Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
( ترجمه توسط : جمشید ایرانی )
ميدوني اين جاده کجا ميره؟
به من گوش بده! گناهان زمين
من براي همه صحبت مي کنم غني يا فقير، سالم و بيمار
تو صادق هستي؟
آيا شما صادقانه فکر کردهايد؟
با ديگران کاري کردي که با تو کردن؟
آيا کساني را که در مورد شما قضاوت کردهاند قضاوت کردهايد؟
شما تا ابد نفرين خواهيد شد
شما به کارتان افتخار ميکنيد
از خدمات خودت يا تجارت خودت؟
قلب شما نبايد سپاسگزار باشد
گوش کن ببين چي ميگم اگر نميخواهي قضاوت شوي قضاوت نکن
آنان که گناه کرده اند بايد پرداخت کنند
کي مي خواد همراه من بجنگه؟ بر عليه حاکمان؟
چه کسي مي خواهد از جهان دفاع کند از کساني که بدون نماينده هستند؟
هيچکس
بايد به يه سفر بدون بازگشت ادامه بدي
اين مرد در بار چه کسي بود؟ به من بگو، لوتر
- اون آدم بدي نبود - اون يه جانوره
يه عوضي واقعي
- از اون خوشم نمياد - اين قدر اصرار نکن، لوتر
تمومش کن
گوش کن، لوتر چرا ما به ناسوس نمي ريم؟
چرا که نه
هي، يواش
قبل از رسيدن به گوشه بايد سوت ميزدي
شرط مي بندم من جيغ زدم، نه؟
تنها تو مست نيستي
چطور بدست آوردي؟
فکر ميکنم به خاطر تنهايي بود
- اسمت چيه؟ - روت
ولي همه روتي صدام ميکنن
- خوب، روتي! خونه ات نزديکه؟ - بله، نزديکه
من تو رو به خونه مي برم
نه، من خودم میتونم برم
البته، ... برو
همين جا، منتظر بمون
چي ميخواهي؟
- ميخواستم ببينم حالت خوبه يا نه - لطفا، تو نبايد اينجا بياي
- براي من, تو خوب هستي - لطفا، من خسته ام
با من بازي مي کني، نه؟
- از من چي ميخواهي؟ - خودت گفتي تنها هستي
فکر کردم شايد، لازم باشه بيام اينجا
اگه با من مهربون باشي تو بيشتر برنده ميشي
پاي خودت رو از درب بيرون بکش
از من چه ميخواهي؟ داری اشتباه می کنی
تو رو می خوام
ولم کن
نه
- ولم کن - لعنتی تمومش کن
کاری میکنم گریه کنی
بهت نشون میدم
مطمئنم دفعه بعد ظریف تر میشی اینطور نیست روتی؟
کثافت، تو یه حرومزاده ای
- لوتر، تو صدمه دیده ای؟ - نه
- اون زیاد با تو خوب نبود - بعداً یا قبل از آن
من آنچه را که میخوام بدست میارم
لورنا
لورنا
عزیزم
... میخواهی
دوستت دارم
آره، باشه
دوستت دارم
جیم
... می خوای؟
... می خوای؟
البته، ... البته
چی میخواستی بهم بگی؟
مهم نیست، دیگه دیر شده
همه چی مرتبه؟
بله، مرتبه
چرا نمیخوای حقیقت رو به من بگی؟
چرا نمی تونی عشق بورزی آنطور که به آن نیاز دارم؟
اگر چنین احساسی نداشته باشه وقتی که اون رو می خوام
چرا نمی شه راحت شروع کرد …؟
من یک زن هستم، من یک کودک نیستم
فردا یک سال از ازدواج ما می گذره
برای خودم آرزو میکنم "تولدت مبارک"
او احتمالا فراموش کرده
چطور میتونه اون روز رو فراموش کنه؟
اون پیک نیک فراموشنشدنی
جایی که به من پیشنهاد ازدواج داد
آنجا برای اولین بار منو بوسید
شاید اون روزی که شروع کردیم متوجه نشدیم
من میدونستم که او شرم دارد
بوسیدن و نوازش او مرا مطمئن کرد
باید اعتراف کنم که هرگز به صداقت او شک نکرده ام
نجیب است
او برای من، مجسمه ای بود که روی یک پایه قرار داشت
تحت تاثیر رفتار او احساس کردم فتح شده ام
من دراز کشیده بودم نمیتونم توضیح بدم
آن روز متفاوت بود بینش من پر از اشتیاق بود
... پر از میل
چیزی غیرقابلپیشبینی در من ظاهر شده بود
... چقدر دلم میخواست
سپس به من اعتراف کرد که اولین بار است یک زن را لمس می کند
به او گفتم " تو اجازه منو داری "
اما اون … متوقف شد! به این ترتیب او برای من یک مجسمه روی پایه شده است
من به یاد دارم که چطور نیت او شرافتمندانه بود
عزیزان من! ما اینجا جمع شدیم در پیشگاه خداوند
تا این مرد و این زن را با ازدواج متحد کنیم
اگر هر یک از شرکت کنندگان دلیلی داشته باشد
که این ازدواج نمیتواند انجام بگیرد
صحبت کنه یا اینکه تا ابد ادامه داشته باشه
جیمز، تو می خوای با این زن ازدواج کنی؟
و تو، لورنا میخوای با این مرد ازدواج کنی؟
آنچه خدا آن را متحد بکنه هیچکس نمیتونه آن رو لغو کنه
- من به شما میگویم - زن و شوهر
اگه بتونم این بنیاد رو ترک کنم
و زندگی دیگری را در جای دیگر شروع کنم قول میدم، که این کار رو بکنم
حاضرم هر جایی برم من می تونم یه بانو باشم
هنوز از خواب بیدار نشدی؟
- میخواهم کمی بخوابم - و صبحونه …؟
- اونجا پیدا میکنی - و ناهار ...؟
هرچی که میخوای آماده کن
خودم درستش میکنم
باشه، خودت این کارو بکن
امروز صبح خسته ای؟
آره، خسته ام
بسیار خوب، جان.! سریعتر ببندش
نمیدونم جیمی چه کار میکنه امروز دیر است
اون شب بیقراری داشته شاید الان داره کار می کنه
اگر من هم آنجا بودم، خوشحال می شدم
بس کن لوتر، اون با جیمی ازدواج کرده
خوب چی ...؟ برای طلاق خیلی زوده؟
... جیمی هی، جیمی
بلافاصله، لوتر من باید ناهار آماده کنم و لورنا رو ببوسم
سریعتر تمام کن …! دیرمون شده
عشقم، لوتر منتظر منه ساعت پنج و نیم میبینمت
- باشه - امشب میبینمت
جیم، میدونی امروز چه روزی است؟
نه، امروز چه روزیه؟
- امروز دقیقاً چه روزیه؟ - فکر میکنم جمعه است
روز حقوق گرفتن است من تا دوشنبه کار نخواهم کرد
انتظار داشتم که اینو بگی
Grمbe؛te-te, Jim !
جیم، میخواهی کار کنی یا نه؟
فکر کنم شب یا شایدم صبح یه کار خیلی خستهکننده ای داشته
صبح به خیر ببخشید که معطل شدم
وقتش بود … تو نخوابیدی؟
- خوب خوابیدم - شب سختی داشتی
بریم، جان
موتور رو روشن کن
- چیزی کار نمی کنه، لوتر - چرا کار نمی کنه؟
- شروع نکن - بذار ببینم، شاید آب رفته توش
برای نوشیدن خیلی زود نیست؟
هیچوقت خیلی زود نیست برای بعضی چیزا
- واسه همین دیر کردی؟ - من دیر کردم؟
نمیدانم، شاید آشپز خوبی نیستم من صبحانه و ناهارم رو آماده کردم
منظورت اینه که لورنا تو رو نادیده می گیره؟
نه، لوتر! لورنا میخواست بیشتر بخوابه و من غذای خودم را آماده کردم
معنیش اینه که شما دیشب خیلی زیاد نخوابیدید
- من خیلی خوابیدم - ... اما او
- چه کسی؟ - تا اونجایی که من میدونم تو تنها نیستی
- منظورت لورنا هست؟ - بله
- آره، در مورد اون حرف میزنم - فکر می کنم او به خوبی خوابید
- مطمئنی؟ - فکر می کنم بعد از مدتی خوابش برد
امروز صبح دوباره این کار رو کردین؟
دلش میخواست کمی بخوابد ... برای این
می دونم به خاطر همین دیر کردی مجبور بودی صبحونه ات رو آماده کنی
بله، اما مهم نیست لورنا "دوست داره که صبح تو تخت بمونه"
اگر شبها میخوابد یعنی این که در طول روز بسیار مشغول است
لوتر, ما بنزین نداریم
احمق، بهت گفتم که کامل پرش کن
متاسفم، لوتر! فراموش کردم ما هنوز مقداری بنزین در اینجا داریم
- "بنزین آوردم، " جیمی - ممنون، جان
اگه همیشه در مورد این کتابها فکر میکنی
وقتی که تو زنی مثل "لورنا" کنارت داری
چطور می تونی مطمئن باشی که اون یه مرد دیگه رو برای وقت گذرانی پیدا نمی کنه؟
جیم، بهتر است به لورنا سلام کنی
سلام، لورنا مشکلی نیست موتور بنزین تموم کرده بود
ساعت پنج و نیم میبینمت
- خوش باش - خوش بودن …؟
چه کار دیگه ای می تونم بکنم؟ با این ازدواج فراموش شده توسط جهان
و توماس پرسید: زنا چی است؟
او مردی است که افکار شهوت جنسی دارد
کسی که زن یکی دیگر را میخواهد این یک زنا است
اما چطور میتونی ... به چشمهای برادرت نگاه کنی وقتی
او کسی است که از تو مراقبت کرد
گام های انسان توسط خدا محافظت می شود وقتی او اشتباه کند، توسط خدا مجازات نمی شود
اما خداوند آخرین فرصت را به او خواهد داد
و اونایی که اون بیرون هستن کسانی که بد عمل میکنند
اونایی که از شیطان بیشتر خوششون میاد
کسانی که به کلام خدا میخندند ... مجازات خواهند شد و
سپس ابرام گفت آیا می خواهید تمام خاک را نابود کنید؟
همه آدمای بد؟ این ممکن نیست
زندگی باید ادامه یابد ما مجبور نیستیم به عقب برگردیم
کسی که این کارو بکنه مجازات خواهد شد و بنابراین خداوند به شهرها فرستاد
سدوما و آتش گومورا رو که اونا رو ناپدید کنه
اما پس از آن که همسرش به عقب نگاه کرد
و تبدیل به یک مجسمه نمک شد
جان، من تعجب میکنم جیم این همه انرژی رو از کجا پیدا کرده؟
او تمام شب را مطالعه میکنه تا یه مدیر بانک بشه
من فقط می خوام یه کارشناس حسابدار بشم
یک کارشناس حسابداری یا یک مدیر بانک برای من یکسان است
اما تکالیف خانه به او احتیاج دارند اینطور نیست، جان؟
بیخیال، ذهنیه
اما در خانه هنوز وظیفه دارد بخواهد و این ذهنی نیست
- از نظر فیزیکی لازم است - فقط از نظر فیزیکی …؟
باید اعتراف کنیم کسی که کلی تعهد برای انجام دادن داره
- انرژی زیادی داره … اینطور نیست؟ - درسته
... تنها چیزی که قابل فهم نیست
پس از انجام تعهدات خانوادگی چقدر انرژی داره
اگر اینطور نبود، لورنا صبح دیگر خسته نمی شد
درسته
به عقیده من کسی هست که از او مراقبت میکنه
البته او پسر ما نیست
چرا قبلاً با تو آشنا نشدم؟
- بله … باور نمیکنم - راست میگم
بله، حرفت را باور میکنم
تو گم شدی …؟
- منظورم اینه که، نمیدونی کجا هستی؟ - یادم نیست کجا هستم
- پس، تو گم شدی؟ - بله
فکر میکنم گم شده ام تو میدونی ما الان کجاییم؟
- البته، بیا! من به تو کمک میکنم - صبر کن ببینم
- کجا میخوای بری؟ - جایی که ما زندگی میکنیم
من درست شنیدم؟ گفتی "ما"؟
- من یا ما؟ - مهم نیست
- من یا ما ؟ - ... خوب، ما
- این یعنی چی؟ - من متاهل هستم
- اما برای من معنی خاصی نداره - برای من مهمه
- برات مهمه؟ - البته
من نمیخوام با زنان متاهل سر و کار داشته باشم
... اوه ... من متاهلم، اما
من هرگز بیشتر از الان که هستم متاهل نبودم
شوهرت چه ساعتی برمی گرده؟
ما هنوز وقت داریم تا پنج و نیم
- لطفا ... لطفا - باشه، حق با توئه، بیا بریم
- بیا - یه لحظه صبر کن
- داریم کجا میریم؟ - من قبلاً بهت گفتم
به خانه من ... لطفا بیا
... ببین
- بله، جای خوبیه - واقعا؟
البته ... به نظر می رسه یه خونه است، اما
خوشحالم که اینطور میگی … بیا بریم داخل
بهت نشون خواهم داد
- چکار می کنی - دارم نگاه میکنم
- ما جایی برای رفتن نداریم - درسته
امیدوارم یه روزی بتونم تو رو بهتر کنم
- اینجا یه خونه بحساب میاد - چرا نمیشینی؟
متشکرم
- چه کاری برات بکنم؟ - اینجا چی داری؟
چیز زیاد نداریم یه لیوان آب میخوای؟
- آب؟ - فراموش کرده بودم
- باید یه لیوان بیارم - لیوان نمی خواد، بطری رو بیار
این برای پخت و پزه یا نوشیدن؟
نه، وقتی ازدواج کردیم، اینو هدیه گرفتم
- تو کی مشروب خوردی - در ماه عسل
- من چیزی قویتر از این ندارم - چیزی برای خوردن داری؟
- گرسنه ای؟ - آره، غذا چی داری؟
نمیدانم, بذار ببینم
اینجا چه خبره؟ دارین از گرسنگی میمیرین؟
معمولاً روز شنبه خرید میکنیم وقتی که جیم حقوقش را می گیرد
- فردا شنبه است - جیم کیه؟
- شوهرم - میبینم که اون ازت مراقبت می کنه
- تو اینجا میمانی، نه؟ - منظورت چیه؟
اگه بمونی، میتونم برم یه چیزی بخرم
- چقدر طول می کشه؟ - بیشتر از نیم ساعت طول نمی کشه
تو دوستانی داری که غیر منتظره به اینجا بیان
دوستی ندارم
- هیچ دوستی …؟ - هیچی، عزیزم
- لازم نیست نگران باشی - باشه، بهت اعتماد دارم
دنبال تنباکو نباش
باید یه چیزی بپوشم
هی، ... در مورد پول چی؟
توی یه شیشه دارم در قفسه بالایی
چرا یه بطری برای عشقت نمیخری؟
- یک بطری؟ - ویسکی، عزیزم
به چی فکر میکنی؟
اینارو کنار گذاشته بودم که یه لباس بخرم
لازم نیست نگران باشی من ده تا لباس برات میخرم
هیچکس نباید بدونه که من اینجا هستم
شوهرت ممکنه یه دوست داشته باشه
نه، نگران نباش
- من سعی کردم به شما بگم - سلام
- الان میام خدمت شما، لورنا - میشه یکم وقت تو مغازه داشته باشم؟
البته
همان طور که گفتم، دیروز یکی فرار کرده بود
- محکومیتش برای چی بوده؟ - برای سرقت مسلحانه
- اما بار دوم بدتر بود - منظورت چیه؟
غارت یک بانک
و وقتی فرار می کرده به یک نگهبان شلیک کرده و او را کشته
- از زمانیکه رادیو اعلام کرد در زندان بود؟ - بله، سه سال، و اندی
با وجود یک فراری، تو باید هنگام رفتن به مزرعه مراقب باشی
البته، کسی که مثل تو در ساحل رودخانه زندگی میکنه، ممکنه شگفتی زیادی داشته باشه
تو باید مراقب باشی، این آدما شوخی نمیکنند
آروم باش، من میرم مراقب باشم
- یه فراری بود - اون چیکار کرده؟
اول سرقت مسلحانه انجام داده
- بار دوم بدتر بود - منظورت چیه؟
هنگامی که داشت از یک بانک دزدی میکرد
به یک نگهبان شلیک کرد و او را کشت
- خیلی زود برگشتی - نه، نه زیاد
فکر میکنی نوشیدنی باعث میشه احساس بهتری داشته باشی؟
مدتها بود که مشروب نخورده بودم
- از کی تا حالا مشروب نخوردی؟ - ... اولین باره که می نوشم بعد از
سه سال، دو ماه شش روز و پانزده ساعت
- چرا؟ - ... من در یک واگن حمل و نقل بودم
- تو در زندان بودی؟ - در زندان ...؟
اگه من تو زندان بودم …؟ ... البته
من با یک بچه تو ماشین ماشین گیر کردم
تو زیاد احتیاط نکردی
درسته
- سعی کن کمی بنوشی - من دوست ندارم
دوست ندارم مشروب بخورم احساس خفگی میکنم
سعی کن، کمی بنوشی به روشن کردن افکارت کمک میکنه
- افکارم؟ - زودباش، بخور
- چطور است؟ - خیلی خوب
یه کمی دیگه بخور این تو رو خوب می کنه
- منو خوب می کنه؟ - بله، بنوش
- فکر میکنی من بد هستم - بد؟
من معمولا مشروب نمیخورم برایم تازگی داره
یه کم احساس بیقراری میکنی، دختر
بله، شاید، احساس می کنم
شاید بعد از یه زندگی پر از فداکاری اومدی اینجا
- باید اینجوری زندگی کنم - چرا؟
چون چاره دیگه ای ندارم
اون همیشه بهم میگه به یه جای متمدن تر خواهیم رفت
- تو از این شهر خسته شده ای؟ - شهر، کدوم شهر؟
- واقعاً متاسفم که این حرف را میزنی - چرا، تو باور نمی کنی؟
- اونا اینجا مثل یه حیوون زندانی شدن - من تو رو درک میکنم
وقتی بابام بهم میگه بلند شو، من بلند می شم
- و وقتی بهت میگه عریان شو؟ - برهنه می شم
اگه من جای تو بودم، یه دوست پیدا میکردم و زندگیمو تغییر می دادم
- منظورت چیه؟ - از اینجا دور شو، از اینجا بیرون برو
- در این نزدیکی زندگی میکنی؟ - نه، من در تعطیلات ویژه هستم
... تعطیلات چقدر بهت حسادت میکنم
- تو میخوای که …؟ - بسه، عزیزم
داری منو تحت فشار قرار میدی
- نمی تونم تو رو درک کنم - دوباره فکر کن
تو اشتباه بزرگی میکنی
نه، قسم میخورم هرکاری برای تو انجام بدم
- هر کاری که تو بخواهی میکنم - شاید همینطوره که میگی
اما حالا وقت خوردن چیزیه کمی گوشت آماده کن
نگاه کن، جان! این یه ساندویچ بدون مواده، نه؟
درسته بدون مواد
چی میخوری، به نظر میرسه چیزی برای پخش کردن ظروف هست
بله، بنظرم حق با توئه
فکر کنم لورنا باید یه کار بهتر بکنه
من که بهت گفتم، خودم صبحانه و نهارم رو آماده کردم، لورنا میخواست بخوابه
... و حالا بین ما
اگه شب مشغولش نمیکردی ممکن بود ناهار خوبی بهت بده
- اینطور نیست؟ - درسته، یه ناهار مناسب
چیکار داری میکنی؟ من تعجب می کنم
اگه من یه زن مثل لورنا داشتم هیچ کتابی نمی تونست منو بیدار نگه داره
- بس کن، لوتر - بسیار خوب، بچه جان
- ما با هم دوست میمونیم؟ - بله، دوستیم
لوتر، چرا چیزی نمی خوری؟
بیا یه ساندویچ درست کن
حالا بهتر شد
میدونی بچهها، من یه بار یه کتاب خوندم شاید بهتر باشه تو این داستان رو بخونی
داستان یه زن متاهل است که وقتی مرد سر کار است، خوش میگذرونه
... با دفتر اسناد رسمی، وکیل، پستچی
من علاقه مند نیستم، لوتر
تو باید علاقه مند باشی
این یه چیز عادی است برای هر کسی می تونه اتفاق بیفته
این میتونه برای من اتفاق بیفته ... حتی برای جان
نه، نباید برای او اتفاق بیفته
- ولی ممکنه برای تو اتفاق بیفته - بهت که گفتم، من علاقهای ندارم
نمیخوای بدونی داستان چطور تموم میشه؟
اکنون برای من پایان یافته امیدوارم که بتونی منو درک کنی، لوتر
فقط امیدوارم کاری که اون کرده رو انجام ندی
او چه کار کرد، لوتر؟
او خودکشی کرد، متاسفم
اونا فقط دو سال بود که ازدواج کرده بودن
- چند وقته ازدواج کردی؟ -یک سال
امروز یک سال از ازدواج ما میگذره
تولدت مبارک یه آرزو بکن
- خوشحال باش - تو خوشحال هستی؟
- بگو: تولدت مبارک - تولدت مبارک
براوو، جان
چه هدیهای می خوای تهیه کنی؟
با پولی که جمع کرده ام و حقوقی که امروز دریافت می کنم، او را به شهر می برم
یک لباس قشنگ و چیزهای دیگری براش میخرم
فکر میکنم یه اتاق تو هتل بگیرم و تعطیلی آخر هفته رو دور از خانه بگذرونیم
آفرین، چه فکر خوبی
- آپارتمان عروس می گیری؟ - آپارتمان عروس؟
بله … بهترین اتاق هتل
بسیار شیک و بسیار راحت
به این ترتیب، شما میتونید شب همه چیزو فراموش کنید
- فکر میکنی که کتابها را با خودت برداری؟ - کتاب را فراموش کن، لوتر
کتابها و لورنا رو فراموش کن
بشین، لورنا، وقتی می بینم اونجا ایستادی احساس اضطراب میکنم
- چه بوی خوبی - ممنون
با تشکر از ادکلن شوهر عزیزت که پس از اصلاح صورتم زدم
- ... چه پوست صافی - با تیغ عاشقت زدم
- "نگو "عاشق تو - در مورد شوهرت، جیم؟
بله
من هیچ وقت بهش خیانت نکردم
تا حالا کسی مثل من رو ندیدی؟
نه، ... هیچکس مثل تو نیست
مدت زیادی بود که غذای خوب نخورده بودم
یه چیزی رو می دونی
تو آشپز خوبی هستی
تنها چیزی که میخوام یه تخت نرمه
تو این ساعت میخوابی؟
بله, دیشب خوب نخوابیدم
- تو نخوابیدی؟ - من استراحت نکردم
وقتشه که باتری رو شارژ کنی
هرطور بخوای من تختم رو برات آماده می کنم
چرا شلوارت رو در نمیاری؟ اینطوری بهتر میخوابی
بله، درسته
دلم میخواهد بخوابم
شب بخیر، عزیزم
گفتم که میخوام بخوابم
داری چی مینویسی، لوتر؟
- "یه چیزی در مورد "لورنا" و "جیم - یه نامه عاشقانه؟
یه آهنگ عاشقانه، اون رو می خونم
جیم لورنا رو دوست داره ... و لورنا هم اونو دوست داره
جیم بیچاره، جیم بیچاره
جیمی بیچاره هرگز نخواهد فهمید جیم بیچاره، جیم بیچاره
جیمی بیچاره هرگز نخواهد فهمید
او هرگز نخواهد فهمید
بیا برقصیم
ما به لورنا فکر میکنیم ... و لورنا یکی دیگه رو داره
بیچاره جیم، جیم بیچاره تو باید ترک کنی
بیچاره جیم، جیم بیچاره تو باید ترک کنی
- هی، دارین چیکار میکنین؟ - هیچی، داریم خوش میگذرونیم
- رقص، آواز، خوبه - خوش گذروندیم
کمی با بیل ها لذت ببرین
- ... رئیس گفت - خوب، حقوق من را به من بده
اینم مال تو
جیم لورنا رو دوست داره ... اما لورنا
حرومزاده چی میخوای لعنتی؟
- در مورد چی حرف میزنی؟ - درباره این، لوتر
... این این فقط یک مقاله است
- همان طور که گفتم … شوخی کردیم - شوخی کردی؟
- یه روز تو دردسر خواهی افتاد - چی گفتی؟
گفتم یه روزی تو دردسر میافتی
گوش کن، یه روز، تو کسی خواهی بود که با زنت مشکل خواهی داشت
تو فقط یه مست نفرت انگیز هستی
شنیدی، جان این بچه هم عضله داره
تو باید تو خونه ازشون استفاده کنی
دیدی، ترتیبش رو دادم جرات داشته باش، بچه
هی، بلند شو
این برای لورنا بود یادت میمونه؟
بیا، کمکت کنم بلند شی
ما نمی تونیم اینطوری ادامه بدیم، پسر
... نگاه کن
می بینی، جان؟
صبر کن، من حواسم بهش هست
صبر کن، پسر اینو بگیر
برای تو
آفرین پسر خوب
جرات داشته باش میتونی بهتر ضربه بزنی
شجاعت، ضربه
دیدی، جان؟ من میتونم فقط با یه دستم اونو بگیرم
... خیلی خب، پسر
قرار نبود این کارو بکنم
تو نباید این چیزها را به خاطر زن فاحشه ات تحمل کنی
تو حق نداری بهش هرزه بگی
... اون یه زن فوقالعاده است فوقالعاده است
اون فوقالعاده است فوقالعاده، فوقالعاده، فوقالعاده
... کافیه جان
شما خیلی منو اذیت کردین
خیلی متاسفم، لوتر تو شروع کردی
بله، حق با توئه
میخواستم بهتون بگم ... که امروز سالگرد ازدواج من است
و رئیس به ما اجازه داد که زود بریم
بیائید برگردیم خونه
بله
بلند شو، جان
بیدار شو
- چه خبره ؟ - شوهرم به خونه برگشت
تو گفتی ساعت پنج و نیم برمی گرده
به کسی گفتی من اینجا هستم؟
- نه، به کسی نگفتم - حالا چیکار کنیم؟
نمیدونم، نمیدونم زودتر، زودتر بلند شو
برو بیرون و باهاش حرف بزن بهم وقت بده که بتونم دور شوم
- بعدا میبینمت؟ - بله، میبینیم
- کی؟ - فردا، فعلا زود برو به طرف قایق
من باید به قایق برسم
- کجا داری میری؟ - بهتر است که بمانم
چه اتفاقی افتاده؟
- به من جواب بده - هیچی
هیچ چیز ؟ هیچ چیزی ؟
ببین جیم، چطور نگاه میکنی
لازم نیست راجع به این موضوع فکر کنی
جیم، تو باید جواب بدی
میخوای بهم بگی چه اتفاقی افتاده؟
برای آخرین بار ازت میپرسم، چه اتفاقی افتاده؟
یه ماشین نمک واژگون شد
اگه لوتر نبود، من دیگه اینجا نبودم
باید زخم رو ضد عفونی کنم
لورنا
چیزی که جیم گفت درست نبود
اون نمیخواست منو خراب کنه
به نظر میاد به خاطر اینکه ما دعوا کردیم
دعوامون شد، چون حسادت می کردم
و حسادت … برای تلاش اون برای تبدیل شدن به کسی
به هر چیزی که ... اون داره حسودی میکردم
شما چیزی رو داری که من هرگز نمیتونم داشته باشم
بهش هشدار دادم، سعی کردم کاری کنم که باور کنه تو بهش خیانت می کنی
در زمانی که او مشغول کار است
نمیدونم چطور توضیح بدم، لورنا
وقتی دیدم که چطور می لرزیدی فهمیدم چقدر دوستش داری
برای اولین بار، ... تو زندگیم اشتباه کردم
معذرت می خوام واقعا متاسفم
- ... جیم - دختره لعنتی
... لورنا
... لورنا
... لورنا
لورنا
لورنا
Iartم-mم ! ... لورنا
دوستت دارم، لورنا
من دوستت دارم لطفا، منو ببخش
کارهایی را که نمیخواهید برایتان اتفاق بیفتد، انجام ندهید
برادران و خواهران، فراموش نکنید
حقیقت همیشه شکست نمی خورد
وقتی صبر کنی حقیقت برملا خواهد شد
گوش بده و درباره من قضاوت کن ای خدای متعال
زنش یک نگاهی به عقب انداخت
به همین دلیل به یک مجسمه نمک شد
این همان چیزی است که خداوند نوشت
( ترجمه توسط : جمشید ایرانی )
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.