Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت هفتم °
[ماه عاشق]
[قسمت 7]
این آخرین مده
ببخشید
تا حالا این آینه رو دیدین؟
نه
تو این کار مشغولی
برای جمع آوری اطلاعات اومدی بازار؟
نیستم
بذار بهت بگم
همه آینه های این بازار رو من میفروشم
گردنبند میخوای؟
انواع گردنبند طلایی و نقره ای دارم
یکیش 999سکه مسی
پنج تا بگیر باشه؟
نه
ده تا
واقعا هیچی نمیخوام
سی تا
[غرفه جینگ یی]
حیف که امروز چنین پارچه ای ندارن
بله
بانوی جوان
میخوای چند تا لباس سفارش بدی؟
برای خرید لباس نیومدم
میخوام بپرسم
این آینه برنزی رو دیدین یا نه
چرا این الگو رو داری؟
این الگو رو میشناسین؟
الگوی کنار آینه برنز
الگوی ققنوس رویی هستش
الگوی ققنوس رویی؟
میدونی از کجا اومده؟
این الگو
توسط استادم طراحی شده
اسمش جینگ تینگه
جینگ تینگ
اون
اون سالها پیش از دنیا رفته
با اینکه استادم لال بود
مشهور ترین خیاط کل چینگ ژو بود
ولی اون تو رنگرزی
مجروح شد
و بعدا دراثر افسردگی مرد
استاد
جینگ تینگ
اون هنوز تو دنیای فانیه
اون از دنیا رفته
اگه قراره باهام شوخی کنی
لطفا برو
استاد
اگه باورت نمیشه
شاید بتونی
همراهم بیای؟
[عمارت فرماندار]
چرا اینقدر خسته به نظر میام؟
شاهزاده خانم
یون ژائو یان میخواد شما رو ببینه
یون ژائو یان؟
واسه چی میخواد منو ببینه؟
نمیخوام ببینمش
چطور میتونم این شکلی برم بیرون؟
بله
شما زیباترین بانوی چینگ ژو هستین
کیه؟
تو دیگه کی هستی
بعد دیدن ریخت و قیافه ام
اومدی منو مسخره کنی؟
ببین الان چقدر بی حال به نظر میرسی
نگاه نکن
بیا بیرون
ببینش
الان خیلی ضعیف و بدبخت به نظر میای
نمیتونی بیخیال بقیه بشی
درست میگی
نمیتونم غافلگیر بشم
من باید همه رو شگفت زده بکنم
[عمارت فرماندار]
شاهزاده خانم گفتن
نمیخواد ببینتت
لطفا برگرد
فقط برای تحویل چند تا لباس اومدیم
زودی میریم
لطفا استثنا قائل بشین
گفتم نه لطفا برگرد
برادر لطفا یکم باهامون راه بیا
یه لطفی درحقمون بکن لطفا
برو
شاهزاده خانم اینجان
یون ژائو یان
برای چی اینجایی؟
شاهزاده خانم میخوام ازت بپرسم
آینه پیشته
الان به وسایلم طمع داری
فقط میخوام این خیاط
یه نگاهی به آینه بندازه
این آینه ممکنه مربوط به استاد جینگ تینگ باشه
چه آینه ای؟ چه جینگ تینگی؟
نمیفهمم چی میگی
دارم بهت هشدار میدم
اگه بیای و برام دردسر درست کنی
به حسابت میرسم
شاهزاده خانم
دیگه نمیتونی با آینه جادو بشی
دورش کنین
شاهزاده خانم
واقعا دیگه نباید به حرف اون آینه گوش بدی
مزاحم
اون واقعا برای استادمه
نگهبانا
اونا رو ازم دور کنین
ارباب
ارباب
ارباب
چرا وحشت کردی؟
شنیدم خدمتکارا میگن
بانو ژائو یان امروز صبح به عمارت فرماندار رفته
شنیدم دوباره به خاطر آینه رفته اونجا
خل شده؟
[عمارت فرماندار]
غرفه شیائو شیانگ امروز صبح یکی رو فرستاد
گفته که اونا
کلی وسیله عجیب و غریب غربی آوردن
ولی شما اخیرا همش میرین غرفه شیائو شیانگ
امروزم میخواین برین؟
همه بانوان شهر
منو الگوی آرایش و لباس پوشیدنشون انتخاب کردن
معلومه که باید برم
بیا بریم
مگه کوری؟مراقب باش کجا میری
لباس جدید شاهزاده خانم رو لکه دار کردی
ببخشید شاهزاده خانم
ببخشید خواهر شیائو چا
اخیرا صورتم جوش زده
برای همینم جرات نمیکنم سرم رو بالا ببرم
فقط میتونم سر پایین راه برم
برای همینم شاهزاده خانم رو ناراحت کردم
فکر نکنم قبلا دیده باشمت
تازه واردم
هنوز به محیط اینجا عادت نکردم
کلی جوش قرمز و متورم دارم
حتی ممکنه چرکش بترکه
خواهر شیائوچا اگه میخوای ببینیش
وایستا
برو از انبار یکم کمک هزینه بگیر
بگو من تاییدش کردم
سپاسگزارم شاهزاده خانم
شما واقعا مهربون و بخشنده اید
خیلی شیرین زبونی
شیائو چا
بیا بریم
چرا اینقدر به نظر آشنا میاد؟
ببخشید شاهزاده خانم
نمیخواستم بهت دروغ بگم
منو نترسون
اینجام کمکت کنم
ارباب
اومدی نجاتم بدی
این همون
آینه برنزی جاودانه مرتده؟
جالبه
این نشون دهنده تمایلات انسانیه
ازش برای جادو کردن فانیان استفاده میکنه
وسواس جینگ تینگ
روی آینه متمرکزه
هرچی که شاهزاده خانم شنید
فقط حرفای جینگ تینگ نبود
بلکه تشدید شده خواسته های خودش بود
این عقده روحی مداومه
سریعتره که فقط خردش کنی
ارباب
لطفا نکن
من
برای از بین بردن عقده
باید شجاعانه باهاش روبرو بشی
انکار و دوری ازش
راه درستی نیست
مزخرفه
ارباب
لطفا بهم اعتماد کن
این دفعه
بذار خودم انجام بدم
جینگ تینگ
نترس
ارباب صدمه ای بهت نمیزنه
فانگ چین
ازم خواست اینو بهت بدم
زمانی بهترین خیاط چینگ ژو بودم
فقط به خاطر صورتم
و این جای زخم روی بدنم
منو مسخره و بهم توهین میکردن
دستاش خیلی ترسناکه
نمیدونم میتونه لباس درست کنه یا نه
البته که نه
ببینش
چیکار میکنی؟
چرا؟
جینگ تینگ
فانگ چین میخواست اینو بهت بگم
شنیدم استاد جینگ تینگ
یه الگوی پیچیده طراحی میکنه
دستش زخمی شده
وگرنه الگوی جدید خیلی وقت پیش درست شده بود
واقعا براش سخته ببین
چیکار میکنی؟
چیکار میکنی؟
به خاطر مهارتت معروف بودی
مردم شهر به ظاهرت اهمیت نمیدادن
برعکس تحسینت میکردن
جینگ تینگ
فانگ چین
ازم خواست بهت بگم
همیشه الگوی مغازه جینگ یی بودی
به خاطرت اون الگوی ققنوس رویی رو
تموم کرد
گرچه ظاهرت آسیب دیده اس
مهارت هات تا ابد ماندگاره
ممنونم
[غرفه جینگ یی]
خدای ماه
به جایگاهت برگرد
چرا من این جوری لباس پوشیدم؟
درشکه رو خبر کن میخوام برم خونه
شاهزاده خانم خودتون گفتین
میخواین به همه
زیبایی تون رو نشون بدین
خودتون بهم گفتین با درشکه نیایم
میخوام برگردم میخوام برگردم
برگردین سر کاراتون
چطور منو دید؟
داشتم تو خیابون گشت زنی میکردم
شاهزاده خانم
انگار مشکلی دارین
اجازه بدین برتون گردونم
ارباب شیه
فقط وانمود کن که امروز منو ندیدی
منو اینجوری یادت نمونه
امروز ندیدمت
از حضورتون مرخص میشم
شاهزاده خانم
شاهزاده خانم بالاخره برگشتی
نمی تونستم پیدات کنم
حالت خوبه؟
چطور برگشتی؟
ارباب شیه از عمارت بازرس سلطنتی منو برگردوند
شاهزاده خانم اینو ببینین
چاره ای نداشتم
لطفا منو ببخش
یون ژائو یان اینو داخل عمارت گذاشته
شاهزاده خانم
بانویی که دیدیدم یون ژائو یانه
اون یون ژائو یان
بارها تلاش کرد آینه رو برداره
هرچند
بعد اینکه آینه رو برد
دیگه اون صداهای عجیب رو
نمیشنوم
ارباب
چرا یهو به عمارت فرماندار اومدین؟
نگران امنیتم بودین؟
میدونستم ارباب طلسم منه
داشتم از اونجا رد میشدم
زیاد به خودت نناز
رد میشدی؟
حتما همش کار سرنوشته
راستی ارباب از ماجرای جینگ تینگ به این ور
خیلی وقته
نتونستم خوب بخوابم
میشه که
نخیر
ارباب خیلی خوابم میاد
لطفا کمکم کن
فقط
تو
خیلی بی شرمی
یه جورایی
از وقتی طعمه شدم
به غیر از کوی جی
همه جاودانه های مرتد دسته دسته سراغم میان
سخته راحت بخوابم
مگه این تقصیر منه؟
البته که نه
فقط اینجوری
نمیتونم روی پیدا کردن کوی جی
تمرکز کنم
اجازه دادم تو عمارت بازرس سلطنتی بمونی
زیاد رو شانست حساب نکن
میدونم
ولی اون شب
که اذیتت نکردم
دیگه حرف اون شب رو پیش نکش
تنها کاری که باید بکنی
اینه که کمک کنی هرچه زودتر کوی جی رو پیدا کنم
پس ارباب
لطفا بیشتر
درباره کوی جی بهم بگو
اگه میخوای بیشتر درباره کوی جی بدونی
برو از گوی گوی بپرس
همینطور
تو
یون ژائو یان
گوشت با منه؟
بله معلومه
کمک میکنم پیداش کنی
تو
ارباب؟
ارباب
حالا دوست داری روی درخت استراحت کنی؟
یکی داخله
فهمیدم
این یه پاداش ویژه از طرف شماست؟
بعد برگشتن جینگ تینگ به فانوس جمع کننده روح
فاز ماه امشب کامل تر میشه
انتظار نداشتم
کسی که ماه رو نمایان میکنه
بانو ژائو یان باشه
اون اونقدری که گفتی مهم نیست
باشه
ارباب الان میتونی یکم ببینی
چیزی از گذشته یادتونه؟
پیرمرد خرفت
نمیتونم چیزی ازت قایم کنم
اگه توام هزار سالی زندگی میکردی الان توام میتونستی
ولی هنوز نمیتونم اون جاودانه های مرتد رو ببینم
از جمله کوی جی؟
هرچه بعضی چیزا رو واضح ببینی
ناامید تر میشی
گوی گوی
میدونی کسل کننده ترین چیز تو دنیای فانی چیه؟
زمان در دنیای فانی
مثل اسب سفیدیه که از شکاف رد میشه
این دنیا به سرعت تغییر میکنه
من که دوستش دارم
پس فکر نمیکنم کسل کننده باشه
عمر مردم خیلی کوتاهه
حتی میتونه
فقط چند سال باشه
عمر خدایان طولانیه
پس عادیه
غیر قابل پیش بینی باشن
تو دنیا
فانی ها
خدایان
همه برابرن
ولی در حال حاضر
انگار کسی وجود داره
که میتونه برای همیشه دووم بیاره
یون ژائو یان
به نظرم
رفتارتون با بانو ژائو یان
متفاوته
اون فقط
یه طعمه برای پیدا کردن کوی جیه
چند بار باید بهت بگم؟
ولی اون
صاحب چشماتونه
ولی چطور میتونم
پایان اون چشم ها رو فراموش کنم؟
اون چشم ها
و اون شخص
باید خیلی ازشون دور میشدم
وگرنه پشیمون میشدم
عین وقتی که تو قصر بهشتی بودم
از این به بعد
بجز درارتباط با جاودانه های مرتد
نمیخوام هیچ ارتباطی
با یون ژائو یان
سر مسائل دیگه داشته باشم
گاهی در دنیای فانی
هرچی بیشتر از چیزی دوری کنی
نمیتونی ازش دوری کنی
یون ژائو یان
فقط یه طعمه اس
بله
فقط یه طعمه اس
گوی گوی
دنبالت میگشتم
ارباب گفت
میتونم از تو
راجب کوی جی بپرسم
اینجا منتظرتون بودم بانو ژائو یان
خاطره بدیه؟
تو قصر ماه
قصر گوانگ هان وجود داره
جایی که ارباب زندگی میکرد
ارباب
حاصل ازدواج اهریمن روباه کوی جی و امپراطور بهشتیه
وقتی که اون در دنیای فانی داشت مصیبتش رو تحمل میکرد
اسمش چانگ شیه
اون با چشمانی عجیب به دنیا اومد
میتونست با اونا خواسته همه موجودات رو ببینه
برای همینم
اغلب گرفتار دردسر میشد
تو به ارباب مقدس گفتی
من کسی بودم که دیروز سه میوه آسمانی خوردم
ولی تو از میوه های بهشتی خوردی
[چانگ شی کوچولو]
مگه تو دیروز
بالای درخت بهشتی نبودی
از کجا میدونی کی خورده؟
بازم با استفاده از چشمات
افکارمون رو خوندی
بله
دقیقا
کپی مادرشه
هر دو هیولان
فکر کنم
مادرش به خاطر چشماش
اونو ول کرده
ببین
چشماش
صبر کن
پدر
[امپراطور بهشتی]
ارباب
به خاطر همین موضوع توسط امپراطور بهشتی مجازات شد
و به قصر ماه رفت
تا از فانوس جمع کننده روح محافظت کنه
چانگ شی
به طور غیرمنتظره ده سال پیش در یک شب ماه کامل
کوی جی
تو فانوس جمع کننده روح پیداش شد
مادر
تویی؟
ارباب توسط کوی جی جادو شد
چون دلش برای مادرش خیلی تنگ شده بود
فانوس جمع کننده روح رو شکست
و گذاشت همه جاودانه های مرتد فرار کنن
که فاجعه بزرگی به بار آورد
مادر
واقعا خودتی
واقعا تو فانوس جمع کننده روحی
چانگ شی
مادر
از اونجایی که این چشم ها مصیبتن
اونا رو پس میگیرم
خدا
[وو تو]
وو تو
خدا
نیا
نه
خدا مراقب باش
کان شو
کوی جی چه جراتی داری
من کان شو
[کان شو]
به امپراطور بهشتی ادای احترام میکنم
یه قرن تفکر
بهترت نکرده
فانوس جمع کننده روح
جاییه که جاودانه های مرتد فاز ماه برمیگردن
حالا نابودش کردی
و جاودانه های مرتد همه جا پخش شدن
اونا باعث هرج و مرج در دنیای فانی میشن
چانگ شی
تو باعث این فاجعه شدی
خودتم کسی هستی که باید بهش رسیدگی کنی
تا قبل برگشت همه جاودانه های مرتد
حق نداری برگردی قصر
اون زمان
ارباب که ناامید شده بود
چشماش رو رها کرد
و تو دنیای فانی موند
این همه ماجراس
اونجا
تو چشماتو گرفتی
نه فاز ماه از جاودانه های مرتد فانوس جمع کننده روح تشکیل شدن
وقتی که جاودانه های مرتد همه برگردن
و فانوس جمع کننده روح به حالت عادی برگرده
ماه کامل میشه
بعدش
ارباب میتونه برگرده بهشت
این فقط به خاطر کوی جیه
اون
اون نمیخواد برگرده
نمیتونم باور کنم مادرش
همچین کاری باهاش کرده
کوی جی قبل ناپدید شدنش
حرفی نزد؟
شاید اونم دلایل خودش رو داره
تا الان
هیچکس نمیدونه
چرا کوی جی همچین کاری کرده
هیچکس نمیدونه کوی جی چطور
داخل فانوس جمع کننده روح بوده
ارباب خیلی رقت انگیزه
از اون به بعد
اون همه گذشته رو تو قلبش دفن کرده
و هیچوقت
به مدت ده سال پاش رو تو قصر ماه نذاشته
احساسات ارباب توسط مادرش جریحه دار شد
و بعدش رهاش کرد
حتما خیلی ناراحته؟
ولی عجیبه
نگاه کوی جی به ارباب
مثل نگاه مادرم به من
درست قبل مرگش بود
غم بیشتری تو چشماش موج میزد
شبیه کسی نیست
که میخواسته به فرزندش صدمه بزنه
بانو ژائو یان
اگه بتونین مشکل ارباب رو حل کنین
اونو به آرامش میرسونین
ارباب
اینجایی
مگه ازت نخواستم دنبال کوی جی بگردی؟
اینجا چیکار میکنی؟
درسته
میخوام یه چیزی بهت بگم
چیه؟
وقتی کوی جی رو دیدم
بی صدا بهت نگاه میکرد
نگاهش خیلی غمگین بود
به نظر نمیومد تظاهر کنه
برام عجیبه
ممکنه این وسط یه سوتفاهمی
بین تو و اون باشه
یا ممکنه دلایل خودش رو داشته باشه؟
دلایل خودش رو داشته باشه؟
اگه تو اتفاقات گذشته
گیر کنین
اونوقت
هیچوقت خوشحال نمیشی
کینه های قدیمی رو رها کنم
از اونجایی که این چشم ها مصیبتن
اونا رو پس میگیرم
یون ژائو یان
واقعا نمیتونم زیاد باهات کنار بیام
اصلا نمیدونی
درگذشته چه عذابی کشیدم
فکر میکنی میشه
با گفتن چند کلمه همه چی رو ببخشم
میخوای فقط به خاطر یه نگاهش
هرچی که قبلا کشیدم
فراموش کنم؟
خیلی از خود متشکری
ارباب من
از اونجایی که الان هیچ جاودانه مرتدی نیست
از جلوی چشمم دور شو
دیگه مزخرف نگو
ببخشید
فقط میخواستم
حس بهتری داشته باشی
کوی جی
بیا پیشم
کوی جی
کوی جی
بالاخره اینجایی
اگه ازش دوری کنی
ارباب بیشتر غمگین میشه
هربار که ضعیفم
اون جاودانه های مرتد
از فرصت استفاده میکنن و جسم رو تسخیر میکنن
پس
هیچوقت جرات نمیکنم گریه کنم
یا بنوشم
بیا و تسخیرم کن
آماده ام
همه چی رو به ارباب بگو
دیگه اینقدر ناراحتش نکن
بلند شو میبرمت خونه
◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت هفتم °
بانو چی میخواین سفارش بدین؟
نوشیدنی دارین؟
بله ما انواع نوشیدنی ها رو داریم
چه نوع نوشیدنی میخواین؟
قوی ترین نوشیدنی تون رو میخوام
بله یه لحظه
بیا و تسخیرم کن
آماده ام
برو با ارباب حرف بزن
دیگه اینقدر ناراحتش نکن
ژائو یان داخلی
نمیتونم باور کنم یه بانو از خانواده مقامات
آخر و عاقبتش اینجوری بشه
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.