All language subtitles for Moon.Love.S01E05

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت پنجم °

[ماه عاشق]

[قسمت 5]

[عمارت بازرس سلطنتی]

لطفا اجازه بدین برم داخل

واقعا خود ارباب گفته بیام

چطوره

از ارباب بپرسین

بذارین خودش بگه؟

[بی طرف و فساد ناپذیر]

بانو ژائو یان

ده ها نفر تو عمارت بازرس سلطنتی هستن

ارباب که نمیتونه

شخصا به همه کارا رسیدگی کنه

پس جای گستاخی

میتونین منتظر بمونین

این حرفیه که ارباب ازم خواست بهتون بگم

ارباب بهم نیاز داره

چرا میگی گستاخم؟

فراموشش کن

تا وقتی بتونم بمونم

مهم نیست

کی میتونم ارباب رو ببینم؟

میخوام شخصا ازش تشکر کنم

نمیخوام ریختش رو ببینم

بهش بگو درآینده ازم دور بمونه

اینم ارباب گفت

چشمای ارباب خوب نمیبینه

براش سخته متوجهت بشه

خودمم متوجه شدم

عمارت بازرس سلطنتی کمبود خدمتکار داره

الان وقتیه که گلا پژمرده میشن

[بی طرف و فساد ناپذیر]

ارباب از گلبرگ ها خوشش نمیاد

این موضوع پیش پا افتاده اس مشکلی نیست

[عمارت فرماندار]

چی؟

امروز روز آخر انتخاب صیغه نیست؟

چطور یهو تموم شد؟

من چی؟ من هنوز شرکت نکردم

موضوع خانواده ون باعث وحشت مقامات شد

ترسیدن دردسر بیشتری درست بشه

برای همینم گزینش رو متوقف کردن و صبح زود به قصر برگشتن

الان لباسای خوشگلم رو عوض کردم

و یه زیبایی آرایش کردم

باید چیکار کنم؟

چرا اینقدر بدشانسم؟

چینگ

باید یه چیزی بهت بگم

یون ژائو یان

هنوز اونو یادته درسته؟

یون ژائو یان؟

داره تو عمارت بازرس سلطنتی کار میکنه

یادمه از بچگی

ازش کینه داشتی

ببین

به محض برگشتنش به چینگ ژو کارت رو خراب کرد

فکر نمیکنی شما دوتا

[گو چینگ جوان]

هیولا هیولا

فقط یه هیولای کوچولویی

هیولا هیولا

نیا

دختره ی نحس

چطور جرات کرده برگرده؟

میرم دیدنش

خدایا

یون ژائو یان وارد عمارت بازرس سلطنتی شده

برای رن شی چوئه کار میکنه

رن شی چوئه رو که میشناسی

اون خیلی سرد و خشکه

عین یه تیکه سنگه

بهتره

یکم میان وعده بخوری

یکم چایی بخور و آروم باش

الان برمیگردم باشه؟

اذیتش نکن

تنهام بزار

خودم میدونم چیکار کنم

[عمارت بازرس سلطنتی]

تو کی هستی؟

چرا شبونه وارد عمارت بازرس سلطنتی شدی؟

سرت به کار خودت باشه

به نظر مشکوک میای

میترسم امروز نتونی بری

من

پس باهات بازی میکنم

بد نیست

تو یه زنی

یه زنم خب که چی؟

به خاطر زورگفتن به یه زن به خودت افتخار میکنی؟

ولم کن شکست رو قبول میکنم

دائو هوانگ اینجا عمارت بازرس سلطنتیه

مگه از جونت سیر شدی؟

از ارباب نمیترسی؟

همه ازش میترسن

حالا هرچی

ژائو یان

برادر شیه

کارت کی تموم میشه؟

خیلی زود

میخوام یه چیزی ازت بپرسم

بیا بعدا با هم برگردیم

از من بپرسی؟

حتما

میرم تالار جلویی

بعدا میام دنبالت

کان شو

الان اینقدر بهم نزدیک شدن؟

گوی گوی

مگه بهت نگفتم

ریختت رو نبینم؟

ولی ارباب تو خودت اومدی پیشم

چیز غیر عادی این اطراف وجود داره؟

چطور ممکنه چیز غیرعادی باشه

اونم وقتی ارباب اینجاست؟

به هرحال

باید ازم دور بمونی

صدامو میشنوی؟

ارباب قبلا بهش گفتم

لطفا صبرکن ارباب

ببخشید ارباب

چرا یهو عذرخواهی میکنی؟

اون جاودانه مرتد قرمز پوش اطرافته

پس حتما درگذشته تجربه وحشتناکی داشتی

در گذشته؟

نباید فقط برای اینجا موندنم

اون زخم کهنه رو باز میکردم

ولی فکر کنم

با اینکه جاودانه مرتد قرمز پوش دنبالته

اون حتما امیدواره

بتونی از درد گذشته خلاص بشی

و بی دغدغه زندگی کنی

اگه اونو میبینی

بگو خودش شرافتمندانه جلوم وایسته

و بهم بگه

دلیلش چیه

میدونم

ازش متنفری

نه

هیچ حسی بهش ندارم

چطور ممکنه بین دو نفر هیچ حسی نباشه؟

به جای احساسات

تنها چیزی که برام مهمه حقیقته

تو اینجوری هستی

فقط بخاطر اینکه خیلی دلت براش تنگ شده

مادر

جفت چشمات

یه مصیبته

اونا رو پس میگیرم

♫تشخیص خوب و بد دوست داشتن یا تنفر از کسی سخته♫

♫همدیگه رو میبینیم و از هم جدا میشیم♫

♫بدون توجه به هرج و مرج و سرنوشت♫

♫فقط تو رو عمیقا دوست دارم♫

♫ تنهام و اشک از صورتم جاریه♫

♫ جرات ندارم با این همه غم روبرو بشم♫

♫متحیر و غمگین تر از اونیم که زیر نور ماه گیوچین بنوازم♫

ارباب

تو

♫میخوام بشنوم که راجب چیزای عاشقانه حرف میزنی♫

از این به بعد سرت تو کار خودت باشه

چیز دیگه ای نگو

بله

ارباب یه چیز دیگه ام باید بگم

لطفا منو ببخشید

ارباب

ممنونم که به حرفام گوش دادی

هیچکس از هفت سالگی به بعد

دوست نداشت به حرفم گوش بده

همه فکر میکنم من خل و چلم

اشتباه نکن

اینکه گذاشتم عمارت بازرس سلطنتی بمونی

به این معنی نیست که

ازت محافظت میکنم

ارباب

تو بازرس سلطنتی چینگ ژو هستی

برات مهم نیست که هرازگاهی ازیه سیب زمینی کوچولو عین من

محافظت کنی درسته؟

من ارباب نگهبان شب چینگ ژو ام

همه ازم دوری میکنن

چرا میخوای بیشتر بهم نزدیک بشی؟

چون

خیلی خیلی برام مهمی

باشه

بهت یه فرصت میدم

ممکنه بعدش بخوام ازت محافظت کنم

اون چیه؟

اگه بتونی

کاری کنی همه گل ها

شکوفا بشن

منم بهت اجازه میدم

هرازگاهی کنارم پناه بگیری

ولی این گل ها پژمرده شدن

چطور میتونن یهو شکوفا بشن؟

این دیگه کار توئه

ارباب گل ها شکوفه دادن

انتظار نداشتم بعضی از جاودانه های مرتد

جلوی من اینقدر بی پروا باشن

ده ساله که همچین چیز زیبایی ندیدم

چیش خاصه؟

ارباب تو دنیا دیده ای

البته که نمیتونم خودمو باهات مقایسه کنم

ارباب

پس یه قول به حساب میاد

یا نه؟

کی بهت قول دادم؟

الان قول دادی

اگه گل های تو باغ شکوفا بشن

اجازه میدی پیشت پناه بگیرم

چرا چیزی یادم نمیاد؟

ارباب نمیتونی زیر قولت بزنی

بهم قول دادی

پس خودم دنبالت میکنم

آویز علا دارم آویز

شاهزاده خانم عجله نکنین

خیلی خوش سلیقه ‌این

این آویز ابریشمیه

خیلی نرم و سبکه

یه هدیه عالی

برای همسرتونه

کی گفته قراره به کسی بدمش؟

شاهزاده خانم نه

شنیدی شاهزاده خانم شانسی برای صیغه شدن نداره؟

اون خیلی خوشگله

ولی کسی هست که ندونه اون یه عفریته شیطانیه؟

دقیقا یکی از دو شیطان چینگ ژو عه

یکی بدجنس و سلطه گره و اون یکی هم نمیتونه ازدواج کنه

فکر کنم خیلی به هم میان

اگه ازدواج کنن یه جورایی مردمم از شرشون خلاص میشن

درسته

بانوی من نمیتونین دردسر درست کنین

به نظر توام نمیتونم ازدواج کنم؟

نه البته که میتونین

شیائو چا

بله

من یه خواستگار میخوام

[عمارت فرماندار]

چرا دنیا پر مردای زشته؟

یعنی تو کل چینگ ژو

یه مرد شایسته هم نیست؟

چینگ چینگ همه میگن

داری دنبال شوهر میگردی

الان در عمارت فرماندار

از جا داره کنده میشه

اینا

کسایی هستن

که با دقت انتخاب کردم

ببین

دقیقا کدوم یکی به دقت انتخاب شده؟

همه تلاشم رو کردم

وقتی مردای جوون میفهمیدن تو دنبال شوهری

یا در رو میبستن یا خودشونو به مریضی میزدن

چند نفری هم به نقاش پول دادن

تا پرتره شون رو زشت بکشه

چطوره

دقیق تر نگاه کنی؟

نه

این مردا به درد نمیخورن

از هیچکدوم خوشم نیومد

داری همه چی رو برام سخت میکنی

منظورت چیه؟

برات سخته که برام شوهر پیدا کنی؟

برادر

به نظر توام نمیتونم ازدواج کنم؟

نه نه

چطور میتونم

همچین حرفی رو به خواهر دسته گلم بگم؟

اگه خبر اینکه داری دنبال شوهر میگردی

تو کل چینگ ژو پخش بشه

مردای چینگ ژو

پشت در صف میکشن

دروازه عمارت فرماندار

از جا کنده میشه

ببین

این آدم ها رو ببین

همه دارن میان عمارت

تا به شاهزاده خانم درخواست ازدواج بدن

ببین ببین بد نیستن درسته؟

واقعا خیلیا اومدن

میخوان با شاهزاده خانم ازدواج کنن

بگو صبر کنن

برنامه های خودمو دارم

ارباب

ارباب بازرس سلطنتی گفت کار مهمی داره

برای همینم ازمن خواست

گزارش پرونده گمشدن بانوی خانواده ون رو بدم

کار داره

از تو خواست بیای

چون خودش نمیتونه بیاد درسته؟

ارباب

پرونده خانواده ون بسته شده

بانوی خانواده ون

به سلامت به شنگ جینگ فرستاده شد

همینطور

معاون بازرس سلطنتی یه لحظه

دینگ

بیا اینجا

جناب فرماندار

چه خبرا؟

اونو پیش شاهزاده خانم فرستادی

باشه

ولی میگن که اونو

باشه

بیشتر بهشون بده

پول بیشتر

باشه

پرونده خانواده ون حل شد

انتخاب صیغه سلطنتی با موفقیت انجام شد

همه اینا خبرای خوبی هستن

همینطور ظاهر شدن دوباره ماه تابان

همه رو مردم به فال نیک میگیرن

برگزاری مجدد مراسم پرستش ماه

چیزیه که مردم میخوان

بیاین ببینیم کی جرات داره جلوش رو بگیره

روز پانزدهم چند روز دیگه اس

چرا مراسم پرستش ماه برگزار نکنیم؟

بله

میرم و پیامتون رو میرسونم

دیگه میتونی بری

صبرکن

این روزا

برای استراحت

به شکار میرم

ممکنه مدتی اونجا بمونم

اخیرا مشکلات زیادی تو شهر وجود داره

باید گشت زنی رو بیشتر کنین

دنبال دردسر نگردین

بله

برو

نه

باید برم یه جای دور

نمیتونم بذارم چینگ چینگ پیدام کنه

گوشام

اون

خیلی ترسناکه

ارباب

ازمون خواستی نقش بازی کنیم

نه که بمیریم

درسته- بله-

خب

یه مشت بازنده

دیگه کی میخواد امتحان کنه؟

برنده

وارد دور بعدی

انتخاب شوهر میشه

من حاضرم گیاهخوار بشم

فقط منو انتخاب نکن منو انتخاب نکن

منو انتخاب نکن

تو

من؟

نه نه

خودشه

چطور جرات کردی به شاهزاده خانم حمله کنی؟

[در جستجوی شکوفه های آلو در برف]

اگه به شاهزاده خانم صدمه بزنی فرماندار پوستت رو میکنه

نمیدونستم شاهزاده خانم درحال انتخاب شوهره

اگه توهینی کردم

لطفا منو ببخشید

چرا باید به حرفت گوش کنه و تو رو ببخشه؟

هیچکس جرات نداره

با شاهزاده خانم همچین رفتاری داشته باشه

شاهزاده خانم مجازاتش چیه؟

مجبور نیستیم مجازاتش کنیم

من مهربون و بخشنده ام

از اونجایی که منظوری نداشت

نباید سرزنش بشه

ارباب

درست میگم؟

شاهزاده خانم سپاسگزارم

اسمت چیه؟

من

شیه گوی چن

شیه

گوی

چن

چرا حتی اسمش هم دلرباس؟

شیه گوی چن

یادم میمونه

بهتره خوب قیافه ام یادت بمونه

زیباترین بانوی چینگ ژو ام

دفعه بعد که منو دیدی

باید یادت بمونه

شیائو چیا

بیا بریم

[عمارت بازرس سلطنتی]

کیه؟

کیه؟

دائو هوانگ چرا همش منو میترسونی؟

ارباب ارباب جونم کجایی؟

ارباب ارباب

بی ملاحظه گی کردم

چیزی ندیدم

من چیزی ندیدم

صبر کن

بی شرم

بیا اینجا میخوام یه چیزی ازت بپرسم

کی بهت اجازه داد بیای داخل؟

نمیخواستم

اون جاودانه مرتد دائو هوانگ

یهو منو ترسوند

مدام تعقیبم میکنه برای همینم

مگه نگفتی تا وقتی اینجام

هبچ جاودانه مرتد این اطراف پیداش نمیشه؟

ولی واقعا یکی بود

یون ژائو یان

بهت اجازه دادم عمارت بازرس سلطنتی بمونی

ولی بهت هشدار دادم

از من دور بمونی

انگار واقعا برات مهم نیست

چی میگم

دیگه اذیتت نمیکنم

ارباب

منو بیرون نکن

اگه بازم بی پروا باشی

هیچوقت اجازه نمیدم اینجا بمونی

باشه

برو بیرون حیاط رو جارو کن

به کارت برس

تو عمارت بازرس سلطنتی پرسه نزن

باشه الان میرم

ارباب ممنونم

انتظار نداشتم

اون این صد ها سال رو ببینه

ارباب

یون ژائو یان به چی فکر میکنی؟

نرو

ژائو یان رو ول نکن

خیلی دلم برات تنگ شده

ماه به زودی کامل میشه جای دیگه ای نرفتم

دوباره داره چه مزخرفاتی میگه؟

این بچه

زیر بارون حتی یه چترم نداشت

زیر اون بارون برگشته

مادر

تویی؟

بانو یون واقعا بدشانسه

هرچی

داروی قوی خودمو روش امتحان میکنم

تا تبش زود بیاد پایین

مادر

نرو

نرو

چانگ شی

مادر

تویی؟

امشب ماه کامله

فانی ها همیشه ماه کامل رو با گردهمایی مقایسه میکنن

گرچه با فانوس جمع کننده روح از هم جدا شدیم

میتونیم از طریق نور باهم حرف بزنیم

من چیز زیادی نمیخوام

فقط امیدوارم

هر ماه کامل پیشت باشم

معلوم شد

همه چی یه دروغ بود

تو الان

کنارمی؟

ژائو یان

استاده

یون ژائو یان

انگار خیلی بهت رو دادم نه؟

چطور جرات کردی بدون دعوت بیای؟

تو

شی ار

منو چی صدا کردی؟

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت پنجم °

یون ژائویان کجاست؟

صداش کن بیاد منو ببینه

شاهزاده خانم یه ماهی گشت زنی کردین

همچنان زیبا و درخشان به نظر میای

همون بی ادبی بود که هست

قدر پری زییایی مثل منو نمیدونی

اگه همه پری ها عین تو بودن

هیچکس دوست نداشت جاودانه بشه

جوری حرف میزنی

انگار پری بهشتی دیدی

به یون ژائو یان بگو زود بیاد بیرون

کلی حرف دارم بهش بزنم

شاهزاده خانم چرا از چای

و تنقلات عمارت امتحان نمیکنی؟

نمیخواد

واقعا نمیدونم به چی فکر میکنی

اجازه دادی همچین کسی بیاد عمارت بازرس سلطنتی

سرزنشم نکن که بهت یادآوری نکردم

یون ژائو یان

یه خل و چله

توام کمتر از اون خل و چل نیستی

تو

واقعا باهم کنار نمیایم

هروقت میبینمت ناراحت میشم

مهمونمون رو تا بیرون همراهی کن تو عمارت بازرس سلطنتی کار دارم

افرادم

وقتی برای دیدن شاهزاده خانم ندارن

اگه نتونم الان ببینمش

کلی راه دیگه دارم

حتی مغرورترین پری بهشتی

اینقدر سرسخت نیست

ولم کن شکست رو قبول میکنم

ارباب

صدایی شنیدیم

خوبی؟

خوبم فکر نکنم دزد باشه

ارباب تازه به چینگ ژو اومدین اینجا دزد نیست

بله

اگه بگی شیاطین و ارواح وجود دارن شاید باور کنم

ولی دزد و راهزن

جرات اومدن به چینگ ژو رو ندارن

واسه چی؟

تو چینگ ژو دوتا شیطان داریم

یکی بازرس سلطنتیه

و دومی شاهزاده خانم

هروقت راهزنا از ده مایلی

راجبشون بشنون

دمشون رو میذارن رو کولشون درمیرن

بله

شاهزاده خانم ترسناکتر از یه ببره

بله

از یه خرس هم ترسناک تره

باور نکرد؟

اون نمیترسه

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.