All language subtitles for 04. Spartacus.50th.Anniversary.Edition.1960.720p.Bluray.x264.anoXmous

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

esmael368@yahoo.com ترجمه www.01.filmvare.com/forum

در سده پیش از ظهور

دین جدید مسیحیت

که قرار بود حکومت ظالمانه روم را براندازد

و جامعه ای نوین بنا نهد

.جمهوری روم در کانون تمدن قرار داشت

به قول شاعر: زیبای تمامی زیبایان

برترین شهرها و خانه خدایان روم زرین

حتی در اوج افتخار و قدرت

این جمهوری دچار بلایی خانمانسوز شد بنام

.بردگی

زوال دیکتاتوری فرارسیده بود

.و در تاریکیها منتظر فرصتی برای وقوع بود

در همان سده

در ایالت مفتوحه تراسیه در یونان

زن برده بیسوادی ثروت اربابش را افزوده کرد و

.پسری بدنیا آورد که نام اورا اسپارتاکوس نهاد

پسری مغرور و طغیانگر

که قبل از 13 سالگی برای کار ابدی

.در معادن لیبی فروخته شد

آنجا، زیر تازیانه و زنجیر و آفتاب

جوانی و عنفوان مردانگی خویش را سپری کرد

و 2000 سال قبل از زوال بردگی

.رویای براندازی آن را درسر می پرورید

!برگردید سر کار

بلند شو اسپارتاکوس !ای سگ تراسی

!زود باش، بلند شو

!قوزک پایم، قوزک پایم

!قوزک پایم

بازهم اسپارتاکوس؟ .اینبار خواهد مرد

!برگردید سر کار، همه شما

خوش آمدید لنتولوس باتیاتوس - واقعا خوش آمدم فرمانده عزیز من -

سه فرسنگ در گرمای طاقت فرسا

و هزینه استخدام ملازمین ــ .ویرانگر است

حتی در این صورت نیز اطمینان دارم چیز مناسبی برای فروش بمن ندارید،اینطور نیست فرمانده؟

من مال و وقتم را به هدر .دادم. حقیقت را بمن بگویید

بنظرم چند تایی هستند .که شاید شمارا راضی کنند

!کدام، اینها؟ لاشه های مردار .لاشخورها دیر کرده اند

.این یکی بد نیست .اهل گول است

.از اهالی گول بدم میاید. مودارند

آیا او بدون کمک قادرست پایین آید؟ - تو، بیا پایین -

!بیا پایین

.لطف کن و دندانهایش را نشانم بده

!دهانت را باز کن - سپاس -

.بله. دندانها نشانگر استخوانبندی است

.این دهان واقعا غیرقابل قبول است

.این مردک از گچ ساخته شده - .برده های دیگرهم داریم. خیلیهای دیگر -

آفتاب آنجا ست. باید .به این ادمها پول هم بدهم

کیست آن؟

.این تراسی است .او را عبرتی برای دیگران کرده ام

چگونه؟ - .گشنگی میدهم تا بمیرد -

.این تنها چیزی است که بردگان را ادب میکند

!چه حیف

.واکنش دارد. عضلات ورزیده میتوانم دندانهایش را ببینم؟

!دهانت را باز کن اسپارتاکوس

.همچو کردگدن بوی گند میدهی

ازو خواستید دهانش را باز کند. از شما اطاعت نمیکند؟

.دندانهایش بهترین ویژگی اویند

.ساعتی پیش با انها قوزک محافظی را برید

قوزکش را برید؟ اعجاب برانگیز .است! کاش اینجا بودم

.اورا میخرم .به تعدادی دیگر نگاهی بیاندازیم

.راه بیایید

باوجود بیماری و مرگ 11000 .سسترس سود خواهیم کرد

.البته با احتساب حق العمل تو

.نه قربان .بدون احتساب حق العمل من

.مارسلوس، دارند میایند

جماعت کثیفی بنظر میرسند اما .بهترین هایی بودند که توانستم بیابم

.کس دیگری چنین انتخاب خوبی نمیتوانست کند

ای بردگان

شما به مدرسه گلادیاتوری .لنتولوس باتیاتوس آمده اید

دراینجا استادان به شما آموزش خواهند .داد تا دو به دو تا دم مرگ مبارزه کنید

واضح است که اینجا تا دم مرگ مبارزه نمیکنید

بلکه بعد از فروخته شدن

و برای بانوان و مردان نجیب که

.کشتن والا را میپسندند مبارزه می کنید

:گلادیاتور همچو نریان است .بایستی تیمار شود

... شما روغن زده میشوید، شستشو میشوید

،اسلاح میشوید، ماساژ داده میشوید .و یاد میگیرید تا از فکرتان بهره گیرید

اندامی ورزیده با سری سفیه .به بی ارزشی جان است

.به شما تاج گلادیاتوری داده خواهد شد

.مارسلوس لطفا. اینجا

.به آن افتخار کنید

در مناسبتهای خاص، آنهایی که مرا خشنود سازند

.ملازمت بانویی جوان را هبه خواهند گرفت

تقریبا نیمی از گلادیاتور های ما

پنج، ده سال زنده می مانند- ده سال

برخی از آنان حتی آزاد میشوند

.و خود مربی گلادیاتورها میگردند

همچو مارسلوس

.به شما تبریک میگویم .باشد که بخت بر اکثر شما تبسم کند

.مارسلوس مراقب دومی از راست باش

او یک تراسی ست. میخواستند بخاطر .بریدن قوزک محافظی اورا بکشند

.از سرش بیرون میکنیم - .نه نه افراط بخرج مده. او ویژگی خاصی دارد -

بعدی

بعدی

.من شما را دوست دارم

.میخواهم که دوستان من باشید

.و من دوست شما یاشم

تمام آنچه میخواهم این .است که با من هماهنگ باشید

نامت چیست برده؟

اسپارتاکوس

.حس میکنم از من خوشت نمیاید

.شمشیرت را به او بده

.بگیرش

.حس میکنم میخواهی مرا بکشی

.این تنها فرصتی است که خواهی یافت

!بکش مرا

.خوف مکن برده

تو آن شمشیر را داری

.و من تنها این تکه چوب را

از من سرپیچی میکنی؟

.شمشیرش را بگیرید

.آنگونه که گمان داشتم سفیه نیستی

.شاید حتی باذکاوت نیز باشی

.این برای بردگان خطرناک است

بخاطر داشته باش که

.از اکنون، من مراقب آنچه میکنی هستم

.کار درستی کردی

هر از چند گاهی، مارسلوس خوش دارد .برده ای را برای درس عبرت هلاک کند

بگمانم تورا برگزیده. بهتر .است مراقبش باشی

چه مدت است اینجایی؟ - .شش ماه -

.کاش مرا برمیگزید

میخواهم قبل از آنکه بیرونم .برند، بر آن خوک فرصتی بیابم

!ساکت .آنجا حرفی نباشد

همه مارا به دردسر خواهی .انداخت، درست مانند معدن

اسمت چیست؟

.نیازی نداری نام مرا بدانی

.من نیز نیازی ندارم نام تورا بدانم

.فقط پرسشی دوستانه است

.گلادیاتورها دوستی نمیکنند

اگر در میدان مقابل هم بایستیم

.مجبورم تو را بکشم

هلنا

.با گالینو

پاتریسیا

.کریخوس

پریسکیلا

.دیوید

کلودیا

فاروخ

وارینیا

.دیونیسیوس - .نه نه.اسپارتاکوس -

اسپارتاکوس

فلیسیا

.من تا کنون هرگز زنی نداشته ام

.اکنون که داری اسپارتاکوس .باید اورا بگیری

.برو گم شو - او درمورد تو چه فکری میکند؟ -

درواقع من درمورد تو چه فکری میکنم؟

.برو گم شو

.زود زود. بخشنده باش .باید یاد بگیریم که لذات خود را شریک شویم

!من حیوان نیستم

احتمالا قصد فرار که نداری؟

جسارت خود را بسوی دخترک .روانه کن اسپارناکوس

!من حیوان نیستم

!من حیوان نیستم - .من هم نیستم -

نامت چیست؟

وارینیا

.مجبوری اورا بیرون ببری مارسلوس

... ممکن است تو حیوان نباشی اسپارتاکوس

اما این نمایش رقت انگیز ... کمی مرا امید داد که

.تو هرگز انسان نمیشوی

:اصل اول

.ضربه در نقطه قرمز سریعا میکشد

.اینجا. اینجا

:همیشه یادتون باشه .اول به قرمز ضربه بزنید

.چون اگه شما نزنید، حریف شما میزنه

.ضربه در نقاط آبی فلج میکنه

... اینجا، اینجا

.اینجا و اینجا

:اصل دوم

.قبل از مرگ تدریجی سعی کنید فلج کنید

ضربه در نقاط زرد مرگ .تدریجی میاره

... اینجا، اینجا

.و اینجا

... به یاد داشته باشید

مرگ تدریجی ممکنه توان کشتن شما .را قبل از مرگ در او بجا گذاشته باشه

با ضربه فلج میدونید که اون در چنگ شماست

.اگر فاصلتون رو حفظ کنید و از پا درش بیارید

... بعد ازون بستگی داره به نمایش عمومی در روم

اما ما اینجا در کاپوا چیزی بیش ... از قصابی ساده رو انتظار داریم

.و بدستش میاریم

اسپارتاکوس چرا به اون دخترک نگاه میکنی؟

.وارینیا! سرجات بمون

... ازونجاییکه فقط میتونه به دخترها نگاه کنه

.بسیار خوب برده، برو جلو نگاه کن

!گفتم نگاه کن

.نه، نه. این مال اسپانیولیه

.خواب خوبی داشته باشی اسپارتاکوس

.برو تو

!زنیکه

.درمورد این چیزها هشدار داده بودم

.بسیار خوب. بیاریدشون

!حرف نباشه .برید جلو

به تو صدمه زدند؟

نه

.این ضربه ی مرگه

یک، دو

.سه، چهار، پنج

.یک، دو، سه، چهار،

.میهمان داریم !میهمانهایی بزرگ

فقط دو تن از لردهای بزرگ .روم هستند که روی تپه هستند

!چه آسان تحت تاثیر قرار می گیری رامون

تنها چون رومی هستند گمان !میبری بزرگ نیز هستند

.وقتی رسیدند بگو منتظرم بمانند

.ارباب متوجه نیستید - اینکه این لردها چقدر بزرگ هستند؟ -

یکی از آنان مارکوس .لیسینیوس کراسوس است

.چی؟ کمی صبر کن

کراسوس اینجاست؟ وارینیا ردایم، همانی .که طرح بلوط درد، را بیاور

.و تعدادی صندلی در تالار .کمی شراب درجه دو

.نه درجه یک، اما جامها کوچک باشند

گراکوس! میدانی که کراسوس .چقدر از او متنفر ست

.برش دار ببر

.نمیتوانم بلندش کنم - .از عقلت استفاده کن. بپوشانش -

.به مارسلوس بگو مردان را آماده کند

.کراسوس ذایقه گرانسنگی دارد .حتما طالب نمایشی میشود

.مرا ببخش گراکوس

... مارکوس لیسینیوس کراسوس

... نجیب زاده ترین خورشید

... اولین ژنرال جمهوری

... پدر و محافظ روم

.خانه مرا مفتخر سازید .با حضور خود آن را نورانی کنید

شراب و شیرینی! نمیبینید اعلاحضرتان بسیار خسته اند؟

.بفرمایید بنشینید

مشکلی هست سرورم؟

خیر

خوشامد به ... بانو کلودیا ماریا

همسر سابق ... لوسیوس کایوس ماریوس

کسی که اخیرا اعدامش .عمیقا همه ما را متاثر کرد

... احترام باد بر بانو هلنا

دختر مرحوم ... سپتیموس اوپتیموس گلابروس

کسی که شهرتش تا ابد ... ماندگار خواهد ماند و فرزندش

... برادر شما، مارکوس پوبلیوس گلابروس

.قهرمان جنگهای خاور

.چه بسیار میداند

.اجازه دهید دانسته هایتان را به روز کنم

ما اینجا آمده ایم تا ازدواج برادرم .و بانو کلودیا را جشن بگیریم

وصلت عقابهاست این .ای بزرگواران

.عالیجناب را باد بزنید .عرق کرده اند

دوستان جوان من مایلند نمایشی .خصوصی از دو جفت گلادیاتور را ببینند

.دو جفت. اوه بله

فکر میکنم چیزی دارم .که آنان را خشنود می کند

.دو جفت تا سرحد مرگ - تا سرحد مرگ، بانوی من؟ -

مطمئنا گمان نمیکنید که این همه راه به کاپوا آمده ایم تا ژیمناستیک ببینیم؟

.اما عذر میخواهم سروران من

ما اینجا در کاپوا بهترین گلادیاتورهای .ایتالیا را تربیت میکنیم

میتوانیم به شما نمایش ... شمشیرزنی نشان دهیم

که بهتر است از هرچه که شما .در روم با هر قیمتی میبینید

وقتی فروخته شدند ارباب جدیدشان ... میتواند هرکاری که مایل است بکند

اما اینجا، هرگز آنها را به مبارزه .تاسرحد مرگ وادار نمیکنیم

کراسوس

.امروز استثنا ست

اما احساس بدی که سراسر مدرسه را میگیرد چه؟

!و گذشته ازآن هزینه. هزینه

.قیمتت را بگو

.25000سسترس

.آماده کن

جدی هستید قربان؟

.سریعا آماده کن

.البته، مایلیم که ما خود آنها را انتخاب کنیم

مطمئنا تنوع زیادی دارید، درست است؟

.بله. پایان ناپذیر

اسپارتاکوس، قراره مبارزه ای .تاسرحد مرگ به پا بشه

تاسرحد مرگ؟ - از کجا فهمیدی؟ -

شنیدم مارسلوس به یکی .از نگهباناش میگفت

چه کسانی مبارزه میکنند؟ - .نمیدونم -

.تاسرحد مرگ

اگر من و تو را مقابل هم انداختند چی؟

.این کار را نمیکنند

اگر کردند چی؟

مبارزه میکنی؟

.مجبورم. همونطور که تو هستی

تلاش میکنی منو بکشی؟

.بله، میکشم

-سعی میکنم زنده

سعی میکنم زنده بمانم .و تو هم همین کار را میکنی

.همه گلادیاتورها به میدان آموزش

.چند تا مهمان میخواند تشویقتون کنند

.درست جلو من یک صف تشکیل بدید

سرورانم، تمایل دارید انتخاب خود را اکنون انجام دهید؟

.کلودیا

.فوق العاده هستند

... برای شما بانو هلنا

اجازه میدهید پراکسوس را پیشنهاد کنم؟

.ببری واقعی

.ازو خوشم نمیاید

.آن یکی را ترجیح میدهم - کدام یک؟ -

دیوید؟

.کریخوس، بله

.مارسلوس، کریخوس برای شمشیر کوتاه

تاکنون چنین کتفهایی دیده بودید؟ .دیونیسیوس

اعتراف میکنم جثه کوچکی دارد .اما بسیار توپر و فوق العاده قوی

-در واقع، او کو

.او در اینجا کوچکتر از میدان حقیقی بنظر میرسد

اوپتیکال

.من آن را میخواهم - .گالینو -

.بله بله گالینو

شما چشمان تیزی دارید، بانوی ... خوش اندام، البته اگر اجازه داشته باشم

در حقیقت همه مردان در اینجا در شمشیر تراسی تبهر خاصی دارند

اما نیزه سه شاخ این روزها .چیزی بس نادر است

... میتوانم حبشی ها را

پیشنهاد کنم؟

.در کشور حبشی ها بسیار اندک هستند

حبشی ها به استادان نیزه .سه شاخ مشهور هستند

.من اورا برمیگزینم

درابا؟ اوه نه. من برای .شما بهترین را میخواهم

.من زیباترین را میخواهم

.من آن سیاه بزرگ را برمیگزینم

.بسیار خوب

... در تمامی مدرسه فقط یک مرد

با چاقوی تراسی دربرابر .نیزه سه شاخ شانس دارد

.آنجا

.آنطرف بانو هلنا - .گستاخ بنظز میرسد -

.آن را برمیگزینم - .گستاخ و همینطور بزدل -

!شلاقش بزنید

.آن طرف بانو هلنا .هیولای لیبی

.بزدل را ترجیح میدهم

اگر هردو خسته بر زمین افتادند ... و از ادامه مبارزه امتناع کردند

مربی شما گلویشان را .همچو مرغی خواهد برید

.حقه نمیپذیریم - حقه؟ در مدرسه باتیاتوس؟ -

.دستوراتو شنیدی مارسلوس؟ یادت باشه

دلم برای این زبان بسته ها .در این گرما میسوزد

.این نیام های ضخیم را بر تن آتها نکنید

.بگزارید در حد نزاکت لباس برتن کنند

،آنها هر چه بپوشند بانو .شما را سربلند خواهند کرد

.باقی شما عقب بایستید

انتخاب ما شما را خسته کرد؟ - .نه نه نه -

.بسیار جالب بود. لذت بردم

.خواهش میکنم از این آفتاب برویم

اجازه میدهید اکنون سرورانم را به لژ هدایت کنم؟

.کسی استراق سمع میکند !وای خدایان من

چقدر باید از روم دور شوم تا این چهره مکار را نبینم؟

کراسوس درمورد گراکوس .سخن مگو. او بسیار نفرت انگیز است

... گراکوس، تنفر از طبقه اشراف پیشه اش بود

.که در آن بد هم نبود

... چگونه دیگر میتوان ارباب عوام شد

و اولین سناتور روم؟

.کراسوس بسی کسالت آور است

.گمان میکنم این دخترک بوی عطر میدهد

.هرچه هست، رایحه خوشگواری دارد

این روزگار نمیتوان بردگان را از دزدی بازداشت .مگر اینکه در غل و زنجیرشان کنی

،وقتی برده ای به زیبایی او باشد .دیگر اجباری به دزدی ندارد

.قراری در کار بوده است

اگر قوزک او بوی عطر دهد

مطمئن باشید .که قراری در کار بوده است

!ارباب - .خدای بزرگ، فاجعه است این -

.مرا تدهین نمود - !ای زنیکه هرجایی -

.باور دارم از عمد کردی - .یک حادثه بود. بیا اینجا دختر -

.نترس

اهل کدام کشوری؟ - .بریطانیا -

چه مدت برده ای؟

.از 13 سالگی

.تربیت شده هستی

.اولین اربابم مرا آموزگار فرزندانش کرد

.ازو خوشم میاید. سرحال است

.میخرمش - میخریدش سرورم؟ -

.پول زیادی صرف او کرده ام

.بله شکی ندارم .دو هزار سسترس

--دو هز .کنار محملتان منتظر شماست

.نه نمیخواهم پاهایش با راه رفتن خراب شود

اورا با پیشکارت به روم بفرست .هروقت که به آنجا میرود

.فردا حرکت میکند و دخترک نیز به همراه او

.شرب بیشتری بیار و خدایانتم شکر کن

مرا برافروخته میکنی کراسوس. دیگر .با تو مهربان نخواهم بود

چرا مرا انقدر پریشان میکنی؟ - .ثروت هنگفتی داری -

با این حال تنها دوست برادم هستی که

.هنوز تحفه ازدواج به او نداده ای

.بدنبال لحظه مناسبتری میگشتم

.بگیر. بده به او بچه

چیست این؟

ازین لحظه به بعد، شوهرت .فرمانده سربازان روم است

!عالیست

.نمیدانم چطور قادر خواهم بود جبران کنم

.زمان این معما را حل میکند

.سربازان روم - .بله -

تنها فدرت روم که توان کیش و مات کردن .گراکوس و سنایش را دارد

!باهوشی تو

.باز کن

.از اون در برید تو

.اما باید مواظب شوهرت باشی

نزدیک بود پدر او را بخاطر .دختران برده از ارث محروم کند

قرارداد ازدواج مطلقا .حرمسرا را ممنوع میکند

محمل کشان شما چطور؟

... گذشته از اینها، همه آنها زیر 20 سال دارند

.و بلندقدتر از آنچه که باید هستند

این دخترک برای تو قد بلندی دارد مگر نه؟

.سرورانم، بزرگواران

محبوب من، افتخار آغاز این تئاتر .شاعرانه باید برای تو باشد

!باز کنید

:اولین جفت کریخوس و گالینو

آنانی که قرار است .بمیرند به شما درود میفرستند

کریخوس

!جفت بعدی

آنانی که قرار است .بمیرند به شما درود میفرستند

.تراسی تو خوب میجنگد

چگونه توانستید مرا بدون اطلاع گراکوس نسب کنید؟

.من جواب آتش را با روغن میدهم .بدون فهمیدن او سنا را خریدم

.هنوزم فکر میکنم سه شاخ برنده میشود

چرا اورا نمیکشد؟ - .بکشش -

چه اتفاقی افتاده؟

!بکشش - .بکشش نادان -

.اینجا آویزون میمونه تا بپوسه

.آخرین نگاهتو بنداز اسپارتاکوس

.داره میره روم .فروخته شد

فروخته شد؟

.تو آشپزخونه حرف نزن برده

.در غذاری خوری مشکلی پیش اومده .اونها مارسلوس و شاید دیگران رو هم کشتند

!نگهبانها رو صدا کنید

!بجنبید، بجنبید

نظرم عوض شد .خودم دخترک رو تحویل میدم

به کاپوا برو. سربازان رو خبر کن. به این .جماعت اطمینانی ندارم

.من تورو مسئول میدونم - .بله قربان -

،اطراف کاپوا آنها روستاها را غارت کردند

.و دیگر برده ها را مجبور کردند به آنها بپیوندند

چپاول میکنند و میدزدند ... و همه چیز را میسوزانند

.و حال آنکه در بلندیهای وسویوس اردو کرده اند

.هر روز تعدادشان افزون میشود

... مهار این مصیبت اکنون در دستان

.این مجلس مفخم است

کراسوس توانا کجاست؟

.بیرون شهر - .حداقل تو اینجایی -

تا وقتی گلابروس با ماست .روم نباید از چیزی بترسد

اجاه دهید اضافه کنم: 100 ... عمارت سوزانده شده

من جمله، آقایان، عمارت من

که سوخت و خاکستر شد .و شش کرور سسترس از دست رفت

پیشنهاد می کنم فی الفور پامپی .و لژیونهایش را از اسپانیا فراخوانیم

. من میتوانم آنها را با 500 نفر شکست دهم - .خودت را مضحکه خلق نکن -

چرا لژیونها را فرا بخوانیم

درحالیکه سربازان روم کاری ندارند

جز اینکه ما را از قصابها محافظت کنند؟

اجازه دهید گلابروس را به .سراغ این رذل-بردگان بفرستیم

.طعم فولاد روم را به آنها بچشانیم

.من مخالفم .من بشدت مخالفم

.در روم بیش از رومیان برده وجود دارد

وقتی سربازان روم نباشد چه چیزی آنها را از شورش بازمیدارد؟

.من نگفتم تمامی سربازان روم

.شش گروهان برای انجام کار زیاد هم هست

باقیمانده سربازان در روم میمانند تا .شما را از ندیمه هایتان محافظت کنند

آیا چنین رسالتی را خواهی پذیرفت، گلابروس؟

... من رسالت سنا را میپذیرم

.اگر سنا واقعا این رسالت را بمن دهد

.سربازان روم آماده ایستاده اند

.شکار برده کار کثیفی است

.فرمانده شجاعی میخواهد تا به آن تن دردهد

... پیشنهاد میدهم فردا مردم شهر به افتخار گلابروس

.او و رژه سربازانش را همراهی کنند

... و

برای فرماندهی موقت سربازان ... در زمان غیبت او

.کایوس جولیوس سزار را پیشنهاد میکنم

.گویا برای مسئولیت جدیدت خشنود نیستی

.اغتشاش وخیمی نیست .گلابروس بزودی باز میگردد

شاید

... حداقل این فرصت را بمن میدهد

تا برای مدتی کراسوس را از .گلابروس جدا کنم

میدانی، این جمهوری ما چیزی مثل .بیوه ثروتمند است

.اکثر رومیان همچو مادرشان او را دوست دارند

اما کراسوس رویای ازدواج این پیردختر .را دارد، البته مودبانه گفتم

!درود بر گلابروس !درود بر گلابروس

.خدا به همراهت گلابروس - .و همینطور همراه شما -

.امیدوارم به چنین تشویقهایی بازگردد

.یه چاقشو بده فیمبریا

.نه نه باقیش رو نگه دار .بده به همسرت

.خدایان به شما خیر دهند - .فقط با دعای تو فیمبریا -

بیا یک قربانی کهنه شده برای .پیروزی گلابروس بکنیم

.گمان میکردم به خدایان شک دارید

.در خفا به هیچ یک اعتقادی ندارم .تو نیز نداری

.در جمع به همه آنها معتقدم

.سلام و درود بر مارکوس کلادیوس فلاویوس

از مارکوس گلابروس پذیرایی کردید؟

.بله، در تالار منتظر شماست قربان - .عالیست -

اینجا چه خبره؟

.تحفه ای از جانب فرماندار قربان

آنتونیوس

.اهل ، 26 ساله

.ترانه خون

این استعداد شگفت انگیزتو برای چه کسی بکار میبردی؟

... برای فرزندان اربابم

.به آنها آثار کلاسیک هم یاد میدادم

.کلاسیک، جالبه

نمیدونم برای چنین پسر پر استعدادی چه کاری داریم؟

.تو خدمتکار شخصیم خواهی بود .آموزشش بده

.همه شما، همراه من بیایید

داری نگهبانی میدهی؟

.کراسوس عزیز بمن تبریک بگو

.یا بهترست، به همدیگر تبریک بگوییم

.به خودمان تبریک بگویم

... فردا شش گروهان از سربازان را علیه

.برده های وسویوس فرماندهی میکنم

.همه شهر برای بدرقه ما می آیند

.خدایان بزرگ خونین بخشنده

.ببخشید

.من همیشه هنگام پیروزی خدایان را خطاب میکنم

آیا گراکوس با این قضایای هوشمند ارتباطی داشت؟

.بله، حتی خود پیشنهاد داد .و تقریبا با متانت

و تو؟ گمان کردی تو را ... فرمانده سربازان کردم

تا مشتی صخره را در وسویوس کنترل کنی؟

.قرار بود خیابانهای روم را کنترل کنی

.فقط شش گروهان را میبرم .چهار گروهان سرباز باقی میمانند

تحت فرماندهی چه کسی؟ - .سزار -

!عالیست، عالی

چون گراکوس مهار عوام و سنا ... را در دست داشت

تو مجبور شدی اختیار سربازان .را هم به او محول کنی

.الان فهمیدم

امتناع میکنم. از این اردوکشی .عقب میکشم

یکی از مضرات اشراف زاده بودن اینه که

.گاهی مجبور میشی مثل اونها رفتار کنی

به سنا تعهد دادی که میری .پس باید بری

-اگر گراکوس تصمیم گرفت علیه شما

!نمیکنه .نیازی نداره

.او باکمک تو منو خلع سلاح کرده

لژیونهای شما هنوز بیرون از دیوارهای شهر هستند؟

لژیونهای من؟

واقعا فکر میکنی من به لژیونهایم فرمان ورود به شهر را میدم؟

.فقط اشاره کردم که اگه مجبور شدید میتونید

... آیا از کهنترین قانون روم که هیچ ژنرالی

اجازه ندارد به فرماندهی لژیونهایش وارد روم شود خبر نداری؟

.سولا چنین کرد - .سولا؟ به قیمت بدنامی اسمش -

!به قیمت لعنت ابدی خاندانش

.نه دوست جوان من

روزی من رومی را که پدرم .برای من به ارث گذاشت پاکیزه میکنم

من تمامی سننی را که .او را بزرگی بخشید زنده میکنم

پس اینگونه است که نمیتوانم به ... قدرت برسم یا از خودم دفاع کنم

بخاطر قانونی که مقدس ترین .سنت را نقض میکند

.من لزیونهایم را داخل این دیوارها نمی آورم

من به روم حمله نمیکنم

.وقتی مالکیت اورا دارم

برو

.سریعا سربازانت را مهیا کن

،امشب از روم بیرون برو .اما بدرقه مردم هرگز امکانش نیست

از ما دلقک ساخته اند. دیگر نگذاریم .لباس دلقکان نیز بر تنمان کنند

از خیابانهای خلوت برو. بدون هیچ .هیاهویی و بدون حتی ضربه طبلی

.دزدانه برو

.امر، امر شماست

فقط محض رضای خدایان ... دوست جوان من

تلاش کن و مطمئن باش .که دزدانه به شهر برنگردی

بدرود

!یالا پسره چاق

... رومیهای نجیب

.مثل حیوان باهم میجنگند

و اربابهای جدید شما شرط بندی .میکنند که کدام اول میمیره

.شمشیرهاتونو بندازید

من میخوام خون اونها .جاییکه درابا مرد ریخته بشه

وقتی من مبارزه تن به تن میکردم .تاسرحد مرگ میجنگیدند

.من بخودم قولی دادم کراخوس

... قسم خوردم که وقتی از اینجا بیرون رفتم

میمیرم اما دو نفر که تاسرحد مرگ .مبارزه میکنند رو تماشا نمیکنم

.درابا هم چنین قولی داده بود

.بقولش وفا کرد

.منم میکنم

!برید. برید بیرون

ما چی هستیم کریخوس؟

داریم چی میشیم ما؟ رومی؟

چیزی یاد نگرفتیم؟ چی داره سر ما میاد؟

دنبال شراب میگردیم .وقتی که باید دنبال نون باشیم

.وقتی شراب داری دیگه نون نمیخوای

.نمیتونید فقط یه مشت مهاجم مست باشید

غیر اون چی میتونیم باشیم؟ - !گلادیاتور -

!ارتشی از گلادیاتورها

.تاحالا همچین ارتشی وجود نداشته

یک گلادیاتور به اندازه یک سرباز .رومی نفسکش ارزش داره

ما محافظان رومی رو شکست دادیم .اما ارتش روم چیز دیگه ایست

.اونها متفاوت با ما مبارزه میکنند

ما میتونیم هر کسی که سراغ ما بفرستند رو .شکست بدیم اگه خودمون واقعا بخوایم

.برای اون کار یه ارتش بزرگ میخواد - .ما یه ارتش بزرگ داریم -

وقتی که لشکرکشی کنیم

هر برده ای رو در هر .شهر و روستا آزاد میکنیم

کسی میتونه ارتشی بزرگتر از اون داشته باشه؟

وقتی از کوههای آلپ بگذریم .دیگه در امان خواهیم بود

کسی نمیتونه از آلپ بگذره. هر راهی .با لژیون خاص خودش محافظت میشه

فقط یک راه برای .خروج از این کشور وجود داره

.دریا

دریا به چه دردی میخوره وقتی کشتیی ندارید؟

.دزدان دریایی سیلیس کشتی دارند

.آنها با روم در جنگند

هر کشتی رومی که از بریندیسی .حرکت میکند به آنها خراج میدهد

.آنها بزرگترین ناوگان دنیا را دارند

من برده کشتی آنها بودم. اگر طلای .کافی دهی شمارا به هر جایی میبرند

.ما طلای کافی نداریم

هر رومی که اسیر میکنیم .را میگیریم و ماتحتشو کمی گرم میکنیم

.اینطوری طلا بدست میاریم - .حق با اسپارتاکوسه -

این دزدان دریایی را میخریم و مستقیم .به بریندیسی لشکر کشی میکنیم

.بیایید بما ملحق بشید .همه شما بما ملحق بشید

.زود باشید بما بپیوندید

!به وسویوس بر میگردیم

وارینیا

.فکر کردم هرگز دیگه تورو نمیبینم

.همه چیز خیلی فرق کرده

... آخرین باری که دیدمت

--تو میدون منتظر بودی تا

.خیال میکردم تو روم باشی

چطور فرار کردی؟

--از ارابه پریدم پایین

--و باتیتوس اونقدر چاق بود

... از ارابه جستم پایین

... و باتیاتوس اونقدر چاق بود

.که نتونست منو بگیره

.نتونست به پای من برسه

میفهمی

هیچ کس دیگه نمیتونه تورو فروشه؟

.کسی نمیتونه تورو بفروشه

.یا تورو ببخشه - .یا تورو ببخشه -

کسی نمیتونه تورو مجبور .کنه پیش کسی بمونی

کسی نمیتونه تورو مجبور .کنه پیش کسی بمونی

.دوستت دارم اسپارتاکوس

.دوستت دارم

.هنوز باورم نمیشه

.هرگز اجازه نده از تو جدا شم

.هرگز اجازه نمیدم

.اجازه نمیدم

.اون موقع خنده دار بود .کاش شنیده بود

چقدر شما با من مهربانید .اگر اجازه داشته باشم بگویم

.اجازه داری - .متشکرم -

.به آن پرنده ها فقط نگاه نکن .بخورشون

.نیازی نیست اینجا مودب باشی

میتونم یادت بیارم

که در گذشته تو با من خیلی خوب بودی؟

من با شما خوب بودم؟

بله. تو به من برده هایی با قیمت .بسیار مناسب میفروختی

و تو مبارزات گلادیاتوری خصوصی ترتیب .میدادی، بدون سود یا تقریبا بدون سود

رویهم رفته، هم در مسائل کاری بااخلاقی.

.و هم از لحاظ اجتماعی قطعا آینده نگر هستی

.زنوبیا از وقتی آخرین بار دیدمش چاق شده

.آره، مگه نه؟ اینطوری خوشم میاد - .من هم -

.من و تو هردو مون به فربهی علاقه داریم

.فربهی مرد رو عاقل، دلپذیر و خونسرد میکنه

دقت کردی پست ترین خودکامه ها همگی لاغر بوده اند؟

برخلاف خباثتهایتان، شما .بخشنده ترین رومی زمان ما هستید

خباثت؟

.زنها

!زنها از کی زنها خباثت شده اند؟

.شاید واژه اشتباه را بکار بردم .غرابت، نقطه ضعف

--امیدوارم درست تلفظ کردم

.معروفه که حتی مهتر و ساقی شما زن هستند

.من پاکدامن ترین مرد روم هستم

این زنان را برای احترامی که برای .اخلاق رومی قایلم نگه میدارم

همون اخلاقی که روم را آنقدر قدرتمند کرده که میتونه

دو سوم از دنیا را از مالکین واقعیش غصب کنه

اخلاقی که برپایه تقدس خانواده .رومی و ازدواج رومی بنا نهاده شد

.از قضا من زنها را دوست دارم

... من خوی بی قید و بندی دارم

و برخلاف این اشراف زادگان، هرگز پیمان ازدواج نمیبندم

چرا که میدانم خویم مرا .از نگه داشتنش باز میدارد

.شما بسیار احترام قائلید برای پاکی زنان

.دقیقا

حتما اغواکننده است که در .حصار این همه پاکی باشی

.همینطوره

.خوب، لذت را با کار مخلوط کنیم از من چه کاری برمیاد؟

... گراکوس بزرگ، بسیار سخته که متنفر باشم

اما یک نفر هست که وقتی به او .فکر میکنم نمیتونم عصبانی نشم

کیه؟ - .کراسوس -

.در تنفرت جاه طلب شده ایی - منو مقصر میدونید؟ -

صبحگاه بهتر از ثروتمند میلیونر بودم

... و شبانگاه فراری بینوایی که

لباسی جز این مندرسها نداشت .و خودم بودم و تن نحیفم

همش بخاطر اینکه کراسوس تصمیم میگیره سفرش رو همراه با دوتا

.ماهپری پربزک بوالهوس در کاپوا قطع کنه

این دوتا دختر ونوس باید ... گلادیتورها رو مسخره میکردند

اونهارو مجبور میکردند تاسرحد مرگ ... بجنگند و قبل از اونکه بفهمم چی شده

.شورش کف دستانم بود

چه انتقامی در ذهن داری؟

.به کراسوس این زنک وارینیا را فروختم

کی؟ - .وارینیا. مگر خدایان به او بال دهند -

قراردادی درمیان نبود ... اما همینکه معامله انجام شد

.او به وضوح برده او شد

حالا هم با اسپارتاکوس فرار کرده .و مردم را در بسترهایشان میکشند

--و کراسوس .هرگز پولی نمیدهد هرگز

تو هیچوقت این زن را بمن پیشنهاد ندادی. چرا؟

خوب، هرگز مطابق ذایقه .شما نیست، گراکوس

--خیلی لاغر و - .به اطرافت نگاه کن -

.همه جور زن با هر اندازه ایی میبینی

.پانصد سسترس بیعانه برای وارینیا

چون پولی نداده این حق را ... بمن میدهد که قتی اسیر

و به حراج گذاشته شد .من اولین پیشنهاد را بدهم

!خدایان به شما خیر دهند

چرا شما باید زنی را که هرگز ندیدید بخرید؟

برای عصبانی کردن .کراسوس، البته، و کمک به تو

.برو چارپایه بیار آنتونیوس

.بگذارش اینجا

.خوبه

تو دزدی میکنی آنتونیوس؟

.خیر ارباب

دروغ میگی؟

.اگر بتونم پرهیز کنم خیر

تا حالا به خدایان بی احترامی کردی؟

.خیر ارباب

آیا از این خباثتها بخاطر حسنهای اخلاقی دوری میکنی؟

.بله ارباب

آیا صدف میخوری؟

.وقتی داشته باشم ارباب

آیا حلزون میخوری؟

.نه ارباب

... آیا خوردن صدف را اخلاقی میدانی

و خوردن حلزون را غیراخلاقی؟

.نه ارباب

.البته که نه

همه چیز به ذایقه بستگی دارد، مگر نه؟

.بله ارباب

و ذایقه با اشتها یکی نیست

پس بنابراین به اخلاقیات مربوط نمیشه، میشه؟

.اینطور میشه بحث کرد ارباب

.کافیست .ردایم را بیار آنتونیوس

ذایقه من هر دو حلزون و

.صدف را شامل میشه

.آنتونیوس نگاه کن

.اونطرف رود

.چیزیه که تو باید ببینی

!آنجا روم است پسر

... توان، شکوه

.و وحشت روم

قدرتی است که همچو تندیسی عظیم الجثه .بر دنیای شناخته شده سایه افکنده است

.هیچ کس توان رویارویی روم را ندارد

.هیچ ملتی توان رویارویی او را ندارد

... چه رسد به

!یک پسر

.تنها یک راه برای مقابله با روم وجود دارد

.باید به او خدمت کنی

.باید خود را دربرابر او خوار کنی

.باید پیش پاهایش بخزی

... باید

.عاشقش باشی

.اینطور نیست آنتونیوس

!عجله نکن - چطور پیش میرند؟ -

خوب. هزار تای دیگه مثل اونا بمن بده .اونوقت میتونیم به روم لشکرکشی کنیم

.یالا! یه بار دیگه

اینجا در وسویوس از حمله ... در امانیم در حالیکه

خودمون رو برای تشکیل .ارتش سازماندهی میکنیم

شاید شش ماه طول بکشه. شاید .یک سال. نمیدونیم

وقتی قدرتمند شدیم، با جنگ راه خود .را بسمت جنوب و دریا باز میکنیم

برای کشتی با دزدان دریایی .سیلیس قرارداد میبندیم

اون موقع دریا جاده ای میشه .برای بازگشت هممون به خونه

.اگر موافقید میتونید بما ملحق بشید

اگر مخالفید قبل از اینکه از .فرار شما مطلع شوند برگردید

.زنها زیادی هستند

زنها مگه چشونه؟

... حیال میکنی الان کجا بودی، نادان

اگر زنی با تمام عذابهای ... جهنم مبارزه نکرده بود

تا تو رو به این دنیای نفرین شده بیاره؟

میتونم تو تاریکی بخوبی .هر مردی با چاقو کار کنم

.من میتونم جادو کنم و سم بجوشونم

تا حالا برای هفت تا ارباب .رومیم کفن پیچیدم

.ای نادان! من میخوام اسپارتاکوسو ببینم - .بسیار خوب مادربزرگ -

.اسپارتاکوس منم. بمون با ما

تا اتمام کارمون به دو کرور .کفن رومی احتیاج داریم

شما مردم اهل کجایید؟

.بیشتر ما از ایالت لیلیوس اومدیم

در آنجا چکاری میکردی؟ - .16سال درودگر و بنا بودم -

.خوبه. درودگری بکار ما میاد

تو چه کاری میکردی؟ - .من سرخدمتکار بودم -

.تو در تدارکات آذوقه کمک میکنی .خودتو به پتالیوس معرفی کن

تو چی کار میکردی؟

ترانه خوانی

ترانه خوانی؟ خوب چه کاری میکردی؟

.این کار من ست .تردستی نیز میکنم

تردستی. دیگه چه کارایی میتونی بکنی؟

.میتوانم جادوگری کنم

جادوگری؟

.شاید بتونه رومیهارو ناپدید کنه

.یک داوطلب نیاز دارم، مرد یا زن شما چطور؟

.اینجا ما یک شخص واقعی داریم

میبینید که در دست من چیزی نیست، درسته؟

چندتا انگشت میبینی؟ - .سه تا -

چندتا انگشت میبینی؟ - .سه تا -

.یک کاسه میسازم

.دستم سروته و ازت میخوام بش فوت کنی

نه به اندازه کافی محکم .نبود. محکم

.ممونم

میخواید امتحان کنید؟

.بزنیدش به سنگ، آرام

.شاعر، چند روزیه تخم مرغ نخوردم

نخوردید؟

.بفرمایید - .ممنونم -

.من نمیذارم مال من دربره

.برامون ترانه ای بخون - .برامون ترانه ای بخون آنتونیوس -

.بخون آنتونیوس

آنگاه که آفتاب تابان در آسمان مغرب پایین می آید

آنگاه که نسیم در کوهستان آرام میگیرد

آنگاه که نغمه بلبل خاموش میشود

آنگاه که جیرجیرک مزرعه دیگر در مزرعه آواز نمیخواند

و کفهای دریا همچو نگاری در بستر به خواب میروند

و شبه زمین گردان رنگ شفق میابد

.بسوی خانه روانه میشوم

از میان سایه های کبود و بیشه های سرمه سا

.بسوی خانه روانه میشوم

به آنجا میروم که بدنیا آمدم

بسوی مادری که مرا زایید و پدری که مرا آموخت

سالها پیش سالها پیش

.سالها پیش

تنهایم اکنون، تنها و حیران .در دنیایی دور و وسیع و سرگردان

اما بازهم آنگاه که آفتاب تابان در آسمان مغرب پایین می آید

آنگاه که نسیم آرام میگیرد و کفهای دریا به خواب میروند

و زمین سرگردان رنگ شفق میگیرد

.بسوی خانه روانه میشوم

کجا این شعرو یاد گرفتی؟

.پدرم بمن آموخت

.من درمورد تو اشتباه میکردم، شاعر

.تو کشتن را یاد نمیگیری .تو بما شعر می آموزی

.من به اینجا آمدم تا بجنگم

.هر کسی میتونه جنگیدن رو یاد بگیره

!من بشما ملحق شدم تا بجنگم

اسمت چیه؟ - .آنتونیوس -

زمانی باید جنگید و .زمانی باید ترانه خوند

.الان تو بما یاد میدی که ترانه بخونیم

.بخون آنتونیوس

آنگاه که آفتاب تابان -در آسمان مغرب پایین می آید

تو ازون خوشت میاد، مگه نه؟

کی میخواد بجنگه؟

.حیوون میتونه جنگیدن رو یاد بگیره

... اما خوندن چیزهای زیبا

-و کاری کنی که مردم اونارو باور کنند

به چی فکر میکنی؟

.من آزادم

اما من چی میدونم؟

.حتی نمیدونم چطور بخونم

.تو چیزهایی میدونی که نمیشه یاد داد

.من هیچی نمیدونم

.هیچی

.و میخوام که بدونم

--میخوام که

.میخوام بدونم

چیو بدونی؟

.همه چیزو

.چرا ستاره میافته اما پرنده نه

.خورشید شبها کجا میره

.چرا شکل ماه تغییر میکنه

.میخوام بدونم باد از کجا میاد

.باد از یه غار میاد

اونطرف شمال خدای جوونی .هست که تو اون غار خوابیده

... به دختری فکر میکنه

... و هی آه میکشه

و از نفس اون باد .شبانگاهی به حرکت میاد

.من میخوام همه چیزو درمورد تو بدونم

... هر خط

.و هر خال

.میخوام همه اعضای تورو بشناسم

.هر تپش قلبت رو

.درباره شهر متاپونتوم توضیح بده

چه سربازخونه هایی اونجا هست؟

.دو هنگ لژیون در سربازخونه هستند -تعدادی به جنوب فرستاده شده اند

ومحمل رو اینجا پایین بذارید

این ژنرال برده کجاست؟

دیانیسیوس، محمل کشان رو .از زیر بارون ببرشون

بشون غذا و نان بده و .آزادشون کن

.بسیار خوب، دنبالم بیایید - .پول اونهارو بهتون میدیم -

ما تو این اردوگاه .هیچ برده ای نداریم

.تیگرانیس لوانتوس در خدمت شماست

.اعتبارنامه من

.بفرمایید

حضور محترم» اسپاتاکوس، ژنرال بردگان ایتالیا

از جانب ایبار معهالی، فرماندار «سیلیسی جزیره دلوس

.بنشینید - .سلام و درود» -

خبر رسیده است که شما تمایل دارید سپاهیان خود را

سوار کشتیهای کرده .و از بندر بریندیسی عازم شوید

«-خواهشا پذیرای نماینده من، تیگرانیس - .لوانتوس -

.باشید که مذاکره کننده از جانب من میباشد »

باشد که ایسیس و سراپیس پیروزی «.را نصیب آرمان شما کنند. فرماندار دلوس

ایسیس و سراپیس کیا هستند؟ - .خدایان مشرق -

چرا اونا باید بخواند که ما پیروز بشیم؟

... چون آنها حامیان هستند

و هم که میدونید .با رومیها در جنگه

شراب میل دارید؟

فقط وقتی مینوشم که ... مذاکره به پایان رسیده باشه

.قبل از اون هرگز

این یها چند فروند کشتی دارند؟

.حداقل پانصد فروند

اما مطمئن باشید هیچ .معامله ای کوچک نیست

.همه اونارو میخوایم

همه رو؟ - قیمتش چقدره؟ -

.قیمت 100،000 سسترس برای هر کشتی

... برای 500 کشتی میشود بعبارتی

100کرور سسترس

چنین مبلغی دارید؟ - .بدست میاریم -

.خودتون نگاه کنید

.زیباست - کشتیها کی آماده میشند؟ -

.زیباست .عاشق دیدن چنین زیبایی هستم

کشتیها کی آماده میشند؟ -

... دوست من

شما کی آماده میشید؟

... چقدر طول میکشه تا

... یک سوم طول ایتالیا را طی کنید

و با ارتشی بزرگ در هر شهر مبارزه کنید؟

یک سال؟ دو سال؟

اگر هفت ماه دیگه در بریندیسی نباشیم

.هرگز آنجا نخواهیم رسید

اگر ما کشتیها را بسازیم و

دیگر سپاه برده ای برای سوار شدن نباشد چه؟

ما الان بشما یک صندوق جواهرات میدیم .و باقیش رو وقتی به بریندیسی رسیدیم

این یکی؟ - بله -

قبول! هفت ماه دیگه .کشتیها آماده خواهند بود

.ترتیبی بده تا صندوق رو بار کنند

الان، با اجازه شما، مایلم شرابی رو .که تعارف کردید بنوشم

شماهم با من مینوشید؟ - .حتما -

!عجب مهارت فوق الهاده ای

.از عمارت نجیب زاده ای ثروتمند اورده شده

.شنیدم که شما هم نجیب زاده اید

.پدر و پدربزرگم برده بودند

.متوجه شدم وقتی نتونستید بخونید

البته این رومیهای مغرور دوست دارند .خیال کنند که شما هم نجیب زاده اید

از فکر این که دارند با برده ها .میجنگند منزجر میشند

.مخصوصا مردی بنام کراسوس

میشناسیدش؟ - .یک روز بعدازظهر سرگرمش کردم -

شما؟ - .تو میدون -

.شراب فوق العاده ست

میتونم چیزی از شما بپرسم؟ - .میتونید -

مطمئنا میدونید که شما شکست میخورید، درسته؟

.هیچ شانسی ندارید

... در همین لحظه، شش هنگ از سربازان روم

.دارند به این موقعیت نزدیک میشند

چیکار میخواید کنید؟

.وقتی به اینجا رسیدند تصمیم میگیریم

.بذارید جور دیگه بگم

... اگر به آینه جادویی نگاه کنید

و ببینید که سپاهتون نابود ... شده و خودتون کشته شدید

... اگه اینو در آینده ببینید

و مطمئنم که همین ... الان دارید میبینید اینو

باز هم به جنگیدن ادامه میدید؟

.بله - با علم به اینکه محکوم به شکستید؟ -

.باعلم به اینکه ما میتونیم

همه آدمها وقتی میمیرند .شکست میخورند و همه میمیرند

اما یه برده و یه مرد آزاد .چیزهای متفاوتیو از دست میدند

.هردو زندگی رو از دست میدند

وقتی یه مرد آزاد میمیره .لذتهای زندگی رو ازدست میده

.یک برده رنجشو از دست میده

.مرگ تنها آزادیه که یک برده میشناسه

.به این دلیله که ازش ترسی نداره

.به این دلیله که ما پیروز میشیم

اسپارتاکوس، حق .با اون دزد دریایی بود

.سربازای روم دارند اردوگاه بپا میکنند

چه تعدادی هستند؟ - .حدود شش هنگ -

کجا؟ - ... در دهانه دره -

.کنار پرتگاهها

اردوگاهشون مستحکمه؟ - .هیچ حصاری ندارند -

هیچ حصاری؟ مطمئنی؟

.مطمئن مطمئنم - .این مبارزه براشون تفریح بزرگیه -

.رومیها اومدند گردش

دیدند شمارو؟ - .نه. پنهان شده بودیم -

.شاید بریم به گردش رومیها ملحق بشیم

.مردانتون رو آماده کنید

.شش هنگ

... تعداد زیادی سلاح و زره

.تا سپاهمون رو باش مجهز کنیم

کریخوس همیشه میخواست .به روم لشکرکشی کنه

.الان دیگه مجبور نیست

.روم اومده پیش ما

!نیمی ازین طرف !باقی از اونطرف

بلند شو بایست همونطورکه در شان .یک رومی نجیب زاده است

!شان رومی مال توست اسپارتاکوس

.اینطوری بهتره

اسمت چیه؟

.مارکوس گلابروس

.فرمانده سربازان روم

فرمانده؟

داشت وقتی رو شکمش خوابیده بود .فرماندهیشون میکرد، خودشو به مردن زده بود

.ناامیدم کردی مارکوس گلابروس

خودتو بمردن زدی؟

میترسی بمیری؟

.مردن راحته

به اندازه کافی گلادیاتور تو میدون ندیدی

تا ببینی مردن چقدر راحته؟

.البته که دیدی

میخواهید با من چیکار کنید؟

.نمیدونم

باهاش چیکار کنیم؟ - .بذارید یه مبارزه تن به تن کنیم، اونو من -

.من مثل یک گلادیاتور جنگ نمیکنم

.داری به این زل میزنی

این عصا رو میشناسی؟

!بله - .باید بشناسی! تو خیمه تو بود -

.نماد مجلس سنا

.تمام قدرت روم

!اینه قدرت روم

.اینو ببر مجلس سنا

بهشون بگو تو و اون عصای شکسته تنها .چیزیه که از سربازان روم بجا مونده

.بهشون بگو ما ازشون هیچی نمیخوایم

.هیچی بجز آزادیمون

ما فقط میخوایم .از این کشور لعنتی بریم بیرون

.ما به جنوب لشکرکشی میکنیم

و هر ارتشی رو که اونها .جلوی ما بفرستند خرد میکنیم

!سوار اسبش کنید

رهبرشان گفت تنفر آنها ... از روم در حدی ست که

.تنها آرزوی آنها فرار از حکومت اوست

او قول داد اگر مقاومتی نباشد .در صلح به دریا لشکر خواهد کشید

تهدید کرد اگر مقاومتی باشد ... تمام روستاها را غارت خواهد کرد

و هر لژیونی را که .علیه او بفرستید نابود خواهد کرد

و وقتی به دریا رسیدند؟

قصد دارند سوار کشتیهای دزدان دریایی . سیلیس شوند و به خانه هاشان بازگردند

از کدام بندر میخواهند سوار شوند؟

.نمیدانم

اما سربازان شهر توان .ایستادگی در برابر آنان را ندارند

اگر قرار باشد جلو آنها را بگیریم .کار کار لژیونهاست

این رهبر بردگان چگونه مردی ست؟

.نمیدانم

.فکر میکنم اورا اسپارتاکوس صدا میزدند

آیا این نام برای شما آشناست؟

.بله، اینگونه بنظر میرسد

.نمیدانم کجا دیدم

پس از آنکه با تو سخن گفت چه اتفاقی رخ داد؟

مرا بر پشت اسبی بستند و .با تازیانه از اردوگاه بیرونم کردند

چند نفر از سپاهت توانستند فرار کنند؟

.14نفر تا کنون گزارش شده

خود من در خیمه .فرماندهیم اسیر شدم

به اردوگاه قبل از آنکه بتوان شیپور .هشدار زد کاملا نفوذ شده بود

آیا اطراف اردوگاه را حصار و خندق کشیده بودید؟

.خیر

بعد از غروب رسیدیم. هر ده قدم .یک نگهبان گماشته شده بود

هیچ دلیلی نبود که انتظار .شبیخون را داشته باشیم

-از آن گذشته، آنها

.ادامه دهید

.آنها فقط برده بودند

.میفهمم

من عقیده دارم پوبلیوس مارکوس گلابروس .آبروی ارتش روم را لکه دار کرده

.اجازه دهید مجازات مجلس سنا اعلام شود

اگر ما هر فرماندهی را که خود را ... مضحکه میکرد مجازات میکردیم

دیگر کسی بالاتر از مقام .یوزباشی باقی نمانده بود

!اما این یک دعوی مسامحه جزایی ست

.شش هنگ قتل عام شده اند

.کراسوس حامی این مرد جوان بود

.اجازه دهید او حکم را اعلام کند

!مجازات مشخص است

پوبلیوس مارکوس گلابروس به فاصله

200فرسنگ از شهر روم، از تمامی جهات

.از آب، غذا، آتش و مسکن محروم میشود

،نکته ای دیگر

گلابروس دوست من است و من .خود را جدا از بی آبرویی او نمیدانم

اکنون فرماندهی لژیونهای خود را رها میکنم

.و به زندگی شخصی خود میپردازم

.خداخافظ کراسوس

این زمان مناسبی نیست که مردی .باشرافت از مسائل عمومی کناره گیری کند

!شرمت باد! شرمت باد - .بنشینید -

اینگونه رفتارهای قهرمانانه .عوام پسند چیز جدیدی نیست

-من قبلا نیز دیده ام- همه ما دیده ایم .و معنای آن را نیز نیک میدانم

.کراسوس طبق قاعده شرافت رفتار کرد - !شرافت اشراف زاگان -

هرچقدر هم این کار از بیرون نجیب بنظر برسد

.ظاهر آن را نمی پسندم

کراسوس تنها مردی است در روم

که تسلیم فساد جمهوری خواهان .نشده و هرگز نیز نخواهد شد

من کمی از فساد جمهوری خواهان و کمی از آزادی جمهوری خواهان را میپذیرم

اما هرگز دیکتاتوری

.کراسوس و نبود هیچ گونه آزادی را نمیپذیرم

این آن چیزیست که وی بدنبال آن است

.و به همین علت نیز باز میگردد

بسوی مادری که مرا زایی

و پدری که مرا آموخت

-بسوی خدا

بسوی بیشه های کبود و -سایه های سرمه سا مـ

بسوی سایه های کبود و .بیشه های سرمه سا

.اسپارتاکوس منو ترسوندی - .ببخشید -

چند وقته اینجایی؟ - .مدتیه -

چرا حرفی نزدی؟

.خیلی خوشحال بودی .نمیخواستم مزاحمت بشم

.آره خوشحالم

اسپارتاکوس داشتم سعی میکردم .ترانه ای رو که انتونیوس خوند بخاطر بیارم

سایه های کبود و بیشه های سرمه سا بود؟

یا بیشه های سرمه سا و سایه های کبود بود یا چی بود اصلن؟

.میخوام با همسرم عشقبازی کنم

-اسپارتاکوس بذار پایین منو. من

.بمن چه

-تو باید، تو باید - چی؟ -

.تو باید مواظب من باشی - چرا؟ -

چرا محبوبم؟

.دارم بچه دار میشم .حالا منو بذار پایین

چی؟

.بچه

بچه؟ کی؟

.بهار

چطور؟ یعنی چطور فهمیدی؟ - .میدونم -

یه بچه تو بهار؟

. من صاحب یک پسر میشم - .اما شاید دختر بود -

چرا بهم نگفتی؟ - .گفتم که -

.سردت میشه .بیا. بیا زیر این

کاریت کرد؟ - .نه نکردی -

.نمیخواستم انقدر خشن باشم - چرا منو نمیبوسی؟ -

.این اولین باریه که دارم بچه دار میشم

.بچه

.من همونطوریم که بودم اسپارتاکوس

.من شکسته نمیشم

این برده ها تاکنون بر ما .دوهزار کرور استرس هزینه وارد کرده اند

اگر اکنون آنها میخواهند شر حضور ناخوشایندشان را از ما کوتاه کنند

به نام تمامی خدایان .اجازه دهید بروند

غیرممکن است! تاکنون نیمی از ایتالیا .را دچار این قیام کرده اند

اگر اجازه دهیم اکنون بگریزند

این وضعیت سرتاسر امپراطوری .را فراخواهد گرفت

... جمهوری

.هنوز از 20 سال نزاع داخلی ضعیف است

:ما درگیر دو جنگ هستیم

یکی در اسپانیا .و دیگری در آسیا

دزدان دریایی آذوقه غله ... مصر ما را قطع کرده اند

و اسپارتاکوس تجارت تمام .جنوب ایتالیا را مختل کرده است

.نصف نواحی روم بدون نان مانده اند

.شهر در آستانه هرج و مرج قرار دارد

:دو مورد را باید بتعجیل انجام دهیم

سزار را بعنوان فرمانده دائمی ... سربازان روم منسوب کنیم

و دو لژیون را برای مقابله و نابودی

.اسپارتاکوس به شهر متاپونتوم گسیل داریم

اگه میشد باتیاتوس رو هم !مینداختیم تو یه دیگ دیگه

!گل گفتی - .وارینیا، شامت عالی بود -

!یک تیکه زمین کوچک با چندتا بز توش

.بهترین شراب دنیا

.برای شراب باید بری به آکویتانیا .شیرین ترین انگورای زمین اونجاست

.باید بیای به لیدیا برا شراب .اونجا بهترین شرابه

.بهترین شراب از یونان میاد .همه اینو میدونند. حتی رومیها

!نه لیدیا

.همتون در اشتباهید

،بهترین شراب، شراب خونه است .هرکجا که باشه

.من بات موافقم

آقایان

آیا اخباری از متاپونتوم رسیده است؟ - .جارچیان اخبار را همه جا جار می زنند -

19000نیرو را از دست دادیم، من جمله .کومودوس و افسرانش را

نوزده هزار؟

در متاپونتوم املاک دارید؟

.نه. پسری همراه کومودس

.با اجازه شما، روز بخیر

5سال طول میکشد تا .یک لژیون را آموزش دهیم

این اسپارتاکوس چگونه توانسته یک سپاه را در 7 ماه آموزش دهد؟

،یک جای کار ایراد دارد .یک ایراد بزرگ

.باید تحقیق و تفحص کنیم - .باکمال میل، تحقیق و تفحص -

اکنون اسپارتاکوس کجاست؟ - .به بندر بریندیسی نزدیک میشود -

.من چند دقیقه از وقت فرمانده را نیاز دارم

.مارا میبخشید

.شنیدم در ناحیه چهارم خانه گرفتید

.خانه مجللی هم نیست

و برای 11000 تن از عوام در میدان مارس .ضیافت برپا کردید

.بسختی بتوان آن را ضیافت نامید

200سال خاندان شما و من عضو

.مجمع شهسواران و جناح اشراف بوده اند

.خادمان و حاکمان روم

چرا مارا بخاطر گراکوس و عوام تنها گذاشتی؟

من کسی را تنها نگذاشتم .مخصوصا روم را

:اما همینقدر را از گراکوس یاد گرفتم .روم عوام است

!نخیر

!روم تفکری است ابدی در ذهن خدا

.نمیدانستم مذهبی شده اید

.اهمیتی ندارد

اگر هیچ خدایی هم نبود، من .به آنان احترام میگذاشتم

اگر رومی وجود نداشت ... رویای او را میپروراندم

.آنگونه که دوست میداشتم

.میخواهم که به نوع خود باز گردی

.التماس میکنم

آیا مرا میخواهی یا سربازان را؟

.هردو. صادقانه بگو

اگر بجای من بودی، آیا علیه اسپارتاکوس موضع میگرفتی؟

.البته - چرا؟ -

اگر میخواهیم روم را نجات دهیم .چاره دیگری نداریم

!سزار

کدام روم؟

روم آنها

یا روم ما؟

.میدانی گراکوس دوست من است

.به او خیانت نمیکنم

سزار

کدام بدتر است: خیانت به دوست یا خیانت به خود روم؟

کراسوس عزیز .من با چنین گزینه ای روبرو نیستم

روبرو خواهی شد .زودتر از آنچه تصور کنی

بعدازظهر بخیر کراسوس .تمام روز بدنبالت بودم

.ارباب جدیدت

مجلس سنا تمام روز را پیرامون مسئله .اسپارتاکوس در شور بوده است

8لژیون داریم که بر او بتازند اما .کسی برای فرماندهی آنها نیست

همین که فرماندهی به ژنرالها پیشنهاد میشود

بسان استرهای از نفس افتاده .به خس خس میافتند

چنین همه گیریهایی را قبلا دیده ام شما چطور؟

سلامتی شما چطور است؟ - .عالی، میدانید که -

گویا سنا اکنون فرماندهی لژیونها را .به من پیشنهاد می دهد

.انتظارش را میکشیدید - .بله -

اما اندیشیده اید خدمات من چقدر گرانقیمت خواهند بود؟

.ما این روزها هرچیز دیگری را میخریم

دلیلی نیست که بما اتهام وطن پرستی بزنند. قیمتت چیست؟

انتخاب من بعنوان قنسول اول فرماندهی تمام لژیونهای ایتالیا

.و لغو اختیار مجلس سنا بر دادگاهها

.دیکتاتوری

.نظم

.وقتی شرایطم قابل قبول شد اطلاع دهید - .اکنون میتوانم بگویم -

.شرایط شما غیرقابل قبول اند - .بله، میدانم -

در این زمان شاید، اما زمان تغییر میکند .همینطور مجلس سنا

وقتی آن روز فرارسد .آماده خواهم بود

.ارادت مرا به همسرت برسان - .بزرگوارید -

.میدانی که حق با اوست

اگر درمورد اسپارتاکوس کاری نکنیم .مجلس سنا تغییر میکند

و کراسوس وارد شده و روم را از ارتش بردگان نجات میدهد

.و دیکتاتوری اعلام میکند

اما این، و همه چیز دیگر، بستگی .دارد اسپارتاکوس به کدام سو میپرد

.هم اکنون سعی دارد از ایتالیا خارج شود

اگر موفق شود، بحران خاتمه یافته است

.و کراسوس تا ابد در کناره گیری خواهد ماند

.ترتیبی داده ام تا اسپارتاکوس از ایتالیا بگریزد

شما چه کرده اید؟

.با دزدان دریایی سیلیس معامله کوچکی کردم

به آنها اطمینان دادم که ما دخالتی نمیکنیم

اگر آنها اسپارتاکوس و سپاه بردگانش را .به بیرون از ایتالیا ببرند

.پس اکنون با دزدان معامله میکنیم !ما با مجرمین چانه زنی میکنیم

.انقدر درمورد آن سرسخت نباش .سیاست حرفه ای عملی است

اگر مجرمی آنچه را تو میخواهی دارد .با او وارد معامله میشوی

چقدر با بریندیسی فاصله داریم؟

.حدود 15 فرسخ

.سپاه ما باید امشب را اینجا اردو بزند .هنوز شش ساعت از ما عقب هستند

.پتالوس، به بریندیسی برو .تیگرانیس را بیار اینجا

.مارکو برو به اسپارتاکوس گزارش بده

.به او بگو امشب کنار دریا اردو میزنیم

اگر همه چیز خوب پیش بره، پیش بینی من اینه .که میتونیم 150 کشتی در روز را بار بزنیم

.این به عهده توست دیانیسیوس .با دزدان دریایی سیلیس همکاری کن

.این کار سرشو گرم میکنه - .دیگه نمیخواد جایی برای خواب بگردم -

.کریخوس، دایما اخبار پومپی را بمن برسون

.ابدا غافلگیر نمیشیم. مطمئن باشید

هنوز هم باید در سرزمینهای پشتمون .گشت بذاریم تا سوار کشتی بشیم

.من اونارو سروسامون میدم

اسپارتاکوس، منطقه بندری در بریندیسی انبارهای غذا داره

.اما نه به اندازه تمام ناوگان

.اطراف شهر پراست از گله دام

.و بیشتر از حد نیاز نمک برای نگهداریشون داریم

.این کار با من

ببین چند نفر در اردوگاه داریم که .قبلا برده کشتی یا ملوان بودند

.تیگرانیس لوانتوس

.ژنرال عزیز من - !خوش آمدی تیگرانیس -

نه نه. نیازی نیست دنبال .محمل کشا بگردید تا آزادشون کنید

.با اسب اومدم

خدایان شما ایسیس و سراپیس .خیلی با ما خوب بودند

.معادل 100 کرور سسترس به شما بدهکاریم

ژنرال

.بار سنگینی از اخبار شوم دارم

چیه؟

.پومپی و ارتشش وارد ایتالیا شدند

.در مرز ریگیوم سه روز پیش

.ما گزارشات کاملی از تحرکات اونا داریم

اما این رو هم میدونید که

یک ناوگان رومی حامل لوکالوس و ارتشش

فردا به بندر بریندیسی میرسه؟

لوکالوس اینجاست؟ - .شما کشتیی ندارید -

.خودم تو بندر دیدمشون

ناوگان سیلیس به دلایل استراتژیک

.مجبور به عقب نشینی شده

عقب نشینی؟ - هیچ کشتیی نیست؟ -

دزدان دریایی سیلیس میتونند هر ناوگان .رومی که بادبان هوا کنه رو نابود کنند

اگر الان فرار میکنند .به این خاطر نیست که میترسند

.بهتره دلیل بهتری بمن بگی

.من هم به اندازه شما متاسفم ژنرال

!بلند شو! بالاتر

.روی انگشتای پات

.پوستمو میبرید - چرا سیلیسیها فرار کردند؟ -

.بهشون پول دادند

و کی بشون پول داد؟

کی؟

.کراسوس

.کراسوس خودش با ما نمیجنگه

.گزارشات میگند فرماندهی ارتش رو قبول نمیکنه

چرا باید به دزدان دریایی تو رشوه بده تا مانع فرار ما بشه؟

نمیدونم. چطور میتونم جواب بدم وقتی جوابی نیست؟

،بمن هم خیانت شده .همونطور که به شما شده

.جوابی وجود داره

باید جوابی برای همه چیز .وجود داشته باشه

.ما در سه فرسخی بریندیسی هستیم

.ریگیوم اینجاست

.پیشروی پومپی باید اونو تا اینجا آورده باشه

چهار روز فاصله داره .شایدم بیشتر

.لوکالوس فردا به بریندیسی میرسه

اگر با لوکالوس درگیر بشیم

پومپی زمان کافی خواهد داشت .به عقبه ما حمله کنه

اگر به غرب و مواجهه با پومپی بریم

.لوکالوس به عقبه ما حمله میکنه

.ارتش دیگه در سراسر ایتالیا اینجاست

.روم

!بله، البته

.کراسوس میخواد که ما به روم لشکر بکشیم

.تا بتونه علیه ما موضع بگیره

یعنی کراسوس میخواد ما به روم لشکرکشی کنیم؟

داره مجبورمون میکنه. میدونه که من نمیذارم بین دو تا ارتش

.گرفتار بشیم درحالیکه پشتمون دریاست

.میدونه که گزینه دیگر من رومه

.جایی بین راه بهم میرسیم

اگر مارو شکست بده ... میشه ناجی روم

.و اون میشه پیروزی نهاییش بر مجلس سنا

.ژنرال اجازه بدید تا دینم رو به شما بپردازم

در ازاء حق العمل اندکی

میتونم برای شما، خانوادتون و حتی فرماندهانتون ترتیبی بدم

تا مخفیانه از ایتالیا خارج شده و به هر کشور شرقی برده بشید

جاهاییکه مردانی با منزلت شما .ارج و احترام دارند

میتونید اونجا باقیمونده عمرتونو .مثل شاهان زندگی کنید

نظرتون چیه ژنرال؟

.برو گم شو

برم گم شم؟

.به شیپورزنها بگو شیپور گردهمایی بزنند

.امشب ارتش روم وارد بندر بریندیسی میشود

.ارتش دیگری از غرب به ما نزدیک میشود

آنها امیدوارند مارا بین خود اینجا پشت به دریا

.گرفتار کنند

.دزدان دریایی سیلیس به ما خیانت کردند .ما کشتیی نداریم

به دستور مجلس سنا

به اطلاع میرسد که ما مارکوس لیسینیوس کراسوس را

بعنوان قنسول اول روم و

فرمانده کل ارتش روم

.انتخاب کرده ایم

!درود بر کراسوس

.روم بما اجازه نخواهد داد از ایتالیا بگریزیم

ما چاره ای نداریم جز اینکه .به خود روم لشکر بکشیم

و این جنگ را همانگونه که باید :خاتمه می یافت به اتمام برسانیم

.با آزاد کردن تمام بردگان ایتالیا

من به شما رومی نو

ایتالیایی نو

.و امپراطوری نوی را نوید میدهم

من نابودی سپاه بردگان

و بازگرداندن نظم به سراسر

.سرزمینمان را نوید میدهم

من ترجیح میدهم اینجا باشم انسانی آزاد درمیان برادرانم

دربرابر راهی طولانی و جنگی سخت

تا اینکه ثروتمندترین شهروند روم باشم

چاق از غذایی که برایش زحمت نکشیده

.و دورتادورش را بردگان گرفته اند

من جسد زنده اسپارتاکوس را قول میدهم

.تا هر مجازاتی را که صلاح میدانید اجرا کنید

.آن یا سرش را

.به ارواح تمام نیاکانم عهد میبندم

در معبدی که نگاهبان

.استخوانهای آنهاست قسم خورده ام

!درود بر کراسوس

.ما راهی بس دراز را باهم پیموده ایم

جنگهای بسیاری را جنگیده ایم و .پیروزیهای بزرگی را بدست آورده ایم

اکنون، بجای اینکه سوار بر کشتی دریا را بسوی خانه هایمان طی کنیم

.بایستی دوباره نبرد کنیم

شاید در این عالم صلحی نیست

.نه برای ما و نه برای کسان دیگر .نمی دانم

اما بیقین میدانم

مادامیکه زنده هستیم

.باید به خویشتن وفادار بمانیم

بیقین میدانم که ما باهم برادریم .و بیقین میدانم که آزاد هستیم

.ما امشب حرکت میکنیم

!درود بر کراسوس

.درود و سلام بر تو کراسوس

.کایوس. آقایان

آرایشهای خود را گرفته اید؟

هر دسته ای آرایش خود را در جبهه .و آنجه انتظار میرود را میداند قربان

همه فرماندهان لزیونها تمام .دستورات نبرد را دریافت کرده اند

.عالیست. همه آرایشها اکنون تغییر میکند

تغییر میکند؟

میترسم اسپارتاکوس علاقه شدیدی .به نقشه های ما داشته باشد

.دستورات جدید نبرد به زودی صادر خواهند شد

اسپارتاکوس همه دلایل را دارد تا مطمئن شود از ارتشهای درحال تعقیب

.پمپی و لوکالوس پیشی گرفته است

با این حال، مسیرهایی در کوههای آپنینی وجود دارند

.که در هیچ نقشه ای نیستند

شاید جرات شما را استحکام بخشد که بدانید

پومپی در این لحظه در 10 فرسخی غرب ما اردو زده است

و ارتش لوکالوس از جنوب در حال نزدیک شدن به ماست

.درحالیکه شبها نیز پیشروی میکنند

قربان، اجازه دهید تا پیشاپیش پرافتخارترین .پیروزی دورانتان را تبریک بگوییم

!من بدنبال افتخار نیستم

.من بدنبال اسپارتاکوس هستم

.و آقایان، من بر گرفتن او اصرار دارم

با این حال این مبارزه صرفا برای .کشتن اسپارتاکوس نیست

.برای کشتن اسطوره اسپارتاکوس است

.میتوانید بروید آقایان

.درود بر کراسوس

.لنتولوس باتیاتوس منتظر شماست سرورم

چه کسی؟ .مربی گلادیاتورها قربان -

.بار دهید

،بزرگوارترین بزرگواران ... بمحض آنکه پیغامتان را دریافت کردم

.به حضور انورتان شرفیاب شدم

خوشحالم وقتتان را بمن .اختصاص دادید. بفرمایید

.چه سخاوتمند

-- فهمیدم --خبر یافتم

که اسپارتاکوس روزگاری تحت توجهات شما .آموزش دیده است

... بله. در واقع

اگر زیاد گفتنش ویرانگر نباشد

.من او را آنچه که امروز است ساختم

.واقعا باید به شما تبریک گفت

من از شما کمک میخواهم، از آنجایی که شما بخوبی میتوانید آنچه را تا کنون

من نتوانستم بدست بیاورم را فراهم کنید

.یعنی مشخصات ظاهری اسپارتاکوس

بله

.اما شما اورا دیدید

چی؟ - .در میدان مبارزه -

کی؟

.وقتی همراه با آن دو بانوی زیبا به مدرسه من آمدید

چی؟

.امیدوارم آنها هردو در سلامتی کامل باشند

آنها اورا انتخاب کردند تا دربرابر .درابای سیاه مبارزه کند

.سیاه در خاطرم هست - -خوب باید یادتان باشد، اگر خاطرم باشد -

اگر اجازه گفتنش را داشته، باشم اعلی حضرت

.ضربه خنجر شاهکاری بود .زاویه سختی بود

اسپارتاکوس حریفش بود؟ - .بله -

ظاهرش چگونه بود؟

آیا برای اعلی حضرت اهمیتی دارد؟

بله، برای هر مردی که عاشق روم است و .آرزو دارد قدرت او را ببیند

.هردو ما وطن پرستان روم هستیم قربان

.شما از نوع بزرگوارش .من، البته، حقیرش

.اما هردو ما به انصاف رومی معتقدیم

اگر چیزی از من میخواهید

و من نگویم که من هم چیزی از شما میخواهم

در آن صورت برای .وجدان خودم احترامی قائل نیستم

.قیمتت را بگو

اگر-- نه

وقتی فردا پیروز میشوید

قاعدتا بازماندگان به حراج گذاشته میشوند

.تا مخارج این لشکرکشی فهرمانانه تامین شود

ممکن نیست کارگزار آن حراج کسی باشد

که شریک این لحظه کوچک تاریخ ساز است سرورم؟

.من تو را کارگزار حراج بازماندگان منسوب میکنم

درعوض، تو تا آخر نبرد میهمان ما خواهی بود

و مرا در شناسایی اسپارتاکوس .یاری خواهی کرد

تا آخر نبرد؟

.اشتباه منظورم را فهمیدید .من غیر نظامی هستم

.حتی از هر غیرنظامی دیگری غیر نظامی ترم

اگر مایلید چنین بمانید

اکیدا توصیه میکنم اینجا بمانید .و مهمان ما باشید

!نگهبان

مارکوس لیسینیوس کراسوس قدرقدرت محبوب من

اگر این اسپارتاکوس بود که از میدان نبرد گذشت و

بدنبال شما آمد چه؟

در چنین شرایطی هیچ شکی ندارم که

.تو به او کمک میکنی

.این مرد تا پایان جنگ با ما خواهد ماند

.آسایش اورا فراهم کنید .اجازه ندهید احساس تنهایی کند

مادر؟ مادر؟

کی میریم خونه؟

.بخواب عزیزم

هنوز درد نداری؟

.بچه بدیه .منو با مشت میزنه

.میخواد مادرشو ببینه گناهی کرده؟

میتونی حسش کنی؟

.نه نمیتونم

.امیدوارم تا به روم برسیم صبر کنه

!روم

.هنوز مارو شکست ندادند

نه

اما گذشته از اینکه چند بار ما شکستشون بدیم

.انگار ارتش دیگری دارند که علیه ما بفرستند

.و یکی دیگه

وارینیا، انگار چیزی رو شروع کردیم

.که پایانی نداره

اگه فردا تموم بشه .ارزششو داره

.وارینیا، منو ضعیفم نکن

.تو اونقدر قوی هستی که ضعیف بشی

.تورو بیشتر از زندگیم دوست دارم

اما گاهی حتی وقتی تو اینجا کنارم خوابیدی

خیلی احساس تنهایی میکنم

یه خدایی رو برای برده ها تصور میکنم

.و دعا میکنم

چی ازش میخوای؟

.یه پسری که آزاد بدنیا بیاد

.من هم واسه همین دعا میکنم

.مواظب پسرم باش وارینیا

اگر منو ندید

بهش بگو من کی بودم و .چه رویایی داشتم

حقیقت رو بش بگو. کسای .زیادی هستند که بهش دروغ بگند

.من بدون تو نمیتونم زندگی کنم اسپارتاکوس

.برای من و تو هیچ بدرودی نخواهد بود

مادامی که یکی از ما زنده است

.همه ما زنده ایم

حسش کردم. تو هم حسش کردی؟

.آره حس کردم - خیلی قوی بود. دردت نیومد؟ -

.خیلی قوی بود

لوکالوس و پمپی

تعداد اسرا را شمارش کرده اید؟

.هنوز شمارش نهایی را نکرده ایم قربان

برای شما حامل پیغامی از سرورتان

مارکوس لیسینیوس کراسوس

.فرمانده ایتالیا هستم

بفرمان بسیار بخشنده اعلی حضرت

.جان شما بخشیده میشود

برده بودید

.و برده میمانید

اما مجازات وحشتناک تصلیب

تنها به یک شرط

کنار گذاشته میشود که شما جسد مرده

یا شخص زنده برده ای بنام .اسپارتاکوس را شناسایی کنید

!اسپارتاکوس منم !اسپارتاکوس منم

ببخشید که یکی از آخرینها هستم .که به شما تبریک میگویم سرورم

شایعه زشتی سراسر اردوگاه منتشر شده

.که اسرا به صلیب کشیده خواهند شد

.حقیقت دارد

شاید این لحظه باید به اعلی حضرت یاداوری کنم

که روز پیش شما بمن قول دادید .که در حراج آنها کارگزار خواهم بود

شب پیش هم تو بمن قول اسپارتاکوس را دادی. کجاست او؟

در عوض من به تو قول بازماندگان را دادم

.که کسی باقی نخواهد ماند

.این ورونیاست - .بله یادم هست -

تو زن اسپارتاکوس هستی؟

.من همسرش هستم

و این بچه اوست؟

.بله

اسپارتاکوس کجاست؟

.مرده

کشته شدنش را دیدی؟

.بله

دروغگو. کجاست؟

حداقل کسی باقی مانده .که ارزش فروش داشته باشد، بزرگوار

.حتی بچه را بعنوان سرمایه گذاری میپذیرم

چند نفر زن اسیر شده اند؟ - .کمتر از 40 نفر قربان -

اکثر آنهایی که زنده ماندند .با بچه هایشان به تپه ها گریختند

میتوانی همه آنها را بفروشی .اما این زن را هرگز

.اما شما آنها را ندیده اید سرورم

آنها زشتی بینظیری دارند. حتی یک .نابغه هم نمیتواند آنها را بفروش برساند

.این رذل پست را با شلاق از اردوگاه بیرون کنید

این زن و بچه اش باید به .خانه من در روم برده شوند

!نگهشان دارید - !بایستید -

آنتونیوس؟

فرمانده

برده ها کنار جاده به صلیب کشیده شوند

.تمام فاصله اینجا تا دروازه های روم

.این مرد را تا انتها نگه دار

.و نیز آن مرد را

.ادامه دهید - !راه بیافتید -

.بیشتر از گورخر رو پشتم خط دارم

هربار که دست به زخمهایم میزنم

.مثل چکاوک آواز میخوانند

اما با این وجود ... گمان کنم چیزی را یافتم

.که قبلا هرگز با تمام ثروتم نداشتم - چه چیزی؟ -

بهم نخندید .اما فکر میکنم بزرگی

در روم بزرگی عمر را کوتاه میکند

.حتی بیشتر از بیماری

خدایان حتما تو را برای .کار بزرگی نگه داشته اند

اینطور فکر میکنید؟

هرکس گمان کند من برای .هیچ خبرچینی میکنم احمق است

.من شلاق را بدون شکوه تحمل کردم

.بله واقعا، این مثل هجمه بد بزرگی میماند

با این حال امیدوارم این عزم تو را

از انتقامی که میخواستی از .کراسوس بگیری سست نکرده باشد

نه برعکس. حتی عزمم را .مستحکمتر هم میکند

.خوشحالم میشنوم

.این زن وارینیا در خانه اوست .همه روم این را میدانند

زبانهای بدخواه حتی میگویند

برای اولین بار در عمرش .او گرفتار عشق شده است

برق عجیبی وقتی اول بار او را دید .در چشمانش دیدم

زن بزرگی نیاز است تا

.کراسوس را از عشق به خودش بازدارد

.من به تو صادقانه اعتراف میکنم گراسوس

.او به آن زشتی که میگفتم نیست

!بزرگی و صداقت در یک روز .به سختی تورا میشناسم

.اما او زنی است غیر ممکن - زیبا؟ -

.زیبا؟ آری زیبا

هرچه بیشتر زنجیر بر او میبندی .کمتر شبیه برده ها بنظر میرسد

مغرور؟ - .مغرور، مغرور -

خیال میکردی تسلیم مرد درستی میشود

.که عذاب آور است

.از کراسوس خوشم می آید .بیا او را از عذابش نجات دهیم

.این زن را بدزدیم

زن را بدزدیم؟ چرا؟

من دیگر نمیتوانم در مجلس سنا به کراسوس ضربه ای بزنم

اما میتوانم به جایی که او بیشتر .احساس میکند ضربه بزنم: به غرورش

.به دشمنمان از داخل یورش میبریم

نقشه عالی ست

.اما امیدوارم پیشنهاد نکنید که من زن را بدزدم

.بله

.تعدادی اسب با گاری سایبان دار تهیه کن

.قبل از شامگاه او را اینجا بیاور

.شهامت را به حسنهای تازه ات اضافه کن

یک کرور سسترس تو را باشهامت میکند؟

یک کرور؟

بنظر میرسد کراسوس رفته رفته -در ذهن محو میشود اما

.بیشتر اورا محو کنیم !دو کرور تمام

.دو کرور

برای چنین مبلغی .به خود ژوپیتر هم رشوه میدهم

.با مبلغ کمتری، من داده ام

.ببخشید سرزده وارد شدم

میدانید که من عادت ندارم .بدون دعوت وارد خانه شما شوم

... تو همیشه به اینجا خوش آمدی

.بعنوان شاگرد

.تنها نیستی - خیر -

.اینبار برای درس دادن آمدی

به صف کراسوس پیوستی؟

مرا دستگیر میکنید؟ - خیر -

.اما باید از شما بخواهم فورا با ما به سنا بیایید

آنچه میکینم برای خودم نیست

.بلکه برای روم است

!طفلک روم بیچاره

.برویم تا از کراسوس بیشتر درمورد روم بشنویم

آیا واقعا میپنداشتی 500 سال عمر روم را

میتوان به راحتی به چنگال عوام سپرد؟

تاکنون 600 جسد بردگان بر صلیب دو سوی

.جاده آپیا را گرفته اند

فردا باقیمانده آنها در معبد نیاکانم

تا پای جان نبرد میکنند تا .قربانی برای آنان باشد

همانگونه که این برده ها مرده اند توده های تو نیز اگر یک آن

.در وفاداری به نظم نوین امور بلغزند خواهند مرد

.دشمنان دولت مشخص اند

.دستگیریها در جریان است .زندانها در حال پر شدن

در هر شهر و ایالت فهرست .خیانتکاران جمع آوری شده است

فردا هزینه حماقت وحشناکشان را خواهند فهمید

.خیانتشان را

نام من کجای فهرست

دشمنان خاین به دولت قرار دارد؟

.در صدر

.اما از تو هیچ میل انتقامی ندارم

.به اموال تو تعرضی نمیشود

.تو مقام و لقب سناتور روم را حفظ خواهی کرد

خانه ای

در مزرعه ای در پایسنیوم برای .تبعید تو تهیه شده است

.میتوانی زنانت را نیز با خود ببری

چرا باید چنین آشکارا زنده بمانم؟

پیروان تو آنقدر فریفته هستند .که بو تو اعتماد کنند

قصد دارم فردا برایشان برای صلاحشان

.و آتیه آرام و ثمربخششان با آنها سخن بگویی

من بعد، گاهگاهی شاید مفید بدانم

تا تورا به روم بازگردانم تا وظیفه ات به او را

در آرام ساختن روحیه حسود

.و ذهن آشفته به انجام برسانی

تو آنان را متقاعد خواهی کرد که سرنوشت و نظم را بپذیرند

.و به خدایان اعتماد کنند

.میتوانی بروی

!بایستید

حالا چرا پشت پرده پنهان شدی؟

.حالا بهتر شد

.اون لباس هفته ها از عمر زنی رو گرفته

تو که باید بهتر از هر کس دیگه

.بیا اینجا

این مال یک ملکه بود

.ملکه ایران

.سنگینه

.زمان که بگذره برات سبک میشه

.بنشین

کمی جوجه و عسل میخوری؟

نه

.خوشت میاد

و یک قاچ طالبی؟

.و کمی هم شراب البته

.بخور

.من دستور خوردن به تو ندادم

.ازت دعوت کردم

فکر میکنی تجمل اطرافت

صحبت رو مشکل میکنه؟

من چرا اینجام؟

.سوال خوبیه

.سوال زنها

.کاش جوابش هم به همین خوبی و سرراستی بود

بچه ... رشد میکنه؟ - .بزرگ میشه -

.دیروز براش دایه خریدم

.امیدوارم شیرش بش بسازه

.فرستادمش رفت

.ترجیح میدم خودم از بچه مراقبت کنم

.مطمئن نیستم موافق باشم

.تورو تو زندگی قدیمت نگه میداره

.میخوام که تو به زندگی جدیدت نگاه کنی

.من به زندگی جدید اینجا اهمیت نمیدم

حیات بچه ت برات اهمیت داره مگه نه؟

چرا منو با بچه م تهدید میکنی؟

من مال توام. میتونی هروقت که بخوای .منو پیش خودت بیاری

.اما نمیخوام من تورو بیارم

.میخوام تو خودت بیای

.من عشق تورو میخوام وارینیا

فکر کردی میتونی با تهدید جون بچه م

منو عاشق خودت کنی؟

.من جون بچه تو تهدید نکردم

.متاسفم برات وارینیا

.نباید تا ابد عزادار باشی

.من عزادار نیستم

.دارم بخاطر میارم

آیا من مزاحم خاطراتت هستم؟

.نه

تو با مهارت بز کوهی روی لبه ی

!حقیقت و توهین قدم برمیداری

وقتی به اسپارتاکوس فکر میکنی چی بخاطر میاری؟

ناراحتت نمیکنه درموردش حرف میزنی؟

.نه

خوب پس

واقعا چه جور مردی

بود؟

مردی بود که تنهای تنها مثل

.یک حیوان شروع کرد

اما روزی که مرد

.هزاران هزار حاضر بودند بجاش بمیرند

چی بود اون؟ از خدایان بود؟

.از خدایان نبود

.مردی ساده بود

.برده

.عاشقش بودم

!او شورشی بود !جانی بود

دشمن هر چیز خوب و قشنگی .که روم تاحالا ساخته بود

.لعنت بر تو! بگو ببینم

چرا عاشقش بودی؟ - .نمیتونم به تو بگم -

نمیتونم چیزای رو که هرگز .نمی فهمی به تو بگم

.اما من میخوام بفهمم

نمی بینی؟ .من باید بفهمم

تو از او میترسی مگه نه؟

به این خاطر همسرشو میخوای

.تا ترست رو با چیزی که او داشته تسکین بدی

وقتی اینقدر ترسیده باشی .هیچ چیز چاره گر نیست

.هیچ چیز

.خواهیم دید

میتونستیم پیروز بشیم ما؟

میشد اصلا پیروز شد؟

فقط با جنگیدن با اونها .چیزی رو بدست آوردیم

وقتی فقط یک نفر میگه «نه من نمیکنم»

.روم رو ترس میگیره

و ما هزاران هزار بودیم که گفتیم «نه»

.این معجزه بود

دیدن برده هایی که سر از خاک بلند میکنند

دیدن آنها وقتی از تعظیم برمیخیزند

افراشته می ایستند

با ترانه ای بر لبهایشان

وقتی میشنوی

با فریاد مثل طوفان از کوهها سرازیر میشوند

وقتی صدای ترانه هاشان را در دشت میشنوی

.و حالا مرده اند

.مرده

وارینیا

.مرده

.همینطور بچه

.همشون

از مردن میترسی اسپارتاکوس؟

نه بیشتر از وقتی که .میخواستم بدنیا بیام

تو میترسی؟

.آری

!درود بر قنسول

!نگهبانها برخیزید

گلادیاتورها کجا هستند؟ - .آنجا قربان -

آنتونیوس، شب به کندی میگذره مگه نه؟

اسپارتاکوس

تو خودش هستی

مگه نه؟

گلادیاتور .من مارکوس لیسینیوس کراسوس هستم

.وقتی باهات حرف میزنم باید جواب بدی

!یوزباشی

.اکنون مبارزه میکنند .قل و زنجیرشان را باز کنید

به همه مردم شهر اعلام شده فردا

.در معبد نیاکان شما میجنگند

.آنها اکنون میجنگند، برای من !همینجا

.تا سرحدمرگ

.و پیروز به صلیب کشیده میشود

.اسطوره برادری بردگان را به آزمون میگذاریم

.بازشان کنید

.حلقه تشکیل دهید

.لذت یک مبارزه را نصیبشون نکن

.گاردت رو پایین بگیر .در حمله اول میکشمت

.نمیگذارم تو را به صلیب بکشند - !این آخرین فرمان منه. اجراش کن -

.شروع کنند

.نمیگذارم تو را به صلیب بکشند

میفهمی چقدر طول میکشه تا روی صلیب جون بدی؟

.مهم نیست برام

.منو ببخش آنتونیوس

من دوست دارم اسپارتاکوس .همونطور که پدرم را دوست داشتم

دوستت دارم

.مثل پسرم که هرگز نمی بینمش

.بخواب

.اینم پیروزی تو

.او بازمیگرده

او بازمیگرده و .کرورها کرور خواهد بود

نمیدونم اسپارتاکوس چی میگفت

اگر میفهمید که اون زن، وارینیا و بچه ش

در خانه من برده هستند؟

.بله

!به صلیبش بکشید

هیچ قبری برایش نکنید .و نشانی برایش نگذارید

جسدش را بسوزانید و .خاکسترش را مخفیانه بر باد دهید

از او میترسید کراسوس؟

.نه وقتی با او میجنگیدم

.میدانستم شکست پذیر است

اما اکنون ازو میترسم .حتی بیشتر از تو

من؟ - .بله سزار عزیز من -

!تو

.نامه به رئیس مجلس سنا را اینجا نمی بینم

.جولیا، من از صدای گریه خوشم نمیاد

.اینجا خانه شادی ست .لطفا بس کن

.بالاخره آمدید. برو بیرون جولیا این همه مدت کجا بودید؟

.شهر پر است از لژیونهای کراسوس .پنهان شده بودیم

.من روم را بخوبی کاپوا بلد نیستم

.همه را دارند دستگیر میکنند

پس این زنی ست

که 8 لژیون رومی کراسوس را نیاز بود .تا بچنگش بیاوری

.کاش وقت داشتم تا با تو آشنا شوم عزیزم

از بخت بد باید راهی مقصدهایی

.متفاوت شویم

کجا میرویم؟ - .شما به آکویتانیا میروید -

.فرماندارش یکی از عموزادگان بیشمار من است

.این مجوز اعضای مجلس سنا ست .در همه جای دنیای شناخته شده معتبر است

چرا من باید به آکویتانیا بروم؟

.چون من از تو میخواهم

شما خیلی لطف دارید گراکوس -اما ترجیح میدهم

.پولی را که قول داده بودم دو برابر میکنم .این 4 کرور سسترس برای تو

چهار کرور؟

.بگیر. نامه آزادی برای این زن

این هم یک سند کوچولوتر برای بچه

.که به نسبت اندازه ش تنظیم کردم

شما کجا میرید؟

.پایسنیوم

پایسنیوم؟ .غمزده ترین شهر ایتالیا ست

میشه دیگه تنهام بذارید؟

.همراه من بیایید

.مواظب باشید که من پول را بهدر نمیدهم

.مسخره نباش .من یک سناتورم

میشه لطفا قبل از اینکه سربازها برسند برید؟

.اگر کراسوس اینجا بود حسودیش میکرد

.برو و لذت من را کامل کن

.اشکهات را نگه دار .نگهشون دار برای سفر

.اینطور زیباترست

!ایست

.مشخصات خود را بگویید لطفا

.لنتولس باتیاتوس - .پیاده شوید و مشخصات خود را بگویید -

.من به این طرز صحبت اعتراض دارم - .من مامورم و معذور -

پیاده شوید و مشخصات خود را بگویید .لطفا

همانطور که گفتم من لنتولوس باتیاتوس .مربی گلادیاتورها، اهل کاپوا هستم

-او .خواهرزن من است

.بانو، خواهش میکنم

او با نوزادش

به آکویتانیا سفر میکند و . مجوز مجلس سنا را دارد

.باروبندیلش را بازرسی کن - .سخنی نگو خواهش میکنم -

چه گفتید؟

.به بانو بگویید هیچ تاخیری جایز نیست - .الساعه -

.حرکت کنید

.این پسر توست

.او آزاده اسپارتاکوس

!آزاد

.او آزاده

.او تورو بخاطر میسپاره اسپارتاکوس

.چون من بهش میگم

.بهش میگم پدرش کی بود و چه رویایی داشت

.وارینیا، بهمون رحم کن .سوار گاری شو

.عشق من، عمر من

.خواهش میکنم بمیر. بمیر

.خواهش میکنم، خواهش میکنم بمیر، عشق من

!وای خدایا چرا نمیتونی بمیری؟

.بیا

.خداحافظ عشق من، عمر من

.خداحافظ، خداحافظ

esmael368@yahoo.com ترجمه www.01.filmvare.com/forum

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.