All language subtitles for Fights Break Sphere 2023 [ @Qasem_Samangani ]

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian Download
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : SaNo

تو این دنیای وسیع

سیارات باهم همگرا میشن

تو این جهان بی پایان، قبایل برمی خیزن

انقراض

برخواستن

و نابودی

تو این جهان به تعداد ستاره ها

قاره ای پر از روح های رزمی وجود داره

اسمم شیائو ینه

از این قاره پهناور اومدم

تو این قاره

کوه ها و رودخونه های باشکوه و زیبا وجود دارن

کهکشان راه شیری باشکوه و خیره کننده ست

و همین طور گیاه ها و گل های عجیب و غریب

و پرنده ها و جانورهای کمیاب

ولی فقط یه فرد قدرتمند با سطح بالاتری از دوچی

میتونه حاکم این جهان بشه

همه برای رسیدن به سطح دو چی تلاش می کنن

بعضی ها میگن

توانایی یه فرد فقط زمانی مثل یه آتشفشان فوران می کنه که

زندگیش در خطر باشه

با این حال هرگز نبردهای مرگ و زندگی رو تجربه نکردم

از بدو تولدم تا الان

با این حال یهویی استعداد ذاتی برای پرورش دوچی رو از دست دادم

از اون به بعد

مثل تپه شنی شدم که با باد دست خوش تغییرات میشه

یه بار باور کردم که دو چی

معیار سنجش همه چیزه

چون اون موقع

هنوزم به چشم بقیه به عنوان یه جوان شگفت انگیز دیده میشدم

نشون دادم که

استعداد طبیعی تو به کارگیری بدون زحمت دو چی از سنین خیلی پایین دارم

برای تحت تاثیر قرار دادن حتی مادرم کافیه

به عنوان عضوی از قبیله شیائو، یکی از سه خاندان اصلی شهر ووتان

این وظیفه و مسئولیت منه که از مردم اینجا محافظت کنم

سیستم محافظتی دو چی که به طور مداوم تقویت میشه

بهم اجازه داد تا شعله های اتیش رو که باعث ایجاد ترس تو بقیه میشه به طرز ماهرانه ای دستکاری کنم

از دوران کودکی اغلب با دو برادرم تو کوه شکار می کردم

که به طور شگفت انگیزی با حیوانات درنده روبه رو شدم

اون بالا امنه

شیائو ین تو اول برو

گام.

حتی تو شرایط خطرناک

می‌تونستم قدرتی رو ازاد کنم که قادر به غلبه به هر مانعیه

تو یک لحظه بود

آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani

[نبرد از طریق بهشت]

[بیداری]

همیشه میخواستم راهی پیدا کنم که

همبازی دوران کودکیم یعنی شون ار رو خوش حال کنم

شون ار دلت برای خونه تنگ شده؟

البته

همین طور به خاطر دو چی من بود که

کم کم این احساس رو تو من ایجاد کرد

که می تونم برای اذیت کردن ضعیف ها به قدرت تکیه کنم و شکست ناپذیر باشم

...تا روزی که

مادر

دو چی من دوباره قوی تر شده

[بو لینگ ار، معشوقه قبیله شیائو، سطح دو چی ناشناخته]

چرا لونه مورچه هارو از بین بردی؟

چون میتونم انجامش بدم

چون قدرتمندم

داشتن توانایی به این معنی نیست که میتونی حتما انجامش بدی

قدرتمند بودن به این معنی نیست که حق داری

برای بقیه سرنوشتشون رو تعیین کنی

ین ار

استعداد و توانایی تو فراتر از بقیه ست

مقدر شده که قدرت هایی داشته باشی که دیگران ندارن

بهم قول بده

از این به بعد

از قدرتت با دقت استفاده کنی

باشه؟

باشه

ببخشید اشتباه کردم

شناخت اشتباهات و توانایی اصلاحشون اهمیت بالایی داره

استاد لطفا

ین ار

این حلقه رو‌ نگه دار

یادت باشه مهم نیست چه اتفاقی میفته

هرگز درش نیار

باشه

زود باش

اینجا منتظرم بمون

هر اتفاقی هم که افتاد بیرون نیا

باشه

بیست سال گذشته

و بالاخره پیدات کردم

وسیلمو بهم برگردون

با چشم های خودت دیدی

مدت هاست که نابود شده

ممکنه بقیه گول بخورن

ولی نمیتونی منو فریب بدی

کل قاره رو‌گشتم

تمام قطعه ها بازیابی شدن

به جز یکی

باید تو دست های تو باشه

مادر

مادر

ای کوچولو

ین ار

بلند شو

بلند شو

این پسر نابغه ایه که بهش افتخار می کنی

مگه فقط یه ادم معمولی نیست؟

مادر

بسپارش به من

رهات میکنم

مدت هاست که خراب شده

دنیای جدیدت

تبدیل به خاکستر شده

تبدیل به خاکستر شده؟

پس میزارم توهم

همراهش به خاکستر تبدیل بشی

مهم نیست چی میشه

دنیای جدیدی میاد

ولی تو نمیتونی ببینیش

میتونم بزارم که پسرت

حتما ببینتش

مادر

چه چشمای قشنگی

مادر

[شیائو ین، سومین پسر قبیله شیائو، سطح دو چی سطح سوم]

مادر

ین ار

مادر

ین ار

انگشتری که بهت دادم

هرگز نباید تحت هیچ شرایطی درش بیاری

هرگز نباید درش بیاری

حتی اگه تو این دنیا نباشم

اون انگشتر راهنماییت میکنه

و ازت محافظت میکنه

مادر

زود باش

زود باش

وقتی به اونجا رسیدی متوجه میشی

[شیائو دینگ، پسر ارشد قبیله شیائو، سطح دو چی، استاد سطح پنج]

[شیائو لی، پسر دوم قبیله شیائو، سطح دو چی، استاد سطح چهارم]

زود باش

زود باش

مگه تو نابغه نیستی؟

مگه استاد دوچی نیستی که هر یه قرن یه بار میاد؟

شیائو لی

وقتی مادر فوت کرد چیکار میکردی؟ الان خیلی بی پروا عمل می کنی

کافیه

شیائو لی، ولش کن

[شیائو جان، استاد قبیله شیائو، سطح دو‌چی، استاد بزرگ سطح پنج]

شیائو ین

کافیه

شما دوتا برین

[شون ار، دختر خوانده قبیله شیائو، سطح دوچی، سطح نه]

اگه می خوای گریه کنی، فقط گریه کن نیازی نیست نگهش داری

شیائو دینگ و شیائو لی از قبیله شیائو

بهت شمشیری داده میشه میتونی خوبی رو از بدی تشخیص بدی

ازش استفاده کن

برای مجازات بدکاران و ترویج نیکوکاری آموزه های اجدادی رو زیر پا نذار

بهت شلاقی میدم متوجه میشی که باهاش چه زمانی پیشروی کنی و چه زمانی عقب نشینی

سواره نظام رو در نبرد فرماندهی کنی ازادانه حرکت کن

از این به بعد درست و با دقت رفتار کن ماهارو از خودت نا امید نکن

سپری بهت هدیه میدم یاد بگیر که بهش احترام بذاری و نترسی

نیروی انسان محدوده ولی قدرت زمین بی حد و حصره

از این به بعد نسبت به آسمان و زمین حرمت داشته باش و برکات مستمر میشه

بهت نیزه ای میدم ابرو و خوار شدن رو‌باهاش درک‌کن

شیائو ین

میخوای به ارتش ملحق بشی؟

باید سربلند و استوار باشی قبیله رو نا امید نکن

برای کسب افتخار برای خاندان به ارتش ملحق میشن

اگه برم چیکار کنم؟

رهبر قبیله

سرپرست گی یی فرقه یونلان

همراه با بانو نالان اومدن

فرقه یونلان؟

بگو بیان

بله

فرقه یونلان

فرقه دوچی برتر قاره ست

[جی یه، بزرگ فرقه یونلان، سطح دو چی، استاد بزرگ سطح هفت ]

[نالان یان ران، شاگرد قانونی استاد فرقه یونلان، سطح دو چی، سطح سه]

رهبر قبیله شیائو

این قرص جی دانه

محصول جدیدیه که توسط برترین استاد تهیه شده

ممکنه بتونه که

به تهذیبتون کمک کنه

امیدوارم قبولش کنین

توسط استاد بزرگی تهیه شده

بدون شک ارزشمنده

گه جان لان لطفا اگه موضوعی برای بحث دارین راحت باشین

نامه ای اوردم

رئیس فرقه نالان بهم دستور داده اینو تقدیمتون کنم

انقدر پیچیدش نکن

مسائل مربوط به خودمو خودم میگم

عمو شیائو

به اینجا اومدم تا نامزدی رو لغو کنم

پدرم و رهبر خاندان نالان

نامزدی بین ین ار و خواهرزاده خاندان نالان رو ترتیب داده

تا حسن نیتی بین دو خاندان به وجود بیاد

این چیزیه که خواهرزاده خاندان نالان گفته

یعنی تصمیم خاندان نالانه؟

این تصمیم خودمه

تصمیم رهبر فرقه ست؟

بانو نالان شاگرد ارشد رهبر فرقه هستن

و همین طور جانشین منتخب رهبر فرقه یونلان

طبق قوانین

...جانشین رهبر

...ازدواج

این نامزدی هر دو خاندان رو به طور گسترده درگیر می کنه

و نباید ساده گرفته بشه

گه جان لان

دقیقا به این دلیل که ازدواج یه موضوع جدیه

میخوام خودم تصمیم بگیرم

به عنوان دختر بزرگ خاندان نالان

و شاگرد ارشد رهبر فرقه یونلان

...چطور میتونم با کسی ازدواج کنم که

از اونجایی که بانو نالان شخصا برای لغو نامزدی اومدن

نیازی به تاخیر انداختنش برای احساسات من نیست

این اصطلاح رو قبلا هم شنیدم

تو شیائو ین هستی؟

بله خودمم

بهم خوردن نامزدی هر لحظه ای امکانش هست

ولی تو عمدا روزی رو انتخاب کردی که برادر بزرگم

عازم ارتش بود

انگار قصد تحقیر منو داشتی

و همین طور تحقیر قبیله شیائو

ببخشید بی فکر بودم

باعث سوء تفاهم شدم

هرچند قبلا ندیده بودمت

از بچگی شنیدم که

استعداد کمیاب تو امپراتوری جیاما هستی

ازدواج با یه نابغه

باید آرزوی هر دختری باشه درسته؟

هرچند افسانه های زیادی در موردت وجود داره

همیشه باور داشتم که

قبیله شیائو

و خاندان نالان همیشه باهم دوستانه بودن

و ماهارو فریب نمیدن

درسته؟

البته که نه

برای تو روشن کردن اتیش دوچی

نباید خیلی سخت باشه درسته

تا زمانی که بتونی روشنش کنی

هرگز اجازه نمیدم که نامزدی دوباره قطع بشه

در این زندگی، من تو را به عنوان یکی می دانم.

عجله نکن

اگه امروز نمیشه بمونه فردا

اگه فردا نه پس فردا

سه سال منتظرت میمونم

در طول این سه سال

میتونی هر موقعی که میخوای به قبیله یونلای بیای و منو پیدا کنی

تا زمانی که بتونی شکستم بدی

بازم باهات ازدواج میکنم

این یه تحقیر واقعیه

نیازی نیست سه سال صبر کنی

امروز بهت اجازه میدم به چیزی که میخوای برسی

راستش اصلا برام مهم نیست

چه رهبر فرقه یونلان

همسرم باشه یا نه

از این به بعد

بیاین ارتباطمون رو‌قطع کنیم

ولی بهت توصیه میکنم

با قدرت بقیه رو اذیت نکن

زندگی بالا و پایین داره

به یه جوان ضعیف از بالا نگاه نکن

شیائو ین چیکار می کنی؟

این قرارداد لغو نامزدی نیست

این نامه طلاق منه

از امروز به بعد

دیگه هیچ ارتباطی وجود نداره

بین من و تو، بین فرقه یونلان و قبیله شیائو

[فن شمشیر چوب سبز]

[دسته غرش شیر خشمگین]

بانو نالان

جهان خیلی وسیعه و فراتر از کوه ها، رودخونه ها و دریاها ست

در حالی که فرقه یونلان مهیبه

همیشه نیروهای قوی تری وجود داره

بانو نالان، اگه به این کار ادامه بدین

اخرش ضرر بزرگی متحمل میشین

اینجا فقط یکی قدرتمنده

دیگه میریم

چرا اینجایی؟

نمیخوای بگی که

چون نمیتونی با نالان یان ران ازدواج کنی عصبانی هستی؟

اون حتی لیاقت هم نداره

پس چرا هنوز ناراحتی؟

اونجا بودی

جلوی همه به قبیله شیائومون توهین کرد

میتونی این حقارت تحمل کنی؟

به همین دلیل باید به فرقه یونلان برم و شکستش بدم

نالان یان ران

پس توهم میخوای تو مسابقات رزمی شرکت کنی

یعنی هنوز میخوای باهاش ​​ازدواج کنی؟

قصد ندارم باهاش ازدواج کنم

شبیت یه کلم گندیده ست

و بد خلقه

همه جا فقط بقیه رو اذیت میکنه

با تکیه به این که از شاگردهای فرقه یونلانه

از قدرت و موقعیتش سو استفاده میکنه

وقتی اینجوری اذیتم کردن چطور میتونی خوشحال باشی؟

خوشحالم چون

دیگه لازم نیست باهاش ​​ازدواج کنی

خب من باهاش ازدواج نمیکنم تو چرا خوشحال میشی؟

به نظرت لایق خوشبختی

یا خندم ها؟

ولی اصلا دو چی ندارم

واقعا تحقیرکننده ست

احساس می کنم دیگه نمی تونم تو قبیله شیائو بمونم

اگه فکر می کنی نمیتونی تو قبیله شیائو بمونی

پس بیا بریم

فرارو پیشنهاد میدی؟

باید در موردش با دقت فکر کنم

اگه بعدا پولمون تموم بشه چی؟

ازدواج و بچه دار شدن یکمی زوده

ولی حداقل بعد دو سال

چی میگی تو؟

داشتم در مورد مکتب جیانان صحبت می کردم

جیانان؟

اره

میخوای سخت تمرین کنی

شکستش بدی

مکتب جیانان بهترین مکتب تو کل قاره ست

خوشبختانه ماه اینده از ووتان شاگرد میگیرن

تا اون موقع

بیا با هم ازمون بدیم

چه طوره؟

ولی اصلا دو چی ندارم

حتی نمیتونم یه شمع روشن کنم

چه طور می تونم تو آزمون شرکت کنم؟

ناامید نشو فقط بیشتر تمرین کن

امتحانش کن

امتحان کردم ولی فایده نداره

دوباره امتحان کن

ببین من انجامش دادم

درسته؟

تا زمانی که بیشتر تمرین کنی قطعا میتونی انجامش بدی

درسته؟

یه سیستم اتیش خالص نادره

قبلا تو سن کم تونستی به سطح بالا تر برسی

[رولین، مربی مکتب جیانان، سطح مبارزه، استاد بزرگ]

خیلی خوب

پذیرفته میشی

بعدی

شیائو ین

به من گوش کنین

می‌دونم که می‌ترسین باعث شرمساری قبیله شیائو بشم

ولی دو چی من واقعا بهتر شده

صبر کنین میدونم که با بهم خوردن نامزدی

شرمندتون کردم

برای همین به مکتب جیانان میرم

باید تمرین کنم تا بتونم عزت رو به قبیله شیائو برگردونم

مادر چطور؟

اون خودشو

برای نجات جونم فدا کرد

نمیخوام تا آخر عمرم ادم بدبختی باشم

میدونی چرا اون موقع مادرت نجاتت داد؟

زندگیشو با آینده تو معاوضه کرد

اینده ای با امکانات زیاد

تو این احتمالات

میتونی هر کسی بشی و هر کاری میخوای بکنی

تازمانی که خودت بخوای

چرا انقدر روی تمرین کردن تمرکز کردی؟

چون میخوام انتقام بگیرم

باید قوی تر بشم

باید قاتلی رو که مادرمو کشته پیدا کنم

می خوام نالان یان ران رو شکست بدم

می خوام همه کسایی رو که بهم قلدری کردن شکست بدم

اگه فکر می کنی مادرت خودشو فدا کرده

تا به این وضعیت برسی

واقعا ای کاش اون موقع این کار رو نکرده بود

بچه جون واقعا میخوای بری؟

کی هستی؟

مادرتم ازاون دنیا اومدم ببینمت

خیلی مظلومانه مردم

روح

دوچیم برگشته

انگشترم

[هویت ناشناخته، استاد ، سطح دوچی ناشناخته]

سرگرم کننده ست؟

تو... تو دیگه چه جور ادمی هستی؟

اومدی که بهم صدمه بزنی؟

اول اینکه یه چیز نیستم

منم یه ادمم

صبر کن بهم توضیح بده

چرا از انگشترم اومدی بیرون

چرا نمیتونم از دوچی استفاده کنم

وقتی حلقه رو‌ استفاده کردی

دوچی تو توسط من گرفته شد

چی؟

چطور جرات کردی دو چی منو بگیری

جون ار از بالا بهم نگاه میکرد

پدرم منو کتک زد همش تقصیر تو بوده

با میراث مادرت اینطوری رفتار کردی؟

پیرمرد

چرا دوچی منو گرفتی؟

اگه امروز بهم توضیح ندی

ولت نمیکنم

قصش مفصله فراموشش کن

به هر حال

به خاطر دوچی تو تونستم دوباره بیدار بشم

پس اگه بهم التماس کنی

...میتونم قول بدم که

گمشو

هنوز تموم نکردم

برگرد

با اینکه بیدار شدم

هنوزم نمی تونم به شکل فیزیکی وجود داشته باشم

پس هنوز باید تو حلقه بمونم

نمیشه

میتونی هر جایی که میخوای بری

بیا اذیتم نکن

هنوزم میخوام برم مکتب جیانان

فقط میخوای بری معشوقه کوچولوتو پیدا کنی

شون ار، درسته؟

بذار بهت بگم

حتی اگه سه سال به مکتب جیانان بری

هنوزم نمیتونی به نالان یان ران برسی

به نظرت فرقه یونلان به راحتی قابل شکست دادنه؟

از کجا فهمیدی بین من و نالان یان ران چیه؟

خیلی چیزا میدونم

تخم مرغی که

برای برادر دومت بود رو هر روز خوردی

سه ماه پیش

تو کوزه شراب ادرار کردی

تا از بزرگ قبیله انتقام بگیری

به هر حال تو روز پنجم ماه گذشته

...به

ارشد کافیه

هنوزم بدون اینکه چیزی فاش بشه میتونیم دوست باشیم

کی خواست باهات دوست باشه؟

خب اگه قرار رابطه ای داشته باشیم

من استادتم

استاد؟

اره

تو؟

اره

تو که مهرموم شده ای چه طوری اون وقت؟

میخوای نالان یان ران رو شکست بدی؟

اره

...پام

نگران نباش اجازه بده سرعت رو زیاد کنم

من استاد یائو چن هستم که به عنوان حاکم طبابت هم شناخته میشه

اون موقع مادرت، بو لینگ ار هم زیر نظرمن تمرین میکرد

بعدش با یه حادثه روبه رو شدم و مردم

با سیستم اتیش ذاتی دو‌چی تو

یه کیمیاگر ذاتی هستی

به عنوان کیمیاگر برتر جهان

هیچ کسی مناسب تر از من برای استاد تو‌بودن نیست

اونم تا زمانی که قول بدی بهم گوش کنی

برو و تو کوه هیولای شیطانی تهذیب کن

حداکثر یک سال تو کوه هیولای شیطانی تمرین کن

نالان یان ران هیچ چیز در مقابلت نداره

...در حالی که

بعد از اینهمه حرف زدن

ممکنه کامل بهم اعتماد نکرده باشی

بزار بهت یه چیز کاربردی نشون بدم

یه دست گرمی برای تویه

حاکم شوان سنگین سلاحی برای پرورش بدن توئه

برای آماده سازی موج شکافتن شعله ست

بعدا بهت یاد میدم

کتابچه راهنمای فن سوزان

کتاب مقدس مخفی برای تمرین کردنت

قرصی چیزی هست که بعد از مصرف

به اندازه دهه ها دوچی به بدن بده؟

بچه جون

برای کاهش تورم صورتته

شیائو ین

دو چیت بهتر شده

زود باش سوار شو

باهم میریم مکتب جیانان

فعلا نمیام

یه فکر دیگه ای دارم

تو مکتب جیانان منتظرم باش

حتما میام تا پیدات کنم

باشه منتظرت می مونم

باید بیای

ای فضول کوچولو

لحظه ای که شون ار رو دیدی استادتو فراموش کردی

حلقه رو کجا گذاشتی؟

استاد

برم شیائو ین برگردونم؟

نیازی نیست

بزرگ‌شده

راه خودشو داره

راستش هنوزم نفهمیدم

چرا نمیتونم به مکتب جیانان برم

تا تمرین کنم؟

تهذیب اونجاخیلی کنده

مگه عجله نداری؟

یه روش سریع تر دارم

پس کجا باید بریم؟

کوه هیولای شیطانی

کمک، نیا دنبالم

فقط یه تخم مرغه نمی تونی یکی دیگه بگیری؟

خوشمزه ست

استاد

کی تهذیبم تموم میشه؟

تموم بشه؟ منظورت چیه؟

دوتا سطح عالی دو چی وجود داره

و دوچی بزرگ که بالاتر از اون دوتاست

و در اخر از همه استاد دوچی

دیگه چیزهای بالاترو مثل

حاکم، پادشاه و ارباب دوچی بماند

فقط بهم بگو

میتونم در عرض سه سال نالان یان ران رو شکست بدم؟

فکر کردم اون دختره

ذاتا با استعداده

و همین طور جانشین رهبر فرقه ست

با اکسیرهای مختلف، داروهای شگفت انگیز و فن های پیشرفته

اون بدون شک تحت درمان خاصی قرار داشته

علاوه بر این، فرقه یونلان یه در زندگی و مرگ مرموز هم هست

باید چکار کنم؟

ناامید نشو

با وجود من یه استاد مشهور

هنوزم امیدی داری

اون وقت چه طور میتونم ببرم؟

باید استاد دوچی بشی

البته اینکه بخوای استاد بزرگ دوچی هم بشی اشتباه نیست

خب چقدر تا تبدیل شدن به یه استاد بزرگ دوچی فاصله دارم؟

بستگی به سرنوشت داره

ممکنه یک روز، یک سال

یا حتی یک عمر باشه

چقدر؟

کی می تونم روی فن سوزان مسلط بشم

که میخوای بهم یاد بدی؟

به چیزی بیشتر از این فن نیاز داری

نمیتونم اینو یا چیزدیگه ای رو انجامبدم نمیشه

داری گولم میزنی

ببین

این چیه؟

یه شعله غیر طبیعیه

شعله غیر طبیعی؟

با این شعله فن سوزانت

به سطح بالاتر ارتقاء پیدا میکنه

با کمک شعله غیر طبیعی

نالان یان ران هیچی

جلوت نداره

عالیه

استاد تخم مرغ با این شعله عوض میکنم

شعله غیر طبیعی قیمتی نداره

چه طور میتونی با یه تخم مرغ عوضش کنی؟

البته اگه بخوای بهت میدمش

ولی نمیتونی بگیریش

این شعله استخوان سرد

توسط من تصفیه شده

اگه یکی میخوای

خودت پیداش کن

از کجا باید پیداش کنیم؟

همون طور که گفتم

...بذار سرنوشت مسیر بهت نشون بده شاید

شاید یک روز، شاید یک سال

یا برای همیشه

همون طور که گفتی، درسته؟

درسته منظورم همینه

کمک

صدای چیه؟

چه صدایی؟

نشنیدی؟

نه، تو؟

اره

چی شنیدی؟

کمک

استاد؟

سال هاست تو انگشترم

هرگز کسیو ندیدم

بذار خوب نگاه کنم

بانو کمکت میکنم

زود باش بذارم زمین

چه اتفاقی برات افتاده؟

همش به خاطر اینه

مال تو نیست؟ من برات برش میدارم

نه

اون چی بود؟

تله ای که گذاشتن

تا طعمه رو فریب بدن

طعمه؟

باید چیکار کنیم؟

پسر جون اروم باش

در طول روز میخوابن

شب غذا میخورن

استاد، استاد عزیزم

لطفا بیا بیرون و نجاتم بده

با کی حرف میزنی؟

کسی دیگه ای اینجا هست؟

مگه من یه پیر مرد نیستم

یه منحرف؟

چرا از من می پرسی؟

نه تو استاد عزیز دل منی

اگه تو نجاتم ندی کی نجاتم بده؟

از این به بعد به حرفت گوش میدم

درواقع خیلی ساده ست

انگشترو در بیار

کمک

چیکار می کنی؟ موافق نیستم

نه اینو برام نگه دار

صبر کن

اروم باش حرکت نکن

خیلی خوب زود باش

خوب شد نه

دست از ناز کردن بردار

به این میگی ناز کردن؟

بی ادبانه ست

چیکار می کنی؟

وسیلمو پس میگیرم

میدونی این کریستال بنفش چقدر با ارزشه؟

بگیرش

اتیش دو چی تو یه کیمیاگری؟

نرو

پسر خوشگله

جنگل خیلی بزرگه

به زودی هوا تاریک میشه

پسر خوشگله

داری کجا میری؟

خودتو ببین اولین بارته؟

اولین بارم نیست

اولین بار چی؟

اولین بار که تو کوه تهذیب میکنی؟

اسمت چیه؟

اسم من شیائو ینه تو چی؟

منو نمیشناسی؟

نخبه کوه هیولای شیطانی هستم

شماره یک شهر چینگ شان

امیدواره کننده ترین فرد تو امپراتوری جیاما

[استاد گیاه دارویی زیبا، طبیب پری کوچولو، سطح دوچی: نامشخص]

استاد گیاه دارویی زیبا، طبیب پری کوچولو

هرگز درموردش نشنیدم

خودتو ببین پسر کوچولو خیلی بی خبری

تو همچین جای خطرناکی

یه تازه واردی

چه طور خواهر صدام کنی

بعدش باهم همکاری میکنیم

منم گیاه دارویی جمع میکنم

گوش کن

هیچ گیاهی وجود نداره که نتونم تو کوه هیولای شیطانی پیدا کنم

در مورد تو هم

فقط بهت اجازه میدم کیمیاگری کنی

به موقع

میتونیم تو کوه قشنگ بگردیم

گروه اصلی گرگ دیگه چیزی نیستن

وقتی منو میبینن

باید خوب رفتار کنن و احترام بذارن

برو دنبالش

برای چی؟

این دختر چیزی که نیاز داریو داره

بریم

کجا داریم میریم؟

شهر چینگ شان

استاد چی داره که نیاز دارم؟

گنج

جناب یکی از اینا بذار بعدا میبرم

باشه

اینجا چینگ شانه؟- بره ببرین-

بره میخوای؟

یکی بخرین

یکی بخرین

نه

این بهترین مکان برای پرورش دهنده های جوونه

تازه کارهایی مثل تو زیاده

امروز پول ندارم

بعدا پولشو بهت میدم

کوری؟

فقط ترب دارم

چه دوست داشته باشی یا نه باید بگیریش

به هر حال امروز پول ندارم

بانو

رشته فرنگی با گوشت گاو

بگیرش

پسر اینو بگیر

چرا تو کاسش

بیشتر از من گوشت داره؟

میتونی اینقدر بخوری؟

کشاورزی اسون نیست

بیشتر خوردنش بیخودیه

گناهه

کشاورزا هر روز سخت تلاش میکنن

تا روی میزمون غذا بیارن

باید بدونی که کشاورزی اسون نیست

و مراقب کشاورزها باشی

چیشده؟

خوب نیست؟

...این

مادرم همیشه چیزی که تو گفتی رو میگفت

دلت برای مادرت تنگ شده، درسته؟

پسرم

خونه رو تو سن کم ترک کرد

گفت برای مسافرت و تهذیب میره

بیش از ده سال گذشته

اینجوری منتظر بودم

فکر می کنی چرا مادرت نجاتت داد؟

زندگیشو با اینده تو معاوضه کرد

اینده با امکانات زیاد

بخور پسر

قبل از تاریک شدن هوا برو خونه

نذار خانوادت نگرانت بشن

تو عزیز دلت پدرو مادرت هستی

نگرانت میشن

طبیب پری کوچولو بهم دروغ گفتی

گفتی این اینه

گنج بزرگیه

به خاطر قلب خوبم

بهم فروختیش با این ادعا که این سرنوشت بوده

بعد از اینکه این اینه گنج رو خریدم

با سه نفر اشنا شدم

وقتی رفتم دست به اب

با سه نفر اشنا شدم که این اینه رو خریدن

دانتِس مووی قاسم سمنگانی

برادر سوء تفاهم شده

فقط یه سوء تفاهمه

چرت و پرت نگو پولمو بده

واقعا پول ندارم

کافیه؟

باشه کیفیتش خوبه

بریم

طبیب پری کوچولو بهم

درباره این اینه دروغ گفتی

گفتی گنج بزرگیه

پس نصف ثروتم رو خرج کردم

تا این اینه کهنه رو‌بخرم

پولمو بده

پولمو بده

برادرا

اون چیه؟

برین دنبالش بگیرینشون

زود باش

وایستا

[مو لی، استاد جوان فرماندهی گرگ سطح دوچی هفت]

برای اخرین بار ازت میپرسم

اینه واقعیه یا تقلبی؟

واقعیه

یا تقلبی؟

معلومه که تقلبیه

چطور جرات کردی بایه اینه تقلبی گولم بزنی؟

جراتشو ندارم

منظورت چیه؟

میگی از تو احمق ترم؟

نه

ارتش گرگ و دست کم گرفتی؟

یا من، مو لی، ارباب جوانو؟

جراتشو ندارم

دوتا انتخاب داری

باهام بجنگی و اینه رو بهم بدی

دومی رو انتخاب میکنم

دومی اینه رو بهم بدی وباهام بجنگی

مگه یکی نیستن؟

مهم نیست

ترجیح میدم کبابم کنی

زود باش

وایستا

بیا

اینجا قلمرو فرماندهی گرگه نمیتونیم

اونه، یه دختره

اینه روبهم فروخت

اینه رو بهم داد

برین داخل

تو این اینه تقلبی رو ساختی؟

نصفش دست منه

نصفش دست تو

یه نقشه گنج کامله

یکیه

افراد کمی در بارش میدونن

پس باید واقعیش رو داشته باشی

بیرونش کن

با توجه به تواناییت

باید ارباب جوان فرماندهی گرگ باشی

ارباب مولی

از اون چاقه باهوش تری

ولی هنوزم باید بیاریش بیرون

از اونجایی که میخوایش

اینو بهت میدم

شیائو ین من میرم

چی بود؟

اینم کجاست؟

اینم کجاست؟

تازه دیدمش

نمیشناسمش واقعا کار من نیست

صبر کن چیکار میکنی؟

واقعا نمیدونم

چطور جرات میکنی که بجنگی؟

...نه من

بکشینش

استاد

حرف نزن و فرار کن

شیائو ین؟

کجاییم؟چرا اینجاییم؟

صبر کن

میخوام بالا بیارم

صبر کن

استاد

اون دو چی سفید مال تو بود؟

استاد

الان میتونم دوچیت رو کنترل کنم

الان نیازی به تمرین ندارم؟

الان شکست ناپذیرم؟

حالا بریم سراغ فرقه یونلان

استاد چرا داری محو میشی؟

اگه بیشتر ادامه بدی

بیشتر از این محو میشم

منظورت چیه؟

دو چی من محدوده

بعد از کاری که کردی

چیز زیادی باقی نمونده

نمیتونم برای همیشه کمکت کنم

یه روزی راه خودتو میری

یه چیز دیگه

اون دختر ساده ای نیست

مراقب باش

برادر شیائو، لطفا یکمی بیشتر صبر کن

شام به زودی اماده میشه

الان برادر شیائو صدام میکنی

برادر شیائو

اگه تو نبودی

توسط فرماندهی گرگ کشته میشدم

فقط تو کوه تهذیب میکنم

بعد از برخورد باهات همه چیز اشتباه شد

چه طور ممکنه همچین اشوبگری مثل تو

تو دنیا وجود داشته باشه؟

یکی بهت بدهکارم

وقتی استاد گیاه دارویی شدم

برات جبرانش میکنم

گیاه دارویی؟ چه گیاهی؟

فقط یه کیمیاگر رتبه پایینه

کیمیاگر باید کسی

باشه مثل تو با توانایی قوی

با استعداد نیستم

برای همچین چیزی استعداد داری؟

این کار عالیه

پدرم بهترین طبیب حیوانات

تو شهر چینگ شانب بود

مادرم عطاری داشت

خوب نیست؟

اصلا

هیچکسی به استاد گیاه دارویی اهمیت نمیده

موقعیت خاصی نیست و پولی در نمیاره

پدر و مادرم برای اینکه اینده ای امیدوارکننده بهم بدن

همیشه به کوه هیولای شیطانی میومدن

تا چیزی پیدا کنن که تواناییم بهتر بشه

اخرش چیزی پیدا کردن؟

اره

ولی جونشون از دست دادن

فقط چند روز از ده سالگیم گذشته بود

دوباره به کوه رفتن

ولی اینبار

بعد از مدتی برنگشتن

تو دره که نیم روز تا خونه فاصله داشت

مادرمو پیدا کردم

به شدت زخمی شده بود

تمام راه خودشو کشیده بود

میخواست برگرده خونه

با تمام قدرتی که داشت

اون موقع

باید خیلی دردش اومده باشه

خیلی خسته بود

مادرم اینه رو بهم داد

گفت که مربوط به یه گنج بزرگه

با پیدا کردنش

میتونم کیمیاگر بشم

همه پدر و مادرهای دنیا مثل مال تو نیستن

برای بهتر شدن تو خودشونو فدا کردن

بیا برادر شیائو

غذایی که درست کردم امتحان کن

تو کوه هیولای شیطانی بی نظیره

مواظب باش گرمه

ممنونم

چطوره؟ خوبه؟

اره

پس بیشتر بخور

همشو بخور

چرا نمیخوری؟

نمیتونم

چرا؟

چون باعث خواب الودگی میشه

پسر خیلی ساده لوح هستی

در اینده بیشتر مراقب باش

من رفتم

دوبار نجاتم دادی

یه بار نجاتت دادم

اگه دوباره نجاتت بدم بی حساب میشیم

حشرات و جونورهای سمی زیادی وجود داره

این دارو می تونه ازت در برابرشون محافظت کنه

دیگه واقعا دارم میرم

پیداش کردم

اره پیداش کردم

مادر، پیداش کردم

کارم عالیه

عالیه

چرا اینجایی؟

علف نقره ای فقط یکمش

باعث میشه تا صبح بخوابی

اشتباه شده برادر شیائو

میتونم متوجه ترفندهای

کوچیکت بشم

میخوای بری داخل، درسته؟

ولی نمیتونی

میدونستم

بیا

بذار کمکت کنم

نصف چیزهای خوب داخل رو بده بهم

تو؟

بدش من

دوتا سمت چپه

فشارش بده

این نوع تله های کوچیک

شکستم نمیدن

فقط یه اسکلت شکسته ست تو اول برو

همین جاست برو

بریم

ببخشید

بیا نزدیکتر

فکر میکنی ممکنه بخورمت؟

چیه؟ خب دیگه چه طوری میخوایم برسیم اونجا؟

اسیده

اره

باید چیکار کنیم؟

میشه

بیا

بیا

بعد از کلی تلاش

معلوم شد

فقط یه گیاه معمولیه

مطمئنی فقط یه گیاه معمولیه؟

بله همه جا هست

بهت گفتم اینطور نیست

یه گیاه معمولیه

فرار کن

باید چیکار کنیم؟

نه

ارباب جوان

برای هر کدوم نصف

تقسیمش میکنیم باشه؟

باشه همون طور که گفتی هر کدوم نصف

دیدی؟ ارباب جوان کاملا سخاوتمنده

همش مال تو

منظورم دستاو پاهاتونه

هر کدوم نصف

این مو چیه؟

موهای منه

اوه

فقط یه اسکلته

اینجا خیلی پیدا میشه

کسی اونجاست

مدت زیادی که تو کوه هیولا شیطانی هستی

و اسکلت ندیدی؟

مرده

طبیب پری کوچولو

این چیه؟

این چیه؟

باید گنج باشه

این یکی هم یه چیزی داره

کتاب؟

چه خبره؟

خیلی عمیقه

باید مرده باشن

این چیه؟

کتاب سم رنگین کمان

چه کتاب سمی؟

الان نمیتونم برات توضیح بدم

بیا اول راه خروجو پیدا کنیم

چه طور؟

[بالهای بنفش]

تنها راهش همینه

خیلی خوش اقبالی

بریم

نه

پرواز

برین دنبالشون

نمی تونم برای همیشه بهت کمک کنم

یه روز مسیر خودتو میری

میدونم

برادر شیائو، ول کن

دیگه نمیتونم نگهشون دارم

سرت به کار خودت باشه نمیتونی شکستش بدی

خودتو ببین سرت باید تو کار خودت باشه

یکیشون هوانگ قدرتمنده

در حالی که اون یکی یه جونور جادویی سطح ششه

یه دوو زه کوچولو مثل تو

چیزی جلوشون نداره

فکر کنم این پسر

کلا زن میبینه دیوونه میشه

چیکار می کنی؟

البته که بقیه رو‌نجات میدم

این نجات دادنه اخه

پس باید چیکار کنیم؟

لباسشو در بیار

ای منحرف پیر

خب باشه در نیار

ولی پشیمون میشی

بلندش کن

هنوزم میخوای نجاتش بدی؟

بهت گفتم پشیمون میشی

از استخون اتش استفاده کن

تا گیاه رو تصفیه کنی

با کنابچه ای که داری فعالش کن

از گیاه استفاده کن تا

چیش رو‌ درست کنی

کتاب سم رنگین کمانه که پیدا کردی؟

بی احتیاطی کردم

شنیدم فرار کردن

[ارباب فرمانده ارتش گرگ، مو شی]

نمیدونی

یه بازنده ست

با سه تا مشت شکستش میدم

به نظر میاد که به شکست دادن یه بازنده افتخار می کنی

همیشه یکی اون بیرون هست

تو این کوه گیر کردی

حتما خیلی طولانی تو غار موندی

پس تعداد خیلی کمی تهذیب کننده خوب دیدی

به عنوان پدرت قصد داشتم اینو بهت بدم

کتاب سم رنگین کمان به عنوان هدیه

هدیه برای من؟

تو کوه هیولای شیطانی

تعداد رقیب ها زیاده

میتونی شکست بخوری؟

بقیه عمرم چیز زیادی بدست میاوردم

ولی تو هنوز جوونی

من تو رو پادشاه واقعی

کوه هیولای شیطانی میکنم

کتاب سم رنگین کمان ساخته شده

تا بدنت رو به یه کارگاه سم منحصر به فرد تبدیل کنه

اون موقع

موجودات سمی بی شماری تو کوه

میتونه برای تهذیبت استفاده بشه

بدون اتکا به هیچ فرقه ای

یا هر قدرتی، قدم به قدم

به دو پادشاهان و امپراتورهای دو چی تبدیل میشیم

یا حتی دو استاد

وقتی این اتفاق بیفته

خاندان مو واقعا بهمون افتخار میکنن

...فکر میکنم در حال حاضر

میدونی چرا انقدر تلاش میکنی؟

چون مرد احمقی هستی

...من

بهتره اجازه ندی بی لیاقتیت

هر کاری که انجام دادی خراب کنه

تنها گزینمون در حال حاضر

استفاده از صد روح و هزار روحه

تابه یه قرص سم خون تبدیل بشه

بعد از مصرف قرص میتونی

یه بدن سمی عالی داشته باشی

میتونم توضیحش بدم

سعی می کردم زخم هات رو درمان کنم

با چیز دیگه ای اشتباهش گرفتی

بسه دیگه کافیه

دوچی من متعلق به اتیشه

چاره ای جز این نداشتم که این کار رو بکنم

دارو رو به بدنت منتقل کن

اخرش

لباس هامون سوخته و خاکستر شد

من عاشق کسی هستم

کاری که فکر‌میکنی انجام ندادم

نه اشتباه از اب دراومد

نه حرکت نکن

واقعا نباید حرکت کنی

فقط بی حرکت بمون

زخمی شدی

هرچی بیشتر حرکت کنی آسیب هات بدتر میشه

وقتی سلامتیت بهتر شد

باید دوباره مثل کاری که دیشب کردم انجام بدم

ولی واقعا لباس ندارم

بانو

هرچند قدرتت هنوز برنگشته

حدس میزنم بعد از چند روز موندن اینجا بهتر میشی

دیگه باید برم

تمام قدرتمو از دست دادم

میخوای من یه زن شکننده رو

تو همچین جای خطرناکی ول کنی؟

زن شکننده؟

حتما داری شوخی میکنی

استاد دوو هستی

از چه نظری دقیقا شکننده ای؟

همون طور که میدونی دو چی من بود

که مهر و موم شاه کریستال بنفش رو‌شکست

الانم زخمی شدم

دو‌چی ندارم

اگه شکننده نیستم پس چیم؟

تو؟

به علاوه زندگیمو نجات دادی

الانم تو کوهستان

پر از جونور اهریمنی ولم میکنی

منو تو خطر میذاری

اگه من بمیرم تقصیر توئه

منطقیه

پس باید چیکار کنم؟

عجله داری

بری زنی که دوستش داری نجات بدی؟

نه فقط یکی از دوستامه

الان دست ارتش گرگه

تو خطره باید نجاتش بدم

فکر میکنی میتونی با ارتش گرگ مقابله کنی؟

میدونم ضعیفم

ولی باید برم کمکش کنم

هی

اگه می تونی کریستال روح بنفش رو از غار شیر بدزدی

بهت کمک میکنم دو چیت رو‌برگردونی

وقتی قدرتم رو‌برگردوندم

بهت کمک میکنم با ارتش گرگ بجنگی

یا حتی مبارزه با دشمن قوی تر

و دوستت رو نجات بدی

هنوزم نمیفهمم

مگه قرار نیست فقط کریستال رو‌بدزدیم؟

چرا اینجا گراز می گیریم؟

غذای مورد علاقه شیر کریستال بنفشه

بهترین ارام بخش طبیعی موجود

که همون گراز میفرستیم داخل

این باعث میشه شیر تمام بعد از ظهر بخوابه

کیا از خوردن این غذا لذت میبرن؟

با ادم نمیجنگیم که یه شیره

خیلی نفرت انگیزه

برو‌ رسیدیم

چرا نمیری؟

مراقبم

اوه

باشه

فکر می کردم تمام غارهایی که جانورها توش زندگی میکنن

پر از مدفوع و ادرار باشه

ولی اینجا خیلی تمیز و مرتبه

شیر سلیقه خوبی داره

چیکار می کنی؟

مگه کریستال بنفش ارزشمند نیست

که طبیب بهش اشاره کرده؟

منم ازش میخوام

صبر کن به پول نیاز داری با چیزی؟

نه به پول نیازی ندارم

ولی میتونم به طبیب برای دادن قرض پیشنهادش بدم

امکانش هست درسته؟

باشه فقط کارت یادت نره

کریستال روح بنفش باید اونجا باشه

این چیه؟

پسر نادون خیلی خوش اقبالی

بیا بگیرش

مایع رو بریز توی ظرف

این چشمه کریستال بنفشه

جوهر شاه کریستالی بنفش

مطمئنی اصله؟

اره

نوشیدن این

برای تمرینت خیلی خوبه

ظرف دیگه ای هم داری؟

نه

جوهر زیادی باقی مونده؟

فقط یکمی

پس ولش کن

چیکار می کنی؟

فکر کردم گفتی قابل خوردنه

درسته ولی الان ازت نخواستم بخوری

ای پسر احمق

بچه جون

وقت رفتنه

هی

کریستال روح بنفش رو‌داری

بزارشون کنار

اگه این کارو نکنم چی؟

...تا زمانی که

...تا وقتی اینجام

واقعا باید راه بیفتیم

یا خیلی دیر میشه

با توجه به وضعیت فعلیت

هیچ کاری نمیتونیم انجام بدیم

ولی تو می تونی

من رفتم

نه تو بهم قول دادی

هی تو استاد دوو هستی

چه طور میتونی بزنی زیر قولت؟

بهم بدهکاری

چی بهت بدهکارم؟

لباس؟

دیگه بهت بدهکار نیستم

اولا

به درخواست تو توله های شیر رو ول کردم

من نه؟

دوما نمیدونم چی خوردی

که تو غار

یه جریان انرژی تو بدنت منفجر شد

نزدیک بود بمیری

اگه جونتو نجات نداده بودم

بهت کمک نمیکردم مهارش کنی

تا حالا مرده بودی

پس

باهم برابریم

صبر کن دروغ گو

نمیدونی وقتی یه زن زیبا تره

بهتر دروغ میگه؟

نمیدونم

بذار یه چیز دیگه بهت بگم

اینجا دنیاییه که توش قوی ها ضعیف ها رو شکار می کنن

آدم ضعیفی مثل تو

اول باید مراقب خودش باشه

هی اسمت چیه؟

یون ژی

...یون ژی

موج شکافتن شعله

صبور باش

فن سوزانت به سطح جدیدی پیشرفت کرده

وقتی شعله بنفش شد

رسما استاد دوو میشی

اون موقع

بی دردسر میتونی

موج شکافتن شعله رو‌احضار کنی

حالا بریم طبیب پری کوچولو رو‌ نجات بدیم

هنوز استاد نشدی

اگه الان بری خودتو میکشی

ولی اگه الان بهش کمک نکنم

میمیره

هنوزم نمیتونی که

دوچی بدنت رو کنترل کنی

یا بتونی بهش فرمان بدی

اگه به تنهایی با ارتش گرگ بجنگی

زندگیت رو از دست میدی

اروم باش بیا حرف بزنیم

الان مشکل اینجاست

که نمیدونی ارتش گرگ کجاست

ولی من میدونم

کجا پیداشون کنم

مادر بزرگ

مادر بزرگ

مادر بزرگ

دارن صد روح و هزار روح رو جمع می کنن

تا یه قرص سمی درست کنن

برو... برو نجاتش بده

رهبر ارتش گرگ کجاست؟

تپه گرگ وحشی

مادر بزرگ

مادر بزرگ

قبل از تاریک شدن هوا برو خونه

خانوادتو نگران نکن

والدنت نگرانت میشن

از صمیم قلب دوستت دارن

یه لحظه حیاتی تو فرایند ساخت قرصه

هیچ مزاحمتی مجاز نیست

بازم تویی بازنده

چه بازنده ای

طبیب پری کوچولو

تویی

عوضی

شیائو ین

شیائو ین

شیائو ین

بیدار شو شیائو ین

شیائو ین

شیائو ین چی شده؟

ین ار

ین ار

ین ار

ین ار

شیائو ین، بیدار شو ،شیائو ین

شیائو ین

شیائو ین

شیائو ین بالاخره بیدار شدی

موج شکافتن شعله

میخوای بدونی مادرت چطور مرده؟

اگه اجازه بدی برم

تمام ماجرا رو بهت میگم

ین ار نمیتونی بذاری بره

اون یه سلاخ شیطانیه

بیا

بیا اینجا بهت میگم

[رئیس فرقه یونلان یون یون ژی دو چی سطح استاد]

استاد

[رئیس سابق فرقه یونلان یون شان سطح دو چی استادی]

راستش میتونم باهات بیام

تازگی سمی دریافت کردی

باید زخم هاتو با خوردن سم‌ بهبود بدی

کوه هیولای شیطانی

بهترین مکان برای تهذیبته

خب

باهات خداحافظی میکنم

خداحافظ

آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی @Qasem_Samangani

شیائو ین

چی باعث شد اه بکشی؟

هر چند فقط مدت کوتاهی ازش گذشته

از زمانی که با طبیب پری کوچولو اشنا شدم

به دور بودنش عادت نکردم

تو مثل من یه پرورش دهنده با استعداد نیستی

ولی تو برخورد با زن ها اقبال بهتری

از من داری

میشه انقدر اذیتم نکنی؟

مسخرت نمیکنم

بذار برات بشمارم

اولش شون ار

بعدش بانو نالان

الانم طبیب پری کوچولو

اوه فراموش نکنیم

اون بانو از دوو

به علاوه

...اون دوتا توله شیر هم

باید کجا بریم؟

هرجا که خوبه

جواب این نیست میخوام قوی تر بشم

چرا میخوای قوی بشی؟

چون میخوام انتقام بگیرم

در موردش جدی هستی نه؟

باشه

اون پارچه رو باز کن

میخوای قوی تر بشی درسته؟

توقف بعدیمون

محل اتیش نیلوفر زمینیه

یعنی صحرای تاگه ار

◈✥━━━━══ارائه ای از تیم ترجمه ی اختصاصی کـره فـا══━━━━✥◈ ◈✥━━━━══KoreFaa.ir══━━━━✥◈ مترجم : SaNo

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.