All language subtitles for Moon.Love.S01E04

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت چهارم °

[ماه عاشق]

[بانوی گمشده]

به قول معروف

نابرده رنج گنج میسر نشود

این بار هم یه امتحانی میکنم

کجا میری؟

دیروقته چرا هنوز بیرونی؟

خب میخوام کمک کنم

بانو زی شی از خانواده ون رو پیدا کنین

تا ثابت کنم

گمشدنش ربطی بهت نداره

به من کمک کنی؟

چرا اینقدر مطمئنی که میتونی بهم کمک کنی؟

فقط با امتحان کردنش میفهمم

بعلاوه

به نظرم این پرونده ربطی به جاودانه های مرتد داره

مگه از جاودانه های مرتد نمیترسی؟

چرا هنوز میخوای جاودانه مرتد رو پیدا کنی؟

برای همینم

میخوام کمکت کنم این پرونده مشکل رو حل کنی

بیا یه توافقی بکنیم

اگه بتونم سرنخ مهمی برای پرونده پیدا کنم

بهم اجازه میدی

تو عمارت بازرس سلطنتی بمونی؟

تو خواب ببینی

ارباب

فکر کنم توافق کردیم

نزنی زیر قولت ها

[قسمت4]

کسی اینجاست؟

جاودانه ای این طرفا هست؟

لطفا یه چیزی بگو منو نترسون

فانی هستی یا جاودانه؟ اسمت رو بهم بگو

برادر شیه

چرا این وقت شب

اومدی اینجا؟

مدتیه به عمارت بازرس سلطنتی اومدم

و همچین پرونده بزرگی اتفاق افتاده

باید با دقت بررسی کنم

تو شهر چینگ ژو

مقامات خیلی کمی

به اندازه تو مسئولیت پذیرن

الان که تحقیق میکردم

یه نفر مشکوک رو پیدا کردم

برای همینم

تعقیبش کردم

و گرفتمش

من؟

تو سردخونه زندگی میکنی

الانم که نصفه شبی داری تحقیق میکنی

واقعا با بقیه فرق داری

راستش

این کار رو میکنم تا تو عمارت بازرس سلطنتی بمونم

با حل این پرونده

در حق ارباب یه لطف بزرگ میکنم

اونوقت

اجازه میده تو عمارت بازرس سلطنتی بمونم

میخوای تو عمارت بازرس سلطنتی بمونی؟

انگار اینجا چیز غیرعادی نیست

فقط

یه کفش

و یه فانوس

اگه کسی اونا رو ندیده

و فقط دو خواهر ون انتخاب شدن

میترسم

این دوتا خواهر واقعا دربرابر هم قرار گرفته باشن

مردم رو نترسون

ژائو یان چی شده؟

اونجا

کسی نیست

هیچی

برادر شیه

به گشت زنی ادامه بده

منم میرم یه جای دیگه رو بررسی کنم

زی شی

زی شی کجایی؟

داری باهام قایم موشک بازی میکنی؟

اگه واقعا اینجایی خودت رو نشون بده

همه خیلی نگرانتیم

زی شی

اگه ون زی مو واقعا به ون زی شی آسیب زده

چطور نصفه شبی اینجاست که دنبال خواهرش بگرده؟

تمومش کن

خوبی؟

نترس

فقط

یه باد عجیب بودش

بذار کمک کنم بلند شی

گذشته مرتد جاودانه

حتما ربطی به عمارت چو شیو داره

برای فهمیدن اینکه قبلا تو عمارت چی شده

باید برم عمارت بازرس سلطنتی و اسناد رو ببینم

[عمارت بازرس سلطنتی]

ارباب

ارباب

وای نه

نباید میذاشتم ارباب زودتر بره

الان دیر وقته

ارباب این وقت شب برای دیدنم نمیاد

موضوع چیه؟

ارباب

صدامو شنیدی؟

ارباب باید یه چیز مهم رو بهت بگم

شاید باورت نشه

ولی به نظرم

گم شدن بانوی جوان ون

ربطی به جاودانه مرتد داره

ارباب

ارباب

ارباب

ارباب

صدبار بهت گفتم

نمیتونین یهو ناپدید بشین

و بعد ظاهر بشین

بیشتر وقتا تو آسمون پرواز میکنی

و مردم رو میترسونی

اگه زیاد از این کارا بکنی مردم میفهمن یه خدایی

تو خدای ماهی

از بهشت به مدت طولانی دنیای فانی رو میدیدی

چرا نمیتونی یاد بگیری

چطور یه فانی عادی باشی؟

من

ارباب

مردم چینگ ژو ماه رو پرستش میکنن

ولی اگه یهو خدای ماه جلوشون ظاهر بشه

شوکه میشن

جاودانه ها و فانی ها باهم فرق دارن

نمیشه مثل من باشی؟

منو ببین

هیچوقت اجازه نمیدم بقیه هویتم رو بفهمن

حرفات تموم شد؟

ختم کلوم

هیچوقت نمیتونی اجازه بدی یه فانی هویتت رو بفهمه

مهم تر از همه هیچوقت نباید بذاری بفهمن خدای ماهی

(م.یاابلفض....خود خرت همه چی رو لو دادی که)

وای نه

الان قوانین الهی رو زیر پا گذاشتم

بانو ژائو یان الان میدونه اهل بهشتم

چرا اونجا بود؟

ارباب چرا زودتر نگفتی؟

از چی میترسی؟

اون الان میدونه ما کی هستیم خب که چی؟

قوانین الهی رو زیر پا گذاشتم

به خاطرش کشته میشم

البته تو اصلا لازم نیست بترسی

ولی من فقط یه درختم

چطور نترسم؟

یه فکری دارم

اگه از شرش خلاص شیم

اونوقت هیچکس هویت ما رو نمیفهمه

ارباب

در موردش شوخی نکن

ارباب

خدای ماهه

فکر میکردم باید الهه ماه باشه

پس بازرس سلطنتی خدای ماهه

خدایا

پس ارباب

کسی بود که چشم ها رو بهم داد

کلی حرف احمقانه زدم

ارباب

به خاطرش که لطفت رو ازم دریغ نمیکنی؟

واقعا الهه ماه ای؟

ارباب

واقعا خدای ماه ای

ولی

مگه خدای ماه نباید تو بهشت باشه؟

تو چطوری

فهمیدم

حتما یه کار بدی کردی

به عنوان مجازات

فرستادنت دنیای فانی

به تو ربطی نداره

خب

تو زندگیم

فقط یه فرصت

برای برگردوندن چشم ها دارم

مهم نیست چی میشه

باید کنار ارباب بمونم

[عمارت چو شیو]

بانوی جاودانه؟

بانوی جاودانه؟

اینجایی؟

لطفا خودتو نشون بده

میخوام چند تا سوال ازت بپرسم

چرا همیشه اینجایی؟

[یی لینگ]

تا حالا زی شی رو دیدی؟

میدونی کجاست درسته؟

میشه بگی کجاست؟

زی مو؟

پروردگارا بهمون برکت بده

نذار زی شی وارد قصر بشه

خواهر بیا

[زی مو]

فکر میکنی

زی مو میخواست به زی شی صدمه بزنه؟

برای همینم از زی شی محافظت میکنی؟

ولی اون دوتا خواهر خیلی به هم نزدیک بودن

میدونی زی مو این روزا همش دنبال زی شی

میگرده

به نظرت چرا زی مو میخواسته به زی شی صدمه بزنه؟

برای اینکه توام همچین چیزی رو قبلا تجربه کردی؟

یی لینگ

یی لینگ بیدار شو

یی لینگ

بیدار شو

پس

تو خاطراتت

هم اتاقیت تیان یو

تو آتیش ولت کرد

و فرار کرد

به خاطر نفرتت

اینجا گیر افتادی

بانوی جاودانه

میشه اول بگی زی شی کجاست؟

اون هیچ ارتباطی با اتفاقی که برات افتاده نداره

این چطوره؟

بگو کجاست

منم کمکت میکنم

گذشته رو پشت سر بذاری

انتخاب صیغه سلطنتی خیلی مهمه

اگه بانوی جوان ون پیدا نشه خانواده ون مجازات میشن

تو که نمیخوای

به بقیه صدمه بزنی

درسته؟

[عمارت بازرس سلطنتی]

پس تالار اصلی عمارت بازرس سلطنتی

این شکلیه

چیدمانش کاملا با اتاق خواب فرق میکنه

ژائو یان

[فهرست کاندید های صیغه سلطنتی]

این ممکنه بهت کمک کنه

[شیا یان]

[تیان یو]

پس اسم جاودانه مرتد یی لینگه

[یی لینگ]

در بهار سال سی و سه

موقع انتخاب نهایی صیغه های سلطنتی شنگ جینگ

عمارت چو شیو آتیش گرفت

[یی لینگ]

یه اتاق از عمارت سوخت

مشخص شد اونجا اتاق یی لینگ نامزد صیغه های سلطنتیه

و علت شروع آتش سوزی عود بوده

یی لینگ درون آتیش جان باخت

هم اتاقیش تیان یو جان سالم به در برد

تیان یو هم اتاقی یی لینگ بوده

تیان یو

بعد اون اتفاق وارد قصر نشد

برادر شیه ممنونم

خیلی ازت ممنونم

این برام خیلی مهمه

خوشحالم تونستم کمکت کنم

خب

بیا باهم بررسی کنیم

اگه یهو به برادر شیه بگم

میخوام پرونده یی لینگ رو ببینم

حتما بهم مشکوک میشه

مزاحمت نمیشم

باید دنبال زی شی بگردی

ولی

مگه این یه سرنخ راجب زی شی نیست؟

داستانش مفصله

بعدا برات توضیح میدم

خدانگهدار

ارباب

فکر کنم بانو ژائو یان رو دیدم

اینجاست تا ازت

راجب خدای ماه بپرسه؟

ترسی از سوالاتش ندارم

ارباب

منم ازش نمیترسم

ولی الان هویت ما رو میدونه

چطوره برای جلوگیری از هر دردسری

ازش دور بمونیم؟

اونقدر توانایی نداره که ما رو به دردسر بندازه

بعلاوه مخفیانه وارد عمارت بازرس سلطنتی شده

به این خاطر مجازاتش میکنم

یون ژائو یان

بیا بیرون

عجله کن

[فهرست کاندید های صیغه سلطنتی]

من

اینجام تا یه سری سرنخ برای حل پرونده خانواده ون پیدا کنم

[فهرست کاندید های صیغه سلطنتی]

نگران نباش

به کسی راجب هویتت نگفتم

ولی توام قولت یادت نره

[فهرست کاندید های صیغه سلطنتی]

الان یه سرنخ پیدا کردم

به بررسی پرونده ادامه میدم

فقط تظاهر کنین

منو امروز ندیدین

تو

ارباب

پس بانو ژائو یان

اومده تا راجب پرونده خانواده ون تحقیق کنه

میدونه اینجا کسی بهش خوش آمد نمیگه

ولی این خطر رو کرد و داخل اومد

انگار بانو ژائو یان

خیلی مصممه تو عمارت ما بمونه

ارباب

اگه بتونه پرونده رو حل کنه

و زیردستت بشه

بعدش دیگه هیچوقت به کسی راجب هویتمون نمیگه

توام شروع کردی مزخرف بگی

اینجا محل زندگی تیان یو عه

انگار

زندگیش همچینم رو به راه نیست

بشین

ببخشید

شما تیان یو هستین؟

تو کی هستی؟

فکر کنین از عمارت بازرس سلطنتی اومدم

[تیان یو]

اومدم چند تا سوال ازتون بپرسم

از ده سال پیش

یی لینگ رو میشناسی؟

چرا این رو میپرسی؟

اون زمان

شماها تو عمارت چو شیو باهم هم اتاقی بودین

مطمئنم میدونی

دقیقا اون آتیش سوزی چطور اتفاق افتاد درسته؟

هیچی راجبش یادم نمیاد

بانوی جوان لطفا برو

بذارین بهتون بگم

یی لینگ هنوز تو عمارت چو شیو هستش

امکان نداره

تیان یو

به خاطر سوختگی

روی دستات

نتونستی بری قصر درسته؟

بهم اعتماد کن

یی لینگ تو عمارت چو شیو منتظرته

مزخرف نگو

وگرنه به حسابت میرسم

دروغ نمیگم

یی لینگ میخواد بدونه

چرا ولش کردی و فرار کردی

اون

اون هنوزم منو سرزنش میکنه؟

هنوزم سرزنشم میکنه میدونستم

آتیش سوزی یه حادثه بود

من یی لینگ رو ول نکردم

تیان یو

یی لینگ هنوز نمیتونه گذشته رو پشت سر بذاره

برای همینم تو عمارت چو شیو گیر کرده

مطمئنم خبر داری

زی شی بانوی دوم خانواده ون

تو عمارت چو شیو ناپدید شده

احتمالا ناپدید شدنش ربطی به یی لینگ داره

فقط تو میتونی

نجاتش بدی

چیکار میتونم بکنم؟

مطمئنم حرفای زیادی

برای گفتن به یی لینگ داری

این دفعه بهم اعتماد کن

میبرمت پیشش

یی لینگ

یی لینگ بیدار شو

یی لینگ

میرم یکی رو بیارم آتیش رو خاموش کنه

اینجا منتظرم بمون

بعد اون حادثه

اینجا

تالار جینگ آن شد

[تالار جینگ آن]

به یاد یی لینگ

فهمیدم

از اون زمان به بعد

هیچوقت برنگشتی؟

روی برگشتن نداشتم

میترسیدم

یی لینگ نخواد منو ببینه

[تالار جینگ آن]

یی لینگ

فکر کنم اونو شناختی

تیان یو

یی لینگ الان جلومونه

منتظر شنیدن حرفاته

طی ده سال گذشته

داخل عمارت چو شیو گیر کرده

نمیتونست بره

یی لینگ

یی لینگ واقعا اینجایی؟

ده سال گذشته

خیلی دلم برات تنگ شده ولی جرات نداشتم بهت فکر کنم

جرات نکردم به تالار جینگ آن بیام

روح یادبودت اینجاست

میترسیدم نخوای منو ببینی

اینجا

عین زندانه

همه عمرمون اینجا زندانی بودیم

اون موقع رهات نکردم

رفتم کسی رو خبر کنم آتیش رو خاموش کنه

ولی خیلی دیر کردم

اون زمان

دستام زخم شدن

همه این سال ها

به خاطر این زخم ها

به ندرت میرم بیرون

برای گذروندن زندگیم

کارای مختلفی میکنم

یی لینگ

نذار نفرت گذشته

دیگه اذیتت کنه

آتیش

آتیش

کمک

آتیش

چرا اونجا آتیش گرفته؟

زی شی تو تالار جینگ آنه

زی شی کجاست؟

زی شی

زی شی داخله

زی شی

دارم میام

زی شی

زی شی اینجایی؟

زی شی

تیان یو

برو کمک بیار

میرم نجاتشون بدم

زی شی

زی شی

زی شی

اینجایی؟

زی شی

زی شی اینجاست

زی شی

زی شی

بالاخره پیدات کردم

زی شی بلند شو

زی شی بلند شو

الان

باید ببریمش بیرون

بیا

زی مو

زی مو

برو

اول خواهرمو ببر بیرون

منتظرم باش

دارم میام

اونجا بمون

اون موقع رهات نکردم

رفتم کمک خبر کنم

ولی دیر کردم

مراقب باش

چرا آتیش اینقدر بزرگه؟

کمک

چرا آتیش اینقدر بزرگه؟

کمک

ارباب

♫تشخیص خوب و بد دوست داشتن و تنفر از کسی سخته♫

♫همدیگه رو می بینیم و جدا میشیم♫

♫بدون توجه به هرج و مرج و سرنوشت♫

♫فقط عمیقا تو رو دوست دارم♫

♫تنهام و اشک از صورتم جاریه♫

♫ جرات ندارم با این همه غم روبرو بشم♫

♫متحیر و غمگین تر از اونیم که زیر نور ماه گیوچین بنوازم♫

[تالار جینگ آن]

♫میخوام بشنوم راحب چیزای عاشقانه حرف میزنی♫

زی شی

زی شی

زی شی

خواهر

زی شی

نترس

اینجام

همش تقصیر منه

دختر سرزنده ای هستی

کسی که از محدود شدن بیزاره

نگرانم اگه تو قصر زندگی کنی

زمان سختی رو بگذرونی

برای همینم به درگاه خدا دعا کردم

برای رفتن به قصر انتخاب نشی

خوشبختانه پیدات کردم

خواهر

اتفاقی افتادم زیرزمین

هیچ ربطی به تو نداره

دلیل اینکه

می خواستم با هم وارد قصر بشیم

اینه که نمیخوام ازت جدا بشم

باشه

همیشه کنارتم

بیا زی شی

[تالار جینگ آن]

یی لینگ

اون موقع نتونستم تورو نجات بدم

امروز خواهران ون رو نجات دادم

فکر میکنم

الان میتونم رهاش کنم

یی لینگ

ولش کن

الان آزادم

امیدوارم توام آزاد بشی

♫در رویام♫

♫پریدم و خودمو فراموش کردم♫

♫شنیدن زمزمه کوه ها و رودخانه ها در دنیای فانی♫

♫دریا بی نهایته و من به این مکان قدیمی برگشتم♫

♫حشره های یه روزه از مهربونی میترسن♫

♫بقیه عمرشون رو جدا میگذرونن♫

خدای ماه

به جایگاه خودت برگرد

[هلال فزاینده ماه]

ارباب

انگار هلال ماه بیشتر شده

[عمارت چو شیو]

عالیه

بانو ژائو یان بانوی جوان ون رو پیدا کرد

به لطف اون دیگه با شایعات اذیتتون نمیکنن

ارباب

بانو ژائو یان

واقعا دقیقا عین اسمشه

مثل طلوع آفتاب درخشانه

بیا بریم

نباید منتظر بانو ژائو یان بمونیم؟

لازم نکرده

ارباب

همون طور که قول دادین

باید اجازه بدین بانو ژائو یان تو عمارت بازرس سلطنتی بمونه

خیلی کمکمون کرد

باید سر قولت بمونی

درست میگم ارباب؟

بیا بریم

دیگه نمیخوام هیچ نوری ببینم

ارباب تو

ارباب

سر قولت میمونی؟

میرم عمارت بازرس سلطنتی و اونجا میمونم

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ ° مترجم: مهسا ° °ماه عاشق قسمت چهارم °

ارباب بیا اینو ببین

چرا همچین خوابی دیدم؟

ارباب

میتونین خواب ببینین؟

احتمالا به خاطر ژائو یانه

این روزا همش به پرو پام میپیچه

برای همینم کابوس دیدم

به قول معروف به هرچی تو روز فکر کنین

شب خواب همون رو میبینین

خفه شو

ارباب

بانویی به اسم یون

از کسی خواسته براتون پیامی بیاره

چرا دوباره اونه؟

ارباب

بانو ژائو یان

به دیدن بانویی رفته

که چند سال پیش تو عمارت چو شیو

در حادثه آتیش سوزی مجروح شده بود

فکر کنم ممکنه

سرنخ هایی پیدا کرده باشه

وافعا نمیخوای

پیام

بانو ژائو یان رو بررسی کنی؟

همش مزخرف میگه

کی میدونه دروغ میگه یا نه؟

نمیرم

ژائو یان

بالاخره برگشتی

شنیدم برای بانو زی مو اتفاقی افتاده

نگران بودم نکنه توام تو خطر باشی

سرنخی پیدا کردی؟

خوبم

و یه سرنخ پیدا کردم

برادر شیه

لطفا بهم کمک کن بررسی کنم

چرا تعقیبم میکنی؟

ارباب امشب بیرون امن نیست

جرات ندارم تنهایی برگردم سردخونه

میخوای بازم شب

عمارت بازرس سلطنتی بمونی؟

نترس

یه گروه

برای گشت زنی فرستادم

امشب هیچ جا

امن تر از چینگ ژو نیست

بعلاوه مدت طولانی‌ پیشم بودی

هیچ جاودانه مرتدی جرات نمیکنه بهت نزدیک بشه

باشه

حق باتوئه ارباب

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.