Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم و بدون سانسور 9Movie.TV ناین مووی
چنل تلگرامی : دانتس مووی @DontSMovie
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
رحم کن
من نمی خوام رویداد هفته آینده مثل سال گذشته یه فاجعه باشه، وین
چادر چطوریاست؟
بابا
چرا در رو قفل نکردی؟
در مورد شرکت کنندگان زن چطوریه؟
بابا
اینجا خیلی ساکته
سیسکا میاد؟
از دست اون
کا
و؟
همه جا خونه
احتمالا رنگ قرمز از کیک است
نه
این طور نیست
این یک سایه متفاوته
هفته آینده سوار اتوبوس می شیم تا مطمئن باشه
نه، من تنهام
بابا
بابا
بابا
بابا
بابا
حالت خوبه؟
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
چرا خونه اینقدر به هم ریخته است؟
تو پنجره رو نبستی
حالت خوبه؟
بابا
بابا
همه دوقلوها سرگرمی های یکسانی ندارن
نایا! نه
-نایا -بله؟
مشکل چیه؟
-چیه؟ -نایا
-نایا -اکا؟
- نه -اکا
نایا
کا
-نا -میام راکا
بابا
بابا! چی شد؟
من نمی دونم از موقعی که من اومدم اینطوری بود
بابا؟
بیا دیگه! کمکش کن! بلندش کن
با آمبولانس تماس میگیرم
بابا؟
راکا
بابا
الحمدلله رب العلمین
جادوی سیاه
بله
لطفاً از یکی از اعضای خانواده بیاد
بسم الله
-خدای عزیز -خدای عزیز
-تو انجامش بده -نه تو انجامش میدی
-تو برو -با هم
بسم الله
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَجِعُون
اون دیگه رفته
انشا الله
از اینجا راهنماییت میکنم
ممکنه ادامه بدی لطفا
من نیاز دارم با شما صحبت کنم
گوش بده
من فکر نمی کنم که ما باید ادامه بدیم
نباید مراسم تشییع امشب رو همراهی کرد
باران شدیدی می باره
حتی اگر باران تمام بشه
محل دفن آب گرفتگی میشه
فردا صبح باید ادامه بدیم
باشه؟
باشه
خوبی؟
آره
سلام
سلام بر شما
-سلام بر شما خانم -و همچنین بر شما
-سلام بر شما -و همچنین بر شما
نای
به چیزی که میگن باور داری؟
در مورد چی؟
من به بابا اعتماد دارم
اما چرا پدر در آخرین لحظاتش این رو داشت ؟
گفتم من به بابا اعتماد دارم
کافیه
دیگه در موردش حرف نزن
به نظرت عجیب نیست؟
بابا در تمام این مدت این رو داشت
هیچ توضیح منطقی برای اینطوری مردن پدر وجود نداره
مگه اینکه…
-به خاطر جادوی سیاه بود ---راکا بس کن
ما نباید در این مورد صحبت کنیم
واسه بابا
بقیه هر چی میخوان بگن
ما بهتر می دونیم
کی مانگ را پیدا کن
کی مانگ رو پیدا کن؟
-راکا -نایا
تو اتاق بابا یه چیزی پیدا کردم
دیدم
- چی؟ -یه چیزی دیدم
یه چیزی
کای
چطوری اون ناپدید شد؟
چطور، راکا؟
بیا به پلیس زنگ بزنیم
برای چی؟
می خوای بگی اون توسط شیاطین ربوده شده؟
پس به نظرت باید چیکار کنیم؟
اینو تو اتاق بابا پیدا کردم
نگاه کن
هر دو تاش رو مقایسه کن
این یکی جدید به نظر می رسه
کی مانگ رو پیدا کن؟
-کی مانگ کیه؟ -از کجا بدونم؟
حتماً تو اتاق بابا اتفاقی افتاده
این عکس تنها سرنخ ماست
خانواده بابا؟
این خانواده اون هستند؟
رجیمه، همدان، ولان، بودی جاوا شرقی، روستای رنگو، 1990
باید بریم اونجا
اونا باید چیزی در مورد پدر بدونن
روستای رنگو؟
در مورد اون جا چی میدونی؟
نگاهی بهش میندازم
نمی تونی حداقل اول با من حرف بزنی؟
خودت تصمیم نگیر
نای
نمی خوای در مورد رمز و راز خانواده ما بدونی؟
مادر ما کیه؟
پدربزرگ و مادربزرگ ما چه کسانی هستن؟
چرا پدر تمام این مدت سابقه خانوادگی ما رو مخفی نگه داشته ؟
چطوری این رو برای همسایه ها توضیح بدیم؟
اینکه جنازه بابا ناپدید شد؟
حداقل می شه گفت با آمبولانس اون رو در روستاش دفن کردیم
نایا
ما باید در مورد خانواده خودمون بدونیم
باشه. من فکر می کنم این کاریه که شده. صبر کن ببینم
تو هم باید یکی بپوشی بابا
-[خنده] -اوه، حتما
اونجا
اینجا ته خطیه که میرم
باشه
-با تشکر -خواهش میکنم
اوه، مرد
سیگنال نیست
تو داری؟
جواب منفیه
انگار یه جای متروکه
کجا می ریم؟
صبر کن
لعنتی
خب؟
سرویس نداره
چرا از راننده نپرسیدی؟
قـ ـا سـ ـم سـ ـمـ ـنـ ـگـ ـا نـ ـی
سلام آقا
ببخشید
آقا
نای
روستای رنگو
همینه انگار
بیا دیگه
مطمئنی؟
باید تلاش کنیم
اگر در 500 متر بعدی چیزی نباشه به عقب برمی گردیم
روستای رنگو
کای
بیش از 500 متر گذشته و ما نه خونه ای دیدیم و نه مردمی. هیچ چی
بیا برگردیم
-قبل از اینکه سرگردان بشیم -نای
تا اینجا اومدیم دیگه
خانم ببخشید
بله؟
روستای رنگو از کدوم طرفه؟
چرا میخوای بری اونجا؟
ما به دنبال محل اقامت راجیماه هستیم
اونو می شناسی؟
اوه خانم جیما
من در همان روستای خانم جیماه زندگی می کنم
بیاید
واقعا اینقدر با جاده اصلی فاصله داره؟
آره. شما اهل کجا هستید؟
من اهل جاکارتا هستم
کای
نای، چی شده؟
بیا بریم خونه
- میریم خونه -نایا چه خبره؟
ما تقریبا رسیدیم
یادت باشه برای چی اومدیم اینجا
قبل از اینکه جلوتر بریم باید همین الان بریم
هی
تقریبا رسیدیم
بیاید
ما به ندرت بازدید کننده ای از خارج از منطقه داریم
این روستا علیرغم موقعیت دورافتاده خودش یکی از تامین کنندگان عمده برنج است
در جزیره جاوا
چرا گلها رو اینطوری آویزان می کنن؟
ما هرگز اون رو زیر سوال نمی بریم
چون ما عمیقاً به اجداد خود احترام می ذاریم
ما به سنت هایی که منتقل میشه پایبند هستیم
روستا همیشه اینجوری ساکته؟
اینجا خونه جیماه خانمه
مردم اینجا معمولا اون رو "پیر" صدا می زنن
اگر ببخشید
آقا…؟
من راکا هستم
اون نایا است
و شما؟
آیو
باشه ایو ممنون که ما رو به اینجا آوردی
خواهش میکنم
اگر چیزی نیاز دارید، خانه من جلوی در ورودی روستا است
اونی که درخت جک فروت داره
از اقامت خودتون در روستای رنگو لذت ببرید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ما به دنبال خانم راجیماه هستیم
من راجیماه هستم
شما کی هستید؟
من راکا هستم او نایا، خواهر دوقلوی من
چطوری می تونم به شما کمک کنم؟
می خوایم از شما چیزی بپرسیم
تو این عکس هستی شما؟
چرا نمیای داخل؟
بیا داخل حرف بزنیم
بنشینید
من چیزی برای نوشیدن درست می کنم
مستقیم سر اصل مطلب نرو
اول وضعیت رو ارزیابی کن
متشکرم
ما فرزندان حمدان هستیم
شما مادربزرگ ما هستید؟
یه چیزی بنوش
این وندانگ سکانگ است
شما رو گرم نگه می داره
حمدان
پسرم بود
اما این واسه گذشته است
گذشته؟
اون دیگه پسر من نیست
چطور؟
اون یه راه دیگه رو انتخاب کرد
مادربزرگ، در واقع…
من رو خانم جیما صدا کن
ببخشید خانم جیما
دلیل آمدن ما به اینجا
-به خاطر ---پدر درگذشت
و بدنش به طرز مرموزی ناپدید شد
چیزی می دونی؟
پدر ما چه چیزی رو پنهان می کرد؟
خوبه که
چیزی ندونید
اما ما حق داریم بدونیم
واقعا میخوای بفهمی
که پدرت چه چیزی رو پنهان می کرد؟
بله
ما می خوایم
شما تنها خانواده ای هستید که حالا برای ما باقی مونده
پس لطفا
لطفاً به ما بگید
در دو روز
جشن برداشت محصول روستا برگزار می شه
تمام خانواده بزرگ اونجا خواهند بود
تمام پاسخ هایی را که دنبالش هستید پیدا خواهید کرد
اگر می خواید
می تونید تا روز جشن اینجا بمونید
این اتاق وولان بود
خواهر حمدان
میتونی اینجا بخوابی
شما هم
می تونید در اتاق حمدان بخوابید
استراحت خوبی داشته باشید
نای
تو این رو نگه دار
فردا دنبال کی مانگ می گردیم
من تعجب میکنم
تصمیم درستی برای اومدن به اینجا گرفتیم؟
بابا باید دلیل خوبی داشته باشه که ما رو به اینجا نبرده
نای
ما هم دلیل خوبی داریم
برای اینکه الان اینجا هستم
من می ترسم، کا
میترسم بابا آدم خوبی نباشه
من از این مکان ناآشنا می ترسم، کا
نگران نباش
کمی استراحت کن
کا
کای
راکا
نایا
نایا
بابا؟
-بابا؟ بابا - کمکم کن
نایا
بابا
کمکم کن
بابا
بابا
بابا
نای، بیدار شو
چرا اینجا افتادی؟
کا
من ... من تو یه غار بودم
بعدش
صدای بابا رو شنیدم
اون کمک می خواست
بعد
دیدم… جمجمه
جمجمه انسان
آروم باش. این فقط یک کابوسه
نه اینطور نیست
درسته. من تو غار بودم
صداش رو شنیدم. میدونم اون بود
بیا بلند شو
-راکا -بیا بریم داخل
باشه؟
این واسه بابا است؟
چرا می پوشی؟
بردارش
خوات چطور بود؟
خوب؟
بله، خانم جیماه
خیلی وقته منتظرم پدرت بیاد خونه
و شما رو به اینجا بیارم
خیلی خوشحالم که شما رو اینجا دارم
لطفا
میل کنید
متاسفم
اما من گوشت نمیخورم
درسته
من سهم اون رو می خورم
خیلی خوب
شما باید فقط به باقی اش بسنده کنید
در نهایت، شما از غذاهای اینجا لذت خواهید برد
خانم جیما
می تونم از شما چیزی بپرسم؟
این روستا…
میدونید
غار دارید اینجا؟
نه
چرا؟
ببخشید
منو ببخش
مطمئنی میخوای دو روز اینجا بمونی؟
الان برای رفتن خیلی دیره
فردا میریم جشن
چطور خانم جیما رو متقاعد کنیم؟
اون باید همه چیز رو بدونه
نه او چیزی به ما نمی گفت
فکر می کنم راز بابا بزرگتر از اون چیزیه که ما انتظار داشتیم
خودمون باید بفهمیم
بعد از این بیا بهونه ای برای گشت تو روستا پیدا کنیم
و سرنخ هایی در مورد پدر پیدا کنیم
من نمی خوام واسه مدت طولانی اینجا باشم
باشه
بعد از جشن به خونه می ریم. باشه؟
متاسفم، اما باید برم
یه کاری هست که باید انجام بدم
از کجا شروع کنیم؟
من هیچ نظری ندارم
اگر می دونستم، اینجا نبودیم
این مردیه که دیروز دیدم
اون محلیه. باید ازش بپرسیم
آقا ببخشید
ما فقط می خوایم از شما چیزی بپرسیم
در این روستا غار وجود داره؟
چرا می خواید به غار بثحی برید؟
غار؟
پس واقعا اینجا غاری هست؟
کجاست؟
من نمی دونم
گفتی غاری بود
لطفا به ما بگیید
اون غار برای ما مهمه
آقا صبر کن لطفا به ما بگیید
تو باید از اینجا بری
قبل از اینکه خیلی دیر بشه
آقا
پس درسته؟ واقعا غاری هست؟
شنیدی که
بیا پیداش کنیم
بیا دیگه
مطمئنی که اونجا بودی؟
سعی کن به یاد بیاری
تو اون غار چیه؟
یادم نیست چه شکلی بود
تاریک بود
اما من به یقین می دونم
نم بود و بوی عود می داد
باشه، نگاه کن
از ایو بپرسیم
ما این راه رو امتحان نکردیم
آره ولی…
این جنگل عظیمه
خطرناکه
باید حیوانات وحشی زیادی وجود داشته باشه
ریسک داره
ریسک
آمدن به وسط ناکجاآباد پر از غریبه خطرناک است، کا
همینه دیگه
جنگل و روستا با هم فرق دارن
اگه می ترسی چرا اومدیم اینجا؟
روستا عجیبه
و روستاییان هم همینطور
اومدن به اینجا ایده من بود
و شما با آن موافق بودید
من نباید موافقت می کردم
من به بابا اعتماد دارم برخلاف شما
اگر اون عکس رو پیدا نکرده بودی ما اینجا نبودیم
همه چیز اینقدر پیچیده نمی شد
می گی تقصیر منه؟
چرا پدر رو هم مقصر نمیدونیم؟
متاسفم
من قصد نداشتم تو رو سرزنش کنم
الان وقت دعوا نیست
کا
کا
نای
نایا؟
راکا
کا
نایا
نای
من با بثی متحد شده ام
برای همیشه در تاج و تخت
-بخت بد از بین خواهد رفت -شما کی هستید؟
همه بلاها شروع شد
راکا
راکا
روستای رنگو
خانم ایو
خانم
خانم ایو، ببخشید
خانم ایو؟
با من بیا
نه! بذار برم
کا
کا
کجایی راکا؟
راکا
کمک
کمک
کمک
کمک
کمک
کمک
کمک
دانتِس مووی قاسم سمنگانی
بیا دیگه
لطفا به من کمک کنید
راکا… اون…
آروم باش
آروم باش
راکا گم شد
اون رفته. همه جا رو گشتم اما اون جایی نیست
من خانم آیو رو دیدم…
-اون... -برادرت سالمه
باید برگردی خونه جیماه خانم
و شما دو نفر باید فورا این روستا رو ترک کنید
میدونی راکا کجاست؟
بگو کجاست
هرکسی که در این روستا گم بشه
به خانه خانم جیما برمی گرده
اونجا منتظرش باش
تو این روستا چه خبره؟
لطفا به من بگو اینجا چه خبره
اگر مایل هستید
من میتونم کمکت کنم از اینجا بری
پدرم رو می شناسی؟
اسم اون حمدان است
پسر جیماه خانم
بعدا همه چی رو بهت میگم
فعلا میبرمت خونه جیماه خانم
بیا برادرت رو پیدا کنیم
بیا دیگه
اسمت رو به من نگفتی
سوگونوگ
من نایا هستم
چرا هر بار که منو دیدی از من فرار کردی ؟
من عادت ندارم با مردم صحبت کنم
غریبه ها خیلی کمتر
ساعت شما عتیقه است
مال بابام بود
چرا به من کمک می کنی؟
تو منو نمیشناسی
و اینکه
همه چیز باید به پایان برسه
این تا جایی که من پیش میرم
ساعت سه صبح در ورودی روستا منتظر خواهم بود
اجازه نده کسی بفهمه
باشه
ممنون
کجا بودی؟
خاک گرفته لباست رو
من برای پیاده روی بیرون رفته بودم
نگاه کردن به اطراف ... مزارع برنج
بیا داخل. شام آماده است
چطور تونستی؟
من همه جا دنبالت گشتم
کا
کا
کامل بخورید
بابات هم دوست داشت
سوپ استخوان های نرم
بفرمایید تو، بیا تو
ببخشید خانم
ببخشید که شام شما رو قطع کردم
اون رو بذار تو یخچال
طبق معمول، ایو
بله خانم
چیزی شده؟
نه من خوبم
ببخشید خانم
باشه. مراقب باش
خانم جیما
من خوابم میاد
من اول میرم بخوابم
ببخشید
کا
راکا
در رو باز کن
کا
چی کار می کنی؟
کا
-چی...
کا
کا
راکا
نایا
کا
چرا شما دو نفر بیرون هستید؟
بیا دیگه
من براش چیزی برای نوشیدن درست می کنم
چه اتفاقی برای من افتاد؟
تسخیر شده بودی
جوجه زنده خوردی
بهت گفتم
الان باید از اینجا بریم
وقتی حواسش پرت شد میریم
اینجا. بنوش
ممنون
اینا همه تقصیر حمدان است
شما مورد هدف قرار می گیرید
حمدان یک تمرین کننده جادوی سیاه بود
اون عادت داشت جادوی خطرناک سیاه رو تمرین کنه
همه ما نفرین شدیم
هر نوزادی که در این روستا به دنیا میاد باید کشته بشه
برای حفظ امنیت روستا
اهریمنی که با حمدان متحد شده در پی توست
این چیزیه که پدر ما در تمام این مدت پنهان کرده؟
پدرت این روستا رو ترک کرد
لعنت بر این روستا و کل خانواده اش رو پشت سر گذاشت
با این حال
شما دوتا متفاوت هستید
شما دو نفر می تونید یک مراسم رو انجام بدید
برای برداشتن نفرین
فقط میخوایم بریم خونه
اگر تشریفات رو انجام ندید، شیطان هر کجا که برید دنبال شما خواهد آمد
امروز عصر
در جشن برداشت
ما می تونیم این مراسم رو انجام بدیم
با روستاییان
نیازی نیست
الان میریم خونه بیا بریم راکا
خیلی خب
حداقل زمانی که راکا حالش بهتر شد به خونه برید
وسایلت را جمع می کنم شما باید استراحت کنید
بیدارت میکنم
کا
کا
کا
کا
راکا
کا
کا
راکا
من هستم، نایا
کا
بذار برم
کا
بهت گفتم
شما باید مراسم رو انجام بدید
خانم جیما
مراسم کجا برگزار میشه؟
گفتند غار
گفتی اینجا غاری نیست
اگه بهت میگفتم دنبالش میرفتی
این یک غار مقدس است
فقط افراد خاصی می تونن واردش بشن
کا
این همان غاری است که روز گذشته دیدم
فکر می کنم من هم اینجا بودم
اون برای چیه؟
برای گردنت
متشکرم
برای اینکه به اینجا اومدی تا سرنوشتت رو برآورده کنی
اون ها رو بگیرید
بذار برم
من خیلی وقته منتظر کشتن این خائنان بودم
بذار برم
نایا
کا
بذار برم
فعلا اون رو نکش
راکا
ما هنوز به اون نیاز داریم
بله، خانم
برو
نایا
آقا
لطفا
بازش کن
-نه -برو اونجا
در رو ببندید
در رو باز کن
در رو باز کن! لطفا راکا
اون تنها کسی است که برای من باقی مونده لطفا در رو باز کن
در رو باز کن
اجازه بده برم بیرون
در رو باز کن
لطفا در رو باز کن
کمک
من با باثی متحد شده ام
تا ابد تاج و تخت رو می پرستید
بخت بد از بین خواهد رفت
همه مصیبت ها آغاز شد
کمک
بیا دیگه
مراقب باش
اون سر و صدا چیست؟
من نمی دونم. من فکر می کنم موش ها باشن
برو چک کن احمق
وای نه! اون رفته
لعنتی
چرا دور هم نشستین؟
همه شما، بگردید
-بله قربان -بله قربان
به من گوش کن
تا 100 بشمار
و بعد برو بیرون
علامت های سفید روی درخت رو دنبال کن
به یک خانه کوچک منتهی می شه شما در اونجا امن خواهید بود
تو چطور؟
مامان حق داشت
چشمان ما شبیه هم هستند
گرفتار نشو
- سوگنگ -اونجاست
بگیرش
یک، دو، سه، چهار، پنج…
نود و چهار
نود و پنج
نود و شش
نود و هفت
نود و هشت
نود و نه
یکصد
سوگونگ؟
در رو باز کن
سوگونگ
سوگنگ کجاست؟
چرا تنهایی؟
من یکی از اونا نیستم
تعقیب شدم
و سوگنگ…
سوگنگ به من گفت بیام اینجا
اما برادرم رو گرفتن
تو این روستا چه خبره؟
درسته که پدرم، حمدان
تو این روستا بوده؟
پدرت رو می شناختم
من بودم که کمکش کردم از این جا فرار کنه
همه در روستای رنگو
شیطان پرست اند
برای نسل ها
مردم روستای رنگو دیو باثی رو پرستش کرده اند…
برای رفاه و امنیت
یک عمل مورد نیاز در میان پیروان اون، همخونی است
کودکانی که در نتیجه این همخونی با بدشکلی متولد میشن
در غار بثی جمع شده اند تا قربانی بشن
من با باثی متحد شده ام
تا ابد تاج و تخت را می پرستید
بخت بد از بین خواهد رفت
همه مصیبت ها آغاز شد
کسانی که انتخاب نمی شوند در مراسم بعدی قربانی می شوند
و کسانی که موفق می شوند تا بزرگسالی زندگی کنند
باید برای ادامه آموزه های باثی رفتار کنن
خائنانی که عقاید رو رها می کنند
روح آنها در بعد دیگری محبوس خواهد شد
کودکی بدون تغییر شکل
به عنوان جانشین باثی انتخاب خواهد شد
رهبر فرقه آن رسانه ای برای شیطان است
چرا من؟
چرا من باید جانشین باثی باشم؟
حمدان
شما برگزیده هستید
تو عالی هستی
من نگران سرنوشت فرزندمان هستم، لان
اگر سالم بودم
بچه هایم رو از این روستا دور می کردم
پس
وولان
مادر بیولوژیکی شماست
همینطور خواهر پدرته
وتون
وتون، به کمک شما نیاز دارم
می خوام این روستا رو ترک کنم
من نمی خوام فرزندانم به همین سرنوشت دچار بشن
آیا از خطر آگاه هستید؟
به همین دلیل به کمک تو نیاز دارم
اما من نمی تونم به تو کمک کنم
می دونم که تو جادو داری
جادویی که تو رو از مرگ نجات داد
وقتی سوختی
برای وولان خیلی متاسفم
حیف که نتونست بچه هاش رو ببینه
وتون، از شما خواهش می کنم
به خاطر فرزندانم
این خواهرزاده و برادرزاده بودی است
خواهرزاده و برادرزاده شما
چشماش دقیقا شبیه چشمای پسر منه
همینجا صبر کن
این رو بپوش
این می تونه از شما در خارج از روستا محافظت کنه
به این آدرس برو و کی مانگکو، معلم من رو پیدا کن
اون می تونه برای محافظت از شما و بچه ها در برابر باثی، طلسم بسازه
اما این فقط 21 سال دوام میاره
بابا
ما به اون کودک نیاز داریم تا مراسم رو تمام کند
ما به خون نیاز داریم
از دوقلوی اون
روحشان شکافته است. یکی از آنها باید بمیره
اون رو بیار اینجا
متاسفم خانم
این پسر به نایا کمک کرد تا فرار کنه
خون نجس
شما باید خوشحال باشید که شما را زنده گذاشتیم
باید بمیری
اون رو بسوزانید. درست مثل پدر و مادرش
این مال بابام بود
راکا اون رو در اتاقش پیدا کرد
کی مانگکو
پدرت دو طلسم دریافت کرد
یکی برای محافظت از شما دو نفر
و این یکی…
برای دفع باثی
این طلسم فقط برای کودکانی که با ناهنجاری های بدن متولد میشن قابل استفاده است
نایا
نایا
کا
نایا
تو خوبی؟
ما باید بریم
اون ها دنبال من هستند
بیا بریم
بیا دیگه
نایا
مشکلی نیست. بیا از این طرف عجله کن
اینجا
آقا
ببرش
بیا دیگه
بچه ها رو کجا پنهان کردید؟
می خواید مثل پسرت بسوزی؟
با پسرم چی کار کردی؟
- همه شما رو به مرگ محکوم می کنم
راکا هی
ولم کن! راکا
-راکا - کار خوبیه
کا
کا
اون رو بگیر
اون مال منه
من اون رو خواهم کشت
کا
راکا، بس کن
کا
راکا بیدار شو
بیا از اینجا بریم
بلند شو
کا
بیا دیگه. بلند شو
بلند شو راکا
راکا بیدار شو
یه ماشین هست
آقا
آقا
آقا! لطفا اجازه دهید تا ترمینال سوار شیم
باشه. برید پشت
باشه ممنون
خواهش میکنم
خیلی ممنونم
بیا، کا
تموم شد، کا
بالاخره تموم شد
دیگه هیچوقت ترکم نکن
اسکلت یک نوزاد در باغ یک ساکن پیدا شد
مردی برای سحر و جادو تاریک 7 نوزاد تازه متولد شده را به خاک سپرده است
رابطه ممنوعه در سوماترای غربی
مادری که به پسری تجاوز کرد
شهرهای بزرگ در جهان که مملو از فرقه ها هستند
تحقیق پلیس از مردی که بدعت گذاری می کند در سلیمانیه جنوبی
اسکلت 4 نوزادی که ظاهراً از پدر و دختر متولد شده بودند در بانیوما پیدا شد
پس از 7 سال، پرونده اختلاس سرانجام حل شد
رمز و راز در پس فرقه های شیطانی در اندونزی
باورهای باستانی که تا به امروز وجود دارد
ویروسی! یک عکاس اسرارآمیز یک آیین باستانی را شکار کرد
چهار دانش آموز مفقود شده گزارش شده در یک مکان دورافتاده پیدا شدند
مرد و زن پس از بازدید از روستای اوته ناپدید می شوند
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.