبه

عجیب؟

بیا اول یه چیزی بخوریم

بعدا میخوام

حرف مهمی بهت بزنم

خوبه؟

چی شده؟

دوباره یه جاودانه مرتد دیدی؟

یهو شکمم درد گرفت

ببخشید

مجبور نیستی

همراهم بیای

مراقب باش

[مورد پسند بسیاری از مشتریا]

چرا اینجایی؟

از اینکه کنارشم منو سرزنش میکنی؟

درواقع منم مثل تو نگرانشم

ولی تصمیم گرفتم کنارش بمونم

به روش خودم ازش محافظت میکنم

تو

میخوای رو در رو باهاش ​​حرف بزنی؟

میخوای از بدنم استفاده کنی؟

بانو چرا اونجا وایستادی؟

طبقه دوم میخانه زوی یین خیلی بلنده

مشتریای زیادی میان و میرن

خطرناکه مدت زیادی اونجا بمونین

ممنونم که اینو بهم گفتین

اون یه فانیه

نه یه جاودانه مرتد

چرا حس میکنم یکم عجیبه؟

چی همش زیرلبی میگی

میتونم کمکت کنم؟

تو

چرا اینجایی؟

همین الان اونجا نبودی؟

چرا اینقدر می ترسی؟

ترسوندمت؟

نه

شاید من اشتباه کردم

همین الان با عجله رفتی بیرون

به خاطر این بود که چیزی دیدی؟

داخل یکم گرمه

پس رفتم بیرون یکم هوای تازه بخورم

بازرس سلطنتی داخل منتظرمه

باید برم

میتونی

چیزایی که بقیه نمیبینن رو ببینی؟

دیدمت

داشتی با یکی حرف میزدی

جناب حتما اشتباه میکنی

و اشتباه شنیدی

ببخشید

ازت میخوام یه کاری برام بکنی

امیدوارم بتونی این لطف رو در حقم انجام بدی

من تو چینگ ژو کاره ای نیستم

فکر نمیکنم بتونم کمکت کنم

مطمئنم تو یه دختر معمولی نیستی

بذار حدس بزنم

چی

تو رو خاص کرده

من خیلی خاصم

ولی این فقط بدشانسی میاره

ممکنه برات دردسر درست کنم

من که اینطور فکر نمیکنم

واقعا نمیتونم کمکت کنم

(م. کیشته آقاشون اومد)

ارباب

اومدی اینجا و بدون اجازه من اونو دیدی

این ترک وظیفه اس

کسی که پشتته

عجیب و غریبه

کی هستی؟

هان لو ام

دیدم بانو اینجا تنهایی ایستاده

ببخشید اگه کاری کردم ناراحت بشین منظوری نداشتم

ببخشید مزاحم شما دوتا شدم

معذرت میخوام

ارباب بیا بریم

[مورد پسند بسیاری از مشتریا]

ژائو یان

خوبی؟

خوبم

بیا بریم

[مورد پسند بسیاری از مشتریا]

خیلی زود بی تاب شد

اصلا عوض نشده

عشق بی منطق میکنه

داره

جالب و جالب تر میشه

اینجاست ببین

شاهزاده خانم آروم باش

بعدا رامش نشی

[عمارت فرماندار]

شیه گوی چن

شاهزاده خانم

شاهزاده خانم

میشه باهات حرف بزنم؟

ارباب شیه

برای چی امروز اینجایی؟

قبلا سوالی ازم پرسیدی

الان

اومدم جوابت رو بدم

واقعا؟

پس بگو

همه عمرم یه سرگردون بودم

الان

هنوز نمیتونم قراره کجا باشم

شاهزاده خانم یه بانوی ارباب زاده اس

باید یه زندگی مجلل

و بی دغدغه داشته باشه

من

لیاقت عشقتون رو ندارم

بعد فکر کردن

به این جواب رسیدی؟

ببخشید اگه بی ادبی کردم

لطفا منو ببخشید

اگه باعث ناراحتیتون شدم

شیه گوی چن

پس یادت بمونه

یه لطف بهم بدهکاری

البته

از این به بعد همه تلاشم رو میکنم

هروقت اومدی سراغم کمکت کنم

تو

اون روز اینو تو عمارت جا گذاشتین

الان

بهتون برمیگردونم

[عمارت یون]

ماه داره کامل میشه

نمیذارم اون دردسر

دوباره تو بهشت ظاهر بشه

[عمارت یون]

مهم نیست چند نفر ازت محافظت میکنن

چیزی که همیشه بهش اعتقاد داشتی

به زودی فرو میریزه

میخوام

[عمارت یون]

خیلی زود این ماجرا تموم بشه

فانوس جمع کننده روح امروز خیلی عجیبه

خیلی تکون میخوره حس بدی دارم

امیدوارم تو چینگ ژو

همه چی خوب پیش بره

الان فقط یه جاودانه مرتد باقی مونده

که به فانوس جمع کننده روح برنگشته

نمیدونیم اون جاودانه مرتد کجاست

و اینکه این جاودانه مرتد

ربطی به چیزی که کوی جی پنهان میکنه داره یا نه

اون همیشه باید کنارمون باشه

راستش

تو ده سال گذشته هیچوقت ازمون دور نبوده

ارباب

شک دارین امپراطور بهشتی اونو مجبور کرده باشه؟

کسایی که میتونن اونو مجبور به سکوت کنن خیلی کمن

و

من همیشه رابطه بدی باهاش داشتم

برام سخته بهش مشکوک نباشم

ارباب

[عمارت بازرس سلطنتی]

ارباب

به نظرت یه جاودانه مرتد

باعث اتفاقات امشب شده؟

ژائو یان چطوره؟

از وقتی بانو ژائو یان برگشته

تو انبار چینگ بینگ اقامت داره حالش خوبه

شنیدم با یه مرد عجیب

تو میخونه زی یین آشنا شدی

تقریبا داشت به ژائو یان صدمه میزد

چطور جرات کرده

جلوی شما همچین غلطی بکنه

اون چیزی میدونه؟

بیا بریم

رن شی چوئه

چرا شمع ها رو روشن نکردی؟

نزدیک بود زمین بخورم

ناخونده

و بدون اجازه من به تالار داخلی اومدی

دیروقته چرا اینجایی؟

میخوام یه چیز مهم ازت بپرسم

نیم ساعت بهت وقت میدم

باید اینو بپوشم؟

ارباب میدونه

گیره مو رو برداشتم؟

اگه نمیدونه

باید اول بهش برگردونم

و منتظر بمونم خودش بهم بده؟

بیخیال

بذار ازش استفاده کنم

بهم بگو

یکی از افراد مورد اعتمادم تو شنگ جینگ

چیزی

راجبت بهم گفت

قابل اعتماد؟

یه فرد قابل اعتماد داری؟

خب هان لو عه

هان لو؟

من هان لو ام

دیدم تنها ایستاده

ببخشید اگه ناراحتتون کردم منظوری نداشتم

چیه؟

حرفاش درسته؟

میدونستم داری یه چیزی رو ازم قایم می کنی

واقعا میخوای راجب گذشته ام بدونی؟

اینجوری بهم نگاه نکن

نگاه خیره ات منو میترسونه

تو

همیشه عجیب رفتار میکنی

بودنت با ژائو یان

عجیب ترت میکنه

من یه فانی معمولی نیستم

راستش من

راستش من خدای ماه ام

رن شی چوئه

به نظرت یه احمقم؟

چطور تونستی اینجوری منو گول بزنی

نمیدونی چقدر باهات روراستم؟

از اونجایی که باور نمیکنی

لطفا برگرد

باشه باشه باشه

باور میکنم تو خدای ماهی

ولی تو یه خدایی

درحالی که یون ژائو یان یه فانی

چطور میتونین باهم باشین؟

تو که نمیخوای

برای همیشه با یون ژائو یان بمونی؟

در طول هزاران سال

اون اولین کسیه

که واقعا میخوام ازش محافظت کنم

میخوام برای همیشه ازش محافظت کنم

همه عواقبش هم

قبول میکنم

باشه باشه باشه

شما یه زوجید

ولی قوانین دنیای فانی

و قوانین بهشت رهاتون نمیکنه

به خاطرش

جرات دارم خلاف دنیا پیش برم

ارباب حاضره به خاطرم همه چی رو به خطر بندازه

منم میخوام ارباب همیشه سالم و خوش باشه

ولی

به خاطر طمع خودم

همیشه اونو تو دردسرهای جدی میندازم

باشه هرطور که بخوای

خداحافظ

شما دوتا واقعا عین همین

هردوتون یهو ظاهر و ناپدید میشین

سکته ام دادی

صدامون رو شنیدی؟

داشت اغراق میکرد

به حرفاش توجهی نکن

بذار همراهت بیام

من

نیازی نیست

خودم میتونم برم

خوبم

چیزی که الان گفت درسته؟

امکان نداره

چطور ممکنه حقیقت داشته باشه؟

چیکار میکنی؟

همین الان بانو ژائو یان رو دیدم

ارباب هم وقتی بانو ژائو یان رفت غمگین بود

به خاطر توئه؟

تو فقط

یه خدمتکار تو عمارت بازرس سلطنتی ای

سوال جوابم میکنی؟

به عنوان فرماندار شهر

نمیتونی بگی؟

ای پیرمرد لجباز

چرا اصلا عوض نشدی؟

هنوزم نمیدونی چی درسته چی غلط

چی؟

فکر نکن

فقط چون جلوی رن شی چوئه کوتاه میام

میتونی بهم بی ادبی کنی

میدونی بانو ژائو یان

تنهاکسیه

که میتونه کاری کنه ارباب گذشته تلخ و دردناکش رو رها کنه؟

داستان عاشقانه اونا

آخر و عاقبت خوشی نخواهد داشت

رن شی چوئه

با چشمای یون ژائو یان

جادو شده

به ته چاه سقوط میکنه

حتی اگه یه پرتگاه هم باشه

تا وقتی باهمن

همه چی بهتر و بهتر میشه

تو

خفه شو

اگه تو یه فانی نبودی من

اگه من فانی نبودم؟

منظورت چیه؟

چرا تو و رن شی چوئه

امروز عجیب حرف میزنین؟

دیگه چی گفت؟

گفت خدای ماه هستش

کی اینو باور میکنه؟

واقعا اینو گفت

بازم که داری سوال پیچم میکنی؟

خیلی بی ادبی

قبلا همه سعیم رو میکردم پیشش بمونم

و همیشه نگران بودم یه وقت منو بیرون نکنه

حالا میتونم کنارش بمونم

ولی نمیدونم چطور باهاش روبرو بشم

کیه؟

تو کی هستی؟

تو

همون ارباب نگهبان شبی

که همه تو شهر ازش میترسن؟

ارباب نگهبان شب

چطور جرات میکنی اینطوری صدام کنی

من

چرا نه؟

فکر میکنی عین یون ژائو یان یه ترسو ام

عین همون موقع ها که تو قصر ماه بودی

همون قدر سرد و بی احساسی

هنوزم یون ژائو یان هستی؟

البته که نه

من مثل اون ضعیف نیستم

اگه کاری نداری

لطفا برو

یون ژائو یان

فراموش کردی

اگه جاودانه مرتد بفهمه خدای ماه هستم

جرات نمیکنن

خیلی با من بمونن؟

کی گفته یه جاودانه مرتد جرات نمیکنه خودشو جای اون جا بزنه؟

ممکنه یه جاودانه مرتدی باشه که بخواد مشکل درست کنه

ولی راه های بیشتری هم دارم

تا اون جاودانه های مرتد ناپدید بشن

پس واقعا قدرتمندی

راستی

چرا

این وقت شب اومدی؟

فکر نمیکنی

بودن باهاش خسته کننده اس؟

فهمیدم

بذار یون ژائو یان چند دقیقه ای باهام حرف بزنه

خوبه

برگرد

میدونی

چطور اون زمان بی لو رو ناپدید کردم؟

چطور؟

الان بهت میگم

♫تشخیص خوب و بد دوست داشتن و تنفر از کسی سخته♫

♫همدیگه رو می بینیم و جدا میشیم♫

♫بدون توجه به هرج و مرج و سرنوشت♫

♫فقط عمیقا تو رو دوست دارم♫

♫تنهام و اشک از صورتم جاریه♫

♫ جرات ندارم با این همه غم روبرو بشم♫

♫متحیر و غمگین تر از اونیم که زیر نور ماه گیوچین بنوازم♫

♫میخوام بشنوم راجب چیزای عاشقانه حرف میزنی♫

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت نوزدهم °

دینگ

همه چی خوبه

فقط چرا دعوت نامه ام رو ندارم؟

شما فرماندار چینگ ژو این

همه با دیدنتون غافلگیر میشن

درست میگی

من همیشه

نسبت به شهرت و ثروت بی تفاوتم

همیشه از رفتار های غیر ضروری و فخر دوری میکنم

امروز

دارم میرم

تا تو عروسی خانواده چای شرکت کنم

به همه فهموندم که میرم؟

نه

فقط اجازه دادم تو با من بیای

عین رن شی چوئه نیستم

که عاشق خودنماییه

من

همیشه

نسبت به شهرت و ثروت بی تفاوتم

برای صلح و آرامش ارزش قائلم

بیا از سر راه بریم کنار

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.