All language subtitles for Moon.Love.S01E08

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت هشتم °

[ماه عاشق]

[قسمت 8]

[ربع اول ماه]

ارباب

چرا اینجایی؟

چه زشت

حتما مستم

ارباب نمیتونی منو ببینی

ارباب

الان دیگه هوشیار شدی

باید زود برگردی

ممنونم

کمک کردی هوشیار بشم

همین الان تو حیاط

حرف احمقانه ای گفتم

اون حرف ها رو زدم

تا احساس بهتری داشته باشی

از این به بعد

سعی نکن

با این کارای احمقانه آرومم کنی

تنها کارت

اینه که جواب کوی جی رو کلمه به کلمه

بهم بگی

فهمیدم

فردا که به عمارت بازرس سلطنتی اومدی

اول بیا پیش خودم

الان یه موقعیت خوب برات سراغ دارم

واقعا؟

این نعمت در لباس بلاس؟

انتظار نداشتم یه روز

به خاطر جاودانه های مرتد

کار پیدا کنم

همین طور انتظار نداشتم

طلسمم باشی

الان طلسمت

بهت نزدیکه

بعدا

باید از همه استعدادت استفاده کنی

حتما

ارباب

یادم میاد

کارکنان عمارت بازرس سلطنتی

برای کار دستمزد میگیرن

الان دیگه من

یکی از کارکنان عمارت بازرس سلطنتی ام؟

یون ژائو یان

زیاد رو شانست حساب نکن

برای اینکه طلسمت شدم

پولی نمیگیرم

اگه دستمزد میخوای

اونوقت منم هزینه اش رو میخوام

هزینه ها

از دستمزدت کم میشه

ناراحت شدن سودی نداره

گذشته از همه اینا

من تنها کسیم که تو دنیا

توانایی

محافظت ازت رو داره

ولی

تو دنیا

فقط من میتونم کوی جی رو ببینم

منم تنها کسیم که تو دنیا

واقعا بهش احتیاج داری

بدون من

باید بقیه عمرت

خودتو قایم کنی

ولی بدون تو

فقط یکم پشیمون میشم

به هرحال ارباب

تو

همین الان چیزی می بینی؟

من

خیلی مست بودی

چیزی ندیدم

برام عجیبه

واقعا ارباب

گذاشت خدمتکار شخصیش بشم

هروقت اربابش بیاد

ماه روشن تر میشه

الان طلسمت

بهت نزدیکه

بعدا

باید از همه استعدادت استفاده کنی

با وجود ارباب

نباید از جاودانه های مرتد بترسم

همیشه دلم میخواست پیشم باشه

یون ژائو یان

باید یادت بمونه

ارباب باهات خوش رفتاره

چون امیدواره براش کوی جی رو پیدا کنی

فکرای بیخودی نکن

یالا عین آدم فکر کن

[عمارت یون] [ سردخانه]

مادربزرگ

معاون بازرس شیه

بهم گفته

شما و یون ژائو یان الان همکارید

مادربزرگ

ژائو یان

داخله؟

صبح خیلی زود شاد و خندون رفت

گفت

بالاخره یه جایی پیدا کرده

که بدون نگرانی اونجا بمونه

معاون بازرس شیه

لطفا

خوب مراقبش باش

مراقبش باشم؟

معلومه حتما

اون یه دختر جوون احساساتیه

ولی گاهی دلم براش میسوزه

اغلب میگه

کلی چیز ترسناک دنبالش میکنن

چیزای ترسناک؟

الان من یکی از افراد عمارت بازرس سلطنتی ام

چطور جرات میکنی منو دنبال کنی؟

[هوی شین]

ولی الان

وقت خوبی برای گوش دادن به داستانت نیست

دیگه دنبالم نیا

گمشو

ژائو یان

خوبی؟

برادر شیه

خوبم

تو

داشتی با کی حرف میزدی؟

چرا اینقدر پریشونی؟

برادر شیه نگران نباش

یکم سربه هوام

راستش رو بهم بگو

کسایی تهدیدت میکنن؟

بله

میدونستم

همیشه گیج

و مضطرب به نظر میای

موقع برگشتن به سردخونه

اغلب از مسیر فرعی میری

همش به این خاطره که تهدیدت میکنن؟

بله

چرا زودتر بهم نگفتی؟

این افراد

ربطی به ارباب دارن؟

راستش

آره

برادر شیه

واسه چی همچین سوالایی ازم میپرسی؟

امروز صبح رفتم دیدنت

مادربزرگ لانگ گفت

همیشه افراد عجیبی دنبالت میکنن

برای همینم پرسیدم

ژائو یان

از چی میترسی؟

فقط بعضی از جاودانه های مرتد

که تو دنیای فانی سرگردونن

همیشه منو اذیت میکنن

جاودانه های مرتد؟

جاودانه مرتد دیگه چیه؟

اونا جاودانه هایی هستن

که کار اشتباهی انجام دادن

و استخوان روحشون ازشون گرفته شده

برای همینم

مردم نمیتونن اونا رو ببینن

خب

اونا

چه شکلی ان؟

اونا

راستش

یه جاودانه مرتد

الان کنارته

ژائو یان

از چی میترسی؟

خب

چندتا

چند تا آدم عجیب و غریب

چرا اینو به شهربانی گزارش نکردی؟

فایده گزارشش به شهربانی چیه

الان داخل عمارت بازرس سلطنتی کار میکنم

میترسم

همه چی به این سادگی که فکر میکنی نباشه

هرچند

انگار یه راه

برای خلاص شدن ازشون پیدا کردم

برادر شیه نگران نباش

راه حلت

نزدیک ارباب بودنه؟

از کجا فهمیدی؟

آره خود خودشه

ارباب

برام خیلی خیلی خاصه

ژائو یان

راستش

اگه به چیزی احتیاج داشتی

میتونم کمکت کنم

برادر شیه ازت ممنونم

همونطور که انتظار داشتم

تو شهر چینگ ژو آدمای خوب بیشتر از آدمای بده

برادر شیه صدام میزنی

خوشحال میشم بهت کمک کنم

خیالت راحت باشه

هیچ هزینه ای ازت نمیگیرم

میدونم نمیخوای

بیا بریم

جناب

میگن

این میتونه موی خاکستری رو سیاه کنه درسته؟

بله

ولی

تو که موی خاکستری نداری

معلومه که دارم

ببین

ببین

اینجا

کجا؟

اینجا

با دقت ببین

کجا موی خاکستری داری؟

اینجا

خب

باید اینو به ارباب گزارش بدم

یون ژائو یان و شیه گوی چن کنار هم راه میرفتن؟

به من چه ربطی داره؟

ولی اونقدر برات مهمه که چایی رو نخوردی

ارباب

این چیه رو سرت؟

خیلی تجملیه

سنجاق سره

ارباب

مگه بیناییت رو از دست ندادی؟

میتونم همه چی رو حس کنم

چرا اینجایی؟

درحال انجام وظیفه ام

دیشب ازم خواستی

خدمتکار شخصیت بشم

هر لحظه باید کنارت باشم

پس هنوز یادته که کارت تو عمارت بازرس سلطنتی چیه

کاری که گفتی انجام بدم

اولویت اصلی منه

ارباب

میشه بهم بگی

به عنوان خدمتکارت چیکار کنم؟

الان فکر میکنم

به درد

خدمتکار شخصی شدن نمیخوری

یه کار بهتر برات پیدا کردم

یه کار بهتر؟

پس قراره کجا کار کنم؟

انبار چینگ بین

انبار چینگ بین؟

اونجا

جای تمیز و خنکیه

گوی گوی

ببرش اونجا

بله

[انبار چینگ بین]

[منطقه ممنوعه]

این

اینجا یه انبار عادی نیست

قبلا اینجا اسلحه خانه عمارت بازرس سلطنتی بود

سلاح های مختلف سلسله های مختلف اینجا انبار میشن

بعد به پایان رسیدن جنگ و صلح در کشور

اسلحه ها اینجا انبار شدن

و چندین ساله ازشون استفاده نشده

همینطور سالهاست تمیز نشدن

پس اینجا

یکم نامرتبه

خب

ارباب چه موقعیتی بهم داده؟

ارباب فقط گفت

تو رو مسئول انبار چینگ بین عمارت بازرس سلطنتی کرده

مسئول انبار؟

به نظر کار ساده ای میاد

وظایف روزانه مسئول انبار

شامل مرتب کردن اسلحه ها

و مراقبت از اوناس

فهمیدم

از این به بعد این کار توئه

الان اونجاست؟

بانو ژائو یان یکم ناامید به نظر میومد

راستش به نظر منم

یکم نامناسبه

بذاریم یه دختر اینکارا رو بکنه

واقعا؟

ولی من که فکر میکنم

تو انبار چینگ بین به خوبی کار میکنه

اونجا کار کردنش خیلی بهتر از فرستادنش به تالار بیرونیه

پیش لرد شیه؟

شاهزاده خانم

[دعوت نامه]

این یه دعوت نامه برای جشنواره فانوس قایق اژدهاس

همه بزرگای شهر میان

جشنواره فانوس یه مراسم عالیه

بعلاوه

همه نمیتونن برن

اون روز منو تا خونه همراهی کردی

گفتم برات جبران میکنم

پس این روشم

برای جبران کردنه

ممنونم شاهزاده خانم

شاهزاده خانم

جشنواره فانوس قایق اژدها

کی برگزار میشه؟

ساعت هفت بعد از ظهر پس فردا

ولی میتونیم زودتر همدیگه رو ببینیم

و دسرهای نانوایی رونگ شینگ رو امتحان کنیم

فهمیدم

همین؟

نباید مشخص کنیم

کجا همدیگه رو ببینیم

ما؟

چرا باید همدیگه رو ببینیم؟

بهت که گفتم

این هدیه رو برای جبران بهت دادم

یعنی میخوام همراهم به جشنواره بیای

اینجوری میتونم صداقتم رو نشون بدم

منظورت اینه

اگه باهات نیام

اونوقت

دعوتت رو پس میگیری

نه واقعا

ولی

جشنواره فانوس رویداد مهمیه

من تنها فرد مناسبم

که میتونی همراهش بری

مجبور نیستی همراهم بیای

با همین دعوت صداقتت رو حس کردم

کافیه

از دعوتتون ممنونم

وسط ماموریتم

به امید دیدار

[شهر چینگ ژو]

بانوی جوان ژائو یان

ارباب برای گشت زنی شبانه میره

چرا داری دنبالش میای؟

من

فقط میخوام یکم بیشتر کنار ارباب بمونم

اونوقت هیچ جاودانه مرتدی سمتم نمیاد

کمک

کمک

کمک

بانو

چی شده؟

انگار

انگار یکی

داره تعقیبم میکنه

چیزی نیست

ارباب

چیه؟

یه جاودانه مرتد هست

جاودانه مرتد؟

چی شده؟

درود بر ارباب

یه صدایی شنیدم

چه اتفاقی افتاده؟

این بانو

همین الان زمین خورد

وقتی تو غرفه شیائو شیانگ موجودی ها رو بررسی میکردم

یه بویائو کف زمین پیدا کردم

بعد برداشتنش

همش اتفاقات عجیبی میوفته

تو راه خونه

حس کردم

کسی تعقیبم میکنه

معاون بازرس شیه

اول این بانو رو به درمانگاه ببر

گوی گوی

تو فعلا اینجا بمون

میرم جلو و نگاه میکنم

ارباب

من چی؟

میترسم

خودم کنارتم از چی میترسی؟

همراهم بیا

ارباب ممنونم

ژائو یان

امشب خیابون امن نیست

مراقب باش

ممنونم

برادر شیه

معاون بازرس شیه

مطمئن شو این بانو

امشب جاش امنه

تا دیگه دردسری پیش نیاد

چرا هر روز چندین بار شیه رو صدا میزنی؟

بیا همین الان بریم

گفت اجازه میده همراهش برم

چرا منو ول کرد و خودش تنهایی برای بررسی پرونده رفت؟

من

من

بهت هشدار میدم

الان

برای عمارت بازرس سلطنتی کار میکنم

شیطان دور شو

بدبختی دور شو

جاودانه مرتد

ازم دور بمون

ازم دور بمون

این یه بویائو عه

به نظر خوشگل و خیلی گرونه

♫تشخیص خوب و بد دوست داشتن و تنفر از کسی سخته♫

♫همدیگه رو می بینیم و جدا میشیم♫

ارباب

خداروشکر اومدی

♫بدون توجه به هرج و مرج و سرنوشت♫

♫فقط عمیقا تو رو دوست دارم♫

چیزی نیست

♫تنهام و اشک از صورتم جاریه♫

نترس

♫ جرات ندارم با این همه غم روبرو بشم♫

♫متحیر و غمگین تر از اونیم که زیر نور ماه گیوچین بنوازم♫

♫میخوام بشنوم راحب چیزای عاشقانه حرف میزنی♫

ارباب ببخشید

همین الان

رفتارم ناشایست بود

اونوقت نباید اینکارو میکردی

نمیخواستم

وقتی داشتم راه میرفتم

یه بویائو برداشتم

بعدش یه جاودانه مرتد تعقیبم کرد

همین الان

فکر کردم کشته میشم

وقتی دیدمت

نتونستم جلوی خودمو بگیرم

باشه

الان خوبی

پس

ارباب

میشه کمک کنی

مشکل بویائو رو حل کنیم؟

باشه

میخوای برات چیکار کنم؟

[الهه طبیعت]

[عمارت چی]

کارکتر چی روی بویائو حک شده

[چی]

فقط یه خانواده چی تو شهر چینگ ژو هست

همسر ارباب خانواده چی

بیشتر از ده سال پیش مرده

جای خوبیه

خانواده چی

صاحب یه گرو فروشی تو شهر چینگ ژو عه

خانواده چی خیلی پولدارن

بریم بپرسیم

شاید فقط لازمه

بویائو رو برگردونیم و مشکل حل بشه

یون ژائو یان

همیشه میگی

از جاودانه های مرتد میترسی

ولی همیشه یه جورایی

تو کارشون دخالت کردی

واقعا نمیفهمم

میترسم

جاودانه های مرتد

به جز من بقیه مردم شهر چینگ ژو رو هم اذیت میکنن

مطمئنم بقیه تو شهر بیشتر از من میترسن

باشه

قبل اینکه بری داخل

یادت باشه

لباس خوبی بپوش

بعلاوه

الان داخل عمارت بازرس سلطنتی کار میکنی

خوش لباس؟

من

ارباب

میتونی منو ببینی؟

همیشه این ور و اون ور میدوی

نامرتب به نظر میای

حدس زدم

الانم لباسات نامناسب باشه

[سوگواری]

[جناب چی]

چیکار میتونم

براتون انجام بدم؟

ایشون بازرس سلطنتیه

مطمئنم میشناسین

درود بر ارباب

[سوگواری]

شما همیشه

لوح یادبود رو

تالار اصلی میذارین؟

همسرم و من

عمیقا عاشق هم بودیم

بعد فوت همسرم

قسم خوردم

هیچوقت با یه نفر دیگه ازدواج نمیکنم

و لوح یادبود اونو

تو تالار اصلی گذاشتم

[لوح یادبود همسر عزیزم چی هوی شین]

همسرم

متولد ماه فوریه اس

و در 29 فوریه مرد

به جای اینکه هر چهار سال یه بار بهش ادای احترام کنم

لوح یادبودش رو اینجا جلوی چشمم گذاشتم

[سوگواری]

برای همینم اغلب به یادشم

جناب چی

تسلیت میگم

اینجاییم

ازتون بپرسیم

این مال همسرتون بوده یا نه

خب

چرا جناب چی

همراهش یه دستمال زنانه داره؟

اوه بله

مال همسر مرحوممه

یون ژائو یان

داری چیکار میکنی؟

انگار جناب چی

اینو نمیشناسه

خدانگهدار

[سوگواری]

اون خیلی عجیبه

عزیزم

چرا اینقدر دیر اومدی؟ واسه چی اینقدر طول کشید؟

دو نفر از عمارت بازرس سلطنتی اومدن

و راجب اون زنه پرسیدن

دوباره اون؟

اون سالهاست مرده

[رو]

با تشکر ازش

به عنوان بیوه شهرت خوبی به هم زدم

اگه اون شهرت نبود

تجارتم تو چنیگ ژو

اینقدر رونق نمیگرفت

تجارتت واقعا خوب پیش میره

ولی هنوز اجازه نمیدی همسر قانونیت بشم

فقط یه معشوقه ام

همه این سالها

خیلی سختی کشیدی

چطوری میخوای جبران کنی؟

چطوری میخوای جبران کنم؟

هنوز یادته

همسر مرحومت وقتی زنده بود از چه بویائویی استفاده میکرد؟

مهریه اش بود

وقتی خدمتکارش بودم

شنیدم که تیان تسوئی روی بویائو کمیاب و نفیسه

اون روز دیدمش

لای موهام زدم و رفتم بیرون

ولی

اتفاقی گمش کردم

سرزنشم که نمیکنی؟

این برای همسر مرحومتونه؟

منظورت اینه که

تو اون تیان تسوئی بویائو رو گم کردی

بله

این یه مشکله

چی؟

گفتی همین الان جبران میکنی

فقط یه بویائو گم کردم چرا فکر میکنی چیز مهمیه؟

عزیزم

عزیزم

پس

با این بویائو میخوای چیکار کنی؟

فکر کردم

باید بویائو رو به شوهر صاحبش برگردونم

تا با دیدن بویائو یاد همسر مرحومش بیوفته

تا بتونه باهاش کنار بیاد

انتظار نداشتم

دل شوهرش اصلا براش تنگ نشده باشه

همش حدسه

به هرحال

دیگه درگیر کارات نمیشم

بعد از دیدار امروز

به نظرم جناب چی خیلی عجیبه

کاری کرد همه باور کنن

خیلی همسر مرحومش رو دوست داره

با این حال

یه دستمال رنگی روشن رو قایم کرد

اون دستمال

حتما مال یه بانوعه

یعنی

ارباب

دوباره بریم اونجا

نشنیدی چی گفتم؟

ولی ارباب

فکر کنم

باید دوباره بریم اونجا

ارباب

الان قیافه ات

از جاودانه های مرتد هم ترسناک تره

ارباب

واقعا منو میبینی؟

ارباب

بیناییت رو بدست آوردی درسته؟

واقعا بیناییت رو بدست آوردی؟

ارباب

واقعا منو می بینی

درسته؟

بله

به نظرم خیلی زشتی

عالیه

ارباب

بیناییت رو بدست آوردی

پس

ارباب

خیلی وقته منو گول میزنی

آره

گولت زدم

خب چیکار میتونی بکنی؟

احساس گناه میکردم

برای همینم میخواستم کمک کنم کوی جی رو پیدا کنی

باید بهم کمک کنی

هرچه زودتر کوی جی رو پیدا کنم

چطور میتونی قدر کمک هام رو ندونی

فکر میکردم

جاودانه ها دروغ نمیگن

خیلی وقته منو گول زدی

باید برام جبران کنی

برای همینم دوباره باهام به عمارت چی بیا

میخوای دوباره خودت رو به دردسر بیاندازی؟

ارباب

خیلی دمدمی مزاجه

و دروغگوی ماهریه

عین جاودانه های مرتده

هنوز باید قبل رسیدن به سردخونه

کلی پیاده برم

اگه بعضی از جاودانه های مرتد

پیشم بیان

میترسم

نیا نزدیک

نیا نزدیک

سردت نیست؟

برادر شیه

چرا تنهایی داری برمیگردی؟

خوشبختانه به اندازه کافی سریع بودم

بهت رسیدم

پس

دنبالم اومدی؟

من

شنیدم اتفاق بدی برات افتاده

نگران شدم تنهایی خونه رفتن امن نباشه

پس

پس اومدم ببینمت

چطوری؟

خوبی؟

خوبم

فقط یه چند تا خراشه

بهش عادت دارم

راستی

پینگ تینگ بهتر شده

الان خیلی بهتره

ولی

مطمئنی حالت خوبه؟

خوبم

مشکل چیه؟

هیچی

چیزی ندیدم

ژائو یان

دوست داری

فانوس ها رو تماشا کنی؟

بله

ولی به ندرت به جشنواره ها و جشن ها میرم

خب

میخوای به جشنواره فانوس بریم؟

با تو؟

باشه

ولی شاید زیاد نتونم بمونم

میترسم یهو جیغ بزنم

یا

فرار کنم

انگار داری میری محل اعدام

نگران نباش

خودم کنارتم

لازم نیست از چیزی بترسی

بیا بریم

[شهر چینگ ژو]

تو

اونو میشناسی؟

اون جناب چی

باشه

به خاطرت تعقیبش میکنم

[غرفه شیائو شیانگ]

تو

یه تیان تسوی بویائو

گرون قیمت پیدا نکردی؟

بویائو؟

میرم بررسی کنم

این فقط یه بویائو هستش

اون دستمال

انگار همونیه که همراه جناب چی دیدم

تیان تسویی بویائو ایی

پیدا نکردیم

یه چیز کمیابه

چیزیه که فقط یه بار تو یه قرن میشه دید

اگه گم کردین

واقعا حیف میشه

باشه

میرم یه مغازه دیگه و دنبالش میگردم

شاید جای دیگه ای گمش کرده باشم

خدانگهدار بانو رو

ممکنه

اونو شوهرش کشته باشه؟

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت هشتم °

درست راه برو

ارباب

هنوزم فکر میکنم

برادر شیه و بقیه تو خطرن

جای اینکه نگران بقیه باشی

نگران خودت باش

میدونم

ولی

مردم عادی خبر ندارن جاودانه های مرتد وجود دارن

اونا حتما ازشون میترسن

پس

به شیه گوی چن

راجب تواناییت نگفتی؟

من

جرات نکردم بهش بگم

باید در موردش بهش بگی

و ببینی

اون بازم اینجوری

ازت مراقبت میکنه یا نه

پس

الان فقط ارباب میتونه ازم محافظت کنه

خوش به حالت بالاخره فهمیدی

[عمارت چی]

از اونجایی که صاحب بویائو رو پیدا کردی

چرا مستقیما بهش پس ندادی؟

جاودانه های مرتد خیلی ترسناکن

انتظار نداشتم

افکار شیطانی بعضیا ترسناکترم باشه

چیه؟

به نظرت

جناب چی مشکوکه؟

این برای اون جاودانه مرتد

واقعا خیلی مهمه

باید چیزی باشه که وقتی زنده بوده داشته

جناب چی گفت

همسر مرحومش رو خیلی دوست داشته

اگه اینجوریه باید تو همون نگاه اول می فهمید

استدلالت

نامعقوله

استدلالم بر پایه ذات یه انسانه

نمیدونی چقدر

جاودانه مرتد مو بلند برای این ارزش قائله

صورتش اینجوری بود

ولی همچنان دنبالم اومد

باشه

نمیخواد اداش رو در بیاری

اوه

تو نمیتونی منو ببینی

اون همیشه اینجوریه

مدام اذیتم میکنه

اینجوری

باشه

باورت دارم

خیلی خوبه که باورم کردی

الان

چون پیشمی

احساس امنیت میکنم

با توجه به رفتارت تو عمارت چی

به نظر نمیترسی

ارباب

میتونی منو ببینی

درسته؟

بله

به نظرم خیلی زشتی

عالیه

ارباب بیناییش رو بدست آورده

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.