All language subtitles for Moon.Love.S01E11

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت یازدهم °

[ماه عاشق]

[تالار اختصاص داده شده به وان وان]

ارباب ممنونم که نجاتم دادی

انتظار نداشتم

نخ های قرمز جادویی باشن

فقط چند تا نخ قرمزه

باز کردنش راحته

خانواده جیا واقعا میخواد

یه مراسم ازدواج برای بانوی فقید جیا بگیره

الان کلی شواهد براش داریم

خانواده جیا یه خانواده معتبر تو شهر چینگ ژو عه

نمیشه به راحتی اونا رو مجازات کرد

ولی اون ساحره منطقه غربی

مزخرف میگه

اول باید اونو دستگیر و تحقیق کنیم

تو برو جات میمونم

میخوام ساحره منطقه غربی رو ببینم

[قسمت 11]

برادر شیه جونت

الان جاش امنه

کمکت کردم نجاتش بدی

باید ازم تشکر کنی

خوشبختانه برادر شیه و وان وان باهم ازدواج نکردن

چرا نمیتونن ازدواج کنن؟

یه زوج ازدواج کرده باید همدیگه رو دوست داشته باشن

ولی وان وان عاشق یکی دیگه اس

راستی ارباب

میتونی فقط اون ساحره رو دستگیر کنی

چرا داری تظاهر میکنی دامادی؟

میدونم فقط باید دستگیرش کنم

فقط میخوام ببینم

این ساحره دیگه چه حقه ای تو آستینشه

به هرحال ارباب

مردی که وان وان عاشقشه

الان تو عمارته

چطوره

از این فرصت استفاده کنی

مادربزرگ وان وان رو متقاعد کنی

بعدش من مطمئنم میتونی کمک کنی وان وان به آرزوش برسه

اینکه به آرزوش برسه

بستگی به حرفامون نداره

اگه واقعا توانایی داری

چرا نمیگی خودش ظاهر بشه

و همه چی رو به بانوی بزرگ جیا بگه

وگرنه

بانوی بزرگ چرا باید بهت گوش بده؟

اگه میتونستم این کار رو بکنم

دزدکی وارد عمارت نمیشدم

باشه اول تو برو

خودم به بقیه مسائل زندگی میکنم

ولی

من

نمیخوام

با یکی دیگه ازدواج کنی

[عمارت جیا]

تو عمارت جیا چه خبره؟

رن شی چوئه خیلی وقته داخله

ولی اصلا خبری ازش نیست

ممکنه اون و یون ژائو یان

اونجا زندانی شده باشن؟

شاهزاده خانم

شیه گوی چن

چرا اینجایی؟

خودت چرا اینجایی؟

الان برگرد

ارباب هنوز داخله

نرو داخل و دردسر درست نکن

منظورت چیه؟

من شاهزاده خانم چینگ ژو ام

بهت هشدار دادم

کارات

ربطی به من نداره

کجا میری؟

از اونجایی که رن شی چوئه هنوز داخله

نمیتونم دخالتی بکنم

میخوام همراهت بیام

تو

مشکل چیه؟

بیا بریم

[عمارت جیا]

ارباب

بعدش باید

چیکار کنیم؟

قراره مستقیما دروغ بانو لان رو آشکار کنی

یا

صبرمیکنم کاری انجام بده؟

هر دروغی

یه روزی آشکار میشه

نمیشه گفت این حقه ها

فقط کار اونه

پس بانو لان

حتما همدستانی داره

باید همه رو بگیریم

ارباب خیلی زیرکی

الان گفتی

نمیخوای با یکی دیگه ازدواج کنم

چرا اینو گفتی؟

من

من

نمیخوام با یکی دیگه ازدواج کنی

چون

خب

چون؟

چون

چون

تو خدای ماهی

اگه اینکار رو بکنی

قوانین آسمانی رو زیر پا میذاری

لازم نکرده تو اینو بهم بگی

من...فقط یه هشدار کوچولو بهت دادم

تو

ارباب

یه چیزی

اون بالاس

[برای وان وان]

[روز قبل رفتم شنگ جینگ بازار شبانه اونجا خیلی شلوغه]

اینا نامه ها و نقاشی هایی هستن

که وان وان و جینگ یائو برای هم فرستادن

اونا اون زمان تصمیم گرفتن با هم ازدواج کنن

اگه عمارت جینگ مصادره نمیشد

الان

اونا

یه زوج خوشبخت بودن

متاسفانه

دیگه نیستن

ازم میخوای

اینا رو به مادربزرگت بدم

تا ثابت بشه

شما دوتا واقعا همدیگه رو دوست داشتین؟

ارباب

الان میتونیم بریم بیرون؟

این چیزا

واقعا برای اثبات عشق کافیه

صبرکن

بانو جیا الان زمان فرخنده اس بیا

وان وان

نوه ی عزیزم برگشتی

بیا و منو ببین

بانوی بزرگ

مراسم شروع شده

شما و بانوی جوان وان وان فقط میتونین همدیگه رو ببینین

نمیتونین همدیگه رو لمس کنین

شیه گوی چن همسر وان وان

بیا بیرون

شروع شده؟

اینجا بمون جایی نرو

بانوی بزرگ بانوی بزرگ

بانوی بزرگ

وان وان کجاست؟ اون کجاست؟

بیرونش کنین

نمیشه مراسم رو قطع کرد

وان وان؟

واقعا وان وانی؟

من جینگ یائو ام برگشتم

وقتی تو مرز بودم

همیشه دوست داشتم برگردم و ببینمت

ولی نتونستم

همش تقصیر منه

خیلی رنج کشیدی

وان وان

مهم نیست کجا باشم

عشقم به تو هیچوقت تغییر نمیکنه

عشقم بهت

به همون اندازه ده سال قبله

و درآینده هم همینطور میمونه

وان وان منو ببین

وان وان

بانو لان

اون مراسم رو قطع کرد

حالا باید چیکار کنیم؟

بانوی بزرگ

بازرس سلطنتی؟

بانوی بزرگ نخواستی منصرف بشی

برای همینم شخصا اومدم

ارباب

چرا باید مراسم رو خراب میکردی؟

اگه مراسم خوب پیش میرفت

وان وان آزاد میشد

چرا نمیذاری

اونو به آرزوش برسونم؟

حتی الانم

چرا هنوز اینقدر لجبازی میکنی؟

بانوی بزرگ

راجب ارباب اشتباه میکنین

اون نمیخواست مراسم رو به هم بزنه

فقط اینکه این مراسم

کلاهبرداریه

بانو یون

منظورت چیه؟

این بخوریه که

تو حیاط بانو وان وان پیدا کردم

ساحره منطقه غربی از بخور و زنگ

برای ایجاد توهم استفاده کرد

اینطوری

نمیتونین بفهمین واقعا چی شده

و اون

بانوی جوان وان وان نیست

مزخرفه

اون وان وانه

تو همدست ساحره ای درسته؟

تو

وان وان نیستی

بانوی بزرگ

بانوی جوان

از کجا میدونستی

وان وان

اینجوری دستمو میگرفت؟

بانوی بزرگ وان وان میگفت

اون عصای زیر دستت میشه درسته؟

همینطور گفت

کسی که بقین عمرش رو باهاش میگذرونه

قطعا کسیه که شما و اون هر دوتون ازش خوشتون میاد؟

مادربزرگ شوهر آینده ام

باید کسی باشه که واقعا دوستش دارم

دختر کوچولو

باید از چیزی که گفتی خجالت بکشی

چطور یه بانوی مجرد میتونه

خودش شوهر پیدا کنه؟

مادربزرگ اشتباه میکنی

شوهرم قراره بقیه عمرم رو با من بگذرونه

چطور میتونم یه ازدواج توافقی رو قبول کنم؟

اگه شوهر آینده ام کسی باشه که دوستش ندارم

اونوقت یه زوج الکی و بدبخت میشیم

اونوقت زندگیم هیچ فرقی

با اینکه تا ابد تنها بمونم و بمیرم نداره

ولی باور دارم از مردی که عاشقش میشم

خوشت میاد

مردی که قراره دوستش داشته باشی

باید مرد با استعدادی باشه

حتما ازش خوشم میاد

اون وان وانه

این نوه منه

بانو یون میتونی اونو ببینی؟

کجاست؟ چطوریه؟

میخوام باهاش حرف بزنم

لطفا بهم بگو چیکار کنم

تا آرزوی وان وان برآورده بشه؟

اون

شاهزاده خانم بازرس سلطنتی دستور دادن

بررسی کنم

بانو لان همدستی داره یا نه

اگه من و همدستاش دعوا کنیم

ممکنه صدمه ببینی

بهتره برگردی

ما باهم متحدیم

البته که باید باهم کار کنیم

راستی

هرچند قول داده بودم

رازت رو نگه میدارم

باید بهم قول بدی

کاری نمیکنی

که به شهر چینگ ژو آسیبی برسه

یا ضرری به مردم چینگ ژو بزنی

وگرنه

ولت نمیکنم

شاهزاده خانم خیالت راحت

من

هیچوقت به کسی صدمه نمیزنم

ولی تو قلبم رو شکستی

اگه متاسفی

میتونی کارت تو عمارت بازرس سلطنتی رو ول کنی

و به عمارت فرماندار بیای

رن شی چوئه همیشه کارای سختی بهت میده

و مجبورت میکنه همش کل شهر گشت زنی کنی

اگه به عمارت فرماندار بیای

وقت آزاد بیشتری داری

ارباب

همیشه منصفانه بهمون وظایفی میده

من

مشکلی با کارم ندارم

واقعا رن شی چوئه رو خوب نمیشناسی

اون تو رو همش برای گشت زنی این طرف اون طرف میفرسته

تا از یون ژائو یان جدات کنه

رن شی چوئه

کوته فکره

اگه واقعا میخوای به یون ژائو یان نزدیک بشی

مجبوری بیشتر تلاش کنی

میدونم

من

هیچوقت نمیخوام به یون ژائو یان صدمه بزنم

با توجه به حرفات

واقعا یه حس هایی

به یون ژائو یان داری؟

واقعا میخواستی اون دفعه

احساسات رو بهش بگی؟

چرا جواب نمیدی پس واقعا دوستش داری؟

نفرتت از ژائو یان

حقیقت داره؟

بعضی وقتا

گفتن چیزی سخته

پس؟

واقعا دوستش داری یا نه؟

بانوی بزرگ

وان وان

میخواد چیزی بهتون بگه

اینا شادترین خاطرات اون هستن

وان وان

این نقاشی زیبا ترین منظره چینگ ژو عه

هرچی میدیدم تو نقاشی کشیدم

این منظره چینگ ژو خارج از خونه اس؟

وقتی بهتر شدی

برای گردش میبرمت بیرون

میتونیم هرجا خواستی بریم

نه فقط چینگ ژو

میتونیم به شنگ جینگ و مناطق مرزی بریم

تو رو میبرم همه مناظر زیبا رو ببینی

بیماریم

یه بیماری مادرزادیه از بچگی دارمش

قابل درمان نیست

برای همینم مادربزرگم اجازه نمیده پام رو بیرون عمارت بذارم

و فقط میتونم به حیاط بیام

اونم اگه اتفاقی برام نیوفته

بدون تو

زندگیم احتمالا خیلی حوصله سر بر میشه

از اونجایی که نمیتونی بری بیرون

جات سفر میکنم

هرچی دوست داری برات میارم

هرچی بخوای بخوری میارم

قولت یادت بمونه

به دستور اعلیحضرت

از این به بعد

همه مردان بالغ در عمارت جینگ

به مرز تبعید میشن

تو نباید هیچ ارتباطی با پسر یه مقام مجرم

داشته باشی

جینگ یائو

سالم بمون

منتظرم برگردی

منتظرم تا برگردی و با من ازدواج کنی

به الهه ماه قسم

که وقتی محکومیت ده ساله ام تموم بشه

با وان وان ازدواج میکنم

منم همین طور به الهه ماه قسم

همچنان منتظر جینگ یائو میمونم

فقط با جینگ یائو ازدواج میکنم

وان وان قشنگم

بانوی بزرگ خیلی ناراحت نباشین

وان وان ازم خواست اینو بهتون بگم

چون امیدواره

عشقی که به جینگ یائو داره

ندید نگیرین

[روز قبل رفتم شنگ جینگ بازار شبانه اونجا خیلی شلوغه]

وان وان

دلش برای جینگ یائو تنگ شده

خانواده جیا

یه خانواده معتبره

وقتی ارباب بزرگ زنده بود

میخواست وان وان

شوهری از یه خانواده اصیل پیدا کنه

خانواده جینگ مرتکب جنایت سنگینی شدن

به هرحال جینگ یائو فرد مناسبی برای وان وان نیست

بانوی بزرگ

عشق واقعی حتی ممکنه از تفاوت های خانوادگی هم پیشی بگیره

شاید

اون زمان

ممکنه جینگ یائو فقط وان وان رو دوست داشته باشه

ولی سالها گذشته

همه میدونن مرز جای خطرناکیه و زندگی اونجا مشکله

چطور میشه مطمئن بود

که

عشق جینگ به وان وان هرگز تغییر نکرده؟

جناب جینگ

هنوز اون آویز یشم

که وان وان بهت داد رو داری؟

بله

بانوی بزرگ

گفتی

مرز جای خطرناکیه

اگه جناب جینگ

مرد حریص و حیله گری بود

اون حتما

این آویز یشم با ارزش رو میفروخت

اون این یشم رو

حتی تو لحظات سخت نگه داشت

این خودش

عشقش به وان وان رو نشون نمیده؟

وان وان یه بار گفت

میخواد این آویز یشمی رو براش بیارم و باهاش ازش خواستگاری کنم

حیف

نتونستم با وان وان ازدواج کنم

بانوی بزرگ لطفا

بذار برای آخرین بار ببینمش

میخوام بهش بگم که برگشتم

و زیر قول ده سال پیشمون نزدم

بانوی بزرگ

اونا واقعا عاشق هم بودن

چرا نمیخوای اونا به هم برسن؟

میفهمم

دلت برای نوه ات تنگ شده

وان وان هم

دلتنگ تو و جینگ یائو عه

زندگی پر تغییره

نمیتونی بقیه رو مجبور کنی خوشحال یا ناراحت باشن

چرا نمیتونی

فقط بذاری اونا با هم باشن؟

حتی اگه به نظرت جناب جینگ

مرد مناسبی برای وان وان نباشه

و حتی اگه

مردی سطح پایین

و خانواده اش فقیر باشن

تو چشم وان وان

اون مرد مناسبیه

پیدا کردن عشق حقیقی سخته

نمیتونی بذاری

دو نفر که خیلی خاطر همدیگه رو میخوان

جدا بشن

اونم به خاطر چند تا دلیل مسخره

درست میگم؟

نباید مجبورت میکردم جدا بشین

نباید به یه آدم اشتباهی اعتماد میکردم

تقریبا نتونستم

وان وان رو به آرزوش برسونم

جینگ یائو

بانوی بزرگ

میشه

منو مادربزرگ صدا کنی؟

جناب جینگ

بانوی بزرگ موافقه

ممنونم بانوی

ممنونم مادربزرگ

خواب نیستم

بریم

میخواستم یکم پول

از بانوی بزرگ جیا بگیرم

شما دوتا واقعا لازمه منو دستگیر کنین؟

با استفاده از حقه های کثیف

مردم چینگ ژو رو فریب دادی

این خودش به تنهایی جرم بزرگیه

امروز نمیتونی از زیرش دربری

شاهزاده خانم من تو و خانواده ات رو فریب ندادم

راستی

اگه امروز اجازه بدی برم

راجب زندگی قبلیت و این زندگیت بهت میگم

بهت میگم چطور میتونی به عشق حقیقیت برسی

به نظرت من چطور آدمی ام؟

من خودم

به عشق حقیقیم میرسم

نیازی به کمک تو یکی ندارم

به این فکر کن وقتی رفتی زندان

چطور همه چی رو توضیح بدی

شاهزاده خانم

شاهزاده خانم

شاهزاده خانم

این یه ترفند رایج تو منطقه غربیه

تمرکز کنی تحت تاثیرش قرار نمیگیری

شما اول برگردید من میرم دنبالشون

زخمی شدی

باشه

نگران نباش

شیه گوی چن

[تالار اختصاص داده شده به وان وان]

وان وان

میتونم حس کنم

کنارمی

نمیتونستم زودتر برگردم

حتما به خاطرش کلی سرزنشم کردی

زندگی تو مرز سخت بود

ولی هربار که بهت فکر میکردم

شهامت ادامه زندگی رو پیدا میکردم

تو مرز مناظر زیبای زیادی وجود داره

بیابون های وسیع

سرزمین های بکر

و آسمون آبی صاف

همشون رو کشیدم

میخواستم همه رو بهت نشون بدم

بهم اعتماد کن

یشمی که بهم دادی رو از خودم جدا نمیکنم

و باهاش دور دنیا سفر میکنم

وقتی به یشم نگاه میکنم انگار تو رو میبینم

تو و من

هیچوقت جدا نمیشیم

همه عمرم رو صرف کمک

برای رسیدن به رویات میکنم

جینگ یائو

ممنونم که به قولی که ده سال پیش دادی عمل کردی

و منو به آرزوم رسوندی

خیلی خوش شانسم

که تو رو دیدم

بعد از اینکه امروز از هم جدا شدیم

نمیدونم کی قراره بازم همدیگه رو ببینیم

لطفا مراقب خودت باش

انسان های فانی و جاودانه ها مسیر های متفاوتی رو طی میکنن

وان وان بالاخره رفت

خدای ماه

به موقعیت خود برگرد

[ماه کامل]

شاخه ها به هم گره خورده و مانند شاخه های دوقلو هستن

ما با همه وجود عاشق همیم

تو نور کم نامه مینویسم

امیدوارم طعم عشق پرشورم رو بچشی

کی میدونه عشق شیرینه یا ترش؟

طعم عشق بی نظیره

♫قسمت ناتمام تمام شد♫

♫به خاطر تو همه حسرت هام رو از دست دادم♫

ارباب

♫ حاضرم نسیم دنیا بشم♫

وان وان

یه بار گفتی

اگه عاشق کسی بشم

موقع دیدنش

زمان خیلی کند میگذره

و قلبم با صدای بلندی میزنه

الان که دارم نگاش میکنم

همش رو تجربه میکنم

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت یازدهم °

[تالار اختصاص داده شده به وان وان]

اون قطعا میتونه احساساتت رو درک کنه

ولی تو نمیتونی

انتظار بیشتری داشته باشی

راستی ارباب

هنوز نخ قرمز رو داری؟

وان وان

اینجایی؟

نمیتونم ببینمت

ولی میتونم حس کنم اینجایی

به الهه ماه قسم

بعد تموم شدن محکومیت ده ساله ام

با وان وان ازدواج میکنم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.