Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
:مترجم محمد
راز
!لعنتی
.واسه انجام این کار خیلی دیره
.تو هر بار اینو میگی .منم باهات میام
بخش پزشکی
.آروم باشید پرندههای من، آروم
میری پاریس؟
.نیم ساعت دیگه میرسیم پاریس
یعنی اینقدر به پاریس نزدیکیم؟ - یعنی خودت خبر نداری؟ -
کیه؟ - .دیویدم -
کی؟ - .دیوید -
.تویی
تنهایی؟ - آره، چرا؟ -
مگه با یکی نبودی؟ - .بالا نیومد -
ساعت پنج صبح اومدی جاسوسی منو کنی؟
.سر و وضعت تعریفی نداره
.دو هفته پیش قرار بود با هم شام بخوریم .کلی منتظرت بودم
قهوه؟
.حس میکنم یه جای کار اشتباهه
جدی؟
اون جای زخما چیه؟
.تو واقعا مرد عجیبی هستی
یه بار اومدم سمتت، یه شب رو باهام ...گذروندی و تموم شد. اونوقت حالا
.احتمالش هست دیوونه باشی
ولی چرا بهم اعتماد داری؟
.هیچکس نمیدونه ما همدیگه رو میشناسیم .تو هیچ خطری نمیندازمت
.امیدوارم
میشه یکم پول بهم قرض بدی؟ - .مطمئنا تو بیشتر از من پول داری -
.من نباید برم خونه یا تو بانک دیده بشم .و اگه برات چک بنویسم، پیش دیگران لو میری
.نمیتونم بهت پسش بدم - .اشکالی نداره -
ماه بعد وقتی سیب زمینی بخورم .به تو فکر میکنم
میخوای یکم بخوابی؟ - .فقط یکم -
.و بعدش باید برم
و یادت باشه که .تا حالا منو ندیدی
از من میترسی؟
.من میدونم کی هستم
.این اتفاق ممکن بود برای هر کسی بیفته
.اونم در هر لحظه
چه اتفاقی دیوید؟
دیوید؟
دیوید؟ .در موردش بهم بگو
دنبال من میگردی؟
واسه این میپرسم .چون تنها آدم اینجا، منم
.اینو نمیدونستم اون بالا، آغل گوسفند هستش؟
.اینجا هیچ آغل گوسفندی نیست - نه؟ -
نه، همه آغلها با شروع زمستون .خراب شدن
.ببخشید پس برمیگردم پایین
عجیبه که این فصل سال یکی بیاد اینجا
تنهایی رو دوست دارم
منم همینطور
جولیا
جولیا
جولیای من
واسه شام یه مهمون داریم
کیه؟ - یه مرد -
چه مردی؟ - نمیشناسمش -
ولی ناراحت به نظر میاد
ممنون بابت سنگ
بزودی یخبندون میشه. ناسلامتی زمستونه واست بهتره که شب رو خونه ما بمونی
اسم من توماس برتلوته من تموم سال رو اینجا زندگی میکنم
بابت اتفاق قبل متاسفم همیشه نگرانم که نکنه طرف روبروم، توریست باشه
به نظرتون من شبیه یه توریستم؟ - البته که نه -
بیاید تو
یا خدا، این تو چی داری؟ - .غذای کنسرو شده -
.اینجا رو خونه خودت بدون
اسم من جولیایه اسم تو چیه؟
...ساردین تو روغن
...پاته جیگر
چه شیوه زندگی خطرناکی داری
تو راه یه آغل بود
نوشیدنی میخوری؟
یکم مشروب
زن من خیلی خوشگله
تو هم متوجه شدی میدونم که شدی
اون عاشق سنگه تخته سنگ، ماسه سنگ، گرانیت
مخصوصا سرپانتین یه سنگ مرمر سبزه
دیوونهشونه
باید یه جغد باشه
بهش عادت میکنی
اولش منم میترسیدم
تو شب با یذره صدا .وحشت میکردم
این واقعا لازمه؟ - فقط قورتش بده -
.من یه زن ذلیل به تمام معنام
تنهایی تو فلات زندگی میکنید؟
معلومه
هیچوقت کسی اینجا نمیاد؟
فقط موقع تابستون
باز قار قارش دراومد باید دوباره بنزین بریزم توش
...میدونی، اگه بخوای
میتونی یه چند روزی اینجا بمونی
ما یه اتاق داریم
هیچکی مزاحمت نمیشه
فکر کنم اگه برم بهتر باشه - نه -
نه
دارم شام درست میکنم
گوشت خوک کباب لعاب دار در سس بلوبری تازه
نظرت چیه؟
چی شده؟ حالت خوب نیست؟
بهترین اتفاق اینه که بعد از تصادف متوجه بشه
قربانیان تصادف رانندگی میتونن ناشناخته باقی بمون. یه عالمه از همچین آدمایی وجود داره
اون ترسیده بود، چشماش رو دیدی، نه؟ - نه زیاد -
زاویه دیدت بده
من میتونم چیزای زیادی ببینم و اینو جدی میگم
حتی میتونم حدس بزنم که شناخت بیشتر این مرد
میتونه شروع یه ماجراجویی باشه
منظورت چیه؟
مهم نیست
مهم نیست ولی امیدواری
این تو رو خوشحال میکنه؟
فکر کنم از فرط بی حوصلگی، این کارو میکنی راست میگی؟ -
به نظرم میخوای از هر فرصتی استفاده کنی
چرا یکم لباسای پوشانندهتر نمیپوشی؟
اونی که امشب بهم عجیب نگاه میکنه، تویی
سلام - صبح بخیر قرمزی -
امروز صبح حالت چطوره؟
میخواد بره؟ - ...داره میره تو کوهستان دور خودش بچرخه -
خوب خوابیدی؟
اوناهاش - کو؟ -
مسخرست
تو قهوهت شیر میخوای؟ - نه -
درسته. قهوه با شیر آدمو بیخایه میکنه
اونا تو رو ندیدن آره، نتونستن کسی رو ببینن
خیلی عجله داشتن
نه، بذار من برات کنم
من بهترین نون تست رو تو تموم اروپا درست میکنم
کره محلی است با طعم آجیلی خاص خوشمزه. حرف نداره
مطمئنی تو اونی هستی که دارن دنبالش میگردن؟
آخه با هلکوپتر نمیفتن دنبال پیدا کردن ملت
البته اگه پرونده ویژهای باشه این کارو میکنن
کمی از مربای ما میخوای؟ - نه - پشیمون میشی -
خیلی ممنون
اگه تو خطری
چرا اینجا نمیمونی؟
یه مردی که دنبال پنهون شدنه فقط در شرایطی تو یه شهر بزرگ احساس امنیت میکنه، که
پول داشته باشه یا کسی بهش کمک کنه
باید بگم که چنین چیزایی رو ندارم
کار وحشتناکی کردی؟ - من کاری نکردم -
پس حله اینجا بمون و میتونی بهم کنی
نمیدونم بتونم یا نه خیلی درست میگی اسمت چیه؟ -
دیوید هستم - دیوید -
نه. پیشش بمون
وگرنه شک میکنه که چرا تنهاش گذاشتیم
خیلیخب و اگه بهم حمله کنه چی؟
نمیکنه، بچه خوبیه
من اینو میدونم و خیلی راحت شکستت میدم
فکر کنم ممکنه از این ایدهت خوشم بیاد
نه، بمون
چرا تو موندی؟
توماس فکر کرد که یه گروگان لازم داری تا اینجوری دلت هزار راه نره
نه
تو رو اینجا گذاشت تا قفل دهن منو باز کنی
اشتباه میکنی توماس اهل سوال کردن نیست
چون همه چیو میدونه اینجوری بدنیا اومده
دوستی، آشنایی چیزی دارید؟
،نه، همه چیز رو تو پاریس گذاشتیم
از جمله اونا رو - ولی چرا؟ -
بخاطر چند تا خاطره بد که باید فراموشش کنیم
تو چی؟
تمام سال رو اینجا زندگی میکنید؟
عادت داری سوال رو با سوال جواب بدی؟
صبح بخیر آقایون
همه چی روبراهه؟
ببخشید جناب
بله؟
وقتی مراقب گوسفندم بودم یه بابایی رو دیدم
داشت میومد سمت خونه شما خیلی آدم حسابی به نظر نمیرسید
من و همسرم کسی رو ندیدیم
چقدر باید بدم؟ - همه اینا رو میخونی؟ -
نه. فقط عکساشو میبینم یه جورایی جایگزین تلویزیونه
اونا سرسختترن
به مورچههای کشاورز به اشتباه بذرافشان میگویند
آنها را با مورچههای معروف یعنی
بارباتوس مکزیکی، اشتباه نگیرید
یادم میاد یه بار موقع پیاده روی در بهار
در حومه نیواورلئان یه لونه مورچه دیدم
آنها گلهای حرکت میکنن هدف آنها محیط سبز است
تا تمامی نواحی اطرافشان را از هوای پاک تهی کنند
صدای توماسه
.اون اینا رو نوشته داستانایی از حیوانات
اونم به سبک واقع گرایانه
نه از اون مزخرفاتی که حیوونا رو به طرز مسخرهای، به تصویر کشیدن
ترسناکه، مگه نه؟
اینا نقاشیای منن - شبیه یه ارتش جنگیه
حتما گوشت گاو خریده
گوشت قرمز همیشه بهش احساس وحشی بودن رو میده
میخوای یه اسلحه واسه خودت پیدا کنی؟
آره
وقتی پیداش بکنی، احساس امنیت بیشتری میکنی؟ - آره -
قبلا اینجا بود توماس باید اونو با خودش برده باشه
زیاد واسه دیگران حرص میخوری؟
بار اولمه
میدونی، از وقتی اومدی اینجا توماس مثل سابقش نبوده
چرا اینو میگی؟ میخوای برم؟
من اینو نگفتم
کجاست؟ - تو خونه -
یه نفر دیدش که تو روستا میپلکیده ازم پرسید دیدمش یا نه
تو چی گفتی؟
فکر میکنی آدم خطرناکیه؟ - آره، همین فکرو دارم -
چیکار قراره بکنیم؟ - بهش یاری میرسونیم -
ولی... نمیترسی؟ - ترس واسه این هیکل خیکی، زشته -
شنیدی چی گفتم؟
از این به بعد هر وقت بخوای تخم مرغ داریم
اون مردی که منو دید پلیس بود؟
نه، چوپونه
اطراف اینجا
مردم محلی زیاد با پلیسا صحبت نمیکنن
خیلی از این هلکوپترها، از بالا سرتون میگذرن؟
نه - این اولین باره -
داری منومیترسونی
فکر کنم اگه تفنگت رو به دیوید میدادی احساس امنیت بیشتری میکرد
من همیشه بیشتر از حدم سیگار میکشم
شنیدی چی گفتم؟ - آره -
خب؟
همین الان هم دستشه - واقعا؟ -
پسش بده - نه -
لطفا، میخوامش
بدردم میخوره
من قرار نیست زنده دستگیر بشم
تو یه جاسوسی؟ - نه، معلومه که نه -
...تصادفا، یه راز
با خودم دارم چیزیه که هیچ کس حق نداره بدونش
چه رازی؟
از اینجا میرم
اگه میدونی کجا باید بری و از اینجا امنتره، منم همین نظرو دارم
اونا سر شما رو هم میکنن زیر آب
فکر میکنن در موردش بهتون گفتم
دیوید
تنهایی هیچ شانسی نداری
معنیش اینه که بهمون اعتماد نداری؟
گیرنم به آغل گوسفندا رسیدی، بعدش چی؟ - واسه خودم زمان میخرم -
توماس
شماها هنوز یه فرصت دارید ولی خیلی کم سویه. باید براش منو بکشید
بگید من گروگانتون گرفته بودم
خنگ خدا
راههای دیگهای هم واسه فرار هست بیا
بیاید اون سمت رو امتحان کنیم - همه جا هستن -
فکر کنم راست میگی
چیکار باید کنیم؟ - من از کجا بدونم؟ تا ببینیم
نه. تو اینجا بمون
بله قربان دستور حمله رو دادن
شلیک کنید
این دیگه چه وضعشه؟
اینجا چه خبره؟
شماها همتون از دیوونه خونه فرار کردید؟ فرماندهتون کیه؟
جنگ خیلی وقته تموم شده
ته دیگ جنگ رو هم خوردن کسی بهتون نگفته؟
گوش کنید بهم
همتون یه مشت خل و چلید
شلیک نکنید
اینا فقط یه مشت مانوره
خب این مسخره بازیاتون رو ببرید یه جای دیگه
مگه جنگ جهانیه؟ آتیش جهنمو رو ملکم نازل کردید. من اینجا زندگی میکنم
این زمین واسه استفاده نظامی هستش نه دادگاهی اینو گفته و نه جایی تایید شده -
تا زمانی هم که تایید نشده باشه اینجا مال منه
حالیتون شد؟ برید گمشید از اینجا
چرا؟ چرا ما رو از ترس، نصفه جون کردی؟
نظرت راجب دیوید چیه؟
از نظر فیزیکی منظورمه
ازش میترسم
آره، خیلی ازش میترسم
مرکز روانپزشکی
تو هم شبها، ترس برت میداره؟
تعریفی نداره
من همین سه روز پیش فرار کردم
از دست کی؟ - نمیدونم -
مکانش رو نمیشناسم
مثل یه زندان تو یه قلعه قدیمی بود
عکست رو جایی منتشر میکنن؟ - نه -
،در صورت برملا شدن این موضوع، فکر همهجاش رو کردن
اونا همه جا هستن، همه چیزو میبینن همه چیزو میشنون، همه چیزو میدونن
به سرعت هر چیزی که دلشون بخواد رو از نظرها پنهون میکنن
همه چی
لعنتی
...ولی
اونا کین؟
میخواستن منو به یه احمق دیوونه تبدیل کنن
شکنجهـت کردن؟
میخواستن بدونن که من دقیقا چی میدونم و راجبش به کسی گفتم یا نه
و بعدش؟
هیچی
ولی
اینقدر بد بود؟
اگه منو بگیرن دوباره همون بلاها رو سرم میارن
پس بازم همون جهنم برات تکرار میشه
درسته
اتفاقای وحشتناکی میفته منم اگه جاشون بودم، همین کارو میکردم
واقعا؟
اگه قرار باشه کشور رو نجات بدی
ولی بخاطرش باید یه آدم رو بکشی چه احساسی بهت دست میده؟
نمیدونم
بستگی داره چقدر وجدان داشته باشی
نمیدونم
ولی چرا میخوای بری اونور آب؟
اینجوری میتونم یه چند روز دیگه هم زندگی کنم
و همیشه میتونم امیدی برای فرار کردن داشته باشم
برای همچین امیدی زندگی میکنی؟
فکر کنم برای این امید
یه کم شانس برام وجود داشته باشه
اینقدر
خیلی نیست
...هی
چیزایی که بهت گفتم رو باور کردی؟
چرا میکنی؟
چرا میکنی؟
چون... دارم عوض میشم - عوض میشی، چطوری؟ -
یعنی به یه مرد تغییر پیدا میکنم کل اتمسفر در حال تغییره
تو در بدبختی زندگی میکنی و من در خوشبختی
اگه اینا رو با هم ترکیب کنیم شاید بشه یه چیزی از توش درآورد
.ممکنه کار کنه
.ممکنه کار کنه
.من فردا میرم - .نه نمیری -
.همه با هم میریم
.جولیا...تو...و من
.سه تایی با هم
...بدون مستی و با هم .از پس هر کاری میتونیم بربیایم
.نتیجه خواهد داد
یالا مو قرمز
.اگه خواب نیستی، بلندشو
بگیرش .مطمئنم که همینو میخوای
.شیر میخوام چیکار
.این شیر، مزه ش شبیه علفزاره
.حس میکنم دارم بابونه و شبدر چهار برگ میخورم
...توماس
.بذار بره
.فردا اونو میبریمش به میمیزان
اونجا حالمون بهتر میشه .بعدش، اونو با قایق روونه ی اسپانیا میکنیم
این مایی که میگی، کیه؟
.این کار خیلی خطرناکه
.تو اونو دوست داری - منظورت چیه؟ -
.اگه با اون بری، من اینجا میمونم
.نه
.آره
.باشه
...توماس
.بذار اون بره... - .گوش کن، من فکر میکنم اون راست میگه -
.خیلی دیره
کسی رو کشتی؟
آره .یه نگهبان رو
توماس میدونه؟
.نه
میشه تو بهش بگی؟
اگه دیوونه باشه چی؟ - اگه نباشه چی؟ -
باید بهش اعتماد کنیم .به هرحال، به غیر از اون کسی نیست تا بهمون کمک کنه
.برادرمم هست - همون خبرنگاره -
باید بدونی که اگه دیوید راستشو بهمون گفته باشه، برادرتم .در خطر خواهد بود
...حس میکنم که
.دیگه قرار نیست به اینجا برگردم
.اینجا بودن ما سه نفر، تو چنین روزی، همچین بدم نیست
من نباید با جولیا زندگی کنم .اون کارهای بهتری برای انجام داره
...تو باید مرده باشی .و منم همینطور
تو دیگه چرا؟
.دکترا هم اشتباه میکنن
من آدم بدشانسی بودم
تا اینکه با جولیا آشنا شدم
.و الان همه چی فرق میکنه
.بیرونو ببینید
.پشت سرمون
اگه نگه مون دارن بهشون شلیک میکنی؟
اگه دور بزنم .بهمون شک میکنن
از در عقب پیاده شو، رودخونه رو دور بزن، بلوک جاده رو .هم بگذرون و بعد ما میام سوارت میکنیم
آره این بهترین کاره .زود باش پیاده شو، خیلی نمیتونیم اتینجا بمونیم
ساکتم بردار .اونا بازرسیمون میکنن
امیدوارم بهمون اعتماد داشته باشه .وگرنه ممکنه فرار کنه و نیاد پیشمون
یه حالت دیگه هم هست
اینه که ما براش نگه نداریم
.آقا، مدارکتون لطفا
مدارک دارید؟
.گواهینامه رانندگیتون لطفا
.ممنونم
خانم، اون پشت چیزی حمل میکنین؟ - .فقط چمدونامونن -
.داریم میریم تعطیلات
میشه در پشت ماشینو باز کنید؟
.خیله خب
چرا قبل از رسیدن به ایست بازرسی، ماشینو نگه داشتی؟
ماشین داغ کرده بود .تسمه فن ماشین خیلی سفت نیست
.باشه، ممنونم
میدونید لاستیک جلوییتون فرسوده شده؟ - .عوضش میکنم -
میشه بگین چرا ایست بازرسیه؟ - مگه رادیو گوش نمیدی؟ -
ما دنبال یه دیوونه هستیم که از .یه کلینیک روانپزشکی در تولوز فرار کرده
به زودی میگیریمش .نگران نباشید
.اون دیوونه نیست
چرا داری گریه میکنی؟
.هیچ راهی برای خروج از این وضعیت وجود نداره
.اگه اون دیوونه باشه، ما رو میکشه
.اگه هم نباشه، اونا میکشنش
...توماس
خواهش میکنم، میدونم اینی که میگم درسته .سوارش نکن، تو باید اینکارو بکنی
.نه
چرا؟
.چون اون دوستمه
.ولی تو اونو نمیشناسی - .مگه حتما باید بشناسمش، جولیا -
.من نجاتت میدم - منظورت چیه؟ -
منظور خاصی نداشتم
.اوناهاش
.ترسیدم سوارم نکنین
.پلیسا دنباله یه دیوونه هستن که از آسایشگاه فرار کرده
.که اینطور
.من اونیب نیستم که اونا دنبالشن
کجا بودی؟ - .اینو ببین -
.بیمار روانی از تولوز هنوز در حال فرار است
حالا دیکه خیالت راحت شد؟
.من رانندگی میکنم - .هر چی تو بخوای -
قایقت رو فرم هست؟ - پاندا رو میگی؟ -
.قایقه محکمیه ولی سرعتش زیاد نیست
نسبت به سنش بد نیست درسته جولیا؟
.یه قایقه ماهیگیریه قدیمیه
.بفرما - .نه دیگه نمیخورم - -
یکم دیگه؟ - .نه -
.عکس اون دیوونه رو نشونش بده
چیزی شده؟
من اینو میشناسم .این یکی از اوناست که ازم بازجویی کرد
ازت بازجویی کرده؟
این عکسه فقط یه بهونهشت تا پلیس باهاش جادهها رو ببنده
این یه ترفنده قدیمیه .اونی که دنبالشن منم
اون علائم معمول پارانویا رو داره و .به سختی دچار آشفتگی میشه و ذهنیت عادی داره
ولی وقتی حس کنه که تهدید شده، همونطور که اخیرا این .حسو کرد، به راحتی میتونه آدم بکشه
.ممنونم دکتر به جرات میتونیم بگیم که همه ی نیروهای پلیس
...به دنبال فرانسوا گیتو، روانی فراری هستن
.پشت سرتونو ببینید
چه مدته دارن دنبالمون میکنن؟
.یه چند دقیقه ای میشه ولی میخواستم مطمئن بشم
.سرعتتو بیشتر کن
یه چند کیلومتر قبل تر متوجه این ماشین شدم
.سرعتتو کم کن
.کم تر
اونا دنبال ما نیستن .من چقدر احمقم
.بچرخ - .نه نمیشه -
.اونا که دنبال ما نبودن
.میتونن گشتیای پلیسو بفرستن دنبالمون
.اونا چندین ماشین دارن
.اونا نقشه های هر بخش رو دارن - دیگه در این حد هم نیست -
.تو تقاطع بعدی، ایست بازرسی راه میندازن - .تو فقط خیالاتی شدی -
بگو ما داریم چیکار میکنیم؟
.ما نمیدونیم اون کیه داریم در برابر کی ازش محافظت میکنیم؟
.من از اینجا میرم - .نه تو همینجا میمونی -
.واقعا چیزی برای گریه کردن وجود نداره، مو قرمز
اینا همه از خستگیه و .ما هم خسته ایم
این ما کیه؟ - .من و دیوید -
دیوید و من، من و دیوید .این همه ی چیزیه که فقط دارم میشنوم
بذارید من برم .همه ی اینا تقصیر منه
.این به تو مربوط نیست
چی شده؟
هیچی .مطلقا هیچی
.آدمای زیادی نیستن که بخوان زمستون تو اینجا زندگی کنن
.همونطور که میبینی، همه جا کاجه
...و ققط بارونه و سکوت
حتما اینجا یه جنگل بانی زندگی میکنه
.یا آدمایی که کتیرا جمع میکنن
کی راه میفتیم؟ - .به محض اینکه جزر و مد بشه -
و کی به اسپانیا میرسیم؟ - .این که مشکلی نیست -
من چندتا مرد خوب تو اسپانیا میشناسم .باسکی ها
.چند سال پیش، اتفاقی وارد سیاست شدم
.اینم از قایقمون
.سلام آقای برترام از دیدنت خوشحال شدم. چطوری؟
.خوبم
.خانم، لطفا یه لیوان سیزانو
.تا اونجا که تونستم سریع اومدم
.ممنون که اومدی - سرمقاله امروز صبح رو انجام دادی؟ -
.آبجوتون، آقای برترام - .نه ندادم -
.این یه موضوع جدیه - .ادامه بده -
خواهرم جولیا رو که میشناسی، اون با یه نویسنده زندگی میکنه
.وسط ناکجا آباد
.من این نامه رو ازش دریافت کردم
.کارکاسون میتونم بخونمش؟
.آره
...تو لباساش شناسنامه ای پیدا کردم که مال اون نبود
که به نام پرستار بیمارستان دزیره لیپاژه .اون بهمون گفته اسمش دیویده
.حدودا سی و پنج سالشه، موهاش قهوه ایه و لاغره
.به نظر میرسه توماس رو جادو کرده
.و من میترسم
از اینور اونور با احتیاط یه پرس و جوهایی کن .اگه حرفایی که میزنه درست باشه، ما تو خطریم
.ولی شاید هم اینا زاده ی توهماتم باشه
.برام به اداره پست در میمیزان نامه بنویس
.چه داستانی
.بزرگ ترین ماهیه که تا حالا گرفتم
.اوناهاش
.نخ داره پاره میشه
.کمک
.دستتو بده به من
.خیلی بزرگه
.زودباش
.زودباش، نخ داره پاره میشه
.خیلی وقت بود که اینقدر حس خوب نداشتم
...فردا صبح
میریم دیدن یه مرد تو میمیزان .که یه قاچاقچیه حرفه ایه
.من پولی برای دادن بهش ندارم - .بی خیال پول -
.اون بهم مدیونه
.سس باربیکیو با پیاز زیاد
دیدیش؟ - .آره دیدم -
.واقعا یه هیولاست
دیدی با ماهی اومدیم؟ - .من گرفتمش -
.اون کاملا خیسه، باید لباساشو عوض کنه - .آره -
.کیر توش
مگه میشه؟ .همه شون پنچر شدن
.یه نفر اومده اینجا و همه شونو پاره کرده
جولیا، کسی رو ندیدی؟
چرا ما رو نکشتن؟
.اونا میخواستن ما اینجا گیر کنیم
مطمئنم دارن نگاهمون میکنن .منتظر دستور رئیسشونن
.من ماشینو پنهون میکنم
وایسا
بهتره بهش دست نزنی
اگه تله گذاشته بودن که لاستیک ها رو پنچر نمیکردن
توماس
...توماس باید پیاده برگردیم
سوار یه ماشین بین راهی بشو و بعدش یه ماشین کرایه کن و برو لاستیک فروشی
و با چهارتا لاستیک برگرد اینجا
این تنها راه حله، مگه نه؟
ناراحت نمیشی، مو قرمزی؟
ممکنه صبح برگردم
دوزیره لیپیج پرستار یه بیمارستان روانی بود
اون توسط یه مریض فراری خفه شد
خواهی دید که با توضیحات خواهرت مطابقت داره
...این پرونده اون از سوابق بیمارستانه
دیوید داگر 36 ساله ..قد: 1.70 سانتی متر، وزن 68 کیلوگرم
اون واقعا خطرناکه؟ - دکتر پلتیه توضیح میده -
...بیمار مورد نظر
...آدم منحصر به فرد و گیراییه
...اون باهوشه
و قدرت تخیل اون هرگز از حد تفکر معقول فراتر نمیره
رفتار اون به سختی نشون دهنده سردرگمیه ذهنیت اون عادیه
موقعی که احساس کنه دارن تهدیدش میکنن به راحتی میتونه دست به کشتن بزنه
دلیل عدم اطلاع رسونی این موضوع به مطبوعات هم همین بوده
اون واقعا خبرنگار بوده؟
اون وانمود میکنه یه خبرنگاره ...یه دیپلمات یا حتی
یه نیروی مامور مخفی
همیشه در حال فراره همیشه تحت پیگرد قانونی قرار میگیره، همیشه اسرار مهم رو حفظ میکنه
من باید چکار کنم؟ - هیچ کاری -
باید سریع و با احتیاط به این موضوع رسیدگی کنیم
برای اطمینان از امنیت خواهر و شوهر خواهرت
راجب این نامه به کس دیگه ای هم گفتی؟
نه
ولی فورا جوابش رو میدم
نه، نباید بدی
ممکنه خیلی بترسه
به هر حال بهتره که سکوت کنی
بعدا راجبش باهاش صحبت کن
بعدا
یه صدایی شنیدم
توهم زدی
بگیر بخواب
با وجود توماس، با من عشق بازی میکنی؟
به هر حال، ممکنه فردا همه مون مُرده باشیم
خفه شو
بگو ببینم تو چی می دونی؟
اگه قراره همه مون بمیریم تو هم ممکنه بمیری
چی میدونی؟
تو هیچی نمیدونی. تو دیوونه ای همه چی رو از خودت درآوردی
لاستیکای پنچر شده چی؟ اونا روهم از خودم درآوردم؟
جولیا
جولیا
چیزی نشده
میخوای یکم استراحت کنی؟
نه، لازم نیست وقتی لاستیک ها درست شد، خستگی در میکنم
توماس، به نظرت اگه من برم بهتر نیست؟
مطمئنی میخوای بری؟ - بهتره همه کارها رو تو نکنی و دیوید هم بهتره تنها نره -
راستشو بگم، نمیتونم با این ماس ماسک به کسی شلیک کنم
تا حالا باهاش شلیک نشده
چندان هم بدردمون نمیخوره
برای چی اون کارو کردی؟ میخواستی جامونو لو بدی؟
قبلا جامون لو رفته
شاید اینجوری بهتر باشه
نون بیار. اگه سیگار و مشروب هم سر رات دیدی بیار
همش همین؟
چرا؟
دیشب، من و جولیا با هم خوابیدیم
طبیعیه
طبیعی نیست
تو همون زنی هستی که اون میخواست
فقط همینو داری بهم بگی؟
باورم نمیشه
تو اینجا تنها بودی
و اون ناراضیه
تقصیر من بود
آره، این دفعه تقصیر تویه
گوشی دستتون باشه
الو؟ گوشی رو بدین به کلود وندال، لطفا
شما؟ - خواهرش جولیام -
روز بخیر، من لوسینم اون الان اینجا نیست
رفته بیرون؟
ما از امروز صبحه که ندیدیمش امشب جلسه داریم
که اینطور خداحافظ، ممنون ازتون
چقدر شد؟ - هفت فرانک -
حاضرن؟ - فقط همین مونده. یه آدم مریض این کارو کرده -
میرم باهاش صحبت میکنم - نه -
میخوای کشته بشی؟
دیوید
نزنش
نزنش
دیوید، اوناهاش
اون واسه جمع کردن صمغ کاجه اون جنگلبانه
واقعا یه جنگلبان بود
جنگلبان؟
معلومه همیشه یه جنگلبان هست
یا مکانیک، یا وردست پمپ بنزین
به هر حال، هیچکس پلیس رو مجبور نمیکنه که شبیه پلیس بشه
برای ما خیلی آسونه
میفهمی؟
...خیلی خب، ببین
درست میگم؟
تو خونه ت نشستی ...پستچی زنگ خونتو میزنه
ولی اصلا پستچی تو کار نیست
پلیس پشت دره
توماس
صدای شلیک شنیدم کی داره تیر در میکنه؟
نترس. من بودم
نمیشد کاریش کرد
منم اگه تفنگ داشتم تیراندازی میکردم
چرا؟
یکی رو فرستاده بودن تا ما رو بپایه
تنها بود؟
مسلح بود؟
نه؟
نه
معنیای نداره
وقتی ما رو دیده بوده میتونسته بره جامونو لو بده
ولی این امکان نداره
اون کجاست؟
باید بزنیم به چاک
من و تو
چرا با اون قاطی شدیم؟
تو هم مثل اون دیوونه ای
من ولش نمیکنم
فردا یکی از ما رو روونه اون دنیا میکنه
به این مرد نگاه کن. به نظرت همچین دستایی میتونن برای پلیس جاسوسی کنن؟
به دستاش نگاه کن، توماس
لاستیکا کی پنچر شد؟
من پنچرشون کردم
چرا؟
تا از هم جداتون کنم تا مجبورش کنم فرار کنه
میخواستم تو رو نجات بدم هنوز چیزی نفهمیدی؟
یه داستان از خودم درآوردم که یه ماشین داره تعقیبمون میکنه
باور نمیکنی؟ - باید وقتی این کارو میکردی، بهم میگفتی -
جنگلبان چی؟ اونم من از خودم در آوردم؟
...گوش کن
نمیفهمی؟
اگه اونو بگیرن و ما هم همراهش باشیم ما هم شریک قتل حساب میشیم
درسته من شریک قتلم، مهم نیست
تو ترسیدی پس بهترین کار اینه که بری پاریس
برو پاریس، من اینجا میمونم یه کم که گذشت، میام پیشت
هی مو قرمزی زود باش
برو، زودباش برو
برو! برو
اون دیوونه س
کجا داره میره
داره میره همون قاچاقچی که راجبش بهت گفتم رو ببینه
چرا بهم دروغ میگی؟
واحد ۴۲۵. داره از اداره پس میاد بیرون ما دنبالشیم
مشخصات یه ماشین رو میدم تا بررسیش کنید
پلاک 626-ان ال40
تا روزی که احساس تهدید کنه، دست به کشتن میزنه. هر دوتون خیلی مراقب باشید
توماس
توماس
کجا بودی؟
سوار شو همین الان میریم
تفنگ کجاست؟
چرا این کارو کردی؟
من کاری نکردم
تفنگو بده
نه
اون تفنگ فقط مال منه
اونا نباید زنده بگیرنم - به حرفش گوش کن -
بدش به من، جولیا
یا بزن
نه
برای چی این کارو کردی، مو قرمزی؟
اون واقعا دیوونه بود. واقعا خیلیم مریض بود
و قاتل هم بود
راجبش تحقیق کردم تا بفهمم کیه برادرم همه چی رو راجبش فهمید
پس اونا جامون رو میدونن
تو داستانش یکذره هم حقیقت وجود نداشت الان همه چی تموم شد. دیگه همه چی تموم شد
کابوس تموم شد
باشه، باشه. آروم باش همه چی تموم شد، مو قرمزی
میدونی که ما رو میکشت ممکن بود چند وقته دیگه بکشتمون
قبل از فرار کردنش یه نگهبان رو کشت
...آره، میفهمم
چیزی نیست
ولی میدونی که اون به جای زنده موندن میخواست بمیره
میفهمم
،قبل از خودکشی
دیوانه یک زوج را با استفاده از
هفت تیر خود کشت
برای محافظت از خود جامعه معاصر
ماشینهایی را راه اندازی میکند که دیگر نمی تواند آنها را کنترل کند
برادر جولیا خیلی چیزها میدانست ولی در عین حال خیلی چیزها را هم نمیدانست
برای همین او هم در تله افتاد
:مترجم محمد
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.