All language subtitles for Moon.Love.S01E09

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت نهم °

[ماه عاشق]

[قسمت 9]

واقعا اینجا زندگی میکنه

اینجا چیکار میکنی؟

اومدم برای بانو رو که الان اومد

یه چیزی تحویل بدم

وسایلش زیاد بودن

برای همینم ازم خواست بیارمش

بده من

نه نمیشه

این خیلی باارزشه

باید خودم تحویل بدم

همینطور

بانو اخلاق تندی داره

اگه مشکلی پیش بیاد

نمیتونین جواب گو باشین درسته؟

بذار بره داخل

اگه کمک کنیم تحویلش بده

اگه مشکلی پیش بیاد سرزنش میشیم

کسی نیست که بشه سرسری گرفت

بله

پس برو داخل

ممنونم

کجا رفتی؟

ما بویائو رو گم کردیم

نمیتونی یه مدت کاری نکنی؟

رفتم

دنبال بویائو بگردم

آخه خیلی با ارزشه

واقعا میخوای

از همه وسایلش استفاده کنی؟

چرا نتونم

هرچی داشت داشته باشم؟

همینطور

چیزایی که نداشتم میخوام

جرات پوشیدن لباس های یه مرده رو داری؟

با حرف زدن راجب هوی شین

منو یاد یه چیزی انداختی

اگه بفهمم

جرات کردی یکی رو اجیر کنی

تا آروم آروم بهم سم بده

به همه میگم

زنت رو کشتی

عزیزم

به نظرت دلش رو دارم؟

من خودم

سم دارم

باید مراقب باشی

کی بیرونه؟

اسمت

هوی شینه درسته؟

با دیدن اونا

حتما خیلی ناراحتی

[ده سال قبل]

بانوی جوان

ارباب جوان برگشتن

عزیزم

عزیزم

عزیزم

منو ترک نکن

عزیزم

عزیزم

عزیزم

عزیزم

تنهام نذار

عزیزم

ایشون فوت کردن

باور دارم

کسی

میتونه برات عدالت رو اجرا کنه

ارباب الان میتونی

همه چی رو واضح ببینی؟

فاز ماه عادی شده

و فانوس جمع کننده روح داره تکمیل میشه

البته که میتونم ببینم

بانو ژائو یان واقعا کمک بزرگیه

درسته ارباب

دوباره دیدن

چه حسی داره؟

چیزی تو این دنیا وجود داره

که ارزش توجهم رو داشته باشه؟

بانوی جوان ژائو یان

چی گفتی؟

منظورم اینه

امروز بانو ژائو یان رو ندیدم

نمیدونم چیکارا میکنه

دوباره به عمارت چی رفته؟

بانو ژائو یان

به اندازه شما مصممه

اگه نگرانشین

میتونین دنبالش برین

من

سرم شلوغه

صبرکن

صبرکن

ندو

صبر کن

وایستا

صبرکن- جلوتر نیا-

فال گوش وایستاده بودی

فکر میکنی ندیدمت؟

نگهبانا

نذارین زنده پاشو از در بذاره بیرون

ارباب

ارباب

خدمتکارا نشناختنتون

اتفاقی داشتن بهتون صدمه میزدن

اون یکی از افراد عمارت بازرس سلطنتیه

بهش دستور رسیدگی به پرونده رو دادم

باید ازش

عذرخواهی کنی

لطفا منو ببخشید

فکر کردم یه دزدی

ولی این بانو بدون اجازه

به عمارتم اومده

فکر نکنم

منطقی باشه

یون ژائو یان

ترسو نباش

فقط هرچی میخوای بگی بگو

جناب چی یادتون میاد

بانو هوی شین چطور فوت کردن؟

همسرم پرمشغله

و خیلی احساساتی بود

آخرشم

به خاطر افسردگی فوت کرد

میشه

بهم بگی

قبل مرگش چه علائمی داشت

چرا

این چیزا رو میپرسی؟

همین الان شنیدم

بانو چی

رو شما کشتین

مزخرفه

من و همسرم عاشق هم بودیم

همه میدونن

از اونجایی که همه میدونن

پس چطور نتونستی

آخرین بار که اومدیم

بویائو مورد علاقه اش رو بشناسی؟

من

همسرم از یه خانواده ثروتمنده

کلی جهیزیه داشت

بعلاوه

بیشتر از ده سال از مرگش میگذره

منطقیه

بویائو رو فراموش کنم درسته؟

مزخرفه

اونو خودت کشتی

از مدت ها پیش با رو خدمتکار عمارت رابطه داری

بانو هوی شین تصمیم گرفت تحملش کنه

ولی انتظار نداشت

که بخوای

اونو بکشی

امیدوارم

همیشه بهم نگاه کنه

برای همینم تو این دنیا تنها زندگی میکنم

دیگه احساس تنهایی نمیکنم

[تالار هوی شین]

ولی بانوی جوان

با استفاده از یه مرده داری دردسر درست میکنی

اینجوری تن مرده رو تو گور میلرزونی

و باعث ناراحتی زنده ها میشی

ارباب

چطور میتونی اجازه بدی زیر دستت

اینقدر گستاخی کنه؟

بانو

دیگه مزخرف نگو

حرفی برای گفتن ندارم

از اونجایی که زنم رو تا ابد از دست دادم

لطفا بهم رحم کن

و بویائو رو پس بده

تا بتونم

به عنوان یادگاری نگهش دارم

یون ژائو یان

تا وقتی کنارتم

لازم نیست بترسی

ولی برای حلش

نیاز به مدرک داری

مدرکی

برای اثبات حرفات داری؟

بانو هوی شین روی این بویائو وسواس داشت

چون

این بویائو مدرکه

بله

بویائو

همون چیزیه که باهاش اونو مسموم کردی

تو

بانو هوی شین به خاطر بیماری نمرد

بلکه تو اونو کشتی

سم آروم آروم اثر میکرد

پس آروم هم از بین میره

شاید هنوز مقداری روش مونده باشه

چرا اینو

امتحان نکنیم؟

مزخرفه

همین الان بویائو رو بهم پس بده

جناب چی

[تالار هوی شین]

چه خبره؟

خیلی پر سر و صداست

اون رو همون خدمتکاره اس

بانو مزخرف نگو

اون فقط

یه خدمتکار عادی تو عمارتمه

بین من و اون چیزی نیست

همسرم مهربون و با فضیلت

و تحصیلکرده بود

چطور ممکنه یه احمق

و زن سطح پایینی عین این

قابل مقایسه با اون باشه؟

پس خودت گفتی

اگه بخوای هم ازدواج کنی

با بانو رو هیچوقت ازدواج نمیکنی درسته؟

معلومه که نمیکنم

نه

هیچوقت به تجدید فراش فکرم نکردم

جناب چی

حرفات حقیفت داره؟

مگه نگفتی زود میخوای

احمق

برو

تو

باورم نمیشه بهم سیلی زدی

پس

تو چشمات

همیشه یه خدمتکار پست بودم

گفتی به زودی با من ازدواج می کنی

همش دروغ بود؟

احمق

میخوای منو بکشی

بکشمت؟

فهمیدم

تو یه عوضی ناسپاسی

فقط تو گوشم حرفای شیرین میزدی

حتی زن خودتم کشتی

تو

چیه؟

میخوای منو عین زنت

بکشی درسته؟

واضح بگو

تو

خفه شو

چطور تونستی بهم دروغ بگی؟

تو

نگهبانا

اونو ببرین

[تالار هوی شین]

ارباب

ارباب- ارباب-

ولم کن

اونا رو برای بازجویی ببرین

ولم کن

الان

واضح بگو

بهم دست نزن

چیکار میکنی؟

ولم کن- ولم کن-

ولم کن

واضح بگو

[تالار هوی شین]

بانو هوی شین

حقیقت آشکار شده

[سوگواری]

الان

میتونی در آرامش استراحت کنی

خدای ماه

به جایگاهت برگرد

[هلال کاهنده ماه]

الان

حتما قیافه ام زشت شده

بگیرش برای توئه

تو الان عضوی از عمارت بازرس سلطنتی هستی

نزار بازم صدمه ببینی

ارباب ممنونم

چونه ات رو بیار بالا

تمومه

ارباب ممنونم

درسته

ارباب

این پرونده

خانواده چی هستش

باید به دقت بررسی کنی

بعد مهر کردن

حتما برای مجازات

بندازش زندان آب خنک بخوره

الان یکم خسته ام

بعدا یه نگاهی میندازم

الان گفتی

از عدالت و صلح چینگ ژو

محافظت میکنی

امروز کلی برام دردسر درست کردی

چطور جرات میکنی تحت فشارم بذاری؟

جرات نمیکنم

خب

میخوای چیکار کنی؟

الان خورشید وسط آسمونه

چشمام

تازه بهتر شدن

نباید زیاد ازشون کار بکشم

برام بخونش

حالا که حرفش پیش اومد

حتما وقتی چشمات آسیب دیده بود

خیلی درد داشتی

تو

نمیتونی کمکم کنی

چرا ازم میپرسی؟

فقط فکر میکنم

وقتی میترسم

میتونم پشتت قایم بشم

ولی وقتی نمیتونی چیزی ببینی

میری سراغ کی؟

بعدا هروقت ترسیدی

بیا سراغ خودم

اعتماد به نفست قشنگ زیاده ها

حتی اگه زیادم اعتماد به نفس داشته باشم

همه تلاشم رو میکنم

تا از کسایی که باهم خوب بودن محافظت کنم

از این به بعد

خودم برات پرونده ها رو میخونم

پرونده 52

سال دینگ وی

[میخانه زوی یین]

مراقب باشه

پله رو بپا

شاهزاده خانم

ارباب شیه اونجاست

ولی

چرا هنوز نرفته داخل؟

اون یه پری زیبا عین منو رد کرد

میخوام ببینم

اون با کی

قرار میذاره

بعدا که ترسیدی

بیا سراغ خودم

اگه ترسیدی

بیا پیشم

باورم نمیشه خوابم برد

بلندشو

ارباب منتظرم بمون

اینقدر تند راه نرو

اینقدر بهم نچسب

من که

بهت نچسبیدم

نزدیکت نیستم

ارباب

داروت موثره

اصلا درد نمیکنه

ببین

نیشت رو ببند

ارباب

باز چته؟

تا وقتی کنارمی

کلی مشکل غیرمنتظره سراغم میاد

قصد اذیت کردنت رو نداشتم

وقتی کنارتم

نمیتونم جاودانه های مرتد رو ببینم

این تنها راهیه که میتونم راحت باشم

من

این منم که راحت نیستم

گفتی جاودانه های مرتد ترسناکن

ولی به نظرم

تو ترسناک تری

دنبالم نیا

چرا یهو حس میکنم دیگه نمیشناسمش؟

وای نه

با برادر شیه قرار داشتم

[شهر چینگ ژو]

برادر شیه

ببخشید

دیر کردم

یون ژائو یان

چرا بازم اون؟

ژائو یان

این

فقط فکر کردم

دختر کوچولوی گل فروش خیلی گناه داره

برای همینم خریدم

برادر شیه تو واقعا

خیلی مهربون و بخشنده ای

از نزدیک ببین

اون به خوشگلیه منه؟

بیا بریم از جشنواره فانوس لذت ببریم

ژائو یان

قایق های اژدها

رفتن

همش تقصیر منه

هیچوقت اتفاق خوبی برام نمیوفته

حتی باعث شدم

جشنواره فانوس رو از دست بدی

عیب نداره

الان خیلی خوشحالم

که اومدی

ولی شنیدم

جشنواره فانوس خیلی کم برگزار میشه

به هرحال

از جاهای شلوغ زیادم خوشم نمیاد

عالیه

منم از جاهای شلوغ خوشم نمیاد

خب

حالا کجا بریم؟

این دفعه

دنبالم بیا

[عمارت بازرس سلطنتی]

ارباب

اینا پرونده هایی هستن که باید بایگانی بشن

اونا رو خوندی؟

[گزیده موارد مشکوک]

[گزیده موارد مشکوک]

یون ژائو یان برام خونده

ارباب

الان میتونی

ببینی درسته؟

پرونده های دولتی پیچیده ان

اونم بیکار بود

اینکه برام خونده چه اشکالی داره؟

میدونی بانو ژائو یان

امشب با ارباب شیه قرار داره؟

چه ربطی به من داره؟

به خاطرش جونم رو به خطر انداختم

کمک کردم پرونده جناب چی رو حل کنه

نمیتونم باور کنم حال قرار گذاشتن داره

گوی گوی

برو برام قرص آرام بخش بیار

به خاطر یون ژائو یان

سردرد دارم

ارباب

بانو یون ژائو یان

خیلی ناراحتت میکنه

میتونی فقط با خوردن یه قرص آرام بخش بهتر بشی؟

از وقتی هوی شین برگشته

ماه امشب قطعا زیباست

بانو ژائو یان و برادر شیه

حتما

خیلی زیاد

از قرارشون لذت میبرن

نگران نباش

نمیتونه برای یه شب کامل

ساکت یه جا بمونه

به زودی

کل خیابون

به خاطرش به هم میریزه

ولی

نگهبانا پیام فرستادن

گفتن جشنواره فانوس قایق اژدها

به خوبی درحال انجامه

هیچ مشکلی پیش نیومده

انگار قرار بانو ژائو یان

با برادر شیه

عالی پیش میره

ولی بانو ژائو یان

خیلی نمک نشناسه

رفته خوش گذرونی

حتی خبر نداره

شما قرص آرام بخش مصرف میکنین تا آروم بشین

ارباب

خوب استراحت کن

دیگه مرخص میشم

چرا اینقدر احساس ناراحتی می کنم؟

نه

من اینجا حالم خوش نیست

ولی یون ژائو یان رفته خوش بگذرونه

منصفانه نیست

واقعا نمیدونم کجا بریم

برای همینم آوردمت اینجا

اینجا اولین جاییه که بعد اومدنم به چینگ ژو

شناختم

دریاچه آینه

قبلا اونجا بودم

و یه اتفاقی هم افتاد

اتفاق؟

چه اتفاقی؟

حالا هرچی

بیا بریم یه جای دیگه باشه؟

باشه

میتونیم بریم غرفه جلوتر بشینیم

عالیه

وقتی کنار برادر شیه ام آروم ترم

وقتی کنار اربابم

همیشه یه حس عجیبی تو قلبمه

ژائو یان چی شده؟

چرا اون طرفی

نمیریم؟

ولی

اگه بخوایم بریم غرفه

باید از این مسیر بریم

به نظرم منظره روی پل

خیلی قشنگه

همینطور اگه بایستیم

شاید بتونیم

آتیش بازی رو هم ببینیم

باشه

ژائو یان

چی شده؟

من

خسته شدی؟

واسه چی

این کارا رو میکنی؟

چرا یون ژائو یان

هنوزم عجیبه؟

ببخشید

عجول بودم

من

برادر شیه متاسفم

من

من فقط

حس میکنم گرمه

کیک برنجی سرد

کیک برنجی های خوشمزه دارم

خب

میرم یه چیزی بخرم

کمک کنه خنک بشی

شنیدم یکی اونجا داره کیک برنجی سرد میفروشه

برادر شیه لطفا

یکم برام بخر

منتظرم بمون

برو

همه کیک های برنجی سرد رو برام بخر

بله

دیگه اذیتم نکن

نمیتونم کمکت کنم

جناب

کیک برنجی سرد دارین؟

نه

یه بانو اومد همه رو خرید

همه کیک برنجی های سرد فروخته شدن؟

میدونی

دیگه کجا میتونم یکم بخرم؟

اونجا خیلی از اینجا دوره

مهم نیست

فقط بگو

تو کوچه سوم جلویی بپیچ چپ

ممنونم

شاهزاده خانم

همه رو خریدم

این همه؟

بیا ببینیم حالا چیکار میکنه

ژائو یان

چرا اونجا قایم شدی؟

ممنونم

برادر شیه

اومدم کنار رودخونه

یکم خنک تر بشم

امتحانش کن

از کجا خریده؟

[عمارت یون]

رسیدم خونه

برادر شیه ممنونم که منو به خونه رسوندی

با اینکه نتونستیم جشنواره فانوس رو ببینیم

خیلی بهم خوش گذشت

باید ازت تشکر کنم

خیلی وقت بود

اینقدر خوشحال نبودم

درسته

اون شرور های ترسناک که گفتی

هنوزم دنبالت میان؟

از وقتی رفتم عمارت بازرس سلطنتی

و کنار ارباب میمونم

همه چی خوب پیش میره

اکه بعدا تو دردسر افتادی

میتونی بهم بگی

خب

میرم داخل

ارباب شیه

به یون ژائو یان

خیلی عشقولانه نگاه میکنه

[الان بیا منو تو جنگل ببین]

کی با شیه گوی چن در ارتباطه؟

مرموزه

شاهزاده خانم

اینجا ترسناکه

بیا برگردیم

استاد

امشب با یون ژائو یان از فانوس ها لذت بردی

چیز جدیدی پیدا کردی؟

استاد

این روزایی که پیش یون ژائو یان بودم

همش امتحانش کردم

چیز خاصی پیدا نکردم

به نظرم

فقط اومده چینگ ژو

تا یه جایی برای زندگی پیدا کنه

خیلی زیاد با رن شی چوئه

ارتباط نداره

واقعا؟

این یکم با چیزی که قبلا گفتی

فرق میکنه

من

گوی چن

انگار گرفتار یه سری احساسات

که نباید داشته باشی

شدی؟

ذهنم رو خالی نگه میدارم

ماموریتت رو فراموش نکن

کاری که میکنی

اجرای عدالته

من

حرفاتون یادم میمونه

شاهزاده خانم

چرا این ساعت اینجایی؟

ترسیدی؟

نکنه کار اشتباهی کردی

که جرات نمیکنی بزاری بقیه بفهمن؟

معاون بازرس شیه

تو

الان خیلی سریع میدویدی

حتی منم نتونستم بهت برسم

تعقیبم میکردی

من شاهزاده خانم چینگ ژو ام

البته که باید بفهمم

چه اتفاقی تو چینگ ژو میوفته

الان فقط ما دوتا اینجاییم

زود اعتراف کن

شاهزاده خانم تو چی میدونی؟

چی

میخوای بدونی؟

پس اول بگو

به دیدن کی رفتی

یه ارشد رو دیدم

ازم خواست به یه کار شخصی رسیدگی کنم

از اونجایی که شخصیه

نمیتونم بهتون بگم

شخصی؟

پس این یعنی کینه شخصی

تو معاون بازرس سلطنتی هستی

کسی که داری بررسیش میکنی

باید اطرافت باشه

صبر کن

داری روی یون ژائو یان تحقیق میکنی

پس

دفعه قبل گفتی

با کسی که دوستش داری میری جشنواره فانوس

دلیلش این نیست که دوستش داری

دلیلش اینه که داری روش تحقیق میکنی

اگه موضوع اینه

میخوای چیکار کنی؟

اگه اینجوریه

البته که مانعت نمیشم

فقط در موردش تحقیق کن

همیشه از یون ژائو یان بدم میومد

اون از بچگی

عاشق این بود برام دردسر درست کنه

بعد اینکه یه ده سالی ناپدید شد

دوباره برگشت چینگ ژو

نقشه ام برای ورود به قصر رو خراب کرد

بعدم که ماجرای آینه

جلوی عالم و آدم احمقم کرد

پس

اگه چیزی فهمیدی

یادت باشه به منم بگی تا به حسابش برسم

حتما

کمکم کن عصبانیم رو خالی کنم

شاهزاده خانم

اینو عین راز نگه میداری درسته؟

پس توام یادت بمونه

ما

متحد همیم

میتونی اینجوری بگی

برمیگردم استراحت کنم

تو فقط

روی تحقیق تمرکز کن

گرچه شاهزاده خانم مغرور و متکبره

خوشبختانه

رک و روراسته

به نظرم جاودانه مرتد

تا اینجا تعقیبم نکرده

گفتی جاودانه های مرتد ترسناکن

ولی به نظرم

تو ترسناک تری

اگه با من باشه

همیشه جاودانه های مرتد اذیتش میکنن

واقعا ترسناکه

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت نهم °

یه ساعتی میشه برگشتم درسته؟

ارباب چیکار میتونم براتون بکنم؟

هیچی

شما دوتا

برین عمارت چی

ببینین

مشکلی پیش اومده

یا

اگه کسی هست

که نباید اونجا باشه

اگه بود بهم گزارش بدین

بله ارباب- بله ارباب-

چقدر طول میکشه از اینجا

تا سردخونه رفت؟

حدودا یه ربع طول میکشه

بله

برادر شیه

خونه ام

ژائو یان

دارم فکر میکنم

میتونم ازت یه چیزی بپرسم

برادر شیه بگو

عمارت بازرس سلطنتی هیچوقت هیچ زنی رو قبول نکرده

چطور تونستی بری اونجا؟

شاید چون

یه مردم

شوخی کردم

راستش خودمم نمیدونم

شاید چون

بااستعدادم

پس

چرا تو

باید وارد عمارت بازرس سلطنتی میشدی؟

من

به خاطر اربابه؟

تو و اون

دوستای قدیمی هستین؟

تازه همدیگه رو دیدیم

[عمارت یون]

همینطور

براش راحت نبود که بهم اجازه بده

وارد عمارت بازرس سلطنتی بشم

پس

پس تو

سوالام زیاده؟

من فقط میخوام

کنار ارباب بمونم

هدف دیگه ای ندارم

فهمیدم

ببخشید اگه بی ادبی کردم

خب

بیا جلوی میخونه زوی یین

قبل ساعت هفت بعد از ظهر فردا همدیگه رو ببینیم

اگه میدونستم کسی تا خونه همراهیش میکنه

نمیومدم

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.